**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**
صفحه 17 از 19 نخستنخست ... 713141516171819 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 181
  1. #161
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    148. از امكانات دنيا براى آخرتتان بهره گيريد

    وابتغ فيما آتاك الله الدار الاخره و لا تنس نصيبك من الدنيا و احسن كما احسن الله اليك و لا تبغ الفساد فى الارض ان الله لا يحب المفسدين .
    قصص : 77
    در آنچه خدايت ارزانى داشته ، سراى آخرت را بجوى و بهره خويش را از دنيا فراموش مكن ؛ و همچنان كه خدا به تو نيكى كرده ، نيكى كن و در زمين از پى فساد مرو، كه خدا فسادكنندگان را دوست ندارد.
    در منطق قرآن ، انسان موجودى هميشه زنده است و زندگى او با مردن خاتمه نمى يابد؛ بلكه مردن او در حقيقت انتقال از خانه اى به خانه اى ديگر است و اين زندگى دنيايى او حياتى امتحانى و سرنوشت ساز است كه در آن سرنوشت و فصل ديگر زندگى او مشخص مى شود. شقاوت يا سعادت او در آن حيات در همين عالم شكل مى گيرد. بنابراين سرمايه آدمى همين زندگى دنيايى اوست . با استفاده صحيح از سرمايه اين زندگى ، انسان مى تواند عيش سعادتمندانه خود در زندگى آخرت را مهيا كند؛ و در صورتى كه نداند چه سودايى كند، در اين تجارت زيان مى بيند و سرمايه اش ‍ را از دست مى دهد و در آخرت محروم و خسارت خواهد بود.
    ((پس در اين دنياى نابودشدنى براى زندگى جاويدان آخرت توشه برگيريد كه شما را به زاد و توشه راهنمايى كردند و به كوچ كردن از دنيا فرمان دادند و شما را براى پيمودن راه قيامت برانگيختند. همانا شما چونان كاروانيانى هستيد كه در جايى به انتظار مانده اند و نمى دانند در چه زمانى به آنان فرمان حركت مى دهند. آگاه باشيد كه با دنيا چه مى كند كسى كه براى آخرت آفريده شده است ؟ و با اموال دنيا چه كار دارد آن كس كه به زودى همه اموال او را مرگ مى ربايد و تنها كيفر حسابرسى آن بر عهده او مى ماند؟ بندگان خدا، خيرى كه خدا وعده داد رها كردنى نيست و شرى كه از آن نهى كرده دوست داشتنى نيست . بندگان خدا، از روزى بترسيد كه اعمال و رفتار انسان وارسى مى شود - روزى كه پر از تشويش و اضطراب است و كودكان در آن روز پير مى شوند.))(814)

    اى واى بر ما

    ((از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل است كه براى مردگان خود هديه بفرستيد. راوى پرسيد: هديه براى مرده ها چيست ؟ فرمودند: صدقه و دعا. آن گاه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: ارواح مومنان هر جمعه به آسمان دنيا در مقابل خانه ها و منزلهاى خود مى آيند و با آوازى حزين و غمناك همراه با گريه فرياد مى كنند: اى اهل من و اولاد من ، اى پدر من و مادر من ، اى خويشان من ، با آنچه در دست ما بود (يعنى با اموال خودمان كه اكنون دست شماست ) بر ما مهربانى كنيد - همان چيزهايى كه عذاب و حسابش بر ماست و نفعش براى شما. به قرص نانى يا درهمى يا جامه اى كه در راه خدا مى دهيد بر ما مهربانى كنيد. آنگاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) گريستند و اطرافيان ايشان نيز همه گريستند، به گونه اى كه هيچ يك از شدت گريه قدرت سخن گفتن نداشت . بعد از لحظاتى پيامبر فرمودند: اينها برادران دينى شمايند كه بعد از سرور و نعمت ، اكنون در خاك پوسيده شده اند و از عذاب و هلاكت خود ناله مى كنند و مى گويند: اى واى بر ما! اگر آنچه در توان داشتيم در راه فرمانبردارى خداوند انفاق مى كرديم ، اكنون به شما محتاج نبوديم و با حسرت و پريشانى فرياد مى كنند: صدقه مردگان را زود بفرستيد.))(815)


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  2. #162
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    149. پيش از رسيدن روز تنهايى و بى كسى ، انفاق كنيد

    يا ايها الذين آمنوا انفقوا مما رزقناكم من قبل ان ياءتى يوم لا بيع فيه و لا خلة و لا شفاعة و الكافرون هم الظالمون .
    بقره : 254
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد، پيش از آنكه آن روز فرا رسد، كه نه در آن خريد و فروشى باشد و نه دوستى و شفاعتى ، از آنچه به شما روزى داده ايم انفاق كنيد؛ و كافران خود ستمكاران اند.
    ((بيع )) در اصل به معناى فروختن ، يعنى دادن جنس و گرفتن قيمت آن ، است همچنان كه ((شراء)) به معناى خريدن ، يعنى دادن قيمت و گرفتن جنس ، است ؛ و گاهى نيز بالعكس استعمال شده است . در مجموع مى توان گفت كه ((بيع )) به معناى خريدن يا فروختن است .
    امام على (عليه السلام) در بخشى از وصاياى خود به حضرت حسن المجتبى (عليه السلام ) فرمودند: ((بدان راهى بس طولانى و پرمشقت در پيش دارى ؛ و نيز بدان در اين راه از كوشش صحيح و تلاش فراوان و اندازه گيرى توشه به مقدار كافى بى نياز نخواهى بود؛ و با توجه به اينكه بايد در اين راه سبكبار باشى ، بيش از تاب و تحمل خود بار بر دوش مگير كه سنگينى آن براى تو وبال خواهد بود؛ و هر گاه نيازمندى را يافتى كه مى تواند زاد و توشه تو را تا رستاخيز بر دوش گيرد و فردا كه به آن نيازمند شوى به تو پس دهد، آن را غنيمت بشمار و اين زاد را بر دوش او بگذار... هنگامى كه بى نيازى ، اگر كسى قرض بخواهد، غنيمت بشمار تا در روز سختى و تنگ دستى ات ادا كند... براى خويش ، پيش از رسيدنت به آن جهان ، وسايلى مهيا ساز و منزل را پيش از آمدنت آماده كن ، زيرا پس از مرگ عذر پذيرفته نمى شود و راه بازگشتى به دنيا وجود ندارد.))(816)
    نيز فرمودند: ((اى پير، كه پيرى در وجودت رخنه كرده است ، چگونه خواهى بود آن گاه كه طوقهاى آتش به گردنها انداخته شود و غلهاى جامعه به دست و گردن افتد، چنان كه گوشت دستها را مى خورد؟ زنهار، زنهار، اى بندگان خدا، خدا را به ياد آوريد!... اموال را انفاق كنيد... در اين كار بخل نورزيد كه خداوند فرموده : ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم ؛(817) و نيز فرموده است : من ذاالذى يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له و له اجر كريم .(818) درخواست يارى او از شما نه به سبب ضعف و ناتوانى است و قرض گرفتنش از شما نه به علت كمبود است ... خواسته شما را بيازمايد كه كدام يك نيكوكارتريد.))(819)

    # # #


    بهر ذم بخل و تمجيد سخا
    بر حديثى مى توان كرد اكتفا

    كه سخى از نار دوزخ ايمن است

    گر چه طوق كفرش اندر گردن است

    همچنين محروم ماند از جنان

    مومنى كامد بخيل اندر جهان

    فرق اين ره نى به ميل و فرسخ است

    كاين تفاوت يك بهشت و دوزخ است

    اين دو خصلت را بود فرق ميان

    قاف تا قاف و زمين تا آسمان

    مال آخر هيچ و صاحب مال هيچ

    اى بخيل بى خرد بر خود مپيچ

    فتر بخل و طمع اوراق كن

    مال حق در راه حق انفاق كن

    هر چه دارى گر ز خود دانى خطاست

    كانچه در راه خدا دادى تو راست

    كن كرم بالقوه در حق كسان

    زر بده نانى ببخش آبى رسان

    كن كرم كاندر محل دست كريم

    مى رسد بر دست خلاق عظيم

    گر چه در ظاهر بود دست فقير

    هست در باطن يد الله القدير

    چون تو بنوازى غلام خواجه را

    آن نوازش بين همى باشد كه را

    بند را گر خود مكرم ساختى

    در حقيقت خواجه را بنواختى

    چون نمايى لطف در حق پسر

    هست آن لطف تو در حق پدر

    بندگان را چون كه صاحب ذات هوست

    مرحمت بر بندگان در حق اوست (820 )


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  3. #163
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    150. دنيا را ملاك تاسف و شادمانى خود نگيريد همچون زاهدان باشيد

    لكيلا تاءسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و الله يحب كل مختال فخور.
    حديد: 23
    بر آنچه از دستتان مى رود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مى آيد شادمانى نكنيد؛ و خدا هيچ متكبر خودستاينده اى را دوست ندارد.
    ((تاءسوا)) از ماده ((اءسى )) به معناى حزن و اندوه است .
    ((مختال )) از ماده ((خَيل / خِيل )) به معناى گمان ، است . ((خيلاء)) به معناى تكبر از روى خيال و فرض است ؛ و ((مختال )) به معناى متكبر است ؛ و اگر گروهى اصل ((خيل )) را به معناى اسبان و سواران گرفته اند براى اين است كه هر كه بر آنها سوار شود در خود احساس تكبر مى كند يا شايد چون اسب در راه رفتن متكبر است .
    در فرمايشى از امام على (عليه السلام) است كه همه زهد و در همين دو كلمه قرآن آمده است و اشاره كردند به اين آيه و فرمودند: ((زاهد كسى است كه بر گذشته اندوه نخورد و براى آنچه به دستش مى رسد شاد نشود.))(821)
    ابن عباس در حديثى مى گويد: ((بعد از سخن پيامبر از هيچ سخنى به اندازه نامه اى كه على بن ابى طالب براى من نوشت بهره مند نشدم . او به من نوشت : اما بعد... فليكن سرورك بما نلت من آخرتك وليكن اسفك على ما فاتك منها... (پس آنجا شادى كن كه به چيزى از آخرت رسيده باشى و آنجا اندوهگين شود كه چيزى از آخرت خود را از دست بدهى . اگر به چيزى از دنياى خود رسيدى ، شادى مكن و اگر چيزى از آن را از دست دادى ، اندوهگين مشو. هم و غم خود را براى بعد از مرگ به كار گير. والسلام .)))(822)
    اين عبارات حضرت امير (عليه السلام) زيباترين تعاريف از زهد بود - زهدى كه محصول دنياشناسى دينى و توحيدى است . آرى ، آنان كه ماهيت دنيا را بشناسند و بدانند دارايى آن از بين رفتنى و شادى آن زايل شدنى و نيروى آن تمام شدنى است و نيز بدانند كه همين دنيا مزرعه آخرت است و فصلى از چهار فصل زندگى انسان است - البته فصلى مهم و سرنوشت ساز - هرگز دنيا را براى دنيا نخواهند خواست . اما زاهدان كيانند؟ ((زاهدان گروهى از مردم دنيايند كه اهل آن نيستند. پس در دنيا مانند كسانى كه در آن نيستند زندگى مى كنند، به آنچه درك مى كنند عمل مى كنند و در ترك زشتيها از همه پيشى مى گيرند، بدنهايشان به گونه اى در تلاش و حركت است كه گويا ميان مردم آخرت اند، اهل دنيا را مى نگرند كه مرگ بدنها را بزرگ مى شمارند، اما آنها مرگ دلهاى زندگان را بزرگ تر مى دانند.))(823) لذا امام على (عليه السلام) بر اين اساس با زيبايى و جامعيت خاصى روش ‍ برخورد با دنيا را اين گونه بيان كرده اند:
    ((اى مردم ، كالاى دنيا همچون گياهان خشكيده وباخيز است . از چنين چراگاهى دورى گزينيد. دل كندن از آن لذت بخش تر است تا دل بستن و اعتماد به آن ؛ و استفاده از آن به مقدار لازم بهتر است از جمع و انباشتن آن . آن كس كه فراوان از آن گرد آورد به فقر و نيازمندى محكوم مى شود؛ و هر كس از آن بى نيازى گزيد به آسايش و راحتى اش كمك شده است . كسى كه زيور و زينتهاى دنيا به چشمش شگفت انگيز آيد به نابينايى قلب دچار مى شود؛ و آن كس كه عشق آن به دل گرفت درونش پر از غم و اندوه شد؛ و اين اندوهها همچنان در قلبش در حركت خواهند بود - اندوهى پيوسته و غمى حزن آفرين تا آنجا كه نفسش پايان گيرد، به گوشه اى بيفتد، رگهاى حياتش قطع شود، از نابودى اش در پيشگاه خداوند بى اهميت و افكندنش ‍ به قبر بر دوستانش آسان باشد.))(824)


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  4. #164
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    151. ايمان و جهاد با مال و جان : تجارتى بهشت آور براى مومنان

    يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم على تجاره تنجيكم من عذاب اليم تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فى سبيل الله باموالكم و انفسكم ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنات تجرى من تحتها الانهار و مساكن طيبة فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم و اخرى تحبونها نصر من الله و فتح قريب و بشر المؤ منين .
    صف : 10 - 13
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد، آيا شما را به تجارتى كه از عذاب دردآور رهايى تان دهد راه بنمايم ؟ به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كنيد؛ و اين براى شما بهتر است ، اگر دانا باشيد. گناهان شما را مى آمرزد و به بهشتهايى كه درونش نهرها جارى است و نيز خانه هايى خوش و پاكيزه در بهشتهاى جاويد داخل مى كند؛ و اين پيروزى بزرگى است ؛ و نعمتى ديگر كه دوستش داريد: نصرتى است از جانب خداوند و فتحى نزديك ؛ و مومنان را بشارت ده .
    ((بشّر)) از ماده ((بَشر)) گرفته شده است به معنى خبر مسرت بخش ‍ دادن . انسان را به سبب شكل ظاهرى او ((بشر)) مى گويند: و ((بشرة )) هم ظاهر پوست است ؛ و ((مباشرة )) هم رسيدن دو ((بشرة )) به همديگر است ؛ و خبر مسرت بخش از اين جهت ((بشارت )) و ((بشرى )) به معناى خبر اندوه بخش هم به كار رفته است .
    در شمارى از آيات قرآن ، سخن از بيع و شرا و تجارت است : خريد دنيا و گم راهى به بهاى آخرت و هدايت : اولئك الذين اشتروا الحياة الدنيا بالاخرة (825) (اينها همان كسان اند كه آخرت را به زندگى دنيا فروخته اند.) و يا خريد آخرت با متاع دنيا كه ((فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به ))(826) (بشارت داد بر شما به داد و ستدى كه با خدا كرده ايد.) مطلب عجيبى است : خداوندى كه مالك الملك هستى است و خلق همه عيال اويند و ريزه خوار سفره احسان و رحمت او - او كه با حكومتش بر همه عالم و آدم سيطره دارد - خود را خريدار و مشترى معرفى كرده و فرموده است : ((ان الله اشترى ))(827) و مومنان را فروشنده خوانده است : ((من المؤ منين ))؛ و كالاى مورد معامله را جانها و اموال و دارايى شان قرار داده است : ((انفسهم و اموالهم ))؛ و ثمن معامله را بهشت مقرر كرده است : ((بان لهم الجنة ))؛ و طريق معامله را كوشش و مبارزه خوانده است : ((يقاتلون )) - مبارزه اى خالصانه و با هدف و فقط براى خدا، ((فى سبيل الله ))، كه البته تلاشى پرزحمت و پرآسيب است : ((فيقتلون و يقتلون )).
    امام على بن ابى طالب (عليه السلام) درباره جهاد در راه خدا فرموده اند:
    اما بعد، فان الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه الله لخاصة اوليائه و هو لباس التقوى و درع الله الحصينه و جنتة الوثيقه ...(828) (اما بعد، جهاد درى است از درهاى بهشت كه خدا را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است . جهاد لباس تقوا و زره محكم و سپر مطمئن خداوند است . كسى كه جهاد را ناخوشايند بداند و آن را ترك كند خداوند لباس ذلت و خوارى بر او مى پوشاند و دچار بلا و معصيت مى شود و كوچك و ذليل مى گردد، دل او در پرده گمراهى مى ماند و حق از او روى مى گرداند و به سبب ترك جهاد به خوارى محكوم و از عدالت محروم است .)


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  5. #165
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    152. تا فرصت باقى است ، توبه كنيد - توبه اى نصوح

    يا ايها الذين آمنوا توبوا الى الله توبة نصوحا عسى ربكم ان يكفر عنكم سيئاتكم و يدخلكم جنات تجرى من تحتها الانهار يوم لا يخزى الله النبى والذين آمنوا معه نورهم يسعى بين ايديهم و بايمانهم .
    تحريم : 8
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد، به درگاه خدا توبه كنيد - توبه اى از روى اخلاص . باشد كه پروردگارتان گناهانتان را محو كند و شما را به بهشتهايى داخل كند كه در آن نهرها جارى است . در آن روز، خدا پيامبر و كسانى را كه به او ايمان آورده اند فرو نگذارد و نورشان پيشاپيش و سمت راستشان در حركت باشد.
    ((توبه )) و ((توب )) و ((متاب )) به معناى رجوع و برگشتن است .
    حقيقت توبه بازگشت به خداست به وسيله خالى كردن دل از قصد معصيت و تبديل دورى از درگاه الهى به قرب و نزديكى به او، كه نتيجه آن جبران تقصيرات گذشته و ترك گناهان در حال و عزم بر ترك در آينده است . البته جوهر توبه پشيمانى است ؛ و آن امرى قلبى است كه ((استغفر الله )) نماد لفظى آن است .
    امام رضا (عليه السلام) در اين باره فرموده اند: من استغفر الله بلسانه و لم يندم قلبه فقد استهزء بنفسه .(829) (كسى كه به زبان توبه كند، ولى در دل از گناهى كه مرتكب شده پشيمان نباشد، خودش را مسخره كرده است .)


    نيامد بدين در كسى عذرخواه
    كه سيل ندامت نشُستش گناه


    لازمه توبه اميد به عفو و رحمت و آمرزش حضرت حق است . از اين رو، در كنار امر به توبه ، خداوند از ماءيوس شدن از رحمت الهى نهى كرده و آن را اعظم گناهان كبيره خوانده است .
    قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا.(830) (بگو: اى بندگان من ، كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد، از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى آمرزد.) آرى ، همه گناهان در صورت توبه جامع الشرايط آمرزيده مى شود و فقط كافران اند كه اين نعمت و رحمت عظيم الهى ، يعنى توبه پذيرى او، را انكار مى كنند: ((ان لا يياءس من روح الله الا القوم الكافرون
    .))(831) (تنها گروه كافران اند كه از رحمت خدا ماءيوس مى شوند.)


    هر كه خواهد گو بيا و هر چه خواهد گو بگو
    كبر و ناز و حاجب و دربان درين درگاه نيست


    امام صادق (عليه السلام) در توصيف توبه و بيان انواع آن براى اصناف مختلف از خلايق چنين فرموده اند: ((توبه ريسمان خدا و يارى و عنايت اوست ؛ و بنده چاره اى جز اين ندارد كه پيوسته در هر حال توبه كند. پس هر گروهى از بندگان توبه خالص خود را دارند: توبه انبيا از اضطراب درون است ؛ توبه اوليا از خطوراتى است كه در ذهن و قلبشان ايجاد مى شود؛ و توبه برگزيدگان از نفس كشيدن است ؛ توبه خواص از دل مشغولى به غير خدا و توبه عوام از گناهان است ... ((اما توبه عوام اين است كه با آب حيات و اعتراف به كوتاهيهاى خود پيوسته باطن خود را از گناهان شستشو دهد و از صميم جان بر اعمال گذشته خويش پشيمان باشد و بر باقى مانده عمرش ‍ ترسان و گناهانش را كوچك نشمارد كه اين امر او را به كسالت و بى اعتنايى وادار مى كند و گريه تاءسف را بر آنچه كه از طاعت خدا از دست داده ادامه دهد و نفس خود را از خواسته هاى شيطانى حفظ كند و از درگاه الهى خالصانه بخواهد تا او را بر توبه خويش ثابت و وفادار گرداند و از برگشت دوباره به گناهان حفظ نمايد و نفس خود را به تلاش در ميدان بندگى تمرين دهد و واجبات فوت شده را قضا كند و ظلمهايى را كه خواسته يا ناخواسته به ديگران روا داشته جبران كند و از هم نشينى با بدان كناره گيرد...))(832)
    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  6. #166
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    153. علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد

    و انيبوا الى ربكم و اسلموا له من قبل ان ياءتيكم العذاب ثم لا تنصرون و اتبعوا احسن ما انزل اليكم من ربكم من قبل ان ياءتيكم العذاب بغتة و انتم لا تشعرون ان تقول نفس يا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله و ان كنت لمن الساخرين .
    زمر: 54 و 56
    پيش از آن كه عذاب فرا رسد و كسى به ياريتان برنخيزد. به پروردگارتان روى آوريد و به او تسليم شويد؛ و پيش از آنكه به ناگاه و بى خبر عذاب بر شما فرود آيد، از بهترين چيزى كه از جانب پروردگارتان نازل شده است پيروى كنيد. تا كسى نگويد: اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى كردم و از مسخره كنندگان بودم !
    ((انيبوا)) از مصدر ((انابة )) از ماده ((نوب )) است ؛ و ((نوب )) و ((انابة )) به معناى رجوع بعد از رجوع در قرآن به كار رفته است . ((انابه به خدا)) يعنى برگشتن به سوى خدا با توبه و اخلاص عمل كه نشان مى دهد درهاى توبه پيوسته باز است . به زنبور عسل هم ((نوب )) مى گويند؛ زيرا پى در پى به كندويش باز مى گردد. حادثه را نيز ((نائبه )) مى گويند، زيرا پى در پى مى آيد.
    ((الساخرين )) از ماده ((سخر))، به معناى ريشخند كردن است ؛ و ((ساخرين )) جمع ((ساخر)) به معناى مسخره كننده است .
    اكنون به گوشه اى از خطبه هشتاد و سوم نهج البلاغه امام اميرالمؤ منين (عليه السلام) توجه كنيد - خطبه اى كه به روايت مرحوم شريف رضى ، بعد از آنكه امام (عليه السلام ) آن را ايراد فرمودند، بدنها به لرزه افتاد و اشكها سرازير شد و دلها ترسان گرديد. جمعى از مردم آن را ((خطبه غراء)) ناميده اند.
    عباد الله اين الذين عمروا فنعموا و علموا ففهموا و انظروا فلهوا و سلموا فنسوا... (اى بندگان خدا، كجايند آنان كه در عمر خود از نعمت برخوردار بودند؟ كجايند آنان كه تعليم يافتند و درك كردند، اما مهلتشان دادند، ولى آنها به لهو و لعب پرداختند و آنها را از آفات به دور داشتند، اما آنان فراموش كردند؟ زمانى طولانى آنها را مهلت دادند، نعمتهاى فراوان بخشيدند، از عذاب دردناك پرهيزشان دادند، و وعده هاى بزرگ از بهشت جاويدان به آنها دادند. اى مردم ، از گناهانى كه شما را به هلاكت افكند و از عيبهايى كه خشم خدا را در پى دارد بپرهيزيد.)
    اولى الابصار و الاسماع و العافية و المتاع هل من مناص او خلاص او معاذ او ملاذ او فرار او محار ام لا فاءنى تؤ فكون ام اين تصرفون ام بماذا تغترون ... (اى دارندگان چشمهاى بينا و گوشهاى شنوا و سلامت و دارندگان كالاى دنيا، آيا راه گريز يا رهايى و جاى امنى و پناهگاهى و جاى فرارى هست ؟ يا نه ؟ پس به كجا رو كرده ايد و به كدام سو مى رويد؟ و به چه چيز مغرور مى شويد؟ تنها بهره هر يك از شما از زمين به اندازه طول و عرض قامت شماست ، در حالى كه گونه ها بر خاك ساييده مى شود. اى بندگان خدا، هم اكنون تا ريسمانهاى مرگ بر گلوى شما نيفتاده و روح شما براى كسب كمالات آزاد است و بدنها راحت و در حالتى قرار داريد كه مى توانيد مشكلات يكديگر را حل كنيد، هنوز مهلت داريد و جاى تصميم و توبه و بازگشت از گناه باقى مانده است . عمل كنيد پيش از آنكه در شدت تنگناى وحشت و ترس و نابودى قرار گيريد، پيش از آنكه مرگ در انتظار مانده فرا رسد و دست قدرتمند خداى توانا شما را بر گيرد...
    پس از خدا چونان كسى پروا كنيد كه سخن حق را شنيد و فروتنى كرد، گناه كرد و اعتراف كرد، ترسيد و به اعمال نيكو پرداخت ، پرهيز كرد و پيش ‍ تاخت ، يقين پيدا كرد و نيكوكار شد، پند داده شد و آن را به گوش جان خريد، او را ترساندند و نافرمانى نكرد، به او اخطار شد و به خدا روى آورد و پاسخ مثبت داد و نيايش و زارى و توبه كرد و در پى راهنمايان الهى رفت و پيروى كرد، راه نشانش دادند و شتابان به سوى حق حركت كرد و از نافرمانيها گريخت .)))(833)


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  7. #167
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    154. هيزم جهنم انسانها و سنگهايند. خود و خانواده خويش را از آن برهانيم

    يا ايها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا وقودها الناس و الحجاره عليها ملائكه غلاظ شداد لا يعصون الله ما امرهم و يفعلون ما يؤ مرون .
    تحريم : 6
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خود و خانواده خود را از آتشى كه هيزم آن مردم و سنگهايند نگهداريد. فرشتگانى درشت گفتار و سخت گير بر آن آتش موكل اند. هر چه خدا بگويد نافرمانى نمى كنند و همان مى كنند كه به آن مامور شده اند.
    ((قوا)) از ريشه ((وقى )) است ؛ و ((وقى )) و ((وقاية )) و ((وقاء)) به معناى حفظ شى ء است از آنچه اذيت و ضرر مى رساند. ((تقاة )) و ((تقوى )) هم يعنى پرهيز از عذاب خدا به وسيله اداى واجبات و ترك محرمات .
    ((وقود)) از ((وقد))، به معناى افروخته شدن آتش ، است ؛ و ((وقود)) يعنى هيزم و مانند آن كه آتش گيره است ، يعنى ماده اى قابل اشتعال است .
    ((يعصون )) از ((عصيان )) به معناى نافرمانى و خروج از طاعت ، است . ((معصيت )) نيز به همين معناست .

    چگونه خود و افراد خانواده را از آتش برهانيم ؟

    همين پرسش را ابو بصير از شاگردان امام صادق (عليه السلام) در محضر آن حضرت و درباره اين آيه شريفه طرح كرد. حضرت در پاسخ فرمود: تاءمرهم بما امرهم الله و تنهاهم عما نهاهم الله عنه فان اطاعوك كنت قد وقيتهم و ان عصوك فكنت قد قضيت ما عليك .(834) (آنها را به انجام دادن آنچه خدا فرمان داده فرمان ده و از آنچه خدا منعشان كرده منع كن . پس اگر از تو اطاعت كردند، آنان را از آتش حفظ كرده اى ؛ و اگر نافرمانى ات كردند، تو وظيفه ات را انجام داده اى .)
    نيز از امام صادق (عليه السلام) روايت شده است كه ((وقتى اين آيه نازل شد مردى از مسلمانان شروع به گريه كرد و گفت : من خودم را نمى توانم حفظ كنم ، چگونه مسئوليت حفظ خانواده ام از عذاب به گردنم گذاشته شده است ؟ پس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: كافى است كه آنچه به خودت فرمان مى دهى به آنان نيز فرمان دهى و از آنچه خودت را از آن منع مى كنى آنان را نيز منع كنى .))(835)
    امام على (عليه السلام) نيز درباره اين آيه فرمودند: ((علموا اولادكم الخير))(836 ) (خيرها و خوبيها را به فرزندانتان ياد دهيد.)


    بيا تا مونس هم يار هم غمخوار هم باشيم
    انيس جان هم فرسوده بيمار هم باشيم

    شب آيد شمع هم گرديم و بهر يكدگر سوزيم

    شود چون روز دست و پاى هم در كار هم باشيم

    دواى هم شفاى هم فداى هم براى هم

    دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشيم

    به هم يك تن شويم و يك دل و يك رنگ و يك پيشه

    سرى در كار هم آريم و دوش بار هم باشيم

    به جمعيت پناه آريم و از باد پريشانى

    اگر غفلت كند آهنگ ما بيدار هم باشيم

    جدايى نباشد بهره اى تا در ميان آيد

    به هم آريم سر گرد هم و پرگار هم باشيم

    غم هم شادى هم دين هم دنياى هم گرديم

    بلاى جان هم را چاره و ناچار هم باشيم

    يكى گرديم در رفتار و در كردار و در گفتار

    زبان و دست و پا يك كرده خدمتكار هم باشيم

    حيات يكديگر باشيم و بهر يكدگر ميريم

    گهى خندان هم گه خسته افكار هم باشيم

    جمال يكدگر باشيم و عيب همديگر پوشيم

    قبا و جبه و عمامه و دستار هم باشيم (837)


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  8. #168
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    155. دو وظيفه الهى : همراه نشدن با لذت طلبان و مادى گرايان و تذكر به آنان

    و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا و غرتهم الحياة الدنيا و ذكّر به ان تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولى و لا شفيع و ان تعدل كل عدل لا يؤ خذ منها.
    انعام : 70
    و واگذار آن كسانى را كه دين خويش را بازيچه و لهو گرفته اند و زندگانى دنيا فريبشان داد؛ و به قرآن پندشان ده ، مبادا بر كيفر اعمال خويش گرفتار آيند. جز خدا دادرس و شفيعى ندارند؛ و اگر براى رهايى خويش هرگونه فديه دهند، پذيرفته نخواهد شد.
    ((ذر)) صيغه امر است از ريشه ((وذر)) به معناى ترك كردن و انداختن از روى بى اعتنايى .
    ((تبسل )) از ماده ((بسل ))، به معناى نگاهدارى و منع از چيزى با قهر و غلبه ، است .
    در آيات متعدد قرآن كريم خداوند به رها كردن اهل كفر و عصيان و بريدن از آنها فرمان داده است . آيات 45 تا 47 سوره طور و 11 تا 13 مزمل و 6 قمر و 14 جاثيه نيز همين مطلب را بيان مى كند. در آيه 29 سوره نجم مى فرمايد: فاعرض عن من تولى عن ذكرنا و لم يرد الا الحياة الدنيا. (از كسى كه از ياد ما روى مى گرداند و جز زندگى مادى دنيا را نمى طلبد اعراض كن .) در آيات 42 تا 44 سوره معارج نيز مى فرمايد: فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتى يلاقوا يومهم الذى يوعدون . (آنان را به حال خود واگذار تا در باطل خود فرو روند و بازى كنند تا زمانى كه روز موعود خود را ملاقات كنند.) يوم يخرجون من الاجداث سراعا كانهم الى نصب يوفضون . (همان روز كه از قبرها به سرعت خارج مى شوند، گويى به سوى بتها مى دوند) خاشعة ابصارهم ترهقهم ذلة ذلك اليوم الذى كانوا يوعدون . (در حالى كه چشمهايشان از شرم و وحشت به زير افتاده و پرده اى از ذلت و خوارى آنها را پوشانده است . اين همان روزى است كه به آنها وعده داده مى شد.)))
    گويا امام على (عليه السلام) علت رها نكردن دنياپرستان و بى دينان را در دنياپرستى خود آنان يافته اند، آنجا كه مى فرمايند: من عشق شيئا اعشى بصره و امرض قلبه فهو ينظر بعين غير صحيحة و يسمع باذن غير سميعة ...(838) (هر كس به چيزى عشق ناروا ورزد نابينايش مى كند و قلبش را بيمار مى كند و با چشمى بيمار مى نگرد و با گوشى بيمار مى شنود، خواهشهاى نفس پرده عقلش را دريده ، دوستى دنيا دلش را ميرانده است ، شيفته بى اختيار دنيا و برده آن است ، و برده كسانى است كه چيزى از دنيا در دست دارند. دنيا به هر طرف برگردد او نيز برمى گردد و هر چه هشدارش ‍ دهند از خدا نمى ترسد. از هيچ پند دهنده اى شنوايى ندارد، با اينكه گرفتار آمدگان دنيا را مى نگرد كه راه پس و پيش ندارند و در چنگال مرگ اسيرند.)
    البته اين تكليف ، يعنى رها كردن دنياپرستان و هوامحوران ، وظيفه اى است كه از جنبه اثر پذيرى از آنان متوجه اهل ايمان است ؛ لكن مومنان آگاه درباره آنان وظيفه ديگرى نيز دارند و آن اثرگذارى در آنات ، يعنى امر به معروف و نهى از منكر و يادآورى حقيقت سراى دنيا و سفر آخرت و قرارگاه ابدى شان است كه اين خود شرط ديندارى مؤ منان است .
    ((رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: خداى عزوجل از مومن ضعيفى كه بى دين است نفرت دارد. عرض شد: مومنى كه دين ندارد كيست ؟ حضرت فرمودند: كسى است كه نهى از منكر نمى كند.))


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  9. #169
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    156. با كسانى كه به قيامت ايمان ندارند دوستى نكنيد

    يا ايها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم قد يئسوا من الاخره كما يئس الكفار من اصحاب القبور.
    ممتحنه : 13
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد، با مردمى كه خدا بر آنها خشم گرفته است دوستى مكنيد. اينان از آخرت نوميدند، همچنان كه آن كافرانى كه اكنون در گورند از آخرت نوميدند.

    برخى از اوصاف اهل آخرت در حديث حضرت قدس

    خداوند در سفر آسمانى و معراج خدايى رسول الله حقايقى را براى حبيبش باز گفت ؛ و در بخشى از آن ، كه به ((حديث )) معراج شهرت يافته ، و ويژگيهاى اهل آخرت را بيان كرده است :
    ((اى احمد، اهل آخرت و خير نجابت و حيايشان فراوان است ، حماقتشان كم است و نفعشان زياد و فريب و مكرشان اندك است . مردم از دست آنان در آسايش و امنيت اند؛ و خود در سختى و رنج سنجيده سخن مى گويند. به محاسبه نفس خود مى پردازند. نفس خود را به زحمت مى اندازند. چشمانشان به خواب مى رود، ولى دلشان بيدار است . چشمشان گريان و دلشان همواره به ياد خداست . آنگاه كه مردم از غافلان محسوب مى شوند، آنان در شمار ذاكران اند. در آغاز نعمت ، حمد و، در پايان آن ، شكر را به جا مى آورند. دعاى آنان بالا مى رود و سخن آنان پذيرفته مى شود و ملائكه از آنان خشنودند و دعاى آنان در زير حجابها دور مى زند. خداوند دوست مى دارد كلام آنان را بشنود، همان طور كه مادر طفل خود را دوست مى دارد. حتى به اندازه يك چشم بر هم زدن هم از خدا غافل نمى شوند. خواهان پرخورى و پرگويى و اسراف در لباس نيستند. مردم در نظر آنان مردگان اند و خدا در نظرشان حى و كريم است . كسانى را كه به آنان پشت كرده اند از روى بزرگوارى به سوى خود مى خوانند و كسانى را كه به آنان روى آورده اند از روى لطف مى پذيرند. دنيا و آخرت در نظر آنان يكسان است . مردم در عمرشان يك بار مى ميرند، ولى اهل آخرت بر اثر مبارزه با نفس و مخالفت با هوا و هوس و مجاهده با شيطانى كه در درون آنهاست روزى هفتاد بار مى ميرند.))(839)

    # # #


    پشت بر روزگار بايد كرد
    روى در روى يار بايد كرد

    چون ز رخسار پرده برگيرد

    در دمش جان نثار بايد كرد

    پيش شمع رخش چو پروانه

    سوختن اختيار بايد كرد

    از پى يك نظار بر در او

    سالها انتظار بايد كرد

    تا كند يار روى در رويت

    دلت آيينه دار بايد كرد

    تا نهد بر سرت عزيزى پاى

    خويش چون خاك خوار بايد كرد

    ور تو خود را ز خاك به دانى

    خود تو را سنگسار بايد كرد

    تا دهى بوسه بر كف پايش

    خويشتن را غبار بايد كرد

    دشمنى كِت ز دوست وادارد

    زودت از وى فرار بايد كرد

    ور ز چشمت نهان بود دشمن

    بر دو چشمت چهار بايد كرد

    دشمن خود تويى چو در نگرى

    با خودت كارزار بايد كرد

    چون عراقى ز دست خود فرياد

    هر دمت صد هزار بايد كرد


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  10. #170
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    157. با سير در زمين و ديدن آفرينش ، دايما به ياد مرگ و قيامت باشيد

    قل سيروا فى الارض فانظروا كيف بدا الخلق ثم الله ينشى النشاة الاخرة ان الله على كل شى ء قدير.
    عنكبوت : 20
    بگو: در زمين سير كنيد و بنگريد كه چگونه خدا موجودات را آفريده . سپس ‍ آفرينش بازپسين را پديد مى آورد؛ زيرا خداوند بر هر چيزى تواناست .
    ((بداء)) از ريشه ((بدء))، به معناى شروع ، است .
    ((ينشى ء)) از ماده ((نشاء)) به معناى پديد آمدن است ؛ و ((انشاء)) كه مصدر ((ينشى ء)) است ، به معناى پديد آوردن است . ((نشاءة )) هم به معناى پديد آمده و خلق شده است .

    چرا به ياد مرگ باشيم ؟

    بررسى آثار سازنده و فوايد ياد مرگ در روايات :
    1) موجب بهره گيرى از فرصتهاى دنيا مى شود؛(840)
    2) موجب شتاب در كارهاى نيكو مى شود؛(841)
    3) شهوات نفسانى را مى كشد؛(842)
    4) ريشه هاى غفلت و بى خبرى را در آدميان قطع مى كند؛(843)
    5) دل را به وعده هاى الهى نيرومند مى كند؛(844)
    6) طبع آدميزادگان را نرم و رقيق مى كند؛(845)
    7) پرچمهاى هوا و هوس را در انسان سرنگون مى كند؛(846)
    8) آتش حرص را خاموش مى كند؛(847)
    9) دنيا را در نظر انسان كوچك مى نماياند؛(848)
    10) دنيا را براى دنياداران كوچك و تنگ مى نماياند؛(849)
    11) دنيا را براى تنگ دستان و گرفتاران وسيع و گسترده و قابل تحمل مى كند؛(850)
    12) مصيبتهاى بزرگ را كوچك و تحمل آنها را آسان مى كند؛(851)
    13) قبر را به باغى از باغهاى بهشتى تبديل مى كند؛(852)
    14) موجب حياى حقيقى از خداوند مى شود؛(853)
    15) مانعى بين انسان و شهوتهاى او مى شود؛(854)
    16) لذتهاى حرام دنيا را در هم مى شكند؛(855)
    17) كفاره گناهان مى شود؛(856)
    18) بيماريها روحى و روانى (شك و دودلى و وسواس و گمانهاى بد و افكار پريشان و هم و غم ) را درمان مى كند؛(857)
    19) خنده مضر را كم و گريه سودمند را زياد مى كند؛(858)
    20) موجب كسب عزت دنيا و بزرگوارى آخرت مى شود؛(859)
    21) براى ياد كننده آن بارزترين مصداق زهد مى شود و او را به زهد در دنيا دعوت مى كند؛(860)
    22) نشانه دوستى خدا و ديدار اوست ؛(861)
    23) واعظى توانا و موثر براى انسان است ؛(862)
    24) كامل ترين مصداق تفكر است ؛(863)
    25) نشانه زيركى يادكننده اوست ؛(864)
    26) كامل ترين و برترين عبادت حق است .(865)


    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

صفحه 17 از 19 نخستنخست ... 713141516171819 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •