**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**
صفحه 9 از 19 نخستنخست ... 5678910111213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 181
  1. #81
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    69. در قيامت فرمانروايى فقط از آن خداست ، روزى سخت بر كافران ، پشيمان از دوست

    الملك يومئذ الحق للرحمن و كان يوما على الكفرين عسيرا و يوم يعض ‍ الظالم على يديه يقول يا ليتنى اتخذت مع الرسول سبيلا يا ويلتى ليتنى لم اتخذ فلانا خليلا
    فرقان : 26 - 28
    فرمانروايى در آن روز به راستى از آن خداى رحمان است ، و براى كافران روزى دشوار خواهد بود - روزى كه كافر دستان خود را به دندان گزد و گويد: اى كاش راهى را كه رسول در پيش گرفته در پيش گرفته بودم ! واى بر من . كاش فلان را دوست نمى گرفتم !
    ((عسيرا)) از ((عسر)) به معنى دشوارى است ، و ((عسير)) صفت است به معناى صعب و دشوار.
    ((يعض )) از ماده ((عض ))، به معناى دندان گرفتن ، كه گاهى منشاء اين عمل خشونت است و گاهى حسرت و تاسف بر گذشته . ((ظالم )) هر آن كسى را گويند كه با تعاليم وحى و هدايت انبيا هدايت نشده باشد.
    اصل ((خليلا)) ((خلل )) است به معناى گشادگى ميان دو چيز، و ((خلال )) به عنوان مصدر باب مفاعله به معنى وسط است ؛ و ((خلة ))، كه به معنى دوستى و مودت است ، از آن جهت گويند كه دوستى در وسط نفس قرار دارد يا آنكه نفس را مى شكافد و در آن اثر مى گذارد، و ((خليل )) يعنى دوست و جمع آن ((اخلاء)) است .
    قرآن مى فرمايد: در قيامت مُلك فقط و فقط براى رحمان است - آيات 73 سوره انعام و 56 حج همين معنا را بيان مى كند - زيرا تمامى اسباب و روابط و وسايط در آن روز از هم گسيخته مى شود و براى همه ظاهر مى شود كه ملك و حكم از ابتدا براى خدا بود و هيچ يك از اسباب ، بر خلاف آنچه مى پنداشتند، سبب مستقل نبود؛ و كفار از اين جهت كه تمام اعتماد و تكيه شان به اسباب ظاهرى دنيا بوده است و از سبب حقيقى عالم ، يعنى ذات مقدس حضرت حق ، غافل بوده اند، هنگامى كه در قيامت چشم مى گشايند و در آنجا هيچ يك از آن اسباب را نمى بينند، با روزى بسيار سخت و دشوار مواجه مى شوند و خود را كاملا بى پناه و تكيه گاه مى بينند. در نتيجه ، آنان كه به اسباب مادى و زايل قيامت دستان خود را بر اثر شدت ندامت با دندان مى گزند و آرزو مى كنند كه اى كاش ، راه باريكى به سوى هدايت به دست مى آورديم . ((يا ليتنى قدمت لحياتى )) (اى كاش براى زندگى ام چيزى از پيش فرستاده بودم (338)). و اى كاش فلانى را دوست خود نمى گرفتم و با او مشورت نمى كردم و سخنانش را نمى شنيدم و از او تقليد نمى كردم (339)، و شايد اين باشد معناى دشمنى دوستان با هم در قيامت . در آيه 67 سوره زخرف هم خداى متعال مى فرمايد: الا خلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقين . (دوستان در آن روز دشمن يكديگرند، مگر پرهيزكاران ).

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  2. #82
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    70. آسمان چون فلز گداخته ، كوهها چون پشم متلاشى ، هيچ دوستى سراغ دوستش را نمى گيرد

    يوم تكون السماء كالمهل و تكون الجبال كالعهن و لا يسئل حميم حميما
    معارج : 8 - 10
    روزى كه آسمان چون فلز گداخته گردد و كوهها چون پشم . و هيچ خويشاوندى از حال خويشاوند خود نپرسد.
    ((مهل )) به معناى ته مانده روغن زيتون و آهن و مس مذاب و غير آن استعمال شده است .
    ((عهن )) به معناى پشم رنگارنگ است .
    ((حميم )) و ((حمم )) به معناى آب داغ و جوشان است . از اين رو به آب گرمى كه از منبع خود خارج مى شود ((حمة )) مى گويند؛ و به عرق انسان و حيوان هم ((حميم )) مى گويند. حمام را هم به جهت آب گرم يا عرق كردن انسان در آن ((حمام )) گفته اند. ((حامية )) هم به معناى گرم و سوزنده است . و در اين آيه ، ((حميم )) به معناى خويشاوند مهربان است زيرا در حمايت از خويشاوند خود حاد و داغ است ؛ و حتى به هر كسى كه مهربان باشد ((حميم )) گويند، زيرا در حمايت از دوست خود گرم و محكم است .

    پرسش و پاسخى درباره قيامت شناسى

    - با اينكه ما قيامت را نديده ايم چگونه درباره آن صحبت مى كنيم ؟
    - ما درباره خيلى از مسائل سخن مى گوييم ، در حالى كه آنها را مشاهده نكرده ايم و با حواسمان آنها را حس نكرده ايم ؛ زيرا علم و شناخت منحصر به محسوسات نيست ، بلكه بسيارى از شناختها و معلومات غير حسى است و ابزار درك و فهم آنها حواس نيست .در معرفت شناسى (340) به اثبات رسيده كه معرفت محدود به حس و ابزار حسى نيست ، بلكه ما معرفت حضورى و رويت قلبى و نيز معرفت عقلى داريم كه با ابزارهاى خود يا اساسا بى واسطه به ما شناختهاى فراحسى و فراطبيعى مى دهند. قيامت هم از جمله موضوعاتى است كه مى توان آن را با برهانهاى عقلى و ادله غير حسى اثبات كرد و به شناخت كلى و اصلى آنان نايل شد. همچنين مى توان در باب شناخت قيامت با مراجعه به ادله نقلى ، يعنى كلمات پيامبران و امامان (عليهم السلام ) و قرآن كريم ، كه البته حقانيت آن به وسيله ادله عقلى به اثبات رسيده است و ما به آن معرفت عقلانى داريم ، به شناخت مسايل جزئى و مراحل و مراتب عالم آخرت رسيد، هر چند جزئيات آن را با ابزارى حسى مشاهده نكرده باشيم (341).
    گستردگى قدرت خداوند و توجه به زندگى نخستين و تجديد حيات در فصل بهار از دلايل مهم امكان معاد است كه قرآن در آيات متعددى به آنها اشاره كرده است ، و علاوه بر اين دلايل لزوم و ضرورت وجود معاد هم هست ، و آنها عبارت است از: معاد استثنا در قوانين خلقت نيست ، معاد مقتضاى عدل الهى است ، عقيده به معاد ضمانت اجرايى تكاليف الهى است ؛ بايد عوامل سعادت انسانها به كمال خود برسند(342). علاوه بر اينها، بر اساس الهامات فطرى ، مرگ پايان زندگى نيست و اين الهامات منحصر به ما نيست و تمام اقوام ، حتى انسانهاى نخستين ، واجد آن بوده اند، و در يك كلام بايد گفت : عشق به خلود و جاودانگى در فطرت انسان مكنون است ، و اين خود دليل واصخى است بر اينكه انسان بر حسب ساختمان خلقتش در مسير بقا قرار دارد نه در مسير فنا.
    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  3. #83
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    71. گنهكار دوست دارد هر چه داشته بدهد تا نجات يابد

    يبصرونهم يود المجرم لو يفتدى من عذاب يومئذ ببنيه و صاحبته و اخيه و فصيلته التى تؤ يه و من فى الارض جميعا ثم ينجيه
    معارج : 11 - 14
    يكديگر را برابر چشمانشان آرند. گنهكار دوست دارد كه خويشتن را بازخرد به فرزندانش ، و زنش و برادرش ، و عشيره اش كه او را مكان داده است ، و همه آنها كه در روى زمين اند، و نجات يابد.
    ((يود)) از مصدر ((ود)) و ((وداد)) و ((مودة )) به معناى دوست داشتن است . ((ودود))، از اسماء الله ، هم به معناى دوست دارنده است .
    خداوند در آيات متعددى از قرآن كريم از اين حالت انسان مجرم در صحنه قيامت سخن گفته است تا هم اخبار از غيبت باشد و هم هشدارى به او و هم دفع توهم از او كه مبادا گمان كند آن روز مى شود راه فرارى از عذاب الهى پيدا كرد.فاليوم لا يؤ خذ منكم فدية و لا من الذين كفروا(343) (پس ‍ امروز نه از شما فديه اى پذيرقته مى شود و نه از كافران .) واتقوا يوما لا تجزى نفس عن نفس شيئا و لا يقبل منها شفاعة و لايؤ خذ منها عدل و لا هم منصرون .(344) (و از روزى بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مى شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد و نه يارى مى شوند.)
    در آيه 254 سوره بقره نيز وجود هر گونه خريد و فروش و دوستى و رفاقت در قيامت منتفى شده است و نيز مى فرمايد:ان الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من الله شيئا(345)(كافران هرگز نمى توانند در پناه اموال و فرزندانشان از مجازات خدا در امان بمانند.)
    استجيبوا لربكم من قبل ان ياءتى يوم لا مرد له من الله ما لكم من ملجاء يومئذ و ما لكم من نكير(346) (اجابت كنيد دعوت پروردگار خود را، پيش ‍ از آنكه روزى فرا رسد كه بازگشتى براى آن در برابر اراده خدا نيست ، و در آن روز نه پناهگاهى داريد و نه مدافعى .) يوم لا تملك نفس لنفس ‍ شيئا(347) (روزى است كه هيچ كس قادر بر كارى به سود ديگرى نيست .)
    خداوند در خلال آيات 17 و 18 سوره معارج دو ويژگى سرنوشت ساز و تعيين كننده مجرمان را كه به سبب آن دوزخى شده اند بيان كرده است : 1) ((ادبر و تولى ))، به تعاليم توحيدى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پشت كردن ، 2) ((و جمع فاوعى ))، جمع مال و ثروت و ذخيره كردن آن . اولى سبب از بين رفتن حيات فردى انسان است ، چه اينكه روح آدمى را بقا و دوامى جز توحيد نيست ، و ديگرى سبب از بين رفتن حيات اجتماعى انسان است ، چه اينكه اجتماع بشرى با انفاق و نوع دوستى و ايثار و بخشش باقى مى ماند.

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  4. #84
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    72. قلب سليم : تنها سرمايه نجات

    يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتى الله بقلب سليم
    شعراء: 88 و 89
    روزى كه نه مال سود مى دهد و نه فرزندان ؛ مگر آن كس كه با قلبى رسته از شرك به نزد خدا بيايد.

    سلامت قلب به چيست ؟

    از جمله مسائل مورد توجه قرآن كريم و روايات شريف قلب و سلامت و حيات آن و امراض و نقايص و مرگ آن است . قرآن گاهى فرموده قلب غليظ و سخت تر از سنگ مى شود: ثم قست قلوبكم من بعد ذلك فهى كالحجاره او اشد قسوة .(348) و در جايى فرموده قلب مريض مى شود: ((فى قلوبهم مرض (349)))، و در آيه ديگر فرموده : قلب زنگ مى زند و تيره مى شود: ((كلا بل ران على قلوبهم (350)))، همچنين فرموده قلب مهر زده مى شود و ديگر هدايت پذيرى اش را از دست مى دهد: ((ختم الله على قلوبهم (351)))، اما گناهان را به قلب نسبت نمى دهد: ((و لكن يؤ اخذكم بما كسبت قلوبكم (352)))، و فرموده : قلب است كه مى ترسد: ((سنلقى فى قلوب الذين كفروا الرعب (353)))، و گفته قلب وسيله فهم و درك هدايت است : ((لهم قلوب لا يفقهون بها(354)))، و ايمان حقيقى و هدايت واقعى نفوذ ايمان و توحيد به قلب است و حالت تسليم آن است : ((و لما يدخل الايمان فى قلوبكم (355)))، و بالاخره خداوند قلب را مخزن رافت و رحمت و اطمينان و سكينه معرفى كرده و آن را مرتبط با ذات مقدس ‍ خداوند دانسته است - ارتباطى عميق و درونى : ((و جعلنا فى قلوب الذين اتبعوه راءفه و رحمه (356))) ((الا بذكر الله تطمئن القلوب (357))) در آيه مورد بحث هم فرموده است در قيامت چيزى جز قلب سليم به كار نمى آيد، و ((سليم )) از ماده ((سلم )) است به معناى سلامت و سالم بودن از بيماريها، و بيماريها هم در آيات مذكور بيان شد. در ارزش و اهميت آن در روايات ، همين بس كه امام على (عليه السلام) فرمودند: ((اذ احب الله عبدا رزقه قلبا سليما و خلقا قويما(358))). (هر گاه خداوند بنده اى را به دوستى خود برگزيند به او سلامت قلب و نيكى خلق عطا مى كند.)
    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) درباره قلب سليم پرسيدند. حضرت فرمود: ((قلب سليم دين دارى به دور از شك و پيروى از هواى نفس است و نيز عمل كردن خالصانه و بدون تظاهر و شهرت طلبى (359)))، از امام صادق (عليه السلام ) هم در باره آيه ((الا من اتى الله بقلب سليم )) پرسيدند. حضرت فرمودند: ((قلب سليم آن قلبى است كه وقتى پروردگارش را ملاقات مى كند (تا لحظه مرگ ) احدى جز خدا در او نباشد، و هر قلبى كه از شرك و شك محفوظ باشد آن قلب سليم است (360))).
    نيز حضرتش فرمودند: ((قلب سليم آن قلبى است كه در آن دوستى دنيا نباشد.(361 )))
    امام على (عليه السلام) هم فرمودند: ((شرط رسيدن به سلامت قلب اين است كه براى مومنان همان پسندى كه براى خود مى پسندى (362)))، از امام صادق (عليه السلام) هم روايت شده كه ((هر كس نيت صادق و راست داشته باشد صاحب قلب سليم است ، زيرا سلامت قلب از نفسانيات موجب مى شود كه در همه كارها نيت فقط خالص براى خدا باشد.)) آن گاه حضرت فرمودند: خداوند فرموده است : يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتى الله بقلب سليم .(363)
    امام على (عليه السلام) نيز فرمودند: ((خوشا به حال آنكه قلبى سليم دارد: از كسى كه هدايتش مى كند اطاعت مى كند و از آنكه وى را به پستى مى كشاند دورى جويد.... به سراى هدايت ، پيش از آنكه درهايش بسته و اسبابش قطع شود، اهتمام ورزد، در توبه را بگشايد و گناه را از بين ببرد اگر چنين كند، بر جاده حق قرار گرفته و به راه راست و وسيع حق هدايت شده است (364))).

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  5. #85
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    73. سخن مردم در قيامت ، گويى جز ساعتى در دنيا و برزخ نبوديم

    و يوم يحشرهم كان لم يلبثوا الا ساعه من النهار يتعارفون بينهم قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله و ما كانوا مهتدين .
    يونس : 45
    و روزى كه خداوند آنان را در محشر گرد آورد، چنان كه پندارى تنها ساعتى از روز درنگ كرده اند، يكديگر را بشناسند. آنان كه ديدار با خدا را دروغ مى انگاشتند زيان ديده اند و هدايت نيافته اند.
    ((لم يلبثوا)) از ماده ((لبث )) به معناى توقف و اقامت است ، و ((تلبث )) نيز به همين معناست قرآن در سوره مبارك طه آيات 103 و 104 مى فرمايد: ((آنها آهسته با هم گفتگو مى كنند: شما فقط ده شبانه روز توقف كرديد. ما به آنچه آنها مى گويند آگاه تريم ، هنگامى كه نيكو روش ترين آنها مى گويد: شما تنها يك روز درنگ كرديد.))
    در آيه 55 سوره روم نيز مى فرمايد: ((و روزى كه قيامت بر پا شود، مجرمان سوگند ياد مى كنند كه جز ساعتى درنگ نكردند))، و بالاخره در آيه 46 سوره نازعات مى فرمايد: ((آنها در آن روز كه قيام قيامت را مى بينند چنين احساس مى كنند كه گويى توقفشان در دنيا و برزخ جز شامگاهى يا صبح آن بيشتر نبوده است .))
    از همه اينها استفاده مى شود كه در آخرت ، كه پرده ها از چهره حقايق كنار مى رود و انسانها مسائل را آن گونه كه بوده مى بينند، به اين حقيقت واقف مى شوند كه عمر دنيا در مقابل عمر آخرت لحظه اى بيش نبوده است .
    امام على (عليه السلام) در باره حركت سريع دنيا و زودگذر بودن آن و عمر كوتاهش فرموده اند: ((آگاه باشيد! گويا دنيا پايان يافته و وداع خويش را اعلام داشته ، خوبيهايش ناشناخته مانده ، به سرعت پشت كرده است و مى گذرد، ساكنان خود را به سوى نابود شدن مى كشاند و همسايگانش را به سوى مرگ مى راند، آنچه از دنيا شيرين بود تلخ شده و آنچه صاف و زلال بود تيرگى پذيرفته و بيش از ته مانده ظرف آب ريخته شده از آن باقى نمانده است يا جرعه اى آب كه با آن عطش تشنگان دنيا فرو نخواهد نشست . اى بندگان خدا، از سرايى كوچ كنيد كه سر انجام آن نابودى است . مبادا آرزوها بر شما چيره شود! مپنداريد كه عمر طولانى خواهيد داشت (365))).

    دنيا همه ساعتى و عمر تو دمى است
    از بهر دمى عمر ابد را مفروش


    # # #

    افسانه حيات دو روزى نبود بيش
    آن هم كليم با تو بگويم چسان گذشت

    يك روز صرف بستن دل شد به اين و آن
    روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت (366)

    # # #

    كدام باد بهارى وزيد در آفاق
    كه باز در عقبش نكبت خزانى نيست

    گلى است خرم و خندان و تازه و خوش بو
    ولى اميد ثباتش چنان كه دانى نيست

    مباش غره و غافل چو ميش سر در پيش
    كه در طبيعت اين گرگ گله بانى نيست


    # # #

    باشدم از گردش گردون شگفت
    كه آن چه را داد همه پس گرفت

    قوتم از زانو و بازو گرفت
    آب ز رخ رنگ هم از مو برفت

    عقد ثرياى من از هم گسيخت
    گوهر دندان همه يك يك بريخت

    بانگ رحيل آمد از اين كوچگاه
    هم سفران روى نهاده به راه
    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  6. #86
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    74. نداى آسمانى : آيا عهد نبستم از شيطان پيروى نكنيد

    الم اعهد اليكم يا بنى ءادم ان لا تعبدوا الشيطان انه لكم عدو مبين و ان اعبدونى صراط مستقيم
    يس : 60 و 61
    اى فرزندان آدم ، آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را نپرستيد، زيرا دشمن آشكار شماست ؟ و مرا بپرستيد، كه راه راست اين است ؟
    ((عهد)) به معناى نگهدارى و مراعات پى در پى شى ء است ، و پيمان را از آن جهت ((عهد)) گويند كه مراعات آن لازم است . به امر و توصيه و وصيت و سفارش هم ((عهد)) مى گويند، زيرا حفظ آن دايما لازم است .
    ((الشيطان )) اصلش از ((شطن )) است به معناى دور شدن ، و ((شيطان )) يعنى متمرد و دور شده از خير. اين عهدى كه خداوند از بنى آدم گرفت كه شيطان را عبادت ، يعنى اطاعت و پيروى ، نكنند همان عهدى است كه از طريق رسولان خود و با زبان آنان به بشر ابلاغ فرمود - عهد پذيرش دين خدا و عبوديت حق و عهد و پيروى نكردن از شيطان و پرهيز از غير خدا:و لقد بعثنا فى كل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت (367) (ما در هر امتى رسولى بر انگيختيم كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد) يا بنى ادم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه (368) (اى فرزند آدم ، شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد). شايد بتوان گفت اينها همه ياد آورى عهد اولى و اصلى است كه ميان خداى تعالى و انسانها در عالم ذر(369) بسته شده است - همان عالم الست ، عالم اخذ ميثاق ، وادى قالوا بلى :و اذ اخذ ربك من بنى آدم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربكم قالوا بلى (370) (و زمانى را كه پروردگارت از صلب فرزندان آدم ذريه آنان را بر گرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند: آرى ). بله ، اين عهد همان عهدى است كه خداوند در دنيا به وسيله انبياى الهى به بشر ياد آور شده است . در ادامه آيه مورد بحث مى فرمايد ((انه لكم عدو مبين )). (او براى شما دشمنى آشكار است .) آشكارى دشمنى او هم از اين جهت است كه دشمن در دشمنى كردن خير كسى را نمى خواهد و روشن است كه غير از شرارت و بدخواهى اراده اى ندارد: ((ان الشيطان لكم عدوا فاتخذوه عدوا(371))).(البته شيطان دشمن شماست . پس او را دشمن بدانيد.)
    ديگر نكته قابل توجه اينكه غالبا عهد و پيمان دو طرفه است : وعده اى داده مى شود و وعده اى گرفته مى شود. خداوند وعده اى از بنى آدم مى گيرد، وعده عبوديت و بندگى اش را، ((و ان اعبدونى ))، و وعده اى هم به آنها مى دهد. لذا مى فرمايد: ((اوفوا بعهدى اوف بعهدكم (372))) (به پيمانى كه با من بسته ايد وفا كنيد تا من نيز به پيمان شما وفا كنم .)
    مسئله اين است كه وعده اى كه خداوند به ما داده چيست و كدام است ؟ در پاسخ مى گوييم اين وعده همان نصرت الهى است در دنيا: ((و لينصرن الله من ينصره (373))) (و خداوند كسانى را كه يارى او كنند يارى مى كند)، ((فاذكرونى اذكركم (374)))، (پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم ). اين پيمان همان فلاح و رستگارى و امنيت در قيامت و دخول در بهشت رضوان الهى است : يا عباد لا خوف عليكم اليوم و لا انتم تحزنون الذين امنوا بايتنا و كانوا مسلمين ادخلوا الجنه انتم و ازواجكم تحبرون (375 ) (اى بندگان من ، امروز نه ترسى بر شماست و نه اندوهگين مى شويد، همان كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و تسليم بودند. شما و همسرانتان در نهايت شادمانى وارد بهشت شويد).

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  7. #87
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    75. شيطان به سخن مى آيد

    و قال الشيطان لما قضى الامر ان الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم و ما كان لى عليكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لى فلا تلومونى و لوموا انفسكم ما انا بمصرخكم و ما انتم بمصرخى انى كفرت بما اشركتمون من قبل ان الظالمين لهم عذاب اليم
    ابراهيم : 22
    چون كار به پايان آيد، شيطان گويد: خدا به شما وعده داد و وعده او درست بود، و من نيز به شما وعده دادم ، ولى در وعده خود خلاف كردم ، و برايتان هيچ دليل و برهانى نياوردم ، جز آنكه دعوتتان كردم . شما نيز دعوت مرا اجابت كرديد. پس مرا ملامت مكنيد خود را ملامت كنيد. نه من فرياد رس ‍ شمايم ، نه شما فرياد رس من . از اينكه مرا پيش از اين شريك خدا كرده بوديد بيزارم ، زيرا براى ستمكاران عذابى است دردآور.
    ((سلطان )) به معناى غلبه و تسلط است . البته دليل و حجت را هم ((سلطان )) مى گويند از آن جهت كه سبب غلبه و تسلط است و با نتيجه هاى خود بر عقول قهر و غلبه مى كند و عقلها را تسليم خود مى كند.
    ((مصرخ )) اسم فاعل از ((اصراخ )) است به معناى پناه دادن و به داد كسى رسيدن و فرياد او را پاسخ گفتن .
    بر اين اساس ، معناى اين بخش از آيه اين است : امروز من فرياد رس شما نيستم و شما هم فرياد رس من نيستيد، من نمى توانم شما را نجات دهم ، شما هم نمى توانيد مرا نجات دهيد، نه من شفاعت كار شمايم و نه شما شفيع منيد.
    قرآن مى فرمايد: هنگامى كه كار اين عالم تمام مى شود و قيامت برپا مى شود - ((لما قضى الامر)) - و خداوند فرمان خلود را در باره اهل بهشت و جهنم صادر مى كند، شيطان به سخن مى آيد و مى گويد: ((ان الله وعدكم وعد الحق )) خداوند به شما درباره دنيا و آخرتتان وعده هايى داد، هم به مومنانتان هم به مشركانتان : اهل ايمان را به زندگى آرام و پر نعمت در دنيا -و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض (376) (و اگر اهل شهرها و روستاها ايمان مى آورند و پرهيزكارى پيشه مى كردند، مسلما بركات آسمان و زمين را به رويشان مى گشوديم ) - و عيشى امن و پايدار و بى منتها در عقبا و ادخل الذين آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها باذن ربهم (377) (و كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند به باغهاى بهشت وارد مى كنند - باغهايى كه نهرها از زير درختانش جارى است . به اذن پروردگارشان جاودانه در آن مى مانند)؛ و در مقابل مشركان و مجرمان را به زندگى تنگ و پرفشار و توام اندوه در دنيا - ((من اعرض عن ذكرى فان له معيشه ضنكا(378))) (و هر كس از ياد من روى گردان شود زندگى سخت و تنگى خواهد داشت )- و بدتر از آن در آخرت - ((و نحشره يوم القيمه اعمى (379))) (و روز قيامت او را نابينا محشور مى كنيم ). بعد ابليس مى گويد وعده هاى الهى همه راست و درست بود: ((وعد الحق ))؛ اما شما با وجود براهين و ادله قوى آن را ناديده گرفتيد و به آن پشت كرديد، اما من ابليس به شما وعده دادم و مى بينيد كه وعده هايم همه دروغ بود: ((و وعدتكم فاخلفتكم .)) شما را از ياد خدا و مقام ربوبى حضرت رب اغفال كردم و زندگى نقد دنيا را برايتان زينت دادم ، لكن هيچ تسلطى كه بخواهم شما را با آن مجبور به گناه كنم بر شما نداشته : ((و ما كان لى عليكم من سلطان )). نه بر ظاهر شما و بدنهاى شما تسلط داشتم كه با اعضا و جوارحتان به زور شما را به معصيت خدا مجبور كنم تا بدين وسيله از شما سلب اختيار شده باشد و مرا امروز مقصر كنيد و نه بر باطن شما و عقل و فكر شما تسلط داشتم تا بتوانم با اقامه دليل و برهان معصيت و نافرمانى خدا را بر نفوس شما تحميل كنم ((الا ان دعوتكم فاستجبتم لى ))، قدرت من منحصر در وسوسه و دعوت بود، و اگر شما به آن اهميت نمى داديد، اين نيروى من هم منكوب مى شد، و چون به هيچ وجه سلطنتى بر شما مردم نداشتم ، ((فلا تلومونى و لوموا انفسكم ))، پس ملامتهايى كه به سبب پيروى از من متوجه شماست حقا مربوط به انتخاب خود شماست و به اختيار خود دعوت مرا پاسخ گفتيد.

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  8. #88
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    76. تكذيب كنندگان قيامت : افسوس كه درباره قيامت كوتاهى كرديم

    قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتى اذا جاءتهم الساعه بغتة قالوا يا حسرتنا على ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم على ظهورهم الا سآء ما يزرون .
    انعام : 31
    زيان كردند آنانى كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند، و چون قيامت به ناگهان فرا رسد، گويند: اى حسرتا بر ما به سبب تقصيرى كه كرديم ! اينان بار گناهانشان را بر پشت مى كشند. هان ، چه بدبارى را بر دوش ‍ مى كشند.
    ((خَسِر)): از ماده ((خُسر)) به معناى كم شدن و كم كردن است . ((خُسران )) و ((خَسار)) هم به همين معناست .
    ((فرطنا)) از ماده ((فرط)) به معناى تقدم و جلو افتادن است . ((افراط)) هم تجاوز و ((تفريط)) كوتاهى و تقصير است .
    در اين آيه شريفه خداوند مى فرمايد خسران و خسارت حقيقى ناشى از بى اعتقادى به قيامت و بى ايمان به سراى باقى آخرت است - آخرتى كه ناگهان آغاز مى شود. انسان به سبب از دست دادن منافع پايدار و نامحدود آن و كسب ضررها و زيانها و مصائب آن روز در حسرت و ندامت خواهد بود - روزى كه سرمايه عمر چندين ساله او و موقعيتهاى مادى و نعمتهاى دنيايى و فرصتهاى معنوى او چون بار سنگينى بر گرده خسته و رنجور و ناتوانش قرار مى گيرد، و در آن روز، پنجاه هزار سال دايما بايد وزر دنياى خويش را حمل كند. وزرى كه مى توانست امروز دستگير او باشد اكنون مانعى براى حركت او و شكنجه اى براى جسم و روح اوست .

    اى دل بقا دوام و بقايى چنان نداشت
    ايام عمر فرصت برق جهان (380) نداشت

    روشن ضمير آن كه از اين خوان گونه گون

    قسمت هماى وار به جز استخوان نداشت

    سر مست پر گشود و سبك بارتر پريد

    مرغى كه آشيانه در اين خاكدان نداشت

    هشيار آنكه انده نيك و بدش نبود

    بيدار آنكه ديده به ملك جهان نداشت

    كو عارفى كز آفت اين چار ديو رست

    كو سالكى كه زحمت اين هفت خوان نداشت

    گشتيم بى شمار و نديديم عاقبت

    يك نيك روز كو گله از آسمان نداشت

    آن كس كه بود كام طلب كام دل نيافت

    وان كس كه كام يافت دل كامران نداشت

    كس در جهان مقيم به جز يك نفس نبود

    كس بهره از زمانه به جز يك زمان نداشت

    زين كوچگاه دولت جاويد هر كه خواست

    الحق خبر ز زندگى جاودان نداشت

    دام فريب و كيد در اين دشت گر نبود

    اين قصر كهنه سقف جواهرنشان نداشت

    صيدى كزين شكسته قفس رخت بر نبست

    يا بود بال بسته و يا آشيان نداشت

    غواص عقل چون صدف عمر بر گشود

    درّى گران بهاتر و خوش تر ز جان نداشت

    آن كو به كشتزار عمل گندمى نكشت
    اندر تنور روشن پرهيز نان نداشت

    گر ما نمى شديم خريدار رنگ و بوى

    ديو هوى به رهگذر ما دكان نداشت (381)
    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  9. #89
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    77. امنيت قيامت و پاداش برتر براى نيكوكاران

    من جاء بالحسنه فله خير منها و هم من فزع يومئذ ءامنون
    نمل : 89
    هر كه كار نيكى كند بهتر از آن پاداش گيرد؛ و نيكوكاران از وحشت آن روز در امان باشند.
    قرآن كريم درباره امنيت اهل ايمان در قيامت مى فرمايد:و من يعمل من الصالحات و هو مومن فلا يخاف ظلما و لا هضما(382) (آن كه كارهاى شايسته انجام دهد، در حالى كه مومن باشد، نه از ظلمى مى ترسد و نه از نقصان حقش ). همچنين مى فرمايد:الذين امنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون (383) (آنها كه ايمان آوردند و ايمان خود را به شرك و ستم نيالودند ايمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدايت يافتگان اند.)
    نيز مى فرمايد:ان الذين يلحدون فى اياتنا لا يخفون علينا افمن يلقى فى النار خير ام من ياءتى امنا يوم القيامه (384) (كسانى كه آيات ما را تحريف مى كنند بر ما پوشيده نخواهند بود. آيا كسى كه در آتش افكنده مى شود بهتر است يا كسى كه در نهايت امن و امان در قيامت به عرصه محشر مى آيد؟)
    در آيات 68 تا 73 سوره زخرف هم مفصلا درباره ايمنى و امنيت اهل ايمان و عبادالله سخن گفته است .

    نزديك ترين خلق به خداوند در قيامت

    امام صادق (عليه السلام) فرمودند: ((سه دسته اند كه در روز طولانى قيامت تا پايان زمان حسابرسى مردم نزديك ترين آنان به خداوندند: شخصى كه در حال خشم قدرتش او را به ستم كردن در حق زير دستش وادارش نكند و شخصى كه ميان دو نفر حركت كند و به اندازه دانه جويى به يكى از آن دو نزديك تر نشود و شخصى كه حق را بگويد، چه به سودش باشد چه به زيانش .(385)))
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: ((پنج چيز است كه در هر كس باشد از آن روز وحشت بزرگ در امان است : هر گاه عطايى از جانب خدا به او برسد بگو الحمد لله ، و هر گاه گناهى مرتكب شود بگويد استغفرالله ، و هر گاه مصيبتى به او رسد گويد انا لله و انا اليه راجعون ، و هر گاه حاجتى داشته باشد از پروردگارش بخواهد (بگويد اللهم انى اسئلك فلانا)؛ و هر گاه از چيزى بترسد به سوى پروردگارش پناهنده شود (بگويد اللهم انى اعوذ بك و الجاء اليك (386)).
    همچنين از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده است كه ((هر كس با فحشا يا خواهش نفسانى اش رو به رو شود و از ترس خداى عزوجل از آن دورى كند خداوند آتش دوزخ را بر او حرام مى كند و او را از وحشت بزرگ روز قيامت امان مى دهد و براى او آنچه را در قرآن وعده داده منجز مى كند، كه فرمود: و لمن خاف مقام ربه جنتان .(387)))(388)
    در حديثى ديگر فرمودند: ((هر كس به جاى دشمنى با مردم با نفس خود به ستيز برآيد خداوند او را از ترس و وحشت روز قيامت امان خواهد داد(389))).

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

  10. #90
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**




    78. آن روز يوم التغابن است

    يوم يجمعكم ليوم الجمع ذلك يوم التغابن و من يؤ من بالله و يعمل صلحا يكفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجرى من تحتها الانهار خلدين فيها ابدا ذلك الفوز العظيم
    تغابن : 9
    روزى كه همه شما را در محشر گرد آورد، آن روز، روز مغبونى است ، و هر كه به خدا ايمان بياورد و كار شايسته كند، گناهانش را مى ريزد و به بهشتهايى كه در آن نهرها جارى است داخل كند. آنجا جاودانه خواهند بود. اين كام يابى بزرگى است .

    يوم الجمع

    يكى از اسامى قيامت ((يوم الجمع )) است . در وجه تسميه قيامت به اين نام گفته اند: خداوند در قيامت از اولين مخلوق تا آخرين آنها را جمع مى كند: قل ان الاولين و الاخرين لمجموعون الى ميقات يوم معلوم ،(390) (بگو همان اولين و آخرين همگى در موعد و روز معينى گردآورى مى شوند)، يا فرمود:و من اياته خلق السموات و الارض و ما بث فيهما من دابه و هو على جمعهم اذا يشاء قدير(391) (از آيات و نشانه هاى اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از جنبندگان در آنها خلق و پراكنده ساخته است . او هر گاه بخواهد قادر بر جمع كردن آنهاست ). ((دابه )) يعنى جنبندگان و معمولا بر غير انسان اطلاق مى شود. در اينجا همان مسئله اى پيش مى آيد كه در بحث حشر مطرح كرديم ، و آن حشر همه موجودات است و در پى آن اين اشكال به ذهن خطور مى كند كه با اينكه غير انسان عقل و شعور و تكليف ندارد، چگونه قيامت و حشر و حساب دارد. آيه 38 سوره انعام پاسخ اين اشكال را مى دهد و مى فرمايد: ((آنها هم مانند شما امتهايى اند و مرتبه اى از عقل و شعور و تكليف هم به آنها داده شده است . در اين صورت نوعى متفاوت و مرتبه اى از حشر و نشر و قيامت هم براى آنها متصور خواهد بود. والله العالم (392).
    وجه ديگر نام گذارى قيامت به ((يوم الجمع )) اين است كه خداوند ميان ارواح و اجسام جمع مى كند (معاد جسمانى ) يا بين انسان و عملش جمع مى كند يا بين ظالم و مظلوم جمع مى كند يا ميان اهل هدايت و ضلالت جمع مى كند يا ميان اهل بهشت و اهل جهنم جمع مى كند، يا از حيث اجتماع انبيا با امتهاى خود چنين ناميده شده است ، يا چون قيامت جامع بين بعث و حساب و جزاست ((يوم الجمع )) است .
    ((يوم التغابن )): ((تغابن )) از ريشه ((غبن )) به معناى گول زدن در معامله است ، خواه در خريد باشد يا در فروش . و ((تغابن )) مصدر باب تفاعل است ، و گرچه اين باب طرفينى است ، يعنى مغبون كردن يكديگر، هميشه به اين معنا به كار نمى رود، بلكه در اينجا به معناى ظهور غبنها است ، و ((غابن )) يعنى برنده و ((مغبون )) يعنى بازنده . از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه در توضيح يوم التغابن فرمودند: ((بهشتيان قبل از آنكه به بهشت بروند خداوند جايگاه آنان را در جهنم در صورتى كه بدكار بودند نشان مى دهد تا حالات شكر آنان افزون شود؛ و جهنميان نيز قبل از آنكه وارد جهنم شوند خداوند جايگاه آنان را در بهشت در صورتى كه نيكوكار بودند نشان مى دهد تا حسرت و ندامت آنان زياد شود. پس در آن روز مومن وارث مقام كافر در بهشت مى شود و كافران در جهنم به جاى مومن قرار مى گيرند؛ و اين است يوم التغابن (393))).
    بعلاوه ، شايد به قيامت از آن جهت ((يوم التغابن )) مى گويند كه هر يك از خلايق بر مقدار حظ و بهره خود حسرت مى خورد و مى بيند دنيا او را مغبون كرده است . كافر مى گويد: چرا مسلمان نشدم كه به بهشت روم و مومن مى گويد چرا بندگى بيشتر نكردم تا درجات بالاتر و بهترى داشته باشم . پس ((غبن )) كافر به سبب ترك ايمان است و ((غبن )) مومن به سبب تقصير بندگى و احسان .
    امام على (عليه السلام) فرمودند: المغبون من شغل بالدنيا وفاته حظه من الاخره (394) (مغبون كسى است كه به دنيا مشغول شود و بهره آخرت خود را از دست بدهد.)

    **♥♥♥*آيه هاي زندگي براي بيداري*♥♥♥**

صفحه 9 از 19 نخستنخست ... 5678910111213 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •