۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 56
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩





    احوال زنان خواننده و مداح و حسود
    در يكى از منازل جهنم ، زنانى را ديديم كه صورتشان ، شكل سگ بود. از ناحيه پشت آنها آتش وارد مى شد و از دهانشان بيرون مى آمد و تازيانه هاى سهمگين ملائكه غضب هر لحظه بر سر آنها نواخته مى شد، نعره و صدايشان عالم را گرفته بود.
    - ديدن اين صحنه ها يكى بعد از ديگرى سخت مرا منقلب كرده بود. با خود مى گفتم اى كاش اينها اسير هواى نفس نمى شدند و اينقدر آلوده به گناه نمى گشتند.
    و در اين خيال بودم كه جناب هدايت فرمود: مى دانم تو در چه فكرى هستى . خوب مى دانى كه اهل جهنم به طور كلى افراد معصيت كار و لجوج هستند، اينها بسيار شنيدن ولى گوش ندادند و اگر روزى عقلشان كار كرد و آنها را از كار پست منع نمود، فورا با گناهان اين نور را خاموش ‍ مى كنند.
    - اينها با دست خود اين عذاب را كسب كردند و انسان همانطور كه قبلا هم گفتم خودش هر بلايى را بر سر خود آورد.
    - همين زنها را مى بينى ، بارها، بارها شنيدند كه نبايد صدايشان را نامحرم بشنود و همچنين شنيدند كه در غير ضرورت با نامحرم زيادتر صحبت نكنند اما كو، گوش شنوا!
    - تازه اين زنها براى نامحرمان شعر و سرود مى خواندند و هر لحظه كه نامحرم او را براى صداى خوشش تشويق مى كرد سعى مى كردند بهتر و بهتر بخوانند تا بيشتر محبوب واقع شوند، غافل از اينكه براى هر حرفى كه خواندند، آتشى را براى خود برافروختند.
    و بعضى از اين زنان صدايشان را ضبط مى كردند تا علاوه بر مستمعين حاضر ديگران هم استفاده كنند و چه بسيار جوانان ، دختر و پسر كه با صداهاى اينها، مغلوب هواى نفس شده و براى هميشه گمراه شدند و وزر و وبال آنها نيز به گردن اينها است .
    - آرى اين زنان ، زنان رقاص و خواننده بودند كه براى نامحرم مى خواندند.
    ادامه سفر
    - بعد از ديدن احوال زنان و عذابى كه به آنها داده مى شد جناب هدايت مرا به استراحتگاه برد و ما با انواع و اقسام نوشيدنيها و ميوه هاى خوش ‍ رنگ و معطر در حالى كه به متكاهاى نرم و لطيف تكيه زده بوديم ، توسط مستخدمهاى مودب و زيبا پذيرايى شديم و جالب اينكه هر چه مى خورديم يكى از ديگرى خوشمزه تر و لذيذتر بود و احساس سير شدن نمى كرديم .
    - بعد از استراحت جانانه جناب هدايت فرمود:
    پا شو كه فرصت كم و صفر ما طولانى است و از خيلى جاها بايد ديدن كنيم . گفتم : فدايت شوم ، اگر ممكن است كمى بيشتر اينجا به استراحت بپردازيم ؟
    گفت : نه عزيزت ان شاء الله به موقع خودش .
    - هدف ما فعلا سفر است و شما به زودى به خواست خدا برمى گردى و از نعمتهاى خدا بهره مند مى شوى ، پس زود پاشو كه دير شده است .
    گفتم : ان شاء الله كجا؟
    گفت : به جايى مى برم كه خيال نكنى هر چه عذاب است براى زنان مقرر شده .
    - حالا مى خواهم تو را به جايى ببرم كه آنجا ديگر من براى تو توضيح نخواهم داد و اين تو هستى كه بايد از معذبين علت عذاب را بپرسى و پندگيرى .
    گفتم : من بپرسم ؟
    گفت : بله ، تو مى پرسى و آنها موظفند مو به مو سوالات تو را پاسخ دهند.
    گفتم : راستش نمى دانم از كجا و چه چيزى بپرسم .
    گفت : وقتى احوال آنها را ديدى يادت مى آيد كه چه بپرسى .
    ما وارد منزلى شديم كه ظالمين خود بر افروخته بودند.


    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩





    ديدار از احوالظالمين

    هدايت : الانبه منزلى خواهيم رسيد كه در آنجا گروه ، گروه از ظالمينبا درجات عذاب متفاوت قرار دارند و در عذاب قهر خدابسر مى برند، از اين به بعد ديگر مى خواهم تو از خود آنها علت عذابشان را بپرسى وپندگيرى و خدا را هميشه حاضر و ناظر بدانى .
    گفتم : چشم ، اما اگر زحمتى نيست در مواردى كه يادآورى نكته اىكه فراموش كردم لازم باشد تذكر بفرماييد تا اين سفر تكميل گردد.


    هدايت : در اينمنزل با كسانى ديدار و گفتگو خواهى داشت كه به ظالمين معروف هستند.
    ظالمين دراينجا در طبقات مختلف از آتش قرار دارند چون كه ظلمى كه مرتكب شدند با هممتفاوتاست ، در بعضى از اين طبقات مباشرين ظلم در عذابند، و گروهى ديگر به خاطر كمك بهظالمين عذاب مى شوند.
    و گروهى به خاطر اينكه ظالمين را دوست داشتند درعذابند.

    آرى اينها علاوه بر ظلمى كه بر خودشان كردند...

    من يك لحظه فرمايشهدايت را قطع كردم و با تعجب گفتم

    اينها به خودشان هم ظلم كردند؟


    هدايتفرمود: آرى اينها به خودشان نيز ظلم كردند چرا كه ظلم بر ديگران حرام است و اينهاآن را مرتكب شدند و با اين ارتكاب آتش ‍ غضب الهى را خريدند.


    آيا كسى كه خود رادانسته به آتش مى اندازد به خود ظلم نمى كند؟
    - در حالى كه جايگاه اصلى انسانبهشت است ، نه جهنم و سپس اينها به هم نوع خود كه هر كدام ارزششان از كعبه بالاتربود ظلم كردند.

    اينها با رواج فساد در جوامع بشرى ، همدستان ابليس لعين شدند،انسانيت را منزوى كردند و بالاخره انسان را در رسيدن به محبوب خويش بازداشتند.

    گفتم : سرورم ، آقاى من ، با اين سخن شيرين و دلپذيرت و ديدن عذابظالمين كه انتقام هر ذره از آه هاى مظلومين مى باشد، آرامش خاطرم زياد شد، اجازهبفرماييد درباره و رابطه اعمالشان در دنيا بپرسم .
    هدايت : محظورى نيست ، ظالمين ((لعنهم الله )) موظفند به تو پاسخ دهند. برويم كه راه باز است و عبرت زياد.
    ازيك وادى سر سبز گذشتيم ، كم كم سر سبزى به كويرى سوزناك رسيديم . ديگر قدمها قادرنبودند به حركت ادامه دهند، عرق از سر و صورت و تمام بدنم سرازير شده ، تشنگى برتمام وجودم غلبه كرده بود، ديگر حال حرف زدن نداشتم و يك دفعه به زمين افتادم ودستم سوخت ، سريع به پا خاستم ، فرياد برآوردم آى هدايت ! اينجا كجاست ، من تا بهحال اين قدر رنج نديده بودم ؟

    هدايت گفت : اينجا وادى نزديك منزل ظالمين است وحرارت آتش به قدرى زياد است كه اطراف آن نيز متاثر شده است .


    گفتم : قربانت گردممن نخواستم ، من نمى خواهم احوال ظالمين را ببينم ،
    ((گر خانه كس است يك حرف بس است )).
    گفت : عجب ! خيلى بى طاقت شدى ، اگر تو جاى آنها بودى چه مى كردى ؟


    گفتم : خدا را سپاس مى گذارم كه نجاتم داد و من جاى آنها نيستم . عزيزم ، من حتى به آتشچوب كبريت دنيا، دوام نداشته و ندارم ، چه رسد به اين آتش كه از غضب و قهر خدانشانت گرفته
    هدايت : خواستم بفهمى كه آنها چه مى كشند و الا از همين لحظه ديگراين وادى و حتى منزل آتشين ظالمين براى تو سرد و سلامت خواهد شد.


    صحبت هدايتتمام نشده بود كه من خنكى را احساس كردم مثل آب روى آهن گداخته ريختند و سردكردند

    من با آرامش تمام همراه دوست عزيزم ، به راه ادامه دادم تا رسيديم به يكدروازه كه در سر در آن نوشته شده بود، ((منزلگاه هميشگى ظالمين )).


    آرى ما بهآن منزل رسيديم ، اما دود سياه ، كه آتش در لابلاى آن مخفى شده بود آن منطقه راپوشانده بود و صداى ناله ها و شيون معذبين بر فلك مى رسيد.

    خدايا چقدر اينآتش هولناك است و سهمگين ، پروردگارا! تو را شكر مى كنم كه دستم را گرفتى و مرا ازاين مهلكه نجاتم دادى .

    خداوند! بر رسول گراميت و آل او درود فرست كه با زحماتشبانه روزى آنها در ساليان دراز، ما هدايت يافتيم و اين نجات ثمره مشقتهايى است كهآنها متحمل شدند.

    در اين فكر بودم و با خداى خود خلوت كرده بودم كه صدايى مهيب وخشن افكار مرا به هم زد و من از هراس آن صدا از جا پريدم و گفتم :


    چه شده ، چه خبره

    هدايت : يكى از ظالمين تو را صدا مى زند.
    رو كردم به طرف ظالم ) گفتم : چيه ، چه كار دارى ؟


    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #33
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩






    ظالم گفت : از خدايت بخواه ، يك روز از عذاب ما كم كند.

    گفتم : اولا اين درخواست تو از حيطه قدرت من خارج است و تو بايد از مامورين خدامسئلت كنى و دوم اينكه اينجا درخواست شديدتر كردن عذاب اجابت مى شود نه كاستن عذاب . ظالم : از آنها خواستيم ولى عذاب را بيشتر كردند.

    گفتم : بله ، من هم گفتم كهاينجا براى زيادى عذاب راهى هست ولى براى كم شدن آن هرگز.

    آى ظالم ، خدا راشكر كه عذاب اليم را دچارتان كرد، يادت مى آمد آن زمان كه پيامبران الهى ، اوصياءآنها اولياء خدا فرياد مى زدند:
    ((قوا اءنفسكم و اءهليكم نارا.))

    يادت مى آيدمظلوم از تو استمداد مى كرد از شكنجه هايى كه مى دادند يك ذره كم كنى و تو از كينهاى كه از ايمان و تقواى او به دل داشتى او را بيشتر شكنجه مى دادى !

    -
    آيا بياددارى به زير دستانت با قهقه و تمسخر دستور مى دادى هيچ به مومنين رحم نكنند و تاتوانستند آنها را شكنجه روحى و جسمى دهند؟

    - آرى خداوند هرگز وعده اش تخلف نمىيابد


    - خدايا عذابت را بر اينها چند برابر كن و بر آنها لعنت كن.
    ظالم : ماغلط كرديم ، ما را به دنيا برگردانيد تا خوب عمل كنيم .


    گفتم : اى دروغگو!
    شمادر دنيا هم كذاب بوديد و در اينجا نيز دروغ مى گوييد. ملعون ! خدا مى داند كه شمادروغ مى گوييد. لذا قبلا هم كه اين درخواست را كرده بوديد، خداوند قبول نفرمود.


    حال منتظر باش كه اين ذره اى از عذاب الهى است كه مى بينيد چرا كه عذاب اكبرو بسيار دردناك در روز قيامت منتظر شما است .


    شما هنوز محاكمه نشده ايد، تازه شاكيان خصوصى ، شكايت مدعى العموم يعنى پيامبران و ائمه و ساير اولياء خدا از شمانشده پس ، منتظر بمانيد.

    هدايت گفت : خوب عقده دلت را خالى كردى ، عجب حرفهايىزدى ، آفرين بر تو كه به جا و راست گفتى !
    بعد من رو كردم به ظالم و گفتم : ازحال خودت به ما بگو چه كردى كه به اين عذاب الهى گرفتار شدى؟




    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #34
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩








    ظالم ازاعمالش در دنيا مى گويد

    راستش مابسيار گنهكاريم ، ما غاصب ،ظالم ، فاسد، و هر چه كه از گناه تصور كنى ، ما به آنوصف شده ايم .
    گفتم : اگرچنين نبوديد كه جاى شما اينجا نبود، به ما داستانت رابگو.
    ظالم : من حقرا از صاحبان حق به زور و حيله تصاحب نمودم ، حكومت را كه فقطاز آن خداست و خدا آن را به اولياء خود تفويض كردهبود تا بندگان خدا را به راهدرست هدايت كنند تا نماز را اقامه كنند و بندگى خداوند را به نحوشايسته بجا آورنداز دستشانگرفتم .
    - ما براى اينكه چند صباحى با زرقو برق ماديادت دنيوى خوشباشيمامر به معروف و نهى از منكر را به مرور زمان از ميان مردم برداشتيم و فسادرارواج دايم ، آنچه حلال خدابود، حرام نموديم و آنچه حرام بود، حلال جلوه داديم . و مردم را با فرهنگابتذال ، همسو كرديم و باطل را چنان جلوه داديم كه فكر كنند هر چه مامى گوييماحكام خدا است و براىدعاى خود رواياتى را به نفع خود به دروغ جعل كرديم ، و بهمرور زمان بر گرده شان ، نشستيم و اين مردم را درمقابل اولياء خداوند كه افرادىراستگو و درستكار بودند و دلسوز، قرار داديم و تا اينكه تبليغات سوء مادر مردمتاثير گذاشت ، با اينكهمردم به درستكارى آنها اعتقاد داشتند اما براى قتل و نابودىآنها مسابقه مى دادند.
    گفتم : چطوراين كارها را مى كرديد؟

    ظالم : ببينمردمچند دسته اند. گروهى عواماند و گروه ديگرى خواص و گروه و سوم كسانى هستند كه نه ازاين طرفى و نه آن طرفى هستند.

    - ما ابتدا گروه خواص را البتهآنهايى كه شناختشان نسبت به دينعميق نبود ولى در جامعه جا زده بودند، خريديم و با وعده و وعيد باخودهمراه نموديم و به بعضى پستو مقام داديم .

    - از اين خواص عده اى كه بسيارخوببودند و ايمانشان در دلشانرسوخ كرده بودو واقعا خداوند را در همه حال مد نظرداشتند و اينها رهبران واقعى و جانشينان بحق رسولالله بودند تا توانستيم آنها رامنزوى كرده و با حيله و مكرهاى فراوان حضور فيزيكى آنها را از بين مردمبرداشتيم .

    ظالم خطاب بهمن گفت : چرا اشك مىريزيى؟

    گفتم : تو كهسازنده ماجراها هستى ، تو كه عمق جنايتهايى كه كردى مىدانى از من مى پرسى چرا گريه مى كنم؟


    - مگر من سنگم كه اشك نريزم درحالى كه برقتل پسر پيغمبر اسلامسنگ نيز اشك ريخت ، زمين و زمان گريست ، جبرئيل امين گريستو...


    - مثل ابر بهارى ، اشك از گونههاى من سرازير مى شد در اين اثنا هدايت خطاببه ظالم گفت :

    - اى ملعون ! ديگر چه كرديد و ازكجا اين جرات را پيداكرديد؟

    ظالم : من وهمكارانم از ضعف مردم استفاده كرديم .

    گفتم : ضعف مردم ! مگر مردم چه ضعفى از خود نشان دادند كه تو و يارانتتوانستيد سوء استفادهكنيد؟

    ظالم : آرى مااز ضعف مردم استفاده مى كرديم ، مردم از روزى كه رسول خداسر به زمين گذاشت و رحلت كرد. ضعف خود را نشان دادنديعنى با اينكه همه مى دانستند،جانشين واقعى پيامبر كيست . براى تصميمات شورا سكوت كردند و از آن همهمردم كه درغدير خم حضور داشتند. تنها چهار نفر به پا خواستند و اعتراض كردند و اين سكوت مرگبار پايه هاى ظلم ما را پى ريزى كرد و ما يواش يواشبا تعويض و نابودى مهره هاى خوبو جايگزينى مهره هاى بد و پست ، زمينه حكومتمان را فراهم كرديم . وبالاخره تا زمانخليفه سومتوانستيم اركان اصلى خود را مستحكم نماييم .

    - و سپس با پراكنده كردنمردم از اطراف على و حسن (عليهالسلام ) اقدامات خود را به اوج رسانديم .
    - اينخلاصه اى از ظلمهاى ما بود كه به ريزه كاريهاى آن ازقبيل شراب خوارى ، ايجادحرمسراو ترويج فحشا و زنا و هزاران كار بد ديگر اشاره نمى كنم !

    از اينكه مىديدم ظالمين به اين صورت عذابمى بينند خوشحال بودم و خداوند را براى اين انتقامشكر مى كردم و آرزو مى كردم مردم احكام الهى را عملكنند تا اين چنين صحنه هايى ،ديگر تكرار نشود و به عذاب الهى گرفتار نگردند.

    گفتم : خدايابر قاتلان حضرت زهرا و امام علىو حسن و حسين و على بن الحسين و امام باقر و امام موسى بن جعفروامام رضا و امام جواد و امامهادى عسكرى (عليه السلام )، الساعه تا روز قيامت لعنتبفرست و با ظهور وليت امام زمان ، قلب زهراى اطهر راشاد فرما!

    هدايت گفت :
    آمين يا رب العمالمين ، اللهم العن قتله ائمه المسلمين .



    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #35
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩








    احوال كسانىكه به نحوى برحاكم جور كمككردند




    هدايتگفت : رفيق ! به نظر من از آنظالم كه آنجا بر سر و صورتش ‍ مى زنند علت عذابش رابپرسى .




    گفتم : باشد ومن به سوى آن ظالم ديگر، حركت كردم و از فاصله اى نهچندان دور پرسيدم :




    - اى ملعون تو چه كردى كه با اينظالمين هم منزل شدى؟




    گفت : از منمپرس كه شرم سارم .




    گفتم : مگر چهكردى ؟




    گفت : منمسلمانبودم ، نماز مى خواندم ،روزه مى گرفتم . اما چون به مال دنيا حريص بودم ، از زبانمو قلمم به نفع حاكم جور كمكگرفتم .




    گفتم : خيالكردى آن ظالمها مسلمان نبودن ؟چرا، آنها هم مسلمان بودند.




    - پس تو دست كمى از ظالمين ندارى، آيا در دنياشنيده بودى كه هركس ‍ به ظالم كمك كند پس آن ظالم است و اگر چه قلمى را براىظالمآماده كند و يا مركبى راجهت استفاده ظالم بدهد.




    ظالم : بله منمى دانستم كه نبايد به ظالم كمككنم اما!




    گفتم : اما چى؟




    ظالم : اماامان از حرص ، ولع مال دنيا، به حق ،دوستى دنيا راس همه گناهان است، چقدر تلاش كردم دنيا زده نباشم ولىبالاخره ،دنيا گريبانم را گرفتو مرا در باتلاق آتشى كه ملاحظه مى فرماييد فرو برد.




    گفتم: بله ، چقدر در دنيا بزرگان مافرمودند و از قول خداوند هم لابد شنيدى كه خداوندتبارك و تعالى خطاب به حضرت عيسى ، فرموده بود: باعيسى ، عقلت را به كار بى اندازو فكر كن و با دقت ببين در اقصى نقاط روى زمين ، حال ظالمين چگونهاستآيا تو احوالفرعونو نمرود و ساير ظالمين راشنيده بودى و نگفتى آنها با آن همه قدرت و مكنت در روىزمين فساد كردند و به دست خدا هلاك شدند و دنيا ومال و منال آن نتوانست به دادشانبرسد.




    - آرى خداوند تبارك و تعالى بهعيسى (عليه السلام ) فرمود: اى عيسى هروصيتى كه به تو مى كنم براى تو نصيحت است و حرف من حق است و من حقآشكارم و به حقمى گويم . اگربعد از اينكه تو را از عواقب معصيت خبردار كردم مرا معصيت كنى كسىبهتو يارى نتواند كند و دستگيرىغير از من تو را نخواهد بود.




    - ولى من فكر مىكنم تو محبتى از ظالم به دلداشتى كه در نهايت به آنها كمك كردى ؟




    ظالم : نه منمحبتى نسبت به آنها نداشتم ،ولى فكر نمى كردم دنيا براى من خطرى داشتهباشد.




    گفتم : هلاكت، از آن كسى است ، كه دنيا را به حال خود، بى خطر بداند وبگويد من مى توانم از عهده دنيابرآيم...




    گفتم : شمابيچاره ها خيال مى كرديد، اينحرفها نسيه است و با وسوسه هاى شيطان خود را در غفلت نگه داشته بوديد وحال اينكهبزرگان دين ، چقدر بهماها سفارش كردند، حتى تا جايى كه مى فرمودند: هر كس به بقاىحاكم جور دعا كند، مثل ، كسى است كه دوست داشته باشدكه خداوند را معصيت كند.




    - از اينمهمتراگر كسى در راه خانه همچيزى در اختيار ظالم بگذارد و تنها بقاى آنها را به خاطرپرداخت حق الزحمه يا كرايه بخواهد از ظالمان محسوبمى شود. مگر در دنيا نشنيدى امامكاظم (عليه السلام ) به صفوان شتربان گفت : اى ابا صفوان همه كارهاى توخوب است وزيبا جز يككار.


    صفوان گفت : چه كارى ؟
    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #36
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩








    حضرت فرمود: كرايه دادن شتران به اينظالم ،يعنى هارون الرشيد.

    صفوان گفت : من شترها را در اختيار آنها به جهت باطل لهو و لعب قرار ندادم من شترها را براى راه مكه جهت حمل حجاج دادم . اين راه را نيزخودم نمى رومبلكه نوكرانم را گماشتم .

    حضرت فرمود: آيا كرايه ها به عهده آنهانيست؟

    صفوان گفت : آرى به عهده آنهاست . جانم فدايت . حضرت فرمود: آيا دوستدارى كه آنها زنده بمانند تا كرايه تو را بعد ازبرگشتن ، بدهند؟
    صفوانگفت : آرى دوست دارم ، زنده بمانند.



    حضرت فرمود: هر كس بقاى ظالم را بخواهد از ظالماناست و هر كس از آنها باشد در جهنم مى رود.
    - پيامبرفرمود:
    ((هر كس قدمى با ظالم بردارد تا او را يارى دهد به تحقيق از ديناسلام خارجشده(يعنى ديگر مسلمان نيست))).
    - حال اين تو و اين عذابى كهكم شدنىنيست .


    ظالم خطاب به سردمدارشان گفت : خدا عذابتان را زياد كند، اگرشماها، ما را گمراه نمى كرديد ما حالمان چنين نبود.


    - اما ديگر دير شده و نمى توانيم گذشته راجبران كنيم اى كاش ، آنهايى كه در دنيا بسر مى برند مى فهميدند كه اينجا چه خبر استو مواظب خود مى بودند.


    - آنها هم مثل ما خود را بخواب غفلت مى زدند و وقتى مىفهمند كه ديگر دير شده و قابل برگشت نيست .


    - اگر صداى مرا به گوش مردم دنيا مىرساندند، با تمام توان فرياد مى زدم اى مردم از آتش جهنم بترسد اى انسانها! خيالنكنيد براى هميشه در دنيا ماندگاريد تا دنيا را مزه كنيد عمرتان تمام و بيچارگىگريبان شما را مى گيرد.


    گفتم : حال نمى خواهد درس اخلاق بگويى ، اگر كسى عقلداشت و فرمايش اولياء الهى را شنيد و به داد خود رسيد، كه رسيد و الا، همين جهنم هرروز مى گويد((هل من مزيد)).


    ظالم : تا انسان طعم زجر و شكنجه و عذاب را نچشد، وقتى به او بگويند مثلا صورتم از آتش مى سوزد دركنمى كند اما وقتى فقط يك بند انگشتش بسوزد مى فهمد سوزش يعنى چه .


    گفتم : بله وخيال مى كرديد خود رو آمديد و همه كاره دنيا هستيد و اگر وجدانتان روزى شما رامواخذه مى كرد در جوابش مى گفتيد حالا در فرصتهاى بعدى توبه مى كنيم ، غافل ازاينكه مرگ خبر نمى كند.

    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #37
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩










    ظالم : من هم همين جورى خودم را فريبدادم ، امروز وفردا كردم و همينطور تا سى سال گذشت تا به خودم بيايم ، اجلم رسيد و ناگهان ديدمجهان در چشمم سياه شد و صورت وحشتناك ملك الموت رامشاهده كردم ، تا بخواهم از اواجازه بگيرم و گذشته ام را جبران كنم جانم را ستاند كه خدا نياورد آنساعت را كههنوز هم بدنم مىلرزد.





    گفتم : خدا و رسولش و ائمه معصومين (عليه السلام ) راستفرمودند و ما هم به راستىآنه را پذيرفتيم و با جان و دل ، فرامينشان را اجراءكرديم ، چون به روز جزا اعتقاد داشتيم و مى دانستيمهركس هر عملى مرتكب شود جزاىآنرا مى بيند.





    من با آن همه صحبت و مكالمه با((ظالم)) ديگر خسته شده بودم و از چهرهام كاملا نمايان بود و جناب هدايتنيز به خستگى من پى برد و خطاب به من گفت : رفيق ، مى بينم خيلى خستهشدى ، حالبرويم زير سايه درختىاستراحت كن و يك نوشيدنى خنك ميل كن تا سرحال بياييد.





    گفتم : كجا! كدام درخت ! اصلا در اين مكان درختى پيدا مىشود؟





    گفت : آن ، با من .





    - فقط از دستم بگيرو راه بيا.





    گفتم : خدا، و را از من نگيرد تو نبودى منچه مى كردم .


    هدايت دست مرا گرفت و تا من به خودم بيايم در زير سايه درختى كه سر به فلك كشيده بود، قرار گرفتيم و آنجا تختى مهيا كرده بودند، كه روى آنها زيرانداز نرم و بالشهاى نرم و لطيف قرار داشت و در مقابل آن تخت ميزى گذاشته بودند كهدر روى ميز جام هاى نوشيدنى كه از انواع ميوه هاى بهشتى آماده شده بود و عطر آن ،نخورده انسان را مدهوش ‍ مى كرد، قرار داده بودند و آنگاه غلامهاى بهشتى براىپذيرايى از ما حاضر شدند، و ليوانى را به من و هدايت دادند و آن غلامان از جامنوشابه ها، ليوان ما را لبريز كرد و من بلادرنگ نوشابه را سر كشيدم و خستگى از تنم بيرون رفت .


    - دراز كشيدم و سرم را روى بالشت گذاشتم و يك چرتى زدم .


    بعد ازمدتى هدايت مرا بيدار كرد و به من گفت پا شو، هنوز سفر ادامه دارد. حالا بعد ازديدن منازل جهنميان ، با هم پيش بهشتيان خواهيم رفت و آنجا مى بينى نعمت الهى يعنىچه و صفا و عشق و خلاصه ، بهشتى كه در دنيا تعريفش را شنيده بودى به چشم مى بينى وبا اهل آن از كردارشان در دنيا مى پرسى و به حالشان غبطه مى خورى .


    گفتم : البته قبلا در ديدار با والد مكرمم گوشه هايى از نعمت هاى الهى كه به بندگان صالح عطافرموده ملاحظه كردم . و به حق بهشت جايى ماندنى است .


    هدايت : مى دانم ولى باحوصله نديدى و وصف آن را از اهلشان نپرسيدى .


    گفتم : ((رزقنا الله و اياكم)).


    - بعد از حرفهايى كه ميان من و هدايت رد و بدل شد، هدايت رو كرد به من و گفت :


    برويم سراغ گروهديگر از جهنميان و باز هم عبرت بگيريم .



    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #38
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩





    رباخواران معذب




    جناب هدايتمرا دوباره به آن فضاى گرم و سوزان منتقل كرد و در ادامهديدار از منازل جهنميان به منزلى رسيديم كه آنجا عدهاى با شكم هاى بزرگ كه ازبزرگىشكم ، قادر به حركت نبودند و ميخ كوب در زمين بودند مواجه شديم .




    خيلىعجيب بود چراكه از يك طرف زمين گير شده بودند و از طرفى صبح ها و شب بر اينهاآتشمى باريد.




    گفتم : اينهامگر چه كردند و چرا اينها را ازعذاب ناحيه شكم بيشتر مى بينند؟




    هدايت : اينهامى دانى در دنيا به چه معروفبودند؟




    گفتم : نمىدانم ولى مى توانم حدس بزنم ، به احتمال قوى اينها يا حرامخوار بودند و يا ربا خوارند.




    هدايت : اينهاربا خوارند، اينها كسانى بودند كه دردنيا پول به مردم مى دادند و نزول مى گرفتند با اينكه خداوند در قرآنمجيد اينها رااز ربا منع كردهبود باز هم به اين عمل پست مرتكب مى شدند.گفتم : واويلاه، پناه مى برم بر خدا! اينها رباخوارند، گناه يك درهم ربا از هفتاد زنا بيشتر است،پس بگو كه ،چرا هرصبح و شب مثل آل فرعون عذاب مى بينند.




    هدايت : آرىاينها دانسته ربا مىخورند وبراى اينكه توجيه كنند مى گفتند تجارت هم نوعى ربا استچه مانعى دارد مااز راه تجارت پول در قبال پول ، ارتزاقكنيم .


    و خداوند نيز براى ايننافرمانيشان ، شكم گنده و مملو از آتش ‍ كرد.
    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #39
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩





    .


    احوال زناكاران

    سپس هدايت مرا به يك صحراى لم يزرعى برد كه در آن بيابانازكيلومترها بوى تعفن و كثافات، انسان را سخت اذيت مى داد.
    از بوى بد آن محيطسرگيجه گرفتم و چنان شدم كه خيال مى كردم زمين بر سرم مى چرخد و من ازشدت سرگيجىبه زمينافتادم .
    وقتىهدايت حال مرا چنين ديد خطاب به من گفت :
    برادر چه شده؟
    گفتم : از اين بوى بد به خدا پناه مى برم ، اينجا كجاست؟
    هدايت : تازه مابه منزل اصلى نرسيديمو اين بوى بد را كه مى شنوى ، بوى قيح و تعفنى است كه از فروجزناكاران با دشت و حرارت بسيار، بيرون مى ريزد وجهنميان از اين بو بيشتر از آتشجهنم معذب مى شوند.
    هدايت : ببين من در خدمت تو هستم فقط كمى صبر كن تا برايت عطر مخصوص ، كهبعداز زدن آن بوى بد را احساسنكنى و اذيت نشوى ، بدهم .
    گفتم : از مرحمت ، توسپاسگزارم .
    بعداز طى مقدارى از آن بيابان ، جناب هدايت به من عطرى داد و گفت : اين عطر، عطر محمدى است و با وجود اين عطر، هيچ بوى بدى تو را اذيتنكند.
    -- بعداز ديدن حالزناكاران از يكى از آنان پرسيدم :
    در چهحال هستى ؟
    زانى : ازحال ماهيچ مپرس .
    گفتم : چرا؟
    زانى : گفت يك لحظه لذت دنيا، اين همه عذاب !
    گفتم : مگر نمى دانستى ، زنا حرام است؟
    زانى : مى دانستم ، امان از دستهواىنفس .
    گفتم : هيچ فكرى نمى كردى روزى عواقب و تبعات لذتهاى زودگذر دنيا راببينى ؟
    زانى : نه فكر نمى كردم اين طوربشود.
    - آيا خدا نفرموده : به زنا نزديك نشويد كهزنافحشا است و بد راهى است .
    - مگر در دنيا پيامبر اكرمنفرمود: هر مردنامحرمى با زننامحرم و يا زن نامحرم با مرد نامحرم دست بدهد او را در روزقيامتدست بسته مى آورند و آنگاهبه او دستور مى دهند برو داخل جهنم .
    - مگرنمىدانستى ، مصافحه با نامحرمحرام است چه برسد به زنا.
    زانى : چرا شنيده بودم ، اما خدا لعنت كندزنان بدى را كه با بى حجابى و با آرايشى كه مى كردند ما را به خود جلبمىكردند.
    گفتم : البته زنهاى بى حجاب ، جايگاهشان در اينجا ازشما كمتر نيست ، شمانبايددنباله رو آنها باشيد..
    - هيچ مى دانستىاگر شخصى چشمش به نامحرم بيافتد ونگاه نكند ثواب او چقدر است ؟
    گفت : نه نمىدانستم .
    زانى : ايكاش بهدنبال شهوت نمى رفتيم، و مى فهميديم كه بعد از اين زودگذر چند لحظه اى ، تا ابد،سوختن هست .
    گفتم : چرا از گناهانت توبه نكردى ؟
    زانى : مگر مى شد توبهكنم؟
    گفتم : بله خداوند مى فرمايند: كه تواب و رحيم است و حتى توبه كنندگانرا دوستمى دارد و از اين بالاترگناهان را به حسنات تبديل مى كند.
    البته به شرطىكهاصرار بر گناه نكند.
    زانى : راستش من مى خواستم توبه كنم اما امروز وفرداكردم و در حال گناه بودم ،اجلم رسيد و من به اين عالم منتقل شدم و مرا در آتش جهنممى بينى . بدبختيهاى من رو سياه ، از وقتى كه مرا بهاين عالم منتقل كردند، شروعشد.
    گفتم : مگر نشنيده بودى حضرت امير (عليه السلام ) مىفرمود:
    بر حذر باش وبترس ،از اينكه خداوند در حال معصيتش ببيند و در اطاعت خودش نبيند پس اگر درحالگناه تور ببيند، از زيانديدگان خواهى بود.
    - اگر قدرت داشتى ،توانت را دراطاعت خدا صرف كن واگر ناتوان شدى ، در گناه ، ناتوان باش .
    - آرى اگرآنوقتى كه زن نامحرم به تو روىآورد، تو از خدا حيا مى كردى و زنا نمى كردى ، خدا آتشجهنم را بر تو حرام مى كرد و تو را از ترس و هراسبزرگ روز قيامت امان مى داد.
    - من بعد ازديدن احوال زناكاران به ياد فرمايش پيامبر اكرم (صلىالله عليه و آله ) افتادم كهحضرت با آن عظمت به خدا عرض مى كرد:
    الهى لا تكلنى الى نفسى طرفه عين اءبدا.
    - خدايا شكر، كه مارا در حال معصيتقبض روح نكرده ،توفيق توبه به ما ارزانى داشتى .
    خدايادر همه حال تو را سپاس .

    - بعد من و هدايت براى سفر بهمنزل ديگرى((از منازلجهنم)) راه افتاديم .


    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #40
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩






    لواط كاران، همجنس بازان به قوم لوط ملحق مى شوند.

    بعد از ديدن احوال زناكاران ،هدايت مرا به سرزمين بلاها و عذابها، برد. جائى كه تنها غضب الهى ،حكمفرما بود وبس .
    - سرزمينى كه از كيلومترها، بوىبد و تعفن ، شما را مى آزرد. اگر نبود عطرمحمدى ، از آن بوى بد بى هوش مى شدم . اما خدا را شكر همين كه بوى بدآن سرزمين بهمشامم رسيد از آنعطر زدم و ديگر بوى تعفن ، احساس نمى كردم .
    - مردمانىراديديم كه به انواع عذبهاگرفتار بودند، فرياد سوختنهاى ، اهل آنجا آسمان را پر كردهبود. كسى به فريادشان نمى رسيد.
    - هر كدام از اهل اين سرزمين را در تابوتهايى كهبا ميخهاى آهنين از شش ‍ طرف احاطه كرده بود، قرارداده بود و آنگاه بر سر آنها مىكوبيدند تا در لا به لاى اين ميخهاى فشرده در تابوت ، جاىبگيرند.
    - از شدتعذاب، عرق از سراسر تابوتها،بيرون مى زد. از اين عرقها بوى تعفن شديدى مى آمد آنقدربوى آن بد بود كه ذره اى از آن در دنيا، چهارصد ملترا هلاك مى كرد.
    - از ين همهعذاب تعجب كردم و از هدايتپرسيدم :
    اينبدبختهاى زبون مگر چه كردند كه اين همهعذاب بر آنها وارد مى شود؟
    هدايت : اينجا كسانى را از معصيت كاران مى آورند كهيا به عمل قبيح لواط مرتكب شدندو يا زناكارانى كه از ناحيه پشت زنا كردند.
    با اجازه من سوالى ازيكى از همجنس بازان بپرسم .
    هدايت : بفرما.
    سپس من سراغ يكى از همجنس بازانرفته و خطاب به او گفتم : آيا شما از خداوند بزرگ شرمنكرديد؟
    همجنس باز: اگرخجالت مى كشيديم كه جاى ما اين جا نبود، ما كار خيلى بدى ، مرتكب شديمما كارى كردهايم كه در اينجا درميان قوم لواط بر سر مى بريمو هر عذابى كه آنها مى بينند ما هممى بينيم .
    گفت : شما مسلمان بوديد؟
    گفت : بله ، ما مسلمان بوديم .
    گفتم : مگر از بزرگان وپيشوايان دين نشنيديد كه فرمودند: لواط كفر است يعنى لواطگر وكافرجايگاهش جهنم ابدىاست .
    گفت : چرا شنيده بوديم .
    گفت : بيش از اين مرا مسوزان ، ما همه چيز را مى دانستيم اما چه كنيمكه خود را فريفتيم .
    گفتم : از كى شما را به اين سرزمين،((يعنى سرزمين قوم لوط)) منتقل كردند؟
    گفت : ما را بعد از سهروز، هم اينكه به((عالمبرزخ)) منتقل شديم به((قوملوط)) ملحق كردندو از آن لحظه تاكنون ، با انواع عذابها كه مىبينى ما را تعذيب مى كنند.
    گفتم : آيا از لذت گناه به ياد دارى؟
    گفت : بهخدا يك لحظه از آن لذتها بهخاطرم نمى آيد، اينجا چنان مى زنند، هر غلطى كه كردهايم از دماغمان بيرون بريزد، اين جا ما تاوانبديهايى كه در دنيا مرتكب شديم مىدهيم .
    گفتم : چرا توبه نكردى ؟
    گفت : من فكر مى كردم توبه ام پذيرفته نمى شود و از رحمت الهى نااميد شدم را با خود گفتم : حالا كه من آلوده شدم ، ديگر راه برگشت و توبه نيست و بعد با خود نتيجه گيرى كردمو گفتم حالا كه راه برگشت نيست لااقل ، كيف خودمان را بكنيم و به همين علت كهمحضرتان عرض شد هر روز بدتر از روز قبل به كارهاى زشت و الواطى پرداخته و برگناهانمان افزوديم تا جايى كه ديگر جز به گناه فكر نكرده و چيزى كه به ياد نمىآورديم ياد خدا بود، تا اينكه اجلم رسيد و مرا قبض روح كردند و از وقتى كه من به ((عالم برزخ )) منتقل شدم ، تا ين لحظه ، عذاب دردناك و غير قابل تحمل را بر ماوارد مى آورد و هيچ زمانى ، خلاص نخواهيم شد.
    گفتم : البته، عذاب اصلى شما براى قيامت مانده و در قيامت اگر خلاص ‍ نشويد، كه نمى شويد بايدالى الابد، جهنمى باشيد و چرا كه گناهان تمام پرونده شما را پر كرده و اگر هم گاهى، از خوبى انجام داديد آن را از بين برديد.
    همجنس باز: آيا به راستى راه توبهبراى ما بود؟ گفتم : البته كه راه توبه براى شما باز بود، اگر چه خيلى گناه شمابزرگ بوده و هست اما هر كس به درستى از اعمال بد، پشيمان شود و برگردد، خداوندبخشنده ، او را مى بخشد و خداوند به پيامبر مكرمش فرمود:
    نبى ء عبادى اءنىاءنا الغفور الرحيم .
    - مى دانى معناى اين فرمايش يعنى چه ؟ يعنى اى پيامبر به بندگانمخبر بده بدرستيكه من بسيار بخشنده و مهربانم ، (يعنى اى بنده هاى گنهكار، گناهانتانهر چند بزرگ و هر چه زياد باشد، در رحمتم به روى شما باز است ، توبه كنيد، خودم شمارا مى بخشم . از من بخشنده تر و مهربانتر سراغ داريد؟
    همجنس باز، گريه كرد وخيلى هم گريه كرد و سرش را پايين انداخت و در حالى كه بغض گلو، نمى گذاشت حرفى بزندگفت :
    اگر ما حرف خدا و رسولش را گوش مى داديم و يا عقلمان را به كار مى بستيم ،و به عواقب گناهان ، فكر مى كرديم حالا، جاى ما اينجا نبود.

    گفتم : بله ، اگرفكر مى كرديد! اما فكر نكرديد همان طور كه در دنيا مردمانى هستند، گناه مى كنند وفكر اين روز را نمى كنند اما به زودى مى فهمند.



    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •