♥انسان و ايمان♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥انسان و ايمان♥
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 45
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥





    انسان و ایمان ص 13
    هر گروهی به يكی از مختصات و امتيازات انسان توجه كرده‏اند از اين رو انسان با تعبيرها و تعريفهای مختلف و متفاوتی تعريف شده است از قبيل : حيوان ناطق ( تعقل كننده ) ، مطلق طلب ، لايتناهی ، آرمانخواه ، ارزشجو ، حيوان ماوراء الطبيعی ، سيری ناپذير ، غير معين ، متعهد و مسؤول ، آينده‏نگر ، آزاد و مختار ، عصيانگر ، اجتماعی ، خواستار نظم ، خواستار زيبايی ، خواستار عدالت ، دو چهره ، عاشق ، مكلف ، صاحب وجدان ، دو ضميری ، آفريننده و خلاق ، تنها ، مضطرب ، عقيده پرست ، ابزارساز ، ماورا جو ، تخيل آفرين ، معنوی ، دروازه معنويت ، و . . .
    بديهی است كه هر يك از اين امتيازات به جای خود صحيح است اما شايد اگر بخواهيم تعبيری بياوريم كه جامع تفاوتهای اساسی باشد همان به كه از علم و ايمان ياد كنيم و بگوئيم انسان حيوانی است كه با دو امتياز " علم‏ و ايمان " از ديگر جانداران امتياز يافته است .

    آيا انسانيت رو بناست ؟

    دانستيم كه انسان نوعی حيوان است ، از اين رو مشتركات زيادی با ساير جانداران دارد ، در عين حال يك سلسله امتيازات اساسی ، او را از ساير جانداران متمايز ساخته است .
    وجوه مشترك انسان با حيوان ، و وجوه امتياز او از حيوان سبب شده كه‏ انسان دارای دو زندگی باشد ، زندگی حيوانی و زندگی انسانی ، و به تعبير ديگر زندگی مادی و زندگی فرهنگی .


    ادامه در صفحه بعد...
    ♥انسان و ايمان♥

  2. #12
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥






    انسان و ایمان ص 14
    اينجا مساله‏ای مطرح است آن اينكه چه رابطه‏ای ميان حيوانيت انسان و انسانيت او ، ميان زندگی حيوانی او و زندگی انسانی او ، ميان زندگی مادی‏ و زندگی فرهنگی و روحانی او وجود دارد ؟
    آيا يكی از اين دو ، اصل است و ديگری فرع ؟ يكی اساس است و ديگری‏
    انعكاسی از او ؟ يكی زير بناست و ديگری روبنا ؟ آيا زندگی مادی زيربنا و زندگی فرهنگی روبناست ؟ آيا حيوانيت انسان زيربنا و انسانيت او روبناست ؟
    آنچه امروز مطرح است جنبه جامعه شناسانه دارد نه جنبه روانشناسانه ،
    از ديدگاه جامعه شناسی مطرح می‏شود و نه از ديدگاه روانشناسی ، و از اين‏
    رو شكل بحث به اين صورت است كه در ميان نهادهای اجتماعی آيا نهاد اقتصادی كه مربوط به توليد و روابط توليدی است اصل و زيربنا ، و ساير نهادهای اجتماعی ، بالاخص نهادهائی كه انسانيت انسان در آنها تجلی يافته‏ است ، همگی فرع و روبنا و انعكاسی از نهاد اقتصادی است ؟ آيا علم و فلسفه و ادب و دين و حقوق و اخلاق و هنر در هر دوره‏ای مظاهری از واقعيتهای اقتصادی بوده و از خود به هيچ وجه اصالتی ندارد ؟
    آری آنچه مطرح است به اين شكل مطرح است اما خواه‏ناخواه اين بحث‏ جامعه شناسی نتيجه‏ای روانشناسانه پيدا می‏كند ، و هم به بحثی فلسفی درباره‏ انسان و واقعيت و اصالت آن كه امروز به نام اصالت انسان يا اومانيسم‏ خوانده می‏شود كشيده می‏شود ، و آن اينكه انسانيت انسان به هيچ وجه اصالت‏ ندارد ، تنها حيوانيتش اصالت دارد و بس ، انسان از اصالتی به نام‏ انسانيت در برابر



    ادامه در صفحه بعد...
    ♥انسان و ايمان♥

  3. #13
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥






    انسان و ایمان ص 15
    حيوانيت خويش برخوردار نيست يعنی نظر همان گروه تاييد می‏شود كه منكر
    يك تمايز اساسی ميان انسان و حيوان‏اند .
    طبق اين نظريه نه تنها اصالت گرايشهای انسانی ، اعم از حقيقت گرائی ، خيرگرائی ، زيبائی گرائی و خداگرائی نفی می‏شود ، اصالت واقعگرائی از ديد انسان درباره جهان و واقعيت نيز نفی می‏شود زيرا هيچ ديدی نمی‏تواند فقط " ديد " باشد ، بی‏طرفانه باشد ، هر ديدی يك گرايش خاص مادی را منعكس می‏كند و جز اين نمی‏تواند باشد .
    عجب اين است كه برخی از مكاتب كه چنين نظر می‏دهند ، در همان حال از انسانيت و انسانگرائی و اومانيسم دم می‏زنند !
    حقيقت اين است كه سير تكاملی انسان از حيوانيت آغاز می‏شود و به سوی‏ انسانيت كمال می‏يابد اين اصل ، هم درباره فرد صدق می‏كند و هم درباره‏ جامعه انسان در آغاز وجود خويش جسمی مادی است ، با حركت تكاملی جوهری‏ تبديل به روح يا جوهر روحانی می‏شود " روح انسان " در دامن جسم او زائيده می‏شود و تكامل می‏يابد و به استقلال می‏رسد حيوانيت انسان نيز به‏ منزله لانه و آشيانه‏ای است كه انسانيت او در او " رشد " می‏يابد و متكامل می‏شود همانطور كه خاصيت تكامل است كه موجود متكامل به هر نسبت‏ كه تكامل پيدا می‏كند مستقل و قائم به ذات و حاكم و مؤثر بر محيط خود می‏شود انسانيت انسان چه در فرد و چه در جامعه ، به هر نسبت تكامل پيدا كند ، به سوی استقلال و حاكميت بر ساير جنبه‏ها گام بر می‏دارد يك فرد انسان تكامل يافته فردی است كه بر




    ادامه در صفحه بعد...
    ♥انسان و ايمان♥

  4. #14
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥





    انسان و ایمان ص 16


    محيط بيرونی و درونی خود تسلط نسبی دارد فرد تكامل يافته يعنی وارسته از محكوميت محيط بيرونی و درونی ، و وابسته به عقيده و ايمان . تكامل جامعه نيز عينا به همان صورت رخ می‏دهد كه تكامل روح در دامن جسم‏ و تكامل انسانيت " فرد " در دامن حيوانيت او صورت می‏گيرد .
    نطفه جامعه بشری بيشتر با نهادهای اقتصادی بسته می‏شود جنبه‏های فرهنگی و معنوی جامعه بمنزله روح جامعه است همانطور كه ميان جسم و روح تاثير متقابل هست ، ( 1 ) ميان روح جامعه و اندام آن يعنی ميان نهادهای معنوی‏ و نهادهای مادی آن چنين رابطه‏ای برقرار هست همانطور كه سير تكاملی فرد به سوی آزادی و استقلال و حاكميت بيشتر روح است ، سير تكاملی جامعه نيز چنين است يعنی جامعه انسانی هر اندازه متكامل‏تر بشود ، حيات فرهنگی ، استقلال و حاكميت بيشتری بر حيات مادی آن پيدا می‏كند انسان آينده ، حيوان فرهنگی است نه حيوان اقتصادی انسان آينده ، انسان عقيده و ايمان و مسلك است نه انسان شكم و دامن .
    البته اين به آن معنی نيست كه جامعه بشر با يك جبر و ضرورت ،قدم به‏ قدم و روی خط مستقيم به سوی كمال ارزشهای انسانی حركت می‏كند و همواره‏ جامعه انسان در هر مرحله از زمان از اين نظر نسبت به مرحله پيشين يك‏ گام جلوتر است ممكن است بشر ، دوره‏ای از زندگی اجتماعی را طی كند كه با همه پيشرفتهای

    پاورقی :
    1حكماء اسلامی ، اصلی در رابطه متقابل روح و بدن دارند كه با اين‏
    عبارت بيان می‏شود : " النفس و البدن يتعا كسان ايجابا و اعدادا " .




    ادامه در صفحه بعد...
    ♥انسان و ايمان♥

  5. #15
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥





    انسان و ایمان ص 17

    فنی و تكنيكی ، از نظر معنويات انسانی نسبت به گذشته‏اش مرحله يا مراحلی به انحطاط كشيده شده باشد همچنانكه امروز نسبت به بشر قرن ما گفته می‏شود .
    بلكه به اين معنی است كه بشر در مجموع حركات خود ، هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی رو به پيش است حركت تكاملی بشر از نظر معنوی يك‏ حركت يكنواخت روی خط مستقيم نيست ، حركتی است كه گاهی انحراف به‏ راست يا به چپ دارد ، توقف و احيانا بازگشت دارد ، ولی در مجموع خود يك حركت پيشرو و تكاملی است اين است كه می‏گوئيم انسان آينده حيوان‏ فرهنگی است نه حيوان اقتصادی ، انسان آينده انسان عقيده و ايمان است نه‏ انسان شكم و دامن .
    طبق اين نظريه ، جنبه انسانی انسان به علت اصالتش ، همراه و بلكه‏ مقدم بر تكامل ابزارهای توليديش تكامل يافته و بر اثر تكامل ، تدريجا از وابستگيش و تاثير پذيريش از محيط طبيعی و اجتماعی كاسته و بر وارستگيش‏ كه مساوی است با وابستگی به عقيده و آرمان و مسلك و ايدئولوژی ، و نيز تاثير بخشيش بر روی محيط طبيعی و اجتماعی افزوده است و در آينده هر چه‏ بيشتر به آزادی كامل معنوی يعنی استقلال و وابستگی به عقيده و ايمان و ايدئولوژی خواهد رسيد انسان در گذشته با اينكه از مواهب طبيعت و مواهب‏ وجود خود كمتر بهره‏مند بوده ، بيشتر اسير و برده طبيعت و هم اسير و برده‏ حيوانيت خود بوده ، اما انسان آينده در عين اينكه از طبيعت و از مواهب‏ وجود خود بيشتر بهره‏برداری خواهد كرد ، از اسارت طبيت و از اسارت قوای‏
    حيوانی خود بالنسبه آزادتر و بر حاكميت خود بر خود

    17
    ادامه در صفحه بعد...

    ♥انسان و ايمان♥

  6. #16
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥





    انسان و ایمان ص18


    و بر طبيعت خواهد افزود .
    بنابراين نظر ، واقعيت انسانی ، هر چند همراه و در دامن تكامل حيوانی‏ و مادی او رخ می‏نمايد ، به هيچ وجه سايه و انعكاس و تابعی از تكامل مادی‏ او نيست ، خود واقعيتی است مستقل و تكامل يابنده ، همانطور كه از جنبه‏های مادی اثر می‏پذيرد ، در آنها تاثير می‏كند تعيين كننده سرنوشت‏ نهائی انسان سير تكاملی اصيل فرهنگی او و واقعيت اصيل انسانی او است نه‏ سير تكاملی ابزار توليد اين واقعيت اصيل انسانيت انسان است كه به‏ حركت خود ادامه می‏دهد و ابزار توليد را همراه ساير شؤون ديگر زندگی‏ متكامل می‏كند ، نه اينكه ابزار توليد خود به خود متكامل می‏شود و انسانيت‏
    انسان به مانند ابزاری توجيه كننده نظام توليدی ، تحول و تغيير می‏پذيرد ، و از اين رو نام تكامل را دارد كه توجيه كننده نظام توليدی متكاملتری‏ است .
    ادامه در صفحه بعد...


    ♥انسان و ايمان♥

  7. #17
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥





    علم و ايمان
    ♥انسان و ايمان♥

  8. #18
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥




    انسان و ایمان ص 19

    رابطه علم و ايمان

    رابطه انسانيت انسان و حيوانيت او ، به عبارت ديگر رابطه زندگی‏ فرهنگی و معنوی انسان را با زندگی مادی او دانستيم روشن شد انسانيت در انسان اصالت و استقلال دارد ، صرفا انعكاسی از زندگی حيوانی او نيست و هم معلوم شد كه علم و ايمان دو ركن از اركان اساسی انسانيت انسان است‏ اكنون می‏خواهيم ببينيم اين دو ركن و اين دو وجهه انسانيت ، خود با يكديگر چه رابطه‏ای دارند يا می‏توانند داشته باشند .
    متاسفانه در جهان مسيحيت ، به واسطه برخی قسمتهای تحريفی عهد عتيق ( تورات ) انديشه‏ای در اذهان رسوخ يافته است كه هم برای علم گران تمام‏ شده و هم برای ايمان آن انديشه ، انديشه تضاد علم و ايمان است ريشه اصلی‏ اين انديشه همان است كه در


    ادامه در صفحه بعد...

    ♥انسان و ايمان♥

  9. #19
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥





    انسان و ایمان ص20
    " عهد عتيق " سفر پيدايش آمده است .
    در باب دوم آيه 16 و 17 سفر پيدايش درباره آدم و بهشت و شجره ممنوعه‏ چنين آمده است :
    " خداوند ، آدم را امر فرموده گفت : از همه درختان باغ بی ممانعت‏ بخور ، اما از درخت معرفت نيك و بد زنهار نخوری زيرا روزی كه از آن‏ خوردی هر آينه خواهی مرد " در آيات 1 - 8 از باب سوم می‏گويد :
    " و مار از همه حيوانات صحرا كه خدا ساخته بود هوشيارتر بود و به زن‏ ( حوا ) گفت : آيا خدا حقيقتا گفته است كه از همه درختان باغ نخوريد زن‏ به مار گفت از ميوه درختان باغ می‏خوريم لكن از ميوه درختی كه در وسط باغ‏ است خدا گفت از آن مخوريد و آن را لمس نكنيد مبادا بميريد مار به زن گفت هر آينه نخواهيد مرد بلكه خدا می‏داند در روزی كه از آن بخوريد چشمان‏ شما باز شود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود و چون زن ديد كه آن‏ درخت برای خوراك نيكو است و به نظر خوشنما و درختی دلپذير و دانش‏ افزا ، پس ، از ميوه‏اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد آنگاه چشمان هر دوی ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند پس برگهای انجير
    دوخته ، سترها برای خويشتن ساختند " .
    در آيه 23 از همين باب می‏گويد :
    " و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل يكی از ما شده است كه عارف‏ نيك و بد گرديده اينك مبادا دست خود را دراز كند و از درخت حيات نيز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند " .
    طبق اين برداشت از انسان و خدا و آگاهی و عصيان ، امر


    ♥انسان و ايمان♥

  10. #20
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,419
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥






    انسان و ایمان ص 21
    خدا ( دين ) اين است كه انسان عارف نيك و بد نگردد و آگاه نشود ، شجره‏ ممنوعه ، شجره آگاهی است ، انسان با عصيان و تمرد امر خدا ( با سرپيچی‏ از تعليمات شرايع و پيامبران ) به آگاهی و معرفت می‏رسد و به همين دليل‏ از بهشت خدا رانده می‏شود .
    بر اساس اين برداشت ، همه وسوسه‏ها ، وسوسه آگاهی است ، پس
    شيطان‏ وسوسه‏گر ، همان عقل است .
    برای ما مسلمانان كه از قرآن آموخته‏ايم خداوند همه اسماء ( حقايق ) را
    به آدم آموخت و آنگاه فرشتگان را امر
    فرمود كه آدم را سجده كنند و شيطان‏ از آن جهت رانده درگاه شد كه بر خليفه الله آگاه به حقايق سجده نكرد ، و سنت به ما آموخته است كه شجره ممنوعه ، طمع ، حرص و چيزی از اين مقوله‏ بود يعنی چيزی كه به حيوانيت آدم مربوط می‏شد نه به انسانيت او ، و شيطان وسوسه‏گر همواره بر ضد عقل و مطابق هوای نفس حيوانی وسوسه می‏كند و آنچه در وجود انسان مظهر شيطان است ، نفس اماره است نه عقل آدمی ، آری‏ برای ما كه چنين آموخته‏ايم ، آنچه در سفر پيدايش می‏بينيم سخت شگفت‏آور است .


    همين برداشت است
    كه تاريخ تمدن اروپا را در هزار و پانصد سال اخير به‏ عصر ايمان و عصر علم تقسيم می‏كند ، و علم و ايمان را در مقابل يكديگر قرار می‏دهد ، در صورتی كه تاريخ تمدن اسلامی تقسيم می‏شود به عصر شكوفائی‏ كه عصر علم و ايمان است ، و عصر انحطاط كه علم و ايمان تواما انحطاط يافته‏اند ما مسلمانان
    بايد خود را از اين برداشت غلط كه خسارتهای جبران‏ ناپذير بر علم و


    انسان و ایمان ص22
    بر ايمان ، و بر انسانيت وارد كرد بر كنار بداريم و كوركورانه تضاد علم‏ و ايمان را امری مسلم تلقی نكنيم .
    ما اكنون می‏خواهيم با يك بينش تحليلی وارد اين مساله بشويم و با ديدی‏ عالمانه به بحث بپردازيم كه آيا واقعا اين دو وجهه و دو پايه انسانيت‏ هر يك به دوره‏ای و عصری تعلق دارد ؟ آيا انسان محكوم است كه هميشه نيمه‏ انسان بماند و در هر دوره‏ای فقط نيمی از انسانيت را داشته باشد ؟ آيا هميشه محكوم به يكی از دو نوع بدبختی است : بدبختيهای ناشی از جهل و نادانی ، و بدبختيهای ناشی از بی ايمانی .
    بعدا روشن خواهد شد كه هر ايمانی ، خواه‏ناخواه ، بر يك تفكر خاص و يك برداشت ويژه از جهان و هستی مبتنی است ، و بدون شك بسياری از برداشتها و تفسيرها درباره جهان ، هر چند می‏تواند مبنای يك ايمان و دلبستگی واقع شود ، با اصول منطقی و علمی سازگار نيست و ناچار طرد شدنی است سخن در اين نيست ، سخن در اين است كه آيا نوعی تفكر و برداشت از جهان و نوعی تفسير از هستی وجود دارد كه هم از ناحيه علم و فلسفه و منطق‏ حمايت شود و هم بتواند زيربنائی استوار برای ايمانی سعادتبخش باشد ؟
    اگر روشن شد كه چنين برداشت و تفكر و جهان بينی‏ئی وجود دارد پس انسان‏محكوم به يكی از دو بدبختی نيست .
    در رابطه علم و ايمان از دو ناحيه می‏توان سخن گفت : يكی اينكه آيا تفسير و برداشتی كه ايمانزا و آرمانخيز باشد و در عين حال مورد تاييد منطق باشد وجود دارد يا تمام تفكراتی كه علم و فلسفه به ما می‏دهد همه بر ضد ايمانها و دلبستگيها و اميدها و خوشبينی‏ها


    ادامه در صفحه بعد...
    ♥انسان و ايمان♥

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •