سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 45 , از مجموع 45

موضوع: ♥انسان و ايمان♥

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥




    انسان و ایمان ص 59

    گروهی از ايدئولوژيها ديدی ديگر از انسان دارند از نظر اين ايدئولوژيها ، انسان نوعی ، صلاحيت دعوت و طرف خطاب قرار گرفتن و حركت و جنبش‏ ندارد ، زيرا شعور و وجدان و گرايشهای انسان تحت تاثير عوامل تاريخی در حيات ملی و قومی ، و يا تحت تاثير عوامل اجتماعی در موضع طبقاتی انسان‏ مشخص می‏شود انسان مطلق ، صرف نظر از عوامل تاريخی يا اجتماعی خاص ، نه‏ شعور دارد و نه وجدان و نه صلاحيت دعوت و خطاب ، بلكه موجودی انتزاعی‏ است نه عينی ماركسيسم و همچنين فلسفه‏های ملی و قومی بر چنين ديدی از انسان مبتنی است خاستگاه اين فلسفه‏ها منافع طبقاتی و يا احساسات قومی و نژادی و حداكثر فرهنگ قومی است .
    بدون شك ايدئولوژی اسلامی از نوع اول و خاستگاه آن فطرت انسان است‏ لهذا مخاطب اسلام " الناس = عموم مردم " است ( 1 ) نه طبقه يا گروه‏ خاص اسلام عملا توانسته از ميان همه گروهها حامی و پشتيبان جلب كند حتی‏ از ميان طبقه‏ای كه با آنها به نبرد برخاسته است يعنی طبقه ملاء و مترف‏ به اصطلاح قرآن سربازگيری از طبقه‏ای

    پاورقی :
    . 1 گاه در مفهوم اين كلمه كه به معنی " عموم مردم " است اشتباه‏ می‏شود و مرادف با " توده مردم " گرفته می‏شود كه نقطه مقابل طبقات‏ ممتاز است ، و چون مخاطب اسلام " الناس " است ادعا می‏شود كه دين‏ اسلام دين توده مردم است و ضمنا اين جهت فضيلتی برای اسلام شمرده می‏شود ولی بايد بدانيم كه آنچه واقعيت است و هم فضليت است برای اسلام اين‏ است كه اسلام به حمايت توده مردم برخاسته نه اينكه مخاطبش تنها توده‏ مردمند و ايدئولوژيش ايدئولوژی گروهی و طبقاتی است ، و آنچه بيشتر مايه‏ فضليت است اين است كه علاوه بر طبقات بهره‏ده ، از ميان خود طبقات‏ بهره‏كش و صاحب سرمايه و قدرت ، با اتكا به فطرت انسانی ، احيانا وجدانها را به سود طبقات بهره‏ده و محروم برانگيخته است .


    انسان و ایمان ص60


    عليه خود آن طبقه و از گروهی عليه منافع خود آن گروه ، بلكه شورانيدن يك‏ فرد عليه تبهكاری شخص خودش ، كاری است كه اسلام فراوان در طول تاريخ‏ كرده و می‏كند اسلام به حكم آنكه دين است و در درونی‏ترين لايه‏های وجود انسان نفوذ می‏كند ، و از طرف ديگر برفطرت انسانی انسان تكيه دارد ، قادر است فرد را عليه تبهكاری خودش بر آشوباند و بشوراند و انقلاب خود عليه خود به وجود آورد كه نامش " توبه " است ايدئولوژيهای گروهی و طبقاتی تنها قدرت انقلابی‏شان شورانيدن فرد عليه فرد ديگر ، يا طبقه عليه‏ طبقه ديگر است ولی هرگز قادر نيستند انقلاب فرد عليه خود بر پا كنند ،
    همچنانكه قادر نيستند فرد را در درون خود از ناحيه خود تحت مراقبت و كنترل قرار دهند .
    اسلام به حكم اينكه مذهب است - و به حكم اينكه دين خاتم است بيش از هر مذهب آسمانی ديگر - برای بر پا داشتن عدالت اجتماعی آمده است ( 1 )و قهرا هدفش نجات محرومان و مستضعفان ، و نبرد و ستيز با ستم پيشگان‏ است اما مخاطب اسلام تنها محرومان و مستضعفان نيستند ، همچنانكه حاميان‏ خود را تنها از اين طبقه جلب نكرده است اسلام حتی از ميان طبقاتی كه به‏ نبرد با آنها برخاسته است ، با تكيه به نيروی مذهب از يك طرف و برفطرت انسانی انسان از طرف ديگر ، به گواهی تاريخ سرباز گرفته است‏ اسلام تئوری پيروزی انسانيت بر حيوانيت ، علم بر جهل ، عدالت بر ظلم ،
    مساوات بر تبعيض ،

    پاورقی :

    . 1 حديد : 25 ( لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط » . . . ) و اعراف : 29 ( قل امر ربی‏ بالقسط ») . . .



    انسان و ایمان ص61


    فضيلت بر رذيلت ، تقوا بر بی‏بند و باری ، توحيد بر شرك است پيروزی‏ مستضعفان بر جباران و مستكبران يكی از مظاهر و مصاديق اين پيروزيهاست .
    ب . به دنبال بحث گذشته ، اين مساله بايد طرح شود كه آيا فرهنگ اصيل‏ انسانی ماهيت يگانه دارد ؟ يا فرهنگ يگانه در كار نيست ، فرهنگ ، ماهيت قومی ، ملی يا طبقاتی دارد ، آنچه وجود دارد و يا در آينده وجود خواهد يافت فرهنگها است نه فرهنگ ؟ اين مساله نيز وابسته به اين است كه آيا نوعيت انسان از فطرتی يگانه‏ و اصيل برخوردار است و همان فطرت اصيل و يگانه به فرهنگ انسان يگانگی‏ می‏دهد ؟ و يا چنين فطرت يگانه‏ای در كار نيست ، فرهنگها ساخته عوامل‏ تاريخی ، قومی و جغرافيايی و يا ساخته گرايشهای منفعت طلبانه طبقاتی‏ است ؟ اسلام به حكم اينكه در جهان بينی‏اش قائل به فطرت يگانه است ، هم‏ طرفدار ايدئولوژی يگانه است و هم طرفدار فرهنگ يگانه .
    ج . بديهی است كه تنها يك ايدئولوژی انسانی نه گروهی ، و يك‏ ايدئولوژی يگانه نه ايدئولوژی مبنی بر تقسيم و تجزيه انسان ، يك‏ ايدئولوژی فطری نه يك ايدئولوژی سود گرايانه می‏تواند برارزشهای انسانی‏ متكی باشد و ماهيت انسانی داشته باشد .
    د . آيا هر ايدئولوژی وابسته به زمان و مكان است ؟ آيا انسان محكوم‏ است كه در هر وضع زمانی متغير و در هر شرايط محيطی و مكانی مختلف يك‏ ايدئولوژی ويژه داشته باشد ؟ آيا بر ايدئولوژی ، اصل اختلاف ( بر حسب‏ منطقه و مكان ) واصل نسخ و تبديل ( بر حسب زمان )




    انسان و ایمان ص 62

    حكمفرما است ؟ يا ايدئولوژی انسان همانطور كه از نظر گروهی يگانه است‏ نه چند گانه ، از نظر زمانی و مكانی نيز يگانه است نه چند گانه ، به‏ عبارت ديگر همچنانكه از نظر گروهی ، عام است نه خاص ، از نظر زمانی و مكانی ، مطلق است نه نسبی .
    اينكه يك ايدئولوژی از نظر زمانی و مكانی مطلق باشد يا نسبی نيز به‏ نوبه خود از يك نظر بسته به اين است كه خاستگاهش فطرت نوعی انسان و هدفش سعادت نوع انسان باشد و يا خاستگاهش منافع گروهی و احساسات قومی‏ و طبقاتی باشد ، و از نظر ديگر بسته به آن است كه ماهيت تحولات اجتماعی‏ را چه بدانيم ؟ آيا آنگاه كه جامعه‏ای متحول می‏شود و دوره‏ای را پشت سر می‏گذارد و دوره جديدی را آغاز می‏كند ، آن جامعه تغيير ماهيت می‏دهد و بالنتيجه قوانينی بر آن حاكم می‏شود مغاير قوانين حاكم پيشين ، آنچنانكه‏ مثلا آب پس از يك دوره بالا رفتن درجه حرارت ، تبديل به بخار می‏شود و از آن پس قوانين گازها بر آن حاكم است نه قوانين مايعات ؟ يا تحولات و تكاملهای اجتماعی از اين قبيل نيست قوانين اصلی تكاملی جامعه ، و مداری‏ كه در آن تحول می‏يابد ثابت است جامعه تغيير منزل و مرحله می‏دهد نه‏ تغيير مدار و قانون تكامل ، آنچنانكه جاندران ازنظر زيستی متحول و متكامل‏ می‏شوند اما قوانين تكامل همواره ثابت است . و از نظری اين مساله كه يك ايدئولوژی از نظر زمانی و مكانی مطلق است‏ يا نسبی بسته به آن است كه جهان بينی آن ايدئولوژی چه جهان بينی‏ئی باشد ؟ علمی يا فلسفی و يا مذهبی ؟ ايدئولوژی علمی به حكم اينكه مبتنی بر يك‏ جهان بينی ناپايدار است نمی‏تواند پايدار باشد ، بر خلاف جهان‏بينی فلسفی‏ مبتنی بر اصول اوليه و بديهيات



    ادامه در صفحه بعد...

  2. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص 63

    اوليه ، يا جهان بينی مذهبی مبتنی بر وحی و نبوت .
    در اينجا همچنانكه مجال و فرصتی نيست كه مساله فطرت را كه " ام‏ المسائل " معارف اسلامی است مطرح كنيم ، مجال و فرصتی برای طرح و بررسی‏ تحولات جامعه نيست ، ولی در بخش پنجم اين كتاب كه درباره " جامعه و تاريخ " بحث می‏كنيم درباره تحولات جامعه و رابطه‏اش با فطرت بررسی‏ خواهيم كرد ه . آيا بر خود ايدئولوژی اصل ثبات حاكم است يا اصل تغيير ؟ در بالا سخن در اين بود كه آيا ايدئولوژی انسان در زمانهای مختلف يا مكانهای‏ مختلف ، مختلف است ؟ در آنجا مساله نسخ و تبديل ايدئولوژی مطرح بود ، ولی اكنون مساله ديگری مطرح است و آن مساله تغيير و تحول يك ايدئولوژی‏ است مساله اين است كه آيا ايدئولوژی ، خواه از نظر محتوا عام باشد يا
    خاص ، مطلق باشد يا نسبی ، خود از نظر اينكه يك پديده است و پديده‏ها متغير و متحول و متكاملند ، دائما در تحول و تطور است ؟ آيا واقعيت يك‏ ايدئولوژی در روز تولد با واقعيت آن در دوران رشد و بالندگی متفاوت‏ است ، يعنی لزوما بايد دائما در حال حك و اصلاح و آرايش و پيرايش و مورد تجديد نظر واقع شدن از طرف رهبران و ايدئولوگها باشد - آنچنانكه در ايدئولوژيهای مادی عصر خود می‏بينيم - و اگر نه بزودی كهنه و فرسوده می‏شود و صلاحيت خود را از دست می‏دهد ؟ يا آنكه ممكن است يك ايدئولوژی آنچنان‏
    تنظيم شده باشد و آنچنان روی خطوط اصلی حركت انسان و اجتماع تكيه كرده‏ باشد كه نيازی به هيچگونه تجديد نظر و حك و اصلاح از طرف رهبران نداشته‏ باشد ، نقش رهبران و ايدئولوگها تنها " اجتهاد " در فحوا و محتوا





    انسان و ایمان ص 64


    باشد و تكاملهای ايدئولوژيكی در ناحيه اجتهادها باشد نه در متن ايدئولوژی‏ ؟
    پاسخ اين پرسش نيز از پاسخ به پرسشهای گذشته روشن می‏شود ( 1 ) .

    پاورقی :
    . 1 ما در مقاله " ختم نبوت " در جلد اول " محمد خاتم پيامبران " از انتشارات حسينيه ارشاد ، كه بعدا مستقلا به صورت رساله چاپ شد ، درباره كليت و اطلاق ايدئولوژی اسلامی و نقش اجتهاد در تطبيق آن با شرايط مختلف مكانی و اوضاع متغير زمانی ، و اينكه آنچه تحول و تكامل می‏پذيرد ، اجتهاد اسلامی است نه ايدئولوژی اسلامی ، بحث كرده‏ايم جويندگان می‏توانند به آنجا مراجعه كنند .




    انسان وایمان ص65


    اسلام مكتب جامع و همه جانبه

    اسلام كه بر چنين جهان بينی بنياد شده است مكتبی است جامع و واقع گرا در اسلام به همه جوانب نيازهای انسانی ، اعم از دنيائی يا آخرتی ، جسمی‏ يا روحی ، عقلی و فكری يا احساسی و عاطفی ، فردی يا اجتماعی توجه شده‏ است .
    مجموعه تعليمات اسلامی از يك لحاظ سه بخش را تشكيل می‏دهد : الف . اصول عقايد ، يعنی چيزهائی كه وظيفه هر فرد كوشش درباره تحصيل‏ عقيده درباره آنهاست كاری كه در اين زمينه بر عهده انسان است از نوع‏ كار تحقيقی و علمی است .
    ب . اخلاقيات ، يعنی خصلتهائی كه وظيفه يك فرد مسلمان اين است كه‏ خويشتن را به آن خصلتها و خوبيها بيارايد و از اضداد آنها .




    ادامه در صفحه بعد...

  3. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥




    انسان و ایمان ص 66


    خويشتن را دور نگه دارد كاری كه در اين زمينه بر عهده انسان است از نوع‏ مراقبت نفس و خودسازی است .
    ج . احكام ، يعنی دستورهائی كه مربوط است به فعاليتهای خارجی و عينی‏ انسان ، اعم از فعاليتهای معاشی و معادی ، دنيوی و اخروی ، فردی و اجتماعی .
    اصول عقايد اسلامی بر حسب مذهب شيعه پنج اصل است : توحيد ، عدل ، نبوت ، امامت ، معاد .
    اسلام درباره اصول عقايد كه وظيفه هر فرد ، تحصيل عقيده صحيح درباره‏ آنهاست تقليد و تعبد را كافی نمی‏داند ، بلكه لازم می‏داند كه هر فردی‏ مستقلا و آزادانه صحت آن عقايد را به دست آورد از نظر اسلام عبادت منحصر نيست به عبادات بدنی مانند نماز و روزه يا عبادات مالی مانند خمس و زكات ، نوعی ديگر از عبادات هم هست و آن عبادت فكری است تفكر يا عبادت فكری اگر در مسير تنبه و بيداری انسان قرار گيرد از سالها عبادت‏ بدنی برتر و بالاتر است .

    لغزشگاههای انديشه از نظر قرآن

    قرآن مجيد كه دعوت به تفكر و نتيجه گيری فكری می‏كند و تفكر را عبادت‏ می‏شمارد و اصول عقايد را جز با تفكر منطقی ، صحيح نمی‏داند ، به يك مطلب‏ اساسی توجه كرده است و آن اينكه لغزشهای فكری بشر از كجا سرچشمه می‏گيرد و ريشه اصلی خطاها و گمراهيها در كجاست ؟ اگر انسان بخواهد درست‏ بينديشد كه دچار خطا و انحراف نگردد چه بايد بكند ؟



    انسان و ایمان ص67

    در قرآن مجيد يك سلسله امور به عنوان موجبات و علل خطاها و گمراهيها ياد شده است كه ذيلا ذكر می‏كنيم :

    تكيه بر ظن و گمان بجای علم و يقين
    قرآن می‏گويد :
    اكثر مردم چنين‏اند كه اگر بخواهی پيرو آنها باشی تو را از راه حق گمراه‏ می‏كنند ، برای اينكه تكيه شان بر ظن و گمان است و ( نه بر يقين ) ، تنها با حدس و تخمين كار می‏كنند ( 1 ) .
    قرآن كريم در آيات زيادی به شدت با پيروی از ظن و گمان مخالفت می‏كندو می‏گويد : مادامی كه به چيزی علم و يقين حاصل نكرده‏ای آنرا دنبال مكن (
    قرآن می‏گويد :
    اكثر مردم چنين‏اند كه اگر بخواهی پيرو آنها باشی تو را از راه حق گمراه‏ می‏كنند ، برای اينكه تكيه شان بر ظن و گمان است و ( نه بر يقين ) ، تنها با حدس و تخمين كار می‏كنند ( 1 ) .
    قرآن كريم در آيات زيادی به شدت با پيروی از ظن و گمان مخالفت می‏كند و می‏گويد : مادامی كه به چيزی علم و يقين حاصل نكرده‏ای آنرا دنبال مكن ( 2 ) .
    امروز از نظر فلسفی مسلم شده است كه يكی ازعوامل عمده خطاها و اشتباهات همين بوده است دكارت هزار سال پس از قرآن اولين اصل منطقی‏ خويش را اين قرار داد و گفت . هيچ چيز را حقيقت ندانم مگر اينكه بر من بديهی باشد و در تصديقات خود
    از شتابزدگی و سبق ذهن و تمايل بپرهيزم ، و نپذيرم مگر آن را كه چنان‏ روشن و متمايز باشد كه هيچگونه شك و شبهه در آن نماند ( 3 ) .


    پاورقی :

    . 1 و ان تطع اكثر من فی الارض يضلوك عن سبيل الله ان يتبعون الا
    الظن »انعام : . 116
    . 2 و لا تقف ما ليس لك به علم »اسراء : . 36
    . 3 سير حكمت در اروپا ، جلد اول .


    ادامه در صفحه بعد...

  4. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥




    انسان و ایمان ص68

    ميلها و هواهای نفسانی


    انسان اگر بخواهد صحيح قضاوت كند بايد در مورد مطلبی كه می‏انديشد كاملا بی طرفی خود را حفظ كند ، يعنی كوشش كند كه حقيقت خواه باشد و خويشتن‏ را تسليم دليلها و مدارك نمايد ، درست مانند يك قاضی كه روی پرونده‏ای‏ مطالعه می‏كند ، بايد نسبت به طرفين دعوا بی طرف باشد قاضی اگر تمايل‏ شخصی به يك طرف داشته باشد به طور ناخود آگاه دلائلی كه برای آن طرف‏ است نظرش را بيشتر جلب می‏كند و دلائلی كه له طرف ديگر و عليه اين طرف‏ است خودبخود از نظرش كنار می‏رود و همين موجب اشتباه قاضی می‏گردد .
    انسان در تفكرات خود اگر بی طرفی خود را نسبت به نفی يا اثبات مطلبی‏ حفظ نكند و ميل نفسانيش به يك طرف باشد ، خواه‏ناخواه و بدون آنكه‏ خودش متوجه شود عقربه فكرش به جانب ميل و خواهش نفسانيش متمايل‏ می‏شود اين است كه قرآن هوای نفس را نيز مانند تكيه بر ظن و گمان يكی از عوامل لغزش می‏شمارد .
    در سوره النجم می‏فرمايد :
    « ان يتبعون الا الظن و ما تهوی الانفس »( 1 ) .
    پيروی نمی‏كنند مگر از گمان و از آنچه نفسها خواهش می‏كنند .

    شتابزدگی

    هر قضاوت و اظهار نظری مقداری معين مدارك لازم دارد و تا مدارك به‏ قدر كافی در يك مساله جمع نشود هرگونه اظهار نظر ،

    پاورقی :
    . 1 نجم : . 23




    انسان و ایمان ص69

    شتابزدگی و موجب لغزش انديشه است قرآن كريم مكرر به اندك بودن سرمايه‏ علمی بشر و كافی نبودنش برای برخی قضاوتهای بزرگ اشاره می‏كند و اظهار جزم را دور از احتياط تلقی می‏نمايد .
    مثلا می‏فرمايد :
    « و ما اوتيتم من العلم الا قليلا »( 1 ) .
    آن مقدار علم و اطلاعی كه به شما رسيده اندك است و برای قضاوت كافی‏ نيست
    امام صادق عليه السلام فرمود : خداوند در قرآن بندگان خويش را با دو آيه اختصاص داد و تاديب فرمود : يكی اينكه تا به چيزی علم پيدا نكرده‏اند تصديق نكنند ( شتابزدگی در تصديق ) و ديگر اينكه تا به چيزی علم‏ پيدا نكرده‏اند ، تا به مرحله علم و يقين نرسيده‏اند رد و نفی نكنند ( شتابزدگی در انكار ) .
    خداوند در يك آيه فرمود :
    « الم يؤخذ عليهم ميثاق الكتاب ان لا . يقولوا علی الله الا الحق »( 2 ) .
    آيا از آنها در كتاب ( كتاب فطرت يا كتابهای آسمانی ) پيمان گرفته‏ نشده كه جز آنچه حق است ( حق بودنش محرز است ) به خداوند نسبت ندهند.
    در آيه ديگر فرمود :
    « بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه ( 3 ) ».

    پاورقی :
    . 1 اسراء : . 85
    . 2 اعراف : . 169
    . 3 يونس : . 39




    انسان و ایمان ص 70

    انكار كردند و تكذيب كردند چيزی را كه به علم آن احاطه نداشتند ( نمی‏شناختند ) ( 1 ) .


    سنت گرائی و گذشته نگری

    انسان به حكم طبع اولی خود هنگامی كه می‏بيند يك فكر و عقيده خاص مورد قبول نسلهای گذشته بوده است خودبخود بدون آنكه مجالی به انديشه خود بدهد آن را می‏پذيرد قرآن يادآوری می‏كند كه پذيرفته‏ها و باورهای گذشتگان را مادام كه با معيار عقل نسنجيده‏ايد نپذيريد ، در مقابل باورهای گذشتگان‏ استقلال فكری داشته باشيد .
    در سوره بقره آيه 170 می‏گويد :
    « و اذا قيل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفينا عليه‏ آبائنا ا و لو كان آباؤهم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون ».
    اگر به آنها گفته شود كه از آنچه خدا به وسيله وحی فرود آورده پيروی‏ كنيد ، می‏گويند : خير ، ما همان روشها و سنتها را پيروی می‏كنيم كه پدران‏ گذشته خود را بر آن يافته‏ايم آيا اگر پدرانشان هيچ چيزی را فهم نمی‏كرده‏اند و راهی را نمی‏يافته‏اند باز هم از آنها پيروی می‏كنند ؟ !


    شخصيت گرائی

    يكی ديگر از موجبات لغزش انديشه ، گرايش به شخصيتها است شخصيتهای‏ بزرگ تاريخی يا معاصر از نظر عظمتی كه در نفوس دارند بر

    پاورقی :
    . 1 تفسير الميزان ، جلد ششم ( عربی ) ، ص 319 ذيل آيه 169 سوره‏
    اعراف .



    انسان و ایمان ص 71

    روی فكر و انديشه و تصميم و اراده ديگران اثر می‏گذارند و در حقيقت هم‏ فكر و هم اراده ديگران را تسخير می‏كنند ، ديگران آنچنان می‏انديشند كه‏ آنها می‏انديشند و آنچنان تصميم می‏گيرند كه آنها می‏گيرند ، ديگران در مقابل آنها استقلال فكر و اراده خود را از دست می‏دهند .
    قرآن كريم ما را دعوت به استقلال فكری می‏كند و پيرويهای كوركورانه از اكابر و شخصيتها را موجب شقاوت ابدی می‏داند لهذا از زبان مردمی كه از اين راه گمراه می‏شوند نقل می‏كند كه در قيامت می‏گويند :
    « ربنا انا اطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلونا السبيلا »( 1 ) .
    پروردگارا ما بزرگان و اكابر خويش را پيروی و اطاعت كرديم و در نتيجه‏ ما را گمراه ساختند .

    پاورقی :

    . 1 احزاب : . 67


    ادامه در صفحه بعد...

  5. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥انسان و ايمان♥


    انسان و ایمان ص72


    منابع تفكر در اسلام

    قرآن كه دعوت به تفكر و انديشه می‏نمايد علاوه بر اينكه راههای لغزش‏ انديشه را ارائه داده است ، منابع تفكر را نيز ارائه داده است ، يعنی‏ موضوعاتی كه شايسته است انسان در آن موضوعات فكر خويش را به كار اندازد و از آنها به عنوان منابع علم و اطلاع خويش بهره‏گيری نمايد نيز ارائه داده است .


    در اسلام به طور كلی با صرف انرژی فكری در مسائلی كه نتيجه‏ای جز خسته‏ كردن فكر ندارد يعنی راه تحقيق برای انسان در آنها باز نيست و همچنين‏ مسائلی كه فرضا قابل تحقيق باشد فائده‏ای به حال انسان ندارد مخالفت شده‏ است .


    پيغمبر اكرم علمی را كه دارد بودن آن سودی نبخشد و نداشتن آن زيانی‏ نرساند بيهوده خواند اما علومی كه راه تحقيق در آنها باز است و به علاوه‏ سودمند می‏باشد مورد تاييد و تشويق اسلام است .



    انسان و ایمان ص73


    قرآن كريم سه موضوع برای تفكر مفيد و سودمند ارائه می‏دهد : ( 1 ) .



    . 1 طبيعت

    در سراسر قرآن آيات زيادی است كه طبيعت ، يعنی زمين ، آسمان ، ستارگان ، خورشيد ، ماه ، ابر ، باران ، جريان باد ، حركت كشتيها در درياها ، گياهان ، حيوانات و بالاخره هر امر محسوسی را كه بشر در اطراف‏ خود می‏بيند به عنوان موضوعاتی كه درباره آن دقيقا بايد انديشيد و تفكر و نتيجه گيری كرد ياد كرده است برای نمونه يك آيه ذكر می‏كنيم :

    « قل انظروا ما ذا فی السموات و الارض »( 2 ) .

    بگو به مردم : دقت و مطالعه كنيد ببينيد در آسمانها و زمين چه چيزهائی هست ؟


    . 2 تاريخ

    در قرآن آيات بسياری است كه به مطالعه اقوام گذشته دعوت می‏كند و آن‏ را مانند يك منبع برای كسب علم معرفی می‏كند از نظر قرآن تاريخ بشر و تحولات آن بر طبق يك سلسله سنن و نواميس صورت می‏گيرد ، عزتها و ذلتها و موفقيتها و شكستها و خوشبختيها و بدبختيهای تاريخی حسابهايی دقيق و منظم دارد و با شناختن آن حسابها و قانونها

    پاورقی :

    . 1 در رساله " شناخت در قرآن " كه قبلا از آن ياد كرديم و ان شاء

    الله بزودی منتشر خواهد شد ، مسئله موضوعات و منابع شناخت به تفصيل‏
    مطرح می‏شود .

    . 2 يونس : . 101



    انسان و ایمان ص74

    می‏توان تاريخ حاضر را تحت فرمان در آورد و به سود سعادت خود و مردم‏ حاضر از آن بهره‏گيری كرد .

    اينك يك آيه به عنوان نمونه :

    « قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فی الارض فانظروا كيف كان عاقبه‏ المكذبين »( 1 ) .

    پيش از شما سنتها و قانونهائی عملا به وقوع پيوسته است پس در زمين و آثار تاريخی گذشتگان گردش و كاوش كنيد و ببينيد پايان كار كسانی كه‏ حقايقی را كه از طريق وحی به آنها عرضه داشتيم دروغ پنداشتند به كجا انجاميد .


    . 3 ضمير انسان
    قرآن ضمير انسانی را به عنوان يك منبع معرفت ويژه نام می‏برد از نظر قرآن ، سراسر خلقت آيات الهی و علائم و نشانه‏هايی برای كشف حقيقت است‏ قرآن از جهان خارج انسان به " آفاق " و از جهان درون انسان به " انفس‏ " تعبير می‏كند ( 2 ) و از اين راه اهميت ويژه ضمير انسانی را گوشزد می‏نمايد اصطلاح " آفاق و انفس " در ادبيات اسلامی از همين جا پديد آمده‏ است .



    " كانت " فيلسوف آلمانی جمله‏ای دارد كه شهرت جهانی دارد و همان‏ جمله بر لوح قبرش حك شده است می‏گويد :


    دو چيز است كه اعجاب انسان را سخت بر می‏انگيزد : يكی آسمان‏ پرستاره‏ای كه بالای سرما قرار گرفته است و ديگر وجدان و ضميری كه در درون‏ ما قرار دارد .



    پاورقی :




    . 1 آل عمران : . 137

    . 2 سنريهم آياتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی يتبين لهم انه الحق

    سوره فصلت : . 53

    پایان




صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی