سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 14 از 19 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 181

موضوع: **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #131

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    119. پوست جهنميان بعد از هر بار سوختن دوباره مى رويد

    ان الذين كفلوا بآياتنا سوف نصليهم نارا كلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غيرها ليذوقوا العذاب ان الله كان عزيزا حكيما.
    نساء: 56
    آنان را كه به آيات ما كافر شدند به آتش خواهيم افكند. هر گاه پوست تنشان بپزد، پوستى ديگرشان دهيم تا عذاب خدا را بچشند. خدا پيروزمند و حكيم است .
    ((نضجت )) از ماده ((نضج )) به معناى رسيدن ميوه و پختن گوشت است .
    ابن ابى العوجاء، كه از ملحدان مشهور زمان امام باقر (عليه السلام) بود، از حضرتش درباره اين آيه مى پرسد كه قبول كردم كه آن پوستها گناه كردند و عذاب ديدند تقصير پوستها عوض شده همان پوستهاى اول اند و غير آن اند.) او گفت برايم توضيحى دهيد. حضرت فرمودند: ((اگر كسى خشتى را خرد كند و آن را گل كند و بار ديگرخشت زند، آيا خشت اوليى و در عين حال غير آن نيست ؟)) گفت : ((آرى ، خدا سعادتمندت كند.))(630)

    تصوير حقيقى و تجسمى قرآن از برخى اعمال در قيامت

    گروهى از آيات قرآن كريم در بحث تجسم اعمال در قيامت پيشتر رفته و از نوع تجسم عمل هم سخن گفته اند و شكل و شمايل رستاخيزى بعضى از اعمال را وصف كرده اند:
    - ان الذين ياءكلون اموال اليتامى ظلما انما ياءكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا.(631) (كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى خورند تنها آتش مى خورند و به زودى در شعله هاى آتش مى سوزند.)
    در اين آيه خداوند صراحتا فرموده است كه خورنده مال يتيم در قيامت آتش مى خورد.
    - لا يحسبن الذين يبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خيرا لهم بل هو شر لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامة .(632) (كسانى كه بخل مى ورزند و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده است انفاق نمى كنند گمان نكنند اين كار به سود آنهاست ، بلكه براى آنها شر است : به زودى در روز قيامت آنچه را به آن بخل ورزيدند همانند طوقى به گردنشان مى افكنند.)
    در اين آيه هم به روشنى فرموده است كه ثروت ثروت اندوزان بخيل در قيامت چون طوقهاى سنگين بر گردنشان بسته مى شود.
    - يوم يحمى عليها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما كنزتم لانفسكم فذوقوا ما كنتم تكنزون .(633) (در آن روز كه آن را در آتش گرم و سوزان مى كنند و با آن صورتها و پهلوها و پشتهايشان را داغ مى كنند. اين همان چيزى است كه براى خود اندوختيد. پس بچشيد چيزى را كه براى خود مى اندوختيد.)
    در اين آيه فرموده است اين آتش چيز عجيب و غريبى نيست ، بلكه ((هذا ما كنزتم )) (اين همان پس اندازهاى دنيايى شماست .)
    - يوم يغشيهم العذاب من فوقهم و من تحت ارجلهم و يقول ذوقوا ما كنتم تعملون .(634) (آن روز كه عذاب آنها را از بالاى سر و پايين پايشان فرا مى گيرد و به آنها مى گويد بچشيد آنچه را عمل مى كرديد!)
    - يوم ترى المومنين و المومنات يسعى نورهم بين ايديهم و بايمانهم .(635) (روزى كه مردان و زنان باايمان را مى نگرى كه نورشان پيش ‍ رو و در سمت راستشان به سرعت حركت مى كند.)
    لذا قرآن در آيه بعد مى فرمايد وقتى در قيامت منافقان بهره اى از نور مؤ منان را طلب مى كنند و مى گويند: ((انظرونا نقتبس من نوركم .)) (نظرى به ما افكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم )، آنان مى گويند: ((ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورا)) (به پشت سر خود باز گرديد و كسب نور كنيد.)؛ يعنى اين نور نور اعمال و ايمان ما در دنيا بوده است . اگر نور مى خواهيد، به دنيا بايد برگرديد. اينجا خبرى نيست .



  2. Top | #132

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    120. اهل جهنم در پاسخ بهشتيان از علت جهنمى شدن خود مى گويند

    ما سلككم فى سقر قالوا لم نك من المصلين و لم نك نطعم المسكين و كنا نخوض مع الخائضين و كنا نكذب بيوم الدين .
    مدثر: 42 - 46
    چه چيز شما را به جهنم كشانيد؟ مى گويند: ما از نمازگزاران نبوديم و به مستمندان طعام نمى داديم و با آنان كه سخن باطل مى گفتند هم آواز مى شديم و روز قيامت را دروغ مى انگاشتيم .
    ((سلكَ)) از مصدر ((سلك )) به معناى داخل شدن و داخل كردن است .
    ((نخوض )) از ماده ((خوض ))، به معناى داخل شدن در آب و رفتن در آن ، است ؛ و مجازا به وارد شدن در امور اطلاق مى شود.

    تجسم اعمال در روايات

    جبرئيل (عليه السلام) در مقام موعظه به پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) گفت : يا محمد احبب ما شئت فانك مفارقه و اعمل ما شئت فانك ملاقيه .(636) (اى محمد، هر كه را خواهى دوست بدار، پس تو از آن جدا مى شوى ، و هر چه خواهى بكن ، پس آن را ملاقات خواهى كرد.)
    - رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: ((الظلم هو الظلمات يوم القيامة .))(637) (ظلم در دنيا همان تاريكى در قيامت است .)
    - امام على (عليه السلام) فرمودند: اعمال العباد فى عاجلهم نصب اعينهم فى آجالهم .(638) (كردار بندگان در دنيا فردا در پيش روى آنان جلوه گر است .)
    - صاحب تفسير مجمع البيان در ذيل تفسير آيات سوره نباء در حديثى از براء بن عازب روايت كرده كه ((معاذ بن جبل در منزل ابو ايوب انصارى نزديك پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بود كه از آن حضرت درباره اين آيات پرسيد: يوم ينفخ فى الصور فتاءتون افواجا.(639) حضرت فرمودند: از امر بزرگى سوال كردى . آنگاه اشك از ديدگان مباركشان جارى شد و فرمودند: ده گروه از امت من به صورت پراكنده محشور مى شوند و خداوند آنان را از مسلمانان حقيقى جدا مى كند و هر يك را به صورتى محشور مى كند... كسانى كه به صورت بوزينه محشور مى شوند مردمان سخن چين اند؛ كسانى كه به صورت خوك محشور مى شوند حرام خواران اند؛ كسانى كه صورت وارونه محشور مى شوند رباخواران اند؛ كسانى كه نابينا محشور مى شوند آنان اند كه در حكومت يا داورى حق كشى مى كنند؛ كسانى كه كر و لال محشور مى شوند آنان اند كه به اعمال خود مغرورند؛ كسانى كه زبانهايشان را مى جوند دانشمندان و قاضيانى اند كه كردارشان بر خلاف گفتارشان است ؛ كسانى كه دست و پا بريده محشور مى شوند آنان اند كه همسايگان خود را مى آزارند؛ به دار آويختگان بر شاخه هاى آتش آنان اند كه براى حكمران از مردم باج و خراج مى ستانند (يا در نزد حاكمان به مردم تهمت مى زنند)؛ كسانى كه بدبوتر از مردارند آنان اند كه در پى شهوتها و لذتها مى روند و حق خدا را از اموال خود نمى پردازند؛ كسانى كه با نوعى پيراهن مندرس بر تن محشور مى شوند فخرفروشان و متكبران اند.))(640)
    - همچنين از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت است كه فرمودند: ((مومن هر گاه از قبر خود بيرون آيد عملش به صورتى زيبا در برابرش مجسم مى شود. مومن به او مى گويد: تو كيستى ؟ به خدا قسم كه تو را شخص خوب و درستى مى بينم . او مى گويد: من كردار توام . پس براى او نورى مى شود يا راهبرى به سوى بهشت ؛ و كافر چون از قبرش خارج شود كردارش به صورتى زشت و ماءيوس كننده در برابرش مجسم مى شود. از او مى پرسد: تو كيستى ؟ او مى گويد: من كردار توام ، پس او را به همراه مى برد و به آتش مى افكند.))(641)



  3. Top | #133

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    121. جهنميان از بهشتيان تقاضاى آب و غذا مى كنند، اما ارزاق بهشت بر آنان كه دين را به بازى بگيرند و به دنيا مغرور شوند حرام است

    و نادى اصحاب النار اصحاب الجنة افيضوا علينا من الماء او مما رزقكم الله قالوا ان الله حرمهما على الكافرين الذين اتخذوا دينهم لهوا و لعبا و غرتهم الحياة الدنيا فاليوم ننساهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بآياتنا يجحدون .
    اعراف : 50 و 51
    دوزخيان بهشتيان را آواز دهند كه اندكى آب يا از چيزهايى كه خدا به شما ارزانى كرده است بر ما فرو ريزيد. گويند: خدا آنها را بر كافران حرام كرده است . امروز آنان را كه دين خويش را لهو و بازيچه پنداشتند و زندگى دنيا فريبشان داده بود فراموش مى كنيم ، همچنان كه آنها نيز رسيدن به اين روز را از ياد برده بودند و آيات ما را تكذيب كردند.
    ((افيضوا)) از ريشه ((فيض ))، به معناى پر شدن و جارى شدن است ؛ و ((افاضة )) به معناى داخل شدن در عمل است به گونه سرازير شدن . لذا معناى جريان در آن هست .
    ((يجحدون )) از ((جحد)) است و آن اين است كه انسان دانسته خود را انكار كند و در برابر آن تسليم نشود.
    سخن از جهنميان است - آنان كه وقتى اجازه سخن گفتن پيدا كنند از بهشتيان درخواست آب و غذا مى كنند؛ اما خداوند آب و ارزاق بهشت را بر آن حرام كرده است . آخر با وجود اين همه حجج الهيه عقل و قلب و فطرت و انبيا و پيام آوران الهى و... قيامت را فراموش كردند و فريب دنيا را خوردند و بالاتر از اينها، دين و تعاليم آسمانى انبيا را به سخره گرفتند و لهو و بازى پنداشتند و اين گناه بزرگى بود كه آنان را به سرحد كفر رساند.
    بازى گرفتن دين و دستورهاى خدا و مسخره كردن آنها يعنى بيهوده انگاشتن خلقت ؛ و ترجمه ديگرش ساقط كردن خدا از درجه حكمت است ؛ و اين تصور كه خدا عالم را بيهوده آفريده و ما را خلق كرده است تا بميريم و ديگر هيچ ، گناهى سنگين و بزرگ است . و اذا علم من آياتنا شيئا اتخذها هزوا اولئك لهم عذاب مهين .(642): اينجا، يعنى صحنه قيامت ، جاى بروز قدرت مطلقه و حكمت متعالى و حجت بالغه حضرت ربوبى است ، اينجا جواب استهزاى خود را مى گيرند، اينجا عذاب مهين است ، خوارشان مى كند؛ و وقتى خود را در آن مى بينند، به عادت دنيايى خود به سراغ دوستان و پشتيبانان خود مى روند، به سراغ مال و مقام و موقعيت دنيايى خود مى روند، اما هيچ بهره اى از آن ندارند و تا چشم كار مى كند دوزخ است و دوزخ است و دوزخ : و من ورائهم جهنم و لا يغنى عنهم ما كسبوا شيئا و لا ما اتخذوا من دون الله اولياء و لهم عذاب عظيم .(643) مال و منال خودشان كه سهل است ؛ بر فرض محال ، اگر همه ثروت زمين هم از آنان و در آن روز در اختيار آنان باشد و همه آن را فديه دهند تا از عذاب رهايى يابند، از آنان پذيرفته نمى شود: ان الذين كفروا لو ان لهم ما فى الارض جميعا و مثله معه ليفتدوا به من عذاب يوم القيامه ما تقبل منهم و لهم عذاب اليم .(644) ((آگاه باشيد كه اين پوست نازك تن طاقت آتش ‍ دوزخ را ندارد! پس به خود رحم كنيد. شما مصيبتهاى دنيا را آزموديد. آيا ناراحتى يكى از افراد خود را بر اثر خارى كه در بدنش فرو رفته يا در زمين خوردن پايش مجروح شده يا ريگهاى داغ بيابان او را رنج داده ديده ايد كه تحمل آن مشكل است ؟ پس چگونه مى شود تحمل كرد كه در ميان دو طبقه آتش در كنار سنگهاى گداخته همنشين شيطان بود؟ آيا مى دانيد وقتى مالك دوزخ بر آتش غضب كند شعله ها بر روى هم مى غلتند و يكديگر را مى كوبند؟ و آن گاه كه بر آتش بانگ زند ميان درهاى جهنم به هر طرف زبانه مى كشد؟
    اى پير سالخورده ، كه پيرى وجودت را گرفته است ، چگونه خواهى بود آن گاه كه طوقهاى آتش به گردنها انداخته شود و غل و زنجيرهاى آتشين به دست و گردن افتد، چنان كه گوشت دستها را بخورد؟))(645)



  4. Top | #134

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    122. گفتگوى خصمانه پيروان و پيشوايان جهنمى با هم

    و اذ يتحاجون فى النار فيقول الضعفاء للذين استكبروا انا كنا لكم تبعا فهل انتم مغنون عنا نصيبا من النار قال الذين استكبروا انا كل فيها ان الله قد حكم بين العباد.
    مؤ من : 47 و 48
    و آن گاه در آتش با يكديگر به مجادله برخيزند و ناتوانان به گردن كشان گويند كه ما پيروان شما بوديم . آيا مى توانيد اندكى از اين آتشى كه نصيب ما شده است بكاهيد؟ سركشان مى گويند: همه ما در آتشيم ؛ و خداست كه ميان بندگانش داورى كرده است .
    ((يتحاجون )) از ((محاجة ))، به معناى حجت آوردن است ؛ و ((حجت )) يعنى دليلى كه مقصود را روشن كند؛ و ((محاجة )) زمانى است كه هر يك از طرفين مخاصمه بخواهد با حجت و دليل آوردن ديگرى را از دليل خود منصرف كند.
    قرآن مى فرمايد: اهل كفر و عصيان اعمال خوب دنيايى شان همچون خاكسترى است در برابر تندباد در يك روز طوفانى : مثل الذين كفروا بربهم اعمالهم كرماد اشتدت به الريح فى يوم عاصف .(646) از تصور چنين صحنه اى ، يعنى قرار گرفتن خاكستر در معرض طوفانى تند، مى توان به وضوح نتيجه گرفت كه كافران در آن روز هيچ آهى در بساط ندارند تا با ناله سودا كنند. از اين روست كه پيروان ورشكسته و مال باخته و مغبون به سراغ پيشوايان خود مى روند تا با مخاصمه و جدال اندكى از غم و غصه هاى بى پايان خود بكاهند: و لو ترى اذ الظالمون موقوفون عند ربهم يرجع بعضهم الى بعض القول .(647) مستضعفان از گمراهان به مستكبرانشان مى گويند: لولا انتم لكنا مؤ منين .(648) (اگر شما نبوديد ما مومن بوديم .) مستكبران به آنان پاسخ مى دهند: نحن صددناكم عن الهدى بعد اذ جاءكم بل كنتم مجرمين .(649) (آيا ما شما را از هدايت باز داشتيم ، بعد از آنكه هدايت به سراغ شما آمد؟ بلكه شما خود مجرم بوديد.)
    مستضعفان در جوابشان مى گويند: ((وسوسه هاى فريب كارانه شما در شب و روز مايه گمراهى ما شد.)) خلاصه خداوند مى فرمايد شما در عمل آزاد بوديد و اكنون فقط سزاى عمل خويش را مى بينيد: ((هل تجزون الا ما كانوا يعملون .))(650)
    قرآن مى فرمايد اين تخاصم دوزخيان واقعيت است : ((ان ذلك لحق تخاصم اهل النار.))(651) وقتى پيروان رؤ ساى خود را در جهنم مى بينند، به آنان مى گويند: ((لا مرحبا بكم )) (خوش آمد بر شما مباد) ((انتم قدمتموه لنا))(652) (شما اين عذاب را براى ما فراهم كرديد).
    به خدا مى گويند ((ربنا من قدم لنا هذا فزده عذابا ضعفا فى النار.))(653) (هر كس اين عذاب را براى ما فراهم كرده عذابى مضاعف در آتش بر او بيفزا.)
    اما خداوند مى گويد: در نزد من جدال و مخاصمه نكنيد. من قبلا به شما هشدار داده و اتمام حجت كرده بودم : ((لا تختصموا لدى قد قدمت اليكم بالوعيد.))(654)
    البته اين حقيقتى است كه پيشوايان دوزخى هم بايد سنگينى گناه خود را بكشند هم بخشى از بارهاى سنگين و وزر پيروان جاهل خود را: وليحملن اثقالهم و اثقالا مع اثقالهم .(655) ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامه و من اوزار الذين يضلونهم بغير علم .(656)
    # # #
    ((اما گناهكاران را در بدترين منزلگاه در آورد و دست و پاى آنها را با غل و زنجير به گردنشان در آويزد، چنان كه سرهايشان به پاها نزديك شود. جامه هاى آتشين بر بدنشان بپوشاند و در عذابى كه حرارت آتش آن بسيار شديد است و براى آنها بسته شده و صداى شعله هايش هراس انگيز است قرار دهد - جايگاهى كه هرگز از آن خارج نشوند و براى اسيران آن غرامتى نپذيرند و زنجيرهاى آن گسسته نمى شود. مدتى براى عذابشان تعيين نشده تا پايان پذيرد و نه سرآمدى تا فرا رسد.))(657)


  5. Top | #135

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    123. فرياد ماءيوسانه مجرمان : اى مالك دوزخ ، ما را بميران !

    ان المجرمين فى عذاب جهنم خالدون لا يفتر عنهم و هم فيه مبلسون و ما ظلمناهم ولكن كانوا هم الظالين و نادوا يمالك ليقض علينا ربك قال انكم ماكثون .
    زخرف : 74 - 77
    گناهكاران در عذاب جهنم جاويدان اند. عذابشان كاهش نمى يابد؛ و آنان از نوميدى خاموش باشند. ما به آنان ستمى نكرده ايم ؛ آنان خود به خويشتن ستم كرده اند. فرياد برآورند كه : اى مالك ، كاش پروردگار تو ما را بميراند! مى گويد: نه ، شما در اينجا ماندنى ايد.
    ((يفتر)) از مصدر ((فتور)) به معناى سكون بعد از حركت شديد و نرمش ‍ بعد از شدت و ضعف بعد از قوت ، است .
    ((مبلسون ))، ((بلس )) و ((ابلاس )) به معناى ياءس است ؛ و نيز گفته اند ((ابلاس )) اندوهى است كه از شدت سختى ناشى مى شود؛ و چون شخص اندوهگين در بيشتر مواقع ساكت مى شود و چاره را از ياد مى برد، ((ابلاس )) به معناى ساكت شدن هم آمده است ؛ و ((ابليس )) هم به اين نام ناميده شده ، زيرا از رحمت خدا ماءيوس است .
    جهنميان حال و روز عجيبى دارند:
    - آتشى دارند كه نه مى ميراند و نه جاى زندگى است : انه من ياءت ربه مجرما فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيى .(658)
    - در آن آتش فريادهاى جانسوز و ناله هاى دردناك سر مى كشند اما هيچ پاسخى نمى شنوند: ((لهم فيها زفير و هم فيها لا يسمعون .))(659)
    - هيچ قابل درك و فهم بشر نيست و جاى ناله و فرياد و مرگ هم هست ، زيرا آن آتش سقر نه چيزى را باقى مى گذارد و نه رها مى كند، پوست تن را دگرگون مى كند: و ما ادراك ما سقر لا تبقى و لا تذر لواحة للبشر.(660)
    - گاهى تقاضاى مرگ مى كنند و گاهى درخواست تخفيف ، اما دريغ ! اين همان كفر و عناد و الحاد آنان است كه به جانشان افتاده است : والذين كفروا لهم نار جهنم لا يقضى عليهم فيموتوا و لا يخفف عنهم من عذابها.(661)
    - گاهى هم درخواست برگشت به دنيا دارند: ربنا اخرنا الى اجل قريب نجب دعوتك و نتبع الرسل .(662)
    - مى گويند اى كاش مى شد بر مى گشتيم و اين بار مؤ من مى شديم : يا ليتنا نرد و لا نكذب بآيات ربنا و نكون من المؤ منين .(663) ولى نه آنان را برمى گردانند و نه اگر برگردانند فايده اى دارد. دروغ مى گويند دوباره به سراغ گناهان مى روند: و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه و انهم لكاذبون .(664)
    - مى گويند ما را از آتش بيرون ببر، ديگر گرد شيطان و نفس و ظلم و معصيت نمى گرديم : ((ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون .))(665)
    - ندا مى آيد بس كنيد، دور شويد و ديگر با من سخن نگوييد: ((قال اخسئوا فيها و لا تكلمون .))(666)
    - نه صبرشان فايده اى دارد و نه تقاضاى عفوشان ، حكمشان قطعى است :
    فان يصبروا فالنار مثوى لهم و ان يستعتبوا فما هم من المعتبين .(667)
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: ((پنج طايفه اند كه آتش ‍ آنها خاموش نمى شود و بدنهايشان نمى ميرد: آنان كه به خدا شرك ورزند و آنان كه پدر و مادر خود را بيازارند و نافرمانى آنها كنند و آنان كه به نزد سلطانى از برادرشان (برادر دينى ) بدگويى كنند و به او تهمت زنند و حاكم او را بكشد و آنان كه شخصى را بى آنكه مستحق قصاص باشد بكشند و آنان كه گناهى را مرتكب شوند و آن را به خدا نسبت دهند و بگويد خدا خواست چنين كنيم .))(668)


  6. Top | #136

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    124. بهشت در نزد خداست و شما را به سوى آن مى خواند

    لهم دار السلام عند ربهم و هو وليهم بما كانوا يعملون و الله يدعوا الى دار السلام و يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
    يونس : 25
    براى آنان در نزد پروردگارشان ، خانه آرامش است ؛ و به پاداش كارهايشان ، خدا دوستدار آنهاست . خداوند به سراى سلامت فرا مى خواند؛ و هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى كند.

    اسامى بهشت در قرآن

    اصلى ترين و فراگيرترين نام بهشت همان ((جنت )) است . ((جنت )) به معناى باغ و بهشت است و جمع آن ((جنات )) است كه دهها بار اين دو كله در قرآن آمده است . البته اين نام گذارى ايد صرفا براى تشبيه و تقريب به ذهن باشد، زيرا هرگز نمى توان باغهاى آخرت را با باغهاى دنيا مقايسه كرد. در هر حال ، صرف نظر از اين نام ، قرآن هم اوصافى براى جنت و جنات ذكر كرده كه هر يك اسمى براى بهشت است و هم نامهاى ديگرى از بهشت را بيان كرده است كه به اختصار آنها را مرور مى كنيم .
    1) جنات عدن : ((جنات عدن التى وعد الرحمان عباده بالغيب .))(669) ((عدن )) به معناى اقامت است ؛ و بهشت را به آن ناميده اند، چون بهشتى در بهشت جاودان و ابدى است .
    2) جنات النعيم : ((ان للمتقين عند ربهم جنات النعيم .))(670)
    ((نعيم )) به معناى نعمت وسيع و گسترده است و ((جنات النعيم )) يعنى جنات پرنعمت .
    3) جنات الفردوس : ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات كانت لهم جنات الفردوس نزلا.(671) ((فردوس )) باغى است شامل مزايا و محاسن تمام باغها و تمام وسايل راحتى در آن جمع است . و ((جنات الفردوس )) يعنى باغهاى بهشت برين .
    4) جنة الخلد: قل اءذلك خير ام جنة الخلد التى وعد المتقون .(672) ((خلد)) به معناى هميشه بودن و مكث طويل است و ((جنة الخلد)) يعنى بهشت جاويدان .
    5) جنة الماءوى : ((عندها جنة الماءوى .))(673) ((ماءوى )) در اصل به معناى محل انضمام و پيوستگى است و از آن جا كه سكونت افراد در يك جا موجب موجب پيوستگى آنها به يكديگر است اين واژه به محل سكونت اطلاق شده است ؛ و ((جنة الماءوى )) يعنى بهشتى كه محل سكونت است .
    6) جنة العاليه : ((فى جنة عاليه ))(674) يعنى بهشتى رفيع و والا و بلندمرتبه .
    7) دار الاخره : ((و للدار الاخرة خير للذين يتقون .))(675) ((دار الاخره )) يعنى سراى ديگر يا سراى آخرت .
    8) دار السلام : ((لهم دار السلام عند ربهم .))(676) ((دار السلام )) يعنى خانه سلامت و سراى زندگى .
    9) دار المتقين : ((و لنعم دار المتقين ))(677) ((دار المتقين )) يعنى سراى پرهيزكاران .
    10) دار المقامه : ((الذى احلنا دار المقامه من فضله .))(678) ((مقام )) و ((مقامة )) به معناى اقامت است و ((دار المقامة )) يعنى سراى اقامت .
    11) المقام الامين : ((ان المتقين فى مقام امين ))(679) ((مقام )) يعنى جايگاه و محل اقامت و ((مقام امين )) يعنى محل اقامت امن .

  7. Top | #137

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    125. لذتها و جاذبه ها و نعمتهاى نامحدود بهشت تابع اراده بهشتيان و ميراث جاودانه ايمان

    يا عباد لا خوف عليكم اليوم و لا انتم تحزنون الذين آمنوا بآياتنا و كانوا مسلمين ادخلوا الجنة انتم ازواجكم تحبرون يطاف عليهم بصحاف من ذهب و اكواب و فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين و انتم فيها خالدون و تلك الجنة التى اورثتموها بما كنتم تعملون .
    زخرف : 68 - 72
    اى بندگان من ، در آن روز بيمى بر شما نيست و شما غمگين نمى شويد. آن كسان كه به آيات ما ايمان آورده اند و تسليم امر ما شده اند. شما و جفتهايتان با شادكامى به بهشت داخل شويد. قدحهاى زرين و سبوها را در ميانشان به گردش مى آورند. و در آنجا هر چه نفس آرزو كند و ديده از آن لذت ببرد؛ و در آنجا جاودانه خواهيد بود. اين بهشتى است كه به پاداش كارهايى كه كرده ايد به ميراثش مى بريد.
    ((تحبرون )) از ريشه ((حبر))، به معناى عالم و اثر پسنديده ، است ؛ و عالم را از آن جهت ((حبر)) مى گويند كه اثر علم او مى ماند. جمع آن ((احبار)) است و ((تحبرون )) از ((احبار)) به معناى شادى و مسرور شدن است - سرورى كه اثر آن از چهره پيداست .
    ((صحاف )) جمع ((صحفة )) است ؛ و ((صحفة )) به معناى كاسه بزرگى است كه غذاى پنج نفر را مى گيرد.
    ((اكواب )) جمع ((كوب )) است ؛ و آن به معناى كوزه اى است كه دسته ندارد و از آن آب مى نوشند.
    اين آيات شريفه خطاب خداى تعالى در قيامت است به مومنان و آنان كه در دنيا تسليم اراده و اوامر خداى عزوجل بوده اند. ان شاء الله اگر در صحنه قيامت توفيق حضور در زمره اين افراد را داشته باشيم ، اين خطاب را بى واسطه از خداوند خواهيم شنيد: ((يا عباد (اى بندگان من ، اى مملوكان من ) ادخلوا الجنة (داخل شويد بهشت را، نه تنهايى ، بلكه با همسران مومنى كه در دنيا داشته ايد، بى هيچ خوف و اندوهى ، نه از گذشته خود در غم باشيد و نه از آينده در ترس ). لا خوف عليكم اليوم و لا انتم تحزنون . (اين پاداش ايمان و روحيه تسليم شما در برابر من است ) الذين آمنوا باياتنا و كانوا مسلمين (و خداوند براى تجليل و احترام از ايشان مثل مهمان از آنان پذيرايى مى كند دايما قدح مى آورند و جام مى برند.) يطاف عليهم بصحاف من ذهب و اكواب . (نكته مهم اين است كه ) و فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين (آنچه دلها هوس كند، كه مراد از آن شهوتهاى طبيعى از قبيل چشيدنيها و بوييدنيها و شنيدنيها و لمس كردنيهاست و آنچه چشمها از آن لذت برند، كه مراد جمال و زينت است و مناظر بهجت آور و رخساره هاى زيبا و... فراهم است ؛ زيرا متقين از جانب خدا و تمليك او مالك و دارنده چنين چيزى اند كه هر چه بخواهند داشته باشند) ((لهم فيها ما يشاؤ ون خالدين .))(680) و ((لهم ما يشاؤ ون فيها و لدينا مزيد.))(681) البته خواست آنان به چيزى تعلق مى گيرد كه دوست دارند، به خلاف اهل آتش كه به حكم آيه ((و حيل بينهم و بين ما يشتهون .))(682)، ميان آنان و آنچه دوست دارند حايل و مانعى افكنده مى شود.
    يك پرسش : اگر متقين در بهشت مشيت و اراده مطلقه دارند ممكن است معصيت و عمل زشت و كار لغو يا عملى را كه باعث آزار ديگران است از خدا بخواهند يا بخواهند افراد مخلد در آتش را نجات دهند يا مقام انبيا را داشته باشند. اين چگونه است ؟
    پاسخ : متقين در قيامت و در بهشت چيزهايى را كه واقعا دوست داشتنى است دوست دارند و طلب مى كنند؛ زيرا پرده ها در آن عالم كنار رفته و حقيقت هر چيز برملا شده است و آن چيزى كه واقعا بايد دوست داشت چيزى است كه خدا دوست دارد و چيزى كه خدا دوست دارد همان خير و سعادتى است كه مستحق آن شده اند؛ و به حكم آيه يا ايتها النفس ‍ المطمئنه ارجعى الى ربك راضيه مرضيه .(683)، اهل بهشت به چيزى كه خدا از آن راضى باشد راضى و علاقه مندند. از اين رو به هيچ وجه اشتهاى معصيت و كار زشت و شنيع و كار لغو يا مقامى كه در شاءن آنها و استحقاقشان نباشد نمى كنند، زيرا آنچه را خود دارند خدا براى آنها پسنديده و به همان راضى اند.(684)



  8. Top | #138

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    126. قرآن مثل بهشت را بيان مى كند

    مثل الجنة التى وعد المتقون فيها انهار من ماء غير ءاسن و انهار من لبن لم يتغير طعمه و انهار من خمر لذة للشاربين و انهار من عسل مصفى و لهم فيها من كل الثمرات و مغفرة من ربهم كمن هو خالد فى النار و سقوا ماء حميما فقطع امعاهم .
    محمد: 15
    وصف بهشتى كه به پرهيزكاران وعده داده شده اين است كه در آن نهرهايى است از آبهايى تغييرناپذير و نهرهايى از شيرى كه طعمش دگرگون نمى شود و نهرهايى از شراب كه آشامندگان از آن لذت مى برند و نهرهايى از عسل مصفا؛ و در آنجا هر گونه ميوه كه بخواهند هست و نيز آمرزش پروردگارشان . آيا بهشتيان همانند كسانى اند كه در آتش جاودانه اند و آنان را از آبى جوشان مى آشامانند، چنان كه روده هايشان تكه تكه مى شود؟
    ((آسن )) از ماده ((اَسَن ))، به معناى تغيير يافتن است ؛ و ((انهار من ماء غير آسن )) يعنى نهرهايى است از آب تغييرناپذير.
    ((خمر)) مايعى است كه براى مست كردن ساخته شده است . البته عرب از اقسام آن فقط شراب انگور و خرما و جو را مى شناخت ؛ اما به تدريج مردم به اقسام آن اضافه كرده اند؛ به طورى كه اكنون انواع زيادى دارد كه به حسب درجات مست كردن متفاوت است ، اما همه آنها خمر است . (ما در ضمن موضوعات بعدى درباره ويژگيهاى خمر بهشت بحث مى كنيم .)
    1) آب صاف و خالص : ((انهار من ماء غير آسن .))(685)
    2) شير: ((و انهار من لبن لم يتغير طعمه .))(686)
    3) شراب : ((و انهار من خمر.))(687)
    4) عسل مصفا: ((و انهار من عسل مصفى .))(688)
    5) آب روان و پيوسته جارى : ((و ماء مسكوب ))(689)
    6) شراب طهور (شراب پاك و پاك كننده ): ((و سقاهم ربهم شرابا طهورا.))(690 )
    7) نوشيدنى سلسبيل (لذيذ و روان و گوارا): ((عينا فيها تسمى سلسبيلا.))(691)

    خوردنيهاى بهشت

    1) ميوه هاى گوناگون : ((و لهم فيها من كل الثمرات .))(692)
    2) گوشتها: ((و لحم مما يشتهون ))(693)
    3) هر چه بخواهند ميل كنند يا بنوشند: ((لكم فيها ما تشتهى انفسكم .))(694)

    پوشيدنيهاى بهشت

    1) ابريشم سبز نازك : ((و يلبسون ثيابا خضرا من سندس .))(695)
    2) ابريشم ضخيم براق : ((و استبرق .))(696)
    3) حرير (لباس نازك و ابريشم خالص ): ((و لباسهم فيها حرير.))(697)
    خلاصه اينكه در بهشت نعمتهاى فراوانى است كه وصف كردنى نيست و كسى از آن باخبر نيست : ((فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين .))(698)
    و اين همه نيست ، مگر پاداش اعمال و خوبيهاى انسان در دنيا: ((جزاء بما كانوا يعملون .))(699)


  9. Top | #139

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    127. بهشت با قصرهاى مجلل و دست بندهاى طلا و لباسهايى فاخر از حرير

    اولئك لهم جنات عدن تجرى من تحتهم الانهار يحلون فيها من اساور من ذهب و يلبسون ثيابا خضرا من سندس و استبرق متكئين فيها على الارائك نعم الثواب و حسنت مرتفقا.
    كهف : 31.
    برايشان بهشتهاى جاويد است . از زير پاهاشان نهرها جرى است . بهشتيان را به دست بندهاى زر مى آرايند و جامه هايى سبز از ديباى نازك و ديباى ستبر مى پوشند و در آنجا بر تختها تكيه مى زنند. چه پاداش نيكويى و چه آرامگاه نيكويى .
    ((يحلون )) از ماده ((حلى )) به معناى زيور است . ((حلية )) هم به همين معناست . ((حِلى )) يا ((حُلى )) جمع ((حلى )) است .
    ((اساور)) جمع ((اسورة )) و آن جمع ((سوار)) يا ((سوار)) است كه معرب كلمه فارسى ((دستوار)) به معناى دست بند است .
    ((سندس )) به معناى پارچه ابريشمين نازك است .
    ((استبرق )) به معناى پارچه ابريشمين ضخيم و براق است .

    تجسم اعمال در روايات

    1) در يكى از احاديث معراجيه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است كه فرمودند: ((در شب معراج جبرئيل قصرهاى بهشتيرا به من نشان مى داد. در آن حال ديدم بعضى از قصرهاى بهشت شرفه (پيش آمدگى طبقه فوقانى ساختمان ) دارد و بعضى نه . از جبرئيل پرسيدم : چرا اين قصرها با هم تفاوت دارد؟ او گفت : يا محمد هذه قصور المصلين فرائضهم الذين يكسلون عن الصلوة عليك و على آلك بعدها فان بعث مادة لبناء الشرف من الصلوة على محمد و آل الطيبين بنيت له الشرف و الا بقيت هذا.(700 ) (اى محمد، اين قصرهاى بى شرفه از آن نمازگزارانى است كه پس از نمازهاى واجبشان ، در فرستادن صلوات بر تو و خاندانت سستى كرده اند؛ در حالى كه اگر مصالحى از جنس صلوات بر محمد و خاندان پاكش بفرستند، براى آنان شرفه ساخته مى شود وگرنه قصرهايشان به همين حال مى ماند.)
    2) امام باقر (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت كرده اند كه : من قال سبحان الله غرس الله له بها شجرة فى الجنة ... (هر كس سبحان الله بگويد خداوند با آن براى او درختى در بهشت مى كارد؛ و هر كس الحمد لله بگويد خداوند با آن درختى در بهشت براى او مى كارد؛ و هر كس لا اله الا الله بگويد خدا با آن درختى در بهشت برايش مى نشاند و هر كس الله اكبر بگويد خداوند با آن براو او در بهشت درختى مى كارد.) مردى از قريش عرض كرد: يا رسول الله ، اگر اين طور باشد كه مى فرماييد، پس درختان ما در بهشت بسيار است . حضرت فرمودند: نعم ولكن اياكم ان ترسلوا عليها نيرانا فتحرقوها. (بله درست است ؛ اما بپرهيزيد از اينكه آتشهايى بفرستيد و آنها را بسوزانيد.) آن گاه حضرت فرمودند: اين همان است كه خداوند فرمود: يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالكم .(701) (اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول او را و اعمال خود را باطل نسازيد.)))(702)

    # # #

    بيشه اى آمد وجود آدمى
    بر حذر شو زين وجود ار آدمى

    سيرتى كاندر وجودت غالب است

    هم بر آن تصوير حشرت واجب است

    حشر بر حرص خس مردارخوار

    صورت خوكى بود روز شمار

    حكم آن خو راست كان غالب تر است

    چون كه زر بيش از مس آمد آن زر است

    در وجود ما هزاران گرگ و خوك

    صالح و ناصالح و خوب و خشوك

    ساعتى گرگى در آيد در بشر

    ساعتى يوسف رخى همچون قمر

    اى دريده پوستين يوسفان

    گرگ برخيزى از اين خواب گران

    كشته گرگان يك به يك خوهاى تو

    مى درانند از غضب اعضاى تو(703)

  10. Top | #140

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

    128. بهشت از ما پنهان است ، اما خدا به آن وعده داده و وعده خدا آمدنى است

    جنات عدن التى وعد الرحمان عبده بالغيب انه كان وعده ماءتيا لا يسمعون فيها لغوا الا سلاما و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيا تلك الجنة التى نورث من عبادنا من كان تقيا.
    مريم : 61 - 63
    بهشتهاى جاويد، كه خداى رحمان در غيب به بندگان خويش وعده كرده است و وعده او فرا خواهد رسيد. در آنجا سخن لغو نمى شنوند، گفتارشان سلام است و روزيشان هر صبح و شام آماده است . اين همان بهشتى است كه به بندگانمان ، آنان كه پرهيزكارى كرده اند، عطا مى كنيم .
    ((بكرة )) به معناى اول روز است . ((عشيا)) در نزد بعضى از اول ظهر تا صبح روز بعد است و در نزد بعضى ديگر از اول ظهر تا غروب آفتاب . ((نورث )) از ((ارث )) و ((وراثت )) است به معناى انتقال قهرى و بدون معامله فراورده كسى به غير؛ و از اين روست كه مالى كه را كه از ميت به وارثش منتقل مى شود ((ميراث )) (با قلب واو به الف ) يا ((تراث )) (با قلب واو به ت ) گويند.

    چرا خداوند بهشت را ارث صالحان قرار داده است ؟

    اگر معناى ((ارث )) انتقال مال يا هر چيز قابل انتفاع باشد (از مالكى كه با مردن مالكيتش زايل شده و به ديگرى منتقل شده ، مانند رسيدن اموال پدر مرده به فرزندش ) و با توجه به اينكه در كلمه ((ارث )) به نوعى معناى انتقال از غير وجود دارد، چگونه قرآن بهشت را ارث اهل ايمان در مقابل اعمال صالحشان دانسته و فرموده است : و نودوا ان تلكم الجنة اورثتموها بما كنتم تعملون .(704) (و به آنان ندا داده مى شود كه اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مى داديد به ارث برديد) يا فرموده : و تلك الجنه التى اورثتموها بما كنتم تعملون .(705) يا، در همين آيه مورد بحث ، فرموده است : تلك الجنة التى نورث من عبادنا من كان تقيا.؟
    در اين آيات ، كه سخن از ميراث بهشت براى اهل ايمان است ، مى توان معناى ارث را، كه انتقال به غير است اعتبار كرد، خداوند بهشت را آفريد تا همه بندگانش با سرمايه ايمان و عمل صالح آن را به دست آورند، پس ‍ بهشت در معرض اعطا به همه افراد است ، زيرا خداوند آن را به شرط ايمان و عمل به همه وعده داده است و بنا بر قولى هر آدمى هم مسكنى در بهشت دارد و هم مسكنى در جهنم ؛ پس اگر بهشت به پرهيزكاران و اهل ايمان مى رسد بدين علت است كه ديگران به سبب ضايع كردن واجبات الهى و پيروى از شهوات و شرك و معاصى و كفر خود را از آن محروم مى كنند و بهشت فقط براى مؤ منان مى ماند. پس در حقيقت مؤ منان با عمل صالح خود آن را از ديگران به ارث برده اند: ((اولئك هم الوارثون الذى يرثون الفردوس .))(706) (آنها وارثان اند - وارثانى كه بهشت برين را به ارث مى برند.) از اين روست كه بهشتيان وقتى با فرمان الهى وارد بهشت مى شوند مى گويند: الحمد لله الذى صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوء من الجنة حيث نشاء.(707) (حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه به وعده خويش درباره ما وفا كرد و زمين (بهشت ) را ميراث ما قرار داد كه هر جا را بخواهيم منزلگاه خود قرار دهيم .)(708)
    به دليل اين آيات ، مشركان و تكذيب كنندگان آيات الهى و اهل معصيت از بهشت محروم اند: انه من يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنه و ماءواه النار.(709) (همانا هر كس براى خدا شريكى قرار دهد خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايگاه او دوزخ است )؛ كسانى كه آيات ما را تكذيب و در برابر آن تكبر كردند درهاى آسمان به رويشان گشوده نمى شود و هرگز به بهشت نمى روند، مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد.)(710)؛ و در واقع جهنميان هم ميراث بران جهنم اند و در خانه اهل بهشت در آنجا (اگر گناه مى كردند) ساكن مى شوند.
    بر اساس روايات رسيده از اهل بيت (عليهم السلام ) خداوند بهشت را بر اين گروه از انسان ها حرام كرده است : سخن چينان ، ميگساران ، مردان بى غيرت ، غيبت كنندگان ، منت گذاران ، فرزندان ناخلف ، قاطعان رحم ، متكبران در راه رفتن ، فتنه انگيزان ، ثروتمندان بخيل و بى خير، زنان مردنما، افراد بدرفتار و بدخلق ، آنان كه ولايت اهل بيت (عليهم السلام ) را ندارند.(711)



صفحه 14 از 19 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی