(¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)
صفحه 7 از 13 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 121
  1. #61
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)





    رو به ایوان تو دلباخته تر می رفتیم



    اولین مرتبه ای بود سفر می رفتیم
    به تمنای تو از خانه به در می رفتیم
    توی آبادی مان – ساده بگویم – مولا !
    مانده بودیم اگر ، پاک هدر می رفتیم
    بین ما صحبتی از غربت « آقا » شده بود
    رو به سمت حرم از شوق به سر می رفتیم
    اولین مرتبه ای بود که در گوشه صحن
    با سر زلف پریشان تو ور می رفتیم
    پا به پای دل ما عشق قدم بر می داشت
    روی دریاچه ای از ابر مگر می رفتیم ؟!
    رو به ایوان طلا غرق تماشا بودیم
    خوش خیال این که به دنبال پدر می رفتیم
    تا به خود آمده بودیم ، دوتا سر گردان
    پدر از سمتی و ما سمت دگر می رفتیم
    خواهر کوچک من ، یکسره هق هق می کرد
    یادمان نیست که ... یا ...؟ نه! به نظر می رفتیم
    خادمی پیر من و مرضیه را پیدا کرد
    لحظه ای بود که از صحن به در می رفتیم
    سی – چهل سال از آن حال و هوا می گذرد
    که من و « مرضیه » همراه پدر می رفتیم
    چشم مان کی به قدم های تو روشن می شد
    از نشابور ، از این خطه ، اگر می رفتیم
    در مسیر قدمت – ضامن آهو ! – ماندیم
    به کجا بهتر از این راه ، گذر ، می رفتیم
    جاده گاهی که به روی دل ما سد می شد
    عشق می آمد و از کوه و کمر می رفتیم
    روزهایی که سرا پای خراسان می سوخت
    رو نه در گاه تو با خون جگر می رفتیم
    می سپردیم به دستان تو خود را ، مولا !
    هر زمانی که به آغوش خطر می رفتیم
    خواب دیدم – دو سه شب پیش – من و مرضیه باز
    رو به ایوان تو دل باخته تر می رفتیم

    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  2. #62
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)







    یاد میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت



    مادرم دست منو رها می کرد



    دلم و با نگات آشنا می کرد



    به گنبدت نگاه می کرد



    قطره اشکی میچکید از گوچه چشم مادرم



    زیر لب می گفت آقا تاج سرم



    که کنیز تو دخترم، غلام تو این پسرم



    یاد میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت



    همه مردم شاه و گدا و زن و مرد



    پیر و جوون از همه جا و همه رنگ



    زیر لبا شور و نوا ذکر همه یا امام رضا



    یاد میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت



    شلوغی دور ضریحت رو میدیدم



    رو دوش یکی میرفتم



    به ضریحت می رسیدم



    به پنجرت می چسبیدم



    وقتی پایین میومدم میخندیدم



    به خودم پیش همه میبالیدم



    داد میزدم که من آقام رو بوسیدم



    صدای تو رو از تو سینم میشنیدم



    میگفتی مهمونی منی



    منم میگفتم که تو هم جون منی



    دل من کبوتره



    تو حریمت می پره



    صدای بال دلم



    آقام از هرچی که خوبه بهرته



    خداییش گنبد زردش خورشید و از رو می بره



    دل و دلدار و دلبره



    کیه که به من جون میده جونم به فداش



    کیه که گره وا می کنه با خنده هاش



    کیه که دوای مریضا خاک عباش



    کیه که قیامت می کنه قد و بالاش



    کیه که عسل میریزه از لعل لباش



    یاد میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت



    می گفتم از ولایت بی دلیم



    با تو خوشم مردم از این خوش دلیم



    از تو نگام می فهمیدی که من ابوفاضلیم



    اذن دخول حرم تو یا اباالفضله



    دست عطا و کرم تو با اباالفضله





    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. تشكر


  4. #63
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak3 پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)






    دور سقاخانه می گردد نسیم
    دانه می پاشد کنار حوض آب
    چادرش بوی زیارت می دهد
    بوی اشک و گریه و بوی گلاب

    آسمان چشم او پر می شود
    باز، از پرواز شاد کفتران
    صحن را آهسته جارو می کند
    خادمی با دستهای مهربان

    می نشیند در نگاه خیس او
    مثل یک گل، سایه فواره ها
    قلب من پر می کشد مثل نسیم
    هردومان هستیم مهمان رضا

    محمد عزیزی«نسیم»

    پای خود را می گذارم در حرم
    از دلم پر می کشد اندوه و غم

    با کبوترهای گنبد می روم
    توی خال آسمان گم می شوم

    شاپرکها، تشنه دیدار نور
    شادمان سر می رسند از راه دور

    چشم خود را در حرم وا می کنند
    شمع را یکباره پیدا می کنند

    شمع جمع شاپرکهایی رضا
    ای کلید ساده مشکل گشا

    آن گل زیبا گل خوشبو تویی
    ای رضا جان ضامن آهو تویی
    با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
    تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

    می شوم من روز و شب همسایه ات
    می شود چتر دو بالم سایه ات

    مهری ماهوتی

    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)

  5. #64
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)




    گلدسته‌ها و صحن و سرا جار می‌زنند
    شب تا سحر برای خدا زار می‌زنند
    دیوانه‌ها جنون‌زده با یك زبان خاص
    از جام ثامن الحججی جاز می‌زنند
    پروانه‌های شهر خدا گرد شمع او
    چنگی به چین پرده پندار می‌زنند
    هر شب كبوتران به تمنای یك طواف
    چرخی به دور حلقه سرا می‌زنند
    با لحن خود ابالحسنی حرف می‌زنند
    این پرده‌ها كه بر دور دیوار می‌زنند
    نقاره‌های گنبد مولا رضا غروب
    آهنگ حج واجبه انگار می‌زنند
    هزار حنجره فریاد؛ یا رضا مددی
    پرم ز ظلمت و بیداد؛ یا رضا مددی
    خراب لحظه پرواز گِرد گنبد زرد
    دخیل پنجره فولاد؛ یا رضا مددی

    هاشم رضازاده‌ ورقچی
    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #65
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)






    یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم

    در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم

    دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است

    پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم

    در بیابان خطا گم کرده‌ام راهِ نجات

    ضامن آهویی و آهوی سرگردان منم

    هشتمین نور و دهم مولای خوبان یا رضا

    ده پناهم بی‌پناهم در جهان، حیران منم

    عهد کردم تا نگیرم حاجتم را ای رئوف

    تا سحر کوبم درِ میخانه و گریان منم

    دست بر هم می‌زنم همچون تمامِ عاشقان

    تا کنم جلب نظر ‌جانا، که دست افشان منم

    نوش کردم باده‌ی مهرِ تو را از کودکی

    تا به پیری ذاکر این ذکرِ یا سلطان منم


    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #66
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)






    می دونی می خوام کجا برم
    می دونی می خوام چیکار کنم

    می خوام برای کفترا
    یه خورده گندم ببرم
    اونجا که گنبدش طلاست
    با کفتراش پر بزنم
    دوسش دارم اماممه
    در خونشو در بزنم
    بعضی شبا تو خونمون
    بابام به مادرم می گه
    می خوام برم امام رضا
    به خدا دلم تنگ دیگه
    بابام می گه امام رضا
    مریضا رو شفا می ده
    دوای درد مردمو
    از طرف خدا می ده
    می خوام برم به مشهد و
    یه هفته اونجا بمونم
    تو حرم امام رضا
    نماز حاجت بخونم
    بهش بگم امام رضا
    مریضا رو شفا بده
    دوای درد مردمو
    از طرف خدا بده
    آقاجون
    می خوام بیام به مشهدت
    به طواف کفترای گنبدت
    براشون یه کیسه گندم بیارم
    خبر از دردای مردم بیارم
    بهشون بگم برام دعا کنن
    اونقدر
    تا که تورو رضا کنن

    شعر از مرحوم آقاسی. روحش شاد

    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #67
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)





    زیارت


    تلق تلوق تلق تلوق
    می رسد این صدا به گوش
    صدای رفتن قطار میان خنده و خروش

    تلق تلوق تلق تلوق
    صدای خنده قطار
    پیچید میان کوپه ها
    هم توی دشت و سبزه زار

    به سوی مشهد می رویم
    سری به آنجا بزنیم
    در حرم امام رضا
    بوسه به درها بزنیم

    ما به زیارت می رویم
    تا به امام دعا کنیم
    نگاه پر محبتی
    به گنبد طلا کنیم

    ای مار پیکرآهنی
    قطار خوب و خوش صدا
    اکنون به مشهدم ببر
    سال دگر به کربلا
    محمود ابوالقاسمی



    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #68
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)






    اى غريبى كه ز جدّ و پدر خويش جدائى

    خفته در خاك خراسان ، تو غريب الغربائى

    چه ثنا گويمت ، اى داور هفتاد و دو ملّت

    كه ثنا خوانده خدايت ، تو چه محتاج ثنائى

    اين رواق تو و صحن و حَرَمَت ، همچو بهشت است

    روضه ات ، جنّت فردوس و مسمّى به رضائى

    آه ، از آن دم كه ز سوز جگر و حال پريشان

    ناله ات گشت بلند، آه تقى جان به كجائى

    اى شه يثرب و بطحا، تو غريبى به خراسان

    سرور جمله غريبان و معين الضّعفائى

    اغنيا مكّه روند و فقرا سوى تو آيند

    جان به قربان تو اى شاه كه حجّ فقرائى

    بيا كه مظهر آيات كبريا اينجاست

    بيا كه تربت سلطان دين ، رضا اينجاست

    بيا كه گلبن گلزار موسى جعفر

    بيا كه ميوه بستان مصطفى اينجاست

    بيا كه خسرو اقليم طوس ، شمس شموس

    بيا كه وارث ديهيم مرتضا اينجاست

    شهنشهى كه به چشمان ، غبار درگاهش

    كنند حُور و ملايك ، چو توتيا اينجاست

    اگر كليد در رحمت خدا جوئى

    بيا كليد در رحمت خدا اينجاست

    در مدينه علم و كمال و زهد و ادب

    در خزينه بخشايش و عطا اينجاست

    ز قبله گاه سلاطين بخواه حاجت خويش

    شهى كه حاجت مسكين كند روا اينجاست

    قدم ز صدق و ارادت در اين حرم بگذار

    كه مهد عصمت و ناموس كبريا اينجاست

    بيا كه منبع فيض و عنايت ازلى

    بيا كه مطلع و الشّمس و و الضّحى اينجاست

    امام ثامن و ضامن ، رضا كه بر حرمش

    نهاده اند شهان ، روى إ لتجا اينجاست

    به خضر كز پى آب بقاست سرگردان

    دهيد مژده كه سرچشمه بقا اينجاست


    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 30-07-1389 در ساعت 21:53
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)







    مثل غريبه ها به شما خيره مي شوم
    از لا به لاي پنجره ها خيره مي شــوم

    از راه دور آمده ام پاي بوستـان
    بر دست تان شبيه گدا خيره مي شوم

    هر وقت آمدم سرت آقـــا شــلوغ بود
    بين صداي سوز و دعا خيــره مي شوم

    تا چشم کار مي کند اينجا کبوتر است
    چون کفتري به باب رضا خيره مي شوم

    اينجاست کعبـه فقرا ، ثامن الحجج
    هر لحظه بر مقام و منا خيره مي شوم

    اي آفتاب طوس ، دلم شـور مي زند
    از سمتتان به سمت خدا خيره مي شوم

    وقت وداع آمده اما هنـوز هم
    بر گنبد بلند شما خيـره مي شوم


    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. #70
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)






    آشناى غريبان

    كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

    ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم

    كـاش يك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو

    گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم

    كـاش يـك شب می‌سرودم گنبد زرد تو را

    فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت می‌شدم

    كاش يك شب می‌نشستم بر ضريح چشم تو

    بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می‌شدم

    صحن و ايوان تو را اى كاش جارو می‌زدم

    چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می‌شدم

    كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت می‌شدم

    كاش يك شب معرفت می‌چيدم از چشمان تو

    غـرق در درياى عرفان دو چشمت می‌شدم

    كـاش يك شب می‌شدم خيس نگـاه سبز تو

    شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می‌شدم

    كاش يك شب نور می‌نوشيدم از چشمان تو

    مـی‌درخشيدم، چراغان دو چشمت می‌شدم

    سخت شيرين است طعم روشن چـشمان تو

    كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

    رضا اسماعيلی


    (¯*~•~* ترنم قلم دروصف مولا علي بن موسي الرضا(ع)*~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 7 از 13 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •