**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**
صفحه 16 از 19 نخستنخست ... 61213141516171819 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 181
  1. #151
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    139. بهشتيان غرق نعمت ، بى هيچ اندوه و رنج و سستى و واماندگى

    جنات عدن يدخلونها يحلون فيها من اساور من ذهب و لؤ لؤ ا و لباسهم فيها حرير و قالوا الحمد لله الذى اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شكور الذى احلنا دار المقامة من فضله لا يمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب .
    فاطر: 33 - 35
    به بهشتهايى كه جايگاه جاودانه آنهاست داخل مى شوند. در آنجا به دستبندهاى زر و مرواريدشان مى آرايند و در آنجا جامه هاشان از حرير است و مى گويند: سپاس خدايى را كه اندوه از ما دور كرد، زيرا پروردگار ما آمرزنده و سپاس گزار است . آن خدايى كه ما را از فضل خويش بدين سراى جاويدان در آورد، كه در آنجا نه رنجى به ما مى رسد و نه خستگى .
    ((نَصب )) و ((نُصب )) به معناى رنج و تعب است ؛ و ((ناصب )) يعنى رنج دهنده ؛ ((نصب )) مصدر است به معناى رنج دادن و رنج ديدن و برپا داشتن . ((لغوب )) خسته شدن بر اثر رنج را گويند.

    آيا بهشتيان زاد و ولد دارند؟

    در پاسخ بايد گفت كه عالم دنيا و عالم آخرت و قيامت در عالم در عوالم هستى اند كه هر يك آثار ويژه خود را دارد. در دنيا حركت و تغيير است : جوان پير مى شود، نو كهنه مى شود، كهنه از ميان مى رود، گياه پژمرده مى شود و خلاصه اينكه در زندگى دنيوى خوشى با رنج و حيات با مرگ و لذت با محنت و اندوه با شادى و اضطراب با آرامش آميخته است ؛ اما در آخرت چنين نيست ، بلكه گروهى هميشه و از هر جهت متنعم ، شاد و آسوده اند و دسته اى ديگر همواره معذب و غمگين و ناراحت اند. در آن جهان ، تغيير و تحول اين چنينى وجود ندارد و نوعى ثبات و بقا حاكم است .
    با توجه به آيات و رواياتى كه قبلا هم درباره آنها بحث كرديم ، در عالم قيامت نظام كنونى عالم مادى دگرگون مى شود. زلزله عظيمى در زمين و شكافته شدن درياها و به حركت در آمدن كوهها و در هم كوبيده شده آنها و خاموش گشتن ماه و خورشيد و ستارگان عظيم و پردود و ابر شدن فضاى جهان پاره اى از تحولات اساسى نظام كائنات است . در قيامت ، همه روابط قطع مى شود و تمام ارتباطات و تاثيراتى كه موجودات در عالم جسم و جسمانيت و عالم پس از آن دارند از ميان مى رود و نه شيئى در شى ء ديگر اثر خواهد كرد و نه شيئى از شيئى تاثير خواهد پذيرفت : ((و تقطعت بهم الاسباب ))(758) و ((فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتساءلون .))(759)
    از اين روست كه بر اساس آيات و روايات ، براى ورود روح و بدن به عالم قيامت نياز به تحول اساسى است تا آن دو قابليت پذيرش احكام و قوانين قيامت را بيابند.
    پس اين انتظار كه در عالم قيامت احكام و قوانين و سنن عالم مادى و دنيا جارى باشد انتظارى نابجا و ناصحيح است ؛ و اگر در اين آيات و روايات از لذاتى چون خوردن و آشاميدن و با همسران جوان زيباروى بودن و در كنار نهرها و زير درختان بودن ياد شده است ، بيشتر براى تقريب ذهن ما به حقايق عالم قيامت بوده است و بايد توجه داشت كه اين لذتها همانند لذتهاى دنيايى نيست . از طرفى ، چون بهشتيان در بهشت هر چه بخواهند فراهم است ، ((و فيها ما تشتهيه الانفس ))(760)، مى توانند فرزند هم داشته باشند؛ ولى اين امر به علت سنن حاكم بر قيامت به شيوه اى كه در دنيا وجود دارد نيست . نظام حاكم بر قيامت نظام دفعى است نه نظام تدريجى ؛ يعنى در قيامت خواستن مساوى با شدن و تحقق است و اين پذيرايى حضرت حق از عباد خويش در بهشت است : و لكم فيها ما تشتهى انفسكم و لكم فيها ما تدعون نزلا من غفور رحيم .(761) و ((لهم ما يشاءون فيها و لدينا مزيد.))(762)
    بر خلاف نظام اين عالم ، كه اسباب و علل است و براى عملى شدن خواسته ها بايد شرايط آن فراهم شود تا آن آرزو محقق شود؛ مثلا كسى كه فرزندى مى خواهد بايد ازدواج كند و با جمع سلسله اى از شرايط و به تدريج و در زمان معينى داراى فرزند شود.(763)




    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  2. #152
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    139. بهشتيان غرق نعمت ، بى هيچ اندوه و رنج و سستى و واماندگى

    جنات عدن يدخلونها يحلون فيها من اساور من ذهب و لؤ لؤ ا و لباسهم فيها حرير و قالوا الحمد لله الذى اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شكور الذى احلنا دار المقامة من فضله لا يمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب .
    فاطر: 33 - 35
    به بهشتهايى كه جايگاه جاودانه آنهاست داخل مى شوند. در آنجا به دستبندهاى زر و مرواريدشان مى آرايند و در آنجا جامه هاشان از حرير است و مى گويند: سپاس خدايى را كه اندوه از ما دور كرد، زيرا پروردگار ما آمرزنده و سپاس گزار است . آن خدايى كه ما را از فضل خويش بدين سراى جاويدان در آورد، كه در آنجا نه رنجى به ما مى رسد و نه خستگى .
    ((نَصب )) و ((نُصب )) به معناى رنج و تعب است ؛ و ((ناصب )) يعنى رنج دهنده ؛ ((نصب )) مصدر است به معناى رنج دادن و رنج ديدن و برپا داشتن . ((لغوب )) خسته شدن بر اثر رنج را گويند.

    آيا بهشتيان زاد و ولد دارند؟

    در پاسخ بايد گفت كه عالم دنيا و عالم آخرت و قيامت در عالم در عوالم هستى اند كه هر يك آثار ويژه خود را دارد. در دنيا حركت و تغيير است : جوان پير مى شود، نو كهنه مى شود، كهنه از ميان مى رود، گياه پژمرده مى شود و خلاصه اينكه در زندگى دنيوى خوشى با رنج و حيات با مرگ و لذت با محنت و اندوه با شادى و اضطراب با آرامش آميخته است ؛ اما در آخرت چنين نيست ، بلكه گروهى هميشه و از هر جهت متنعم ، شاد و آسوده اند و دسته اى ديگر همواره معذب و غمگين و ناراحت اند. در آن جهان ، تغيير و تحول اين چنينى وجود ندارد و نوعى ثبات و بقا حاكم است .
    با توجه به آيات و رواياتى كه قبلا هم درباره آنها بحث كرديم ، در عالم قيامت نظام كنونى عالم مادى دگرگون مى شود. زلزله عظيمى در زمين و شكافته شدن درياها و به حركت در آمدن كوهها و در هم كوبيده شده آنها و خاموش گشتن ماه و خورشيد و ستارگان عظيم و پردود و ابر شدن فضاى جهان پاره اى از تحولات اساسى نظام كائنات است . در قيامت ، همه روابط قطع مى شود و تمام ارتباطات و تاثيراتى كه موجودات در عالم جسم و جسمانيت و عالم پس از آن دارند از ميان مى رود و نه شيئى در شى ء ديگر اثر خواهد كرد و نه شيئى از شيئى تاثير خواهد پذيرفت : ((و تقطعت بهم الاسباب ))(758) و ((فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتساءلون .))(759)
    از اين روست كه بر اساس آيات و روايات ، براى ورود روح و بدن به عالم قيامت نياز به تحول اساسى است تا آن دو قابليت پذيرش احكام و قوانين قيامت را بيابند.
    پس اين انتظار كه در عالم قيامت احكام و قوانين و سنن عالم مادى و دنيا جارى باشد انتظارى نابجا و ناصحيح است ؛ و اگر در اين آيات و روايات از لذاتى چون خوردن و آشاميدن و با همسران جوان زيباروى بودن و در كنار نهرها و زير درختان بودن ياد شده است ، بيشتر براى تقريب ذهن ما به حقايق عالم قيامت بوده است و بايد توجه داشت كه اين لذتها همانند لذتهاى دنيايى نيست . از طرفى ، چون بهشتيان در بهشت هر چه بخواهند فراهم است ، ((و فيها ما تشتهيه الانفس ))(760)، مى توانند فرزند هم داشته باشند؛ ولى اين امر به علت سنن حاكم بر قيامت به شيوه اى كه در دنيا وجود دارد نيست . نظام حاكم بر قيامت نظام دفعى است نه نظام تدريجى ؛ يعنى در قيامت خواستن مساوى با شدن و تحقق است و اين پذيرايى حضرت حق از عباد خويش در بهشت است : و لكم فيها ما تشتهى انفسكم و لكم فيها ما تدعون نزلا من غفور رحيم .(761) و ((لهم ما يشاءون فيها و لدينا مزيد.))(762)
    بر خلاف نظام اين عالم ، كه اسباب و علل است و براى عملى شدن خواسته ها بايد شرايط آن فراهم شود تا آن آرزو محقق شود؛ مثلا كسى كه فرزندى مى خواهد بايد ازدواج كند و با جمع سلسله اى از شرايط و به تدريج و در زمان معينى داراى فرزند شود.(763)





    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  3. #153
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    140. پرهيزكاران بهشتى در جايگاه امن الهى هرگز طعم مرگ را نمى چشند

    ان المتقين فى مقام امين فى جنات و عيون يلبسون من سندس و استبرق متقابلين كذلك و زوجناهم بحور عين بدعون فيها بكل فاكهة آمنين لا يذوقون فيها الموت الا الموته الاولى و وقاهم عذاب الجحيم .
    دخان : 51 - 56
    پرهيزكاران در جايى امن اند، در باغها و چشمه سارها، لباسهايى از سندس و استبرق مى پوشند و رو به روى هم مى نشينند. همچنين حور العين را به همسرى شان در آوريم . در ايمنى ، هر ميوه اى بخواهند مى طلبند. در آنجا طعم مرگ را نمى چشند، مگر همان مرگ نخستين ، و آنها را خدا از عذاب جهنم نگه داشته است .
    قرآن مى فرمايد: ((و ان للمتقين لحسن مآب ))(764) (و براى پرهيزكاران فرجام نيكى است )؛ ((جنات عدن مفتحة لهم الابواب ))(765) (باغهاى جاويدان بهشتى كه درهايش به روى آنان گشوده است )؛ ((متكئين فيها يدعون فيها بفاكهة كثيرة و شراب ))(766) (در حالى كه در آن بر تختها تكيه كرده اند و ميوه هاى بسيار و نوشيدنى ها در اختيار آنان است ؛ ((و عندهم قاصرات الطرف اتراب ))(767) (و در نزد آنان همسرانى است كه تنها چشم به شوهرانشان دوخته اند و هم سن و سال اند)؛ ((هذا ما توعدون ليوم الحساب ))(768) (اين همان است كه براى روز حساب به شما وعده داده مى شود)؛ ((ان هذا لرزقنا ما له من نفاد))(769) (اين روزى ماست كه هرگز آن را پايانى نيست .)

    ذبح الموت

    از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است كه ((به هنگامى كه بهشتيان داخل بهشت شدند و جهنميان در جهنم جا گرفتند، مرگ را در صورت و شكل قوچى مى آورند تا اينكه در بين بهشت و جهنم مى ايستد. سپس ‍ منادى فرياد مى زند، به گونه اى كه همه اهل بهشت و جهنم مى شنوند: اى اهالى بهشت ، اى اهالى جهنم ؛ و آنان به او رو مى كنند. آن گاه مى گويد: آيا مى دانيد اين چيست ؟ اين همان مرگى است كه در دنيا از آن مى ترسيديد؛ در آن هنگام ، بهشتيان مى گويند: اللهم لا تدخل الموت علينا (خدايا مرگ را بر ما وارد نكن .) و جهنميان مى گويند: اللهم ادخل الموت علينا (خدايا مرگ را بر ما وارد كن .) سپس همان گونه كه گوسفند را ذبح مى كنند، مرگ را سر مى برند. سپس منادى فرياد مى زند: لا موت ابدا ايقنوا بالخلود (هرگز ديگر مرگى نيست . به جاودانگى خود يقين كنيد.) پس بهشتيان با شنيدن اين ندا به گونه اى بى نظير شاد و مسرور مى شوند. آن گاه حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند: افما نحن بميتين الا موتتنا الاولى و ما نحن بمعذبين ان هذا لهو الفوز العظيم لمثل هذا فليعمل العاملون .(770) (آيا ما هرگز نمى ميريم و جز همان مرگ اول مرگى به سراغ ما نخواهد آمد و ما هرگز عذاب نخواهيم شد؟ راستى اين همان پيروزى بزرگ است . آرى ، براى مثل اين بايد عمل كنندگان عمل كنند.) حضرت در ادامه فرمودند: و اهل دوزخ نعره اى عجيب مى زنند؛ و اين همان سخن خداست كه فرموده : و انذرهم يوم الحسرة اذ قضى الامر.(771) (آنان را از روز حسرت بترسان ، در آن هنگام كه همه چيز پايان مى يابد.)))(772)
    آرى ، در آن هنگام كه مرگ ذبح مى شود حكم خلود و جاودانگى و بقاى ابدى براى اهالى قيامت امضا مى شود: فاما الذين شقوا ففى النار لهم فيها زفير و شهيق خالدين فيها مادامت السماوات و الارض الا ما شاء ربك ان ربك فعال لما يريد و اما الذين سعدوا ففى الجنة خالدين فيها مادامت السماوات و الارض الا ما شاء ربك عطاء غير مجذوذ.(773) (اما آنها كه بدبخت شدند در آتش اند و براى آنان در آنجا ناله هاى طولانى است . جاودانه در آن خواهند ماند تا آسمان ها و زمين برپاست ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مى دهد؛ اما آنها كه سعادتمند شدند جاودانه در بهشت خواهند ماند تا آسمانها و زمين برپاست ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد بخششى است قطع نشدنى .)




    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  4. #154
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    141. گفتگوى بهشتيان با دوزخيان

    و نادى اصحاب الجنة اصحاب النار ان قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقا فهل وجدتم ما وعد ربكم حقا قالوا نعم فاذن مؤ ذن بينهم ان لعنة الله على الظالمين الذين يصدون عن سبيل الله و يبغونها عوجا و هم بالاخرة كافرون .
    اعراف : 44 و 45
    بهشتيان دوزخيان را آواز دهند كه ما به حقيقت يافتيم آنچه را پروردگارمان وعده داده بود. آيا شما نيز به حقيقت يافته ايد آنچه را پروردگارتان وعده داده بود؟ گويند: آرى . آن گاه آواز دهنده اى در آن ميان آواز دهد كه لعنت خدا بر كافران باد. آنان كه از راه خدا روى برمى گردانند و آن را كجروى مى پندارند و به قيامت ايمان ندارند.
    ((عوجا)) اسم مصدر است به معناى كجى ؛ و مصدر آن ((عوج )) است به معناى كج شدن .

    سوگند به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و اهل بيتش (عليهم السلام ) گروهى را از آتش خارج مى كند

    از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است كه ((بنده كه هفتاد خريف ، كه هر خريف معادل هفتاد سال است ، در جهنم و آتش سوزان بوده است از خداوند عزوجل مى خواهد تا به حق محمد و اهل بيتش به او رحم كند. پس خداوند جل و جلاله به جبرئيل ماموريت مى دهد تا هبوط كند و بنده اش را از آتش بيرون آورد. جبرئيل مى گويد: خدايا چگونه است كه من بايد در آتش هبوط كنم ؟ خداوند مى فرمايد: به آتش فرمان داده تا خنك و سلامت باشد. جبرئيل مى گويد: اى پروردگار من ، جايش را به من نشان ده . خداوند مى فرمايد: او در چاهى از چاههاى بزرگ جهنم است . جبرئيل پايين مى آيد و در آتش او را مى يابد، در حالى كه بر صورتش بسته شده است . او را بيرون مى آورد. پس خداوند عزوجل مى گويد: اى بنده من ، چه مقدار در آتش بودى كه مرا سوگند دادى ؟ هر آينه رسوايى و سرشكستگى تو را در آتش طولانى مى كرد؛ لكن بر خود واجب كرده ام كه بنده اى كه مرا به حق محمد و اهل بيتش بخواند و از من بخواهد او را بيامرزم ؛ و من امروز تو را بخشيدم .))(774)
    همچنين حضرتش فرمودند: ((گروهى را بعد از آنكه در آتش گداخته مى شوند از آتش بيرون مى آورند و آنان را به چشمه حيوان ، كه جلوى در بهشت است ، مى برند و از آب آن بر روى آنها مى پاشند. آنگاه گوشتها و خونها و موهاى آنان دوباره مى رويد.))(775)
    در روايت ديگرى است كه انهم يدخلون النار بذنوبهم و يخرجون بعفو الله .(776 ) (اينان به سبب گناهانشان در آتش مى روند و به سبب بخشش ‍ الهى بيرون مى آيند.)

    تپه اعراف و مردان بر روى آن

    و بينهما حجاب و على الاعراف رجال يعرفون كلا بسيماهم .(777) (و در ميان بهشتيان و دوزخيان حجابى است ؛ و بر اعراف مردانى هستند كه هر يك از آن دو را از چهره شان مى شناسند.)
    قرآن در آيات 46 تا 49 سوره اعراف از اصحاب اعراف سخن گفته است . ((اعراف )) گذرگاهى صعب العبور بر سر راه بهشت است كه در آن مردم دو گروه اند: يك گروه ضعيفانى اند كه تحت الحفظ رجالى از اولياى خدايند و بالاخره از آن عبور مى كنند و موانع ورود به بهشت از سر راه آنان برداشته مى شود و بهشتى مى شوند. امام صادق (عليه السلام) فرمودند: ((اعراف مردمى اند كه حسنات و سيئاتشان مساوى است . اگر خداوند آنها را به دوزخ بفرستد به سبب گناهانشان است و اگر به بهشت بفرستد به سبب رحمت شامل و كامل اوست .))(778)
    در حديث ديگرى از امام باقر (عليه السلام) است كه ((اين آيه درباره امت پيامبر اسلام نازل شده است ؛ و منظور از ((رجال )) امامان از آل محمدند؛ و اما اعراف راهى است بين بهشت و جهنم . پس هر مومن گناهكارى كه شفيعى از ما ائمه داشته باشد نجات پيدا مى كند و هر كس كه شفيعى از ما نداشته باشد هلاك مى شود.))(779)
    گروه ديگر اعراف ((رجالا يعرفونهم بسيماهم .))(780) آنان گرامى ترين خلق در نزد خدايند. درباره آنان روايات فراوانى است كه خوانندگان ارجمند را به مطالعه آنها در جلد 2 تفسير البرهان ، صفحات 546 تا 557، ارجاع مى دهيم .





    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  5. #155
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    142. مؤ منان ، نشسته بر تختهاى آراسته ، به كافران مى خندند

    ان الذين اجرموا كانوا من الذين آمنوا يضحكون و اذا مروا بهم يتغامزون و اذا انقلبوا الى اهلهم انقلبوا فاكهين و اذا راوهم قالوا ان هولاء لضالون و ما ارسلوا عليهم حافظين فاليوم الذين آمنوا من الكفار يضحكون على الارائك ينظرون .
    مطففين : 29 - 35
    گنهكاران به مؤ منان مى خنديدند؛ و چون بر آنان مى گذشتند به چشم و ابرو اشاره مى كردند، و چون نزد كسانشان باز مى گشتند، شادمانه باز مى گشتند، و چون آنان را مى ديدند، مى گفتند كه اينان گمراه اند، و حال آنكه آنان را به مواظبت اعمال مومنان نفرستاده بودند؛ و امروز مومنان به كافران مى خندند، بر تختها تكيه زده اند و مى نگرند.
    ((يتغامزون )) از ماده ((غمز)) به معناى اشاره به چشم و پلك و ابروست .
    ((فاكهين )) جمع ((فكه ))، به معناى بذله گوست و از ((فكاهة )) به معناى مزاح و بذله گويى است ؛ و ((فاكهة )) هم هر چيز خوردنى سرورآور را گويند.

    درباره شجره طوبا

    اميرالمؤ منين (عليه السلام) فرموده اند: ((طبا درختى است در بهشت كه اصل و ريشه آن در خانه پيامبر است و در خانه هر يك از مؤ منان و شاخه اى از آن هست و همين كه آن مومن به چيزى ميل داشته باشد و از قلب و ذهنش چيزى بگذرد آن شاخه براى او همان موقع فراهم مى كند. بزرگى اين درخت به حدى است كه اگر سواركارى با جديت و سرعت تمام در سايه اين درخت صد سال حركت كند از آن خارج نمى شود و بلندى آن به قدرى است كه اگر كلاغى از پايين آن به پرواز در آيد تا وقتى كه از ضعف پيرى بر زمين بيفتد به بالاى آن نمى رسد. الا ففى هذا فارغبوا. (آگاه باشيد كه براى چنين نعمتهايى تلاش و رغبت كنيد.)))(781)

    درباره بزرگى انهار الجنة

    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) درباره مقدار پهناى هر يك از نهرهاى بهشت پرسيدند. حضرت فرمودند: ((عرض هر نهر از نهرهاى بهشت به اندازه مسير صد و پنجاه سال است . آن نهارها از زير قصرها و بلنديهاى بهشت عبور مى كنند و امواج آن آوازى خوش و دلنشين و آهنگ فرح بخشى دارند و تسبيح مى گويند.))(782)

    درباره حوض كوثر و ساقى آن

    بر اساس برخى روايات ، حوض كوثر نهرى در بهشت است كه عمق آن در زمين معادل هفتاد هزار فرسخ است ؛(783) و برخى ديگر از روايات آن را نهرى آسمانى دانسته اند كه از زير عرش جارى است و بر آن هزار هزار قصر، با خشتهايى از طلا و نقره ، بنا شده است .(784)
    در روايت ديگرى عرض و طول آن مابين مشرق و مغرب تعيين شده است .(785)
    ((هنگامى كه انا اعطيناك الكوثر بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) نازل شد، اميرالمؤ منين (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) خواستند تا اين نهر شريف ، يعنى كوثر، را برايشان توصيف كنند. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: اى على ، كوثر نهرى است كه خداوند آن را از زير عرش جارى مى كند. آب آن از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر و از كره نرم تر است ، سنگ ريزه هاى آن در و ياقوت و مرجان است و خاك آن مشك تيزبوى است و گياه آن زعفران ؛ كه از زير ستونهاى عرش ‍ پروردگار جهانيان جارى مى شود. ميوه آن چون قله هايى از زبرجد سبز و ياقوت سرخ و درّ سفيد است . اين نهر از درونش برونش پيداست و از برونش درونش آشكار است . سخن كه به اينجا رسيد، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اصحاب گريه كردند و اشك شوق ريختند. سپس دست مبارك را به پهلوى اميرالمؤ منين (عليه السلام) زدند و فرمودند: ((اى على ، به خدا قسم كه اين فقط براى من نيست ، بلكه براى من و تو و محبان تو بعد از من است .))(786) در حديث ديگر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) على (عليه السلام) را صاحب حوض خود در قيامت و ساقى آن معرفى كرده اند.(787)



    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  6. #156
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    143. بهشتيان و همسرانشان مسرور و شادمان در حالى كه رب رحيم بر آنان سلام مى كند

    ان اصحاب الجنه اليوم فى شغل فاكهون هم و ازواجهم فى ظلال على الارائك متكئون لهم فيها فاكهة و لهم ما يدعون سلام قولا من رب رحيم .
    يس : 55 - 58
    بهشتيان آن روز به شادمانى مشغول باشند. آنها و همسرانشان در سايه ها بر تختها تكيه زده اند. در آنجا هر ميوه و هر چيز ديگر كه بخواهند فراهم است و سلامى كه سخن پروردگار مهربان است .

    درباره حور العين

    از نظر لغوى ((حور)) جمع ((حوراء)) است و ((حوراء)) زن سفيد بدن و سيمين تن را مى گويند و ((عين )) جمع ((عيناء)) است و آن زنى است كه حدقه چشمش بزرگ باشد؛ اما بر طبق روايات ، ((حور العين )) در بهشت هم مرد است و هم زن .
    از امام اميرالمؤ منين (عليه السلام) روايت شده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: ((در بهشت بازارى است كه در آن خريد و فروشى نمى شود؛ بلكه در آن تصاويرى از مردان و زنان وجود دارد و آنها را نمايش مى دهند و هر كس هر شكلى را كه بخواهد و بپسندد داخل آن مى شود. آنجا محل اجتماع حور العين است كه صدايى مانند صداى آنها را هيچ يك از خلايق نشنيده است . آنان بلند مى گويند:... خوشا به حال كسى كه ما براى او باشيم و او براى ما باشد. ما خوبهاى نيكوييم و همسران ما مردمى بزرگوارند.))(788)
    ((از امام صادق (عليه السلام) پرسيدند: اگر مرد مؤ منى همسرى مؤ من داشته باشد و هر دو بهشتى شوند، مى توانند با هم ازدواج كنند؟ حضرت فرمودند: خداوند به عدل حكم مى كند (بايد درجات آنها در بهشت يكسان باشد): اگر مرد برتر از زن باشد و او را به همسرى اختيار كند، آن زن از همسران او مى شود؛ اما اگر زن بهتر از مرد باشد، زن بايد مرد را به همسرى خود برگزيند. در اين صورت ، آن مرد همسر او خواهد بود. سپس فرمودند: فكر نكنيد بهشت يك بهشت است . خداوند مى فرمايد: و من دونهما جنتان ؛(789) و پايين تر از آنها دو باغ بهشتى ديگر است ؛ و فكر نكنيد بهشت يك درجه است ؛ درجاتى است برخى فوق برخى ديگر، و قطعا اين برترى به سبب اعمال مردم است . در ادامه از حضرت پرسيدند: آيا مؤ منانى كه داخل بهشت مى شوند، اما گروهى از آنان درجه بالاترى دارند، اگر بخواهند دوست خود را ملاقات كنند ممكن است ؟ امام (عليه السلام) فرمودند: آن كس كه در درجه بالاتر است مى تواند پايين بيايد، اما آن كه در درجه پايين است نمى تواند بالا بيايد، چون اساسا به آن مقام نمى رسد؛ لكن اگر بخواهند مى توانند يكديگر را خانوادگى ملاقات كنند.))(790)

    درباره ميزان خوراك بهشتيان

    ((مردى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد: يا اباالقاسم ، آيا نظر شما اين است كه اهل بهشت مى خورند و مى آشامند؟ حضرت فرمودند: قسم به خدا، آرى . به هر يك از بهشتيان نيروى صد مرد در خوردن و آشاميدن داده مى شود. پرسيد: اگر بخورند، نياز به قضاى حاجت و دفع دارند، در حالى كه بهشت پاك است نه خبيث و نجس ؟ حضرت فرمودند: عرقى است كه از هر يك از بهشتيان ترشح مى كند، كه در خوشبويى مانند مشك است ؛ و بدين وسيله شكم او لاغر و باريك مى شود.))(791)
    ((شخصى مسيحى از اهل شام هم از امام باقر (عليه السلام) درباره بهشتيان پرسيد كه چگونه است كه مى خورند، اما تخليه نمى كنند؟ آيا مثل و مانندى در دنيا دارد؟ حضرت فرمودند: آرى ، جنينى كه در شكم مادر قرار دارد از آنچه مادر مى خورد او هم مى خورد، اما مدفوع ندارد.))(792)




    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  7. #157
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    144. بهشتيان در باغهاى بهشتى : تسبيح گويان و تحيتشان سلام و سخنشان حمد خدا

    دعواهم فيها سبحانك اللهم و تحيتهم فيها سلام و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمين .
    يونس : 10
    و در آنجا دعايشان اين است : بار خدا تو منزهى . و به هنگام ورود، سلام مى گويند. و پايان دعايشان اين است : سپاس خداى را، آن پروردگار جهانيان .

    درباره درجات و دروازه هاى بهشت

    قرآن مى فرمايد: همين برتريهايى كه در دنيا بعضى از شما بر بعضى ديگر داريد در آخرت اين درجات و برتريها با ملاقات الهى بسيار برتر و بالاتر است : انظر كيف فضلنا بعضهم على بعض و للآخره اكبر درجات و اكبر تفضيلا.(793)
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده اند: ((در بهشت درجه روى درجه است ، چنان كه ميان آسمان و زمين بنده نگاهش را به بالا مى دوزد و نورى خيره كننده بر او مى درخشد، چندان كه نزديك است ديدگانش را كور كند. او شادمان مى شود و مى پرسد: اين چيست ؟ گفته مى شود: اين نور برادر مؤ من توست . مى گويد: او برادر من ، فلانى ، است . ما در دنيا پا به پاى هم كار مى كرديم ؛ و اكنون اين چنين بر من برترى داده شده است ؟ ندا مى آيد: او از تو در عمل برتر بود. آنگاه خداوند موجبات خشنودى دل اين بنده بهشتى را كه در رتبه پايين ترى قرار دارد چنان فراهم مى كند تا آنكه سرانجام خشنود مى شود.))(794)
    امام على (عليه السلام) نيز درباره ابواب بهشت فرموده اند: ((بهشت هشت دروازه دارد: دروازه اى كه پيامبران و صديقان از آن وارد مى شوند؛ دروازه اى كه شهيدان و صالحان از آن داخل مى شوند؛ و پنج دروازه ديگر كه شيعيان و دوستداران ما از آن وارد مى شوند... و يك دروازه ديگر كه ديگر مسلمانانى كه به يگانگى خداوند و توحيد شهادت دهند و در قلبشان ذره اى دشمنى با ما اهل بيت نباشد از آن به بهشت وارد مى شوند.))(795)
    نيز فرموده اند: ((درجاتى است يكى از ديگرى برتر و سرمنزلهايى است متفاوت . نعمتهايش پايان ندارد. ساكنانش از آن بيرون نخواهند شد. آنها كه هميشه در آن اند هرگز پير نشوند؛ و آنان كه در آن مسكن گزيده اند گرفتار شدايد نخواهند شد.))(796)

    پرواز روح با توصيف بهشت در كلام امام على (عليه السلام)

    ((اگر با چشم دلت به آنچه از بهشت برايت توصيف مى شود نظر اندازى ، روحت از موجودات بديعى كه در دنيا پديدار گشته ، از شهوات و لذاتش و زخارف و زيورهاى ديدنى اش ، كناره خواهد گرفت . و فكرت در ميان درختهايى كه شاخه هايش همواره به هم مى خورد و ريشه هاى آن در دل تپه هايى از مشك بر سواحل نهرهاى بهشت فرو رفته متحير مى گردد و انديشه ات در خوشه هايى از لؤ لؤ هاى تر، كه به شاخه هاى كوچك و بزرگ محكمش آويخته ، و همچنين ميوه هاى گوناگون ، كه از درون غلافهاى خود سر برون كرده اند، واله و حيران مى شود. اين ميوه به آسانى و مطابق دلخواه هر كس چيده مى شود. ميزبانان بهشتى از آنان كه ميهمان بهشت اند و در جلو قصرهاى آن فرود آمده اند با عسلهاى مصفا و شرا بهاى پاكيزه كه مستى ندارد پذيرايى مى كنند. اين (ميهمانان ) گروهى اند كه تقوا و شخصيت خود را تا پايان عمر حفظ كرده اند. لذا از ناراحتيهاى نقل و انتقال سفرها (ى مرگ و برزخ ) ايمن بوده اند. اى شنونده ، اگر قلب خويش را به مناظر زيبايى كه در آنجا به آن مى رسى مشغول دارى ، روحت با شوق فراوان به سوى آنها پرواز خواهد كرد و هم اكنون از اين مجلس من با عجله به همسايگى اهل قبور خواهى شتافت . خداوند ما و شما را به لطه خود از كسانى قرار دهد كه با دل و جان براى رسيدن به سر منزل نيكان كوشش مى كنند.))(797)
    به راستى با چنين بهشتى بايد گفت : ((لمثل هذا فليعمل العاملون .))(798)





    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  8. #158
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    145. متاع زندگى دنيا فريب است . براى رسيدن به مغفرت الهى و بهشت به پيشتازيد

    و ما الحياة الدنيا الا متاع الغرور سابقوا الى مغفره من ربكم و جنه عرضها كعرض السماء و الارض اعدت للذين آمنوا بالله و رسله .
    حديد: 20 و 21
    و زندگى دنيا جز متاعى فريبنده نيست . براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتهايى كه پهناى آن همسان پهناى آسمان و زمين است بر يكديگر پيشى گيريد. اين بهشت براى كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده اند مهيا شده است .
    امام على (عليه السلام) فرموده اند: ان كنتم راغبين لا محاله فارغبوا فى جنه عرضها السماوات و الارض .(799) (ميل و رغبتى را كه ناگزير از آنيد در بهشتى قرار دهيد كه پهناى آن آسمانها و زمين است .) امام زين العابدين (عليه السلام) درباره تلاش براى رسيدن به بهشت فرموده اند: ((بدانيد كه هر كس مشتاق بهشت باشد به سوى خوبيها بشتابد و از خواهشهاى نفس ‍ كناره گيرد؛ و هر كه از آتش بترسد از گناهان خود به درگاه خداوند زود توبه برد و از حرامها باز ايستد.))(800)
    امام على (عليه السلام) نيز فرموده اند: الا و ان اليوم المضمار و غدا السباق و السبقه الجنة و الغاية النار. (آگاه باشيد كه امروز روز تمرين و آمادگى و فردا روز مسابقه است . پاداش پرندگان بهشت و كيفر عقب ماندگان آتش است .)... و انى لم ار كالجنة نام طالبها و لا كالنار نام هاربها.
    (آگاه باشيد كه هرگز چيزى مانند بهشت نديدم كه خواستاران آن در خواب غفلت باشند و نه چيزى مانند جهنم كه فراريان آن چنين در خواب فرو رفته باشند.)))(801)

    اگر بهشت به وسعت آسمانها و زمين است پس جهنم در كجاست ؟

    هم در اين آيه و هم در آيه 133 سوره آل عمران فرموده است وسعت و پهناى بهشت به اندازه آسمانها و زمين است . اين سوال را شخصى در محضر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مطرح كرد. حضرت فرمودند: ((سبحان الله اذا جاء النهار فاءين الليل .))(802) (منزه است خدا، زمانى كه روز مى آيد شب در كجاست ؟)
    همان طور كه ملاحظه مى شود حديث نياز به توضيح دارد. ما توضيح آن را از تفسير الميزان با تلخيص و اندكى تصرف نقل مى كنيم .
    آخرت با تمام نعمتها و نقمتهايش شبيه دنيا و لذايذ و آلام آن شبيه لذايذ و آلام دنيوى است و نيز انسانى كه وارد مرحله آخرت مى شود همين انسان دنيوى است ؛ الا اينكه نظام آخرت غير از نظامى است كه حاكم بر دنياست ؛ و اساس اين تفاوت اين است كه آخرت جاودان و هميشگى است و دنيا فانى و زوال ناپذير. از اين روست كه با اينكه انسان در آخرت مى خورد و مى آشامد و ازدواج مى كند و از نعمتهاى بهشت بهره مند مى شود، عوارضى كه در دنيا بر اين حالات عارض مى گردد در آنجا بر او عارض نمى شود. درباره عذاب جهنم نيز همين طور است . بنابراين شب و روز و حوادث و عوارض آن مانند گذشته و حال و آينده در نظام ماده و حركت ، كه نظام دنياست ، متزاحم اند؛ در صورتى كه همين امور در نظامى ديگر متزاحم نيستند و مى بينيم كه همه آنها در پيشگاه پروردگار غير متزاحم و بر او مكشوف اند. بنابراين شب و روز ، با اينكه در نظام دنيا متزاحم اند، در نظامى ديگر غير متزاحم اند و در آن واحد با هم جمع اند. از اين رو ممكن است كه آسمانها و زمين نيز به اندازه خود وسعت داشته باشند و در عين حال چيز ديگرى از قبيل بهشت يا جهنم را كه وسعتش به اندازه آنهاست در خود جاى دهند.





    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  9. #159
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    146. از خدا بترسيد و به فكر فردايتان باشيد

    يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبير بما تعملون .
    حشر: 18
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از خدا بترسيد؛ و هر كس بايد بنگرد كه براى فردايش چه فرستاده است . از خدا بترسيد كه خدا به كارهايى كه مى كنيد آگاه است .
    ((آنان كه اهل عمل اند پيش از آنكه اجلشان فرا رسد، در ايام مهلت ، بايد به عمل بپردازند و در ايام فراغت ، پيش از آنكه گرفتار شوند، تلاش كنند و قبل از آنكه راه گلو بسته شود نفس بكشند، براى خود و جايى كه مى روند توشه آماده كنند، از اين سرا، كه سرانجام بايد از آن كوچ كرد، براى منزلگاه ابدى تدارك ببينند. اى مردم ، شما را به خدا، خدا را در نظر آوريد و براى آنچه از شما حفظ آن را خواسته اند، يعنى قرآن مجيد، بكوشيد؛ و در آنچه در نزد شما وديعه گذاشته ، كه همان حقوق خداست ، كوتاهى نكنيد، زيرا خداوند شما را عبث نيافريده و مهمل وانگذاشته و شما را در جهالت و نابينايى سرگردان رها نكرده است ... به خود بيش از حد آزادى ندهيد كه اين شما را به ستمگرى مى كشاند و آن قدر هم مداهنه و سستى نورزيد كه سستى شما را به معصيت مى كشاند.))(803)
    ((بر شما باد به تلاش و كوشش و آمادگى و آماده شدن و جمع آورى زاد و توشه آخرت در دوران زندگى دنيا. دنيا شما را مغرور نسازد، چنان كه گذشتگان شما و امتهاى پيشين را در قرون سپرى شده مغرور ساخت . آنان كه دنيا را دوشيدند و به غفلت زدگى در دنيا گرفتار آمدند و فرصتها را از دست دادند و تازه هاى آن را فرسوده كردند سرانجام خانه هايشان گورستان و سرمايه هايشان ارث اين و آن گرديد.))(804)

    برادرانم ! آماده شويد!

    ((براء بن عازب ، صحابى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)، مى گويد: ما در خدمت پيامبر بوديم . نگاه حضرتش بر جماعتى كه در محلى جمع شده بودند افتاد. پرسيدند: اين جماعت براى چه اجتماع كرده اند؟ گفتند: قبرى مى كنند. همين كه حضرت اسم قبر را شنيد، شتابان خود را به قبر رساند و به زانو كنار قبر نشست . من رفتم مقابل حضرت تا ببينم آن بزرگوار چه مى كند. آنگاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) گريست به حدى كه اشك مباركش بر روى زمين ريخت . پس از آن به ما رو كرد و فرمود: اخوانى لمثل هذا فاءعدوا، (برادرانم از براى مثل اين مكان تهيه ببينيد و آماده شويد.)))(805)
    امام على (عليه السلام) نيز عبارت كوتاهى دارند كه به قول سيد رضى ، كلامى كوتاه تر و پر معنى تر از آن شنيده نشده و چه كلمه ژرف و عميقى است و چه جمله پرمعنا و حكمت آميزى است ، به راستى كه پس از سخن خداوند و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) با هر سخن ديگرى سنجيده شود بر آن برترى خواهد داشت : ((تخففوا تلحقوا.))(806) (سبك بار شويد تا به قافله برسيد.)




    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  10. #160
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    147. كار شايسته خالص انجام دهيد

    فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه احدا.
    كهف : 110
    هر كس ديدار پروردگار خويش را اميد مى بندد بايد كردارى شايسته داشته باشد و در پرستش پروردگار هيچ كس را شريك نسازد.
    اخلاص در عمل كار سختى است ، بلكه از خود عمل سخت تر و از جهاد طولانى دشوارتر است . امام على (عليه السلام) مى فرمايند: تصفيه العمل اشد من العمل و تخليص النية عن الفساد اشد على العاملين من طول الجهاد.(807)
    از اين روست كه اگر كسى قلبش را در حين عمل از غير خدا خالص و پاك كرد و فقط خدا را در نظر داشت عمل كم او براى سعادت و كمال او كافى خواهد بود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: ((اخلص ‍ قلبك يكفيك القليل من العمل .))(808) تنها اعمال صالح خالص است كه در آخرت به انسان سود مى رساند. امام على (عليه السلام) مى فرمايند: ((كلما اخلصت عملا بلغت من الاخره امدا.))(809) حقيقت اخلاص در قرآن اخلاص در عبوديت و اخلاص در استعانت است آنجا كه مى فرمايد: ((اياك نعبد و اياك نستعين .))(810) اينان كه اين مقام را طى كنند و مخلص شوند از اغواگرى شيطان دورند چه او گفت : فبعزتك لاءغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين .(811) از اين روست كه حضرت حق در آيه مورد بحث فرموده است هر كه طالب مشاهده باطنى پروردگار خويش است ، يعنى طالب بصيرت و حق بينى ، جز با عمل صالح ، آن هم عمل صالح خالص ، بدان نمى رسد.
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در باب اهميت اخلاص و دشوار بودن تحصيل آن و مرتبه مخلصان فرموده اند: العلماء كلهم هلكى الا العاملين و العاملون كلهم هلكى الا المخلصين و المخلصون على خطر.(812) (علما همه به هلاكت در افتند، مگر آنان كه به علم خود عمل مى كنند: عالمان اهل عمل نيز همه هلاك شوند، مگر آنان كه در عملشان مخلص باشند و مخلصان در خطرند.)


    سر و عقل گر خدمت جان كنند
    بى كار دشوار كاسان كنند

    بكاهند گر ديده و دل ز آز

    بسا نرخها را كه ارزان كنند

    چو اوضاع گيتى خيال است و خواب

    چرا خاطرت را پريشان كنند

    دل و ديده درياى ملك تن اند

    رها كن كه يك چند طوفان كنند

    به داروغه و شحنه جان بگوى

    كه دزد هوا را به زندان كنند

    نكردى نگهبانى خويش چند

    به گنج وجودت نگهبان كنند

    چنان كن كه جان را بود جامه اى

    چو از جامه جسم تو عريان كنند

    به تن پرور و كاهل ار بگروى

    تو را نيز چون خود تن آسان كنند

    فروغى گرت هست ظلمت شود

    كمالى گرت هست نقصان كنند

    هزار آزمايش بود پيش از آن

    كه بيرونت از اين دبستان كنند

    گرت فضل بوده است رتبت دهند

    ورت جرم بوده است تاوان كنند

    گرت گله گرگ است و گر گوسفند

    تو را بر همان گله چوپان كنند

    چون آتش برافروزى از بهر خلق

    همان آتشت را به دامان كنند

    گر گوهرى يا كه سنگ سياه

    بدانند چون ره بدين كان كنند

    به معمار عقل و خرد تيشه ده

    كه تا خانه جهل ويران كنند

    بر آن اند خودبينى و جهل و عجب

    كه عيب تو را از تو پنهان كنند

    بزرگان نلغزند در هيچ راه

    كز آغاز تدبير پايان كنند(813)




    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

صفحه 16 از 19 نخستنخست ... 61213141516171819 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •