♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥
صفحه 8 از 14 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 139
  1. #71
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    برخى ديگر از آيات ذكر
    1 - ترغيب به ذكر خدا و تعريف ذكر كنندگان
    ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنكر و لذكر الله اكبر(772)
    ((همانا نماز از فحشاء و منكر باز مى دارد، و ياد خدا بزرگتر است )).
    رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكرالله و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة يخافون يوما تتقلب فيه القلوب والابصار(773)
    ((مردانى كه تجارت و بيع ، (كسب ) آنها را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و دادن زكات باز نمى دارد، از روزى كه دلها و ديده ها در آن مضطرب مى گردد همى ترسند)).
    انما المؤمنون الذين اذا ذكرالله وجلت قلوبهم (774)
    ((مؤمنان ، كسانى هستند كه هرگاه ياد خدا شود دلهاى آنان مى ترسد)).
    الذين اذا ذكرالله وجلت قلوبهم (775)
    در وصف مخبتين : ((كسانى هستند كه هرگاه ياد خدا شود دلهاى آنان مى ترسد)).
    انما يؤ من باياتنا الذين اذا ذكروا بها خروا سجدا(776)
    ((همانا كسانى به آيات ما ايمان دارند كه هرگاه به آيات خدا تذكر داده شوند به حالت سجده به رو مى افتند)).
    2 - امر به زياد ياد كردن خدا (كثرت ذكرالله )
    لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجواالله واليوم الاخر و ذكر الله كثيرا(777)
    ((به تحقيق براى شما هست در پيامبر خدا قدوه اى (الگوئى ) نيكو، براى هر كسى كه به خدا و روز قيامت اميد بسته است ، و خدا را بسيار ياد مى كند)).
    توضيح : لغت ((اسوه )) مثل ((قدوه )) است هم لفظا و هم معنا يعنى حالتى است كه در انسان كه ديگران در اتخاذ آن حالت از او متابعت كنند. و ما به جهت نداشتن لفظ مشابهى با آن در فارسى ، به الگو ترجمه كرديم .
    واذكر ربك كثيرا و سبح بالعشى والابكار(778)
    ((پروردگار خود را بسيار ياد كن ، و در بامداد و شبانگاه او را تسبيح گوى )).
    اءاله مع الله قليلا ما تذكرون (779)
    ((آيا با خدا خدائى هست ؟! ليكن كمتر متذكر مى شويد)).
    وابتغوا من فضل الله و اذكروالله كثيرا لعلكم تفلحون (780)
    ((از فضل خدا طلب كنيد، و خدا را زياد ياد كنيد، تا شايد رستگار شويد)).
    الا الذين آمنوا و عملواالصالحات و ذكروا الله كثيرا(781)
    اين آيه شعراء ياوه گوى زمان جاهليت را مورد مذمت قرار داده و همه آنها را نكوهش مى كند، در آن ميان تنها گروهى را استثنا مى كند، كه ايمان آورده و همواره به ياد خدا باشند.
    ((مگر آنانكه ايمان آورده و كارهاى صالح انجام داده اند و خدا را زياد ياد نموده اند)).
    ولا يذكرون الله الا قليلا(782)
    ((خدا را ياد نمى كنند جز اندك )).
    واذكر اسم ربك بكرة و اصيلا و من الليل فاسجد له و سبحه ليلا طويلا، ان هؤ لاء يحبون العاجلة و يذرون و رائهم يوما ثقيلا(783)
    ((نام پروردگار خود را در بامداد و شامگاه ياد كن ؛ و پاره اى از شب را به سجده بپرداز؛ و در شب دراز او را تسبيح گوى .
    اينان دنياى عاجل را دوست دارند و روز سختى را در دنبال خود بجاى مى گذارند)).
    يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا(784)
    ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد خدا را زياد ياد كنيد؛ و او را در بامدادان و شب هنگام تسبيح كنيد)).
    اننى انا الله لا اله الا انا فاعبدنى و اقم الصلوة لذكرى (785)
    ((همانا منم الله ، جز من خدائى نيست ، پس مرا پرستش كن ، و نماز را بياد من بپا دار)).
    فاذا قضيتم الصلاة فاذكروا الله قياما و فعودا و على جنوبكم فاذا اطماءننتم فاقيموا الصلاة ان الصلاة كانت على المؤمينين كتابا موقوتا(786)
    ((پس آنگاه كه نماز را (در حال جنگ بطور قصر) بجاى آورديد (باز) خدا را در حالت ايستاده و نشسته و به پهلو خوابيده ، ياد كنيد.
    پس از آنكه آرامش حاصل كرديد نماز را (بطور تمام ) بر پا داريد، كه نماز در اوقات معين بر مؤمنان نوشته شده است )).
    والذاكرين الله كثيرا والذاكرات اعدالله لهم مغفرة و اجرا عظيما(787)
    ((براى مردانى كه خدا را بسيار ياد كنند و زنانى كه خدا را بسيار ياد كنند، خدا آمرزش و پاداشى بزرگ مهيا ساخته است )).
    كى نسبحك كثيرا و نذكرك كثيرا(788)
    موسى (عليه السلام ) هنگامى كه از خدا درخواست مى كرد كه هارون برادر او را وزيرش سازد و با او پشتش را نيرومند سازد گفت : ((تا تو را زياد تسبيح كنيم و تو را زياد ذكر كنيم )).
    3 - ذكر خدا در مواقع گوناگون
    ذكر خدا در همه حال
    الذين يذكرون الله قياما و قعودا و على جنوبهم و يتفكرون فى خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار(789)
    - در وصف عاقلان ((آنانكه خدا را به حالت ايستاده ، و نشسته و به پهلو خوابيده ، ياد مى كنند و در آفرينش آسمانها و زمين تفكر مى كنند (و مى گويند) پروردگارا اين (جهان ) را بيهوده نيافريدى ، تو منزهى ، پس ما را از عذاب آتش نگهدار)).
    واذكر ربك اذا نسيت (790)
    ((ياد كن پروردگار خود را هرگاه فراموش كردى )).
    والذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا الله (791)
    ((آنانكه هرگاه عمل بسيار قبيحى را مرتكب شده يا بر خويشتن ظلم كردند خدا را ياد مى كنند)).
    تفسير: كلمه فاحشه را كه در اين آيه آمده ، مطابق لغت ، عمل بسيار قبيح ترجمه كرديم ، ولى برخى از مفسران به زنا، و برخى ديگر به گناه بزرگ تفسير نموده اند.
    يا ايها الذين آمنوا اذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا الى ذكرالله و ذرواالبيع ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون (792)
    ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد، هرگاه ندا شد براى نماز روز جمعه ، بشتابيد به سوى ياد خدا، و رها كنيد بيع و كسب را كه آن براى شما بهتر است اگر بدانيد)).
    يا ايها الذين آمنوا اذا لقيتم فئة افثبتوا و اذكرواالله كثيرا لعلكم تفلحون (793)
    ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد هرگاه با گروهى (در پيكار) روبرو شديد پايدارى كرده و خدا را زياد ياد كنيد؛ شايد رستگار شويد)).



    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  2. #72
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    - ياد خدا در مواقف حج
    فاذا اءفضتم من عرفات فاذكروا الله عندالمشعر الحرام واذكروه كما هديكم (794)
    ((هرگاه كه از عرفات متفرق شديد خدا را در نزد مشعرالحرام ياد كنيد؛ و او را ياد كنيد همانطور كه شما را هدايت كرد)).
    والبدن جعلناها لكم من شعائر الله لكم فيها خير فاذكروا اسم الله عليها صواف (795)
    ((شتران قربانى را (در مناسك حج ) براى شما را از شعائر خدا قرار داديم ، براى شما در آنها خير است ، در حال صف (كيفيت خاص كشتن شتر) اسم خدا را ببريد)).
    فاذا قضيتم مناسككم فاذكرواالله كذكركم آبادئكم او اشد ذكرا(796)
    ((آنگاه كه مناسك خود را بجاى آورديد خدا را ياد كنيد بمانند ياد كردن پدران خود يا يادى كه شديدتر از آن باشد)).
    و اذكروا الله فى ايام معدودات (797)
    ((خدا را ياد كنيد در روزهاى شمرده شده )).
    و يذكروا اسم الله فى ايام معلومات (798)
    ((ياد كنند نام خدا را در روزهاى معلوم )).
    ولكل امة جعلنا منسكا ليذكروا اسم الله (799)
    ((براى هر امتى گونه اى از عبادت (يا پرستشگاه و مركز عبادت ) قرار داديم تا نام خدا را ياد كنند)).
    4 - توبيخ بر ترك ذكر خدا
    ولا تكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم اولئك هم الفاسقون (800)
    ((نباشيد مانند كسانى كه خدا را فراموش كردند پس خدا، خودشان را از يادشان برد، فاسقان همانانند)).
    اقترب للناس حسابهم وهم فى غفلة معرضون (801)
    ((به مردم حسابشان نزديك شد، در حالى كه در غفلت بوده (و از ياد روز كيفر) رو گردانند)).
    والذين كفروا عما انذروا معرضون (802)
    ((آنانكه كافر شدند از آنچه ترسانده شدند روگردانند)).
    فما لهم عن الذكرة معرضين (803)
    ((چه شده بر آنان كه از آنكه ترسانده شده اند روگردانند)).
    فان اعرضوا فقل انذرتكم صاعقة مثل صاعقة عاد و ثمود(804)
    ((اگر اعراض كنند بگو شما را به مانند صاعقه عاد و ثمود مى ترسانم )).
    و عرضنا جهنم يؤ مئذ للكافرين عرضا الذين كانت اعينهم فى غطاء عن ذكرى (805)
    ((در روز قيامت دوزخ را به كافران عرضه مى كنيم عرضه كردنى ، آنانكه ديدگانشان از ياد من در پرده است )).
    يعنى : ديده حق بين ندارند، و با ديدن موجودات عالم آفرينش ، خداى آفريدگار جهان را به ياد نمى آوردند)).
    والذين اذا ذكروا بايات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا(806)
    (((در وصف مردمان صالح ) آنانكه هرگاه آيات خدا به آنها تذكر داده شود كور كورانه در آن آيات ننگرند)).
    و اذا ذكرالله وحده اشماءزت قلوب الذين لا يؤ منون بالاخرة و اذا ذكرالذين من دونه اذا هم يستبشرون (807)
    ((چون نزد مردم بى ايمان به آخرت ، خدا را به يكتائى ياد كنند از ذكر حق سخت ملول و دلتنگ مى شوند، و هرگاه ذكر غير خدا كنند خرم و دلشاد مى گردند)).
    و من يعرض عن ذكر ربه يسلكه عذابا صعدا(808)
    ((و هركس از ياد خداى خود اعراض كند خدا به عذابى سخت معذبش ‍ گرداند)).
    و من اظلم ممن منع مساجدالله ان يذكر فيها اسمه (809)
    ((چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد جلوگيرى كند)).
    و اذا ذكروا لا يذكرون (810)
    ((هنگامى كه تذكر داده شوند متذكر نمى شوند)).
    وهم بذكر الرحمن هم كافرون (811)
    ((آنان به ياد خداى مهربان كافر هستند)).
    قل من يكلؤ كم بالليل والنهار من الرحمن بل هم عن ذكر ربهم معرضون (812)
    ((بگو كيست به جز خداى مهربان كه شما را در شب و روز نگهدارى مى كند، ولى آنان از ياد خدا روگردانند)).
    و من يعش عن ذكر الرحمن نقيض له شيطانا فهو له قرين (813)
    ((هر كس از ياد خدا اعراض كند شيطانى به سوى او مى فرستيم ؛ پس ‍ همواره آن شيطان قرين او خواهد بود)).
    من اءعرض عنه فانه يحمل يوم القيمة وزرا خالدين فيه و ساء لهم يوم القيمة حملا(814)
    ((هر كس از قرآن روگردان شود روز قيامت بار سنگينى از گناه را حمل خواهند كرد؛ و در (عذاب ) آن جاويدان خواهند بود و براى آنان روز قيامت محموله بدى خواهد شد)).
    و من اظلم ممن ذكربايات ربه ثم اعرض عنها(815)
    و من اظلم ممن ذكر بايات ربه فاعرض عنها(816)
    ((چه كسى ستمكارتر است از كسى كه به آيات خدا تذكر داده شده و سپس از آنها روگردان شود؟!))
    و من اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا(817)
    ((هر كس از ياد من روگردان شود براى اوست زندگانى تنگ )).
    استحوذ عليهم الشيطان فانسيهم ذكر الله (818)
    ((شيطان بر آنان چيره شده و ياد خدا را فراموش كرد)).
    يا ايها الذين امنوا لا تلهكم اموالكم ولا اولادكم عن ذكرالله و من يعفل ذلك فاولئك هم الخاسرون (819)
    ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد اموال و اولادتان شما را از ياد خدا سرگرم نسازد، آنانكه چنان كنند زيانكارانند)).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  3. #73
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥





    5 - نهى از قساوت دل به ترك ياد خدا
    فويل للقاسية قلوبهم من ذكر الله (820)
    ((واى بر سنگدلان از ياد خدا)).
    ثم قست قلوبكم من بعد ذلك فهى كالحجارة اواشد قسوة و ان من الحجارة لما يتفجر منه الانهار و ان منها لما يشفق فيخرج منه الماء و ان منها لما يهبط من خشية الله و ماالله بغافل عما تعملون (821)
    ((دلهاى شما بعد از آن ، سخت شد آنها مانند سنگ است يا سخت تر از آن ، همانا از برخى از سنگها نهرها مى جوشد، و برخى از آنها شكافته شده و از آن آب بيرون مى آيد، و برخى از آنها از ترس خدا فرود مى آيد. خدا از آنچه مى كنيد غافل نيست )).
    فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسية (822)
    ((به سبب آنكه آنان عهد خود را شكستند، آنها را لعنت كرديم و دلهايشان را سخت نموديم )).
    ليجعل ما يلقى الشيطان فتنة للذين فى قلوبهم مرض والقاسية قلوبهم (823)
    ((تا خدا به آن القائات شيطانى ، كسانى را كه دلهاشان مبتلا به مرض ‍ (مانند نفاق و غيره ) و قساوت است بيازمايد)).
    الم ياءن للذين امنوا ان تخشع قلوبهم لذكرالله و ما نزل من الحق ولا يكونوا كالذين اءوتوالكتاب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون (824)
    ((آيا وقت آن نشده است تا دلهاى كسانى كه ايمان آورده اند، به نام خدا و آنچه از حق بر آنها نازل شده خاشع گردد، و همانند كسانى نباشند كه از پيش بر آنها كتاب نازل شده بود، پس روزگار طولانى بر آنان نگذشت كه دلهايشان قساوت پيدا كرده و بسيارى از آنان فاسق شدند)).
    6 - ذكر: (ياد آورى ) نعمتهاى خدا
    و اذكروا نعمت الله عليكم (825)
    ((نعمت خدا را كه بر شما ارزانى داشته ياد كنيد)).
    يا ايها الناس اذكروا نعمت الله عليكم (826)
    ((اى مردمى كه ايمان داريد نعمت خدا را كه به شما داده ياد كنيد)).
    فاذكروا الاء الله لعلكم تفلحون (827)
    ((نعمتهاى خدا را ياد كنيد تا باشد كه رستگار شويد)).
    واذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم (828)
    ((نعمت خدا را كه بر شما (ارزانى داشته ) ياد كنيد، آنگاه كه دشمن (همديگر) بوديد، پس بين دلهاى شما الفت ايجاد كرد)).
    و اذكروا نعمة الله عليكم و ميثاقه الذى و اثقكم به (829)
    ((نعمت خدا را كه بر شما (داده ) و پيمان او را كه با شما بسته ياد كنيد)).
    يا ايها الذين آمنوا اذكروا نعمة الله عليكم اذ جائتكم جنود فارسلنا عليهم ريحا و جنودا لم تروها(830)
    ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد ياد كنيد نعمت خدا را آنگاه كه لشكرهائى به سوى شما آمد پس فرستاديم بر آنها باد و لشكرهائى كه آنها را نمى ديديد)).
    و اما بنعمة ربك فحدث (831)
    ((اما نعمت پروردگار خود را بيان كن )).
    و اذكروا اذ انتم قليل مستضعفون فى الارض تخافون ان يتخطفكم الناس ‍ فاواكم و ايدكم بنصره ورزقكم من الطيبات لعلكم تشكرون (832)
    ((بياد آوريد هنگامى را كه (تعداد) شما كم ، و در زمين مستضعف بوديد، و مى ترسيديد كه مردم شما را بربايند، پس شما را (خدا) پناه داد و به يارى خود كمك كرد، و از چيزهاى پاكيزه شما را رزق داد، تا باشد كه شكرگزارى كنيد)).
    خذوا ما اتيناكم بقوة واذكروا ما فيه لعلكم تتقون (833)
    ((آنچه را كه براى شما آورده ايم محكم بگيريد، و به آنچه در آنست متذكر باشيد، باشد كه پرهيزكار گرديد)).
    و من كل شى ء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون (834)
    ((از هر چيز دو جفت آفريديم تا شايد شما تذكر يابيد)).
    يا ايها الناس اذكروا نعمت الله عليكم (835)
    ((اى مردم ، ياد كنيد نعمتهاى خدا را كه بر شما عطا كرده )).
    اولا يذكر الانسان انا خلقناه من قبل ولم يك شيئا(836)
    ((آيا انسان متذكر نمى شود كه ما او را از هيچ آفريديم )).
    اذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على والدتك (837)
    ((آنگاه كه خدا به عيسى فرمود: نعمتى را كه به تو و مادرت ارزانى داشته ام بياد آر)).
    واذكروا نعمت الله عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب والحكمة (838)
    ((بياد آريد نعمت خدا را كه به شما ارزانى داشته و آنچه از كتاب و حكمت بر شما نازل نموده است )).
    يا ايها الذين امنوا اذكروا نعمت الله عليكم اذ هم قوم ان يبسطوا اليكم ايديهم (839)
    ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد، نعمت خدا را كه بر شما عطا فرموده بياد آوريد؛ آنگاه كه گروهى قصد كردند كه به شما دست بگشايند)).
    يا قوم اذكروا نعمة الله عليكم اذ جعل فيكم انبياء(840)
    ((اى قوم ، ياد كنيد نعمت خدا را؛ آنگاه كه پيامبران را در ميان شما قرار داد)).
    و اذكروا اذ كنتم قليلا فكثركم (841)
    ((ياد كنيد هنگامى را كه اندك بوديد پس (خداوند تعداد) شما را زياد كرد)).
    واذكروا اذ جعلكم خلفاء من بعد عاد(842)
    ((ياد كنيد هنگامى را كه (خدا) شما را جانشينان بعد از (قوم ) عاد قرار داد)).
    و اذكروا اذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح (843)
    ((ياد كنيد هنگامى را كه خدا شما را جانشينان بعد از قوم نوح قرار داد)).
    ثم تذكروا نعمة ربكم اذااستويتم عليه و تقولوا سبحان الذى سخر لنا هذا و ما كنا له مقرنين (844)
    ((آنگاه كه بر پشت مركب استوار شديد، نعمت پروردگار خود را ياد كنيد، و بگوئيد: پاك است آنكه اين مركب را بر ما مسخر ساخت در حالى كه ما بر آن توانائى نداشتيم )).
    7 - ذكر نام خدا
    واذكر اسم ربك و تبتل اليه تبتيلا(845)
    ((نام پروردگار خود را ياد كن ، و از ديگران انقطاع حاصل نموده ، عبادت خود را براى او خالص گردان )).
    توضيح : ((تبتل )) به معنى انقطاع به خدا و خالص ساختن عبادت براى اوست .
    و اذكر اسم ربك بكرة و اصيلا(846)
    ((بامدادان و شامگاهان نام پروردگارت را ياد كن )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  4. #74
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥





    رو به سوى خدا كردن (يا توجه خود را ويژه خدا ساختن )
    و من يسلم وجهه الى الله و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى و الى الله عاقبة الامور(847)
    ((هر كس به خدا روى برگرداند (يا توجه خود را ويژه خدا سازد) و نيكوكار باشد، همانا به دستاويز محكم چنگ زده است ، كه فرجام كارها به سوى خداست )).
    بلى من اسلم وجهة لله و هو محسن فله اجره عند ربه ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون (848)
    ((آرى هر كس به خدا روى كند (يا توجه خدا را ويژه خدا سازد) و نيكوكار باشد، پاداشش پيش پروردگارش مى باشد (اينچنين افراد) بيمى بر آنها نبوده و اندوهگين نمى شوند)).
    تفسير: چنانچه اشاره شد ((اسلم )) در آيه به دو معنى تفسير شده يكى روى به خدا كردن ، و ديگرى خالص ساختن توجه براى خدا، كه هر دو معنى صحيح و شايد هم ملازم همديگر باشند.
    ركوع
    در 13 آيه از قرآن كريم به ركوع امر يا مدح و يا تارك آن ذم شده ، و در برخى از آنها به صورت واركعوا مع الراكعين آمده است كه در آن امر شده كه با ركوع كنندگان ركوع كنيد. كه احيانا به نماز جماعت تفسير شده است .
    راه رفتن بدون تكبر
    و عباد الرحمن الذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما(849)
    ((بندگان خدا آنانند كه بر زمين ، آسان (و بدون تكبر) راه مى روند؛ و هرگاه جاهلان به آنها خطابى كردند پاسخ سالم مى دهند)).
    تفسير: ((هون )) در لغت به معنى سهولت آمده و منظور از آن در اين آيه طبق حديثى (850) كه از حضرت صادق (عليه السلام ) نقل شده ، راه رفتن طبيعى است كه شخص طبيعتا آنگونه بدون تكلف و تبختر راه مى رود.
    برخى نيز آن را به راه رفتن با وقار و بدون شتاب و عجله و بدون تكبر و رفتار ناپسند تفسير نموده اند.
    زكات
    اصل زكات به معنى نمو است كه از بركت الهى حاصل گردد، چه در امور دنيوى و چه در امور اخروى .
    زكات مال ، به دادن مقدارى از آن در راه خداست .
    و در فقه و احاديث شريفه ، آن مقدار از واجب مالى كه به موارد نه گانه با شرائط كمى و كيفى خاصى تعلق مى گيرد زكات گفته مى شود.
    بعيد نيست كه مراد از آن در قرآن كريم مطلق واجب مالى باشد كه حتى شامل خمس نيز بوده باشد.
    در 32 آيه از قرآن ، به زكات امر و يا ترغيب شده است ؛ زكات در عده اى از آيات در رديف نماز قرار داده شده ، و با هم ، چنان ذكر شده اند كه به نظر مى رسد آن دو از سائر اعمال شرعى در اسلام بلكه در سائر شرايع ، مهمتر هستند.
    در سوره مريم آيه 31 گفته عيسى را چنين نقل مى فرمايد:
    اوصينى بالصلاة والزكاة ما دمت حيا
    ((خدا مرا به نماز و زكات سفارش نموده تا آنگاه كه زنده باشم )).
    و ويل للمشركين الذين لا يؤ تون الزكاة و هم بالاخرة هم كافرون (851)
    ((ولى بر مشركان ، كه زكات نمى دهند و به آخرت كافرند)).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  5. #75
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    سجده
    سجده و سجود يعنى سر بر زمين نهادن ، با نهايت درجه تعظيم .
    خم كردن قامت و سر به پائين آوردن در برابر كسى ، براى اظهار عظمت او، تعظيم است ، و هر چه بيشتر قامت خميده تر شود بيشتر تعظيم شده تا برسد به حد ركوع كه قامت دو نيم شود.
    آن مرتبه تعظيم كه بيشتر از آن متصور نيست آنست كه براى اظهار عظمت آن كس ، سر به زمين نهاده شود.
    سر اينكه سجده جز به خدا جائز نيست همين است كه نهايت درجه تعظيم ، از آن خداست ، زيرا هيچ موجودى در عظمت به خدا نمى رسد.
    در قرآن كريم امر به سجود و تحريص بر آن و مدح سجده كنندگان و ذم تارك سجود در حدود 37 آيه آمده است .
    در برخى از آيات قرآن آمده است كه هر ذى شعورى در آسمانها و زمين ، به خدا سجده مى كند مانند:
    الم تر ان الله يسبح له من فى السموات و من فى الارض (852)
    ((آيا نمى بينى كه هر ذى شعورى در آسمانها و زمين به خدا تسبيح مى كند؟)).
    ولله يسجد من فى السموات و الارض طوعا و كرها و ظلالهم بالغدو و الاصال (853)
    ((هر موجود ذى شعورى كه در آسمانها و زمين است با اختيار يا با اكراه به خدا سجده مى كند. و همچنين سايه آنها در هر بامداد و شامگاهان به خدا سجده مى كنند)).
    يك نكته ادبى : كلمه ((من )) به هر موجودى ذى شعور گفته مى شود، و در مقابل آن كلمه ((ما)) (چنانچه در آيه ديگرى كه ذكر خواهد شد آمده ) به هر موجودى اعم از ذى شعور و غير ذى شعور اطلاق مى شود.
    سجود تمام موجودات به خدا
    والنجم و الشجر يسجدان (854)
    ((ستاره و درخت ، سجده مى كنند)).
    الم تر ان الله يسجد له من فى السموات و من فى الارض و الشمس و القمر والنجوم و الجبال و الشجر والدواب و كثير من الناس (855)
    ((آيا نمى بينى كه خدا را سجده مى كند هر كس كه در آسمانها و زمين است و همچنين خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها و درخت و چهار پايان و بسيارى از مردم ؟)).
    ولله يسجد ما فى السموات والارض (856)
    ((هر چه در آسمانها و زمين است به خدا سجده مى كند)).
    توضيح : كلمه ((ما)) چنانكه قبلا نيز گفته شد به هر موجودى اعم از ذى شعور يا غير ذى شعور اطلاق مى شود، لذا اين آيه دلالت دارد كه سجده به خدا، مخصوص موجودات ذى شعور نيست بلكه همه موجودات ، حتى به موجودات غير ذى شعور، خدا را سجده مى كنند.
    مراد از سجده در اينجا نهايت خضوع است .
    چگونگى سجود موجودات به خدا شايد همان باشد كه در تسبيح موجودات بيان شد و شايد نيز معنى دقيق تر و ظريف ترى دارد كه ما از آن ناآگاهيم .
    البته اين غير از آن سجده است كه منوط به علم است چنانچه در سوره اسراء مى فرمايد:
    ان الذين اوتوا العلم من قبله اذا يتلى عليهم يخرون للاذقان سجدا و يقولون سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولا(857)
    ((آنانكه پيش از (نزول ) قرآن به آنها علم داده شده بود هرگاه (قرآن ) بر آنها خوانده مى شود به حالت سجده به روى افتاده و مى گويند پروردگار ما منزه است ، وعده پروردگار ما محقق الوقوع است )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  6. #76
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    سخن نيكو گفتن
    و قولوا للناس حسنا(858)
    ((با مردم نيكو سخن بگوئيد)).
    تفسير: در تفسير ((سخن نيكو)) چند وجه گفته شده :
    1 - سخن خوش و پسنديده كه موجب خوشنودى شنونده گردد.
    2 - امر به معروف و نهى از منكر.

    3 - سخن گفتن بدانگونه كه خود دوست دارد ديگران با او چنان سخن گويند، اين وجه را در مجمع البيان از امام باقر (عليه السلام ) نقل كرده است .
    برگشت وجه سوم به همان وجه اول است كه ظاهر آيه است . و آنچه از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده راه شناخت آن است .
    و قل لعبادى يقولوا التى هى احسن ان الشيطان ينزغ بينهم ان الشيطان كان للانسان عدوا مبينا(859)
    ((به بندگان من بگو بهترين سخن را بگويند كه همانا شيطان در ميان آنان فساد مى كند، و او براى انسان دشمنى آشكار است )).
    و من احسن قولا ممن دعا الى الله و عمل صالحا و قال اننى من المسلمين (860)
    ((چه كسى در سخن گفتن بهتر از كسى است كه به سوى خدا دعوت كند و به عمل صالح اقدام كرده و بگويد: من از آنانم كه در برابر خدا تسليم هستند)).
    و عباد الرحمان الذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما(861)
    ((بندگان خدا آنانند كه روى زمين متواضعانه راه مى روند و هرگاه جاهلان به آنان خطاب كنند، (در پاسخ ) سخن سالم مى گويند)).
    تفسير: كلمه ((هون )) در لغت به معنى تذلل و تواضع آمده است .
    و در ((مجمع البيان )) از ابن عباس و مجاهد نقل كرده كه : در آيه به اين معنى است كه (انسان ) با وقار و طاعت خدا، و بدون تكبر و سرمستى راه رود.
    و اضافه مى كند كه حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود:
    مراد آنست كه انسان به آن سجيه و رفتارى كه طبيعى اوست راه رود و تكليف و تبختر نكند.
    ادفع بالتى هى احسن السيئة (862)
    ((بدى را به آنچه بهترين است دفع كن )).
    ادفع بالتى هى احسن فاذاالذى بينك وبينه عداوة كانه ولى حميم و ما يلقيها الا الذين صبروا و ما يلقيها الا ذو حظ عظيم و اما ينزعنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله انه هوالسميع العليم (863)
    ((با بهترين عمل دشمن را بازدار، بناگاه آنكس كه با تو دشمنى دارد بگونه اى مى شود كه گويا دوست و خويشاوند است اين رفتار داده نمى شود جز به كسانى كه صبر نموده اند، و داده نمى شود مگر به صاحب بهره بزرگ ، و اگر تو را وسوسه اى از شيطان درگيرد از خدا پناه بخواه ، همانا او شنوا و داناست )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  7. #77
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    سعى و كوشش در اعمال صالح
    و من اراد الاخرة وسعى لها سعيها وهو مؤمن فاولئك كان سعيهم مشكورا(864)
    ((هركس خواهان آخرت بوده و كوشش خود را براى آن بكار برد كوشش ‍ اين چنين افرادى مورد تقدير خواهد بود)).
    يوم يتذكر الانسان ما سعى (865)
    (در وصف روز قيامت ): ((روزى كه انسان سعى خود را بياد مى آورد)).
    تفسير: يعنى در آن روز، نامه اعمال هر كس به او داده مى شود، و تلاشى كه در زندگى ، در راه خير يا شر كرده بياد مى آورد، و پاداش آنها را دريافت مى دارد.
    و ان ليس للانسان الا ما سعى و ان سعيه سوف يرى ثم يجزيه الجزاء الاوفى (866)
    ((نيست براى انسان جز سعى و كوششى كه نموده ، كوشش او در آينده به وى نمايانده خواهد شد، و كاملترين پاداش را (در برابر آن ) دريافت خواهد كرد)).
    ان الساعة اتية اكاد اخفيها لتجزى كل نفس بما تسعى (867)
    ((روز قيامت خواهد آمد، اراده كرده ام كه آن را پنهان دارم تا هر كسى به جزاى سعى و كوشش خود برسد)).
    وجوه يومئذ ناعمة لسعيها راضية فى جنة عالية (868)
    ((چهره هائى در آن روز (روز قيامت ) متنعم خواهند بود و از سعى و كوشش خود (كه در دنيا در راه خدا مبذول داشته اند) راضى خواهند شد)).
    فمن يعمل من الصالحات و هو مؤمن فلا كفران لسعيه (869)
    ((هر فرد با ايمان كه اعمال صالحى انجام دهد در برابر كوشش او ناسپاسى نخواهد شد)).
    سرعت و شتاب در كارهاى خير
    يؤ منون بالله واليوم الاخر و ياءمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يسارعون فى الخيرات و اولئك من الصالحين (870)
    ((به خدا و روز قيامت ايمان مى آورند، و به كارهاى نيك امر كرده ، و از كارهاى زشت نهى مى كنند و در كارهاى خير از هم سبقت مى جويند، آنان از صالحانند)).
    و سارعوا الى مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات و الارض اعدت للمتقين (871)
    ((بشتابيد به سوى مغفرت پروردگار خود و بهشتى كه پهناى آن همه آسمانها و زمين را فرا گرفته و براى پرهيزكاران آماده شده است )).
    انهم كانوا يسارعون فى الخيرات (872)
    ((آنان در كارهاى خير سرعت به خرج مى دهند)).
    اولئك يسارعون فى الخيرات و هم لها سابقون (873)
    ((آنان در كارهاى خير شتاب كرده و در آن سبقت مى جويند)).
    سبقت بر ديگران در كارى خير
    و منهم سابق بالخيرات باذن الله ذلك هوالفضل الكبير
    ((برخى از آنان به اذن خدا در كارهاى خير سبقت مى جويند، آنست فضل بزرگ )).
    والسابقون السابقون اولئك المقربون (874)
    ((سبقت جويندگان ، كه پيشى گرفته اند به (متابعت پيامبران ) آنان در بهشت نعمتها به خدا مقربند)).
    فاستبقوا الخيرات (875)
    ((در كارهاى خير سبقت جوئيد)).
    سلام گفتن هنگام ورود
    فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم تحية من عندالله مباركة طيبة (876)
    ((هرگاه به خانه ها (ى همديگر) وارد شديد به همديگر سلام كنيد كه تحيتى است از جانب خدا، با بركت (و خير زياد) و پاكيزه )).
    يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستاءنسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون ، فان لم تجدوا فيها احدا فلا تدخلوها حتى يؤ ذن لكم و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا هوازكى لكم والله بما تعملون عليم (877)
    ((اى مردم با ايمان به خانه هاى ديگران تا اذن نگرفته و به اهل آن سلام نداده ايد وارد نشويد؛ كه همان براى شما بهتر است . شايد كه متذكر شويد، و اگر كسى در آنها نيابيد بدون اذن وارد نشويد، و اگر از شما خواستند كه برگرديد بپذيريد، كه با آن پاكتر خواهيد شد، و خدا به آنچه مى كنيد داناست )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  8. #78
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    شكر
    شكر و سپاسگزارى ، بازتاب نعمت در زبان ، و دل و عمل دريافت كننده نعمت نسبت به بخشنده آن است . (مراجعه شود به عنوان حمد، در همين كتاب )
    شكر به حكم عقل يك وظيفه الزامى است ؛ عقل ما را به شكر خداوند سبحان ملزم مى سازد، زيرا هر نعمتى كه عائد ما شده از ناحيه خداست .
    و ما بكم من نعمة فمن الله (878)
    و بالاتر از همه نعمتها اصل هستى و وجود ما است كه آن نيز از خداست ، و اوست كه ما را از عدم بوجود آورده و به ما هستى بخشيده است .
    و هوالذى انشاءلكم السمع و الابصار و الافئدة قليلا ما تشكرون (879)
    ((و او همان آفريدگارى است كه شما را پديد آورده و به شما چشم و گوش و دل داد (ولى شما) كمتر شكر مى كنيد)):
    در حديث مى خوانيم : اميرالمؤمنين على (عليه السلام ) در پاسخ پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) كه از او خواسته بود نعمتهاى خدا را (به ترتيب اهميت آنها) برشمارد چنين گفت :
    نخست نعمت ايجاد، كه از كتم عدم بوجود آورد.
    دوم - حيات و زندگى
    سوم - صورت وارسته انسانى .
    چهارم - حواس و ادراكات بيرونى و درونى .
    پنجم - نيروى عقل و تفكر و انديشه
    ششم - هدايت به دين الهى
    هفتم - ادامه زندگى در جهان پايدار آخرت .
    هشتم - حريت و آزادى
    تنها در مرحله نهم از نعمتهاى بى كران طبيعت يادآور شده فرمود: جهان را براى انتفاع و سود بردن انسانها آفريده است .
    برخى از آيات شكر
    ولقد اتينا لقمان الحكمة ان اشكرلله (880)
    ((به تحقيق به لقمان حكمت داديم كه به خدا شكر كن )).
    ان اشكرلى و لوالديك (881)
    ((شرك كن براى من و براى پدر و مادرت )).
    واشكروا لى ولا تكفرون (882)
    ((به من شكر كنيد و كفران نكنيد)).
    كلوا من طيبات ما رزقنا كم و اشكروا لله ان كنتم اياه تعبدون (883)
    ((بخوريد از پاكيزه هاى آنچه به شما رزق داده ايم ، و براى خدا شكر كنيد اگر او را عبادت مى كنيد)).
    فكلوا مما رزقكم الله حلالا طيبا واشكروا نعمت الله ان كنتم اياه تعبدون (884)
    ((بخوريد از آنچه خدا به شما از حلال و پاكيزه روزى داده ، و شكر كنيد نعمت خدا را، اگر او را عبادت مى كنيد)).
    فابتغوا عندالله الرزق و اعبدوه و اشكروا له (885)
    ((روزى را پيش خدا بطلبيد و او را عبادت كرده و براى او شكرگزار باشيد)).
    كلوا من رزق ربكم واشكروا له بلدة طيبة و رب غفور(886)
    ((از روزى پروردگار خود بخوريد، و براى او شكر كنيد، (كه مسكنتان ) ديار پاكيزه اى است و پروردگار آمرزشگر)).
    فخذ ما اتيتك وكن من الشاكرين (887)
    ((آنچه به تو داده ايم بگير و از شاكران باش )).
    بل الله فاعبد وكن من الشاكرين (888)
    ((خدا را عبادت كن و از شاكران باش )).
    اعملوا آل داود شكرا و قليل من عبادى الشكور(889)
    ((اى خاندان داود عمل كنيد براى شكرگزارى كه كمى از بندگان من شكرگزارند)).
    يا ايها الذين آمنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم واشكروا لله (890)
    ((اى مردمى كه ايمان داريد بخوريد از پاكيزه هاى آنچه به شما روزى كرده ايم ، و به خدا شكر كنيد)).
    فائده شكر به خود شكرگزار بر مى گردد
    و من شكر فانما يشكر لنفسه و من كفر فان ربى غنى كريم (891)
    ((هر كس شكر كند به نفع خود شكر كرده ، و هر كس كفران كند همانا پروردگار من بى نياز و كريم است )).
    و من يشكر فانما يشكر لنفسه (892)
    ((هر كس شكر مى كند به نفع خود شكر مى كند)).
    و سيجزى الله الشاكرين (893)
    ((به زودى خدا شكرگزاران را پاداش مى دهد)).
    و من يرد ثواب الدنيا نؤ ته منها و من يرد ثواب الاخرة نؤ ته منها و سنجزى الشاكرين (894)
    ((هر كس پاداش دنيا را بخواهد از آن به او مى دهيم و هر كس پاداش ‍ آخرت را بخواهد، به او از آن مى دهيم و به زودى شكر كنندگان را پاداش ‍ خواهيم داد)).
    اعطاء نعمت براى شكر
    قال هذا من فضل ربى ليبلونى اءاشكرام اكفر(895)
    ((سليمان گفت : اين از فضل پروردگار من است كه مرا بيازمايد، آيا شكر مى كنم يا كفران مى ورزم )).
    ولكن يريد ليطهركم وليتم نعمته عليكم لعلكم تشكرون (896)
    ((ولى (خدا) اراده مى نمايد شما را پاك سازد و نعمت خود را بر شما تمام كند، باشد كه شكر نمائيد)).
    كذلك سخرناها لكم لعلكم تشكرون (897)
    ((همچنان آنها را (شتران را) براى شما مسخر ساختيم ، شايد شكر نمائيد)).
    وترى الفلك فيه مواخر لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون (898)
    ((كشتيها را مى بينى كه آب را مى شكافند براى آنست كه (در آنها سوار شده ) از فضل خدا بطلبيد، باشد كه شكر كنيد)).
    وايدكم بنصره ورزقكم من الطيبات لعلكم تشكرون (899)
    ((شما را به نصرت خود يارى داد و از چيزهاى پاكيزه روزى داد، باشد كه شكر كنيد)).
    وجعل لكم السمع و الابصار و الافئدة لعلكم تشكرون (900)
    ((براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد، باشد كه شكر نمائيد)).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  9. #79
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    نكوهش كمى شكر
    الذى احسن كل شى ء خلقه وبداء خلق الانسان من طين ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهين ثم سويه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الابصار و الافئدة قليلا ما تشكرون (901)
    ((پروردگارى كه هر چيزى را نيكو آفريد، و آفرينش انسان را از گل آغاز نمود، سپس نژاد او را از چكيده اى از آب بى ارزش مقرر كرد، سپس او را بياراست و از روح خود در آن بدميد، و شما را گوش و چشم و قلب داد (با اين همه احسان ) كمتر شكر مى كنيد)).
    و هو الذى انشاءلكم السمع و الابصار و الافئدة قليلا ما تشكرون (902)
    ((اوست كه براى شما گوش و چشم و دل پديد آورد (وليكن ) شما كمتر شكر مى كنيد)).
    قل هوالذى انشاءكم وجعل لكم السمع والابصار و الاءفئدة قليلا ما تشكرون (903)
    ((بگو: اوست آن كسى كه شما را پديد آورد و براى شما گوش و ديده و دل قرار داد (ولى شما) كمتر شكر مى كنيد)).
    ولقد مكنا كم فى الارض و جعلنالكم فيها معايش قليلا ما تشكرون (904)
    ((همانا شما را در زمين جايگزين ساختيم و رسائل معيشت را براى شما در آن فراهم ساختيم (ولى ) شما كمتر شكر مى كنيد)).
    الف - مراحل شكر
    شكر در سه مرحله تحقق و عينيت پيدا مى كند.
    1 - در دل تحقق شكر و سپاس در دل به رضايت و خشنودى از خداست .
    در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) چنين آمده :
    من انعم الله عليه بنعمة فعرفها بقلبه فقد ادى شكرها(905)
    ((آن كس كه خدا نعمتى به او داده اگر در دل خويش آن را بشناسد همانا شكر آن را بجاى آورده است )).
    2 - در زبان اينكه زبان شكرگزار و ثناگوى خداوند سبحان باشد.
    رساترين گفتار الحمدلله رب العالمين است كه در سوره حمد آمده است : ((همه سپاس از آن خداست زيرا همه نعمتها از اوست -)).
    3 - در عمل - شكر و سپاس در عمل نسبت به انسانى كه نيكى كرده ، آن است كه متقابلا به او نيكى شود.
    ولى شكر در مورد خدا كه غنى بالذات و بى نياز على الاطلاق است رنگ ديگرى پيدا مى كند.
    قرار گرفتن در خط مشى تعيين شده از طرف خدا براى تكامل يافتن انسان ، و تحقق بخشيدن به هدف او كه همان تكامل انسانهاست ، شكر عملى به خداوند سبحان است .
    البته رضاى باطن و حمد و سپاس در زبان نيز حلقه ديگرى براى تكامل است .
    پس اجتناب از محارم و عمل به فرائض ، مصداق شكر به خداوند در مرحله عمل است . قرآن خطاب خدا به آل داود را چنين نقل مى كند:
    اعملواآل داود شكرا و قليل من عبادى الشكور
    ((اى آل داود عمل كنيد (به طاعت خدا) براى شكر (نعمتهاى او) و اندكى از بندگان من شكر گزارند)).
    در حديث امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم :
    شكر النعمة اجتناب المحارم و تمام الشكر قول الرجل الحمدلله رب العالمين (906)
    ((شكر نعمت اجتناب از محرمات است و اتمام آن به اينست كه در زبان (نيز) الحمدلله رب العالمين بگويد)).
    ب - شكر موجب زيادى نعمت
    شكر به درگاه خداوند عالم جلت عظمته موجب فزونى نعمت مى گردد چنانچه مى فرمايد:
    و اذ تاءذن ربكم لئن شكرتم لا زيدنكم ولئن كفرتم ان عذابى لشديد(907)
    ((آنگاه كه پروردگار شما اعلام كرد اگر شكر كنيد البته من بر شما زياد مى كنم و اگر كفران كنيد همانا عذاب من سخت است )).
    نجيناهم بسحر نعمة من عندنا كذلك نجزى من شكر(908)
    ((سحرگاهان آنان را نجات داديم نعمتى است از ناحيه ما، آنگونه پاداشى مى دهيم كسى را كه شكر كند)).
    در حديث مى خوانيم كه امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
    من اعطى الشكر اعطى الزيادة (909)
    ((به هر كس شكر عطا شود، بر نعمت او افزوده مى گردد)).
    سپس به همين آيه استشهاد فرمود.
    در حديث ديگرى مى خوانيم :
    قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): اربع من كن فيه و كان من قرنه الى قدمه ذنوبا بدلها الله حسنات الصدق والحياء و حسن الخلق ، والشكر(910)
    ((چهار صفت است كه اگر هر كس سر تاپا گناه باشد ولى داراى آنها باشد خداوند گناهان او را به حسنات تبديل مى كند كه آن چهار صفت عبارتند از: صدق و حياء و حسن خلق و شكر)).
    ج - منشاء نعمتها خداست
    چنانچه اشاره شد منشاء همه نعمتهاى گوناگون كه ما را فرا گرفته خداوند جهان آفرين است ، و هر موهبتى كه دريافت مى داريم مستوجب حمد و ثنا به درگاه اوست .
    اين بدان معنى نيست كه انسانى را كه توسط او نعمتى عائد ما گرديده به هيچ شمرده و نسبت به او بى اعتنائى كنيم ، بلكه در اسلام به قدردانى و سپاسگزارى از چنين كسى امر شده و در حديث آمده است :
    اشكركم لله اشكركم للناس (911)
    ((شكر گزارترين شما براى خدا كسى است كه شكرگزارترين فرد براى مردم باشد)).
    در حديث ديگرى مى خوانيم :
    از ويژگيهاى انسان با ايمان اينست كه در برابر نيكى برادران ايمانى نسبت به او هر چند كه كم باشد قدردانى كند كه نيكى كردن به زيادى نيست .(912)

    د - كفران نعمت مبغوض خداوند است
    در حديث آمده
    قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): اسرع الذنوب عقوبة كفران النعمة
    ((عقوبت و كيفر كفران نعمت از كيفر همه گناهان زودتر تحقق مى پذيرد))(913) .
    آنگاه كه حادثه ناگوارى براى انسان پيش آمد نبايد از سپاسگزارى به درگاه الهى روگردان شد، در حديث مى خوانيم :
    كان رسول الله (صلى الله عليه و آله ): اذا ورود عليه امر يسره قال : الحمدلله على هذه النعمة و اذا ورد عليه امر يغتم به ، قال الحمدلله على كل حال
    ((هرگاه به رسول گرامى اسلام امرى وارد مى شد كه ايشان را خوشحال مى كرد، مى فرمود: الحمدلله بر اين نعمت ؛ و هرگاه امرى بر ايشان وارد مى شد كه بوسيله آن غمگين مى گرديد مى فرمود الحمدلله در هر حال ))(914) .
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  10. #80
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    شفاعت خواستن استشفاع
    شفاعت در درگاه خداوند متعال نسبت به كسى ، به معنى يارى كردن او با درخواست از خداست كه از گناه و لغزش او در گذرد.
    قرآن كريم در مورد شفاعت ، بدان معنى كه شفيع از خود استقلال اراده داشته و در برابر اراده پروردگار عالم قد علم نموده و بخواهد كه اراده خدا را تغيير دهد، صريحا آنرا نفى نموده و مردود مى داند، چنانچه در سوره بقره ، آيه 48 و سوره انعام ، آيه 70 و سوره سجده ، آيه 4 و سوره زمر، آيه 43، آمده است .
    ولى به معنى آنكه خدا به كسى راضى باشد كه شفاعت شود و به كسى از ائولياى خود، اذن دهد كه از او شفاعت كند طى آيات زير آن را صحيح اعلام مى كند:
    من ذا الذى يشفع عنده الا باذنه (915)
    ((كيست كه پيش خدا جز به اذن او شفاعت كند؟)).
    ولا يشفعون الا لمن ارتضى (916)
    (((بندگان گرامى خدا) شفاعت نمى كنند جز براى كسى كه خدا راضى باشد)).
    ما من شفيع الا من بعد اذنه (917)
    ((شفيعى نيست جز بعد از اذن او)).
    لا يملكون الشفاعة الا من اتخذ عندالرحمن عهدا(918)
    ((دارنده شفاعت نيستند جز كسى كه پيش خدا عهد گرفته باشد)).
    يومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن (919)
    ((آن روز كسى را شفاعت سود نمى دهد جز آن كس كه خداوند رحمان به او اذن دهد)).
    ولا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (920)
    ((سود نمى دهد شفاعت پيش خدا جز براى كسى كه اذن دهد)).
    لا تغنى شفاعتهم شيئا الا من بعد ان ياءذن الله لمن يشاء(921)
    ((شفاعت آنها سود نمى بخشد مگر بعد از آنكه خدا به هر كس كه بخواهد اذن دهد)).
    بديهى است كه شفاعت به معنى اول منافى با اصل توحيد و وحدانيت خداوند متعال ، و اينكه او يگانه منشاء هستى است مى باشد، زيرا هيچ موجودى در ذات و در افعال ، از خود استقلال ندارد و از خداوند منبع هستى ، بى نياز نيست و قوه و قدرتى جز از ناحيه خدا نيست ولا حول ولا قوة الا بالله
    ولى شفاعت به معنى دوم منافاتى با مقام كبريائى الهى ندارد، و ممكن است خدا خود به اولياى خود امر يا الهام كند كه از كسى شفاعت كنند، آرى خدا مى تواند بدون شفاعت نيز از كسى درگذرد و او را بيامرزد و هر چه خواست به او عطا، كند، ولى ثمره شفاعت و قبول آن عزيز شمردن و گرامى داشتن شفيع ، و ترفيع او به مقام والاى شفاعت است ،
    البته خدا هر چه مصلحت و مقتضاى حكمت است آنچنان مى كند.
    البته اينكه اگر عفو و آمرزش مذنب و خطاكارى مصلحت و مقتضاى حكمت است او را عفو مى كند چه شفاعتى در كار باشد چه نباشد، و اگر مقتضاى حكمت نيست كه با شفاعت نيز او را عفو نخواهد كرد جاى سؤ ال است .
    پاسخ اينست كه ممكن است بدون شفاعت ، عفو و آمرزش او مصلحت و مقتضاى حكمت نباشد ولى عفو او با شفاعت طبق مصلحت و مقتضاى حكمت باشد.
    قرآن در مورد توسل به پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) براى آمرزش ‍ گناهان ، چنانكه در فصل توبه گذشت قبول شفاعت او را اعلام داشته و مى گويد:
    ولوانهم اذ ظلموا انفسهم جاؤ ك فاستغفرواالله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما(922)
    ((اگر آنها آنگاه كه بر خويشتن ستم كردند به پيش تو مى آمدند و از خدا طلب آمرزش مى نمودند و پيامبر براى آنها طلب آمرزش مى كرد، خدا را بسيار توبه پذير و مهربان مى يافتند)).
    صبر
    صبر يعنى شكيبائى و تحمل در برابر مشكلات ، و استقامت و پايدارى در راه انجام وظائف ، وهمچنين كنترل و نگهدارى نفس از تمايلات ، آنجا كه مى خواهد به خارج از مرزهاى اخلاقى و انسانى نفوذ كند.
    صبر جنبه سازندگى دارد، صبرى كه اساس آن بر ايمان استوار شده نيروى يك مسلمان را در نبرد با دشمنان اسلام تا ده برابر بالا مى برد.
    قرآن مى گويد:
    ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماءتين (923)
    اگر مى بينيد مسلمانان در ميدانهاى جهاد در صدر اسلام هميشه پيش ‍ مى رفتند علت آن وجود اين نوع تعليمات بود؛ آنها پرورش يافته مكتب صبر بودند، نه كشته شدن فرزندان و نه كمبود مواد غذائى و نه مشكلات ميدان جهاد آنها را از پاى در نمى آورد.
    با اين معنى كه گفته شد، برداشت سوئى كه بعضى از معنى صبر كرده ، و آنرا به معنى تسليم گرفته اند، كاملا ابطال مى شود.
    و بالعكس روشن مى گردد كه مقاومت و عدم تسليم در برابر مشكلات و حوادث و هجوم دشمنان ، خود مصداق صبر است ، چنانچه اميرالمؤمنين (عليه السلام ) در نهج البلاغه مى فرمايد:
    الصبر شجاعة (924)
    صبر چنانچه اشاره شد سه شاخه اساسى دارد كه هركدام از آنها نيز به شاخه هاى فرعى تقسيم مى شود.
    1 - صبر و خويشتن دارى در ميدان تمايلات نفسانى ، و استقامت در كنترل نفس از تجاوز به مرزهاى نامشروع و ارتكاب معاصى و محرمات .
    2 - صبر بر سختى هاى انجام وظائف الهى و واجبات شرعى .
    3 - صبر و تحمل در برابر مصائب و ناملايمات .
    در آيات زيادى از قرآن كريم به صبر امر شده ، و از مقام ارجمند صابران تجليل و تكريم شده است .
    قرآن براى صبر، پاداش بى شمارى تعيين نموده و مى گويد:
    انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب (925)
    ((همانا صابران ، اجرى بى شمار داده خواهند شد)).
    در نهج البلاغه آمده است :
    عليكم بالصبر فان الصبر من الايمان كالراءس من الجسد ولا خير فى جسد لا راءس معه ولا فى ايمان لا صبر معه (926)
    ((بر شما باد صبر نمودن ، كه همانا نسبت صبر به ايمان مانند نسبت سر به جسد است و همانطور كه اگر جسدى سر نداشته باشد، خيرى در آن نيست ، در ايمانى هم كه صبر نداشته باشد، خيرى نيست )).
    از اين تشبيه به خوبى مى توان موقعيت صبر را ارزيابى كرد، زيرا تمام حواس در سر است ، و يگانه وسيله تعليم و تعلم ، و فرمانده كل اندامهاى بدن كه مغز است در سر قرار دارد.
    صبر مطلق
    اينك آياتى كه بر فضيلت مطلق صبر كه شامل همه اقسام آنست دلالت دارد.
    ولربك فاصبر(927)
    ((براى پروردگار خود صبر كن )).
    و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى اسرائيل بما صبروا(928)
    ((سخن نيكوى پروردگارت بر بنى اسرائيل در برابر صبر و شكيبائى به درجه تمام رسيد)).
    و ان تصبروا و تتقوا فان ذلك من عزم الامور(929)
    ((اگر صبر نموده و تقوا بكار بريد، از كارهاى متقن خواهد بود)).
    انى جزيتهم اليوم بما صبروا انهم هم الفائزون (930)
    ((من امروز (روز قيامت ) به آنها در برابر صبر، پاداش دادم و آنها سعادتمندان و رستگارانند)).
    والصابرين و الصابرات ... اعد الله لهم مغفرة و اجرا عظيما(931)
    ((مردان و زنانى كه (داراى صفاتى مى باشند كه از جمله ) صبر كننده هستند... خدا براى آنها آمرزش و پاداشى بزرگ آماده كرده است )).

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

صفحه 8 از 14 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •