**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**
صفحه 12 از 19 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 181
  1. #111
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    99. درهاى جهنم باز مى شود و متكبران در برابر دين خدا براى هميشه داخل آن مى شوند

    و سيق الذين كفروا الى جهنم زمرا حتى اذا جاءوها فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها الم ياءتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربكم و ينذرونكم لقاء يومكم هذا قالوا بلى ولكن حقت كلمة العذاب على الكافرين قيل ادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فبئس مثوى المتكبرين .
    زمر: 71 و 72
    و كافران را گروه گروه به جهنم برانند. چون به جهنم رسند، درهايش گشوده شود و نگهبانان آتش گويند: آيا پيامبرانى از خود شما بر شما مبعوث نشدند تا آيات پروردگارتان را برايتان بخوانند و شما را از ديدار با چنين روزى بترسانند؟ مى گويند: بلى ؛ ولى ، بر كافران عذاب محقق شده بود. گفته شود: از درهاى جهنم داخل شويد، همواره در آنجا خواهيد بود. جايگاه سركشان چه بدجايگاهى است .
    ((سيق )) از ((سوق )) به معناى راندن است .
    ((زمر)) جمع ((زمرة )) است به معناى دسته و جماعت و فوج ؛ و بعضى آن را دسته كوچك معنا كرده اند.
    ((خزنة )) جمع ((خازن )) از ماده ((خزن )) به معناى حفظ شى ء و ذخيره كردن آن در خزانه است ؛ و خزانه محل نگهدارى شى ء است . و منظور از ((خزنه جهنم )) حافظان و ماءموران آن اند.
    قرآن مى فرمايد كه بعد از به سر رسيدن مواقف قيامت و حساب و كتاب و ميزان و صراط و ديگر مراحل آن ، سرنوشت قطعى انسانها رقم مى خورد: ((فريق فى الجنة و فريق فى السعير.))(532) (گروهى در بهشت اند و گروهى در آتش سوزان )؛ اما آنان كه دوزخى اند فرشتگان ماءمور عذاب آنها را در دسته هاى كوچك و پراكنده تا نزديكى دوزخ مى رانند، درهاى جهنم كه تا قبل از ورود آنها بسته است با نزديك شدن آنها باز مى شود و مشاهده ناگهانى جهنم بسيار وحشتزا است . در بدو ورود، خازنان دوزخ آنان را ملامت مى كنند و مى گويند: چگونه شد با اينكه همه اسباب هدايت از درون و برونتان فراهم بود ضلالت را برگزيديد؟ و اين ملامت و سرزنش ‍ آنان خود عذابى بزرگ براى ساكنان جديد جهنم است .

    نگاهى ديگر به مراقبان و شاهدان و گواهان

    رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده اند: خداى عزوجل را بر هر بنده اى از بندگانش مراقبانى از همه آفريدگانش قرار داده است و فرشتگانى كه از پيش رو و پشت سر او به فرمانش او را نگهدارى مى كنند و همه اعمال و گفتار و الفاظ و نگاههاى او را ثبت مى كنند؛ حتى مكانهايى از زمين كه در آنها بوده شاهد به نفع او يا به زيان او خواهند بود. همچنين شبها و روزها و ماهها هم گواهان له يا عليه اويند. سايد بندگان مومن خدا هم شاهدان اعمال و گفتار اويند؛ و علاوه بر اينها، نويسندگان الهى اعمال هم شاهد اويند كه يا بر له يا عليه او شهادت خواهند داد.(533)
    از اين روست كه امام صادق (عليه السلام) در جواب به اين سوال كه بهتر است انسان نمازهاى مستحبى خود را در يك مكان بخواند يا در مكانهاى گوناگون ؟ فرمودند: ((اينجا و آنجا بخواند، زيرا آن مكانها روز قيامت به سود او گواهى مى دهند.))(534)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  2. #112
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    100. درهاى بهشت گشوده مى شود و اهل تقوا را گروه گروه با جلال و شكوه به سوى آن مى برند

    و سيق الذين اتقوا ربهم الى الجنة زمرا حتى اذا جاؤ ها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين و قالوا الحمد لله الذى صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوا من الجنة حيث نشآء فنعم العاملين .
    زمر: 73 و 74
    و آنان را كه از پروردگارشان ترسيده اند گروه گروه به بهشت مى برند. چون به بهشت برسند، درهايش گشوده شود و خازنان بهشت گويندشان : سلام بر شما، بهشتتان خوش باد، به درون بياييد، همواره در اينجا خواهيد بود. مى گويند: سپاس خدايى را كه هر وعده كه به ما داد راست بود. آن زمين را به ميراث به ما داد. و اكنون در هر جاى بهشت كه بخواهيم مكان مى گيريم . عمل كنندگان را چه مزد نيكويى است .

    على بن ابى طالب (عليه السلام): نخستين بهشتى

    از امام على (عليه السلام) روايت شده كه ((پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: انت اول من يدخل الجنة . (تو نخستين كسى كه داخل بهشت مى شوى .) پس به حضرتش عرض كردم : يا رسول الله ، قبل از شما داخل بهشت مى شوم ؟ حضرت فرمودند: نعم لانك صاحب لوائى فى الاخرة كما انك صاحب لوائى فى الدنيا و صاحب اللواء هو المتقدم . (بله ؛ زيرا تو پرچم دار من در آخرتى ، همان گونه كه پرچم دارم در دنيايى ؛ و پرچم دار پيشروست .) سپس فرمودند: يا على كانى بك و قد دخلت الجنة و بيدك لوائى و هو لواء الحمد تحته آدم فمن دونه .(535) (اى على ، گويا من با تواءم در حالى كه تو وارد بهشت مى شوى و به دستت پرچم من است ؛ و آن پرچم حمد است كه در زير آن آدم و انبيا بعد از اويند.)))

    گزارش صحنه اى از ورود فاطمه (عليها السلام ) به بهشت

    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده است كه فرمودند: ((هنگامى كه قيامت برپا شود، فاطمه مى آيد، در حالى كه اطرافش را گروهى از زنان گرفته اند. آنگاه به او گفته مى شود: ادخلى الجنة (داخل بهشت شو.) فاطمه مى گويد: لا ادخل حتى اعلم ما صنع بولدى من بعدى . (داخل بهشت نمى شوم ، مگر آنكه بدانم بعد از من با فرزندم حسين چه كردند.) پس به او گفته مى شود: انظرى الى قلب القيامة . (به وسط صحراى محشر نگاه كن .) پس چون او نگاه مى كند، حسينش را مى بيند قائما ليس ‍ عليه راءس (ايستاده در حالى كه سر در بدن ندارد.) پس در اين هنگام فرياد بر مى آورد و من نيز از فرياد او به فرياد مى آيم و فرشتگان هم به فرياد مى افتند. (در روايت ديگرى آمده كه حضرت زهرا عليها السلام فرياد مى زند: ((وا ولداه وا ثمرة فؤ اداه )) در آن هنگام خداوند براى دادخواهى فاطمه به غضب مى آيد و به آتشى به نام هب هب فرمان مى دهد قاتلان حسين را برچيند. اين آتش هزار سال قبل از آن افروخته شده و به نهايت سياهى رسيده است . پس آتش آنان را از ميان مردم بر مى چيند؛ و چون در ميان آتش هب هب جاى گرفتند، آن آتش مانند اسب شيهه مى كشد و ايشان نيز به شيهه او شيهه مى كشند، هب هب به نعره مى آيد و آنان هم از نعره او نعره مى كشند، هب هب با شعله هايش فرياد مى زند و آنها هم به فرياد او فرياد مى كنند. آنگاه قاتلان حسين به زبان مى آيند و مى گويند: پروردگارا، چرا ما را قبل از بت پرستان مستحق عذاب دانستى ؟ از سوى خدا جواب به آنان مى رسد: ليس من علم كمن لا يعلم . (آن كس كه مى داند مانند كسى كه نمى داند نيست .)))(536)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  3. #113
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    101. خداوند: جهنم را از جن و انس پر مى كنم

    و تمت كلمة ربك لاملان جهنم من الجنة و الناس اجمعين .
    هود: 119
    و سخن پروردگار تو بر اين مقرر شده كه : جهنم را از همه جن و انس انباشته مى كنم .
    ((لاءملاءن )) از مصدر ((املاء)) از ماده ((مل ء)) هر دو به معناى پر كردن است . و لام اول و نون مشدد آخر هر دو براى تاكيد است . ((ملاء)) هم به معناى جماعت و جماعت اشراف است ، زيرا محلى از زمين يا چشم بينندگان را پر مى كنند؛ و ((ملاء اعلى )) هم جماعت بالاتر، يعنى ملائكه ، را گويند.
    آيات 13 سوره سجده و 84 و 85 ص و 30 قدس سره هم از پر شدن جهنم سخن مى گويند. اما منظور از پر شدن جهنم چيست ؟
    اين آيه صريح است در اينكه قطعا جهنم پر مى شود؛ اما در آيه 30 سوره ق مى فرمايد: يوم نقول لجهنم هل امتلاءت و تقول هل من مزيد. (روزى كه به دوزخ مى گوييم آيا پر شدى ؟ و مى گويد آيا باز هم هست ؟) اين آيه صريح است در اينكه جهنم پر شدنى نيست . جمع ميان اين دو آيه و رفع اين تناقض ظاهرى چگونه ممكن است ؟ گويا مراد از اين سوال و جواب اين باشد كه قهر خداى تعالى و عذاب او در اينكه به همه مجرمان احاطه يابد و جز او كيفرى را كه مستحق آن اند به آنان بدهد كاستى ندارد و جهنم به كافران احاطه كامل دارد؛(537) يا اينكه گفته شود كه پر شدن ظرف يا مكان هميشه به معناى اين نيست كه ديگر ظرفيتى ندارد، بلكه گاه منظور اين است كه همه طبقاتش سكنه دارد و هيچ يك خالى نيست ؛ و پاسخ ديگر اينكه اين سؤ ال و جواب مربوط است به قبل از داخل شدن همه دوزخيان و آن موقع جهنم پر نشده بود. نيز مى توانيم استفهام در ((هل من مزيد)) را استفهام انكارى بگيريم ، يعنى خداوند سوال كرده است آيا آن قضايى كه رانده بودم كه جهنم را پر كنم محقق شده يا خير؟ و جهنم پاسخ مى دهد بلكه پر شده ام و آن وعده ات محقق شده است .
    در حديثى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است كه فرمودند: ((دوزخ مى گويد: هل من مزيد؟ (آيا باز هم هست ؟) و پروردگار جهانيان آن قدر دوزخى در آن مى ريزد كه جهنم مانند مشك نويى كه وقتى پر شود غلغل مى كند به غلغل مى افتد و مى گويد: بس است بس ‍ است !))(538)

    جهنم هست ؟ براى كيست ؟ نتيجه چيست ؟

    اولا، قرآن مى فرمايد: سوگند و سوگند و سوگند كه عذاب خدا واقع شدنى است : و الطور و كتاب مسطور فى رق منشور و البيت المعمور و السقف المرفوع و البحر المسجور ان عذاب ربك لواقع .(539) آيات 18 سوره حج و 58 انعام هم از وقوع حتمى عذاب الهى خبر داده است .
    ثانيا، مؤ منان و فاسقان در نزد خدا يكسان نيستند: افمن كان مؤ منا كمن كان فاسقا لا يستوون .(540) و فاسقان در آتشى ابدى بى هيچ راه فرار و تخفيفى به سر خواهند برد: و اما الذين فسقوا فماءويهم النار كلما ارادوا ان يخرجوا منها اعيدوا فيها و...(541) آيات 60 سوره ذاريات و 57 نور و 147 انعام و 85 نحل و 22 حج هم معناى مشابهى دارند.
    ثالثا، عذاب خدا نتيجه كارهاى خود انسان است و خدا به كسى ظلم نمى كند:
    ذلك بما قدمت يداك و ان الله ليس بظلام للعبيد.(542)
    رابعا، عامل اصلى جهنمى شدن فراموشى قيامت و حساب و كتاب خداست :
    فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا.(543) آيه 16 سوره روم هم گوياى اين حقيقت است . خامسا، يكى ديگر از علل انحراف از راه خدا و حق و جهنمى شدن اين است كه گمان مى كنند مدت كوتاهى در جهنم اند:
    لذلك بانهم قالوا لن تمسنا النار الا اياما معدودات .(544)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  4. #114
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    102. دوزخ با هفت در: ميعادگاه پيروان شيطان

    و ان جهنم لموعدهم اجمعين لها سبعة ابواب لكل باب منهم جزء مقسوم .
    حجر: 43 و 44
    و به درستى كه جهنم ميعادگاه همه است . هفت در دارد و براى هر در گروهى از آنان معين شده اند.
    از امام باقر (عليه السلام) درباره تفسير اين آيات روايت شده كه ((به من خبر رسيده ، و البته خدا داناتر است ، كه ان الله جعلها سبع دركات (خداوند دوزخ را هفت درك ، طبقه زيرزمينى ، قرار داده است ): اعلاها الجحيم (545) (بالاترين آنها درك جحيم است ) كه اهلش بر روى تخته سنگى از آن مى ايستند كه از شدت حرارت مغز سرشان هم به جوش مى آيد، مانند به جوش آمدن ديگ بر روى آتش ؛
    و درك دوم لظى نزاعة للشوى ...(546) (لظى شعله هاى سوزان آتش ، دست و پا و پوست سر را مى كند و مى برد و كسانى را كه به فرمان خدا پشت كردند صدا مى زند و آنها كه اموال را جمع و ذخيره كردند.)
    و درك سوم . سقر لا تبقى و لا تذر...(547) (سقر آتشى است كه نه چيزى را باقى مى گذارد و نه چيزى را رها مى كند، پوست تن را به كلى دگرگون مى كند. نوزده نفر از فرشتگان عذاب بر آن گمارده شده اند.)
    و درك چهارم حطمة (آتش خردكننده ) است (548) كه شعله هايى مى افكند هر يك به بلندى كاخى عظيم ، گويى كه شترهايى زرد گون اند...
    و درك پنجم هاوية (549) (دوزخ ) است . در آنجا گروهى هستند كه دست به دعا برمى دارند و مى گويند: مالكا، به فريادمان برس ! پس چون او بخواهد كمكشان كند، ظرفهاى زردرنگ آتشين به آنان مى دهد كه در محتواى آن زردابه و چركى است كه چونان مس گداخته از پوستهايشان جارى مى شود...
    و درك ششم سعير(550) (آتش افروخته ) است كه در آن سيصد سراپرده از آتش است ...
    و درك هفتم جهنم است كه فلق در آن است و آن چاهى است در جهنم كه چون دهان باز كند به شدت آتش زبانه كشد كه دردآورترين آتش ‍ است .))(551)
    امام على (عليه السلام) نيز فرمودند: ((درهاى جهنم هفت است كه بعضى مافوق بعضى ديگر است . وقتى اولى پر شد، دومى را پر مى كنند. آنگاه سومى را تا همه اش پر شود))؛ و در روايت ديگرى آمده است كه حضرت در توضيح چگونگى درهاى جهنم يك دست خود روى دست ديگرشان گذاشتند و اين گونه اشاره به طبقات جهنم كردند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نيز فرمود: ((براى بهشت هشت در است و براى جهنم هفت در.))(552)

    خوف و خشيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) و فاطمه عليها السلام

    در حديث است كه ((وقتى اين آيات - و ان جهنم لموعدهم اجمعين ... - نازل شد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به شدت گريستند، به گونه اى كه از گريه آن حضرت اصحاب نيز به گريه افتادند؛ هر چند كسى نمى دانست كه جبرئيل چه چيز بر او نازل كرده است و در آن حال هم كسى نمى توانست با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) سخن بگويد. چون برخى اصحاب مى دانستند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) با ديدن فاطمه عليها السلام خوشحال مى شود، به سراغ آن حضرت رفتند تا به گريه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) پايان دهد. وقتى به خانه فاطمه عليها السلام رسيدند كه حضرت در حال آسياب كردن جو بود و مى فرمود: و ما عند الله خير و ابقى .)) (آنچه در نزد خداست برتر و ماندگارتر است .) بر او سلام كردند و ماجراى گريه پدرش را بازگو كردند. حضرت فاطمه عليها السلام به خدمت پدر رسيد و عرض كرد: پدرجان ، فدايت شوم چه چيز باعث گريه شما شده است ؟ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آيات نازل شده را قرائت فرمودند. صديقه كبرى عليها السلام چون آيات عذاب را شنيدند با صورت بر زمين افتادند در حالى كه زير لب زمزمه مى كردند: واى واى بر كسى كه داخل آتش جهنم شود.))(553)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  5. #115
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    103. نوزده ملك ماءمور جهنم اند. عدد را گفتيم تا بيازماييم

    عليها تسعه عشر و ما جعلنا اصحاب النار الا ملائكه و ما جعلنا عدتهم الا فتنه للذين كفروا ليستقين الذين اوتوا الكتاب و يزداد الذين آمنوا ايمانا و لا يرتاب الذين اوتوا الكتاب و المؤ منون و ليقول الذين فى قلوبهم مرض ‍ والكافرون ماذا اراد الله بهذا مثلا كذلك يضل الله من يشاء و يهدى من يشاء و ما يعلم جنود ربك الا هو و ما هى الا ذكرى للبشر.
    مدثر: 30 و 31
    نوزده فرشته بر آن گماشته اند. موكلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم ؛ و شمار آنها جز براى امتحان كافران نيست تا اهل كتاب يقين كنند و بر ايمان مؤ منان بيفزايد و اهل كتاب و مومنان شك نكنند و تا آنان كه در دلهاشان مرضى است نگويند: خدا از اين مثل چه مى خواسته است ؟ خدا اين گونه هر كه را بخواهد گمراه مى كند و هر كه را بخواهد راه مى نمايد؛ و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند؛ و اين سخن جز اندرزى از براى مردم نيست .
    بر طبق تفاسير مختلف مى توان گفت كه بر آتش نوزده فرشته يا نوزده صفت يا نوزده صنف از ملائكه موكل اند و بر آن و اهل آن مسلطاند. بعضى ظاهر آيه را گرفته اند و برخى ديگر گفته اند اخلاق رذيله نوزده تاست و هر يك از خازنان دوزخ نماد يكى از آن صفات است ؛ و برخى نيز گفته اند منظور از عدد خازنان دوزخ نوزده گروه است . گروهى نيز انتخاب عدد نوزده را بدين دليل دانسته اند كه عدد نه آن بزرگترين عدد يكان و عدد يك آن كوچكترين آنهاست .
    در حديثى است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در پاسخ به جمعى از يهوديان كه درباره تعداد خزانه هاى جهنم پرسيدند. يك بار به همه انگشتان دستشان اشاره كردند و مرتبه ديگر انگشت ابهام دست راست را نگه داشتند و به بقيه اشاره كردند. آنگاه اين آيه براى تصديق قول پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) نازل شد و يهود هم قول آن حضرت را پذيرفتند و گفتند در تورات نيز چنين آمده است .(554)

    جهنم انتقام خدا

    قرآن در آيات 95 سوره مائده و 4 آل عمران و 47 ابراهيم و 37 زمر و 136 اعراف و 79 حجر و 47 روم و 25 و 55 زخرف از منتقم بودن خداوند سخن گفته است .

    گفتارى درباره انتقام خدا(555)

    ((انتقام )) به معناى عقوبت است ، لكن هر نه عقوبتى ، بلكه عقوبت مخصوص ، و آن اين است كه دشمن را به همان مقدار كه آزار رساند يا بيشتر از آن آزار برسانند. البته در شرع مقدس از انتقام بيشتر نهى جدى شده است .(556) انتقام همواره در ميان انسانها بوده و حتى از بعضى حيوانات حركاتى ديده شده كه بى شباهت به انتقام نيست . البته انتقام دو گونه است : انتقامى كه بر اساس احساسى درونى و فردى است و غرض از آن تنها تشفى خاطر است ؛ انتقامى كه بر اساس حكم عقل است و اجتماعى است و غرض از آن حفظ نظام و احقاق حق اجتماع است . در آيات شريف قرآن ، در هر جا انتقام به خدا نسبت داده شده ، منظور انتقامى است كه حقى از حقوق دين الهى و شريعت آسمانى مجتمع اسلامى را تامين مى كند؛ هر چند كه در پاره اى از موارد حق فرد را هم تامين مى كند؛ و مقصود خدا از انتقام تشفى خاطر نيست ؛ زيرا خداوند از هيچ عمل خوب و بد بندگانش ‍ منتفع يا متضرر نمى شود. البته اين اصل انتقام را منتفى نمى كند؛ و بايد گفت كه انتقام الهى انتقامى اجتماعى است نه فردى تا مستلزم تشفى قلب باشد.
    بعلاوه ، اگر بگوييم عقاب و ثواب آخرت عبارت است از ملكات زشت يا ملكات فاضله اى كه بر اثر تكرار نيكيها و بديها در نفس آدمى صورت مى گيرد، همين صورتها در آخرت شكل عذاب و ثواب به خود منى گيرد و همين معناى انتقام الهى است .

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  6. #116
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    104. دوزخيان را با زنجير هفتاد ذراعى مى بندند

    خذوه فغلوه ثم الجحيم صلوه ثم فى سلسلة ذرعها سبعون ذراعا فاسلكوه .
    حاقه : 30 - 32
    بگيريدش ، زنجيرش كنيد و به جهنمش بكشيد؛ و او را با زنجيرى به درازاى هفتاد ذراع بكشيد.
    ((صلوا)) از ماده ((صلو)) يا ((صلى )) به معناى ملازمت دخول ، سوختن و نيز ملازم قرار دادن آدمى با آتش آيد. ((صال )) هم به معناى ملازم و داخل است .
    ((سلسلة )) به معناى زنجير است . اصل آن ((سلسل )) به معناى اضطراب و تكان خوردن است ؛ و چون حلقه هاى زنجير مى لرزند و تكان مى خورند به آن ((سلسلة )) مى گويند و جمع آن ((سلاسل )) است .
    ((ذراع )) فاصله آرنج تا نوك انگشت وسط (بلندترين انگشت دست ) را گويند كه خود يك واحد اندازه گيرى طولى است . و ((ذرع )) به معناى اندازه گيرى با ((ذراع )) است .
    قرآن كريم مى فرمايد: ((انا اعتدنا للكافرين سلاسل و اغلالا و سعيرا.(557))) (ما براى كافران زنجيرها و غلها و شعله هاى سوزان آتش آماده كرده ايم .) ((غل )) آن طوقى است كه در گردن مى گذارند. در آيه 71 سوره مومن نيز، خداوند به غل و زنجير جهنم اشاره كرده است .
    در حديثى از امام صادق (عليه السلام) از قول جبرئيل خطاب به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آمده است كه لو ان حلقة واحدة من السلسلة التى طولها سبعون ذراعا وضعت على الدنيا لذابت الدنيا من حرها.(558 ) (اگر يك حلقه از آن زنجير هفتاد ذراعى را بر زمين قرار دهند دنيا از گرماى آن ذوب مى شود.)
    در تفسير هفتاد ذراع مطالب گوناگونى بيان شده است : بعضى معتقدند كه عدد هفتاد صرفا براى افاده كثرت آمده است : بعضى ديگر مى گويند اين ذراع ، ذراع معمولى نيست بلكه هر ذراع آن فاصله هاى عظيمى را در بر مى گيرد و همه دوزخيان را با آن ، زنجير مى كنند؛ در نزد بعضى ، يك زنجير است ؛ و در نزد بعضى ديگر، هر يك نفر يك زنجير دارد.

    توجيه عذاب الهى با اعتقاد به رحمت نامتناهى حضرتش چگونه است ؟(559 )

    سوال اين است كه چطور مى شود با حفظ اعتقاد به نامتناهى بودن رحمت الهى عذاب ابدى خداوند را توجيه كرد، با اينكه برخى انسانهاى بارحم را مى بينيم كه به مجرم خود، كه از روى نادانى مخالفت كرده ، رحم مى كنند و از عذابش صرف نظر مى كنند، هر چند رحمت و مهربانى آنان محدود و متناهى است ؟
    پاسخ اين پرسش و اشكال را از موضوع گذشته ، كه درباره انتقام الهى سخن گفتيم ، مى توان فهميد؛ و آن اينكه انتقام خدا اجتماعى است ، نه فردى و اينجا رحمت قلبى و نفسانى با رحمت عقلى خلط شده است . رحمت عقلى عبارت است از تتميم ناقص و تكميل كمبود افرادى كه استعداد آن را دارند؛ و لذا مى بينيم عذاب خلق همواره به سبب جرمهايى است كه استعداد رحمت و امكان افاضه را از بين مى برد: بلى من كسب سيئه و احاطت به خطيئته فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون .(560) (آرى ، كسانى كه مرتكب گناه شوند و آثار گناه سراسر وجودشان را بپوشاند آنها اهل آتش اند و جاودانه در آن خواهند بود.)
    آرى ، بر اثر تكرار گناهان ، صورتهاى زشت و ناراحت كننده اى در آدمى پديد مى آيد كه جهنم و عذاب الهى در واقع همان تجسم گناهان و ملكات زشتى است كه انسان ها در زندگى دنياى خود كسب كرده اند. اين مطلبى كلى است كه درباره پاداش الهى نيز قابل طرح است . بنابراين همه پاداشها و كيفرها چيز جز عمل و كردار ما نيست ، ولى به صورت و لباس اخروى ؛ مثلا خوردن مال يتيم در آخرت به آتش در شكمها تبديل مى شود: ان الذين ياكلون اموال اليتامى ظلما انما ياءكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا.(561) (كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى خورند در حقيقت تنها آتش مى خورند و به زودى در شعله هاى آتش مى سوزند.) در اين باره ، در صفحات بعد نيز سخن خواهيم گفت .
    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  7. #117
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    105. عذاب آخرت تلخ ‌تر و بزرگ تر و خواركننده تر و گرمايش شديدتر از عذابهاى دنياست

    والساعه ادهى و امر
    قمر: 46
    و لعذاب الاخره اكبر
    قلم : 33
    و لعذاب الاخره اخزى
    فصلت : 16
    قل نار جهنم اشد حرا
    توبه : 81
    و قيامت بلاخيزتر و تلخ ‌تر است
    و عذاب آخرت بزرگتر است
    و عذاب آخرت خواركننده تر است
    بگو گرماى آتش جهنم بيشتر است .
    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمودند: ناركم هذه جزء من سبعين جزءا من نار جهنم لكل جزء منها حرها.(562) (اين آتش دنياى شما (تمام آتشهاى دنيا) يكى از هفتاد جزو آتش دوزخ است كه براى هر جزئى از آن آتش حرارت و سوزندگى همه آتش است .)
    امام على (عليه السلام) هم در توصيف عذاب جهنم مى فرمايند: اتقوا نارا حرها شديد و قعرها بعيد و حليتها حديد و شرا بها صديد.(563) (از آتشى بپرهيزيد كه حرارتش شديد و عمق آن ناپيدا و زيور آن غل و زنجير و آشاميدنى آن زرد آب و چرك جوشان است .)
    حضرتش در عبارت ديگرى فرموده اند: ((و اما گناهكاران را در بدترين منزلگاه در آورد و دست و پاى آنها را با غل و زنجير به گردنشان در آويزد، چنان كه سرهايشان به پاها نزديك شود. جامه هاى آتشين بر بدنشان پوشاند و در عذابى كه حرارت آتش آن بسيار شديد است و درش بر روى آنها بسته است ، در آتشى كه بخروشد و زبانه كشد، و صداى شعله هايش ‍ هراس انگيز است قرار دهد - جايگاهى كه هرگز از آن خارج نشود و براى اسيران آن غرامتى نپذيرند و زنجيرهاى آن گسسته نمى شود. مدتى براى عذاب آن تعيين نشده تا پايان پذيرد و نه سر آمدى تا فرا رسد.))(564)

    # # #

    اى بشر امروز بكن فكر خويش
    هست تو را روز حسابى به پيش

    روز مكافات گناه و صواب

    روز گرفتارى و ((يوم الحساب ))

    روز حساب بد و نيك همه

    عدل خدا قاضى آن محكمه

    هر كه در آن محكمه محكوم شد

    خوار و سرافكنده و محروم شد

    قسمت او در طبقات جحيم

    حسرت و درد است و عذاب اليم

    تا به ابد سوختن و خوارى اش

    حاصل يك عمر تبه كارى اش

    منزل هر مومن نيكوسرشت

    غرفه پرنعمت باغ بهشت

    عطر گل و در جريان نهرها

    برتر از آن قرب و رضاى خدا

    سوى جنان راهبر مومنان

    نيست به جز عترت و قرآن حسان (565)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  8. #118
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    106. جهنم با لباسهاى آتشين و بارانى سوزان و جوشان و گرزهاى آهنين

    فالذين كفروا قطعت لهم ثياب من نار يصب من فوق رؤ سهم الحميم يصهر به ما فى بطونهم و الجلود و لهم مقامع من حديد.
    حج : 19 - 21
    براى آنان كه كافرند جامه هايى از آتش بريده اند و از بالا بر سرشان آب جوشان مى ريزند. بدان آب جوشان ، هر چه در درون شكم دارند و نيز پوستهايشان گداخته مى شود؛ و نيز براى آنهاست گرزهايى آهنين .

    حقيقت جهنم و بهشت چيست ؟

    گر چه در موضوعات قبلى مطالبى در اين باب مطرح شد؛ به دليل اهميت مسئله ، در اين باره از منظرى ديگر بحث مى كنيم . بهشت و جهنم به صورت دو چيز مستقل مطرح نيستند؛ بلكه آن دو، با همه مراتب و مراحلشان ، از آثار و چگونگى حركت به سوى پروردگارند كه همان لقاى حضرت حق است : بهشت از آثار و لوازم لقاى حضرت حق با اسماى رحمت و مغفرت و هدايت است و جهنم از آثار و تبعات لقاى پروردگار با اسماى غضب و سخط. بنابراين حقيقت بهشت لقاى حضرت حق با اسماى رحمت است و حقيقت جهنم لقاى حضرت حق با اسماى غضب . بايد دانست كه اسماى الهى صرفا سلسله اى از عناوين محض و اعتبارى نيست ، بلكه منشاء آثارند؛ و در حقيقت ، هر وجود و موجودى در دنيا و نظامهاى ديگر و عوالم برتر و حتى آخرت از آثار اسماى حسناست . عوالم وجود همه جلوه هاى اسماست و هر اسمى آثار خاص خود را دارد و در مراتب مختلفى تجلى مى كند و هر فردى در مسير خود با اسمى از اسماى ربوبى در ارتباط است . اگر آدمى در مقام بندگى باشد، با رب هادى رو به روست و در قيامت نزديك به ملاقات خداى ارحم الراحمين در بهشت نايل مى شود؛ اما اگر در مقام مخالفت با حضرت حق و دين الهى باشد، مربى اى كه او را تربيت مى كند رب منتقم و شديد العذاب است و باز در قيامت نزديك به ملاقات خداى اشد المعاقبين در جهنم نايل مى شود.

    از صفت وز نام چه زايد خيال
    و آن خيالش هست دلال وصال

    ديده اى دلال بى مدلول هيچ

    تا نباشد جاده نبود غول هيچ

    هيچ نامى بى حقيقت ديده اى

    يا ز گاف و لام گل گل چيده اى

    اسم خواندى رو مسمى را بجو

    مه به بالا دان نه اندر آب جو(566)


    قرآن در آيات متعدد مسير حركت عمومى عالم را لقاى پروردگار و رجعت به سوى مبدا عالم دانسته است : ((انا لله و انا اليه راجعون .))(567) (ما از آن خداييم و به سوى او باز مى گرديم )؛ ((و ان الى ربك المنتهى ))(568) (كه همه امور به پروردگارت منتهى مى گردد)؛
    ((الا الى الله تصير الامور))(569) (آگاه باشيد كه همه كارها تنها به سوى خدا باز مى گردد)؛ لكن گروهى به جهنم مى رسند و گروهى به بهشت : ((فريق فى الجنة و فريق فى السعير.))(570) (گروهى در بهشت اند و گروهى در آتش ‍ سوزان .) به هر روى بايد به اين حقيقت توجه داشت كه از ديدگاه قرآن جهنم از آثار لقاى پروردگار با اسماى غضب و سخط و انتقام و طرد و رد است : اولئك جزاءهم ان عليهم لعنه الله و الملائكه و الناس اجمعين خالدين فيها لا يخفف عنهم العذاب و لا هم ينظرون .(571) (كيفر آنها اين است كه لعن و طرد خداوند و فرشتگان و مردم همگى بر آنهاست . همواره در اين لعن مى مانند مجازاتشان تخفيف نمى يابد و به آنها مهلت داده نمى شود.) افمن اتبع رضوان الله كمن باء بسخط من الله و ماءويه جهنم و بئس المصير.(572) (آيا كسى كه از رضاى خدا پيروى كرده همانند كسى است كه به خشم و غضب خدا بازگشته ؟ و جايگاه او جهنم و پايان كار او بسيار بد است .)
    بهشت نيز از آثار لقاى پروردگار با اسماى رحمت و غفور و ودود و عفو است :
    فاما الذين آمنوا بالله و اعتصموا به فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل و يهديهم اليه صراطا مستقيما.(573) (اما آنها كه به خدا ايمان آوردند و به قرآن چنگ زدند به زوده همه را در حمت و فضل خود وارد مى سازد و در راه راستى به سوى خودش هدايت مى كند.)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  9. #119
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    107. جهنم با آتشى كه نه مى ميراند و نه رها مى كند

    والذين كفروا لهم نار جهنم لا يقضى عليهم فيموتوا و لا يخفف عنهم من عذابها كذلك نجزى كل كفور.
    فاطر: 36
    و كافران را آتش جهنم است ، نه بميرانندشان و نه از عذابشان كاسته گردد. ناسپاسان را چنين كيفر مى دهيم .

    مسئله خلود و جاودانگى در عذاب جهنم به كيفر گناهان محدود و معدود در دنيا چگونهقابل حل است ؟(574)

    بنابر آنچه از قرآن و روايات به خوبى استفاده مى شود، همه مومنان و پاكان در بهشت و بعضى از گناهكاران در جهنم جاودانه اند. تعبير به ((خلود))، كه به معناى بقاى چيزى به حال خود است و دهها بار در قرآن درباره بهشتيان و جهنميان به كار رفته است ، شايد در مورد پاداش و بهشت الهى مسئله برانگيز نباشد؛ اما اين نابرابرى ميان عمل و كيفر و عذاب آن چگونه ممكن است ؛ مثلا فردى 80 سال گناه كند، اما در جهنم جاودانه باشد، آن هم با آن عذابهاى توصيف شده ؟ خلاصه مسئله خلود با اصل عدالت پروردگار چگونه سازگار است ؟ براى پاسخ به اين اشكال ابتدا به توضيح سه مطلب مى پردازيم :
    1) مجازات جاويدان و ابدى منحصرا مربوط به آنانى است كه همه روزنه هاى نجات و هدايت را در وجودشان كور كرده اند و از روى علم و عمد در گرداب گناه فرو رفته اند، به طورى كه به رنگ كفر و معصيت در آمده اند؛(575)
    2) اين اشتباه است كه بعضى خيال مى كنند مدت و زمان كيفر بايد به اندازه مدت و زمان گناه باشد؛ زيرا رابطه ميان گناه و كيفر رابطه زمانى و كمى نيست ، بلكه رابطه اى كيفى است ، يعنى مقدار زمان مجازات تناسب با كيفيت گناه دارد، نه با مقدار زمان گناه ؛ شخصى را تصور كنيد كه در يك لحظه انسانى را از پاى در مى آورد، در حالى كه دادگاه او را به حبس ابد محكوم مى كند؛
    3) مجازاتها و كيفرهاى رستاخيز اثر و نتيجه اعمال خود دوزخيان است : فاليوم لا تظلم نفس شيئا و لا تجزون الا ما كنتم تعملون .(576) (امروز به هيچ كس ستم نمى شود و جز اعمال خود شما جزايى براى شما نيست .)
    از بسيارى از آيات قرآن ، من جمله سوره جاثيه آيه 33 و قصص 84، اين مطلب استفاده مى شود.
    بعد از روشن شدن اين سه مطلب ، به اين مثال توجه فرماييد: فرض كنيد كسى بر اثر شرب خمر در يك هفته عمرى گرفتار زخم معده شديد بشود. آيا اين برابرى ميان عمل بد و نتيجه آن بر خلاف عدالت است ؟ و اگر عمر اين انسان به جاى 80 سال 800 سال هم باشد، بايد به سبب يك هفته هوسرانى ساليان متمادى رنج ببرد. بايد گفت اين عين عدالت و برابرى است ؛ زيرا قبلا وجود اين خطر را در ميگسارى و مصرف مشروبات الكلى به او اعلام كرده بودند و او را از اين عمل بر حذر داشته بودند و با وجود اين ، مرتكب اين عمل شده است ؛ يا اگر كسى بر اثر بى توجهى به مقررات رانندگى در يك لحظه دچار حادثه اى شود و او يكى از اعضاى مهم خود، مثلا چشمان خود، را از دست بدهد و مجبور شود عمرى را در رنج نابينايى به سر ببرد، آيا منافاتى بين اين اثر عمل با عدالت پروردگار وجود دارد؟ قطعا پاسخ منفى است ، زيرا اين امور همه از آثار عمل خود انسان است ، با اينكه مساوات و برابرى ميان كميت عمل و نتيجه آن برقرار نيست .
    آرى ، هنگامى كه كيفر قيامت و دوزخ نتيجه و اثر عمل آدمى باشد، ديگر مسئله مساوات و برابرى از نظر كميت مطرح نخواهد بود؛ و هنگامى كه گناه و كفر و سركشى وجود انسانى را احاطه كند، به طورى كه تمام بال و پرهاى روح و جان او در آتش اعمالش بسوزد، چه جاى تعجب است اگر در سراى جاويدان آخرت براى هميشه از نعمت پرواز در آن جهان وسيع و ابدى محروم شود؟
    امام على (عليه السلام) مى فرمايند: ((... فان يعذب فانتم اظلم و ان يعف فهو اكرم .))(577)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  10. #120
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    108. طعام مجرمان : ميوه درخت زقوم و آب داغ متعفن

    اذلك خير نزلا ام شجره الزقوم انا جعلناها فتنه للظالمين انها شجره تخرج فى اصل الجحيم طلعها كانه رؤ س الشياطين فانهم لاءكلون منها فمالئون منها البطون ثم ان لهم عليها لشوبا من حميم ثم ان مرجعهم لالى الجحيم .
    صافات : 62 - 68
    آيا اين از نظر پذيرايى بهتر است يا درخت زقوم ؟ ما آن درخت را براى ابتلاى ستمكاران پديد آورده ايم . درختى است كه از اعماق جهنم مى رويد، ميوه اى همانند سر شياطين است ، دوزخيان از آن مى خورند و شكم انباشته مى سازند، و بر سر آن آميزه اى از آب سوزان مى نوشند. سپس بازگشتشان به همان جهنم است .
    اصل ((نزل )) نزول ، به معناى فرود آمدن است ؛ و ((نزل )) به معناى آن چيزى است كه براى ميهمان آماده شده تا بر آن نازل شود.
    ((طلع )) و ((طلوع )) و ((مطلع )) به معناى آشكار شدن است ؛ و ((اطلاع )) به معناى ظاهر شدن و آگاه شدن و آگاه كردن مى آيد؛ و چون ((طلوع )) به معناى بروز و آشكار شدن است ، به ميوه و غنچه گل و شكوفه هم ((طلع )) مى گويند، زيرا از درخت ظاهر مى شود. ((حميم )) و ((حمم )) به معناى آب داغ است . ان شجرت الزقوم طعام الاثيم كالمهل يغلى فى البطون كغلى الحميم .(578) (مسلما درخت زقوم غذاى گناهكاران است ، همانند فلز گداخته در شكمها مى جوشد - جوششى همچون آب سوزان ).
    لآكلون من شجر من زقوم فمالئون منها البطون .(579) (قطعا از درخت زقوم مى خوريد و شكمها را از آن پر مى كنيد.)
    ((زقوم )) شجره اى است كه ريشه اش از اصل جهنم روييده و شاخه و برگش تا اين نظام دنيوى كشيده شده است . عمل بد و فكر بد و صفت بد و عقيده بد هر يك گرفتن شاخه اى از اين درخت است كه انسان را به اصل و ريشه آن كه در عمق جهنم است مى كشاند: دايم از ميوه هاى اين درخت تغذيه مى كنند و شكمهاى خود را پر مى كنند تا آماده شوند براى پيش رفتن و اين حركت مرحله به مرحله ادامه پيدا مى كند تا به جهنم ، كه ريشه درخت زقوم در آنجاست ، برسند. در روايت آمده كه ((عذاب گرسنگى را به دوزخيان مسلط مى كنند تا به ناچار شكمهاى خود را از قوم پر سازند. پس از آن تشنگى را چنان بر آنها چيره مى كنند كه چون حميم را برايشان عرضه مى كنند بسيار از آن مى آشامند؛ و آن به گونه اى گرم است كه درون آنها را ريزه ريزه مى كند.))(580)
    درباره غذاى جهنميان خداوند مى فرمايد: ليس لهم طعام الا من ضريع لا يسمن و لا يغنى من جوع .(581) (غذايى جز ضريع ، خار خشك تلخ و بدبو، ندارند، غذايى كه نه آنها را فربه مى كند و نه از گرسنگى مى رهاند.)
    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه در تعريف ((ضريع )) فرمودند: ((ضريع چيزى است در دوزخ همانند خار، از صبر زرد تلخ ‌تر است و از مردار بدبوتر و از آتش داغتر. خداوند آن را ضريع ناميده است .))(582)
    رسول خدا فرمودند: ((اگر يك سطل از چرك و خون دوزخيان (غسلين ) در شرق عالم ريخته شود، بر اثر آن جمجمه كسانى كه در غرب عالم اند به جوش مى آيد.))(583 )
    قرآن كريم نيز مى فرمايد: فليس له اليوم ههنا حميم و لا طعام الا من غسلين .(584 ) (از اين رو امروز هم در اينجا يار مهربانى ندارد و نه طعامى جز از چرك و خون .)
    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

صفحه 12 از 19 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •