*._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*
صفحه 3 از 12 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 117
  1. #21
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol. برکات حضور امام رضا علیه السلام در ایران





    برکات حضور امام رضا علیه السلام در ایران


    بی شک باید حضور امام رضا (علیه السلام) را در نیشابور نقطه عطفی در تاریخ تشیّع این منطقه (و به دنبال آن در ایران) بشمار آورد. علی رغم همه ی محدودیت هایی که مامون برای جلوگیری از فعالیت امام رضا (ع) و ارتباط شیعیان با امام (ع) به وجود آورده بود، بارزترین موضوعی که در سیره امام رضا(علیه السلام) از مدینه تا مرو، به ویژه در نیشابور مشهود است، تلاش حضرت برای معرفی جایگاه معصومین(علیهم السلام) در این فرصت می باشد.امام رضا(علیه السلام) از لحظه حرکت از مدینه تا مرو همیشه از روش های گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد. رجاء بن ابی الضحاک که مأمور آوردن امام به مرو بود، می گوید:

    امام در هیچ شهری از شهرها فرود نمی آمد، مگر این که مردم به سراغ او می آمدند و مسایل دینی و اعتقادی خویش را از او می پرسیدند.

    امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدرانش به حضرت علی و پیامبر (سلام الله علیهم اجمعین ) می رساند که این بهترین روش برای معرفی مکتب تشیّع و خنثی کننده ی توطئه هایی بود که شیعه را خارج از دین می شمرد. نمونه ی برجسته آن، حدیث سلسله الذهب بود...

    حضور امام در مناظرات یکی دیگر از کارهایی بود که در پی آن، مکتب شیعه به درستی معرفی شد و استدلال مخالفان باطل گشت. مأمون برای محکوم کردن امام در جلسه های مناظره با بزرگان ادیان دیگر به تشکیل چنین جلسه هایی دست یازیده بود.

    با این حال، امام از همه ی آنها سربلند بیرون آمد. پس از استقبال مردم از این جلسه ها، مأمون دستور داد مردم را از در خانه ی امام دور کنند تا مبادا شیعه ی واقعی به مردم معرفی شود.[1]
    همچنین مجموعه نامه هایی که امام برای توضیح مبانی تشیع به افراد گوناگون می نوشتند، در این زمینه نقش داشت. نامه های ایشان در تبیین جایگاه اهلبیت در کتاب خدا و سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، مسایل اختلافی با اهل سنّت مانند: ایمان آوردن ابوطالب، توضیح مصداق شیعه واقعی، مراد از اولوالامر در قرآن، در گسترش فکر شیعی و استحکام پایه های اعتقادی در ایران بسیار اثر داشت.[2]

    ...ورودامام رضا (علیه السلام) به خراسان، حرکت گروهی سادات و شیعیان را به ایران درپی داشت. علویان از موقعیت به وجود آمده برای امام رضا (علیه السلام) در حکومت مأموناستفاده کردند و به صورت گروهی راهی ایران شدند...

    حاکم فارس از سوی مامون دستور یافت که از ورود آنانجلوگیری کند. رهبری کاروان با احمد بن موسی (علیه السلام) (شاهچراغ) و محمد بنموسی (علیه السلام) بود. آنان پس از درگیری با لشکر فارس، به یاران خود دستور دادندلباس مبدل بپوشند و در اطراف پراکنده شوند تا از گزند حکومت مأمون در امان باشند.

    به همین دلیل گفته می شود بیشتر امامزادگانی که در شهرهای گوناگون ایران مدفونشده اند، جزء همان قافله هستند.[3]مردم ایران چون به سادات و آل رسول عشق میورزیدند، به این گروه پناه دادند و آنان را یاری کردند. حضور آنان در میان عاشقاناهلبیت پیامبر[4]به گسترش تشیع اعتقادی انجامید...

    دیگر از برکات وجود آن حضرت به وجود آمدن حوزه ی درسی بود که "عده ای از اصحاب و محدثان و فقها دور امام (ع) حلقه زدند و از محضر مبارک ایشان بهره گرفتند. شیخ طوسی اصحاب حضرت رضا (ع) را 317 نفر ضبط کرده است[5]پس از رحلت امام این حوزه به فعالیت خود ادامه داد و شیخ طوسی[6]خود در این حوزه پرورش یافت و در 408 ق به بغداد هجرت نمود."[7]


    پي نوشت :
    [1]عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، جهان، 1378ق، ج2، ص170.
    [2]تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، صص 158-157 .
    [3]شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی، ج1، ص130.
    [4]پیروان شیعه سیاسی.
    [5]رجال، 366.
    [6]م460 ق.
    [7]دائرة المعارف تشیع، ج6، ص574.
    منبع:پایگاه حوزه




    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 3

    HASSAN (25-07-1389), نرگس منتظر (24-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389)

  3. #22
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol. امام رضا عليه السلام و نماز






    امام رضا (علیه السلام) و نماز


    شيخ صدوق از جابر بن ابي الضّحاك روايت كرده است كه گفت:

    مأمون مرا فرستاد تا حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را از مدينه به مرو آوردم، و امر كرد مرا كه آن جناب را از راه بصره و اهواز و فارس حركت دهم و از طريق قم نبرم او را، و نيز امر كرد كه آن جناب را در شب و روز حفظ كنم تا به او برسانم.

    پس من در خدمت آن حضرت بودم، از مدينه تا به مرو، به خدا سوگند كه نديدم مردي را مثل آن حضرت در تقوا و كثرت ذكر خدا در جميع اوقات خود، و شدّت خوف از حق تعالي و عادت آن جناب چنان بود كه چون صبح مي شد، نماز صبح را اداء مي كرد، و بعد از سلام نماز در مصلّاي خود مي نشست و پيوسته تسبيح و تحميد و تكبير و تهليل مي گفت، و صلوات بر حضرت رسول و آل او مي فرستاد تا آفتاب طلوع مي كرد پس از آن به سجده مي رفت و سجده را چندان طول مي داد تا روز بلند مي شد .

    پس سر از سجده برمي داشت و با مردم حديث مي كرد و ايشان را موعظه مي فرمود، تا نزديك زوال آفتاب، پس از آن وضوي خود را تجديد مي نمود، و به مصلّاي خود عود مي كرد، و چون زوال مي شد برمي خاست و شش ركعت نافله ظهر مي گذاشت و قرائت مي كرد در ركعت اوّل بعد از حمد سوره«قل يا ايها الكافرون» در ركعت دوم و چهار ركعت ديگر بعد از حمد«قل هو الله احد» مي خواند، و در هر دو ركعتي سلام مي داد، و پيش از ركوع ركعت دوم بعد از قرائت قنوت مي خواند .

    چون از اين شش ركعت فارغ مي شد، برمي خاست و اذان نماز مي گفت و دو ركعت ديگر نافله بعد از اذان به جا مي آورد، پس از آن اقامه نماز مي گفت و شروع به نماز ظهر مي كرد، و چون سلام نماز مي داد، تسبيح و تحميد و تكبير و تهليل مي گفت خدا را آنچه خواسته باشد .

    پس سجده شكر بجا مي آورد، و در سجده صد مرتبه مي گفت: «شكراً لله»، پس سر بر مي داشت و برمي خاست براي نافله عصر، پس شش ركعت نماز نافله به جا مي آورد و در هر دو ركعت بعد از حمد سوره«قل هو الله احد» مي خواند، و در هر ركعتي قنوت مي خواند و سلام مي گفت،

    و چون فارغ مي شد از اين شش ركعت اذان نماز عصر مي گفت، پس دو ركعت ديگر نافله عصر را با قنوت بجا مي آورد، پس اقامه مي گفت و شروع مي كرد به نماز عصر و چون سلام مي داد تسبيح و تحميد و تكبير و تهليل مي گفت خدا را آنچه خواسته باشد، پس به سجده مي رفت و صد مرتبه مي گفت: «حمداً لله» و چون روز به پايان مي رسيد و آفتاب غروب مي كرد، وضو مي گرفت و اذان و اقامه مي گفت و سه ركعت نماز مغرب را اداء مي كرد و در ركعت دوم پيش از ركوع و بعد از قرائت قنوت مي خواند، و چون سلام نماز مي داد، از مصلّاي خود حركت نمي كرد، و تسبيح و تحميد و تهليل مي گفت خدا را آنچه خواسته باشد،

    پس سجده شكر به جا مي آورد، و پس سر از سجده برمي داشت و با كسي تكلّم نمي كرد، تا برخيزد، و چهار ركعت نماز نافله به دو سلام با قنوت به جا آورد، و در ركعت اوّل از اين چهار ركعت حمد و«قل يا ايها الكافرون» و در ركعت دوم حمد و توحيد مي خواند، و چون از اين چهار ركعت فارغ مي شد، مي نشست و تعقيب مي خواند،

    پس افطار مي كرد، و كمي مكث مي فرمود، تا قريب ثلث شب، پس بر مي خاست و چهار ركعت عشاء را به جا مي آورد، با قنوت در ركعت دوّم و پس از سلام در مصلاي خود مي نشست و ذكر خدا را بجا مي آورد تسبيح و تحميد و تكبير و تهليل مي گفت و بعد از تعقيب سجده شكر به جا مي آورد،

    پس به رختخواب مي رفت، و چون ثلث آخر شب مي شد، از فراش خراب بر مي خاست و در حالي كه مشغول بود به تسبيح و تحميد و تكبير و تهليل و استغفار، پس مسواك مي كرد، و وضو مي گرفت و مشغول هشت ركعت نماز نافله شب مي شد، به اين طريق كه بعد از هر دو ركعت سلام مي داد، و در ركعت اول آن، يك مرتبه حمد و سه مرتبه قل هو الله احد مي خواند و بعد از اين دو ركعت، چهار ركعت نماز جعفر بجا‌ مي آورد و از نماز شب حساب مي كرد،

    و چون از اين شش ركعت فارغ مي شد، دو ركعت ديگر را به جا مي آورد و در ركعت اول حمد و سوره«تبارك الملك» و در ركعت دوم حمد و سوره«هل اتي علي الانسان» مي خواند و چون سلام نماز مي داد برمي خاست و دو ركعت نماز شفع بجاي مي آورد و در هر ركعت بعد از حمد سه مرتبه سوره«قل هو الله احد» مي خواند و در ركعت دوم، قنوت مي خواند، و چون از نماز شفع فارغ مي شد، برمي خاست و يك ركعت نماز وتر را به جاي مي آورد و در اين ركعت بعد از حمد سه مرتبه«قل هو الله احد» و يك مرتبه«قل اعوذ برب الفلق» و يك مرتبه«قل اعوذ بربّ النّاس» مي خواند، پس شروع مي كرد به خواندن قنوت، مي خواند:«اللّهم صلّ علي محمّد و آل محمّد اللّهم اهدنا فيمن هديت و عافنا فيمن عافيت و تولنا فيمن تولّيت و بارك لنا فيما اعطيت و قنا شرّ ما قضيت فانّك تقضي و لا يقضي عليك انه لا يذل من واليت و لا يعزّ من عاديت تباركت ربّنا و تعاليت»،

    پس هفتاد مرتبه مي گفت:«استغفر الله و اسئله التّوبة» و چون سلام نماز مي داد مي نشست، به جهت خواندن تعقيب و چون فجر نزديك مي شد برمي خاست براي دو ركعت نافله فجر و در ركعت اوّل حمد و«قل يا ايها الكافرون» و در ركعت دوم حمد و توحيد مي خواند، و چون فجر طلوع مي كرد، اذان و اقامه مي گفت، و دو ركعت فريضه صبح را بجا مي آورد و چون سلام نماز مي گفت تعقيب مي خواند تا طلوع آفتاب، پس دو سجده شكر به جا مي آورد، و چندان طول مي داد تا روز بالا آيد[1].


    پی نوشت
    [1] . منتهي الآمال/ ج 2/ باب دهم/ فصل دوم/ ص 177 و 178.





    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 4

    HASSAN (25-07-1389), نرگس منتظر (24-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389), شكوه انتظار (24-07-1389)

  5. #23
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*








    گزيده اي از سخنان گهر بار امام هشتم ثامن الحجج

    ده خصلت مسلمان:

    امام رضا (ع) ميفرمايد:

    عقل هیچ مسلمانی به کمال نمی رسد مگر اینکه
    این چند خصلت و صفت در او جمع باشد:


    اندک نیکی دیگران را زیاد بشمرد،

    اما نیکی زیاد خویش را دست کم گیرد.

    هر چه از او حاجت خواهند دلتنگ نشود.

    در طول زندگی اش از دانش طلبی خسته و ملول نگردد.

    تهیدستی در راه خدا را به ثروتمندی ترجیح دهد.

    خوار شمرده شدن به خاطر اجرای احکام خدا از عزت
    نزد دشمن خدا در نظرش محبوبتر باشد.

    گمنامی را از شهرت و نام آوری بیشتر بخواهد.

    هیچ کس را نبیند جز آنکه گوید او از من بهتر و با تقواتر است.




    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 5

    HASSAN (25-07-1389), ملکوت (24-07-1389), نرگس منتظر (24-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389), شكوه انتظار (24-07-1389)

  7. #24
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*




    نامهاى امام

    امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى يعنى حدود (1250) سال پيش در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر ايشان امام موسى بن جعفر(ع)، يعنى امام هفتم شيعيان و مادرشان بانويى بزرگوار و خردمند به نام (تكتم) يا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد كه پدربزرگ ايشان، يعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسيد.
    نام ايشان (على ) است، ولى بر اساس شيوه اى كه در ميان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. اين گونه اسمها را (كنيه) مى نامند. علاوه بر نام و كنيه، گاه عنوان ديگرى نيز به افراد مى دهند كه آن را (لقب) مى گويند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترين اين القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غريب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معين الضعفاء) است. ناميدن هر فرد به اين نامها، يعنى اسم، كنيه و لقب دليل خاصى دارد. گفته اند كه وى را به اين جهت (رضا) لقب داده اند كه خدا از او راضى است.
    دوران كودكى و جوانى امام در مدينه گذشت. اخلاق نيكو، دانش فراوان، ايمان و عبادت بسيار از ويژگى هايى بود كه امام را مشخص مى ساخت.
    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*

  8. تشكرها 3

    HASSAN (25-07-1389), نرگس منتظر (25-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389)

  9. #25
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*




    شخصيت اخلاقى امام

    از خوش اخلاقى امام سخن بسيار گفته اند. در اين جا به چند نمونه آن توجّه كن و ببين كه امام در برخورد با مردم به چه نكات ريزى دقّت مى كرده است. همه اينها براى ما درس (چگونه زيستن) است:
    ـ هيچ گاه با سخن خود، ديگران را آزار نداد.
    ـ سخن هيچ كسى را قطع نكرد.
    ـ به نيازمندان بسيار كمك مى فرمود.
    ـ با خدمتگزاران خود بر سر يك سفره مى نشست و غذا مى خورد.
    ـ هميشه چهره اى خندان داشت.
    ـ هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى خنديد.
    ـ هنگام نشستن، هرگز پاى خود را در حضور ديگران دراز نمى كرد.
    ـ در حضور ديگران هرگز به ديوار تكيه نمى زد.
    ـ به عيادت بيماران مى رفت.
    ـ در تشييع جنازه ها شركت مى جست.
    ـ از مهمانان خود، شخصا پذيرايى مى كرد.
    ـ وقتى بر سر سفره اى مى رسيد، اجازه نمى داد تا به احترام او از جاى برخيزند.
    ـ به پاكيزگى بدن، موى سر و پوشاك خود بسيار توجه داشت.
    ـ بسيار بردبار و صبور و شكيبا بود.
    اينها گوشه اى از اخلاق امام بود. آيا با داشتن اين اخلاق و رفتار نبايد خدا از او راضى و خرسند باشد؟ و آيا سزاوار نيست كه او را (رضا) بنامند؟
    آيا كسى كه خدا از او خشنود است، مردم از او خرسند نيستند؟ اين گونه هست كه نام (رضا) براى آن امام بزرگوار برازنده و سزاوار است.
    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*

  10. تشكرها 2


  11. #26
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*




    شخصيت معنوى امام

    گفتيم كه امام رضا(ع) از نظر توجه به مسائل معنوى و پرداختن به امور عبادى نيز برجسته بود. روايتها و داستانهاى بسيارى از اين جنبه زندگى امام در كتابهاى تاريخى نقل شده كه شنيدن آن براى همه ما جالب است. ما وقتى مى بينيم كه امام ما و پيشوايى كه او را به رهبرى خود پذيرفته و زندگى او را الگوى خود قرار داده ايم، اين چنين عبادت مى كند و اين گونه به مسائل عبادى توجه دارد، خود نيز ناگزيريم كه همان شيوه را پيروى كنيم و از همان روش درس بياموزيم.
    در اينجا به چند نمونه از نكاتى كه تاريخ نويسان در اين زمينه مورد توجّه قرار داده اند اشاره مى كنيم...
    ـ شبها كم مى خوابيد و بيشتر شب را به عبادت مى پرداخت.
    ـ بسيارى از روزها را روزه مى گرفت.
    ـ سجده هايش بسيار طولانى بود.
    ـ قرآن بسيار تلاوت مى كرد.
    ـ به نماز اول وقت پايبند بود.
    ـ بجز هنگام نماز هم به مناجات به خدا انس داشت.
    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*

  12. تشكرها 2

    HASSAN (25-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389)

  13. #27
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*




    شخصيت علمى امام

    امام رضا(ع) جايگاه علمى ويژه اى داشت. او از دانشى سرشار بهره مند بود و اين برجستگى علمى او در رويارويى با دانشمندان اديان و مذاهب ديگر، بهتر آشكار مى شد. جلسات و محافلى كه علما و دانشمندان مختلف گرد هم مى آمدند و به بيان ديدگاهها و نظرات خويش مى پرداختند، در آن زمان رونق خاصى داشت. حاكمان آن عصر، گاه براى جلوه دادن شكوه دربار خويش، گاه به منظور گرايش دانشمندان به دربار، و زمانى براى اين كه بر عقيده كسى چيره شوند، در كنار مجالس ديگر، به برگزار كردن نشستهاى علمى نيز مى پرداختند. اين محافل كه به جلسات (مناظره) معروف بود، بهترين مكان براى ابراز شايستگى هاى علمى افراد به شمار مى رفت.
    در عصر امام رضا (ع)، آن گاه كه همه دانشمندان جمع مى شدند و به گفت و گو مى پرداختند و سرانجام در پاسخ ديگران فرو مى ماندند، دست به دامان امام رضا(ع) مى شدند تا بر حقانيت مطلب خويش گواهى دهند.
    در بالا گفتيم كه يكى از مهم ترين و معروف ترين لقب هاى امام رضا (ع)، (عالم آل محمد) است. اين كه از ميان همه امامان شيعه، حضرت امام رضا به اين لقب شهرت يافته است، خود دليل برجستگى آن امام از جهت دانشهاى رايج در زمان خويش و يافتن فرصت براى آشكارسازى آن علوم مى باشد.
    اباصلت كه يكى از ياران امام است، از برادرزاده امام رضا (ع) روايتى نقل مى كند كه خواندنى است. با توجه به اين روايت تو هم مى توانى بفهمى كه اين لقب حضرت از كجا آمده است. او مى گويد:
    امام موسى بن جعفر(ع) به فرزندانش مى فرمود: برادرتان، على بن موسى (يعنى امام رضا)، عالم آل محمد است... نيازهاى دينى خود را از وى فرا بگيريد و آن چه را به شما آموزش مى دهد، به ياد داشته باشيد، زيرا پدرم امام صادق(ع) بارها به من مى فرمود: عالم آل محمد در نسل توست و اى كاش من مى توانستم او را ببينم.
    شنيدن اين دو حديث هم حتما براى تو جالب است. يكى از زبان شيرين خود امام است و ديگرى را يكى از ياران حضرت نقل كرده است....... حديث نخست اين است:
    در حرم پيامبر(ص) مى نشستم و دانشمندان مدينه هرگاه در مسأله اى با مشكل روبرو مى شدند و از حلّ آن ناتوان مى ماندند، به سوى من رو مى آوردند و پاسخ مى گرفتند.
    ... و حديث دوم را عبدالسلام هروى نقل كرده كه در بيشتر نشستهاى علمى امام حاضر بوده است.
    هيچ كسى را از امام رضا (ع) داناتر نديدم و هر دانشمندى كه او را ديده به دانش برتر او گواهى داده است. در نشستهايى كه گروهى از دانشوران و فقيهان و دانايان اديان گوناگون حضور داشتند، بر تمامى آنها چيره شد، تا آن جا كه همه آنان به ناتوانى علمى خود و برترى امام اعتراف كردند و گواهى دادند.
    يكى از نكاتى كه در بررسى شخصيت علمى امام مورد توجه همگان قرار گرفته و آن را بازگو كرده اند، اين است كه امام رضا (ع) با هر گروهى به زبان خودشان سخن مى گفت و به تعبير اباصلت، شيواترين و داناترين مردم به هر زبان و فرهنگى بود. اباصلت كه خود اين سخن را مى گويد، از اين تسلط امام به زبانهاى مختلف شگفت زده مى شود و اين تعجّب خود را به امام اظهار مى نمايد و امام در پاسخ مى فرمايد:
    من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه مى شود چنين فردى زبان آنان را درك نكند؟ مگر نشنيده اى كه اميرالمؤمنين على (ع) فرمود: به ما (فصل الخطاب) داده اند، و آن چيزى نيست، جز آشنايى با زبان ديگران.
    اينها همه، نمونه اى از شخصيت علمى امام است.
    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*

  14. تشكرها 2

    HASSAN (25-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389)

  15. #28
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*




    شخصيت سياسى امام

    تمام عمر امام رضا(ع)، چه آن زمان كه هنوز به مقام امامت نرسيده بود و چه آن گاه كه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسى كاظم(ع)، مسئوليت امامت و رهبرى شيعيان را بر عهده داشت، در زمان حكومت عباسيان بود.
    عباسيان با ادعاى انتساب به پيامبر اكرم(ص)، و با بهره گيرى از احساسات مردم بر ضد امويان، توانستند آنان را از حكومت كنار بزنند و خود بر تخت فرمانروايى مسلمانان بنشينند. با سركوب امويان، آنان ديگر قدرت و توانى نداشتند كه خطر مهمى براى عباسيان به شمار روند. عباسيان تنها خطر براى حكومت خود را شيعيانى مى دانستند كه با فرمانبرى از امامان معصوم، حاكمان آن روزگار را ناحق مى شمردند و مى كوشيدند تا آنان را از حكومت ساقط كنند.
    بنابراين، دشمن شماره يك حاكمان عباسى ، امامان شيعه بودند و به همين دليل است كه همه امامانى كه در روزگار اين حاكمان ستمگر مى زيستند، به دست آنان به شهادت رسيدند.... عباسيان ستم پيشه به اندازه اى بر شيعيان فشار آوردند و آنان را مورد تهديد و شكنجه و آزار و تبعيد و آوارگى قرار دادند كه حتى تاريخ نويسان نيز از بازگو كردن آن دچار شرمندگى شده اند.
    در نمودار پايين نشان داده ايم كه امام رضا(ع) با چه كسانى از حاكمان عباسى هم دوره بوده است.
    ده سال از دوران امامت حضرت رضا(ع)، با حكومت هارون همزمان بود. در اين ده سال، موقعيت مناسبى براى مبارزه علنى و رسمى براى امام رضا(ع) پديد نيامد و بيشتر تلاش سياسى امام به صورت پنهانى رهبرى مى شد، اما در گوشه گوشه سرزمينهاى مسلمانان جنبشها و قيامهاى پياپى شيعيان، حكومت عباسى را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آنها دچار سردرگمى شده بود. به اين گفت و گو كه ميان هارون و يكى از درباريان قدرتمند وى رد و بدل شده است توجّه كن:
    _ اى هارون! اين على بن موسى است، كه بر جاى پدر خويش تكيه زده و امامت و رهبرى شيعيان را از آن خود مى داند. چه بايد كرد؟
    _ آن خطايى كه در كشتن پدرش موسى مرتكب شديم براى ما بس است! يعنى مى خواهى تمام آنان را بكشم؟! مگر مى شود؟
    اما... در ميان همه حاكمان عباسى ، مأمون چهره اى ديگر داشت. او كه برادر خود، امين را كشت تا خود به حكومت برسد، در برخورد با شيعيان و به ويژه شخص امام رضا(ع) از راهى ديگر وارد شد و شيوه اى ديگر را در پيش گرفت.
    در اين جا خوب است به چند نمونه از اظهار نظر تاريخ نويسان درباره شخصيت پيچيده مأمون آگاه شوى تا دريابى كه امام رضا(ع) با چه انسان مرموزى روبرو بوده است.
    يكى مى گويد:
    مأمون از نظر دورانديشى ، اراده قوى ، بردبارى ، دانش، زيركى ، بزرگى ، شجاعت و جوانمردى از همه عباسيان برتر بود.
    ديگرى مى نويسد:
    مأمون در عين حال كه در مجالس عيش و نوش شركت مى جست، به كتاب و فلسفه و بحث و جدل و مناظره علمى و مباحث فقهى و... علاقه شديد داشت!
    ديگرى مى گويد:
    گاهى مانند يك ديندار دلسوز، مردم را به علت كوتاهى در نماز و فرو رفتن در لذات و پيروى از شهوات و... نكوهش مى كرد و آنان را از عذاب الهى مى ترساند، و زمانى خودش در بزم خوشگذرانى و مجالس عيش و نوش شركت مى نمود.
    يكى هم چنين اظهار مى دارد:
    مأمون زيرك ترين حاكمان عباسى و داناترين ايشان به فقه و كلام بود.
    ... و از اين يك بشنو كه مى گويد:
    مأمون روزى ادعاى تشيع مى كرد و وجودش را لبريز از دوستى و عشق به على (ع) نشان مى داد و در فاصله اى اندك، نقاب از چهره برمى گرفت و تا آن جا پيش مى رفت كه حاضر نبود در مجلس او حتى از عنصر تبهكار و جلادى همچون حجاج بن يوسف، خرده بگيرند.
    آيا همزمانى با چنين موجود پيچيده و ابهام آلودى كه تلاشى جز پايدارى بيشتر حكومت عباسى ندارد، اما در همان حال، بزرگترين مخالف خود، يعنى شخص امام رضا(ع) را به ولى عهدى خويش برمى گزيند، آسان است؟
    به هرحال، مأمون با اين خصوصياتى كه داشت، پس از رسيدن به قدرت، و به منظور پايدار ساختن اركان حكومت خود، تصميم گرفت با امام رضا(ع) به گونه اى ديگر برخورد نمايد. پس، براى امام نامه نوشت و حضرت را به ولى عهدى خود منصوب كرد. امام ابتدا از پذيرش اين امر خوددارى فرمود، اما پيگيرى و پافشارى مأمون و خوددارى امام، به آن جا انجاميد كه مأمون دو تن را به نمايندگى از سوى خود كه در خراسان بود، روانه مدينه كرد و آنان در نزد امام هدف خود را چنين بيان كردند:
    مأمون ما را مأمور كرده كه شما را به خراسان ببريم.
    امام هم كه شيوه هاى حاكمان را مى شناخت و مى دانست مأمون كه از كشتن برادر خود پروا ندارد، از اين تصميم خود دست بردار نيست، ناگزير از ترك مدينه شد.
    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*

  16. تشكرها 2

    HASSAN (25-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389)

  17. #29
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*




    حديث سلسلة الذهب

    امام رضا(ع) در اين سفر تاريخى ، هر جا كه توانست كوشيد تا مردم را با اسلام، قرآن، تشيع، اخلاق اسلامى ، آرمانهاى دينى و احكام مذهبى آشنا سازد. از جمله مهمترين فرازهاى اين سفر، توقف امام در نيشابور و سخن تاريخى ايشان در جمع گروه بسيارى از مردم و حديث شناسان اين شهر است.
    آشنايى با اين سخن و حديث امام براى همه ما جالب است.
    اين حديث به (سلسلة الذهب) شهرت دارد. دليل اين نامگذارى را خواهى دانست. اما بهتر آن است كه نخست، با چگونگى بيان حديث و اصل آن آشنايى پيدا كنى :
    دو تن از حديث شناسان نيشابور خدمت امام رضا(ع) رسيده، گفتند:
    اى بزرگوار!
    اى بازمانده از دودمان امامان!
    اى سلاله پاك پاكان!
    اى فرزند پيامبر!
    به حق پدران و اجداد پاك و نياكان نيكومقام سوگندت مى دهيم كه پرده را بردارى ، رخسار خود را به ما نشان دهى و حديثى از نياكان خود را براى ما بازگو فرمايى ... تا خاطره اى فراموش نشدنى از شما داشته باشيم.
    امام كاروان را از حركت بازداشت، پرده هودج را كنار زد...
    انبوه جمعيت مى كوشيدند تا خود را به امام نزديك كنند...
    اما آنان كه حديث مى نوشتند از مردم خواستند كه آرام باشند تا آنان بتوانند سخن امام را بشنوند و آن را براى تاريخ ثبت كنند و به يادگار بنويسند.
    آن گاه امام چنين فرمود:
    پدرم بنده شايسته خدا، موسى بن جعفر،
    از پدرش جعفر بن محمد،
    و او از پدرش محمد بن على ،
    و او از پدرش على بن الحسين،
    و او از پدرش حسين بن على ،
    و او از پدرش على بن ابى طالب،
    نقل كرده كه از پيامبر(ص) شنيده است،
    و پيامبر از جبرئيل دريافت كرده
    كه خداوند فرموده است:
    كلمه لا اله الا الله دژ استوار من است. هر كس كه وارد آن دژ شود از عذاب من ايمن خوهد بود.
    گوشها شنيدند و قلمها نوشتند... در ميان مردم همهمه افتاد. دهها هزار مرد و زنى كه اين سخن را دريافتند آن را براى يكديگر باز مى گفتند... كاروان امام به راه افتاد، اما حضرت ندا در داد و آن را از رفتن بازداشت و فرمود:
    با شرايط آن... و من از شرطهاى آن هستم.
    امام در اين حديث بسيار كوتاه و فشرده، نكات بسيار بلندى را بيان فرموده است. به اين نكات توجه كن:
    1 ـ اهميت مسأله توحيد و محور بودن آن در انديشه اسلامى .
    2 ـ پيوستگى معارف خاندان امامت به شخص پيامبر اسلام(ص) و به سرچشمه وحى .
    3 ـ پيوند گسست ناپذير توحيد با رهبرى .
    4 ـ تثبيت امامت حضرت رضا عليه السلام و ردّ ديدگاه كسانى كه به امامت ايشان باور نداشتند.
    اما چرا اين حديث را (سلسلة الذهب) ناميده اند؟
    وقتى جمله اى از كسى نقل مى شود، گاه چندين نفر در بازگو كردن آن نقش دارند و آن را از قول كسان ديگر روايت مى كنند. اين افراد را در اصطلاح علم حديث، (سلسله سند حديث) مى گويند. مثلاً در همين حديث، كه امام رضا(ع) اين سخن را از قول پدران خود نقل مى فرمايد، اين افراد، سلسله سند اين حديث ناميده مى شوند. از آن جا كه همه اين افراد، امامان عزيز ما شيعيان هستند، اين حديث در تاريخ به عنوان حديثى كه همه سلسله سند آن طلايى و زرّين هستند معروف شده است و آن را (سلسلة الذهب، يعنى رشته طلايى ) نام داده اند.
    اين حديث از آن زمان كه از زبان مبارك امام شنيده شد، همواره مورد توجه و عنايت حديث شناسان، تاريخ نويسان و هنرمندان بوده است. تا كنون نيز هنرمندان آن را به شيوه هاى مختلف نوشته و عرضه كرده اند. با انتخاب اينجا مى توانى چندين تابلو را كه اين حديث را در آن نوشته اند، ببينى .
    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*

  18. تشكرها 2

    HASSAN (25-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389)

  19. #30
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*




    زادگاه
    هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

    كنيه ها
    ابوالحسن و ابوعلى (1)

    لقبها
    رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير(2).

    مشهورترين لقب
    مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»(3)

    مادر امام
    در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا(4)، را براى مادر آن حضرت آورده اند.

    زادروز
    درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
    ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)
    و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب(5) و يازدهم ذى القعده(6)

    روز شهادت
    وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.(7)
    اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.(8)
    درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق)(9) است.
    بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال(10) مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.(11)
    اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(12)

    فرزندان
    گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»(13)
    به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند (14) و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است
    *._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*

  20. تشكرها 2

    HASSAN (25-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-07-1389)

صفحه 3 از 12 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •