دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن *** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 50
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    ج : عموميت ابتلا از نظر اسباب و عوامل

    كثرت و گستردگى اسباب و عوامل ابتلا به حدى است كه نمى توان آمار خاصى را براى آن ذكر كرد بلكه از اين جهت هر آنچه به نوعى با شئون ارادى انسان مرتبط باشد و در انتخاب و گزينش او موثر باشد مى تواند از عوامل ابتلا به شمار رود. به تعبير امام صادق (عليه السلام): ما من قبض و لا بسط الا و لله فيه مشيته و قضاء و ابتلاء.(24) بنابراين با توجه به اين كه خداوند متعال ((اراده و اختيار)) را جزء خلقت تكوينى انسان قرار داده است ، كثرت عوامل و اسباب ابتلا و وسعت دامنه آن به ميزان گستردگى و وسعت حوزه اختيارات و قدرت عمل انسان مى باشد.
    در آيات قرآن نيز، كثرت و وسعت عوامل ابتلا، با تعبيرات مختلف بيان شده است مثلا آيه
    و هو الذى جعلكم خلئف الاءرض و رفع بعضكم فوق بعض درجت ليبلوكم فى مآ ءاتكم (25)
    يعنى خداوند شما را فرمان رواى زمين قرار داده و در اين فرمانروايى نيز برخى ديگر از جهت امكانات و توانايى و قدرت عمل برترى داده است تا بدين وسيله شما را امتحان نمايد كه چگونه از آنچه به شما داده است استفاده خواهيد كرد كلمه (ما) در آخر آيه شامل همه نعمت هاى مادى و معنوى مى شود.
    آيه ديگر و لنبلونكم بشى ء من الخوف و الجوع و نقص من الاءمول و الاءنفس ‍ و الثمرات (26)
    در اين جا نيز كلمه (شى ء) عام است شامل هر نوع اسباب مادى و معنوى مى شود كلمه (من ) بعد از آن براى بيان مفهوم شى ء نيست تا اختصاص به موارد مذكور در آيه داشته باشد بلكه براى بيان مصاديق بارز ((شى ء)) است كه از چهار تا عامل مذكور در آيه يعنى عدم اين است ، فقر، خسارت هاى مالى و خسارت هاى جانى ، به عنوان عوامل و اسباب موثر در ابتلاء انسان نام برده شده است .
    اين عوامل و اسباب بخشى مربوط به امور مادى است مانند: مال ، ثروت ، قدرت و انواع نعمتها و امكانات مادى حتى توانايى هاى بدنى و جسمى مثل اعضا و جوارح بخشى از اين عوامل مربوط به امور معنوى و حالات روحى انسان است نظير: عقل ، علم ، عشق ، محبت ، گرايش ها و انگيزه ها، انواع خلقيات و اوصاف روحى و... .
    همه اين امور مادى و معنوى ، زنجيره طولانى اسباب و عوامل ابتلا را تشكيل مى دهند - ان السمع و البصر و الفواد كل اءولئك كان عنه مسئولا(27) اى امور در واقع ، ابزار كار و وسيله آزمودن انسان است زيرا اين ابزار و وسائل ، گرچه در يك مرحله مركب راه است براى انسان ، اما از جهات ديگر موانع راه نيز مى تواند باشد، حتى عوامل معنوى نيز گاهى حجابهاى نورى است كه مانع از صعود و عروج انسان به مقصد نهايى مى گردد، اهميت سنت ابتلا در اين است كه نقاط قوت و ضعف انسان را برملا مى سازد.
    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  2. #12
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    فصل دوم

    فلسفه ابتلاء

    عنوان ((ابتلا)) به لحاظ اينكه بيشترين عنايت در مفهوم متعارف آن كه مساوى با امتحان است ، مساءله كشف حقيقت بظاهر مخفى است كه با عرض رفع نياز صورت مى پذيرد و اين رفع نياز علمى و عملى - انگيزه فاعلى ابتلاء و امتحان را تشكيل مى دهد، لذا اين شبهه و پرسش ممكن است پديد آيد با توجه به اينكه خداوند متعال هم عالم مطلق است نسبت به اسرار و نهان انسان و هم غنى مطلق است و نيازى به چيزى ندارد و از طرف ديگر يكى از اوصاف الهى وصف ((حكيم بودن او كه بيانگر استوارى و حكمت افعال الهى است بنابراين چه حكمتى در امتحان انسان وجود دارد و فلسفه و سر اين همه ابتلائات سخت و شكننده الهى براى انسان ها چيست ؟
    پاسخ اجمالى مساءله اين است كه اصولا چنين سوالى و شبهه اى ناشى از اين است كه ما به ذهنيت و ديد متعارف بشرى از مفهوم ابتلا و امتحان ، نسبت به موضوع ابتلا الهى نگاه كنيم در حالى كه مساءله كاملا متفاوت است زيرا هدف و انگيزه در امتحان بشرى ، رفع جهل او است نسبت به واقع امر، آزمايش و تجربه مى كند تا حقيقتى مجهول را كشف كند و اين رفع نياز به وسيله آزمودن و تجربه بطور بسيار محدود در معناى معين تامين مى شود اما در فلسفه ابتلاء الهى نه انگيزه كشف حقيقت راه دارد و نه تامين نياز زيرا او محيط بظاهر و باطن اين عالم است . خفا و علن براى او يكسان است - و اءسروا قولكم اءو اجهروا به انه عليم بذات الصدور اءلا يعلم من خلق و هو اللطيف الخبير(28) همه مكنونات و ما فى الصدور انسان ها در پيشگاه او ظاهر و حاضر است و ان ربك ليعلم ما تكن صدورهم و ما يعلنون و ما من غائبة فى السماء و الاءرض الا فى كتب مبين (29) بلكه حكمت و راز ابتلائات الهى اين است كه از اين مجرى صلاحيت هاى ذاتى و قابليتهاى نهفته انسان ها را بروز دهد تا درجه شايستگى افراد صالح آشكار گردد و ميزان پليدى افراد ناپاك برملا گردد.
    بنابراين اين غرض از ابتلا انسان ، دانستن وضع افراد نيست بلكه غرض ‍ نشان دادن و نمود عينى بخشيدن به حقايق به ظاهر مخفى افراد است ، غرض از ابتلا الهى - ليميز الله الخبيث من الطيب (30) است تا شاءن و جايگاه هر كسى از نظر استحقاق ثواب و عقاب به مرحله ظهور برسد.
    وجود چنين غرضى در ابتلا الهى كه خلقت نوع انسان آن را اقتضا دارد، عين حكمت است و غرض حكيمانه در افعال الهى عين كمال است .

    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  3. #13
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    رابطه اختيار با ابتلاء

    قبل از پرداختن به بررسى آيات ، توجه به اين مطلب ، ضرورى است كه در بحث ابتلا و امتحان ، شناخت عنصر ((اختيار)) در انسان از آگاهى و اراده او ناشى مى شود. و محور اصلى اين بحث را تشكيل مى دهد و عنايت بر اين موضوع كليد حل مسائل است . در اين جا گرچه جاى تحليل جنبه هاى فلسفى و كلامى اين بحث نيست اما اشاره اجمالى به اين موضوع و بيان نقش تعيين كننده ويژگى ((اختيار)) در انسان كه عامل جداسازى برنامه ها و شيوه كار نوع بشر از ساير موجودات مى باشد، از اين جهت داراى اهميت است كه قرآن كريم در ضمن آيات متعددى ويژگى اختيار و قدرت عمل انسان را به عنوان خلقت تكوينى انسان كه بستر برنامه هاى تشريعى الهى است به رسميت شناخته است در اين باره مى فرمايد: كلا نمد هؤ لاء و هؤ لاء من عطاء ربك و ما كان عطاء ربك محظورا(31)
    مراد از اين امداد و عطا در اين جا، قدرت انتخاب و عمل انسان ها است كه جزء خلقت تكوينى افراد انسان است و بر اساس آن موضوع تشريعى مى كند انا هدينه السبيل اما شاكرا و اما كفورا(32)
    از نظر قرآن جايگاه و ارزش انسان بسته به معرفت و توجه او به استعداد و نيروهاى عظيم الهى است كه در وجود او قرار داده شده است . از نظر قرآن آنچه مايه سعادت و شقاوت انسانها است و شخصيت واقعى هر كس بر اساس آن تكون مى يابد و هويت باطنى و حقيقت افراد، متناسب با آن شكل مى گيرد، چگونگى انتخاب و نحوه عملكرد و اعتقادات هر سى تاءثير مستقيمى در شخصيت حقيقى و سرنوشت او دارد.
    اين ويژگى كه عامل سلطنت و حكومت انسان بر پديده هاى طبيعت مى باشد، به لحاظ اينكه هم كاربرد مثبت مى تواند داشته باشد و هم كاربرد منفى ، به مثابه تيغ دو دم است . مهم اين است كه از اين نعمت خداوندى چگونه بهره بردارى شود، صرف فاعل بالا راده بودن انسان ، براى او هيچ كمالى را به ارمغان نمى آورد بلكه نحوه شناخت و اراده او است كه آثار مثبت و يا منفى را به بار مى آورد تمام حساسيت كار انسان در همين نقطه است كه هم مى تواند بوسيله آن گلستان وجود خود را رويش و آرايش دهد و هم مى تواند درخت حيات خود را براى هميشه قطع كرده و به تلى از خاكستر تبديل نمايد.
    بنابراين ويژگى ((اختيار)) براى انسان از يك سو و تفاوت شرائط زندگى و تضاد ميان نيازها و اقتضائات انسان از سوى ديگر، ضرورت جريان سنت ابتلا را در رابطه با انسان آشكارا مى كند تا اراده و گزينش افراد در حين مواجه با تنگناهاى زندگى و پديد آمدن موقعيتها و شرائط خاص ، محك بخورد و بدين وسيله چهره واقعى افراد و وزنه وجودى آنان ، در آئينه ابتلا بطور تمام نماء عيان گردد از اين جا است كه اهميت و ضرورت ابتلا به عنوان يك شاخص ارزيابى اعمال انسان ها، روشن مى شود.

    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  4. #14
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    فلسفه ابتلا در قرآن

    جهت اين كه درك صحيحى از فلسفه ابتلاء الهى بر اساس تعليمات قرآن كريم را داشته باشيم . ناگزير قبل از هر چيز بايد به خود قرآن مراجعه نموده و حداقل برخى از آيات مربوط را مورد تدبر و تعمق قرار دهيم .
    از دقت در آيات مربوط به اين موضوع ، مى توان دو مطلب مهم و اساسى را به عنوان فلسفه و انگيزه ابتلائات الهى از نظر آيات بر شمرد و اين بحث را در دو محور ذيل مورد توجه قرار داد:
    1. ظهور هويت و شخصيت حقيقى افراد
    2. ريزش و رويش افراد كه ثواب و عقاب اخروى را در پى دارد
    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  5. #15
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    ابتلا عامل شناخت و ظهور هويت واقعى افراد

    مهمترين فلسفه و حكمت ابتلاء از ديدگاه قرآن كريم ، شناسائى چهره واقعى افراد به معناى ظهور صلاحيت ها و استعدادهاى آنان و طهارت و خباثت نفس انسان است .
    برجستگى ها و كرامت هاى روحى انسان در شرائط دشوار ابتلاء خود را نشان مى دهد و همچنين ارزشهاى اخلاقى با وجود شرايط سخت و تنگناها معناى خود را مى يابد اگر انسان گرفتار مشكلات نگردد و تلخى مصيبت و فقر و بيمارى را نچشد مفهوم نعمت و سلامتى و دارائى را درك نخواهد كرد هم چنين تا انسان از نظر روانى در شرائط خاص روحى قرار نگيرد، ارزشهاى معنوى براى او پنهان مى ماند، عامل ابتلاء هم مفاهيم اخلاقى را معنا مى دهد و هم پرده هاى گمراه كننده را و تظاهر را از چهره واقعى افراد بر مى داد و انسان را آنگونه كه هست نشان مى دهد. اگر ابتلا و آزمودن انسان ها در كار نباشد و شرائط ويژه ابتلا آنان را ره گيرى ننمايد هرگز فضيلتها و معيارهاى كمال شناخته نخواهد شد و مفاهيمى چون : صداقت ، اخلاص ، صبر و امثال آن معناى ارزشى نخواهد داشت . بنابراين شرائط ابتلا است كه انسان را مى سازد و اوصاف و فضيلتهاى اخلاقى در سايه آن معناى واقعى خود را مى يابد و شناخته مى شود والا ابعاد وجودى انسان ناشناخته و مخفى خواهد ماند.
    قرآن كريم اين حقيقت را در آيات متعددى ، متذكر شده است كه ذيلا به چند نمونه اشاره مى شود:
    1. و لنبلونكم حتى نعلم المجهدين منكم و الصبرين و نبلوا اءخباركم (33) يعنى حتما شماها را با پديد آوردن حوادث تلخ مثل جنگ و ديگر پيشامدها ناگوار، مبتلا مى كنيم تا بدين وسيله مجاهدين واقعى و صابرين ، از مومنين و مجاهدين ادعاى دروغين ، متمايز گردند و چهره واقعى مومنين حقيقى و افراد منافق و ضعيف الايمان آشكارا گردد. وگرنه خدا مى فرمايد: قل اءتعلمون الله بدينكم والله يعلم ما فى السموت و ما فى الاءرض و الله بكل شى ء عليم (34)
    منظور از (حتى نعلم ) نيز اين نيست كه خداوند با هدف آگاهى از حال شما، شما را امتحان مى كند زيرا خداوند عالم به سر و علن انسانها است و در آيه ديگر اشاره شده است : قل اءتعلمون الله بدينكم والله يعلم ما فى السموت و ما فى الاءرض والله بكل شى ء عليم (35)
    بلكه منظور اين است كه صداقت شماها را در ميدان عمل در شرائط ابتلاء نشان بدهيم تا پرده هاى ريا و تظاهر كنار گذاشته شود و شخصيت واقعى افراد برملا شود.
    جمله اخير اين آيه كه مى فرمايد: (و نبلوا خباركم ) و همچنين آيات قبل از آن (29 - 30) اين معنا را به روشنى بيان كرده است مى فرمايد: اءم حسب الذين فى قلوبهم مرض اءن لن يخرج الله اءضغنهم ولو نشاء لاءرينكهم فلعرفتهم بسيمهم و لتعرفنهم فى لحن القول و الله يعلم اءعملكم (36)
    تذكر اصلى اين آيات متوجه منافقين است كه چرا خود را فريب مى دهيد و بر خلاف آنچه مى گوييد و بروز مى دهيد، اعتقاد داريد گمان نكنيد كه اين دوگانگى و نفاق شما بر ما پوشيده است خداوند حقيقت شما را مى داند و پيامبر و مومنين نيز شما را خوب مى شناسند و اگر بخواهيم حقيقت شما را برملا كنم و چهره شما را افشا مى نمايم بعد مى فرمايد كه سنت ما اين است كه و لنبلونكم حتى نعلم ...(37)
    2. مى فرمايد: وليبتلى الله ما فى صدوركم و ليمحص ما فى قلوبكم و الله عليم بذات الصدور(38) در اين آيه نيز مشابه آنچه در آيه 31 سوره محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) ذكر شد، فلسفه ابتلا را پالايش درونى و پاكى قلوب بيان كرده است و خداوند را عالم به اسرار درونى انسان معرفى كرده است تا اين توهم پديد نيايد كه ابتلاء الهى براى كشف حقيقت است . و اين آيه هوشدارى است به آن دسته از منافقين متظاهر به ايمان كه از رفتن به جبهه جنگ و جهاد شانه خالى كردند و با بهانه گيرى بر خلاف آنچه در دل داشتند و بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) اظهار مى نمودند - يخفون فى اءنفسهم ما لا يبدون لك (39) - يعنى حقيقت امر را پنهان مى كردند و آن ترس از مرگ و كشته شدن و عدم اعتقاد آنان به ارزش ‍ شهادت و وعده الهى بود.
    خداوند براى اين كه آن خبث باطنى و تفكر شيطانى آنان را افشا كند اين آيات را نازل كرد كه تكليف جهاد و جنگ با كفار، ابتلا و آزمايش الهى بود تا هويت باطنى و اسرار درونى افراد را بنمايش گذارد.
    3. در آغاز سوره عنكبوت ضمن اين كه اصل امتحان را به عنوان يك سنت ثابت عام الهى اعلام مى كند فلسفه ابتلا را نيز بيان مى كند مى فرمايد: اءحسبت الناس اءن يتركوا اءن يقولوا ءامنا و هم لا يفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكذبين (40) جمله اخير در آيه ، فلسفه سنت ابتلا را، پالايش افراد كاذب و جدائى صف مومنين از منافقين ، اعلام كرده است زيرا براى اينكه ميزان صدق و اخلاق افراد و يا كذب و نفاق آنان آشكارا گردد راهى وجود ندارد جز اين كه افراد در آزمون ابتلا محك بخورند.
    بنابراين از نظر قرآن فلسفه ابتلا انسانها، ظهور شخصيت حقيقى افراد، است ابتلا آئينه است كه قوت و ضعف انسان را به طور كامل نشان مى دهد اگر محك ابتلا در كار نباشد هرگز نه استعدادهاى عظيم نهفته در انسان شكوفا مى شود و نه اوصاف كريمه و خصلت هاى رزيله شناخته مى شود. نه هيچ كس به ظرفيت و ابعاد وجودى خود و ديگران پى مى برد و نه فضائل و كمالات انسانى شناخته مى شود سنت ابتلا است كه هم استعدادهاى بالقوه افراد را به فعليت مى رساند و هم در پرتو آن طهارت روحى و شخصيت باطنى افراد صالح ، هديه مى شود، و هم آلودگى روحى و شخصيت باطنى افراد معلوم مى گردد زيرا هر جا كه محك ابتلا و تجربه بميان آيد ميزان براى سنجش افراد قرار مى گيرد.

    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  6. #16
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    انسان موجود ناشناخته

    اهميت موضوع ابتلا و نقش آن در بروز استعدادها و آشكار شدن حقايق نهفته در انسان ، وقتى روشن مى شود كه ما به ابعاد مختلف و بسيار پيچيده نفس ، توجه كافى داشته باشيم .
    خداوند متعال نفس انسانى را به طور پيچيده و عجيب آفريده است كه خود انسان نيز نوعا نسبت به ابعاد و شئون مختلف آن آگاهى كامل ندارند.
    و اين نفس ، توجه كافى داشته باشيم .
    خداوند متعال نفس انسانى را به طور پيچيده و عجيب آفريده است كه خود انسان نيز نوعا نسبت به ابعاد و شئون مختلف آن آگاهى كامل ندارند. و اين ابعاد و شئون نفس كه همان روح و حقيقت انسان و شخصيت واقعى او وابسته به او است ، به حدى وسيع و عجيب است كه در گستره همه هستى مطرح است و نمى شود تعريف كامل و جامعى از آن ارائه داد! قرآن مى فرمايد: ممكن است شماها نسبت به بعضى حقايق شؤ نات نفس ، آگاهى بيابيد و اين را به عنوان اسرار تلقى كنيد اما نسبت به بحقائق ديگر نفس كه خارج از انديشه شما است و از آن بى اطلاع هستيد، فقط من آگاه هستم و شما آن را نمى دانيد و آن مرتبه ((اخفى )) نفس است - فانه يعلم السر و اءخفى (41) كلمه ((سر)) در مقابل ((علن )) است و مراد از آن افكار و نيات و امور پنهان و پوشيده از ديگران است . اما مراد از ((اخفى )) آن حقايق نهفته است كه خارج از حيطه توجه خود انسان است و از نظر طبقه بندى فراتر از ((سر)) مى باشد. زيرا چنانكه اشاره شد، حقيقت نفس ‍ انسان داراى مراتب و بطون مختلف است بگونه اى كه حتى خود او نيز از پيچيدى و وسعت استعدادهاى آن نا آگاه است و بعض مراتب آن بر او مخفى است .
    بلحاظ همين ، افرادى كه در ظاهر اهل ايمان و عبادت و تعجّهد مى باشند اما در باطن امر و مرتبه ((اخفى )) نفس . اهل نفاق و در زمره اصحاب الجحيم قرار دارند و در شرائط ابتلا آن نفاق پنهانى او آشكار و جوهر خود را نشان مى دهد.
    بنابراين نقش افشاگرى و پالايش كننده سنت ابتلا در اين است كه آن حقايق ((اخفى )) و لايه هاى زيرين مراتب نفس را آشكار مى كند تا عناصر متظاهرى ، مثل شيطان را كه بيش از ششصد سال ، تظاهر به عبوديت و بندگى مى كرد، رسوا نمايد و روح تمرد و. استكبارى او را كه در مرتبه ((اخفى )) بدور از قلمرو ديد ديگران و حتى خود او. پناه شده بود، بر ملا سازد. و اين از ويژگى هاى سنت ابتلا است كه انسان را بطور عريان بصحنه مى كشاند و چگونگى شخصيت باطنى او را آشكار مى سازد، ابتلاء در انسان طوفان به پا مى كند و كمتر كسى است كه نلرزد و نلغزد قرآن مى فرمايد: حتى كسانى كه مدعى سبقت در اسلام و ايمان بودند و در كنار پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) از دين خدا حمايت مى كردند در اثر زلزله ابتلا الهى در جريان احزاب ، چنان به تكان آمده بودند كه حتى نسبتا به نصرت الهى و اعتقادات خود به ترديد افتاده بودند - و اذ ذاغت الاءبصر و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا(42) يعنى شدت ابتلا وقتيكه سخت باشد بعضى انسانهاى مومن را نيز حتى نسبت به خدا و مبانى اعتقادى خود، دچار تزلزل مى كند آنوقت معلوم مى شود كه حقيقت ايمان در قلب و جان او ريشه نداشته است .
    اين واقعيت ناشى از عكس العمل طبيعى انسان در وضعيت حاد و بحرانى است و بسيار اندك مى باشند افرادى كه در اثر قوت ايمان ، ظرفيت پذيرش ‍ ابتلائات سخت الهى را در وجود خود پديد آورده باشند و با ثبات قدم در دوراهى هاى انتخاب ، بر صراط مستقيم الهى ، استوار بمانند، كوره سوزان ابتلا همه نا خالصى ها و كژى ها را ذوب و بهمين لحاظ از آن بعنوان ((فتنه )) تعبير شده است كه اين كلمه در اصل بمعناى لحاظ از آن بعنوان ((فتنه )) تعبير شده است كه اين كلمه در اصل بمعناى ذوب كردن طلا در حرارت سوزان آتش براى خالص شدن آن و زدودن ناخالصيى ها، بكار رفته است ، طلاى ناخالص بعد از حرارت و گداخته شدن ، حقيقت آن عيان و زنگارهايش كنار خواهد رفت .
    ابتلاء انسان را به چالش طلبيده و شخصيت واقعى او را در قالب اعمال و رفتار به نمايش مى گذارد - وليبتلى الله ما فى صدوركم و ليمحص ما فى قلوبكم والله عليم بذات الصدور.(43) بنابراين فلسفه مهم ابتلا الهى ظهور قابليت ها و شايستگى ها و پاكى نفس افراد و يا خباثت نفس آنان است غرض اين است كه همه افراد انسان حتى گروه مومنين نيز، ميزان پاكى و صلاحيت و يا ناپاكى و عدم شايستگى خود را در صحنه ابتلاء بروز دهند - ما كان الله ليذر المومنين على ما اءنتم عليه حتى يميز الخبيث من الطيب (44) اگر تنگناها و فشار ابتلاء در كار نمى بود بديهى است كه استعدادهاى بالقوه نفس انسان بصورت معادن و گنجهاى پنهان ، ناشناخته باقى مى ماند و هويت واقعى افراد نيز شناخته نمى شد و شاءن و جايگاه آنان معلوم نمى گشت .

    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  7. #17
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    ابتلاء غربال انسان ها

    دومين انگيزه و فلسفه اى كه مى تواند براى سنت ابتلا از ديدگاه قرآن طرح گردد، نقش تعيين كننده ابتلا در بالندگى و رويش افراد و يا سقوط و ريش ‍ آنان باشد.
    گرچه اين موضوع در نگاه عالم به مطلب ، داخل در موضوع قبل است و مصاديق آن و زير مجموعه آن محسوب مى باشد. اما بلحاظ اهميت خاص ‍ اين بحث مصداقى و جهان تربيتى و عبرت آموزى آنكه مورد عنايت قرآن كريم است و در آيات زيادى به آن اشاره شده است و بخش عمده آيا قصص القرآن را تشكيل مى دهد، لذا در اين جا به اين بحث بعنوان دومين فلسفه ابتلاء، به اختصار پرداخته مى شود:
    در اين رابطه بعضى از آيات به موارد ريزش افراد از غربال امتحان الهى ، اشاره نموده است ، و برخى از آيات موارد رويش افراد را بازگو نموده و برخى ديگر، متضمن هر دو بخش مى باشد. طبيعى است كه بررسى همه نقطه نظرات قرآن در اين خصوص ، مستلزم بحث تفصيلى تاريخى ، پيرامون آيات قصص خواهد بود كه ورد در آن اولا ضرورتى ندارد و ثانيا - خارج از هدف اصلى اين مختصر مى باشد، لذا بناچار به طرح چند آيه كه هر دو جنبه رويش و ريزش در آن مطرح باشد، اكتفا مى شود:
    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  8. #18
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    1. آيات (9 - 27) از سوره احزاب :

    اين آيات اجمالى از جنگ خندق است (45) كه خداوند مسلمانان را در اين جنگ امتحان نموده است در اين امتحان سخت ، رويش و جلوه گرى افراد مومن و ريزش افراد ضعيف الايمان و منافق ، روشن گرديده قرآن وضعيت روحى افراد ضعيف الايمان را در هنگام ورود سپاه دشمن ، اين گونه ترسيم كرده است : و اذ زاغت الاءبصر و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا(46) يعنى از شدت ترس و رعب دشمن چشم ها خيره و جانها به گلوگاه رسيده بود و شما در مورد خدا و وعده نصرت او، گمانها برديد! بعد مى فرمايد: هنالك ابتلى المومنون و زلزلوا زلزالا شديدا(47)
    در چنين حالى مسلمانان و افرا حاضر به دو دسته تقسيم شدند: گروهى بى ايمان و منافق كه تا چند لحظه قبل صرفا از جهت سياهى لشكر، جزء مومنين بحساب مى آمدند، ضعف و سستى و نفاق خود را نشان دادند شرايط سخت امتحان الهى ، پرده ريا و تظاهر را از چهره آنان كنار زد بطورى فرياد مى زدند كه - ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا!!(48)
    يعنى سخنان پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) و وعده خداوند فريبى بيش نبود!! اين افراد كه عملا بهانه جوى و قصد فرار از معركه را نمودند در اين امتحان الهى رفوزه شدند و ريش كردند.
    گروه دوم افراد وفادار به پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) بودند كه به حقانيت اسلام و دستورات خدا و رسول ، با تمام وجود ايمان داشتند.
    اين دسته از مومنين واقعى ، وقتى كه لشكريان دشمن را مشاهده كردند، شعارشان اين بود كه - هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ايمنا و تسليما(49) آنان با يك اطمينان و شور عجيبى خود را برتر مى دانستند، براستى مقايسه ميان اين دو گروه چقدر دشوار است ، چگونه مى توان فاصله و تفاوت ميان اين انسانهاى متعالى و روحيات فرشته گونه آنان ، با ذلت و زبونى و پوچى درونى افراد گروه اول را بيان كرد!

    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  9. #19
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    2. آيات (150 - 171) از سوره آل عمران :

    در آيات كه جنگ ((احد)) را بيان كرده است ، مسلمانان على رغم پيروزى اوليه بر سپاه كفر، از لحظه اى كه گروهى از نيروهاى پيروز اسلام در فكر جمع آورى غنائم جنگى شدند و از فرامين پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) سرپيچى كردند، سپاه دشمن با استفاده از فرصت غافلگيرانه و ورق را برگردان عرصه را بر مسلمانان تنگ كردند كه مقاومت را از آن ها ربود و در چنين لحظه اى بود كه خداوند مسلمانان را در يك چالش سخت ابتلا قرار داده و در آنحال مدافعين واقعى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) و مجاهدين فى سبيل الله از افراد منافق و دنيا طلب ، متمايز گرديدند. و عناصر ضعيف الايمان و منافق ، دستورات پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) را كه از عقب آنها را به مقاومت فرا مى خواند - و الرسول يدعوكم فى اءخريكم (50) ناديده گرفته و پا به فرار گذاشتند! اينها تمام فكر و تلاششان اين بود كه جان خود را از خطر جنگ نجات دهند براى آنها انگيزه هاى دينى و دفاع از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) و دين خدا در برابر خطرى كه ممكن بود متوجه جان آنان گردد، معنا نداشت .
    ريزش و سقوط ناشى از عدم رسوخ ايمان در قلب اينها و تفكر جاهلى آنان است و در آن حال فقط عده انگشت شمارى در معيّت على (عليه السلام) از جان مبارك پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) دفاع مى كردند، اين صحنه يكى از دردناكترين صحنه هايى است كه بر تاريخ اسلام گذشته است ، و دنياطلبى و عدم اطاعت عده اى از مسلمانان از فرامين پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در لحظه حساس پيروزى ، منجر به شكست سخت لشكر اسلام و شهادت دلاور مردان رشيدى همچون حمزه سيدالشهداء گرديد.
    آيه مى فرمايد، شماهايى كه نسبت به پيامبرتان ، رابطه رياكارانه دارد - يخفون فى اءنفسهم ما لا يبدون لك (51) در چنين بزنگاههايى ، مورد امتحان واقع مى شويد و منويات قلبى و پنهانى شما در اين لحظات ، بيرون ريخته خواهد شد. و ليبتلى الله ما فى صدوركم و ليمحص ما فى قلوبكم (52) در چنين شرائط ويژه اى و لحاظت حساسى ، كه از يك سو شخص رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در صف اول جنگ ، شمشير مى زند و با فرياد بلند مسلمانان را به جهاد و مقاومت فرا مى خواند و از سوى ديگر با يورش بى رحمانه دشمن ، خطر محاصره و كشته شدن بسيار جدى است ، بى خاصيتى افراد عافيت طلب و بى هدف ، رو مى شود و جان بركفان شهادت طلب كه تمام هستى خود را نثار هدف و عقيده كرده اند جان خويش را سپر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) قرار داده اند، جلوه گرى مى كند و مى درخشد.

    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

  10. #20
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***




    3. آيات (245 - 255) سوره بقره:

    در مورد ابتلاء بنى اسرائيل بوسيله حكم جهاد و ننوشيدن از آب نهر. اجمال اين داستان اين است كه عده اى از بزرگان و سران قوم بنى اسرائيل بعد از دوران حضرت موسى (عليه السلام) وقتى كه گرفتار سلطه و ستم جالود كه از قبطيان بود، شده بودند آمدند نزد پيامبرشان كه در بعضى روايات شيعه از او به اسم ((ارمياى نبى (عليه السلام) نام برده شده است (53) و در بعض منابع اهل سنت به اسم ((شموى و يا شمعون )) ياد شده است (54) آنان از پيامبر خود خواستند كه ما مطيع فرمان الهى هستيم و از خدا بخواه كه پادشاه و فرمانده براى ما برگزيند تا در راه خدا، تحت فرمان او جهاد كنيم . در نتيجه با در خواست پيامبرشان ، خداوند ((طالوت )) را كه از خانواده فقيرى بود، بدليل دانائى و توانائى جسمى ، بعنوان فرمانرواى آنان ، برگزيد.
    بنى اسرائيل على رغم كارشكنى و بهانه جوئى كه راجع به فرماندهى طالوت داشتند، وقتيكه براى نبرد با جالوتيان قيام نمودند، طالوت از طرف خداوند ماموريت يافت كه اين دسته جنگجو را امتحان كند تا ميزان صداقت و مقاومت لشكريان و پيروان خود را معلوم نمايد لذا وقتى اين گروه اعلام آمادگى كرده بودند را بسوى جبهه جنگ حركت داد آنان را در نوشيدن و ننوشيدن از آب نهرى كه در پيش رو داشتند، آزمودند - فلما فصل طالوت بالجنود قال ان الله مبتليكم بنهر فمن شرب منه فليس منى و من لم يطعمه فانه منى الا من اغترف غرفة بيده فشربوا منه الا قليلا منهم (55) در همين آغاز كار در اثر كوچك ترين امتحان الهى ، ريزش افراد ضعيف الايمان شروع شد و آنان در همين قدم نخست شكست خوردند و اكثر آنان از آب نهر، بيشتر از حد مجاز، نوشيدند و بعد از گذشتن از نهر نيز افراد عافيت طلب شروع به بهانه جويى كردند و گفتند: لا طاقة لنا اليوم بجالوت و جنوده (56) اما گروه ديگر كه وفادارى خود را به طالوت در امتحان ((نهر)) نشان داده بودند، عميقا به نصرت الهى معتقد بودند و با توكل به خداوند ثابت و استوار آماده نبرد با دشمن شدند، قرآن روح مقاومت و شهادت طلبى و ايمان راسخ اين گروه را، تحسين و تمجيد كرده است و با لسان مدح از آنان چنين ياد مى كند: قال الذين يظنون اءنهم ملقوا الله كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله و الله مع الصبرين (57) كلمه (يظنون ) در اين آيه بمعناى (يوقنون ) است .
    اين گروه قليل در هنگام رويارويى با لشكريان بى رحم و ستمگر جالوت نيز با كمال آرامش و صلابت ، ذكر كلام و دعايشان اين بود كه : قالوا ربنا اءفرغ علينا صبرا و ثبت اءقدامنا و انصرنا على القوم الكفرين (58) اين كلمات حاكى از رسوخ ايمان و قوت آنان است كه با وجود افراد كم با صبر و استقامت غلبه و نصرت بر دشمن ، پيدا نمودند و سر انجام نيز اين قوت ايمان و توكل آنان ، اثر خود را در صحنه پيكار با دشمن نشان داد و با عنايت و نصرت الهى بر كثرت لشكر كفر پيروز شدند و بنى اسرائيل به بركت ايمان و مقاومت اين گروه مومن به سلطنت و آقايى رسيد - فهزموهم باذن الله و قتل داود جالوت وءاتاه الله الملك والحكمة (59)
    البته قرآن كريم موارد زيادى از ابتلائات بنى اسرائيل را متذكر شده است كه آنان در اين امتحانات الهى ، بيشتر ريزش داشته اند. نظير فتنه سامرى ، جريان ميقات موسى (عليه السلام) و نزول صاعقه آسمانى ، جريان آموزش سحر و جادو و قضيه صيد ماهى در روزهاى شنبه و... كه در سوره هاى بقره (60) طه (61) و اعراف (62) نقل شده است . مشروح اين سرگذشت ها در كتب تفسيرى مفصّلا بيان شده است .

    دام عاشقى***آزمايش و امتحان انسان درقرآن ***

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •