سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 45

موضوع: ♥انسان و ايمان♥

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص23

    است ؟ اين همان مساله‏ای است كه بعدا تحت عنوان جهان بينی درباره آن‏ گفتگو خواهيم كرد .
    ناحيه ديگر ، ناحيه تاثيرات علم از يك طرف ، و ايمان از طرف ديگر بر روی انسان است آيا علم به چيزی می‏خواند و ايمان به چيز ديگری ضد آن ؟ علم ، ما را به گونه‏ای می‏خواهد بسازد و ايمان به گونه‏ای مخالف آن ؟ علم‏ ما را به سويی می‏برد و ايمان به سويی ديگر ؟ يا علم و ايمان متمم و مكمل‏ يكديگرند ، علم نيمی از ما را می‏سازد و ايمان نيمی ديگر را هماهنگ با آن‏ ؟ پس ببينيم علم به ما چه می‏دهد و ايمان چه ؟
    علم به ما روشنائی و توانائی می‏بخشد و ايمان عشق و اميد و گرمی ، علم‏ ابزار می‏سازد و ايمان مقصد ، علم سرعت می‏دهد و ايمان جهت ، علم توانستن‏ است و ايمان خوب خواستن ، علم می‏نماياند كه چه هست و ايمان الهام‏ می‏بخشد كه چه بايد كرد ، علم انقلاب برون است و ايمان انقلاب درون ، علم‏ جهان را جهان آدمی می‏كند و ايمان روان را روان آدميت می‏سازد ، علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش می‏دهد و ايمان به شكل عمودی بالا می‏برد ، علم طبيعت ساز است و ايمان انسان ساز هم علم به انسان نيرو می‏دهد ، هم‏ ايمان ، اما علم نيروی منفصل می‏دهد و ايمان نيروی متصل علم زيبائی است و ايمان هم زيبائی است علم زيبائی عقل است و ايمان زيبائی روح ، علم‏ زيبائی انديشه است و ايمان زيبائی احساس هم علم به انسان امنيت می‏بخشد و هم ايمان علم امنيت برونی می‏دهد و ايمان امنيت درونی علم در مقابل‏ هجوم بيماريها ، سيلها ، زلزله‏ها ، طوفانها ، ايمنی می‏دهد ، و ايمان در مقابل اضطرابها ،

    انسان و ایمان ص24


    تنهائيها ، احساس بی پناهی‏ها ، پوچ انگاری‏ها علم جهان را با انسان‏ سازگار می‏كند و ايمان انسان را با خودش . نياز انسان به علم و ايمان تواما ، سخت توجه انديشمندان را اعم از مذهبی و غير مذهبی برانگيخته است .
    علامه محمد اقبال لاهوری می‏گويد :
    بشريت امروز به سه چيز نيازمند است : تعبيری روحانی از جهان ، آزادی‏ روحانی فرد ، و اصولی اساسی و دارای تاثير جهانی كه تكامل اجتماع بشری را بر مبنای روحانی توجيه كند شك نيست كه اروپای جديد ، دستگاههای‏ انديشه‏ای و مثالی در اين رشته‏ها تاسيس كرده است ، ولی تجربه نشان می‏دهد كه حقيقتی كه از راه عقل محض به دست آيد ، نمی‏تواند آن حرارت اعتقاد زنده‏ای را داشته باشد كه تنها با الهام شخصی حاصل می‏شود به همين دليل‏ است كه عقل محض چندان تاثيری در نوع بشر نكرده ، در صورتی كه دين ،پيوسته مايه ارتقای افراد و تغيير شكل جوامع بشری بوده مثاليگری اروپا هرگز به صورت عامل زنده‏ای در حيات آن نيامده و نتيجه آن من سرگردانی‏ است كه در ميان دموكراسيهای ناسازگار با يكديگر به جستجوی خود می‏پردازد كه كار آنها منحصرا بهره‏كشی از درويشان به سود توانگران است سخن مرا باور كنيد كه اروپای امروز بزرگترين مانع در راه پيشرفت اخلاق بشريت‏ است از طرف ديگر مسلمانان مالك انديشه‏ها و كمال مطلوبهائی مطلق ، مبنی‏ بر وحيی می‏باشند كه چون از درونی‏ترين ژرفای زندگی بيان می‏شود ، به ظاهری‏ بودن آن رنگ باطنی می‏دهد برای فرد مسلمان شالوده روحانی زندگی ، امری‏ اعتقادی است و برای دفاع از اين اعتقاد به آسانی جان


  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥





    انسان و ایمان ص25
    خود را فدا می‏كند ( 1 ) .
    ويل‏دورانت نويسنده معروف " تاريخ تمدن " با اينكه غير مذهبی است‏ می‏گويد :
    اختلاف دنيای قديم با دنيای ماشينی جديد فقط در وسائل است نه در مقاصد
    چه خواهيد گفت اگر همه پيشرفتهای ما ، تنها اصلاح روشها و وسائل باشد نه‏
    بهبود غايات و مقاصد ؟ ( 2 ) .
    هم او می‏گويد :
    ثروت خستگی آور است ، عقل و حكمت نور ضعيف سردی است ، اما عشق‏ است كه با داداری خارج از حدود بيان ، دلها را گرم می‏كند ( 3 ) .
    امروز غالبا دريافته‏اند كه سيانتيسم ( علم گرائی محض ) و تربيت علمی‏ خالص ، از ساختن انسان تمام ناتوان است ، تربيت علمی خالص ، نيمه‏ انسان می‏سازد نه انسان تمام محصول اين تربيت ، ماده خام انسان است نه‏ انسان ساخته شده انسان توانا و قدرتمند می‏سازد نه انسان با فضيلت انسان‏ تك ساحتی می‏سازد نه انسان چند ساحتی امروز همه دريافته‏اند كه عصر علم‏ محض به پايان رسيده است و يك خلاء آرمانی جامعه‏ها را تهديد می‏كند برخی‏ می‏خواهند اين خلاء را با فلسفه محض پر كنند بعضی دست به دامن ادبيات و هنر و علوم انسانی شده‏اند در كشور ما نيز كم و بيش

    پاورقی :
    . 1 احيای فكر دينی در اسلام ، ترجمه احمد آرام صفحه . 203
    . 2 لذات فلسفه ، صفحه . 292
    . 3 لذات فلسفه ، صفحه . 135








  3. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص26
    پيشنهاد فرهنگ انسانگرا و مخصوصا ادبيات عرفانی از قبيل ادبيات مولوی‏ و سعدی و حافظ برای پركردن اين خلاء معنوی و آرمانی مطرح است ، غافل از اينكه اين ادبيات روح و جاذبه خود را از مذهب گرفته است روح انسانگرائی اين ادبيات همان روح ذهبی اسلامی است وگرنه چرا برخی ادبيات نوين امروزی با همه تظاهر به انسانگرائی اينهمه سرد و بی روح و بی جاذبه است ؟ ! محتوای انسانی ادبيات عرفانی ما ناشی از نوعی تفكر درباره جهان و انسان است كه همان تفكر اسلامی است اگر روح اسلامی را از اين شاهكارهای ادبی بگيريم تفاله‏ای و اندام مرده‏ای بيش باقی نمی‏ماند . ويل‏دورانت از كسانی است كه اين خلاء را حس می‏كند و ادبيات و فلسفه و هنر را برای پركردن آن پيشنهاد می‏كند .
    می‏گويد :
    ضرر و خسرانی كه متوجه مدارس و دانشگاههای ما است ، بيشتر ، از نظريه‏ تربيتی اسپنسر ( 1 ) است كه تربيت را سازگار كردن انسان با محيط خود تعريف كرده است اين تعريف ، مرده و مكانيكی است و از فلسفه " برتری‏ مكانيك " برخاسته است ، و هر ذهن و روح خلاق از آن متنفر است نتيجه‏ اين شده كه مدارس ما از علوم نظری و مكانيكی پرشده است ، و از موضوعات‏ ادبيات و تاريخ و فلسفه و هنر كه به قول خودشان بی فائده است خالی‏ مانده است تربيتی كه فقط علمی باشد محصولش جز ابزار چيزی نيست ، شخص‏ را از زيبائی بيگانه می‏سازد و او را از حكمت جدا می‏كند برای دنيا بهتر آن بود كه اسپنسر كتابی نمی‏نوشت ( 2 ) .
    پاورقی :
    . 1 فيلسوف معروف انگليسی قرن نوزدهم .
    . 2 لذات فلسفه ، صفحه . 206



    بقیه در صفحه بعد....

  4. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص27


    عجبا با اينكه ويل‏دورانت اعتراف می‏كند كه خلاء موجود در درجه اول يك‏ " خلاء آرمانی " است ، خلاء است در ناحيه مقاصد و غايات و آرمانها ، خلاء است كه به پوچيگرائی منتهی شده است ، با اينكه تصديق می‏كند كه اين‏ خلاء ، خلاء نوعی تفكر و نوعی ايمان به مقاصد و اهداف انسانی است ، با همه اينها می‏پندارد كه با هر نوع معنويتی هر چند از حدود قوه تخيل تجاوز نكند چاره پذير است ، می‏پندارد سرگرمی به تاريخ و هنر و زيبائی و شعر و موسيقی قادر است چنين خلاء را كه از عمق فطرت آرمانخواه و كمال مطلوب‏ جوی انسان ناشی می‏شود پركند .


    جانشينی علم و ايمان


    دانستيم كه علم و ايمان نه تنها با يكديگر تضادی ندارند بلكه مكمل و متمم يكديگرند اكنون پرسش ديگری مطرح است : آيا ممكن است ايندو جای‏ يكديگر را پر كنند ؟
    پس از آنكه شناختيم نقش علم چيست و نقش ايمان چيست ، نياز چندانی‏ به طرح و پاسخ اين پرسش نيست بديهی است كه نه علم می‏تواند جانشين‏ ايمان گردد كه علاوه بر روشنائی و توانائی ، عشق و اميد ببخشد ، سطح‏ خواسته‏های ما را ارتقاء دهد و علاوه بر اينكه ما را در رسيدن به مقاصد و هدفها و در پيمودن راه به سوی آن مقاصد و اهداف مدد می‏دهد ، مقاصد و آرمانها و خواسته‏هائی از ما را كه به حكم طبيعت و غريزه بر محور فرديت‏ و خودخواهی است از ما بگيرد و در عوض ، مقاصد و آرمانهايی به ما


    بقیه در صفحه بعد...

  5. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥



    انسان و ایمان ص28


    بدهد بر محور عشق و علاقه‏های معنوی و روحانی ، و علاوه بر اينكه ابزاری‏ است در دست ما جوهر و ماهيت ما را دگرگون سازد ، و نه ايمان می‏تواندجانشين علم گردد ، طبيعت را به ما بشناساند ، قوانين آن را بر ما مكشوف‏ سازد و خود ما را به ما بشناساند .
    تجربه‏های تاريخی نشان داده است كه جدائی علم و ايمان خسارتهای غير قابل جبران به بارآورده است ايمان را در پرتو علم بايد شناخت ايمان در روشنائی علم از خرافات دور می‏ماند با دور افتادن علم از ايمان ، ايمان‏ به جمود و تعصب كور و با شدت به دور خود چرخيدن و راه به جائی نبردن‏ تبديل می‏شود آنجا كه علم و معرفت نيست ، ايمان مؤمنان نادان وسيله‏ای‏ می‏شود در دست منافقان زيرك كه نمونه‏اش را در خوارج صدر اسلام و در دوره‏های بعد به اشكال مختلف ديده و می‏بينيم .
    علم بدون ايمان نيز تيغی است در كف زنگی مست ، چراغی است در نيمه‏ شب در دست دزد برای گزيده‏تر بردن كالا اين است كه انسان عالم بی ايمان‏ امروز ، با انسان جاهل بی ايمان ديروز ، از نظر طبيعت و ماهيت رفتارها و كردارها كوچكترين تفاوتی ندارد چه تفاوتی هست ميان چرچيل‏ها و جانسون‏ها و نيكسون‏ها و استالين‏های امروز با فرعون‏ها و چنگيزها و آتيلاهای ديروز ؟ ممكن است گفته شود مگر نه اين است كه علم ، هم روشنائی است و هم‏ توانائی ؟ روشنائی و توانائی بودن علم اختصاص به جهان بيرون ندارد ، جهان درون ما را نيز بر ما روشن می‏كند و به ما می‏نماياند و در نتيجه ما را بر تغيير جهان درون نيز توانا می‏سازد پس علم ، هم می‏تواند جهان را بسازد و هم انسان را ، پس هم كارخودش


    بقیه در صفحه بعد...

  6. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥



    انسان و ایمان ص29


    را انجام می‏دهد ( جهانسازی ) و هم كار ايمان را ( انسانسازی ) پاسخ اين‏ است كه همه اينها صحيح است ، اما نكته اساسی اين است كه قدرت و توانائی علم ، از نوع قدرت و توانائی ابزار است ، يعنی بستگی دارد به‏ اراده و فرمان انسان انسان در هر ناحيه بخواهد كاری انجام دهد با ابزار علم بهتر می‏تواند انجام دهد ، اين است كه می‏گوييم علم بهترين مدد كار انسان است برای وصول به مقاصد و پيمودن راههائی كه انسان برای طی كردن‏ انتخاب كرده است .
    اما سخن در جای ديگر است ، سخن در اين است كه انسان پيش از آن كه‏ ابزار را به كار اندازد مقصد را در نظر گرفته است ابزارها همواره در طريق مقصدها استخدام می‏شوند مقصدها از كجا پيدا شده است ؟ انسان به حكم‏ اينكه از روی طبع ، حيوان است و به صورت اكتسابی انسان ، يعنی‏ استعدادهای انسانی انسان تدريجا در پرتو ايمان بايد پرورش يابد ، به طبع‏ خود به سوی مقاصد طبيعی حيوانی فردی مادی خود خواهانه خود حركت می‏كند و ابزارها را در همين طريق مورد بهره‏برداری قرار می‏دهد از اين رو نيازمند نيروئی است كه ابزار انسان و مقصد انسان نباشد بلكه انسان را مانند ابزاری در جهت خود سوق دهد نيازمند به نيروئی است كه انسان را از درون‏ منفجر سازد و استعدادهای نهانی او را به فعليت برساند نيازمند به قدرتی‏ است كه بتواند انقلابی در ضميرش ايجاد كند ، به او جهت تازه بدهد اين‏ كاری است كه از علم و كشف قوانين حاكم بر طبيعت و بر انسان ، ساخته‏ نيست اينگونه تاثير مولود تقدس يافتن و گرانبها شدن برخی ارزشها در روح‏ آدمی است و آن خود مولود يك سلسله گرايشهای متعالی در انسان است كه آن‏ گرايشها به





    انسان و ایمان ص30


    نوبه خود ناشی از برداشتی خاص و طرز تفكری خاص درباره جهان و انسان‏ است كه نه در لابراتوارها می‏توان به آن دست يافت و نه از محتوای قياسها و استدلالها آن برداشتها همانهاست كه در آينده توضيح خواهيم داد كه از دسترس علم بيرون است .
    تاريخ گذشته و حال نشان داده كه تفكيك علم و ايمان از يكديگر چه‏
    نتايجی به بار می‏آورد آنجا كه ايمان بوده و علم نبوده است مساعی بشر دوستانه افراد صرف اموری شده كه نتيجه زياد و احيانا نتيجه خوب به بار نياورده است و گاهی منشا تعصبها و جمودها و احيانا كشمكشهای زيانبار شده‏ است تاريخ گذشته بشر پر است از اينگونه امور . آنجا كه علم بوده و جای ايمان خالی مانده است مانند برخی جوامع عصر حاضر ، تمام قدرت علمی صرف خودخواهی‏ها و خودپرستی‏ها ، افزون طلبی‏ها ، برتری طلبی‏ها ، استثمارها ، استعبادها ، نيرنگها و نيرنگ بازی‏ها شده‏ است .
    دو سه قرن گذشته را می‏توان دوره پرستش علم و گريز از ايمان دانست‏ دانشمندان بسياری معتقد شدند كه همه مشكلات بشر با سرانگشت علم گشوده‏ خواهد شد ، ولی تجربه خلاف آن را ثابت كرد امروز ديگر انديشمندی يافت‏ نمی‏شود كه نياز انسان را به نوعی ايمان ولو ايمان غير مذهبی كه به هر حال‏ امری ماورا علم است انكار كند .
    برتراندراسل با آنكه گرايشهای مادی دارد اعتراف می‏كند كه :
    كاری كه منظور آن فقط در آمد باشد ، نتيجه مفيدی بار نخواهد آورد برای‏ چنين نتيجه‏ای بايد كاری پيشه كرد كه در آن .



    ادامه در صفحه بعد....

  7. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥



    انسان و ایمان ص31


    " ايمان " به يك فرد ، به يك مرام ، به يك غايت نهفته باشد ( 1 ) . امروز ماترياليستها هم ناچارند مدعی شوند كه ما از جنبه فلسفی‏ ماترياليست و از جنبه اخلاقی ايده‏آليست می‏باشيم ، يعنی از جنبه نظری ، مادی و از جنبه عملی و آرمانی ، معنوی هستيم ( 2 ) اينكه چگونه ممكن است‏ انسان نظرا مادی باشد و عملا معنوی ، مشكلی است كه خود ماديين بايد بدان‏ پاسخ بگويند .
    جورج سارتن ، دانشمند مشهور جهانی و نويسنده كتاب معروف " تاريخ علم‏ " در كتاب " شش بال " نارسائی و ناتوانی علم را در انسانی ساختن‏ روابط بشر و نياز فوری انسان را به نيروی ايمان چنين بيان می‏كند :
    علم در بعضی زمينه‏ها ترقيات عظيم و شگفت كرده است ولی در زمينه‏های‏ ديگر مثلا سياست ملی يا بين‏المللی كه مربوط است به روابط افراد انسان با يكديگر ، هنوز خود را ريشخند می‏كنيم .
    جورج سارتن اعتراف دارد كه ايمانی كه مورد نياز انسان است ايمان دينی‏ و مذهبی است وی درباره نياز انسان به مثلث " هنر و دين و علم " چنين‏ می‏گويد :
    هنر ، زيبائی را آشكار می‏سازد و همين جهت مايه شادی زندگی می‏شود دين‏ محبت می‏آورد و موسيقی زندگی است علم با حق و راستی و عقل سر و كار دارد و مايه هوشياری نوع بشر
    پاورقی :
    . 1 زناشوئی و اخلاق .
    . 2 ژرژپوليتسر ، اصول مقدماتی فلسفه .



    انسان و ایمان ص32


    می‏شود به هر سه اينها نيازمنديم ، هم به هنر ، هم به دين ، هم به علم علم‏ به صورت مطلقی برای زندگی لازم است ولی هرگز به تنهائی كافی نيست (1) .

    پاورقی :
    . 1 شش بال ، صفحه . 305


    ادامه در صفحه بعد...

  8. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥

    ايمان مذهبی

  9. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥



    انسان و ایمان ص33

    ايمان مذهبی
    از مباحث پيش روشن شد كه انسان نمی‏تواند بدون داشتن ايده و آرمان و ايمان ، زندگی سالم داشته باشد و يا كاری مفيد و ثمر بخش برای بشريت و تمدن بشری انجام دهد انسان فاقد هرگونه ايده و ايمان ، يا به صورت‏ موجودی غرق در خودخواهی در می‏آيد كه هيچوقت از لاك منافع فردی خارج‏ نمی‏شود ، و يا به صورت موجودی مردد و سرگردان كه تكليف خويش را در زندگی در مسائل اخلاقی و اجتماعی نمی‏داند انسان دائما با مسائل اخلاقی و اجتماعی برخورد می‏نمايد و ناچار بايد عكس العمل خاصی در برابر اينگونه‏ مسائل نشان بدهد انسان اگر به مكتب و عقيده و ايمانی پيوسته باشد تكليفش روشن است ، و اما اگر مكتب و آئينی تكليفش را روشن نكرده باشد همواره مردد و سر می‏برد ، گاهی به اين سو كشيده می‏شود و گاهی به آن سو ، موجودی می‏گردد نا هماهنگ آری ، در


    ادامه در صفحه بعد...

  10. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥




    انسان و ایمان ص34


    اصل ضرورت پيوستن به يك مكتب و يك ايده ترديدی نيست .
    آن چيزی كه لازم است مورد توجه واقع شود اين است كه تنها ايمان مذهبی‏ قادر است كه انسان را به صورت يك " مؤمن " واقعی در آورد ، هم‏ خودخواهی و خودپرستی را تحت الشعاع ايمان و عقيده و مسلك قرار دهد ، و هم نوعی " تعبد " و " تسليم " در فرد ايجاد كند به طوری كه انسان در كوچكترين مسئله‏ ای كه مكتب عرضه می‏دارد به خود ترديد راه ندهد ، و هم آن‏ را به صورت يك شی‏ء عزيز و محبوب و گرانبها در آورد در حدی كه زندگی‏ بدون آن برايش هيچ و پوچ و بی معنی باشد ، و با نوعی غيرت و تعصب از آن حمايت كند .
    گرايشهای ايمانی مذهبی موجب آن است كه انسان تلاشهائی علی رغم‏ گرايشهای طبيعی فردی انجام دهد و احيانا هست
    ی و حيثيت خود را در راه‏ ايمان خويش فدا سازد اين در صورتی ميسر است كه ايده انسان جنبه تقدس‏ پيدا كند و حاكميت مطلق بر وجود انسان بيابد تنها نيروی مذهبی است كه‏ قادر است به ايده‏ها تقدس ببخشد و حكم آنها را در كمال قدرت بر انسان‏ جاری سازد .
    گاهی افرادی نه از راه ايده و عقيده مذهبی بلكه تحت فشار عقده‏ها ، كينه توزی‏ها ، انتقام گيری‏ها و بالاخره به صورت عكس العمل شديد در برابر احساس فشارها و ستمها ، دست به فداكاری می‏زنند و از جان و مال و همه‏ حيثيات خود می‏گذرند ، همچنانكه نظايرش را در گوشه و كنار جهان می‏بينيم.
    ولی تفاوت يك ايده مذهبی و غير مذهبی اين است كه آنجا كه پای عقيده‏ مذهبی به ميان آيد و به ايده قداست ببخشد ، فداكاريها



    ادامه در صفحه بعد...

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی