*^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*
صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 91
  1. #71
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    انى معبر، با عشق و ايمان باز شد.
    از لحاظ اعتقادات مذهبى ، اين منطقه ى پربركت و پر طراوت ، يكى از نخستين مناطق كشور ماست كه دروازه هاى ناگشودنى خود را بر روى خاندان پيغمبر و آل على گشود. سالهاى متمادى بنى اميه و بنى عباس ‍ سعى كردند از اين ديواره هاى عظيم البرز عبور كنند و لشكريان خود را به اين منطقه بياورند؛ اما موفق نشدند. اين معبر، با شمشير و زور باز نشد؛ با عشق و ايمان باز شد. آن روزى كه فرزندان مظلوم على و فاطمه از جور بنى اميه و بنى عباس ، در اين كوههاى سر به فلك كشيده به دنبال دلهاى مهربان و دستهاى كار آمد مى گشتند، به مردم گيلان و خطه ى شمال كشور دست يافتند. اين جا بود كه دروازه ى البرز باز و اسلام علوى وارد شد. اين مردم از روز اول كه مسلمان شدند، آل على راقبه ى اسلامى و معلم خود انتخاب كردند. از همين منطقه چند هزار مرد شجاع و دلاور، براى يارى فرزندان زيد بن على به يمن رفتند. حكومت علوى يمن ، با بازوى دلاور مردان اين خطه بر سر كار آمد. زيديها در يمن هيچ نيرويى نداشتند؛ گيلانها به آن جا مى رفتند و حكومت فرزندان زيد بن على شهيد را سر پا كردند. اين آغاز تاريخ اسلامى اين منطقه است . در طول تاريخ ، رنگهاى گوناگون بر سياست اين كشور پهناور سايه افكند؛ اما رنگ ثابت اين مردم ، ايمان بود. در دوران مشروطيت ، در دوران استبداد صغير، در دوران دست اندازى انگليسيها و ديگر بيگانگان متجاوز به ايران ، در همه ى اين تجربه ها، گيلانيها نشان دادند كه پيشروند.(71)


    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #72
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    گروهها خودشان را رساندند تا ما را تهديد كنند
    در دوران رژيم ستمشاهى چون اين جا خطه ى سر سبز و با بركتى بود و آن را براى خودشان مى خواستند نه براى مردم انواع و اقسام جاذبه هايى را كه براى آنها جاذبه محسوب مى شد، در اين استان ايجاد كردند؛ شايد بتوانند دين را از اين مردم جدا كنند. من در آن سالها به گيلان آمدم و رشت و مناطق مختلف اين استان را از نزديك مشاهده كردم ؛ ديدم دستهاى استعمارى و مغرض ، با فكر و دل و جان اين مردم چه مى كند؛ شايد بتواند اينها را از دين و ديندارى جدا كند. اما بعد از اين كه شعله ى انقلاب بر خاست و انقلاب پيروز شد، همه ديدند يكى از نقاطى كه آن چنان پاى مردانگى و استقامت فشرد كه همه را متوجه خود كرد و هويت و شخصيت خود را نشان داد، منطقه ى شمال كشور، از جمله منطقه ى گيلان بود؛چه در انقلاب ، چه در جنگ ، چه در روزهاى قبل از جنگ در آغاز انقلاب ؛ آن وقتى كه هر كدام از گروهكهاى گوناگون مى خواستند يارگيرى و سربازگيرى كنند و از فضايى كه با خون مردم مسلمان و با همت جوانان مؤ من و تحت رهبرى امام بزرگوار پديد آمده بود، سوء استفاده كنند. من همان روزها وارد رشت شدم ، براى اين كه در محافل دانشگاهى و ميان جوانان سخنرانى كنم . فراموش نمى كنم ، در ميدان بزرگ شهر آن قدر پلاكارد و اعلاميه هاى بزرگ و پرده هاى عظيم از طرف گروهكها زده شده بود كه انسان متحير مى ماند. با مرحوم شهيد دكتر عضدى به قبرستان رفتيم تا بر مزار ميرزا كوچك خان فاتحه يى بخوانيم ؛ آن جا هم عناصر گروهكها خودشان را رساندند براى اين كه ما را تهديد كنند؛ براى اين كه ميرزا كوچك خان را تحقير كنند؛ براى اينكه حركت عظيم اسلامى مردم ايران را يك حركت مادى و جداى از انگيزه هاى معنوى بنمايانند، كه البته موفق نشدند. در آن شرايط، انسان گمان نمى كرد كه پنجه ى متجاوز اين بيگانه پرستها از اين شهر و از اين استان كنده شود؛ اما دين و ايمان و عشق و معنويت و جوهر ذاتى مردم اين منطقه ، دستها و انگشتان بيگانه را قطع كرد و اسلام انگيزه هاى ايمانى و خواست از دل و جان مردم مؤ من اين استان را بر هوسهاى فاسد و مفسد بيگانگان غلبه داد.(72)
    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #73
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    من به هيچ وجه نپسنديدم
    همكارى بين سه قوه ، يكى از شرايط اصلى براى رفع مشكلات عمومى مردم است . ناهماهنگى هايى كه گاهى ديده مى شود، به ضرر مردم است . من به هيچ وجه نپسنديدم كه وقتى قوه ى قضاييه بر اساس احساس قانونى مساءله يى را تشخيص مى دهد و اقدام مى كند، قوه ى مقننه در مقابل او قد علم مى كند! معنى ندارد. ممكن است دستگاهى در كشور بر اساس ‍ مسؤ وليت خود تشخيص بدهد كه در امرى اقدام كند و دستگاه ديگرى نداند كه او بر اساس چه مصلحتى اين كار را كرده است ؛ اين كاملا ممكن است ؛ اما اين نبايد موجب شود كه هر دستگاهى اگر كار دستگاه ديگرى را درست نفهميد، آشكارا و علنى با آن دستگاه برخورد كند! اين كه معنى ندارد. اگر اين روال بخواهد در كشور ادامه پيدا كند، هماهنگى قوا مختل خواهد شد؛ قوا بايد با هم هماهنگ عمل كنند. مسائل سياسى نبايد جلوى چشم هايى را كه بايد در مسائل كشور دقيق باشند، بگيرد و آنها را از فهم و شناخت حقيقت غافل كند؛ همه بايد با هم همكارى كنند تا اقتدار ملت ايران تاءمين شود.(73)
    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #74
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    مى خواستم قضيه فلسطين را در اينجا پياده كنند ولى به اسم مسيحيت !!
    شما جوانها بخصوص بايد روى اين نكته توجه كنيد و در نوشته هاى مورخين و گزارشگران مسايل ايران ، بايد اين نكته بيايد؛ كه متاءسفانه خيلى كمرنگ است يا نيست . آن نكته اين است كه توجه كنيد در جنگ بين الملل اول ، نمايندگان دو، سه كشور از كشورهاى مسيحى دنيا، در اين حول و حوش يك حضور ضعيفى داشتند. نمايندگان روسها، انگليسيها و امريكاييها هم در اين استان حضور داشتند. به اسم چى ؟ به اسم معلم ، به اسم پزشك و از اين قبيل چيزها! درست توجه كنيد. با اين كه اين كشورها در سياستهاى مختلف ، به شدت با يكديگر معارضه و دشمنى داشتند، اما در اين نقطه ى از دنيا، ناگهان به فكر افتادند كه به كمك يكديگر، يك پايگاه استعمارى در اين جاى دنيا، به مركزيت همين منطقه ى اروميه و خوى و ماكو و اينها به وجود بياورند. يعنى شبيه آن چيزى كه بعدها در فلسطين اشغالى به وجودآمد. منتها آن جا به اسم يهودى گرى ، اين جا به اسم مسيحيت !
    مردم اين استان سالهاى متمادى ، در كنار جمعى از هم ميهنان مسيحى ما زندگى مى كردند؛ امروز هم زندگى مى كنند؛ در آينده هم زندگى خواهند كرد مثل برادر و خويشاوند با هم هيچ مشكلى هم ، نه آن روز داشتند، نه امروز دارند و نه در آينده خواهند داشت . يعنى در اين استان ، تعدادى از هم ميهنان ايرانى ما، از آشورى و ارمنى و مسيحيان كاتوليك و پروتستان ، حضور دارند؛ آن روز هم بودند. مسلمانها هم با آنها دوستانه ، آنها هم با مسلمانها برادرانه و دوستانه رفتار مى كردند. بين آنها هيچ مشكلى وجود نداشت . اما نكته ى عبرت آموز اين است كه نمايندگان كشورهاى خارجى و استعمار گر، چون ديدند تعدادى مسيحى در اين استان وجود دارد، به طمع افتادند كه شايد بتوانند با تحريكات مذهبى و فرقه يى و دينى ، پايگاهى از مسيحيت در اين بخش از ايران به وجود بياورند و اين بخش را از ايران جدا كنند.
    (74)


    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #75
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*




    در چنين فضايى وارد قم شديم
    در مشهد شنيده بوديم كه در قم مدرسى ، يك استاد بزرگى هست كه جوان پسند و برجسته است . طلبه ى جوانى كه در قم وارد مى شود، دنبال استاد مى گردد. در حوزه هاى علميه ، انتخاب استاد، اجبارى نيست ؛ هر كسى طبق پسند و سليقه ى خود، استاد را انتخاب مى كند. استادى كه طلاب جوان و مشتاق را در وهله ى اول به خود جلب مى كرد، همين مردى بود كه آن روز در ميان شاگردانش ، به عنون اول به خود جلب مى كرد، همين مردى بود كه آن روز در ميان شاگردانش ، به عنوان ((حاج آقا روح الله )) شناخته مى شد. مجموعه ى جوانان فاضل و درسخوان و پر شوق در محفل درس او جمع بودند؛ ما در چنين فضايى وارد قم شديم .
    او مظهر نو آورى علمى و تبحر در فقه و اصول بود. بنده قبل از ايشان استاد بزرگى را در مشهد ديده بودم . يعنى مرحوم آية الله ميلانى كه از فقهاى برجسته بود. در قم هم همان وقت رئيس حوزه ى علميه ى قم كه استاد امام هم بود؛ يعنى مرحوم آية الله العظمى بروجردى بود؛ بزرگان ديگرى هم بودند؛ اما آن محفل درسى كه دلهاى جوان و مشتاق و كوشا و علاقه مند به استعدادهاى خوب را جذب مى كرد، درس فقه و اصول امام بود.يواش از قديمى ترها شنيديم كه اين مرد،فيلسوف بزرگى هم هست و در قم درس ‍ فلسفه ى او، درس اول فلسفه بوده است ؛ ليكن حالا ترجيح مى دهد كه فقه تدريس كند. شنيدم كه اين مرد، معلم اخلاق هم بوده است و كسانى در درس اخلاق او شركت مى كردند و او به تقويت فضايل اخلاقى در جوانان همت مى گماشته است . در خلال درس در طول سالها، اين را ما از نزديك هم مشاهده كرديم .
    (75)








    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #76
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    حقيقتا دندان او كشيده شد!
    حركت ميرزاى شيرازى كه بر خلاف بسيارى از حوادث صد و پنجاه سال اخير، متاءسفانه هنوز كار درست و كاملى درباره ى آن نشده است يك حركت ذو ابعاد و پر معنا و بسيار پر بركت بوده است . آن يك سطرى كه ميرزاى شيرازى نوشت و آن روز بساط كمپانى انگليس را از ايران بر چيد و سلطه ى استعمارى را موقتا از كشور قطع كرد، يك مبارزه ى چند جانبه بود:
    بعد اول فتواى ميرزاى شيرازى : مبارزه با دستگاه استبداد




    اولا، مبارزه با دستگاه استبدادى سلطنت مطلقه ى ناصرالدين شاهى بود كه در اوج خود هم بود؛ يعنى تا آن روز چهل و چند سال بود كه آن پادشاه ظالم بر ايران حكومت مطلقه مى كرد و حقيقتا هيچ چيز هم جلو دار او نبود. مفاسد حكومت ناصرالدين شاهى ، هم دامنه ى سياسى داشت ، هم دامنه ى معارفى و دينى داشت ؛ مثلا يكى از اهداف ناصرالدين شاه طبق اسنادى كه امروز در اختيار هست اين بود كه نفوذ علما را در جامعه كم كند. بعضى از غربزده ها و قدرتزده هاى زمان ما مى خواستند مبارزه ى رضاخان با روحانيت را به حساب جريانات روشنفكرى بگذارند؛ كه بله ، رضاخان مى ديد كه علما مرتجعند، و چون مى خواست كشور را نوسازى كند، لذا با علما مبارزه ى مى كرد! معلوم مى شود كه اين قضيه اين طورها نيست ؛ مساءله ى مبارزه با علما، در دستور كار همه ى سلاطين مستبد بود؛ نمى توانستند در كنار و روبه روى خود كانون قدرتى را تحمل كنند كه تا اعماق دل مردم نفوذ دارد. رضاخان با همان انگيزه يى با علما برخورد مى كرد كه ناصر الدين شاه مى خواست برخورد كند. در همين قضيه ، ميرزاى بزرگ (رضوان الله عليه ) قبلا يكى ، دو نامه به ناصرالدين شاه نوشت و او را از اين كار نهى كرد؛(76) اما او با تعبيرات توهين آميز و سبكى به ميرزا جواب داد: شما مشغول درس و كار خودتان باشيد؛ به اين كارها كارى نداشته باشيد! مى بينيد كه اين عبارت هم عبارت آشنايى است و در طول اين صد و چند سال ، طرفداران قدرت مطلقه ى شخصى ، بارها ان را به علما گفتند: برويد مشغول مدرسه و مسجد خودتان باشيد؛ به سياست چه كار داريد؟! پس ناصرالدين شاه داراى يك حكومت مطلقه و مستبده ى فردى بود كه با اخلاق و اقتصاد و دين و روحانيت محبوب مردم معارضه و ناسازگارى داشت . بنابر اين ، يك بعد فتواى ميرزاى شيرازى ، مبارزه با اين خودكامه و كشيدن دندان قدرتمند اين پلنگ تيز دندان بود؛ و حقيقتا دندان او كشيده شد و قدرت او كم شد. اين قضيه مربوط به سال 1308 هجرى است ؛ تنها چهار سال پيش از رحلت ميرزا، و تقريبا پنج سال پيش از مرگ ناصر الدين شاه .
    بعد دوم فتواى ميرزاى شيرازى : مبارزه با استعمار
    ثانيا، مبارزه ى با استعمار و نفوذ خارجيها در اين كشور بود. در چند سال آخر عمر ناصر الدين شاه سالهاى اول قرن چهاردهم ؛ يعنى از سال 1300 به بعد كار دربار ناصرالدين شاه ، امتياز دادن به اين دولت و آن دولت ، اين كمپانى و آن كمپانى ، و گرفتن پول و فروختن مملكت شده بود؛ مثل امتياز رويتر
    (77) و همين امتياز تنباكو(78) و غيره !(79) با آن حركت عظيم ميرزا و آن فتواى كوبنده ، جلوى اين انحصارها و امتيازها و دخالتهاى خارجى هم گرفته شد.
    بعد سوم فتواى ميرزاى شيرازى : مبارزه با غربزدگان
    ثالثا، مبارزه ى با غربزدگانى بود كه در همان ايام ، تازه شروع به ايجاد جريانهاى فكرى در داخل كشور كرده بودند و روى خودشان نام ((روشنفكر)) گذاشته بود؛ از قبيل ميرزا ملكم خان
    (80) و امثال او؛ كه اينها نه فقط با اين حركت خيانت بار ناصر الدين شاه مبارزه نكردند، بلكه همين شخص نامبرده كه او را به اصطاح بنيانگذار و پدر روشنفكرى در ايران دانسته اند حتى خود دلال انحصارات خارجى خارجى هم بود! آنهايى كه دم از روشنفكرى و دفاع از منافع ملت مى زدند، آن طور برخورد كردند؛ اما روحانيت و در راءس آن ميرزاى بزرگ ، اين گونه قاطع و كوبنده با همه ى اينها مبارزه كرد؛ اين پرچم پر افتخارى است كه ميرزاى شيرازى آن را بلند كرد و بعد از او پرچم نخوابيد. اگر چه قبل از ميرزا هم از اين گونه قضايا بود زمان ميرزاى قمى ،(81) زمان كاشف الغطاء(82) و ديگران و ديگران ، كه در دفاع از منافع ملت اسلامى و اسلام و مسلمين و ورود در مسائل اجتماعى سعى وافر داشتند ليكن نمونه ى كامل آن ، اين حركت بود. بعد از ميرزا نيز شاگردان او و بزرگان حوزه ى علميه ى نجف و كربلا و سامرا و قم و بقيه ى مراكز اسلامى ، هر جا كه محل حضور يك رهبر اسلامى و حضور قدرتمندانه ى اسلام بود، اينها حضور داشتند؛ و اين يكى از عجايب تاريخ ايران است ؛ و عجيب تر اين است كه اين حادثه براى مردم ما شناخته شده نيست ! مردم ما نمى دانند كه وقتى ايتالياييها وارد ليبى شدند و آن كشور را اشغال كردند، مرحوم سيد محمد كاظم طباطبايى (83) صاحب عروه و بعضى ديگر از مراجع قم ، به نفع مردم مسلمان ليبى و عليه ايتالياييها فتواى جهاد دادند. مردم نمى دانند كه وقتى انگليسيها در بوشهر نيرو پياده كردند، مرحوم آية الله العظمى سيد عبدالحسين لارى (84)- آن ملاى مجاهد طراز اول اعلام جهاد داد و مردم را مسلح كرد و خودش نيز مسلح شد و پيشاپيش مردم حركت و جهاد كرد. مردم ايران نمى دانند كه مرحوم شيخ الشريعه ى اصفهانى (85) - مرجع تقليد بزرگ ساكن نجف فتوا داد كه استعمال اجناس مصنوعه ى در داخل كشور لازم است و مردم بايد از استفاده از مصنوعات خارجى اجتناب كنند، تا به اين ترتيب ديگران در داخل كشور نفوذ نكنند. همه مى دانند كه در ژاپن ، حدود صد سال پيش از اين گفتند كه مردم حق ندارند از مصنوعات خارجى استفاده كنند، تا در داخل آن كشور چرخ اقتصاد به كار بيفتد؛ اما





    نمى دانند كه در همان زمان ، بلكه زودتر از آن ، عين همين پيشنهاد و همين فتوا، از طرف مراجع و علماى شيعه صادر شد؛ منتها متاءسفانه در داخل كشور، هيچ كس از سر جنبانها و اهل قلم و سياست و روشنفكران كمكشان نكرد! فتواى ميرزاى شيرازى دوم مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى (86) در مقابله ى با انگليسيها، و فتواى تحريم انتخابات قلابى انگليسيها در عراق ، نمونه يى ديگر از حضور علما در صحنه ى سياست است . آن روز مرحوم شريعت اصفهانى فتوا داد كه شركت در انتخابات قلابى انگليسيها حرام است ؛ كار سياسى از اين روشن تر، از اين قوى تر، از اين روشن بينانه تر؟ امروز مساءله ى آن انتخابات يواش يواش دارد از لابلاى كتابها خارج مى شود! آن علما و مراجع ، سلف صالح شما هستند. اين است معناى ان مطلبى كه امام بزرگوار ما مكرر مى فرمودند كه علما پيشوايان نهضت مردم عليه ظلم و استبداد در طول ساليان متمادى بوده اند؛ و اينهاست كه به شخصيتهايى مثل مرحوم سيد حسن مدرس (87) و مرحوم آية الله كاشانى (88) منتهى شد؛ اينها طلبه هاى همان مدرسه و شاگردان همان اساتيد بودند كه اين طور در ايران درخشيدند.(89)








    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #77
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    چرا بايد در همه جاى تهران نغمه ى اذان شنيده نشود؟!
    چرا بنده بايد بشنوم كه در تهران با اين عظمت ، براى نماز صبح در اول اذان ، چندان مسجدى باز نيست و چندان نماز جماعتى برقرار نمى شود؟! ما بايد صبحها و ظهرها و شبها برويم و با مردم نماز بخوانيم ؛ اين اوّلى ترين و ضرورى ترين كار مردم در مساجد است . چرا بايد در اين شهر با يان عظمت ، با اين همه هياهوهاى گوناگون از اطراف و اكناف ، نغمه ى اذان در همه جاى شهر شنيده نشدد؟! اذان ، علامت مسلمانى است . چه كسى گفته بايد در پشت بام مساجد بزرگ و عمده ، حتّى در سحرها ظهر و شب كه جاى خود را دارد از اين طريق بلندگو اذان نگويند؟ وقت اذان كه مى شود، بايد تهران يكسره صداى اذان باشد. مگر اين جا قبة الاسلام نيست ؟ مگر ما اين حرف را نمى گوييم ؟ اين كه بشود، از ظهر يك ساعت هم بگذرد، كسى در خيابان راه برود، اما حساس نكند كه ظهر شده است ، آيا اين قضيه با آن ادعا مى سازد؟! اگر ما مسجد را گرم نگه نداريم ، در مساجد حضور نداشته باشيم و در حد توان و امكان يك روحانى و پيشنماز به مسجد نرسيم ، چه طور مى توانيم توقع كنيم كه به هنگام اذان ظهر مردم دكانهاشان را ببندند و بيايند پشت سر ما نماز بخوانند؟! ما بايد آن جا باشيم تا زمينه براى آن مردم فراهم بشود. البته آمدن مردم هم تبليغات و گفتن مى خواهد؛ اما زمينه و متقضى آن ، عبارت از حضور ما در آن جاست ، كه متاءسفانه ضعيف شده است ؛ ما بايد اينها را علاج كنيم .(90)

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #78
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    اين طور روحانى ، ديگر روحانى نيست !
    ما در زمان رياست جمهورى به يكى از كشورهاى اروپايى رفتيم و در آن جا دوستان را سراغ روحانيون فرستاديم . آنها به مسجدى رفتند نمى دانم روز جمعه بود يا روز ديگر جمعيتى به مسجد آمده بودند و امام جماعت هم با خانمش ده ايستاده بودند. بعد از مراسم نماز، هر كس بيرون مى آمد، با امام جماعت هم با خانمش دم در ايستاده بودند. بعد از مراسم نماز، هر كس بيرون مى آمد، با جماعت و خانم او دست مى داد! بعضيها هم كه با امام جماعت خيلى خصوصى بودند يعنى ان مريدهاى مخصوص با آقا دست مى دادند و بعد خانم را مى بوسيدند و بيرون مى آمدند! روحانى مسلمان ! بله ، اين طور روحانى ، ديگر روحانى نيست ؛ اين مثل فسنجانى است كه گفت جانش رفته ، فسش مانده ! اما اگر قرار باشد كه روحانى به معناى واقعى روحانى باشد و متعبد و پايبند به اصول باشد يعنى همان بنيادگرايى يى كه مى گويند؛ البته بنيادگرايى به اين معنا از نظر ما مدح است ؛ آنها چيزهايى همراه آن مى كنند كه از نظر آنها مى شود ذم هر جا باشد، با او بدند. پس روحانيت همچنان كه تاءثير حسن گذاشته است ، دشمن هم براى انقلاب تراشيده است ؛ چرا؟ به خاطر پايبندى و اين كه مى گويد تكليف دينى من اين است .(91)
    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #79
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    ما چنين چيزى نفهميديم !
    يك روز بود كه آوردن اسم مسائل سياسى و ورود در ميدان سياست براى معممان محظور و ممنوع و عيب بود؛ زمينه سازى براى آشنا با مسائل سياسى مثل ارتباط با راديو و تلويزيون و روزنامه ها و امثال اينها هم همين طور بود. در مشهد مرحوم آية الله حاج شيخ هاشم قزوينى (رحمة الله عليه ) ملاى محترم و معتبرى بود. ايشان وقتى از حرم به مدرسه ى نواب صفوى مى آمد يا به منزل مى رفت ، مجله مى خريد و در جيبش مى گذاشت ، كه از زير عبا ديده مى شد. ايشان در بين روحانيون مشهد آنهايى كه مى دانستند انگشت نما بود؛ مى گفتند آشيخ هاشم مجله مى خواند! اين فرهنگ عجيبى است . ببينيد يك قشر و يك جامعه ، چقدر از حوادث دنيا بر كنار مى ماند. نتيجه اين بود كه وقتى در سال 42 امام براى آقايان مشهد پيغام فرستادند كه صهيونيستها دارند در مسائل ايران دخالت مى كنند،(92) يكى از ملاهاى معروف مشهد قرص و محكم ايستاد كه نه آقا، چنين چيزى نيست ؛ ما چنين چيزى نفهميديم ! چيزى را كه مثل صفحه روشنى در مقابل خود مى ديد، آن آقا بعد از بيان و استدلال نمى توانست بفهمد؛ چرا؟ به خاطر انقطاع از حوادث عالم . انقلاب ، روحانيون را به ميدان زندگى و آشنايى آورد.(93)
    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #80
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*





    چگونه مى شود در قلب اروپا، گروهى با شعار دين عليه كمونيستها بپاخيزند، آن هم از كارگرها؟!
    همين ((جنبش همبستگى )) كه در لهستان به وجود آمد و اولين حركت ضد دنياى كمونيسم و ماركسيسم را در اين كشور انجام داد، يك نهضت كارگرى و روشنفكرى با گرايش دينى بود. اينها سالها در كشور لهستان بودند، اما شعار و حركتى نداشتند؛ اوايل پيروزى انقلاب بود كه اين ها ناگهان شعار دادند و گفتند ما مى خواهيم مراسم كليسايى را برگزار كنيم ؛ اما دولت كمونيستى لهستان نمى گذاشت . ما آن موقع در شوراى انقلاب بوديم سال 59 بود و همين قضايا بحث مى شد و در آن جا گفته مى شد كه الان جنبش همبستگى لهستان به يك داعى دينى تمسك كرده است . چگونه مى شود در قلب اروپا گروهى با شعار دين عليه كمونيستها به پا خيزند؛ آن هم از كارگرها؟ كه البته كمونيستها مى گفتند ما طرفدار كارگريم و دولت كارگرى هستيم ! اين به خاطر تاءثير انقلاب اسلامى بود.(94)
    بايد افكار را توجيه كرد.
    يك وقت سالها پيش تواريخ زندگى اميرالمؤ منين (عليه الصلاة و السلام ) را نگاه مى كردم ؛ چيز عجيبى ديدم : آن مقدارى كه در جنگ صفين و همچنين جمل بيشترش صفين تبيين وجود دارد، انسان در جنگهاى پيغمبر چنين چيزى را نمى بيند. در جنگ هاى پيغمبر، مى رفتند شعارى مى دادند؛ بعد هم دستور حمله بود؛ يا پيروز مى شدند، يا شكست مى خوردند و عقب نشينى مى كردند. بحث اين نبود ك بروند بنشينند با تك تك مردم حرف بزنند و گرههاى دهن آنها را باز كنند؛ اما جنگ صفين اين طورى بود. شمابه تاريخ جنگ صفين نگاه كنيد؛ خود اميرالمؤ منين نقش ‍ مهمى ايفا مى كند؛ عمار ياسر بخصوص در جنگ صفين نقش آفرين عجيبى است ؛ هر جا جنجالى به وجود مى آيد، فورا عمار در آن جا حاضر است ؛ بيان مى كند، حرف مى زند و توجيه مى كند. نمى شود بدون توجيه جنگيد و مبارزه كرد؛ نه جنگ نظامى ، نه مبارزه ى اقتصادى ، نه مبارزه ى فرهنگى ، نه مبارزه به عنوان نظام جمهورى اسلامى ؛ اين افكار توجيه مى خواهد.
    البته وسيله ى توجيه ، فقط روحانيون نيستند؛ دستگاه بايد بتوانند توجيه كند؛ اما علما، امين ترين حنجره ها و رساترين زبانها را براى تبيين دارند. وقتى مى گوييم توجيه مى كنند، نه اين كه چيز غلطى را وانمود كنند درست است ؛ نخير، همان واقع قضيه را براى مردم تبيين كنند؛ نشان بدهند كه جمهورى اسلامى چه عظمتى براى اسلام ايجاد كرده است ؛ چه اميدى براى مسلمين به وجود آورده است ؛ چه آفاقى را در مقابل چشم مسلمانها قرار داده است . بى خود نيست مردم مصر هر روز دارند دچار يك حادثه مى شوند؛ مبارزه مى كنند و به زندان مى افتند. دخترهاى مصرى حجاب اسلامى را مراعات مى كنند. كار به جايى رسيده است كه الان در بعضى از كشورهاى اسلامى كه مسلمانهاى آن جا زيادند، يكى از اهتمام هاى دولتها اين است كه حجاب را در آن كشورها بين جوانها ممنوع كنند؛ از بس اقبال به حجاب وجود دارد. همه ى اينها بركات جمهورى اسلامى است كه در دل مسلمانان اميد به وجود آورده است .
    (95)




    *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •