*^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*
صفحه 6 از 10 نخستنخست ... 2345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 92
  1. #51
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    ارزشهاى انقلاب اسلامى
    حالا اين ارزشها چيست ؟ من در اينجا تعدادى از اين ارزشها را عرض ‍ مى كنم . البته اگر بخواهيم اين ارزشها را در يك كلمه بيان كنيم ، من عرض ‍ مى كنم اسلام ؛ اما اسلام يك كلمه ى مجمل است و تفاصيل گوناگونى از آن مى شود. ملت ما به دنبال اسلام يك كلمه ى مجمل است و تفاصيل گوناگونى از آن مى شود. ملت ما به دنبال ارزشهايى بودند كه همه اش در داخل اسلام هست و من به بخشى از آنها اشاره مى كنم .
    ارزش اول ، ايمان است . مردم از هرهرى مسلكى و بى بند و بارى و بى ايمانى بى زار و ناراضى بودند؛ مى خواستند دلشان به ايمانى قرص باشد. ارزش بعدى ، عدالت است . مردم مى ديدند كه جامعه ، جامعه ى غير عادلانه يى است ؛ بى دريغ از بالا تا پايين ظلم مى كردند؛ خودشان هم به خودشان ظلم مى كردند. در داخل رژيم طاغوت ، آن جا هم نسبت به همديگر ظلم و بى عدالتى روا مى داشتند؛ به مردم هم بى نهايت ظلم مى شد. در قضاوت ظلم مى شد، در تقسيم ثروت ظلم مى شد، در كار ظلم مى شد، به شهرهاى دوردست ظلم مى شد، به آدمهاى ضعيف ظلم مى شد4 همه جا ظلم محسوس بود و انسان با پوست و گوشت خودش ‍ ظلم را حس مى كرد. مردم به دنبال عدالت و رفع شكاف طبقاتى و رفع فقر بودند؛ اين هم يكى از ارزشهايى بود كه مردم دنبالش بودند؛ اين مقوله ى ديگرى غير از عدالت است . در جامعه ، كسى يا مجموعه يى در اوج غنا و برخوردارى ؛ اما يك عده ى ديگر از اوليات زندگى محروم ؛ اين چيزى است كه هر كسى از آن مشمئز مى شود و آن را نمى پسندد. مردم به دنبال رفع شكاف طبقاتى و نزديك كردن فاصله ها بودند. ما مثل كمونيستها ادعا نمى كرديم كه همه بيايند و نان خور دولت بشوند و ما به همه حقوق مساوى بدهيم ؛ نه ، اما شكاف طبقاتى به اين صورت و با اين عمق ، براى مردم و انقلابيون مسلمان و براى رهبرى آنها قابل قبول نبود.
    رژيم طاغوت و رژيمهاى قبل از آن در ايران ، مردمى نبودند، مردم هيچكاره بودند. يك نفر به كمك انگليسها آمده بود در تهران كودتا كرده بود و خودش ‍ را پادشاه ناميده بود؛ بعد هم كه خواست از ايران برود پسرش را جانشين خود كرد! آخر اين پسر كيست و چيست ؟! پس مردم چكاره اند و راءى آنها چيست ؟! اينها اصلا مطرح نبود. قبل از آنها هم قاجاريه بودند؛ يك فاسد مى مرد، يك فاسد ديگر به جاى خودش مى گذاشت ؛ مردم در اداره وتعيين حكومت هيچكاره ى محض ، مردم اين را نمى پسنديدند. مردم مى خواستند كه حكومت متعلق به آنها باشد؛ برخاسته ى از آنها باشد؛ راءى آنها در آن اثر داشته باشد.
    ارزش بعدى ، ديندارى است ، مردم مى خواستند متدين باشند. آن رژيم گذشته در همه جا در محيط جامعه ، در سربازخانه ، در دانشگاه ، در مدرسه سعى مى كردم مردم را به بى دينى سوق دهد؛ اما مردم نمى خواستند؛ مردم متدين بودند؛ مردم نشان دادند كه ايمان واعتقاد به اسلام ، تا اعماق جان آنها نفوذ دارد.
    ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمل در سطح زمامداران است . البته تجمل و اسراف در همه جا بد است ؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى كرد كه نسبت به اين قضيه حساسيت نشان بدهند، رفتارهاى مسرفانه و متجملانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود؛ اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.
    ارزش ديگر، سلامت دينى و اخلاقى زمامداران است . مردم مى خواستند كه آن كسانى كه در راءس جامعه اند، متدين باشند؛ فاسد نباشند؛ اخلاقشان فاسد نباشد؛ رفتارشان فاسد نباشد؛ خودشان فاسد نباشند؛ اخلاقشان فاسد نباشد؛ رفتارشان فاسد نباشد، خودشان فاسد نباشند؛ دو روبريهاشان فاسد نباشند؛ كه آن روز بودند!



    رواج اخلاق فاضله ، يكى ديگر از ارزشها بود. مردم مايل بودند كه اخلاق نيك و خلقيات اسلامى پسنديده در بين آن شيوع پيدا كند؛ برادرى ، محبت ، همكارى ، صبر، اغماض ، بخشش ، دستگيرى از ضعفا و كمك به ضعفا و گفتن حق بين آنها رايج بشود.
    آزادى فكر و بيان هم يكى از ارزشهاى انقلاب بود. مردم مى خواستند آزادانه فكر كنند. آن روز، آزادى فكر و آزادى بيان و آزادى تصميم گيرى هم نبود؛ مردم اين را نمى خواستند؛ مى خواستند اين آزاديها باشد.
    يكى ديگر از ارزشها، استقلال سياسى و اقتصادى و فرهنگى است . مردم مى خواستند كه اين كشور از لحاظ سياسى ، محكوم فلان رژيم اروپايى يا امريكا نباشد؛ از لحاظ اقتصادى ، اقتصاد او وابسته ى به كمپانيهاى جهانى نباشد كه هر كارى مى خواهند، با اين كه كشور بكنند؛ از لحاظ فرهنگى ، با فرهنگ عميق و غنى يى كه دارد، كوركورانه تابع و دنباله رو فرهنگ بيگانه نباشد.
    ارزشها كه مى گوييم ، يعنى دين ، ايمان ، استقلال سياسى استقلال اقتصادى استقلال فرهنگى ، آزادى فكر، رواج اخلاق فاضله ، حكومت مردمى ، حكومت صالح ، انسانهاى بر خوردار از دين و تقوا در راءس كارها. ابزار تحقق اين خواسته ها چه بود؟ روح ايمان و جهاد فداكارى و ايثار همين مرد مؤ من . آن چيزى كه توانست اين بناى رفيع و اين بناى اسلامى را بعد از قرنها در اين مملكت بر سر پا بياورد، چه بود؟ او عبارت بود از اين كه ارزشهايى از قبيل كه عرض كرديم پايه ى بناى نظام جديد باشد و زندگى نوينى در اين منطقه ى از عالم بر اساس اين ارزشها به وجود بيايد. براى اينها مردم فداكارى كردند و جان خود و فرزندانشان را در معرض جهاد فى سبيل اللّه و شهادت قرار دادند و بسيارى هم شهيد شدند. مردم مى دانستند چه مى خواهند؛ مردم دنبال اين چيزها بودند. من بعدا عرض خواهم كرد كه همه ى اين ارزشها در جامعه قابل تحقق است و آنچه به وسيله ى نظام اسلامى به وجود آمد، آن مقدارى بود كه هيچ كس گمان آن را هم نداشت و تصور آن را هم نمى كرد.
    البته ما امروز چون خودمان را با وضعيت مطلوب مقايسه مى كنيم ، خيلى عقبيم ؛ اما اگر با آن وضعيتى كه در آن روز بود، با وضعيتى كه در جاهاى ديگر بود، مقايسه كنيم ، آن وقت مى بينيم كه اين نظام خيلى با توفيق توانست در اين ميدان حركت بكند و اين اين انقلاب حقيقتا كار آيى نشان دادو مردم همين رامى خواستند؛ آن وقت بروند بنشينند بگويند كه مردم نمى دانستند چه مى خواهند! نخير، مردم مى دانستند؛ مردم اسلام را مى خواستند، اسلام فقط نماز خواندن و سجده كردن نيست آنها هم جزو اسلام است اسلام يعنى بناى يك نظام اجتماعى و يك زندگى عمومى براى يك ملت ، بر پايه هاى مستحكمى كه مى تواند سعادت دنيا و آخرت آنها را تاءمين كند؛ مى تواند علم و پيشرفت و صنعت و ثروت و رفاه و عزت بين المللى و همه چيز را براى آنها فراهم كند؛ مردم دنبال اين بودند.
    آن كسانى كه خودشان اسلام را نه مى شناختند و نه ته دل آن چنان اسلامى را مى خواستند؛ حد اقلش اين بود كه جراءت نمى كردند كه به رژيمهاى طاغوتى غربى پشت كنند يا بى اعتناعى بكنند؛ حالا اين جا مى نشينند و اين طرف و آن طرف مى گويند كه مردم در رفراندوم جمهورى اسلامى نمى دانستند چه مى خواهند! چه طور نمى دانستند چه مى خواهند؟!مردم اگر نمى دانستند چگونه هشت سال جنگ تحميلى را با فداكاريهاى خودش ‍ پيش ببرند؟! چيزى را كه نمى دانند، چه طور برايش فداكارى مى كنند؟! مردم خوب نمى دانستند چه مى خواهند؛ الان هم خوب مى دانند چه مى خواهند.
    اين ارزشها كه در جامعه هست و پايه ى نظام است ، بايد اولا يكجا پذيرفته شود؛ اگر بعضى از اينها را قبول داشته باشيم ، بعضيها را قبول نداشته باشيم ، كار ناقص است ؛ اگر به بعضى اهميت بدهيم ، به بعضى اهميت ندهيم ، مقصود حاصل نخواهد شد؛ ثانيا خود انقلاب ، حركت و تحول و رفتن به جلوست ؛ بر پايه ى اين ارزشها جامعه بايد حركت كند، تحول پيدا كند و به جلو برود؛ بايد روز به روز روشهاى غلط را اصلاح كند و يك قدم جديد بردارد تا بتواند به نتيجه رسد.
    عزيزان من ! انقلاب يك امر دفعى نيست ؛ يك امر تدريجى است . يك مرحله ى انقلاب كه تغيير نظام سياسى است ، دفعى است اما در طول زمان ، انقلاب بايد تحقق پيدا كند؛ اين تحقق چگونه است ؟ اين تحقق به آن است كه آن بخشهايى كه عقب مانده و تحول پيدا نكرده است ، تحول پيدا كند و روز به روز راههاى جديد، كارهاى جديد، فكرهاى جديد، روشهاى جديد، در چارچوب و برپايه ى آن ارزشها در جامعه به وجود بيايد و پيش برود، تا آن ملت بتوانند با نشاط و با قدرت به سمت هدف خودشان حركت كنند. برگشت ، غلط است ؛ عقبگرد، خسارت است ؛ اما ايستادن هم غلط است ؛ بايد حركت كنند و به جلو بروند.
    (54)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #52
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    حقوق بشر، يك حقه است
    يكى از حساسترين مناطق عالم ، همين منطقه ى استراتژيك كشور آفريقاى جنوبى است كه سر دماغه ى ((اميدنيك )) در منتهى اليه جنوب آفريقا واقع شده است ؛ محلى كه امروز از لحاظ سوق الجيشى و در دوره هاى گذشته از لحاظ سياسى و اقتصادى ، اهميت بسيار زيادى داشته است . مدتها قبل يك عده سفيد پوست به آن جا رفتند و حاكم شدند؛ از جهالت مردم بومى سوء استفاده كردند و حكومت و اداره ى آن كشور را به دست گرفتند؛ معادن قيمتى الماس و طلا و بقيه ى چيزها را مالك شدند و سياه پوستان را در شرايط حيوانى نگهداشتند. در عين حال ، آمريكا و انگليس و بسيارى از كشورهاى غربى مدعى حقوق بشر، هيچ حركت جدى عليه آفريقاى جنوبى نكردند! من نمونه يى از كيفيت حكومت آفريقاى جنوبى را در كشور ديگرى كه در همسايگى اين كشور است ، از نزديك ديده ام . البته آن كشور توانسته به استقلال دست پيدا كند و سفيدپوستان طرفدار تبعيض نژادى را بيرون كند. من ديدم كه سفيدپوستان در دوران حاكميت ، با مردم بومى و مالك آن سرزمين ، به جرم سياه پوست بودن ، چگونه رفتار مى كردند؛ به آنها چقدر اهانت و تحقير و فشار و شكنجه تحميل مى شد.
    شما گاهى در تلويزيون مناظرى را مى بينيد كه مردم سياه پوست آفريقاى جنوبى ، به وسيله پليس سفيد پوست حاكم بر آنجا، كتك مى خورند. اين چه طور حقوق بشرى است ؟! حقوق بشر، يك حقه ا ست . امريكا و بسيارى از قدرتهاى بزرگ ، اصلا به حقوق بشر اعتقاد ندارند، دروغ مى گويند. طرح مساءله ى حقوق بشر، براى فريب و وسيله ى فشار است ؛ براى اين است كه اگر خواستند دولتى را زير فشار افكار عمومى قرار بدهند، با تهمت نقض حقوق بشر زير فشار قرار بدهند و خودشان را متولى حقوق بشر در دنيا معرفى كنند؛ آن جايى هم كه لازم مى دانند، به عنوان طرفدارى از حقوق بشر، حتى قواى نظامى وارد يك كشور بكنند و حكومت آن كشور را تغيير بدهند!
    (55)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #53
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    نفوذيهايى كه دم از اصلاح مى زنند!!
    خطرهايى كه در اينجا وجود دارد، مهم اين است كه به خطرها توجه بشود. هر دو طرف قضيه خطرهايى تهديدشان مى كند: آنهايى كه به ارزشها توجه مى كنند و تحول و تغيير و پيشرفت را نديده مى گيرند، خطر تحجر آنها را تهديد مى كند؛ بايد مراقب باشند. آنهايى كه به تحول و تغيير توجه مى كنند و ارزشها را در درجه ى اول قرار نمى دهند، خطر انحراف در آنها وجود دارد؛ اينها هم بايد مراقب باشند. هر دو طرف بايد مواظب باشند؛ مبادا آن گروه اول دچار جمود و تحجر بشوند، مبادا گروه دوم دچار انحراف و زمينه سازى براى د شمن و مخالفان اساس ارزشها بشوند. اگر دو گروه اين توجه را داشته باشند، آن وقت جامعه مى تواند جامعه يى باشد كه با همان وحدتى كه مورد نظر و لازم است ، زندگى خودش را به سمت تكامل و تعالى يى كه اسلام براى او در نظر گرفته ، پيش ببرد.
    پس يك خطر، عبارت شد از اين كه دو جناح و دو طرف ، خودشان غفلت كنند و دچار خطر بشوند؛ اما خطر بزرگتر از اين هم وجود دارد؛ آن چيست ؟ آن خطرِ نفوذ است ؛ از هر دو طرف ممكن است افرادى نفوذ كنند. گاهى يك دشمن از هر دو طرف نفوذ مى كند: از آن طرف به عنوان ارزش گرايى مى آيد و با هر گونه تحولى مخالفت مى كند؛ حتى با راههاى رفته هم مخالفت مى كند و مى خواهد حركت انقلابى را برگرداند. از اين خطرناكتر، اين طرف قضيه است ؛ به عنوان تغيير و تحول و پيشرفت ، كسنى بيايند كه با اساس ارزشها و با اصل اسلام و با اصل تدين مردم و با اصل عدالت اجتماعى مخالفند؛ دچار همان سرمايه سالارى غربى اند؛ دنبال كيسه اندوختن اند؛ با اصل رفع تبعيض طبقاتى مخالفند؛ با نام دين هم مخالفند، ولو به زبان نياورند! اينها به نام تحول ، به نام تغيير، به نام پيشرفت ، بنام اصلاح ، بيايند وارد ميدان بشوند و ميداندارى بكنند. اينها ممكن است در بدنه ى اقتصادى جامعه نفوذ كنند. اگر اين گونه آدمهاى بيگانه و غريبه در بدنه ى اقتصادى جامعه نفوذ كنند، البته خطرناك است ؛ چون اقتصاد و مال و ثروت در جامعه مهم است ؛ بايد دست انسانهاى امين باشد؛ اما از آن خطرناكتر اين است كه بيايند در مراكز فرهنگى نفوذ كنند؛ ذهن مردم ، ايمان مردم ، باورهاى مردم ، خط سير صحيح مردم را قبضه كنند و در اختيار بگيرند؛ همان چيزى اتفاق بيفتد كه در صحنه ى مطبوعات و صدا و سيماى دنيا غرب دارد. اتفاق مى افتد؛ يعنى سرمايه سالارى . همچنان كه راديوها و تلويزيونهاى بين المللى امپراتورى خبرى دنيا در دست سرمايه دارهاست ، اينها به داخل كشور ما بيايند ومراكز فرهنگى را هم تصرف كنند و از طريق فرهنگى بخواهند اثر بگذارند؛ اين همان چيزى است كه بنده چند سال قبل از اين ، نشانه هاى آن را در گوشه و كنار مشاهده كردم و ((تهاجم فرهنگى )) را گفتم ؛ بعضى پذيرفتند، بعضى هم اصلش را انكار كردند و گفتند اصلا تهاجم فرهنگى وجود ندارد!
    اگر كسانى بيايند با عدم اعتقاد به اساس ارزشها، دم از تحول بزنند؛ معلوم است كه تحول مورد نظر آنها چيست ! تحول مورد نظر آنها، يعنى تحول نظام اسلامى به نظام غير اسلامى ! تحول مورد نظر آنها، يعنى حذف نام اسلام ، حذف حقيقت اسلام و حذف فقه اسلامى ! اتفاقا ما بعضى از اينها را هم مى شناسيم . حالا بعضى كه از تفاله ها و پس مانده هاى رژيم گذشته اند كه در آن رژيم خوردند و چريدند و گوشت حرام بالا آورند؛ عد هم توانستند خودشان را در لابلاى جماعت مردم جا بزنند و حالا بتوانند نفسى تازه كنند و سر بلند كنند و ادعاى آزادى و مردم سالارى و دمكراسى بكنند؛ همان كسانى كه عمله ى نظام و جور دستگاهى بودند كه بيش از پنجاه سال بر اين مملكت حكومت كردند و يك ذره مردم سالارى در آن پنجاه سال نبود؛ حالا همين كسانى كه با همه ى وجود براى آن رژيم كار كردند، بيايند شعال اصلاحات بدهند! اين اصلاحات معنايش چيست ؟! اين اصلاحات ، يعنى همان اصلاحات آمريكايى ! يعنى حالا كه شما ملت ايران دست امريكا را قطع كرديد، بياييد برگرديد و روشتان را اصلاح كنيد؛ اجازه بدهيد اربابان آمريكايى به داخل تشريف بياورند و باز هم زمام اقتصاد و فرهنگ و اداره ى امور كشور را به دست بگيرند!
    يك عده هم كسانى هستند كه مال آن رژيم نيستند؛ اما از اول انقلاب ، بعضى پيش از انقلاب ، نشان دادند كه به ا داره ى كشور بر طبق احكام اسلام از بن دندان عقيده يى ندارند؛ آنها اسم اسلام را مى خواهند و اسم اسلام را دوست مى دارند؛ دشمن اسلام به آن معنا هم نيستند؛ اما مطلقا اعتقادى به فقه اسلامى ، به احكام اسلامى و به حاكميت اسلامى ندارند؛ معتقد به همان روشهاى فردى اند. اوايل انقلاب هم يك عده از همين ها توانستند امور را قبضه كنند و در دست بگيرند. اگر امام به داد اين انقلاب نمى رسيد، همين آقايان ، خشك خشك انقلاب و كشور را به دامن امريكا باز مى گرداندند! اينها هم دم از اصلاح مى زنند؛ گاهى دم از اسلام هم مى زنند؛ اما در كنار كسانى قرار مى گيرند كه صريحا عليه اسلام دارند شعار مى دهند و با آنها اظهار همبستگى مى كنند! گاهى دم از اسلام مى زنند، اما در كنار كسانى قرار مى گيرند كه شعار ضديت با حكومت اسلامى ، شعار سكولاريزم و حكومت منهاى دين و حكومت غير دينى و حكومت ضد دينى و لائيسم را مى دهند! پيداست كه اينها نفوذيند؛ اينها جزو آن دسته يى نيستند كه ارزشها را قبول دارند و معتقد به تحولند؛ نه ، اينها نفوذيند؛ اينها بيگانه و غريبه اند. بنده چند ماه قبل از اين هم در همين منبر نماز جمعه بحث ((خودى )) و ((غير خودى )) را مطرح كردم ؛ اما فرياد بعضيها بلند شد كه چرا مى گوييد ((خودى )) و ((غير خودى !)) بله ، اينها غير خودى اند! اينها انقلاب و اسلام و ارزشها را قبول ندارند؛ جناحهاى خودى بايد حواسشان را جمع كنند.



    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #54
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    تا نفس مى كشم اجازه نخواهم داد با مصالح اين كشور بازى كنند
    من دو، سه نكته ى ديگر را در اين جا عرض مى كنم : نكته اول اين است كه هم آن بيگانه ها، هم پشتيبانان خارج از كشورشان ، هم سرويسهاى جاسوسى ، هم آنهايى كه در راديوها پشتيبانى تبليغاتى برايشان مى كنند، هم آنهايى كه احتمالا به صورت آشكار يا پنهان پول حواله ى آنها مى كنند، اينها بدانند كه اين انقلاب اجازه نخواهد داد. بنده تا مسؤ وليت دارم و تا نفس مى كشم ، اجازه نخواهم داد كه اينها با مصالح اين كشور بازى كنند. بنده كسى نيستم ؛ اين را هم بدانند؛ من هم كه نباشم ، هر كس ديگرى در اين مقام و مسؤ وليت باشد، همين طور است ؛ غير از اين امكان ندارد. آن دست ملكوتى و الهى كه اصل ولايت فقيه را در قانون اساسى گذاشت ، او فهميد چه كار مى كند. آن كسى كه در اين مسند هست ، اگر همين دفاع از مصالح انقلاب و مصالح كشور و مصالح عاليه ى اسلام و مصالح مردم و اين روحيه و اين عمل را نداشته باشد، شرايط از او سلب شده است ؛ آن وقت صلاحيت نخواهد داشت ؛ لذاست كه شما مى بينيد با همين اصل مخالفند؛ چون مى دانند كه مساءله ، مساءله ى اشخاص نيست . زيدى با اين نام ، اين مسؤ ليت را به عهده گرفته است ؛ البته با او دشمنند، اما مى دانند كه مساءله با او تمام نمى شود؛ او هم نباشد نباشد، يكى ديگر باشد، باز هم قضيه همين است ؛ لذا با اصلش مخالفند. بدانند تا و قتى كه اين اصل نورانى در قانون اساسى هست و اين ملت از بن دندان به اسلام عقيده دارند، توطئه هاى اينها ممكن است براى مردم دردسر درست كند؛ اما نخواهد توانست اين بناى مستحكم را متزلزل كند.


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #55
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    مرزهاى جديدى را تعريف كنيد
    حرف من خطاب به جنابها اين است : برادران عزيز! خويشاوندان !بياييد مرزهاى جديد و نويى را تعريف كنيد. نظام اسلامى به ايمان اين خيل عظيم مردم متكى است . ممكن است از لحاظ سياسى ، يك عده از مردم به يك جناح ، يك عده هم به يك جناح ديگر معتقد باشند باشند اما به اسلام معتقدند. خيال نكنند آن روزى كه آن جناح در انتخابات برنده مى شود، يك طور است ؛ آن روزى كه آن جناح ديگر برنده مى شود، طور ديگرى است ؛ نه ، اينها مذاقها و مسلكهاى سياسى و تشخيصهاى سياسى است . اعتقاد به اسلام متعلق به اين مردم است . مردم آن كسانى را كه انتخاب مى كنند، آن كسى را به آن مركز قدرت چه مجلس ، چه رياست جمهورى ، چه جاهاى ديگر؛ هرجا كه جاى انتخاب است مى فرستند كه معتقدند بر اساس ‍ ارزشهاى اسلامى مى خواهد اين مملكت را از فقر و تبعيض و بى عدالتى و بقيه ى ضعفهايى كه دارد، نجات بدهد. مردم دنبال اسلامند. اين دو جناحى كه در داخل نظام قرار دارند، مرزهاى جديدى را تعريف كنند. اولا مرز بين خودشان را كمرنگ كنند و قدرى بيشتر با هم گرم بگيرند؛ ثانيا مرزشان را با آن بيگانه ها آشكارتر و واضختر كنند.
    ببينيد، بحث اين كه فلان جناح سياسى داخل نظام ، مواضع به عنوان حكومت ، اين مخالفى كه در داخل جامعه وجود دارد ولو مخالف نظام هم است تا وقتى كه توطئه و معارضه نكرده است ، جان و مال و عرض و ناموس و حيثيت او امانت است ؛ ما بايد از او دفاع كنيم و مى كنيم . اگر دزدى در خيابان رفت و دزدى كرد، ما نمى پرسيم كه خانه ى موافق نظام را دزدى كرده است يا خانه ى مخالف نظام را؛ از هر كس دزدى كرده باشد، مجازاتش ‍ مى كنيم . آن كسى كه به طور غير قانونى قتل نفس بكند، ما نمى گوييم چه كسى را كشته است ؛ اگر غير قانونى كشته باشد، بايد مجازات بشود؛ فرقى نمى كند. آن وقت كه مى خواهيم پليس و ماءمور امنيت را ماءمور كنيم كه برود امنيت را حفظ كند، نمى گوييم برو امنيت را در آن منطقه و خانه و شهرى كه مردم آن بيشتر معتقد به نظامند، حفظ كن ؛ نه ، حكومت نسبت به همه ى آحاد مردم وظيفه يى دارد؛ مسلمان باشند، غير مسلمان باشند؛ موافق نظام باشند، مخالف نظام باشند؛ تا وقتى به معارض و توطئه كننده و برخورد كننده و عامل دشمن تبديل نشده اند، رفتار حكومت با آنها، رفتارى مثل مؤ منين و مثل بقيه ى مردم است ؛ جناحها سياسى بايد موضعشان را مشخص كنند؛ بايد صريحا نسبت به آن كسى كه با اسلام مخالف است ، با انقلاب مخالف است ، با راه امام مخالف است ، با اساس اسلامى براى اين نظام مخالف است ، با انقلاب مخالف است ، موضع و مرزهايش را روشن كنند؛ همين طور در مقابل كسانى هم كه على الظاهر متدينند، اما به تحول انقلاب و به اصل انقلاب هيچ اعتقادى ندارند متحجران و جامدان بايد مرزهاشان را مشخص كند. نمى گوييم جنگ و دعوا و مبارزه كنند؛ اما موضع خود را مشخص كنند؛ اين حرف ما به جناحهاى سياسى است .
    (56)

    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #56
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    هشت نكته درباره ى اصلاحات
    نكته ى اوّل : ضرورت اصلاحات

    بنده معتقدم كه اصلاحات يك حقيقت ضرورى و لازم است و باسد در كشور ما انجام بگيرد و اصلاحات در كشور ما از سر اضطرار نيست كه فلان حاكمى مجبور بشود مورد مطالبات سخت قرار بگيرد و گوشه و كنارى را اصلاح كند؛ نخير، اصلاحات جزو ذات هويت انقلابى و دينى نظام ماست . اگر اصلاح به صورت نو به نو انجام نگيرد، نظام فاسد خواهد شد و به بيراهه خواهد رفت . يك فرضيه است . ميدانهاى اصلاحات كجاست ؟ آن بحث ديگرى است . اصل اصلاحات يك كار لازم است . بايد انجام بگيرد. وقتى اصلاحات نشود، برخى از نتايجى كه ما امروز با آنها دست به گريبانيم ، پيش مى آيد: توزيع ثروت ناعادلانه مى شود؛ نوكيسه گان بى رحم برگوشه و كنار نظام اقتصادى جامعه مسلط مى شوند؛ مغزها فرار مى كنند و از مغزهايى كه مى مانند، حداكثر استفاده نمى شود. وقتى كه اصلاحات باشد، اين آفتها و اين آسيبها و دهها مورد از قبيل آنها پيش نمى آيد. پس ‍ مطلب اول اين كه اصلاحات امرى ضرورى و لازم است .
    نكته ى دوم : اصلاحات بايد تعريف شود
    مطلب دوم اين است كه اصلاحات بايد تعريف بشود؛ اولا براى خود ما كه مى خواهيم اصلاحات بكنيم ، تعريف بشود و مشخص باشد كه مى خواهيم چه كار كينم ؛ ثانيا براى مردم تعريف بشود كه منظور ما از اصلاحات چيست ، تا هر كسى نتواند به ميل خودش اصلاحات را معنا كند؛ اين جزو كارهايى است كه مجموعه يى از مسؤ ولان دولتى ، دستگاه قضايى و مجلس ‍ و غيره مى توانند انجام بدهند. بايد تعريف مشخصى از اصلاحات مى خواهيم به آن برسد از اصلاحات به وجود بيايد تا ترسيم آن چهره و وضعيتى كه ما در نهايت جاده ى اصلاحات مى خواهيم به آن برسيم ، براى همه هم مردم ، مسؤ ولان آسان بشود و بدانند به كجا مى خواهند برسند، اشكال كار آقاى گورباچف اين بود كه عيوب و اشكالات را مى دانست ؛ اما تصوير روشنى از آنچه كه بايد انجام بگيرد، نداشت ؛ اگر هم داشت ، اما مردمش آن تصوير را نمى دانستند. بنابراين اگر تعريف مشخصى از اصلاحات نشود، الگوهاى تحميلى غلبه خواهد كرد؛ همان اتفاقى كه در شوروى افتاد؛ چون نمى دانستند چه كار مى خواهند بكنند؛ لذا به سراغ تقليد ناشيانه ى اصلاحات در الگوها و مدلهاى غربى رفتند و به آنها پناه بردند. امام بزرگوار ما هوشمندانه اين ضعف را در آنها تشخيص دادند؛ لذا در نامه يى كه ايشان به گورباچف نوشتند، اين نكته را متذكر شدند. ايشان نوشتند شما اگر بخواهيد گره هاى كور اقتصاد سوسياليسم و كمونيسم را با پناه بردن به كانون سرمايه دارى غرب حل كنيد، نه تنها دردى از جامعه ى خود را دوا نخواهيد كرد، بلكه ديگران بايد بيايند و اشتباهات شما را جبران كنند؛ چرا كه امروز اگر ماركسيسم در روشهاى اقتصادى و اجتماعى به بن بست رسيده است ، دنياى غرب هم در اين مسائل البته به شكلى ديگر و نيز در مسائل ديگر گرفتار حادثه است . اين كه بنده مكرر مى گويم امام يك حكيم واقعى بود، به اين خاطر است . در آن جنجال تبليغاتى رسانه يى جهان ، نكته ى اصلى را امام تشخيص داد.
    البته خوشبختانه برخى از مسؤ ولان ، و بيش از همه رئيس جمهور عزيزمان ، بارها گفته اند كه اصلاحات ما اصلاحات اسلامى و انقلابى است ؛ هدف ، رسيدن به مدينة النبى است . اينها خوب است ، اما تعريفهاى دقيق تر و تصوير روشن ترى لازم است . اينها از اين جهت خوب است كه انگشت اشاره ى غربيها و بيگانه ها را مى خواباند؛ معلوم مى شود آنچه كه آنها مى گويند، مراد نيست . همه اين را مى فهمند، اما بايد توضيح داده بشود و بيشتر تصوير گردد.
    نكته ى سوم : اصلاحات بايد از يك مركز مقتدر هدايت شود
    مطلب سوم اين است كه اصلاحات بايد از يك مركز مقتدر و خويشتندار هدايت بشود تا دچار بى رويگى نشود. اى بسا كارى كه مى تواند در ظرف ده سال بخوبى و سلامت انجام بگيرد، اگر در ظرف دو سال بخواهيد آن را انجام بدهيد، به ضايعات غير قابل جبرانى منتهى خواهد شد، مثل اتومبيلى كه در جاده ى دشوار و خطرناكى با سرعت بيش از حد معقول حركت كند؛ اگر تصافد نكند تعجب است ؛ اگر آسيب نبيند و نزد، تعجب است . بايد مركزى هوشيار، مقتدر و خويشتندار وجود داشته باشد كه نگذارد به آن حركتى كه مى خواهد انجام بگيرد، شتاب بيش از حد مفيد داده بشود؛ كار با ميزان و به طور صحيح انجام بگيرد.
    در شوروى سابق وقتى كه اين كار را شروع كردند، در دروازه ى فيلمها و كتابها و روزنامه ها و لباسها و الگوهاى غربى باز شد؛ يعنى آن ادعاها در واقعيتها مصداقهاى مشخص غربى را مجسم مى كرد؛ اين حالت ، حالت بسيار خطرناكى بود. در اين جا به نقش رسانه ها توجه كنيد؛ رسانه ها مسؤ وليت دارند؛ روزنامه ها حساسند. قسمت عمده ى حساسيت من بر روى روزنامه ها از اين جا ناشى مى شود. بحث بر سر روزنامه ها و مطبوعات ، بحث بر سر آزادى نيست . بعضيها نخواهند آزادى را براى ما معنا كنند؛ حرفى نداريم ، استفاده كنيم ؛ اما ما معناى آزادى را مى دانيم ؛ براى آزادى هم خيلى دلمان مى تپد. مراد از آزادى هم همان آزادى بيان و آزادى فكر است ؛ منتها اگر شما رفتيد بر طبق وظيفه تان در دكان يك قاچاق فروشى را بستيد، آن فرد نمى تواند بگويد شما با آزادى كسب و كار مخالفيد؛ نه ، بحث آزادى كسب و كار نيست بيان و فكر آزاد است ؛ سمپاشى و اضلال و گمراه گرى ممنوع است ؛ آن هم در شرايط حساسى كه امروز كشور ما دارد.
    من به بعضى از مسؤ ولان تبليغاتى كشور بارها گفته ام ، آن روزى كه شما توان و استعداد مقابله با تهاجم تبليغاتى دشمن را داشته باشيد، آن كسى كه بيش ‍ از ديگران ميداندار تكثر مطبوعات و روزنامه ها و كتاب و فيلم و غيره باشد، بنده هستم ؛ اما شما بگوييد ببينم در مقابل آن فيلمى كه پايه هاى فرهنگ مردم ، اعتقاد مردم ، دين مردم ، روحيه ى انقلابى و ايثار و شهادت را در مردم متزلزل مى كند كه نه يكى ، نه دو تا، نه ده تاست شما چند فيلم ساخته ايد؟! اين جاست كه من احساس خطر مى كنم . البته كار اساسى و بلند مدت اين است كه براى توليد آنچه كه خوب است ، فكر كنيم ؛ اما تا آنچه خوب است به ميدان بيايد، من نمى توانم قبول كنم و بپذيرم كه اين سيل لجن بيايد و جوان و كودك و قشرهاى مختلف را در خودش غرق كند. از تمام شيوه هاى دشمن شاد كن و دشمن آموز براى مقابله ى با تفكر انقلاب استفاده بشود؛ اگر كسى هم مخالفت و مقابله كند؛ فورا انگ و تهمت بخورد! اين كه آزادى نشد؛ اين كه عاقلانه و خردمندانه نيست ؛ اين كه مديريت كشور نيست . شما مسؤ وليد به نقش رسانه ها توجه كنيد؛ اين بسيار بسيار مهم است . حساسيت بر روى نقش رسانه هاى مكتوب و روزنامه ها بخصوص در شرايط كنونى ما بسيار مهم است . با اين تصويرى كه عرض ‍ كردم ، مشخص مى شود كه آنها چقدر مى توانند به نفع دشمن نقش ايفا كنند. مدعى آنها هم بايد همه ى دستگاه و همه ى جبهه ى متحد طرفدار نظام و مسؤ ولان قوه هاى مختلف و مسؤ ولان بخشهاى ميانى گوناگون باشند. مدعى آنها فقط دستگاه قضايى يا فلان روحانى نيست ؛ همه بايد در اين قضيه مدعى باشند.
    نكته ى چهارم : حفظ ساختار اساسى در اصلاحات
    مطلب چهارم ، حفظ ساختار قانونى اساسى در زمينه ى اصلاحات است . البته در قانون اساسى ، بيشتر از همه چيز، نقش اسلام و منبعيت و منشاءيت اسلام براى قوانين و ساختارها و گزينش ها مطرح است . ساختار قانون اساسى بايستى به طور دقيق حفظ بشود. شما نگاه كنيد ببينيد دشمن چگونه با قانون اساسى ما برخورد مى كند: گوشه يى از قانون اساسى را نفى مى كند، گوشه يى را اثبات مى كند؛ يك جا به قانون اساسى تمسك مى كند، يك جا عليه اش حرف مى زند! قانون اساسى ميثاق بزرگ ملى و دينى و انقلابى ماست . اسلام كه همه چيز ما اسلام است در قانون اساسى تجسم و تبلور پيدا كرده است . اصل چهارم قانون اساسى تكليف همه چيز را روشن كرده است . اگر در قوانين عادى حتى در خود قانون اساسى يك جا اصلى يا قانونى وجود داشته باشد كه در مقام اجرا يا در مقام قانونگذارى ، با اين اسلاميت معارضه پيدا كند، اين اصل بر آنها حاكم است ؛ حكومت به معناى مصطلح اصولى و علمى حوزه هاى علميه . البته اين گفتن نداشت ؛ اگر هم نمى گفتند؛ حكومتش واضح بود؛ اما به اين حكومت تصريح كرده اند. بنابراين ساختار قانون اساسى بايستى به طور كامل در اصلاحات حفظ بشود.


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #57
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    نكته ى پنجم : مقابله جدى با تندروى در اصلاحات
    مطلب پنجم ، مقابله جدى با هرگونه تندروى و تندروانى است كه جاده صاف كن دشمنند؛ يعنى مدل يلتسينى ! همه ى دستگاه ها بايد بامدل يلتسينى بشدت مقابله كنند؛ نگذارند يك جاه طلب ، يك فريب خورده ، يك مغرض و يك غافل بيايد و حركت را از حالت صحيح خودش خارج كند و حالت مسابقه و حالت تعارض را به وجود بياورد.
    نكته ى ششم : مقابله جدى با دخالت بيگانگان در اصلاحات
    مطلب ششم ، مقابله جدى با دخالت خارجى ها و غربيها و بى اعتنايى به انگشت اشاره ى غربيها و سوء ظن به آنهاست . البته بحث ديپلماسى و بحث ارتباطات خارجى ، بحث ديگرى است . انسان در مقام ديپلماسى ، مى دهد، مى گيرد، قرارداد مى بندد و همه كار مى كند؛ اما در مسائل اساسى نظام بايستى انگشت اشاره ى آنها را با سوء ظن مورد ملاحظه قرار داد؛ بعكس آنچه كه آدم در وضعيت گورباچف مشاهده مى كند. آنها به هيچ وجه حسن نيت ندارند. ما در جنگ هشت ساله ديديم كه تمام اروپا به صدام كمك كردند؛ فرانسه كمك كرد، آلمان كمك كرد، انگليس كمك كرد، يوگسلاوى سابق كمك كرد، بلوك شرق آن روز كمك كرد. البته ما هيچ وقت در مقام ديپلماسى نمى گوييم كه چون شما به صدام كمك كرديد، ما با شما رابطه مان را با شما قطع مى كنيم ؛ نه ، عالم ديپلماسى يك عالم ديگر است . همين تشنج زدايى يى كه امروز در بحث سياسيت خارجى ما مطرح مى شود، مورد تاءييد ماست ؛ بايد تشنج زدايى بشود؛ اما تشنج زدايى غير از اين است كه كسى به آنها اعتماد پيدا كند؛ نه ، او هم به ما اعتماد ندارد؛ ما هم به او اعتماد نداريم . كسانى كه در زمينه ى مسائل ديپلماسى فعالند، كاملا مى فهمند كه بنده چه دارم عرض مى كنم . اصلا ميدان ديپلماسى ، ميدان يك نبرد واقعى است ؛ منتها نبردى كه پشت ميز و با لبخند و با گفتن صبح بخير و شب بخير انجام مى گيرد! وجود ارتباطات ديپلماتيك ، هرگز نبايد به معناى اعتماد به دشمن تلقى شود، نبايد اعتماد كرد.
    نكته ى هفتم : هماهنگى بخشهاى مختلف در اصلاحات
    مطلب هفتم ، هماهنگى اصلاحات در بخشهاى مختلف است ؛ اين نكته مهم است . ببينيد عزيزان من ! در بعضى از بخشها، اصلاحات ، پيچيده و دشوار و كند است ؛ مثلا در بخش اقتصادى ، كار بسيار كند انجام مى گيرد؛ توزيع عادلانه ى درآمدها هم همين طور است ؛ كار خيلى سختى است ؛ كار آسانى نيست . اصلاح ساختار ادارى كار بسيار دشوار و پيچيده و سنگينى است ؛ اينها دير پيش مى رود. در بخش معادل گلاسنوست آقاى گورباچف نه ، كار آسان است ؛ در يك روز هم مى شود به بيست روزنامه مجوز داد تا منتشر بشوند؛ اين مى شود ناهماهنگ ؛ اين طورى نمى شود؛ بايد هماهنگ حركت كنيم ؛ بايد پابه پاى بخشهاى دشوار حركت كنيم . اين كه بنده تاءكيد مى كنم مساءله ى معيشت اولويت دارد، يك بخش عمده اش به اين خاطر است ؛ چون بخش معيشت ، بخش مشكلى است . همه ى نيرويتان را كه شما جمع بكنيد، با همه صداقت و دلسوزى و علاقه مندى هم كه كار بكنيد، سرعت خاصى خواهيد داشت ؛ بقيه ى بخشها را هم بايد با همان سرعت حركت بدهيد. اگر اين سرعت برابر و هماهنگ را رعايت نكرديد؛ آن وقت مشكلات بسيار اساسى پيش مى آيد كه البته بعضى از آنها قابل محاسبه است ، برخى ديگر قابل محاسبه نيست ؛ از آنهايى كه قابل محاسبه است ، بعضى قابل پيشگيرى است برخى قابل پيشگيرى هم نيست .
    نكته ى هشتم : مقابله جدى با عوامل تجزيه قومى در اصلاحات
    مطلب هشتم ، مقابله ى جدى با عوامل تجزيه قومى در كشور است . من اين را دارم عرض مى كنم ؛ بخصوص خطاب من به آن كسانى است كه در اين بخش صاحبان مسؤ وليتند؛ چه در وزارت كشور چه در جاهاى ديگر. توجه كنيد؛ امروز انگيزه ى تحريك قوميتها جدى است . مسؤ ولان ذى ربط ما كه مى خواهند دنبال مسائل بگردند، دارند مى بينند. همه ى اقوام ايرنى به ايران و جمهورى اسلامى علاقه مندند و ايران را ميهن خودشان مى دانند. بنده پيوندم با منطقه ى ترك نشين معلوم است . مدتها در منطقه ى بلوچ نشين زندگى كرده ام و از نزديك با عناصر بلوچ ارتباطى داشته ام ؛ با بعضى از بخشهاى ديگر هم ارتباطات دور و نزديك داشته ام ؛ با آنهايى هم كه ارتباط نداشته ام ، از آنها اطلاعاتى دارم كه كم نيست ؛ مى دانم روحيه شان چيست . من در دوره مسؤ وليتهاى مختلف ، سفرهاى فراوانى به ميان اينها كرده ام . اقوام ايرانى مسلمانند و به اين آب و خاك دلبسته اند؛ عزت و رفاه خودشان را در ايران سربلند و آزاد مشاهده مى كنند؛ اما دشمن مشغول تحريكات است . تحريكات دشمن را نبايد دست كم گرفت . مراقب باشيد؛ اين از جمله چيزهايى بسيار مهم است و احساس مى شود كه دستهايى در جريان هستند براى اين كه زمام اين كار را از دست دولت خارج كنند. البته در آن صورت اگر خداى نكرده چنين وضعى پيش بيايد، مشكلات پيش ‍ خواهد آمد؛ پول ، همت و وقت صرف آن خواهد شد و مسؤ ولان كشور از كارهاى اساسى باز خواهند ماند.

    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #58
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    پشتيبانيهاى من از نهادها و شخصيتها، مطلق نيست
    عرايض من تمام شد، فقط اين نكته را عرض بكنم كه بنده از تمام نهادهاى قانونى كشور بجد دفاع مى كنم . آنچه كه در مورد اشخاص و شخصيتها و نهادها براى من مهم است ، دفاع از جايگاه و مسؤ وليت آنها و كمك به حسن انجام كارشان است . رئيس جمهور، رئيس قوه قضائيه ، رئيس مجلس ‍ شوراى اسلامى و بدنه ى اينها، دستگاههاى قانونى گوناگون ، از اين جهت براى من در سطح واحدى قرار دارند و من از مسؤ وليت همه ى آنها پشتيبانى و دفاع مى كنم . البته اين دفاع به خاطر اين هم است كه بنده همه ى مسئولان درجه ى بالا را از نزديك مى شناسم و خلوص و دين و پايبندى را در اينها مشاهده مى كنم . البته اين پشتيبانيها مطلق نيست . پيمان من با همه ى اين برادران عزيز، پيمان دين و انقلاب است .


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #59
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    كاملا آماده ام كه جان و آبروى خود را در اين راه بذل كنم
    همان طور كه گفتم ، هدف و هويت و مسؤ وليت اساسى رهبرى ، دفاع از كليت نظام و حفظ نظام است . چيزى هم بنده ندارم ؛ جان و آبرو متاع كمى است براى اين كه در اين راه بذل بشود؛ و من كاملا آماده هستم اين دوعنصرى را كه دارم ، بذل كنم . دوره ى جوانى ما كه دوره لذت بردن از زندگى است در اين راه گذشته ؛ امروز هم در دوره ى پيرى هستيم . بنده امروز در سنينى هستم كه زندگى براى من اين قدر لذتى ندارد. لذايذ زندگى براى ما، امروز ديگر لذايذ نيست . در آخر عمر، در فصل انحطاط عمر، در فصل ضعف قواى جسمانى و بقيه ى قواى موجود بشرى ، دلبستگى يى به حيات نيست . آنچه بنده دارم جان و آبرو مال اين راه است ؛ مال هم كه الحمدلله ندارم .
    بنده به اين مسؤ وليت كنونى هم هيچ دلبستگى يى ندارم . حالا ممكن است خيلى از شما اين را ندانيد، اما در اين جمع خيليها هستند كه مى دانند؛ بنده به اين مسؤ وليت فعلى هيچ دلبستگى يى ندارم ، جز به عنوان انجام وظيفه . الان هم كه مشغولم ، فقط به خاطر نجام وظيفه است ؛ از روز اول هم همين طور بود. از آن روزِ مجلس خبرگان ، آقايان كه راءى دادند، با مقاومت و امتناع و مخالفت جدى و پيگير خود بنده مواجه بودند؛ منتها وقتى مسؤ وليت آمد، گفتم : ((خذها بقوة )). آدمى نيستم كه اگر مسؤ وليت بر دوش من گذاشته شد، بخواهم درباره ى انجام اين مسؤ وليت ، ضعف نشان بدهم ؛ نه اين وظيفه ى من است ؛ و اين وظيفه را به فضل الهى و به توفيق و هدايت او انجام خواهم داد.
    (57)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #60
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*





    طرح آمريكايى بازسازى شده ى فروپاشى شوروى براى ايران !
    من آنچه را كه امروز به نظرم رسيد مطرح بكنم ، اين است كه ما چگونه مى توانيم معايب و نواقص را برطرف كنيم ؛ فسادها را بزداييم و به معناى درست كلمه ، اصلاح را در كشور به وجود بياوريم ؛ اين سؤ ال بسيار مهمى است و جا دارد كه ذهنهاى همه ى كسانى كه به سرنوشت اين كشور و اين ملت علاقه مندند، روى اين سؤ ال متمركز بشود. امروز مساءله ى اصلاحات كه يك موضوع روز براى همه است در كشور مطرح است . افراد زيادى دم از اصلاحات مى زنند و براى آن تلاش مى كنند. اصلاحات چيست ؟ راه رسيدن به اصلاحات كدام است ؟ اولويتهاى اصلاحات چيست ؟ اينها مسائل بسيار مهمى است .

    *^*خاطرات و حکایتها - جلد هفتم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 6 از 10 نخستنخست ... 2345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •