*^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*
صفحه 2 از 10 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 92
  1. #11
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*








    نسخه امام (ره )
    آن روزى كه اروپاييها سوار كشتيها شدند و آمدند كشورهاى منطقه ى آسيا و آفريقا و خاورميانه و بقيّه ى جاها را تصرف كردند، از اين روحيّه ى مسلمانان مى ترسيدند. براى اين مسلمانان بى خطر بشود، دو كار بايد با او بكنند: يكى اين كه او را از احكام اسلامى دور كنند و دوم اين كه روحيه ى او را بشكنند و تحريقش كنند. پس ببينيد همه ى سياستهاى دشمنان اسلام در طول مبارزه ى با اسلام كه اين يكى دو قرن اخير، اوج اين مبارزه بوده است در اين دو چيز متمركز مى شود: يكى دور كردن مسلمين از احكام اسلام و دوم تحقير مسلمين و شكستن و خرد كردن روحيه ى آنان . نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه كشورهاى اسلامى ، به صورت كشورهاى اسلامى ، به صورت كشورهاى درجه ى سه ى عالم در آمدند. نمى شود گفت درجه ى دو. هر جا كشور اسلامى بود، يا مستقيم زير نفوذ دشمنان اسلام و قدرتهاى بيگانه بود، يا يك عامل قدرتهاى بيگانه بر آنها مسلط بود؛ مثل خاندان منحوس پهلوى در اين جا و بعضى كشورهاى ديگر كه نظير اين را داشتند. اين ، وضعيّت مسلمانان بوده است .
    امام بزرگوار ما آمد درست روى همين دو نقطه انگشت گذاشت . علت اين كه شما مى بينيد اسم امام ، دنياى اسلامى را مثل طوفانى درنورديد، اينهاست . با تبليغات و با پروپاگاند كه نمى شود كسى را اين طور در دل ملتها جا داد. اين كه در بعضى از نقاط عالم كه مانند آن اسم ايران را اصلا نشنيده بودند، به امام بزرگوار ما عشق و ادارات مى ورزيدند، به خاطر اين چيزهاست . اين ، سنت الهى و قاعده ى آفرينش است . امام (ره ) روى اين دو نقطه تكيه كرد. وجدان ملتها بيدار شد و ديدند كه راه نجات همين است و الگو هم ملت ايران مى باشد.
    امام بزرگوار، ملت ايران را به اسلام دعوت كرد و گفت بياييد به اسلام به معناى حقيقى كلمه عمل كنيد. نه فقط عمل كردن در داخل مسجدها و به صورت عبادات فردى ، بلكه به صورت عمل كامل اين كار را انجام دهيد و نظام زندگى را از اسلام بگيريد. به همين خاطر، جمهورى اسلامى را تشكيل داد. در نقطه ى دوم هم روحيه اين ملت را احيا و بازسازى كرد. به ملت ايران آموخت و فهماند كه قدرت دارد و مى تواند. به همهى ملتها مسلمان دنيا پيام داد كه شما داراى قدرت واقعى هستيد و مى توانيد دشمن را به زانو در آوريد. هر جا و به هر اندازه ، نسخه ى امام بزرگوار عمل شد، اين نتيجه را داد. در خود كشور ما، ملت ايران از حالت ضعف و انفصال به جايى رسيدند كه امروز در قضاياى مهم دنيا، اراده ى آنها داراى نقش است . دشمنان ما هم همين را مى گويند.
    ديروز شرق و غرب و امروز همه ى قدرتهاى مؤ ثر، دست روى هم گذاشتند كه بتوانند حق ملت فلسطين را نابود كنند و از بين ببرند؛ ولى جمهورى اسلامى اعلام مخالفت كرده است . همه در همه جاى دنيا مى گويند چون جمهورى اسلامى مخالف است ، اين روند پيش نمى رود. اين ، اراده ى ملت ايران است . بله ، همين طور است ، پيش نخواهد رفت ، ملتى كه رئيس ‍ حكومت سابقش شاه ذليل و فاسد در امور روزمره ى زندگى خود با سفارت امريكا و انگليس مشورت مى كرد و از آنها خط مى گرفت ، وضعش ‍ به جايى رسيده است كه حالا نه آمريكا ونه هيچ قدرت ديگرى ، كوچكترين نفوذى روى اين كشور واين ملت ندارند. اين براى يك ملت اقتدار ملى است . اين كار را امام بزرگوار كرد و روحيه مسلمانى را احيا نمود.
    در زمينه سازندگى هم همين طور است . گفت شما مى توانيد همه چيز بسازيد و كشور خودتان را به دست خويش آباد كنيد. و مى تواند مستغنى از بيگانه ها باشيد و مدارج علم و دانش را مثل ديگران بپيماييد و دانشگاههاى خودتان را مستقل كنيد. امروز شما ببينيد ملت ايران قدم به قدم همه ى اين موارد را پيش مى برد. اينها را ملت تجربه كرد.
    اين داخل ايران بود. در هر نقطه ى جهان هم كه نسخه ى شفا بخش امام به هر اندازه عمل شد، به همان اندازه ملتها فايده بردند. شما ببينيد طبيعت قضيه ى فلسطين يا مساءله ى دردناك لبنان يا مسايل گوناگون ديگر، امروز چقدر با گذشته تفاوت كرده است . امروز، ملت فلسطين بيدار شده اند و عناصر حقيقى فلسطينى در داخل سرزمين هاى اشغالى ، خود را به صورت خارى در چشم اشغالگران نشان مى دهند و منتظر نشستند كه چهار نفر به اسم آنها در بيرون مرزهاى فلسطين حرف بزنند. خود ملت فلسطين حرف مى زند واقدام و حركت مى كند؛ آن هم به نام اسلام . در هر جايى كه اين نسخه يعنى نسخه ى اتكاى به نفس و اعتماد به خود و بازگشت به اسلام به هر اندازه عمل شد، به همان اندازه كار ابرقدرتها را مشكل و حركت ملتها را شتابنده كرد.
    نسخه ى امام بزرگوار ما، مسلمانان را در هر نقطه ى عالم عزيز كرد. امروز، مسلمانان جهان در هر نقطه يى از دنيا احساس عزت مى كنند. روزى بود كه مسلمانان از مسلمانى خود احساس سرشكستگى مى كرد؛ اما امروز مسلمان از مسلمانى خود احساس سربلندى و عزت مى كند. اينها، كليات حركت امام بزرگوار ماست .
    عرض من اين است كه چه ملت ايران و چه ملتهاى ديگر، هر چه نام و ياد امام را برجسته و زنده بدارند، بيشتر از راه امام بهره خواهند برد. دشمنان اسلام و مسلمين مى خواهند نام امام (ره ) زايل بشود و از بين برود و يا كم رنگ گردد. مى خواهند وانمود كنند اين حادثه كه پيش آمد و اتفاق افتاد، گذشته است . مى خواهند در آينده ى دنيا اثرى نداشته باشد. ملاحظه مى كنيد در اعمال اين تصميمات ، شيوه ها و طرقى هم به كار مى برند؛ مثل تبليغات زهرآگين و تحريفها و لجن پراكنيها. اين چيزها، در همه جاى حوزه ى نفوذ قدرتهاى استكبارى وجود دارد. نقطه ى مقابل آنها، حركتى است كه مسلمانان بايد انجام بدهند. بايد ياد امام را زنده و نام او را بلند كنند. خط روشنى را كه او ترسيم كرده است ، براى افكار و اذهان تبيين كنند و بگويند كه امام دنبال چه چيزى بود. بفهمانند كه احكام اسلام و روحيه ى عزت اسلامى ، آن دو نقطه ى روشنى است كه امام به دنبال آن بوده است .
    در داخل كشور ما همين طور است . ملت ما اگر مى خواهد اين راه عزت را دنبال بكند، بايد ياد و نام امام را روز به روز زنده تر بكند. اگر ملت مى خواهد به بركت بازوان توانا و ابتكار و خلاقيت خودش ، ايران رابسازد كه مايه ى غبطه ى ملتها و كشورها باشد، بايد روزبه روز به دستورات امام بيشتر توجه بكند. بعضى دلهاى غافل ، ممكن است خيال كنند يا تبليغ نمايند كه راه امام و خط امام ، معنويات و آخرت را براى مردم تاءمين مى كند، اما دنيايشان آباد نمى شود! اين ، خطاست . راه خدا براى انسانها، دنيا و آخرت را آباد مى كند و زندگى را شيرين و آسان مى نمايد و فشار تحميل دشمن را از سر آنان بر مى دارد و كم مى كند، راه خدا اين طورى است وراه امام هم همين راه خداست .
    ملت ايران ، به خاطر دخالت بيگانگان و حكومت هاى فاسد و حكومت جبار پهلوى و قاجار كه اين دو سلسله ى ننگين سالها بر اين كشور حكومت نمودند و پاى بيگانگان را بر اين سرزمين باز كردند از قافله ى علم و دانش ‍ بازماندند. ملت ايران در صورتى مى تواند زندگى را به آبادى و توسعه و رشد حقيقى برساند كه بتواند روى پاى خود بايستد و احكام الهى را در زندگى عمل و پياده بكند و دست و پاى دشمن را به كلى از اين كشور قطع نمايد. اين ، همان راه و توصيه هاى امام (ره ) است .
    (11)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #12
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    خاطره ى خيلى جالب از روز اولى كه امام آمدند
    يكى از خاطرات خيلى جالب من ، آن شب اولى است كه امام وارد تهران شدند؛ يعنى روز دوازدهم بهمن شايد اطلاع داشته باشيد لابد شنيده ايد كه امام ، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى كردند، بعد با هلى كوپتر بلند شدند و رفتند.
    تا چند ساعت كسى خبر نداشت كه امام كجا هستند! علت هم اين بود كه هلى كوپتر، امام را در جايى كه خلوت باشد، برده بود! چون اگر مى خواست جايى بنشيند كه جمعيت باشد، مردم مى ريختند و اصلا اجازه نمى دادند كه امام ، يك جا بروند واستراحت كنند، مى خواستند دور امام را بگيرند!
    هلى كوپتر در نقطه يى در غرب تهران رفت و نشست ، بعد اتومبيلى امام را سوار كرد. همين آقاى ناطق نورى ماشينى داشتند، امام را سوار مى كنند مرحوم حاج احمد آقا هم بود امام مى گويند: من را به خيابان ولى عصر ببريد؛ آنجا منزل يكى از خويشاوندان است . درست هم بلند نبودند؛ مى روند و سراغ به سراغ ، آدرس مى گيرند، بالاخره پيدا مى كنند منزل يكى از خويشاوندان امام بى خبر، امام وارد منزل آنها مى شوند!
    امم هنوز نماز هم نخوانده بودند عصر بود از صبح كه ايشان آمدند ساعت حدود نه و خرده يى و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندكى استراحت كرده بودند! آن جا مى روند كه نمازى بخوانند و استراحتى بكنند. ديگر تماس با كسى نمى گيرند؛ يعنى آنجا كه مى روند، با كسى تماس نمى گيرند. حالا كسانى كه در اين ستادهاى عملياتى نشسته بودند ماها بوديم كه نشسته بوديم چه قدر نگران مى شوند! اين ديگر بماند. چند ساعت ، هيچ كس از امام خبر نداشت ، تا بعد بالاخره خبر دادند كه بله ، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مى آيند، كسى دنبالشان نرود!
    من در مدرسه ى رفاه بودم كه مركز عمليات مربوط به استقبال از امام بود همين دبستان دخترانه ى رفاه كه در خيابان ايران است ، كه شايد شماها آشنا باشيد و بدانيد آن جا در يك قسمت ، كارهايى را كه من عهده دار بودم ، انجام مى گرفت ، دو، سه تا اتاق بود. ما يك روزنامه ى روزانه منتشر مى كرديم ، در همان روزهاى انتظار امام ، سه چهار شماره روزنامه منتشر كرديم . عده يى آنجا بوديم كه كارهاى مربوط به خودمان را انجام مى داديم .
    آخر شب حدود ساعت نه و نيم ، يا ده بود همه خسته و كوفته ، روز سختى را گذرانده بودند و متفرق شدند. من در اتاقى كه كار مى كردم ، نشسته بودم و مشغول كارى بودم ، ناگهان ديدم مثل اين كه صدايى از داخل حياط مى آيد جلوى ساختمان مدرسه رفاه ، يك حياط كوچك دارد كه محل رفت و آمد نيست ، البته آن هم به كوچه ، درب دارد، ليكن محل رفت و آمد نيست ، ديدم از آن حياط، صداى گفتگويى مى آيد؛ مثل اين كه كسى آمد، كسى رفت . پا شدم ببينم چه خبر است . يك وقت ديدم امام از كوچه ، تك و تنها دارند به طرف ساختمان مى آيند!
    براى من خيلى جالب و هيجان انگيز بود كه بعد از سالها ايشان را مى بينم پانزده سال بود، از وقتى كه ايشان را تبعيد كرده بودند، ماديگر ايشان را نديده بوديم فورا در ساختمان ، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدد شايد حدود بيست ، سى نفر آدم ، آن جا بودند همه جمع شدند. ايشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ايشان ريختند و دست ايشان را بوسيدند. بعضيها گفتند كه امام را اذيت نكنيد، ايشان خسته هستند.
    براى ايشان در طبقه بالا اتاقى معين شده بود كه به نظرم تا همين سالها هم مدرسه رفاه ، هنوز آن اتاق را نگه داشته اند و ايام دوازده بهمن ، گرامى مى دارند به نحوى طرف پله ها رفتند تا به اتاق بالا بروند، نزديك پا گرد كه رسيدند، برگشتند طرف ماها كه پاى پله ها ايستاده بوديم و مشتاقانه به ايشان نگاه مى كرديم ، روى پله ها نشستند؛ معلوم شد كه خود ايشان هم دلشان نمى آيد كه اين بيست ، سى نفر آدم را رها كنند و بروند استراحت كنند! روى پله ها به قدر شايد پنج دقيقه نشستند و صحبت كردند، حالا دقيقا يادم نيست چه گفتند. به هر حال ، ((خسته نباشيد)) گفتند و اميد به آينده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت كردند.
    البته فرداى آن روز كه روز سيزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوى شماره ى دو منتقل شدند كه بر خيابان ايران است نه مدرسه علوى شماره ى يك كه همسايه ى رفاه است و ديگر رفت و آمدها و كارها، همه آنجا بود. اين خاطره به يادم مانده است .
    (12)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #13
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    خصوصيات شهر مقدس قم
    شما دوازده قرن است در اينجا ريشه داريد!
    يكى از امتيازات بزرگى كه شهر عزيز قم دارد، اين است كه برگرد مضجع شريف يكى از برگزيدگان اهل بيت (عليهم السلام ) حضرت فاطمه معصومه (عليها سلام الله ) بنا شده است . اگر چه سوابق اين شهر، بيش از اين است ؛ ليكن هويت قم در طول دوازده قرن گذشته ، تقريبا هويت شهرى است كه برگرد مرقد دختر موسى بن جعفر(ع ) بنا است و اين ، امتياز بزرگى است . علاوه بر اين ، امتيازات ديگرى هم اين شهر مقدس دارد كه آن مرقد صدها نفر از بزرگان علما و برجستگان و اولياء و محدثان و شخصيتهاى برجسته اسلامى است . اينها جهات مهمى از ارزش است ؛ اما اين جهات هيچ كدام انحصارى نيست ؛ يعنى شبيه اين جهات را بعضى از شهرهاى ديگر هم ، چه در ايران و چه در ساير مناطق جهان اسلام دارند.
    شهر قم سه خصوصيت انحصارى دارد كه هيچ شهر ديگرى از اين جهت به پاى قم نمى رسد. اين سه خصوصيت ، مخصوص قم است كه بر آن ، جهات ديگرى كه مطرح شد و اشياء و نظايرى هم داشت ، اضافه مى شود.
    يكى از آن سه خصوصيت اين است كه شهر قم ، سابقه بسيار زيادى در پيروى و اتصال به اهل بيت دارد.
    يعنى در طول هزار و دويست سال يا بيشتر، اين شهر همواره به عنوان يك شهر وابسته به اهل بيت (ع ) شناخته شده است . من شهر ديگرى را با اين خصوصيت ، سراغ ندارم . بعضى از شهرها مثل كوفه يا مدينه ، قبل از قم بلد اهل بيت بودند، ليكن دشمنان اهل بيت ، اين خصوصيت را از آنها سلب كردند، اما شهر قم از همان زمانى كه اشعريون و بقيه رجال و اعيان محدثان و علماى بزرگ ، اولين حوزه علميه مهم وانحصارى تشيع را در آن تشكيل دادند، در دنياى اسلام به اين جهت شهرت پيدا كرد.
    لذا شما مى بينيد در آن زمان ، از اطراف و اكناف عالم اسلام ، كسانى راه افتادند و آمدند در قم ساكن شدند. شاگردان بسيارى از محدثان معروف و از جمله تلامذه ى ((يونس به عبدالرحمن )) و ((ابراهيم بن هاشم )) از كوفه به سمت قم عزيمت كردند و در اين شهر ساكن شدند. قبل از اين كه آنها هم بيايند، محدثان زيادى در اين جابودند. آنها مؤ سس اين حوزه نيستند؛ بلكه مجذوب اين حوزه شدند. حتى اگر از اين هم جلوتر برويم ، در اواخر قرن دوم هجرى كه حضرت على بن موسى الرضا(عليه الاف التحية و الثناء)، به طرف ايران آمدند و به خراسان رفتند؛ شهر قم به پيروى از مذهب اهل بيت (ع ) معروف بود.
    اين خصوصيت ، براى شما مردم قم تقريبا از هزار و دويست سال قبل تا امروز هست . اين خصوصيت ، مخصوص قم و ريشه دار است . فرهنگ مذهبى و اسلامى و اتصال به اهل بيت (ع ) در اين شهر پديده جديد و متعلق به امروز و ديروز نيست . شمابه عنوان پيروان ولايت اهل بيت (ع )، دوازده قرن در اين جا ريشه داريد. امرايى هم مثل آل صفى و ديگران كه بر اين شهر حكومت كردند، همين گونه بودند. مردم و علما نيز از گذشته تا امروز كه گلدسته يى از حقايق امامت و ولايت در اين شهر بنا شد و دنياى اسلام را معطر كرد؛ همين گونه بودند.
    خصوصيت دومى كه آن هم مخصوص قم مى باشد، اين است كه اينجا پذيرايى كننده بزرگترين حوزه علميه طول تاريخ شيعه است . ما در طول تاريخ ، از اول تشكيل حوزه هاى علميه تشيع تا امروز، به بزرگى اين حوزه مباركه اى كه به دست مرحوم آية الله حائرى (رضوان الله تعالى عليه ) در اين شهر بنيان شد يا بازسازى گرديد و در زمان مرحوم آية الله العظمى بروجردى ، عظمت و اعتلا پيدا كرد و سپس به بركت امام بزرگوار و انقلاب عظيم ، به اوج اعتلاى خود رسيد؛ در هيچ جاى دنيا نداشته ايم .
    سومين خصوصيت اين شهر، اقدام بزرگى است كه مردم قم نسبت به انقلاب انجام دادند. شما در دو مقطع ، شروع كننده بوديد:
    يكى هنگامى كه در سال 1341 در همين شبستانهاى مسجد اعظم ، يك مدرس و ملاى گمنام ، از نظر توده هاى مردم و كنار كشيده از مناصب روحانى ، حرف حق خود را زد و اولين كسانى كه با او بيعت كردند؛ مردم و جوانها و بازاريها و روشنفكرها و دانش آموزهاى قم بودند كه به حوزه علميه پيوستند.
    مردم قم در همان سال 1341، رنجهاى نهضت را هم تحمل كردند و وقتى در سال 42، مزدوران رژيم شاه ، همه اين صحن مطهرو مدرسه فيضه و اين ميدان و خيابان ارم را با حضور و ارعاب آميز خودشان ، قرق كردند و اگر عمامه به سر مى ديدند، او را مى كوبيدند و به قصد كشتن مى زدند و اگر كسى از مردم از آنها حمايت مى كرد، او را هم هدف قرار مى دادند؛ آن روز مردم قم دست بردارى و جوانمردى را از آستين درآوردند و به حوزه قم و امام راحل عظيم و به انقلاب ، كمك كردند.
    يك بار هم در سال 1356 كه شما ((قمى ها)) حركت عمومى مبارزه جويانه ملت ايران عليه رژيم مزدور و فاسد پهلوى را شروع كرديد؛ اولين شهيدها در همين خيابان چهارمردان و ميدان آستانه وخيابان ارم و صفاييه ، بر زمين افتادند. اولين پدر و مادرهاى شهيد، همين مردم شهر قم بودند كه دست برادرى و وحدت را با حوزه علميه مستحكم كردند.
    (13)




    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #14
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    ورود امام همه چيز را معنا كرد
    روز دوازدهم به يك معنا، روز شروع قدرت اسلام است . اگر چه در دوازدهم بهمن سال 57، هنوز ظاهرا نظام طاغوت سر كار بود؛ اما در واقع نبود. در واقع با ورود امام بزرگوار، اين نظام پوسيده ى فاسد و اصل نظام پادشاهى كه يك چيز ارتجاعى و غلط و غير انسانى وغير قابل قبول بود و نابود و دود شد و از بين رفت . يك تلاش بيهوده مى كردند كه بلكه آن را نجات بدهند و تا چند روز ادامه بدهند، كه نمى شد و نشد.
    ورود قدرتمندانه ى امام بزرگوار، همه چيز را معنا كرد. امام وارد شهر شد؛ شهر تهران ، بلكه ايران از آن بزرگوار استقبال كردند. يعنى در شهرهاى ديگر هم مردم شاهد اين حادثه و گوش به زنگ اين قضيه بودند. بعضى حركت كردند و به تهران آمدند؛ بعضى هم در همان شهريهاى خودشان كارى را كردند كه اگر تهران هم بودند، انجام مى دادند. در واقع ((فاذا دخلتموه فانكم غالبون ))، با ورود امام همان مطلبى كه خداى متعال به اصحاب موسى فرمود، در مورد اصحاب امام بزرگوار ما تحقق پيدا كرد؛ وقتى وارد شد، خداى متعال غلبه را ثبت كرد و تمام شد.
    روز مهمى است ؛ شايد بشود گفت از همين روز دوازدهم هم ، توطئه ى دشمن شروع شده است . البته تاريخ انقلاب يك بحث ديگر است ؛ بايد تاريخ انقلاب را كسانى بنويسند. تاريخ انقلاب هم فقط تاريخ پيروزى انقلاب نيست ؛ تاريخ شروع نهضت است . حقيقتا مردم ما از قضاياى طولانى اين نهضتى كه از روز شروع تا روز پيروزى ، پانزده ، شانزده سال طول كشيد، به تفصيل مطلع نيستند. از قضاياى بعد از پيروزى هم ، گاهى به وسيله ى بعضى افراد، مختصر سخنى گفته مى شود؛ اما به طور كامل و جامع و ريز، بخصوص با شكلهاى هنرى و ماندگار و نافذ، ثبت نشده ، يا خيلى كم ثبت شده است . من از كسانى كه توانايى اى قبيل كارها را، بخصوص در زمينه هاى هنرى دارند، واقعا انتظار دارم ؛ بايد تاريخ انقلاب را ثبت كنند.
    (14)



    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #15
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    كسانى كه با امام درافتادند، خودشان را روسياه كردند
    كسانى كه با امام در افتادند، خودشان را روسياه كردند. بدبخت آن كسانى هستند كه به خاطر شاد كردن دل صهيونيست ها و خوشحال كردن آمريكا و پر كردن كيسه ى خود از پولهاى نفت ارتجاع ، حقيقت را پوشاندند وبا امام ما در افتادند. روسياه آن كسانى هستند كه مى توانستند زير بالهاى مهربان اين پدر واستاد و معلم قرار بگيرند و از او منتفع شوند؛ ولى به بخت خودشان لگد زدند و به آغوش دشمنان او پناه بردند و الان در اروپا و امريكاى لاتى و عراق و بعضى كشورهاى ديگر سرگردانند.
    اين بيچاره و روسياهها هنگامى كه داخل كشور بودند، قطره يى در مقابل اقيانوس محسوب مى شدند؛ اما نمى فهميدند كه چه قدر ناچيز و كوچكند. مراسم ارتحال آن بزرگوار به همه فهماند كه امام (ره ) چه كسى بود و ملت كجاست و چه مى گويد و چگونه مى انديشد و چه مى خواهد و همچنين مخالفان چه كسانى هستند و كجايند. خدا كند براى خودشان هم ديگر اين اشتباه باقى نمانده باشد كه خيال كنند چيزى و كسى هستند.
    آنها حقيقتا به خودشان جفا كردند كه در مقابل اما(ره ) ايستادند. آينده و افتخار متعلق به كسانى است كه پشت سر امام حركت كردند؛ يعنى قشر عظيم متن ملت و همه ى آحاد مردم . شما مردم نشان داديد كه ياران و وفاداران و مخلصان امام هستيد و بر اين يارى و وفادارى و اخلاص ‍ پايداريد.
    (15)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #16
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    خصوصيات ممتاز فردى امام (ره )
    امام خصوصيات ممتاز فردى خيلى داشت ؛ اما توفيقات او بالاتر از آن بود كه به خصوصيات فردى يك انسان هر چه هم بالا متكى باشد. شجاعت و آگاهى و عقل و تدبير و دورانديشى امام بسيار ممتاز بود در اينها هيچ شكى نيست اما توفيقاتى كه آن بزرگوار به دست آورد، خيلى بالاتر از اين است كه به شجاعت و عقل و تدبير و آينده نگرى زياد يك انسان متكى باشد.
    آن توفيقها از جاى ديگر نشاءت مى گرفت . كه در درجه ى اول از اخلاص او ناشى مى شد؛ ((مخلصين له الدين )). مخلص خدا بود و كار را فقط براى او و لاغير انجام مى داد. لذا اگر همه ى دنيا در مقابل او قرار مى گرفتند و از چيزى مى خواستند كه مورد رضاى خدا نبود، انجام نمى داد.
    در درجه ى دوم ، توكل و حسن ظن به خدا داشت . هيچ كارى در نظر او خارج از قدرت الهى نبود. كارهاى بزرگ ، حركتهاى عظيم ، كندن كوههاى راسخ و جبال راسيات براى او ميسور بود؛ چون عقيده داشت كه به خدا متكى است و خدا او را كمك مى كند؛ و چون به خدا توكل داشت ، لذا با حسن ظن مى نگريست .
    روزى كه او نهضت را شروع كرد، كسانى كه فكر كنند مى شود نهضتى بر پا كرد، خيلى كم بودند. آن روزى كه او شعار اسقاط رژيم سلطنت را داد، كسانى كه فكر كنند مى شود رژيم سلطنت در ايران ساقط شود، بسيار معدود بودند. آن روزى كه سياست ((نه شرقى و نه غربى )) را اعلام كرد، كسانى كه فكر مى كردند مى شود بدون اتكاى به شرق و غرب حكومتى داشت و آن را نگه داشت و اداره كرد، بسيار نادر بودند. آن روزى كه گفت : ((آمريكا هيچ غلطى نمى تواند بكند))، كسانى كه باورشان باشد كه امريكا نسبت به امام و امتش هيچ غلطى نمى تواند بكند، خيلى كم بودند.



    او تمام اين كارهاى بزرگ را به خاطر توكل به خدا انجام داد و مى دانست كه مى تواند انجام دهد. البته براى او، انجام شدن كار هدف نبود. او مى گفت : من وظيفه اى را انجام مى دهم . پيروزى او به اين بود كه بتواند وظيفه اش را انجام مى خواهد، انجام بدهد؛ در نظر او، پيروزى اين بود كه انسان بر طبق تكليف خود عمل كند. با اين روحيه و احساس و انگيزه ، او كار را پيش برد و ادامه داد.
    امام دو خصوصيت ديگر هم داشت ، كه اين هم جز با نورانيت الهى ممكن نبود، و آن عبارت بود از: دشمن شناسى و دوست شناسى . در شناخت دشمنها و دوستها اشتباه نكرد. از اول دشمنهاى را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم در مقابلشان ايستاد، و نيز از اول دوستها را شناخت و نيز از اول دوستها را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم از دوستى آنها منتفع شد.
    او هميشه بر مردم و ملتها تكيه مى كرد. در سفرى كه مى خواستم به خارج از كشور بروم ، خدمت امام بزرگوارمان رفتم . در آن زمان جريانى وجود داشت ، كه به ايشان گفتم در دنيا نسبت به اين جريان عليه ما خيلى حرف است . (البته مى خواستم به ايشان گزارش بدهم ؛ و الا من هم هيچ رعب و خوفى از آن جنجالهاى جهانى نداشتم و بعدا هم وارد آن ماجرا شدم ). ايشان تمام خبرهاى دنيا را هميشه به صورت نزديك و نقد در اختيار داشتند و غالبا خبرهاى جهانى را زودتر از ديگران به دست مى آوردند. امام (ره ) در پاسخ من با لبخند رضايتى مى گفتند: بلى ، اطلاع دارم ؛ اما همه ى ملتها با ما هستند. واقعا همين طور بود كه ايشان مى فرمودند. در همان سفر، آن چنان حضور ملتها در كنار ما آشكار شد كه همه را مبهوت كرد. بنابر اين ، او هم دوستانش را مى شناخت ، و هم دشمنانش را. از دوستانش منتفع مى شد و به آنها اعتماد و تكيه مى كرد. بزرگترين دوستانش ‍ شما ملت وفادار بوديد، و امام چه خوب شما را شناخته بود.
    ما بايد با تكرار اين حقيقتها، يك هدف را دنبال كنيم و آن ، درس گرفتن است و لا غير؛ والا صرف ستايش كردن فايده يى ندارد. بلكه گاهى هم مضر است ؛ زيرا وقتى كه خيال كنيم او كارها را انجام داده است ، تصور مى كنيم كه ديگر كارى به عهده ى ما نيست .
    گر نماز آن بود كان مظلوم كرد
    ديگران را زين عمل محروم كرد
    ما آن بزرگوار و انسان والا و مقتدا و قائد را ستايش مى كنيم ، تا خودمان را به او نزديك سازيم و راهش را ادامه دهيم . تقواى خدا بر همه ى امور زندگى او حاكم بود؛ ما نيز بايد تقواى خدا را ملاك همه ى امورمان بشماريم . اصل قضيه تقواست . تقوا، يعنى مراقب باشيم بر خلاف اراده ى الهى حركتى از ما سر نزند.
    (16)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #17
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    كارهاى بزرگ امام (ره )
    امام بزرگوار ما كارهاى بزرگ متناسب با بزرگى خود انجام مى داد و من امروز بعضى از آنها را به ياد شما مى آورم . يقينا اگر تحليل گرها و متفكران كارهاى بزرگ امام امت را فهرست كنند، چند برابر آن چيزى خواهد شد كه من امروز آنها را بر مى شمارم .
    اولين كار بزرگ او، احياى اسلام بود. دويست سال است كه دستگاههاى استعمارى سعى كردند
    تا اسلام به دست فراموشى سپرده شود. يكى از نخست وزيرهاى انگليس ‍ در جمع سياستمداران استعمارى دنيا اعلام كرده بود كه ما بايد اسلام را در كشورهاى اسلامى منزوى كنيم ! قبل و بعد از آن نيز پولهاى گزافى خرج شد تا اسلام در درجه ى اول از صحنه زندگى ، و در درجه ى دوم از ذهن و عمل فردى انسانها خارج شود؛ اين دين ، بزرگترين مانع در راه چپاول قدرتهاى بزرگ و استكبارى است . امام ما اسلام را دوباره زنده كرد و به ذهن و عمل انسانها و صحنه هاى سياسى جهان برگرداند.
    دومين كار بزرگ او، اعاده ى روح عزت به مسلمين بود. اين گونه نبود كه اسلام صرفا در بحثها و تحليلها و دانشگاهها و صحن جامعه و زندگى مردم مطرح شود؛ بلكه بر اثر نهضت امام ما، مسلمانها در همه ى جاى عالم احساس عزت كردند.
    يك نفر مسلمان از كشورى بزرگ كه مسلمين در آن در اقليت قرار دارند، به من مى گفت : قبل از انقلاب اسلامى ، مسلمان بودن خود را هرگز اظهار نمى كرديم . طبق فرهنگ آن كشور، همه اسم محلى داشتند، و هر چند خانواده هاى مسلمان روى بچه هاى خود اسم اسلامى مى گذاشتند، اما جراءت نمى كردند آن اسم را اظهار كنند و از بيان آن خجالت مى كشيدند! اما بعد از انقلاب شما، مردم ما با افتخار اسم اسلامى خود را مى گويند، و اگر از آنها بپرسند كه شما چه كسى هستيد، اول آن اسم اسلامى را با افتخار بر زبان مى آورند.
    بنابر اين ، با كار بزرگى كه امام (ره ) انجام داد، مسلمانها در همه جاى دنيا احساس عزت مى كنند و به مسلمانى و اسلام خود مى بالند.
    سومين كار بزرگ او اين بود كه به مسلمانها احساس درك امت اسلامى داد. قبل از اين ، مسلمانها در هر جاى دنيا كه بودند، چيزى به نام امت اسلامى برايشان مطرح نبود و يا اصلا جدى تلقى نمى شد. امروز همه ى مسلمانها در اقصاى آسيا تا قلب آفريقا و تمام خاور ميانه و در اروپا و آمريكا، احساس ‍ مى كنند كه جزو يك جامعه ى جهانى بزرگ به نام امت اسلامى هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامى را ايجاد كرد، كه بزرگترين حربه براى دفاع از جوامع اسلامى در مقابل استكبار است .
    چهارمين كار بزرگ او، زاله ى يكى از مرتجعترين و پليدترين و وابسته ترين رژيمهاى منطقه و جهان بود. ازاله ى حكومت پادشاهى در ايران ، يكى از بزرگترين كارهايى بود كه كسى مى توانست آن را تصور كند. ايران مهمترين دژ استعمار در منطقه ى خليج فارس و خاورميانه بود. اين دژ، به دست امام ما در هم فرو ريخته شد.
    كار پنجم او، ايجاد حكومتى بر مبناى اسلام بود؛ چيزى كه به ذهن مسلمانها و غير مسلمانها خطور نمى كرد، و خواب خوشى بودكه مسلمانهاى ساده لوح هم هرگز آن را با خود تصور نمى كردند و نمى ديدند. امام (ره ) در حد يك معجزه ، به خيال افسانه آميز لباس واقعيت پوشاند.
    كار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامى ، در بسيارى از كشورها و از جمله كشورهاى اسلامى ، گروهها و جوانها و ناراضيها و آزادى طلبها، با ايدئولوژيهاى چپ وارد ميدان مى شدند؛ اما بعد از انقلاب اسلامى ، پايه و مبناى حركتها و نهضتهاى آزاديبخش ، اسلام شد. امروز در هر نقطه يى از دنياى وسيع اسلام كه جمعيت يا گروهى به انگيزه آزادى خواهى و ضديت استكبار حركت مى كنند، مبنا و قاعده ى كار و اميد و ركنشان ، تفكر اسلامى است .
    هفتمين كار بزرگ او، نگرشى جديد در فقه شيعه بود. فقاهت ما پايه هاى بسيار مستحكمى داشته و دارد. فقاهت شيعه ، يكى از محكمترين فقاهتها و متكى به قواعد و اصول و مبانى بسيار مستحكمى است . امام عزيزمان اين فقه مستحكم را در گسترده يى وسيع و بانگرشى جهانى و حكومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را براى ما روشن كرد كه قبل از آن روشن نبود.
    كار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخالق فردى احكام بود. در دنيا پذيرفه شده است كه كسانى كه در راءس اجتماعات قرار مى گيرند، اخلاق فردى خاصى داشته باشند! تكبر ورزيدن ، برخوردار بودن از زندگى راحت و مسرفانه ، تجمل گرايى ، خود راءيى و خود خواهى و امثال اينها، چيزهايى است كه مردم دنيا قبول كردندكه كسانى كه در راءس حكومتها قرار مى گيرند، اين اخلاق را داشته باشند. حتى در كشورهاى انقلابى ، انقلابيونى كه تا ديروز زير چادرها زندگى مى كردند و در دخمه ها مخفى مى شدند، به مجرد اين كه به حكومت مى رسند، وضع زندگى شان عوض مى شود و اخلاق حكومتيشان تغيير مى كند و همان وضعيتى را به خود مى گيرند كه بقيه ى سلاطين و رؤ ساى عالم داشتند! ما از نزديك چنين چيزى ديده ايم ؛ براى مردم هم مايه ى تعجب نيست .
    امام ما اين باور غلط را عوض كرد و نشان داد كه رهبر محبوب و معشوق يك ملت و ديگر مسلمانان عالم ، مى تواند زندگى زاهدانه يى داشته باشد. و به جاى كاخهاى مجلل ، در يك حسينيه از ديدار كنندگان پذيرايى كند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا يا مردم برخورد كند.
    اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودراءيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار اين بودكه هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى كه به وجود آورده بود، نور معرفت و حقيقت تجلى يافته بود.
    كار نهم او، احياى روحيه ى غرور و خودباورى در ملت ايران بود. براداران عزيز! حكومتهاى استبدادى و فردى ، سالهاى متمادى ملت ما را به صورت ملتى ضعيف و مستضعف و توسرى خور در آورده بودند؛ ملتى كه از استمداد جوشان و خصلتهاى جمعى فوق العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاريخ بعد از اسلام ، اين همه افتخارات علمى و سياسى دارد.
    قدرتهاى خارجى مدتى انگليسيها و مدتى هم روسها و ديگر دولتهاى اروپايى ، و پس از آن امريكاييها ملت ما را تحقير كرده بودند. ملت ما هم باور كرده بودند كه قابليت و لياقت كارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمى آيد، ابتكار از او ساخته نيست و ديگران بايد بر او آقايى كنند و به او زور بگويند! بنابر اين ، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما كه كشته شده بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ايران بيدار و زنده كردند.
    در همان حال كه ملت ما از احساسات و نخوت هاى بيجاى ناسيوناليستى كه استكبار هامل آن ، و رژيم منحوس پهلوى مروجش بود مبرا هستند، ما احساس عزت و قدرت مى كنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئه هاى مشترك شرق و غرب و ارتجاع نمى ترسند و احساس ضعف هم نمى كنند. جوانهاى ما احساس مى كنند كه خودشان مى توانند كشورشان را بسازند. مردم ما احساس مى كنند كه قدرت و توان آن را دارند كه در مقابل تحميلها و زورگوييهاى شرق و غرب بايستند، اين روح عزت و خودباورى و غرور ملى و افتخارات حقيقى و اصيل را امام (ره ) در ملت ما زنده كرد.
    و بالاخره دهمين كار بزرگ او، اثبات اين نكته بود كه ((نه شرقى و نه غربى ))، يك اصل عملى و ممكن است . ديگران خيال مى كردند كه يا بايد به شرق متكى بود و يا به غرب ، يا بايد نان اين قدرت را خورد و ستايشش كرد و يا آن قدرت را! فكر نمى كردند كه يك ملت بتواند هم به شرق و غرب ((نه )) بگويد و بايستد و بماند و خود را روزبه روز ريشه دارتر كند؛ اما امام (ره ) اين نكته را ثابت كرد.
    (17)




    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #18
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    عظمت كار او، به ارتباطش با خدا بر مى گردد
    تاريخچه ى حوزه هاى علميه و سرگذشت شگفت انگيز علماى بزرگ و اسلاف درخشان ما، حامل تجربه هاى بسيار زيادى در اين زمينه است كه تهذيب چه قدر اثر مى گذارد. نزديكترين تجربه يى است كه ما در اختيار داريم ، وجود همين شخصيت عظيمى است كه امروز دنيا را به خود متوجه كرده است .
    امام (ره ) مدرّسى منزوى در قم بود. درسشان در مسجد سلماسى كه داخل يك كوچه نه در مركز حوزه قرار گرفته بود، ارايه مى شد. خانه ى ايشان هم در انتهاى همان كوچه واقع شده بود؛ يعنى براى رفت و آمد به مسجد محل درس كه روزى دوبار انجام مى گرفت ، حتى احتياج به ديدن خيابان نداشتند و طبيعتا هميشه مسير خانه به مسجد و مسجد به خانه را طى مى كردند. ايشان على الظاهر منزوى بودند؛ ولى در حقيقت مدرسى بزرگ و قطبى جذاب براى طلاب و فضلاى جوان و سرشار از خصلتها و صفات خوب به شمار مى آمدند.
    اعتقاد من اين است كه اخلاص و صفاى باطن و رابطه ى معنوى و پيوند مستحكم بين قلب او و خداى مقلب القلوب ، موجب شد كه اين مرد بتواند از انزواى ظاهرى خود خارج شود و دست نيرومندى براى دگرگونى كردن بنياد ارزشهاى مادى در سطح جهان شود.
    براستى بينان ارزشهاى مادى در دنيا لرزيده است . رهبر كمونيست كشورى دور دست با قدرت مادى بالا و داراى پيشرفتهاى زياد مى گويد: خواهش ‍ مى كنم كتابى درباره ى اسلام بدهيد تا مطالعه كنم (!) قبل از پيروزى انقلاب ، شما نمى توانستيد بزور دست جوانى كه باد ماركسيسم به دماغش ‍ خورده بود، يك جلد كتاب اسلامى بدهيد و بگوييد اين كتاب را مطالعه كن ! ما با زحمت زياد و هزار كلام شيرين ، تعدادى جوان را گرد هم جمع مى كرديم ، تا چند كلمه از مبانى اسلام را به صورت شفاهى و يا كتبى به گوش و دل آنها برسانيم ؛ ولى باز هم نمى رسيد. در آن روزها همه ى ما حوزه هاى علميه ، علما و مدرسان و فضلا بوديم ، ولى عملا به نتيجه ى دلخواه نمى رسيديم . سرانجام به بركت قيام امام (ره )، ملت ايران و دنيا تكان خوردند و دگرگونى عظيمى در افكار و انديشه هاى مردم و جوانها به وجود آمد.
    امروز نماينده ى مجلس يك كشور مادى كه هفتاد سال بر مبناى ماترياليسم ديالكتيك اداره شده است ، به من بگويد: به بركت امام شما، در پارلمان كشورم سخنرانيها با ((بسم الله الرحمن الرحيم )) شروع مى شود. شخصيتهاى معروف فكرى دنيا نيزى نسبت به آنچه كه در مشت اين مرد بزرگ بود و بر دنيا عرضه مى كرد، احساس عطش مى كنند. بنابر اين ، با حركت آن رهبر عزيز، بنياد ارزشها و قرار دادها و مسلمات مادّى تكان خورد و دگرگون شد.
    مساءله اين نيست كه ما چند شرابخانه را در مملكتمان بستيم و نگذاشتيم فلان منكر انجام بگيرد؛ اينها ظواهر كار و پديدارهاى قضيه است ؛ عمق كار خيلى از اينها بيشتر است . به بركت قيام اين مرد، دنيا و ايران تكان خورد. هر چند ما نقش ملت ايران را در انقلاب ، نقش اول و درجه ى يك مى دانيم ، اما چه كسى اين ملت را اين گونه هدايت كرد؟ چه كسى اين همه سرچشمه را در آنها به جوشش در آورد و اين همه استعداد را زنده كرد؟ آيا غير از آن روح بزرگ و آن انسان عظيم ، كس ديگرى بود؟
    عظمت كار او، به ارتباطش با خدا و تهذيب نفس او بر مى گردد. امام (ره ) يك انسان مهذب بود. دشمنان داخلى و خارجى او نيز اين ويژگى را قبول داشتند و اعتراف مى كردند كه او آدم مؤ منى است . آن گروگان آمريكايى كه چهارصد و چهل و چهار روز در ايران اسير بوده و طبيعتا همه ى آن ماجراها را از چشم امام مى ديده است ، مصاحبه مى كند و مى گويد: من از كسانى نيستم كه از فوت امام خوشحال شوم . او ارزشهاى اخلاقى مخصوص ‍ خودش را داشت و هيچ كس در حد او نبود.
    (18)



    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    همه ى ما يتيم شديم
    امروز جمعى از رهبران نهضتهاى بزرگ و معروف اسلامى دنيا براى ابراز همدردى خود، با من ملاقات داشتند. اى كاش حرفهاى آنها عينا ضبط شده بود و به گوش مردم ما مى رسيد، تا مى ديدند كه چگونه امواج ساطع شده از آن كانون جوشان و خروشان و آن مركز بى نظير نور و حرارت ، به مسلمانان و انسانهاى مظلوم و مستضعف و تحقير شده ى دنيا جان و روح و قدرت داده است و توانسته اند در برابر سيل تهاجمها و دشمنيها ايستادگى كنند. همين چهره هاى معروف نهضتهاى اسلامى لبنان ، فلسطين ، افغانستان و كشورهاى ديگر كه اسم آنها را شنيده ايد، به من مى گفتند: ما يتيم شديم . حقيقتا هم همه ى ما يتيم شده ايم و ثقل عظيمى را از دست داده ايم .(19)



    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #20
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    دعاى من به پيشگاه خدا اين است كه من قبل از امام بميرم !
    خدا مى داند كه در طول اين ده سال ، فكر چنين روزى ، هميشه دل ما را لرزانده بود. نمى دانستيم دنياى بدون ((خمينى )) چگونه قابل تحمل است . به همين خاطر، چندين بار به ايشان عرض كردم : دعاى بزرگ من در پيشگاه خداوند اين است كه من قبل از شما بميرم .
    در همان روز تلخ كه حال امام مساعد نبود، من جمعى از شوراى بازنگرى قانون اساسى را دعوت كردم و به آنها گفتم كه حال امام خوب نيست ؛ كار بازنگرى را قدرى تسريع كنيم و مژده ى تمام آن را به ايشان در بيمارستان بدهيم ، تا دل امام شاد شود. واقعا از تصور آن چيزى كه ممكن بود پيش ‍ آيد، قلب من مى لرزيد؛ صدايم شكست و نتوانستم حرفم را تمام كنم . شايد چند ساعت بعد از آن بود كه اطلاع پيدا كرديم اين وديعه ى الهى و اين گوهر ارزنده را از دست داده ايم .
    (20)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 2 از 10 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •