**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**
صفحه 11 از 19 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 181
  1. #101
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    89. در دادگاه بى نظير الهى ، امتها به زانو مى نشينند

    و ترى كل امة جاثيه كل امة تدعى الى كتبها اليوم تجزون ما كنتم تعملون هذا كتابنا ينطق عليكم بالحق انا كنا نستنسخ ما كنتم تعملون .
    جاثيه : 28 و 29
    هر امتى را ببينى كه به زانو در آمده است ؛ و هر امتى را براى گرفتن نامه اعمالش بخوانند. در چنين روزى در برابر اعمالى كه كرده ايد پاداش ‍ مى بيند. اين نوشته ماست كه به حق سخن مى گويد، زيرا ما كارهايى را كه مى كرده ايد مى نوشته ايم .
    ((جاثيه )) از ماده ((جثى ))، به معناى به زانو نشستن ، يعنى به زانو در آمده .
    ((نستنسخ )) از ماده ((نسخ ))، به معناى زايل كردن و از بين بردن ، يعنى چيزى را زايل كنيم و چيز ديگرى در جاى آن قرار دهيم . از اين رو بعضى آن را به معناى ((نقل )) دانسته اند. اين ريشه سپس درباره نوشتن كتابى از روى كتاب ديگر به كار رفته است و براى آن كلمه ((استنساخ )) را ساخته اند.
    آرى ، امتها در دادگاه بزرگ و بى نظير الهى در قيامت از شدت ضعف و ترس ‍ و وحشت به زانو مى نشينند و آماده اند تا فرمان الهى و حكم نهايى دادگاه درباره آنها قرائت شود و به سرنوشت ابدى خود تن مى دهند. نامه اى را در مقابل خود مى بينند كه در آن از هيچ چيز فروگذار نشده است ؛ هيچ گناه كوچكى به سبب كوچكى و هيچ گناه بزرگى به علت اينكه واضح است و همه مى دانند ثبت نشده نيست و آنچه در مقابلشان هست خود اعمال است كه هر يك به صورت مناسب خود مجسم مى شود، نه اينكه نوشته شده آن ؛ يعنى نامه اعمال چيزى شبيه دفتر و كتاب معمولى دنيا نيست ، بلكه مجموعه اى است گويا، آن هم گويا به حق و بى كم و كاست و حكايتگر واقعيات .
    امام على (عليه السلام) مى فرمايند: اعلموا عباد الله ان عليكم رصدا من انفسكم و عيونا من جوارحكم و حفاظ صدق يحفظون اعمالكم و عدد انفاسكم ...(478) (اى بندگان خدا، بدانيد كه از شما نگاهبانانى بر شما گماشته اند و ديدبانهايى از پيكرتان برگزيده و حافظان راست گويى كه اعمال شما را حفظ مى كنند و شماره نفسهاى شما را مى شمارند. نه تاريكى شب شما را از آنان مى پوشاند و نه درى محكم شما را از آنها پنهان مى كند.)

    پرواز تا بهشت

    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده است كه ((هنگامى كه روز قيامت برپا شود، خداوند بر گروهى از امت من بالهايى مى روياند كه به وسيله آنها از قبرهايشان تا بهشت پرواز مى كنند و در بهشت مى گردند و راه مى روند و هر گونه كه بخواهند بهره مندند. پس گروهى از ملائكه به آنها مى گويند: آيا شما موقف حساب را ديديد؟ مى گويند: حسابى نديديم . مى پرسند: آيا موقف صراط را ديديد؟ مى گويند: صراطى نديديم . مى پرسند: آيا جهنم را ديديد؟ مى گويند: چيزى نديديم . ملائكه مى گويند: شما از امت كدام پيامبريد؟ مى گويند: ما از امت محمديم . مى پرسند: شما را به خدا براى ما بگوييد اعمال شما در دنيا چه بوده كه به چنين مقام و امنيت رسيديد؟ مى گويند: دو خصلت داشتيم كه منجر شد به اينكه خداوند ما را به بزرگى و زيادى رحمتش به اين جايگاه برساند. مى پرسند: آن دو خصلت چيست ؟ مى گويند: يكى اينكه در خلوت و پنهانى از خدا حيا كرديم و گناه نكرديم ؛ و ديگر اينكه به قسمت كمى كه خداوند روزى ما كرده بود راضى و خشنور بوديم . ملائكه مى گويند: اين مقام سزاوار شماست .))(479)


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  2. تشكر

    نرگس منتظر (06-08-1389)

  3. #102
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    90. نامه هر كس را به گردنش آويخته اند و به او مى گويند: بخوان

    و كل انسان الزمناه طائره فى عنقه و نخرج له يوم القيامة كتابا يلقاه منشورا اقراء كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبا.
    اسراء: 13 و 14
    كردار نيك و بد هر انسانى را چون طوقى به گردنش آويخته ايم ؛ و در روز قيامت براى او نامه اى گشاده بيرون آوريم تا در آن بنگرد. بخوان نامه ات را. امروز تو خود براى حساب كشيدن از خود بسنده اى .
    ((طائر)) به معناى پرنده است و عربها با پرندگان فال مى زدند. به اين ترتيب كه در مسافرت پرنده اى را كه از نزدشان مى گذشت به پرواز وا مى داشتند: اگر از چپشان به راستشان مى گذشت فال نيك مى زدند و اگر بالعكس مى پريد به فال بد مى گرفتند. لذا فال بد را ((تطير)) خواندند. در قرآن نيز كرارا ((تطير)) به همين معنا آمده است كه در اينجا منظور عمل انسان است و آن را به طايرى تشبيه كرده كه پريدن او از چپ و يا راست هر يك مفهومى دارد و تعيين كننده سرنوشت انسان است ؛ و اين سرنوشت همان عمل آدمى است و آدمى آينده اى جز كرده هاى خويش ندارد. پس ‍ ((طائر)) هر چيزى است كه با آن بر ميمنت و نحوست استدلال شود و حسن عاقبت با سوء فرجام از آن كشف شود.
    اينكه فرموده ما طاير هر كسى را در گردنش مى اندازيم يعنى اينكه آن را به گونه اى ملازم و همراه او مى كنيم كه به هيچ وجه از او جدا نمى شوند؛ و اگر در ميان اعضاء به گردن اشاره كرده براى اين است كه گردن تنها عضوى است كه از انسان جدا نمى شود و انسان هم از آن جدا نمى شود. علاوه بر آن ، گردن عضوى است كه هر چه بر آن آويخته باشد، چه زيور آلات باشد چه غل و زنجير، هر بيننده اى بلافاصله آن را مى بيند.(480)


    نامه كردار و گفتار بشر
    خود بود روشنگر هر خير و شر

    نامه اى با جان او آميخته

    مى شود بر گردنش آويخته

    نامه يا نقش دقيق نفس او

    يا كه از هر لحظه عمرش عكس او

    نامه رد يا قبول بندگى

    يا سرافرازى و يا شرمندگى

    حكم عزت يا عذاب هر كس است

    خود نمودار حساب هر كس ‍ است (481)

    مردم و مؤ منان و پيامبر در قيامت

    ((
    حضرت فاطمه عليها السلام به پدر بزرگوارشان عرض كردند: پدرم به من خبر دهيد كه مردم در روز قيامت چگونه اند؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: اى فاطمه ، همه به گونه مشغول اند كه احدى به احدى نگاه نمى كند: نه پدرى به فرزندش و نه فرزندى به مادرش . فاطمه پرسيدند: آيا مردم با كفنهاى خود از قبرها بيرون مى آيند؟ پيامبر فرمودند: اى فاطمه كفنها مى پوسد و بدنها باقى مى ماند (زنده مى شود)، عورت مؤ من پوشيده مى شود و عورت كافر آشكار مى شود. حضرت زهرا عليها السلام پرسيدند: چه چيز ستر و پوشش براى مؤ من است ؟ پيامبر فرمودند: نورى است كه مى درخشد و بر اثر آن درخشش آن بدنهاى مؤ منان ديده نمى شود. عرض ‍ كردند: در روز قيامت شما را كجا ملاقات كنم ؟ حضرت فرمودند: مرا در نزد ميزان نظاره كن ، در حالى كه من ندا مى كنم : اى پروردگار من ، هر كس ‍ شهادت به توحيد داده وزن اعمال او را سنگين كن . فاطمه ، مرا نزد سوال و پرسش از اعمال مشاهده كن ، هنگامى كه نامه ها و پرونده اعمال توزيع مى شود و من ندا مى كنم : اى پروردگار من ، از امتم حساب آسانى گير. فاطمه ، مرا در نزد مقام و جايگاه شفاعتم نگاه كن ، بر روى پل جهنم ، آنجايى كه هر انسانى به خود مشغول است و دل مشغولى من امتم است و ندا مى كنم : اى پروردگار من ، امتم را سلامت دار و پيامبران اطراف من هم ندا مى كنند: پروردگارا، امت محمد را سلامت و ايمنى بخش .))(482)
    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  4. #103
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    91. توزيع نامه اعمال : دست راستيها در عيشى باقى و بهشتى عالى

    فاما من اوتى كتابه بيمينه فيقول هاؤ م اقرءوا كتابيه انى ظننت انى ملاق حسابيه فهو فى عيشه راضيه فى جنة عالية قطوفها دانيه كلوا و اشربوا هنيئا بما اسفلتم فى الايام الخالية .
    حاقه : 19 - 24
    اما هر كس كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند مى گويد: نامه مرا بگيريد و بخوانيد. من يقين داشتم كه حساب خود را خواهم ديد. پس او در زندگى اى پسنديده و خوش خواهد بود. در بهشتى برين ، كه ميوه هايش در دسترس باشد. بخوريد و بياشاميد، گوارا باد شما را. اينها پاداش اعمالى است كه در ايام گذشته به جاى مى آورده ايد.
    ((هاؤ م )) يعنى بگيريد، كه براى جمع مردان و براى جمع زنان ((هائن )) به كار مى رود.
    ((ظننت )) از ماده ((ظن )) به معناى احتمال قوى و اعتقاد راجح است ؛ و در اين گونه موارد ظاهرا به معناى علم و يقين است .
    ((قطوف )) جمع ((قطف )) به معناى چيدن است و به معنى ((مقطوف )) يعنى ميوه چيده شده است .
    آيات 27 تا 40 سوره واقعه شرح حال اصحاب اليمين ، يعنى دست راستيها، در بهشت است . نيز قرآن مى فرمايد: فاما من اوتى كتابه بيمينه فسوف يحاسب حسابا يسيرا.(483) (پس آن كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود به زودى حساب آسانى براى او مى شود.) همچنين در آيات 18 تا 21 سوره مطففين مى فرمايد: ان كتاب الابرار لفى لفى عليين و ما ادراك ما عليون كتاب مرقوم يشهده المقربون . (نامه اعمال نيكان در عليين است و تو چه مى دانى عليين چيست ؟ نامه اى است رقم خورده و سرنوشتى است قطعى .)
    امام صادق (عليه السلام) فرمودند: ((خداى تبارك و تعالى چون بخواهد به حساب مؤ من رسيدگى كند كارنامه اش را به دست راست او مى دهد و بين خود و او به حسابش رسيدگى مى كند (احدى را مطلع نمى كند)؛ و مى فرمايد: عبدى فعلت كذا و كذا و عملت كذا و كذا. (بنده مؤ من ، فلان و فلان كار كرده اى و چنين و چنان كرده اى .) پس بنده اش مى گويد: بله ، اى پروردگار من . آنچه مى گويى كرده ام . پس خداوند مى فرمايد: قد غفرتها لك و ابدلتها حسنات . (آنها را به تو بخشيدم و به كارهاى نيك تبديلش كردم .) پس (بر اثر بخشش الهى ، نامه اعمال آن بنده به گونه اى مى شود كه ) مردم مى گويند: سبحان الله ، اين بنده حتى يك گناه هم نداشته ! و اين همان قول خداى سبحان است كه فرمود: فاما من اوتى كتابه بيمينه فسوف يحاسب حسابا يسيرا و ينقلب الى اهله مسرورا.(484)
    اينكه فرموده نامه عملش به دست راستش باشد يعنى معدل كلى حركتش ‍ و گذران عمر و سرمايه حياتش معدل مقبول و خدايى باشد، گر چه بعضى اعمالش پايين تر از حد مجاز باشد.
    مانند دانش آموزى كه وقتى نتيجه تحصيل و تلاشش را به او مى دهند با افتخار آن را به ديگران نشان مى دهد، دست راستيها با افتخار و از فرط خوشحالى و مباهات فرياد مى زنند و مى گويند: ((هاؤ م اقرءوا كتابيه .)) (بياييد نامه مرا بگيريد و بخوانيد.)


    نامه اعمال اصحاب يمين
    اهل تقوا اهل ايمان و يقين

    روز محشر باشد اندر دست راست

    صاحب اين نامه از غمها رهاست

    اين جواز ره گشاى جنت است

    اين برات جاودانه رحمت است (485)
    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  5. #104
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    92. دست چپيها با پشيمانى و افسوس : اى كاش مى مرديم

    و اما من اوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اوت كتابيه و لم ادر ما حسابيه يا ليتها كانت القاضية ما اغنى عنى ماليه هلك عنى سلطانيه .
    حاقه : 25 - 29.
    اما آن كه نامه اعمالش را به دست چپش دهند مى گويد: اى كاش نامه مرا به دست من نداده بودند و ندانسته بودم كه حساب من چيست ! اى كاش ‍ همان مرگ مى بود و بس ! دارايى من مرا سود نبخشيد! قدرت من از دست من برفت !
    خداوند مى فرمايد: و اما من اوتى كتابه وراء ظهره فسوف يدعوا ثبورا و يصلى سعيرا انه كان فى اهله مسرورا انه ظن ان لن يحور بلى ان ربه كان به بصيرا.(486) (و اما كسى كه نامه اعمالش به پشت سرش داده شود به زودى فرياد مى زند: واى بر من كه هلاك شدم ؛ و در شعله هاى سوزان آتش ‍ مى سوزد، چرا كه او در ميان خانواده اش پيوسته مسرور بود و گمان مى كرد هرگز بازگشت نمى كند. آرى ، پروردگارش بر او بينا بود.) نيز مى فرمايد: ان كتاب الفجار لفى سجين و ما ادراك ما سجين كتاب مرقوم .(487) (به يقين نامه اعمال بدكاران در سجين است . تو چه مى دانى سجين چيست ؟ نامه اى است رقم زده شده و سرنوشتى است حتمى .)
    امام صادق (عليه السلام) فرمودند: ((شكى نيست كه خداوند تبارك و تعالى هر گاه در مقام انتقام بخواهد با نافرمانيهاى يكى از بندگانش به عدل رفتار كند، از او در حضور مردم حساب مى كشد و نامه اعمال او را به دست چپش مى دهد.)) آنگاه آيات سوره انشقاق را در اين باره تلاوت كردند.(488)


    نامه اعمال اصحاب شمال
    آن تبهكاران بس افسرده حال

    باشد اندر دست چپ روز شمار

    رمز محكوميت اصحاب نار

    نامه شرمندگى و حسرت است

    حكم بدكاران دور از رحمت است (489)


    شبهه اعاده معدوم و پاسخ آن

    با فرض اعتقاد به معاد جسمانى ، بدنى كه بعد از مرگ متلاشى و مضمحل شده و اجزاى آن خاك شده و از بين رفته و معدوم گشته چگونه برمى گردد و موجود مى شود، در حالى كه اعاده معدوم محال و ناممكن است ؟
    اولا بايد گفت كه انسان معدوم نمى شود تا اعاده آن محال و ناممكن باشد. بله ، ما هم قبول داريم كه اعاده معدوم محال و ناممكن است و قدرت الهى به محالات تعلق نمى گيرد. بر اساس آنچه در جاهاى متعدد همين كتاب توضيح داده شد و در كتب ديگر آمده ، آنچه انسان با مرگ و خاك شدن از دست مى دهد اجزاى جذب شده از مواد دنيوى است و حقيقت انسان ، كه مركب از روح و بدن ذرى (يك جزئى است كه هرگز از بين نمى رود و تبديل و تحليل و تركيب هم نمى شود و همان جزو اصلى عامل رشد و حيات دوباره انسان در قيامت ) و آخرتى است ، در لا به لاى خاك محفوظ مى ماند؛ و هر گاه خداوند به زنده شدن درباره او اذن دهد، بدن محفوظ اجزاى متناسب را جذب مى كند و به همان صورتى كه در دنيا داشته برمى گردد.
    ثانيا، اگر اشكال كننده بخواهد به آياتى همچون ((كل من عليها فان ))(490) يا ((كل شى ء هالك ))(491) استناد كند، مى گوييم فنا و هلاك به معناى معدوم شدن نيست ، بلكه به معناى هلاك و فناى اجزاى تركيب شده و از بين رفتن صورت و شمايل است .

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  6. #105
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    93. بر دهانها مهر مى زنند و دست و پاها شهادت مى دهند

    اليوم نختم على افواههم و تكلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون .
    يس : 65.
    امروز بر دهانهايشان مهر مى نهيم . و دستهايشان با ما سخن خواهند گفت و پاهايشان شهادت خواهند داد كه چه مى كرده اند.
    ((نختم )) از ماده ((ختم )) به معناى مهر زدن است . پايان دادن و به آخر رساندن نيز يكى از معانى ((ختم )) است ، زيرا پايان دادن كار نوعى مهر زدن است .
    قرآن مى فرمايد: يوم يبعثهم الله جميعا فيحلفون له كما يحلفون لكم و يحسبون انهم على شى ء الا انهم هم الكاذبون .(492) (روزى را كه خداوند همه آنها را برمى انگيزد. آنها براى خدا نيز سوگند (دروغ ) ياد مى كنند، همان گونه كه (امروز) براى شما ياد مى كنند؛ و گمان مى كنند كارى مى توانند انجام دهند. بدانيد آنها دروغگويان اند.) شايد همين دروغگويى آنان سبب شده تا خداوند در قيامت به دهانهايشان مهر زند و اجازه تكلم به آنها ندهد. و اعضا و جوارح ديگر، كه عادت به دروغ ندارند، به نطق و سخن در آيند: حتى اذا ما جاءوها شهد عليهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم بما كانوا يعملون .(493) (وقتى به آن (دوزخ ) مى رسند گوشها و چشمها و پوستهاى تنشان به آنچه مى كردند گواهى مى دهند.)
    اگر براى كسى مسئله به سخن در آمدن اعضا بعيد بنمايد، قرآن پاسخ آن را داده است : و قالوا لجلودهم لم شهدتم علينا قالوا انطقنا الله الذى انطق كل شى ء.(494) (آنها به پوستهاى تنشان مى گويند چرا بر ضد ما گواهى داديد؟ آنها جواب مى دهند: همان خدايى كه هر موجودى را به نطق در آورده ما را گويا ساخته است .)
    و به قرينه آياتى كه گذشت و اين آيه شريفه : يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم و ارجلهم بما كانوا يعملون .(495) (در آن روز، زبانها و دستها و پاهايشان بر ضد آنها به اعمالى كه مرتكب مى شدند گواهى مى دهد.) فهميده مى شود كه شهادت اعضا و جوارح درباره انسان مربوط به اهل عذاب و دوزخ است ، نه مؤ منان . امام باقر (عليه السلام ) فرمودند: ((جوارح بر ضد انسان مومن شهادت نمى دهند، فقط و فقط شهادت آنان ضد كسانى است كه عذاب بر آنان قطعى است ؛ اما مومن نامه اعمالش به دست راستش داده مى شود.))(496)
    امام على (عليه السلام) مى فرمايند: ان الله سبحانه و تعالى لا يخفى عليه ما العباد مقترفون فى ليلهم و نهارهم لطف به خبرا و احاط به علما اعضاؤ كم شهوده و جوارحكم جنوده و ضمائركم عيونه و خلواتكم عيانه .(497) (همانا بر خداوند سبحان پنهان نيست آنچه را بندگان در شب و روز انجام مى دهند كه دقيقا بر اعمال آنها آگاه است و با علم خويش بر آنها احاطه دارد. اعضاى شما مردم گواه او و اندام شما سپاه او و روان و جانتان جاسوسان او و خلوتهاى شما بر او آشكار است .)
    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمودند: ((روز قيامت با دهانهاى لگام زده مى آييد و نخستين عضوى كه از انسان سخن مى گويد ران و كف دست اوست .))(498)

    يك نكته

    علم به اينكه اعضا و جوارح انسان روزى بر ضد او شهادت مى دهند بازدارنده اى قوى از بسيارى گناهان است ؛ خصوصا آنچه انسان ها مخفيانه و دور از چشم ديگران انجام مى دهند. قرآن از اين حقيقت در آيه 22 و 23 سوره فصلت سخن گفته است .

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  7. #106
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    94. پيامبر: شاهد امت در قيامت

    فكيف اذا جئنا من كل امة بشهيد و جئنا بك على هولاء شهيدا.
    نساء: 41
    چگونه خواهد بود آن روز كه از هر امتى گواهى بياوريم و تو را بر اين امت به گواهى فرا خوانيم ؟
    ((شهيد)) از ((شهادت )) و ((شهود)) به معناى حضور و مشاهده و معاينه و نيز به معناى شاهد است . در دادگاه بى نظير الهى و محاكمه جدى و نفس گير قيامت ، قواعد دادگاهها و محكمه ها جارى است . آنجا هم قاضى و حاكم است و هم شاهد، بلكه شاهدان ؛ لكن شهادت در دادگاه الهى بسيار متفاوت با شاهدان و شهادت در محكمه هاى دنيايى است . در آن جا، علاوه بر اين كه اعمال تجسم مى يابد، يعنى خود عمل بالعيان جهت و ماهيت و حقيقت خود را برملا مى كند، شاهدانى از درون انسان و از برون گواه اويند. مسئله به اينجا هم خاتمه پيدا نمى كند و زمان و مكان هم گواه اعمال انسان اند.

    قرآن و گواهان قيامت

    1) خداوند بزرگ ترين گواه انسان بر اعمالش در قيامت است : ((ان ربهم بهم يومئذ لخبير.))(499) (در آن روز پروردگارشان از آنها كاملا باخبر است )؛ و خداى خبير و بصير، كه در دادگاه قيامت حاكم و قاضى است ، شاهد هم هست : ان الله يفصل بينهم يوم القيامه ان الله على كل شى ء شهيد.(500) (خداوند در ميان آنان روز قيامت داورى مى كند. خداوند بر هر چيز گواه است .) آيات 98 سوره آل عمران و 61 يونس نيز گوياى همين مطلب است .
    2) پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) و امامان (عليهم السلام ): همين آيه مورد بحث دلالت مى كند بر اينكه خداوند در هر امتى يك نفر را مبعوث مى كند تا درباره عمل امت شهادت دهد. امام صادق (عليه السلام) فرمودند: ((اين آيه (41 نساء) درباره امت محمد نازل شده است كه در هر قرنى براى آنها امامى از ما گواه بر آنان خواهد بود؛ و محمد گواه بر همه ما است .))(501) آيات 89 سوره نحل و 78 حج و 143 بقره هم مطلبى مشابه را بيان مى كنند.
    3) فرشتگان : فرشتگانى كه در زندگى انسان ريز و درشت اعمال او را ثبت كرده اند شاهد ديگرى بر او در روز قيامت اند: ((و جائت كل نفس معها سائق و شهيد.))(502) (هر انسانى وارد محشر مى شود، در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواه است .)
    4) نامه اعمال : درباره شهادت نامه اعمال قبلا بحث كرديم و آيات 13 و 14 سوره اسراء و 49 كهف و 21 يونس بر اين مطلب دلالت دارند.
    5) حضور و تجسم اعمال : خود عمل هم در دادگاه قيامت در مقابل انسان حاضر مى شود. در حقيقت ، قيامت بازسازى صحنه جرم است : يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء.(503) (روزى كه هر كسى آنچه را از كار نيك انجام داده حاضر مى بيند و آنچه از اعمال بد انجام داده .)
    6) اعضاى بدن : در اين باره نيز در موضوع قبلى مطالبى بيان شد: يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم و ارجلهم بما كانوا يعملون .(504) (در آن روز زبانها و دستها و پاهايشان بر ضد آنها درباره اعمالى كه مرتكب شده اند گواهى مى دهند.)
    7) پوست بدن : در اين باره نيز در موضوع قبلى مطالبى بيان شد.
    8) زمين : يومئذ تحدث اخبارها بان ربك اوحى لها.(505) (در آن روز زمين تمام خبرهايش را بازگو مى كند؛ چرا كه پروردگارت به او وحى كرده است .)
    بر اساس روايات ، زمان هم يكى از شاهدان روز قيامت است . امام على (عليه السلام) مى فرمايند: ((هيچ روزى بر فرزند آدم نيايد، مگر اينكه آن روز بگويد: يابن ادم انا يوم جديد و انا عليك شهيد (اى فرزند آدم من روزى جديد و نو هستم و من بر تو گواهم .) پس با من خوبى كن و در من كار نيك انجام ده تا روز قيامت به سود تو گواهى دهم ، چرا كه مرا هرگز نخواهى ديد.))(506)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  8. #107
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    95. هر گروهى را به امامشان مى خوانند

    يوم ندعوا كل اناس بامامهم فمن اوتى كتابه بيمينه فاولئك يقرءون كتابهم و لا يظلمون فتيلا و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى و اضل سبيلا.
    اسراء: 71 و 72.
    در روزى كه هر گروه از مردم را به پيشوايانشان بخوانيم . نامه هر كه به دست راستش داده شود، چون بخواند بيند كه به اندازه رشته باريكى كه درون هسته خرماست ، به او ستم نشده است . و هر كه در اين دنيا نابينا باشد، در آخرت نيز نابينا و گمراه تر است .
    اگر ((ندعو)) را در آيه شريفه به احضار معنا كنيم ، معناى آيه اين مى شود: ((روزى كه هر طايفه اى را با پيشوا و امام خودش احضار مى كنيم . پس هر كسى از معرفت امام حق در دنيا خود را محروم كند و در صف امت او قرار نگيرد در آنجا نامه عملش را به دست چپش مى دهند و هر كس به امام حقى اقتدا كرده باشد و از امت او به حساب آيد نامه عملش را به دست راستش ‍ مى دهند))؛ يعنى رابطه رهبر و امت در آن عالم هم برقرار است .
    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل است كه درباره اين آيه فرمودند: يدعى كل قوم بامام زمانهم و كتاب الله و سنة نبيهم .(507) (هر گروهى را به نام امام زمانشان و كتاب خدا و سنت پيامبرشان مى خوانند.) امام صادق (عليه السلام) هم فرمودند: ((روز قيامت كه فرا رسد، از جانب خداوند جل جلاله ندايى مى رسد كه هر كسى در سراى دنيا امامى داشته و به او اقتدا كرده بايد اكنون نيز هر جا او مى رود در پى او برود. پس در آن هنگام پيروى شدگان از پيروان خود بيزارى مى جويند (و اشاره كردند به آيه 166 سوره بقره ).))(508)
    امام حسين (عليه السلام) هم اين آيه شريفه را تلاوت كردند و فرمودند: ((امامى به راه راست فرا خوانده و پيروانش دعوت او را لبيك گفته اند و امامى به گمراهى خوانده و پيروانش به دعوت او پاسخ داده اند. آنان در بهشت اند و اينان در دوزخ ؛ و اين است سخن خداى عزوجل كه فرمود: گروهى در بهشت اند و دسته اى در دوزخ (و اشاره كردند به آيه 7 سوره شورى ).))(509)
    امام صادق (عليه السلام) هم خطاب به شيعيان و اصحاب فرمودند: ((آيا شما حمد و سپاس خدا را به جا نمى آوريد؟ هنگامى كه روز قيامت برپا شود خداوند هر گروهى را با كسى كه امام و والى آنان بوده مى خواند، ما را همراه پيامبر و شما را همراه ما. گمان مى كنيد در اين حال شما را به كجا مى برند؟ الى الجنة و رب الكعبة (به خداوند كعبه سوگند، به سوى بهشت )؛ و سه بار اين جمله را تكرار كردند.))(510)
    علاوه بر اين آيه ، قرآن به معيت و همراهى تابع و متبوع و حبيب و محب در قيامت اشاره كرده است : و من يطع الله و الرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا.(511) (و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند همنشين كسانى خواهد بود كه خدا نعمت خود را بر آنان تمام كرده است از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان ؛ و آنها رفيقان خوبى اند.)
    ((مردى درباره قيامت از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد. حضرت فرمودند: ما اعددت لها؟ (براى آن روز چه چيز آماده كرده اى ؟) گفت : چيز زيادى آماده نكرده ام ، مگر اينكه خدا و رسولش را دوست دارم . حضرت فرمودند: فانت مع من احببت . (پس تو با كسى هستى كه دوستش ‍ دارى ).))(512)
    در اين مضمون روايات متعدد است . پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در حديثى فرمودند: ((المرء مع من احب ))(513) (هر كه با كسى است كه او را دوست دارد.)
    نيز فرمودند: ((من مات بغير امام مات ميتة الجاهلية ))(514) (هر كس بدون امام حق و رهبر عدل از دنيا برود مرگ او مرگ جاهليت است )؛ يعنى در حال شرك و كفر مرده است و با همان حال محشور مى شود.

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  9. #108
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    96. ظهور رحمت خداوندى بر بندگان توبه كار و نيكوكار

    الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما.
    فرقان : 70
    مگر آن كسان كه توبه كنند و ايمان آورند و كارهاى شايسته كنند. خدا گناهانشان را به نيكيها بدل مى كند و خدا آمرزنده و مهربان است .
    ((سيئات )) جمع ((سيئه )) و از ريشه ((سوء)) به معناى بد است . ((اسوء)) و ((سواءى )) هم اسم تفضيل آن است . ((سيئه )) مؤ نث ((سيى ء)) كه پيوسته به شكل صفت مى آيد و به معناى بد و قبيح است .
    برخى گفته اند ((سيئات )) گناهان صغيره است ، زيرا گناهان كبيره فقط به شرط توبه آمرزيده مى شود.
    امام صادق (عليه السلام) فرمودند: اذا كان يوم القيامة نشر الله تبارك و تعالى رحمته حتى يطمع ابليس فى رحمته .(515) (چون روز قيامت فرا رسد، خداوند تبارك و تعالى رحمتش را چنان مى پراكند كه ابليس هم در رحمتش طمع مى كند.) امام رضا (عليه السلام) از آباى گرامى اش و آنان از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت كرده اند كه ((هنگامى كه روز قيامت خداوند عزوجل به بنده مؤ منش تجلى مى كند، پس او بر تك تك گناهانش واقف مى شود. سپس خداوند او را مى آمرزد، به گونه اى كه نه فرشته مقربى از گناهان او مطلع مى شود و نه نبى مرسلى و آنچه را خوش ‍ نداشته باشد احدى از آن مطلع شود پنهان مى كند. سپس به گناهانش ‍ مى گويد: كونى حسنات (نيكى شويد.)))(516)
    از امام صادق (عليه السلام) روايت شده است كه فرمودند: ((بنده اى را روز قيامت مى آورند، در حالى كه ظلم به خويش كرده است . خداوند به او مى گويد: آيا تو را به بندگى ام امر نكردم و از معصيتم بر حذر نداشتم ؟ مى گويد: چرا، اى پروردگار من ؛ ولكن شهوتم بر من چيره شد. اگر عذابم كنى ، به سبب گناهم است و تو ظلم نمى كنى . پس خداوند به او فرمان مى دهد كه به طرف آتش برود. در اين حال ، بنده گنه كار مى گويد: گمان من به تو اين نبود. خداوند مى گويد: گمانت به من چه بود؟ مى گويد: گمانم بسيار بهتر و نيكوتر از اين بود. پس خداوند فرمان مى دهد به بهشت برود. پس خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد: به تحقيق كه حسن ظن تو به من امروز برايت سودمند بود.))(517) اصبغ بن نباته ، كه از اصحاب خاص و شيعيان راستين اميرالمؤ منين (عليه السلام) بود، مى گويد: ((متوجه خانه مولايم ، اميرالمؤ منين ، شدم تا بر آن حضرت سلامى كنم . اندكى در جلوى خانه حضرتش درنگ كردم تا بيرون بيايند. چشمم كه به امام افتاد، برخاستم و پيش رفتم . حضرت با دستش بر شانه ام زد و انگشت در انگشتانم كرد و فرمود: اصبغ بن نباته . گفتم : لبيك و سعديك يا اميرالمؤ منين . فرمود: ان ولينا ولى الله فاذا مات كان فى الرفيق الاءعلى و سقاه الله من نهر ابرد من الثلج و احلى من الشهد.
    (دوست ما دوست خداست و چون بميرد با پيامبران و همنشينان عالى مقام است و خداوند او را از نهرى كه آبش از برف خنك تر و از عسل شيرين تر است بنوشاند.) گفتم : فدايت شوم ، گرچه گناهكار باشد؟ حضرت فرمودند: نعم الم تقرء كتاب الله اولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما. (آرى ، مگر قرآن نخوانده اى : آنان اند كه خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل مى كند و خدا آمرزنده و مهربان است .)))(518)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  10. #109
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    97. شفاعت به اذن الهى يارى مى كند

    يومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضى له قولا.
    طه : 109
    در آن روز شفاعت سود ندهد، مگر آن را كه خداى رحمان اجازت دهد و سخنش را بپسندد.
    ((شفاعة )) و ((شفع )) مصدرند به معناى منضم كردن چيزى به چيزى . از اين رو ((شفع )) معناى جفت هم مى دهد. ((شفاعت )) را از آن جهت ((شفاعت )) گويند كه شفيع عنايت و خواهش خود را به ايمان و عمل ناقص آن كه مى خواهد او را شفاعت كند منضم مى كند و هر دو مجموعا در نزد خدا اثر مى كند و فرد را از آتش نجات مى دهد.
    از امام صادق (عليه السلام) پرسيدند: آيا مؤ من در روز قيامت به شفاعت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، محتاج است ؟ حضرت فرمودند: آرى ، مومنان خطاها و گناهانى دارند. از اين روز احدى نيست ، مگر آن كه به شفاعت محمد نيازمند است .(519)
    قرآن كريم ضمن اينكه شفاعت را اصل مسلم و از امور مهم قيامت مى داند براى تاثير آن شرط مهمى گذاشته و آن اذن الهى و رضايت حضرت حق است : ((من ذا الذى يشفع عنده الا باذنه ؟))(520) (كيست كه در نزد او جز به فرمان او شفاعت كند؟)
    آيات 28 سوره انبياء و 26 نجم و 3 يونس و 23 سباء و 87 مريم مفهومى مشابه اين آيه دارند. قرآن شفاعت غير خدا و كسى را كه از جانب او ماءذون نيست رد كرده است ؛(521) زيرا شفاعت فقط براى خدا و ماءذونان اوست : ((قل لله الشفاعة جميعا.))(522) (بگو تمام شفاعت از آن خداست .)
    به دو مطلب در اين باره اشاره مى كنيم :

    1) حقيقت شفاعت

    بايد دانست كه شفاعت چيزى جز تدبير و حكمت الهى نيست ، زيرا شفاعت عبارت است از اينكه شفيعى بين خداى پذيراى شفاعت و بين امر مورد شفاعت واسطه شود تا مجراى حكمى از احكام او تغيير يافته و حكم ديگرى بر خلاف آن جارى شود؛ مثلا آفتاب بين خدا و زمين واسطه مى شود تا تاريكى را كه بر اساس نظام عمومى عالم بايد زمين را فرا گيرد از بين ببرد و زمين را به نور خود روشن كند، سقف و سايبان هم واسطه مى شود تا نورى را كه بر حسب تابش عالم گير آفتاب بايد بر فلان قسمت از زمين بتابد مانع شود و بر آنجا سايه بيندازد. در شفاعت هم همين است ؛ و وقتى اين شفاعت به اذن خود او بوده ، پس در واقع جميع تدابير جارى در عالم از خود اوست . در حقيقت ، اسباب متخالف و متزاحم مانند دو كفه ترازويند كه يا اين آن را بلند مى كند و آن اين را پايين مى آورد يا بالعكس . اختلف آنها عين اتفاق و وحدت است ، زيرا دست به دست هم داده اند تا امر را براى ترازودار روشن كنند و به تشخيص صحيح او كمك كنند.(523)

    2) شفاعت كنندگان

    آنچه از روايت استفاده مى شود اين است كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) شفيعان روز قيامت را انبيا و جانشينان انبيا و امامان بر حق شيعه و ملائكه و مومنان ممتاز و شهيدان و قرآن كريم و توبه معرفى كرده است .(524)
    امام على (عليه السلام) فرمودند: ((شافع الخلق العمل بالحق و لزوم الصدق .(525)
    (شفيع مردم در قيامت عمل به حق و پاى بندى به راستى و صداقت است .)؛ يعنى انسان خود زمينه بهره مندى از شفاعت شفاعت كنندگان را فراهم مى كند.

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  11. #110
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    98. گذرگاه خطرناك صراط: كمينگاه خدا

    ان ربك لبالمرصاد.
    فجر: 14
    به درستى كه پروردگارت به كمينگاه است .
    ((مرصاد)) از ماده ((رصد)) به معناى مراقبت كردن و چيزى را زير نظر گرفتن است . ((رصد)) به معناى كمين كننده نيز آمده است ؛ و ((مرصاد)) اسم مكان است و آن مكانى است كه فقط مخصوص كمين است ، يعنى كمينگاه .
    امام صادق (عليه السلام) در تفسير اين آيه فرمودند: المرصاد قنطرة على الصراط لا يجوزها عبد بمظلمة .(526) (مرصاد پلى است بر راهى كه از روى جهنم مى گذرد. كسى كه مظلمه اى به گردنش باشد از آنجا نمى تواند بگذرد.) در بيان مشابهى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمودند: ((ان الصراط بين اظهر جهنم دحض مزلة .))(527) (همانا صراط بر روى جهنم كشيده شده و لغزنده است .) امام صادق (عليه السلام) در پاسخ به شخصى كه از معناى صراط پرسيده بود فرمودند: هو الطريق الى معرفة الله عزوجل و هما صراطان صراط فى الدنيا و صراط فى الاخره فاما الصراط الذى فى الدنيا فهو الامام المفترض الطاعة من عرفه فى الدنيا و اقتدى بهداه مر على الصراط الذى هو جسر جهنم فى الاخره و من لم يعرفه فى الدنيا زلت قدمه عن الصراط فى الاخره فتردى فى نار جهنم .(528) (صراط راه شناخت خداى عزوجل است ؛ و آن دو صراط است : يكى صراط در دنيا و ديگرى صراط در آخرت . اما صراطى كه در دنياست همان امامى است كه پيروى از او واجب است . هر كس در دنيا امام خويش را بشناسد و به هدايت او اقتدا كند از صراط آخرتى ، كه پلى است بر روى جهنم ، به سلامت عبور خواهد كرد؛ و هر كس صراط دنيا، يعنى امامش ، را نشناسد و از او هدايت نپذيرد در عبور بر صراط آخرتى خواهد لغزيد و در آتش جهنم خواهد افتاد.)
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: يا على اذا كان يوم القيامه اقعد انا و انت و جبرئيل على الصراط فلا يجوز على الصراط الا من كانت معه براءة بولايتك .(529) (اى على ، چون روز قيامت فرا رسد، من و تو و جبرئيل بر صراط مى نشينيم . پس هيچ كس از صراط نخواهد گذشت ، مگر آنكه با او جواز ولايت تو باشد.)
    ((امام باقر (عليه السلام) مى فرمايند زمانى كه آيه ((و جى ء يومئذ بجهنم ))(530) (در آن روز جهنم را حاضر مى كنند) نازل شد، از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) درباره آن پرسيدند. حضرت فرمودند: روح الامين به من خبر داده كه خداى يگانه چون اولين و آخرين را جمع آورد دوزخ را بياورند، در حالى كه با هزار مهار آن را مى كشند و مهارى را صد هزار فرشته غلاظ و شداد به دست دارد... سپس بر آن پلى نهند كه از شمشير برنده تر است ؛ و بر آن سه گذرگاه است : بر روى يكى امانت است و خويشاوندان (رحم )؛ بر روى يكى نماز است ؛ و بر سومى عدل پروردگار جهانيان . آنگاه مردم را وادار به عبور از آن مى كنند. پس در گذرگاه اول رحم و امانت آنها را متوقف مى كنند؛ اگر از آنها نجات يابند، نماز آنها را نگهدارد؛ و اگر از آن هم نجات يابند، به محاسبه پروردگار مى رسند؛ و اين است قول خداى تبارك و تعالى كه ان ربك لبالمرصاد. بعضى آويزان و برخى لغزان و جمعى پابرجايند...))(531)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

صفحه 11 از 19 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •