سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 45

موضوع: ♥انسان و ايمان♥

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    ♥انسان و ايمان♥ ♥انسان و ايمان♥ ♥انسان و ايمان♥ ♥انسان و ايمان♥ ♥انسان و ايمان♥ ♥انسان و ايمان♥ ♥انسان و ايمان♥ محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص 13
    هر گروهی به يكی از مختصات و امتيازات انسان توجه كرده‏اند از اين رو انسان با تعبيرها و تعريفهای مختلف و متفاوتی تعريف شده است از قبيل : حيوان ناطق ( تعقل كننده ) ، مطلق طلب ، لايتناهی ، آرمانخواه ، ارزشجو ، حيوان ماوراء الطبيعی ، سيری ناپذير ، غير معين ، متعهد و مسؤول ، آينده‏نگر ، آزاد و مختار ، عصيانگر ، اجتماعی ، خواستار نظم ، خواستار زيبايی ، خواستار عدالت ، دو چهره ، عاشق ، مكلف ، صاحب وجدان ، دو ضميری ، آفريننده و خلاق ، تنها ، مضطرب ، عقيده پرست ، ابزارساز ، ماورا جو ، تخيل آفرين ، معنوی ، دروازه معنويت ، و . . .
    بديهی است كه هر يك از اين امتيازات به جای خود صحيح است اما شايد اگر بخواهيم تعبيری بياوريم كه جامع تفاوتهای اساسی باشد همان به كه از علم و ايمان ياد كنيم و بگوئيم انسان حيوانی است كه با دو امتياز " علم‏ و ايمان " از ديگر جانداران امتياز يافته است .

    آيا انسانيت رو بناست ؟

    دانستيم كه انسان نوعی حيوان است ، از اين رو مشتركات زيادی با ساير جانداران دارد ، در عين حال يك سلسله امتيازات اساسی ، او را از ساير جانداران متمايز ساخته است .
    وجوه مشترك انسان با حيوان ، و وجوه امتياز او از حيوان سبب شده كه‏ انسان دارای دو زندگی باشد ، زندگی حيوانی و زندگی انسانی ، و به تعبير ديگر زندگی مادی و زندگی فرهنگی .


    ادامه در صفحه بعد...

  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥



    انسان و ایمان ص 14
    اينجا مساله‏ای مطرح است آن اينكه چه رابطه‏ای ميان حيوانيت انسان و انسانيت او ، ميان زندگی حيوانی او و زندگی انسانی او ، ميان زندگی مادی‏ و زندگی فرهنگی و روحانی او وجود دارد ؟
    آيا يكی از اين دو ، اصل است و ديگری فرع ؟ يكی اساس است و ديگری‏
    انعكاسی از او ؟ يكی زير بناست و ديگری روبنا ؟ آيا زندگی مادی زيربنا و زندگی فرهنگی روبناست ؟ آيا حيوانيت انسان زيربنا و انسانيت او روبناست ؟
    آنچه امروز مطرح است جنبه جامعه شناسانه دارد نه جنبه روانشناسانه ،
    از ديدگاه جامعه شناسی مطرح می‏شود و نه از ديدگاه روانشناسی ، و از اين‏
    رو شكل بحث به اين صورت است كه در ميان نهادهای اجتماعی آيا نهاد اقتصادی كه مربوط به توليد و روابط توليدی است اصل و زيربنا ، و ساير نهادهای اجتماعی ، بالاخص نهادهائی كه انسانيت انسان در آنها تجلی يافته‏ است ، همگی فرع و روبنا و انعكاسی از نهاد اقتصادی است ؟ آيا علم و فلسفه و ادب و دين و حقوق و اخلاق و هنر در هر دوره‏ای مظاهری از واقعيتهای اقتصادی بوده و از خود به هيچ وجه اصالتی ندارد ؟
    آری آنچه مطرح است به اين شكل مطرح است اما خواه‏ناخواه اين بحث‏ جامعه شناسی نتيجه‏ای روانشناسانه پيدا می‏كند ، و هم به بحثی فلسفی درباره‏ انسان و واقعيت و اصالت آن كه امروز به نام اصالت انسان يا اومانيسم‏ خوانده می‏شود كشيده می‏شود ، و آن اينكه انسانيت انسان به هيچ وجه اصالت‏ ندارد ، تنها حيوانيتش اصالت دارد و بس ، انسان از اصالتی به نام‏ انسانيت در برابر



    ادامه در صفحه بعد...

  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥



    انسان و ایمان ص 15
    حيوانيت خويش برخوردار نيست يعنی نظر همان گروه تاييد می‏شود كه منكر
    يك تمايز اساسی ميان انسان و حيوان‏اند .
    طبق اين نظريه نه تنها اصالت گرايشهای انسانی ، اعم از حقيقت گرائی ، خيرگرائی ، زيبائی گرائی و خداگرائی نفی می‏شود ، اصالت واقعگرائی از ديد انسان درباره جهان و واقعيت نيز نفی می‏شود زيرا هيچ ديدی نمی‏تواند فقط " ديد " باشد ، بی‏طرفانه باشد ، هر ديدی يك گرايش خاص مادی را منعكس می‏كند و جز اين نمی‏تواند باشد .
    عجب اين است كه برخی از مكاتب كه چنين نظر می‏دهند ، در همان حال از انسانيت و انسانگرائی و اومانيسم دم می‏زنند !
    حقيقت اين است كه سير تكاملی انسان از حيوانيت آغاز می‏شود و به سوی‏ انسانيت كمال می‏يابد اين اصل ، هم درباره فرد صدق می‏كند و هم درباره‏ جامعه انسان در آغاز وجود خويش جسمی مادی است ، با حركت تكاملی جوهری‏ تبديل به روح يا جوهر روحانی می‏شود " روح انسان " در دامن جسم او زائيده می‏شود و تكامل می‏يابد و به استقلال می‏رسد حيوانيت انسان نيز به‏ منزله لانه و آشيانه‏ای است كه انسانيت او در او " رشد " می‏يابد و متكامل می‏شود همانطور كه خاصيت تكامل است كه موجود متكامل به هر نسبت‏ كه تكامل پيدا می‏كند مستقل و قائم به ذات و حاكم و مؤثر بر محيط خود می‏شود انسانيت انسان چه در فرد و چه در جامعه ، به هر نسبت تكامل پيدا كند ، به سوی استقلال و حاكميت بر ساير جنبه‏ها گام بر می‏دارد يك فرد انسان تكامل يافته فردی است كه بر




    ادامه در صفحه بعد...

  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص 16


    محيط بيرونی و درونی خود تسلط نسبی دارد فرد تكامل يافته يعنی وارسته از محكوميت محيط بيرونی و درونی ، و وابسته به عقيده و ايمان . تكامل جامعه نيز عينا به همان صورت رخ می‏دهد كه تكامل روح در دامن جسم‏ و تكامل انسانيت " فرد " در دامن حيوانيت او صورت می‏گيرد .
    نطفه جامعه بشری بيشتر با نهادهای اقتصادی بسته می‏شود جنبه‏های فرهنگی و معنوی جامعه بمنزله روح جامعه است همانطور كه ميان جسم و روح تاثير متقابل هست ، ( 1 ) ميان روح جامعه و اندام آن يعنی ميان نهادهای معنوی‏ و نهادهای مادی آن چنين رابطه‏ای برقرار هست همانطور كه سير تكاملی فرد به سوی آزادی و استقلال و حاكميت بيشتر روح است ، سير تكاملی جامعه نيز چنين است يعنی جامعه انسانی هر اندازه متكامل‏تر بشود ، حيات فرهنگی ، استقلال و حاكميت بيشتری بر حيات مادی آن پيدا می‏كند انسان آينده ، حيوان فرهنگی است نه حيوان اقتصادی انسان آينده ، انسان عقيده و ايمان و مسلك است نه انسان شكم و دامن .
    البته اين به آن معنی نيست كه جامعه بشر با يك جبر و ضرورت ،قدم به‏ قدم و روی خط مستقيم به سوی كمال ارزشهای انسانی حركت می‏كند و همواره‏ جامعه انسان در هر مرحله از زمان از اين نظر نسبت به مرحله پيشين يك‏ گام جلوتر است ممكن است بشر ، دوره‏ای از زندگی اجتماعی را طی كند كه با همه پيشرفتهای

    پاورقی :
    1حكماء اسلامی ، اصلی در رابطه متقابل روح و بدن دارند كه با اين‏
    عبارت بيان می‏شود : " النفس و البدن يتعا كسان ايجابا و اعدادا " .




    ادامه در صفحه بعد...

  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص 17

    فنی و تكنيكی ، از نظر معنويات انسانی نسبت به گذشته‏اش مرحله يا مراحلی به انحطاط كشيده شده باشد همچنانكه امروز نسبت به بشر قرن ما گفته می‏شود .
    بلكه به اين معنی است كه بشر در مجموع حركات خود ، هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی رو به پيش است حركت تكاملی بشر از نظر معنوی يك‏ حركت يكنواخت روی خط مستقيم نيست ، حركتی است كه گاهی انحراف به‏ راست يا به چپ دارد ، توقف و احيانا بازگشت دارد ، ولی در مجموع خود يك حركت پيشرو و تكاملی است اين است كه می‏گوئيم انسان آينده حيوان‏ فرهنگی است نه حيوان اقتصادی ، انسان آينده انسان عقيده و ايمان است نه‏ انسان شكم و دامن .
    طبق اين نظريه ، جنبه انسانی انسان به علت اصالتش ، همراه و بلكه‏ مقدم بر تكامل ابزارهای توليديش تكامل يافته و بر اثر تكامل ، تدريجا از وابستگيش و تاثير پذيريش از محيط طبيعی و اجتماعی كاسته و بر وارستگيش‏ كه مساوی است با وابستگی به عقيده و آرمان و مسلك و ايدئولوژی ، و نيز تاثير بخشيش بر روی محيط طبيعی و اجتماعی افزوده است و در آينده هر چه‏ بيشتر به آزادی كامل معنوی يعنی استقلال و وابستگی به عقيده و ايمان و ايدئولوژی خواهد رسيد انسان در گذشته با اينكه از مواهب طبيعت و مواهب‏ وجود خود كمتر بهره‏مند بوده ، بيشتر اسير و برده طبيعت و هم اسير و برده‏ حيوانيت خود بوده ، اما انسان آينده در عين اينكه از طبيعت و از مواهب‏ وجود خود بيشتر بهره‏برداری خواهد كرد ، از اسارت طبيت و از اسارت قوای‏
    حيوانی خود بالنسبه آزادتر و بر حاكميت خود بر خود

    17
    ادامه در صفحه بعد...


  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص18


    و بر طبيعت خواهد افزود .
    بنابراين نظر ، واقعيت انسانی ، هر چند همراه و در دامن تكامل حيوانی‏ و مادی او رخ می‏نمايد ، به هيچ وجه سايه و انعكاس و تابعی از تكامل مادی‏ او نيست ، خود واقعيتی است مستقل و تكامل يابنده ، همانطور كه از جنبه‏های مادی اثر می‏پذيرد ، در آنها تاثير می‏كند تعيين كننده سرنوشت‏ نهائی انسان سير تكاملی اصيل فرهنگی او و واقعيت اصيل انسانی او است نه‏ سير تكاملی ابزار توليد اين واقعيت اصيل انسانيت انسان است كه به‏ حركت خود ادامه می‏دهد و ابزار توليد را همراه ساير شؤون ديگر زندگی‏ متكامل می‏كند ، نه اينكه ابزار توليد خود به خود متكامل می‏شود و انسانيت‏
    انسان به مانند ابزاری توجيه كننده نظام توليدی ، تحول و تغيير می‏پذيرد ، و از اين رو نام تكامل را دارد كه توجيه كننده نظام توليدی متكاملتری‏ است .
    ادامه در صفحه بعد...



  7. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    علم و ايمان

  8. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥

    انسان و ایمان ص 19

    رابطه علم و ايمان

    رابطه انسانيت انسان و حيوانيت او ، به عبارت ديگر رابطه زندگی‏ فرهنگی و معنوی انسان را با زندگی مادی او دانستيم روشن شد انسانيت در انسان اصالت و استقلال دارد ، صرفا انعكاسی از زندگی حيوانی او نيست و هم معلوم شد كه علم و ايمان دو ركن از اركان اساسی انسانيت انسان است‏ اكنون می‏خواهيم ببينيم اين دو ركن و اين دو وجهه انسانيت ، خود با يكديگر چه رابطه‏ای دارند يا می‏توانند داشته باشند .
    متاسفانه در جهان مسيحيت ، به واسطه برخی قسمتهای تحريفی عهد عتيق ( تورات ) انديشه‏ای در اذهان رسوخ يافته است كه هم برای علم گران تمام‏ شده و هم برای ايمان آن انديشه ، انديشه تضاد علم و ايمان است ريشه اصلی‏ اين انديشه همان است كه در


    ادامه در صفحه بعد...


  9. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص20
    " عهد عتيق " سفر پيدايش آمده است .
    در باب دوم آيه 16 و 17 سفر پيدايش درباره آدم و بهشت و شجره ممنوعه‏ چنين آمده است :
    " خداوند ، آدم را امر فرموده گفت : از همه درختان باغ بی ممانعت‏ بخور ، اما از درخت معرفت نيك و بد زنهار نخوری زيرا روزی كه از آن‏ خوردی هر آينه خواهی مرد " در آيات 1 - 8 از باب سوم می‏گويد :
    " و مار از همه حيوانات صحرا كه خدا ساخته بود هوشيارتر بود و به زن‏ ( حوا ) گفت : آيا خدا حقيقتا گفته است كه از همه درختان باغ نخوريد زن‏ به مار گفت از ميوه درختان باغ می‏خوريم لكن از ميوه درختی كه در وسط باغ‏ است خدا گفت از آن مخوريد و آن را لمس نكنيد مبادا بميريد مار به زن گفت هر آينه نخواهيد مرد بلكه خدا می‏داند در روزی كه از آن بخوريد چشمان‏ شما باز شود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود و چون زن ديد كه آن‏ درخت برای خوراك نيكو است و به نظر خوشنما و درختی دلپذير و دانش‏ افزا ، پس ، از ميوه‏اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد آنگاه چشمان هر دوی ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند پس برگهای انجير
    دوخته ، سترها برای خويشتن ساختند " .
    در آيه 23 از همين باب می‏گويد :
    " و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل يكی از ما شده است كه عارف‏ نيك و بد گرديده اينك مبادا دست خود را دراز كند و از درخت حيات نيز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند " .
    طبق اين برداشت از انسان و خدا و آگاهی و عصيان ، امر



  10. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,457
    تشکر
    19,238
    مورد تشکر
    12,217 در 3,769
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥



    انسان و ایمان ص 21
    خدا ( دين ) اين است كه انسان عارف نيك و بد نگردد و آگاه نشود ، شجره‏ ممنوعه ، شجره آگاهی است ، انسان با عصيان و تمرد امر خدا ( با سرپيچی‏ از تعليمات شرايع و پيامبران ) به آگاهی و معرفت می‏رسد و به همين دليل‏ از بهشت خدا رانده می‏شود .
    بر اساس اين برداشت ، همه وسوسه‏ها ، وسوسه آگاهی است ، پس
    شيطان‏ وسوسه‏گر ، همان عقل است .
    برای ما مسلمانان كه از قرآن آموخته‏ايم خداوند همه اسماء ( حقايق ) را
    به آدم آموخت و آنگاه فرشتگان را امر
    فرمود كه آدم را سجده كنند و شيطان‏ از آن جهت رانده درگاه شد كه بر خليفه الله آگاه به حقايق سجده نكرد ، و سنت به ما آموخته است كه شجره ممنوعه ، طمع ، حرص و چيزی از اين مقوله‏ بود يعنی چيزی كه به حيوانيت آدم مربوط می‏شد نه به انسانيت او ، و شيطان وسوسه‏گر همواره بر ضد عقل و مطابق هوای نفس حيوانی وسوسه می‏كند و آنچه در وجود انسان مظهر شيطان است ، نفس اماره است نه عقل آدمی ، آری‏ برای ما كه چنين آموخته‏ايم ، آنچه در سفر پيدايش می‏بينيم سخت شگفت‏آور است .


    همين برداشت است
    كه تاريخ تمدن اروپا را در هزار و پانصد سال اخير به‏ عصر ايمان و عصر علم تقسيم می‏كند ، و علم و ايمان را در مقابل يكديگر قرار می‏دهد ، در صورتی كه تاريخ تمدن اسلامی تقسيم می‏شود به عصر شكوفائی‏ كه عصر علم و ايمان است ، و عصر انحطاط كه علم و ايمان تواما انحطاط يافته‏اند ما مسلمانان
    بايد خود را از اين برداشت غلط كه خسارتهای جبران‏ ناپذير بر علم و


    انسان و ایمان ص22
    بر ايمان ، و بر انسانيت وارد كرد بر كنار بداريم و كوركورانه تضاد علم‏ و ايمان را امری مسلم تلقی نكنيم .
    ما اكنون می‏خواهيم با يك بينش تحليلی وارد اين مساله بشويم و با ديدی‏ عالمانه به بحث بپردازيم كه آيا واقعا اين دو وجهه و دو پايه انسانيت‏ هر يك به دوره‏ای و عصری تعلق دارد ؟ آيا انسان محكوم است كه هميشه نيمه‏ انسان بماند و در هر دوره‏ای فقط نيمی از انسانيت را داشته باشد ؟ آيا هميشه محكوم به يكی از دو نوع بدبختی است : بدبختيهای ناشی از جهل و نادانی ، و بدبختيهای ناشی از بی ايمانی .
    بعدا روشن خواهد شد كه هر ايمانی ، خواه‏ناخواه ، بر يك تفكر خاص و يك برداشت ويژه از جهان و هستی مبتنی است ، و بدون شك بسياری از برداشتها و تفسيرها درباره جهان ، هر چند می‏تواند مبنای يك ايمان و دلبستگی واقع شود ، با اصول منطقی و علمی سازگار نيست و ناچار طرد شدنی است سخن در اين نيست ، سخن در اين است كه آيا نوعی تفكر و برداشت از جهان و نوعی تفسير از هستی وجود دارد كه هم از ناحيه علم و فلسفه و منطق‏ حمايت شود و هم بتواند زيربنائی استوار برای ايمانی سعادتبخش باشد ؟
    اگر روشن شد كه چنين برداشت و تفكر و جهان بينی‏ئی وجود دارد پس انسان‏محكوم به يكی از دو بدبختی نيست .
    در رابطه علم و ايمان از دو ناحيه می‏توان سخن گفت : يكی اينكه آيا تفسير و برداشتی كه ايمانزا و آرمانخيز باشد و در عين حال مورد تاييد منطق باشد وجود دارد يا تمام تفكراتی كه علم و فلسفه به ما می‏دهد همه بر ضد ايمانها و دلبستگيها و اميدها و خوشبينی‏ها


    ادامه در صفحه بعد...

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی