۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 56 , از مجموع 56
  1. #51
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩





    براى اهل بهشت اسبهاىزيبا خلق شده

    گفتم : آيا در بهشت مركب وجود دارد مثل اسب و اين چيزها؟

    شهيد: بله ، براى ما اسب هايىاز ياقوت قرمز وجود دارد كه ما سوارشان مى شويم و در بهشت به گردش مى پردازيم .

    گفتم : از آنجايى كه ما فرصت باز ديد از تمام نعمتهاىالهى در بهشت را نداريم و از طرفى مى خواهيم براى رغبت و ازدياد عشق و علاقه به راهخدا از تجربيات شما استفاده كنيم ، اگر ممكن است گوشه اى از نعمتهاى ديگر خدا را كهبه شما ارزانى داشته برايمان بفرماييد.

    شهيد: اجازه مى خواهم ، تنها به يك مورداشاره كنم و از خدا مى خواهم ، روزى شما قرار دهد و آن اينكه وقتى ما وارد بهشتشديم امكانات بهشت را براى ما نشان دادند. بخشى از نعمتهايى كه شما نديده ايد عرضمى كنم .

    گفتم : بفرماييد.

    شهيد: هفتاد قصر از قصرهاى فردوسى كه ما بين صنعاو شام قرار دارد كه نور اطراف آن را احاط كرده و در هر قصرى هفتاد دروازه و بر هردروازه پرده اى بلند كه از طلا بافته شده است نصب كرده اند و در هر قصرى هفتاد اتاقو در هر اتاقى هفتاد تخت كه پايه اى آن از دُر و زبرجد كه به آن نى هايى از زمردنقش بسته و بر روى هر تختى چهل فرش كه هر فرشى چهل ذراع مى باشد، پهن كرده اند و برروى هر فرشى يك زن بهشتى كه جوان و شوهر دوستند، خلق فرموده و همه اينها كه خدمتانعرض كردم براى هر نفر مهيا است .

    گفتم : با اين حساب فكرنمى كنم ديگر آرزويى به دل داشته باشيد؟

    شهيد خنديد و گفت : البته نه تنها تمامآرزوهاى ما در اينجا برآورده شد بلكه هر آنچه را كه تصورش نمى كرديم و اگر مىتوانستيم تصورش را بكنيم حتما آرزو مى كرديم ، خدا براى ما از فضلش برآورده مىكرد.

    گفتم : خداوند عزتتان را زياد كند آيا به خانوادههايتان سفارشى كرديد؟

    شهيد: از خانواده خود در دنيا هنگامى ياد كرده و يادخواهيم كرد كه آنها راه ما را ادامه دهند و در غير اين صورت ما از آنها ياد نخواهيمكرد، ما خوشحاليم از آنچه كه خدا عطا فرمود و به آنهايى كه به ما ملحق نشدند، بشارتمى دهيم و در پيش روى شما خطرى نيست و از مرگ نهراسيد و از دست رفتن متاع دنياغمگين نشويد.

    همنشينى با پيامبر و ائمه اطهار (صلى الله عليه و آله و سلم ) در بهشت وديداراز خانواده در دنيا

    گفتم : آيا شما به ديدار يكديگر مى رويد و آيا بهميهمانى همديگر مى رويد؟

    شهيد: بايد به استحضار شما برسانم ما در اينجا بهملاقات و زيارت پيامبر اكرم و ائمه اطهار (عليهم السلام ) مشرف مى شويم و با آنحضرات در يك مجلس مى نشينيم . با آنها صحبت مى كنيم و آن بزرگواران از ما پذيرايىمى كنند و ما از طعام آنها مى خوريم. از شراب آنها مى نوشيم و اين زيارت ،ظهور حضرت حجت (عج ) ادامه خواهد داشت و هر وقت حضرت حجت (عج ) ظهور كردند، خداوندمتعال ، ما را مبعوث مى كند و در ركاب آن حضرت مى جنگيم .

    گفتم : خوش بحالتان .اعلى الله منزلتكم و رزقناالله بما فضل الله لكم .

    - سپس پرسيدم : آيا به ديدار خانواده وبستگانتان در دنيا مى رويد؟

    شهيد: بله هر كس به ميزان درجاتى كه در اينجا داردبه ديدارشان مى روند.

    -

    و ما هر روز و بعضا هر سه روز يك بار و گاه هفته اى وحتى هر يك ماه يك بار به ديدن بستگانمان در دنيا مى رويم .

    بعد از ديدار و صحبت با جناب شهيد براى ديدن منازل ديگر از منازل النعم باشهيد خداحافظى كرده و منازل رزمندگان را ترك كرديم .

    وقتى از دروازه منازلرزمندگان بيرون مى آمديم هدايت گفت :

    برادر توى بهشت خيلى برايت خوش گذشت مگه نه؟

    گفتم : بله اما حيف كه خيلى نمانديم .

    هدايت : راستى ! آيا منازل جهنم يادت هست ؟

    گفتم : مگر مى شودمنازل جهنم از يادم برود من هر وقت به ياد آتش جهنم مى افتم تمام وجودم مىلرزد.

    هدايت : خدا را شكر، انسان بايد هم از آتش بترسد و هم به بهشت اميدوارباشد و به اين خوف و رجاء مى گويند.

    گفتم : فراموشى در عين حالى كه نعمت استبعضا ما را از ياد خدا غافل مى كند و ما به خدا از غفلت پناه مى بريم .


    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #52
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩





    ملائكه خدا مشغول ساختن محتواىبهشتند

    من و هدايت در حالى كهبه طرف يكى ديگر از منازل بهشتى مى رفتيم در سر راه عده اى را ديديم كه مشغول ساختنساختمانى بودند كه نيمه تمام بود و آجرهاى آن برخى از طلا و برخى از نقره و برخى ازياقوت بودند.

    و آنها گاهى كار مى كردند و گاهى از كار دست مى كشيدند و منتظر مىماندند و عده ديگرى را ديديم كه در حال كاشتن درختانى بودند كه به زيبايى آن درختان، من جز در بهشت رزمندگان جايى نديده بودم .

    - از هدايتپرسيدم ؛ چرا اينها بعضى وقتها كار مى كنند و بعضى وقتها بى كارند؟

    ثواب گفتنذكر

    هدايت : اينعمله ها و بناهايى كه اينجا تو مى بينى عمله و كارگران و بناها و باغبانهاى مومنانىهستند كه هنوز در دنيا زندگى مى كنند.

    - هر وقت مومنى در دنيا به ذكر خدا مشغولمى شود اينها شروع به كار مى كنند.

    گفتم : چه ذكرى مى گويد كه اينها بعضى آجرهارا مى چينند و برخى درخت مى كارند؟

    هدايت : هر وقت مسلمانى بگويدسبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبريكى از آجرهاى اين ساختمان گذاشته مى شود و اگر چيزى نگويد اين كارگرانبيكارند.

    - و اگر يك ((لا اله الله )) يا ((سبحان الله )) و يا ((الحمد لله )) ويا ((الله اكبر)) بگويد يك درخت توسط اين باغبان كاشته مى شود.

    گناه اعمال نيكو را از بين مىبرد

    هدايت در حالىكه برايم از ثواب ذكر، مى گفت ناگهان ديدم آتشى آمد و درختان آن باغ را سوزاند و منبا تعجب گفتم :

    برادر چرا اين درختان مى سوزند؟

    هدايت : به خاطر اينكه مومندر دنيا بعد از گفتن ذكر، يا غيبت كرده ، يا بهتان زده و يا اينكه گناهى را مرتكبشده است و اگر مومنى معصيت كند به ميزان گناهى كه مرتكب شده ، درخت بهشتى سوزاندهمى شود.

    گفتم : ((خوشا به حال كسانى كه زبانشان به ذكر خدا مشغول است . ياد خداآنها را از گناه باز مى دارد.

    هدايت : الان به تو قصرى رانشان مى دهم كه هيچ كجا نديدى ، اگر مى خواهى آن قصر را ببينى با من بيا؟

    من بهدنبال هدايت به راه افتادم و كمى از راه را رفته بوديم كه از دور قصرى كه از ياقوتقرمز بود وقتى اينكه نزديك شديم ديديم قصرى است كه از شدت نور درون و محتواى آنديده مى شد.

    گفتم : اين قصر مال چه كسى است ؟

    هدايت : مال كسانى است كه مثلتو، در حرف زدن نزاكت و پاكدامنى را رعايت مى كنند. بر روزه گرفتن مداومت مىكنند.

    بر مستمندان طعام ، انفاق مى كنند و نماز شب مى خوانند.

    ديدار با اهل معروف در بهشتمعروف

    - حالا مىخواهم تو را به منزل ديگرى ببرم كه به آنجا منازل ((اهل معروف )) گويند.

    مارفتيم و رفتيم و به دروازه اى رسيديم كه در سر در آن نوشته بودند ((منازل اهل معروف )).

    گفتم : آيا منازل كه مى گفتى همين جا است ؟

    هدايت : بله .

    گفتم : چرابه اينجا منازل اهل معروف مى گويند؟

    هدايت : همين قدر عرض كنم در اين منازل ،مومنينى كه در دنيا به اهل معروف مشهور بودند منزل كردند و به غير اهل معرف اجازهورود نمى دهند.و اگر اطلاعات بيشترى مى خواهى ((ان شاء الله )) از اهلش مى پرسى .

    گفتم : از توضيحات حضرتعالى سپاس گذارم .

    - سپسجناب هدايت نزديك درب ورودى آن منازل شد. درب زد. پس ‍ از مدتى درب را به روى ماباز كردند و جوانى خوش سيما و زيبا با لباسهاى شيك و تميز به ما سلام كرد و خيرمقدم گفت ، بعد ما را به سوى داخل راهنمايى كرد.

    - وقتى از درب بهشت اهل معروفوارد شديم ديديم سه اسب از ياقوت قرمز در آنجا هستند.

    گفتم : آيا در اين بهشت هماسب وجود دارد؟

    جوان گفت : البته كه وجود دارد خداوند متعال حيواناتى را دراينجا براى استفاده اهل بهشت خلق نمودهو ما براى هر كدام ازشما يك اسب تيز رو و نجيب مهيا كرديم تا در بهشت بگرديد و آنگاه به ملاقات سرورمبرسيد.

    من و هدايت و جوان هر كدام سوار اسبى شديم و به طرف اعماق بهشت راهافتاديم و در حالى كه از دو طرف راه ، درختان بهشتى صف بسته بودند و از زير درختانچشمه هاى زلال آب جارى بود و صداى لطيف ، آب نهرها از يك طرف و صداى خش خش برگهاىدرختان از هر كدام صداى تسبيح خاصى كه تا بحال نشنيده بودم، ودل را به وجد در مى آورد صفايى عجيب و مهرانگيز به فضاى بهشت داده بود.

    - اسبسوارى آن هم در بهشت واقعا لذت دارد.

    - اينجا بود كه گفتم خداى زيبا، زيبايى رادوست داردخداوندا چقدر قشنگ خلق نمودى ما كه در دنيا به يك باغكوچكى مى رفتيم تا مدتها آن باغ براى ما خاطره مى شد. از آن باغ در محافل ومجالسمان ياد مى كرديم هر دو مخلوق خدا و هر دو زيبا اما اين كجا و آن كجا، ايكاشدلها به نور حق روشن مى شد. و پرده ها كنار مى رفت . مردم آنچه را كه ما مى ديديممى ديدند.

    - ما در حالى كه به طرف قصر مى رفتيم نور قصرها، كه از دور تلالو مىكرد چشمان ما را به خود خيره ساخت .

    جوان با خوشحالى گفت : به قصر رسيديم وسرورم در انتظار شماست .

    ما وقتى به نزديكى قصر رسيديم جوانى خوش سيما همچونقرص ماه نزديك شد و ما از اسبها پياده شديم و با آن جوان كه نورانيت صورتش ما را بهخود جذب مى كرد و تبسمى كه در لبانش نقش بسته بود معانقه و روبوسى كرديم . او به ماخير مقدم گفت و ما را به طرف صندلى هاى بهشتى راهنمايى كرد و از ما پذيرايى مفصلىبه عمل آمد و بعد از پذيرايى ، خطاب به جوان گفتم :

    اگر ممكن است حضرتعالى رابهتر بشناسيم .

    جوان گفت : من پسنديده هستم و اين بهشت را خداوند بزرگ به منتمليك نموده است .

    گفتم : خوشبختم ، خدا درجاتتان را زياد كند.

    پسنديده : به منزل ما خوش آمديد. در اينجا راحت باشيد.

    گفتم : حقيقتش ما براى سفرى دربرزخ به سر مى بريم و خيلى فرصت نداريم كه به گردش بپردازيم فقط براى كسب تجربياتشما از محضرتان سوالاتى داشتيم و قبلا از اين فرصتى كه به ما داديد از شما ممنونم .

    پسنديده : من در خدمت شما هستم .
    چرا به اين بهشت معروف مى گويند؟
    گفتم : با اجازه از شما و دوست عزيزم جناب هدايت ، مى خواستم علت نام گذارى منازل شما به منازل معروف را بدانم ؟
    پسنديده : همان طور كه مى دانيد معروف در معناى لغوى ، هر چيز خوب و پسنديده را گويند و از نظر شرع علاوه بر وجدانيات نيكو به كارهايى كه خداوند براى انجام آن مردم را امر فرموده نيز اطلاق مى شود و ما چون در دنيا از مومنينى بوديم كه خداوند يكى از صفات مومنين را امر به معروف قرار داد و اين صفت بايد در ما محقق مى شد. يعنى واقعا اين صفت را در خود پياده مى كرديم و الا ما مومنى بدون محتوا مى شديم .
    - براى اينكه اين صف در ما حقيقت پيدا كند سعى كرديم اوامر خدا را اول خود عمل كنيم و تا خود را به كار خوب مزين نمى كرديم با ديگران كارى نداشتيم و تا از منكرى خود را دور نمى كرديم ديگران را منع نمى كرديم چون اگر عامل نمى شديم مشمول اين آيه شريفه مى شديم كه مى فرمايد: ((چرا كارى كه خود نمى كنيد به ديگران مى گوييد كه انجام دهند.))
    از وقتى خود را مكلف ديديم سعى كرديم در مرحله اول عيوب خود را برطرف كنيم و تا خودمان عيبى داشتيم ، عيب ديگران را نمى گفتيم .



    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. تشكر

    آسیه سادات (20-08-1389)

  4. #53
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩








    مردم را با عمل به دين دعوتكنيم

    گفتم : با اينفرمايش شما نبايد كسى ((امر به معروف و نهى از منكر)) مى كرد.

    پسنديده : اينفرمايش شما صحيح نيست چرا كه بدون اينكه انسان خود از عيبى برى باشد بخواهد عيبديگرى را بگويد حرف او در آدم عيب دار اثر نخواهد گذاشت لذا دين همه ما مسلمانها رامكلف كرد اول درون خانه را از عيب پاك كنيم بعد فرمود حال كه خود پاك شدى به پاكسازى ديگران بپرداز و چنانكه توضيح دادم براى هيچ مسلمانى نگفتند. بگو من چه كنم يابه من چه ، بلكه مسلمانان همه مثل اعضاى يكبدنند:


    چو عضوى بدرد آورد روزگار


    دگر عضوها را نماند قرار

    گفتم : پس شما كه امر بهمعروف و نهى از منكر نمى كرديد؟

    پسنديده : چرا، وقتى خود عامل شديم آنوقت درمراحل اوليه با ملايمت و نرمى ديگران را امر به معروف مى كرديم و تا مى توانستيم بالباس عمل به ديگران خوبى دين را نشان مى داديم .

    گفتم : ديگر چكار كرديد كه مستوجب ين نعمت شديد؟

    پسنديده : مردم از دست و زبان ما درامان بودند، يعنى به اين و آن تهمت و افتراء نمى زديم و تاچيزى را خود به چشم نمى ديديم و يا تا مطمئن نمى شديم به كسى آنرا نمى گفتيم . چراكه مى دانستيم هر سخنى ، از خير يا شر بر زبان بياوريم در نامه عمل ما ثبت مى گرددچرا كه خدا فرمود: ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيدمى ترسيديم اگر شب اول قبر از ما بپرسند چرا فلان حرف زدى و ما جوابى نداشتيم بههمين علت ما زبان را از حرف به مردم مى بستيم .

    -

    از همه مهمتر از تهمت زدن مىترسيديم ، در مجالس ، اگر كسى لب به غيبت مردم مى گشود او را منع مى كرديم و اگرادامه مى داد آنجا را ترك مى كرديم ، تا مى توانستيم در حفظ آبروى ديگران تلاش مىكرديم ، رحمت مومن را از كعبه مهمتر مى دانستيمو در برآوردهكردن حاجات ديگران دريغ نمى كرديم . نسبت به ديگران سوء ظن زيادى نمى كرديمگفتم : چطور مى شود به ديگران سوء ظن نكرد؟

    پسنديده : ببين، انسان موجودى اجتماعى است و در اين اجتماع به وسيله تكلم نيازها و علايق و دانشها و خيلى چيزهاى ديگر، رد و بدل مى شود و در نتيجه ، هم نوعان ما با حرفهاى خود بهما مى رسانند. مثلا چه مى خواهند، وقتى چنين شد چون فقط ما ظاهر الفاظ را مى شنويمو يا مى بينيم از نيات مردم كه ، خبر نداريم لذا به همان ظواهر كلمات حكم مى كنيم .

    -
    حالا اگر كسى كلمه اى به زبان آورد كه ما از آن كلمه چيزهاى بدى مى فهميديموقتى چنين شد ما اينجا دو جور مى توانيم اين حرف را حمل كنيم اول اينكه بگوييم اوقصد و مرض دارد و به وسيله همين سوء ظن با او يا دعوا كنيم و يا قطع رابطه كنيم .

    دوم اينكه ما تا مى توانيم آن حرف بدى كه شنيديم حمل بر خير كنيم و بگوييم ((ان شاء الله )) متوجه نبود و يا شايد منظورش را نتوانست خوب بيان كند و از اينقبيل چيزها وما در دنيا به اين شيوه دوم عمل مى كرديم و همين شيوه را ما از بزرگاندين مان آموخته بوديم .

    گفتم : براى اينكه ما به منزلت شمابرسيم به ما چه توصيه اى داريد؟

    پسنديده : عزيز من ، ما در دنيا دريافته بوديمكه ارتباط خوب با خلق خدا البته به خاطر خدا، خيلى از گره ها را باز مى كند و همينكار رحمت و نظر خداوند را جلب مى كند و لذا با خلق خدا چنان برخورد مى كرديم كهاحدى از ما نرنجد و تا دم مرگ با مردم خوب بوديم ، با همسايه ها، با اهل و فاميل ،با دوست و آشنا خوب معاشرت مى كرديم آنها نيز ما را دوست مى داشتند. چون ما هم آنهارا دوست مى داشتيم

    گفتم : واقعا از فرمايشات شما استفادهكردم اجازه مى خواهيم از حضور شما مرخص شويم تا توفيق ديدار از منازل ديگرى را نيزداشته باشيم .

    پسنديده : خواهش مى كنم خداوند شما را هم از اهل نعيم قراردهد.

    ما از آقاى پسنديده خداحافظى كرديم و به منزل ديگرى از منازل بهشت به راهافتاديم وقتى از بهشت معروف بيرون آمديم هدايت گفت :

    رفيق ديدى همه اهل بهشت چهشهداء و چه اهل معروف و چه در منازل ديگر كه خواهيم رفت همه در سايه عمل ، به ايندرجات رسيده اند؟

    گفتم : بله ، ((ان شاء الله )) خدا هم ما را از عاملين قراردهد.


    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. تشكر

    آسیه سادات (20-08-1389)

  6. #54
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩






    بهشت ريّان براى روزهداران

    آنگاه هدايت دروازه بهشتىرا نشان داد كه بر سر در آن نوشته بودند.

    ((بهشت ريان )).

    گفتم : با اجازه سوالى از محضرتان دارم .

    هدايت : بفرما

    گفتم : چرا به اينجا ((باب ريان )) گفته مىشود؟

    هدايت : چونكسانى كه به بهشت از اين دروازه خواهند شد در شادابى بسر خواهند برد و هيچ تشنگى وگرسنگى نمى بينند.

    گفتم : چهكسانى از اين در به بهشت مى روند؟

    هدايت : كسانى كه در دنيا اهل روزه بودند. چه در سرما وچه در گرماى تابستان به امر الهى ، روزه مى گرفتند. تلاش ‍ مىكردند تا مغفرت الهى را در ماه رمضان به دست بياورند و در روزه گرفتن تنها به امساكاز خوردن و آشاميدن بسنده نمى كردند و تمام اعضاء و جوارح آنها روزهبود.

    گفتم : اگر ممكن است كمىبيشتر توضيح بفرماييد.

    هدايت : يعنى روزه را سپر، آتش قرار مى دادند، چطور اگر رزمنده بخواهد از رگبار تير دشمن درامان بماند از سپر استفاده مى كند، روزه دار هم از روزه براى خود سپر براى جلوگيرىاز آتش جهنم قرار مى دهد و از اين راه به كمال انسانى نايل مى شود و با روزه گرفتنكه تشنه و گرسنه مى شود و به ياد تشنگى و گرسنگى روز قيامت مى افتند و انسان وقتىاحوال عالم برزخ و قيامت را ياد كند مواظب حركات و سكنات خود مى شود و به حول و قوهالهى متقى مى گردد و ثمره روزه گرفتن همين تقوا است .

    - آرى روزه دار نه تنها از خوردن و آشاميدن دست مى كشدبلكه با روزه تمرين مى كند و غيبت نكند، بهتان نبندد، با گرسنگى به ياد گرسنه ها،به ياد يتيمان باشد، مواظب زبان و گوش و چشم و ساير اعضاى بدن از محرمات الهى باشدو در يك كلمه با روزه گرفتن تمام وجودش را از گناه نگهدارد...

    - از اين دروازه ،اينچنين انسان اعم از زن و مرد وارد خواهند شد.

    گفتم : معذرت مى خواهم آيا منظور شما از (وارد خواهندشد) اين است كه هنوز كسى به آن بهشت وارد نشده است ؟

    هدايت : كاملا درست گفتى دروازه ريان تا روز قيامت بهروى كسى باز نخواهد شد و وقتى در بهشت ريان باز شد فقط روزه داران از امت پيامبروارد خواهند شد.

    من كه داشتم بهعظمت ((بهشت ريان )) فكر مى كردم شخصى مرا صدا مى زد و مى گفت :

    برادر! حاج آقا! حاجآقا...

    و من با پريشانى و ترس ولرز از خواب پريدم و گفتم :

    - چيه ! چيه

    آن شخص گفت : شمااينجا خوابتان برده بود خواستم بيدارتان كنم با گريه گفتم :



    عمر بگذشت به بيحاصلى وبوالهوسى


    اى پسر جام ميم ده كه به پيرىبرسى


    چه شكرهاست درين شهر كه قانعشده اند


    شاهبازان طريقت بمقام مگسى


    دوش در خيل غلامان درش ميرفتم


    گفت اى عاشق بيچاره تو بارى چهكسى


    لمع البرق من الطور و آنست به


    فلعلى لك آت بشهاب قبس


    كاروان رفت و تو در خواب وبيابان در پيش


    وه كه بس بيخبر از غلغل چندينجرسى


    بال بگشا و صفير از شجر طوبىزن


    حيف باشد چو تو مرغى كه اسيرقفسى


    تا چو مجمر نفسى دامن جانانگيرم


    جان نهاديم بر آتش ز پى خوشنفسى


    ايكاش هيچوقت مرا بيدار نمى كردى ، من تازه به نعمتهاىالهى رسيده بودم ، تازه مى فهميدم حساب و كتاب چيست ؟ آخر چرا؟ چرا مرا بيدار كردى؟

    - و حالا من فهميدم كه چرا بهمن مى گفتند: ((به صفر برزخى مى روم )) و من به ياد تعهدى افتادم كه هدايت از منگرفته بود و آن تعهد اين بود كه ((بعد از آمدن از سفر مواظب خود باشم و با كسب توشهو انجام كارهاى نيكو و خدا پسند، خود را به كمال ابدى و رضوانالهى برسانم )) و در همين جا، تصميم گرفتم ؛ از اين به بعد سراغ گناه و كارهاىناپسند، كه قهر و غضب الهى را به همراه دارد؛ نروم و سعى خواهم كرد اعمال نيكوداشته باشم تا هنگام لقايش ، رو سفيد بوده و مشمول اين آيه شريفه باشم كه فرمود: ((اى نفس قدسى مطمئن و دل آرام - به ياد خدا- امروز به حضور پروردگارت باز آى كه توخشنود - به نعمتهاى ابدى - و او راضى از توست ، باز آى و در صف بندگان خاص ‍ من درآى .))



    به پايان آمد اين دفتر


    حكايت همچنان باقى است

    و الحمد للهرب العالمين و العاقبه للمتقين و النار للعاصين و الملحدين .



    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. تشكر

    آسیه سادات (20-08-1389)

  8. #55
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩





    عالم برزخ کجاست؟


    همه ما شنیده ایم که بعد از مرگ وارد عالمی به نام «برزخ» خواهیم شد. یکی از اعتقادات مسلمانان این است که انسان پس از مرگ به عالم دیگری به نام «برزخ» وارد می‏شود و در آنجا باقی است تا زمانی که در «صور» دمیده شود و مردم از قبرها بیرون آیند، آنگاه به عالم قیامت وارد می‏شود. با شنیدن نام برزخ همیشه سوالاتی در ذهن ما طنین انداز می شود؛ عالم برزخ چگونه جایی است؟ چه تفاوتی با عالم قیامت دارد؟ ویژگی های آن چیست و ... در این مقاله کوتاه تلاش می کنیم به این سوالات پاسخ دهیم.
    برزخ در لغت به معنای حایل، حاجز، مانع و فاصل بین دو چیز است. در اصطلاح متکلمان و فلاسفه، اشاره به عالمی دارد که میان عالم دنیا و عالم آخرت قرار دارد. به آن عالم «مثال» نیز گفته می شود. درواقع این عالم، عالمی است میان مرگ و قیامت. بنابراین، عالم برزخ، عالم متوسطی میان دنیا و آخرت است که مردگان تا قیامت در آن بسر می‏برند.
    کلمه «برزخ» سه بار در قرآن ذکر شده است:
    «و هو الذی مرج البحرین هذا عزب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بینهما برزخا و حجرا محجورا»(فرقان/ 53)؛ «او خدائی است که آب دو دریا را بهم آمیخت، دو دریایی که آب یکی از آن دو شیرین و گوارا است و آب دیگری شور و تلخ، و میان این دو آب فاصله و حائلی قرار داد تا همیشه از هم جدا باشند و به هم نیامیزند»
    «... و بینهما برزخ لا یبغیان ...» (سوره الرحمان، 20)؛ «میان آن دو دریا فاصله‏ای است که به حدود یکدیگر تجاوز نمی‏کنند و به هم نمی‏آمیزند»
    در دو آیه بالا، «برزخ» به معنای فاصله و حائل میان دو چیز ذکر شده است.
    «حتی اذا جاءَ احدهم الموتُ قالَ ربِّ ارجعون لعلّی اعمُل صالحا فیما ترکتُ کلّا انّها کلمةٌ هو قائلها و من وراءهم برزخٌ الی یوم یُبعثون»(مؤمنون: 100- 99)؛ «تا آنگاه كه مرگ یكى از ایشان فرا رسد مى‏گوید پروردگارا مرا بازگردانید، شاید من در آنچه وانهاده‏ام كار نیكى انجام دهم نه چنین است این سخنى است كه او گوینده آن است و پیشاپیش آنان برزخى است تا روزى كه برانگیخته خواهند شد.»
    در آیه بالا، خداوند از زبان گنهکاران نقل می کند که آنها پس از مرگ درخواست فرصت می کنند و خداوند به آنها وعده برزخ می دهد تا روزی که برانگیخته شوند. آنها درخواست برگشت به دنیا می‏کنند تا اعمال صالحی انجام دهند، اما قرآن می‏فرماید: اینان برزخی را فراروی خود دارند و تا قیامت در آن به سر خواهند برد. از این آیه به خوبی بر می آید که عالم برزخ عالمی است که انسان ها پس از مرگ وارد آن شده و تا روز قیامت در آنجا خواهند ماند. بنابراین، منظور از «برزخ» در آیه شریفه، فاصله حایل بین دنیا و قیامت است. علامه طباطبایی ذیل آیه بالا، می نویسد:
    «برزخ میان دو چیز را گویند بدانگونه که در آی? «بینهما برزخ لایبغیان» (الرحمن/20) آمده است، مراد از برزخ، عالم قبر است یعنی عالم مثال، جهانی که انسان تا روز قیامت در آن زندگی می کند، و به همین سیاق آیات دیگری نیز هست، و روایات فراوانی نیز از طریق اهل سنت و شیعه از پیامبر (ص) و ائمه طاهرین بر آن دلالت دارد.» (طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج5، 68)
    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #56
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩





    روایات متعدّدی نیز وجود عالم برزخ را تایید می کنند؛ روایتی از اما صادق(ع) وجود دارد که می فرماید «برزخ قبر است، برزخ ثواب بین دنیا و اخرت است» و نیز این سخن حضرت، که می فرماید؛ «به خدا سوگند از برزخ شما می ترسم، روای پرسید برزخ چیست؟ فرمود؛ قبر است، از هنگام مرگ تا روز قیامت.»(حویزی، عبد علی، نورالثقلین، 3/553، مطبعة حکمت، قم)
    شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: چه می‏فرمایید در آیه «النار یعرضون علیها غدوا و عشیا ... .» (مؤمن/ 46) «آتش است که هر صبح و شام که آنان بر آن عرضه می‏شوند؟» فرمود: «دیگران چه می‏گویند؟» عرض کرد: «می‏گویند آن آتش جهنم جاوید(آخرت) است و گویند که بین صبح و شام عذابی نباشد.» فرمود: «پس اینها خوشبخت‏اند «که بخشی از روز را در آسایش بسر می‏برند.» عرض کرد: «پس چگونه است؟» فرمود: «این، در دنیا است که مربوط به عالم برزخ است. و اما جهنم جاوید محتوای این آیه است: «... و یوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب‏.»(همان)
    امیرالمؤمنین علیه السلام: «ارواح مؤمنان عالم در برزخ به کنار چشمه‏ای از بهشت ‏به نام «سلمی‏» زندگی می‏کنند.(بحارالانوار: ج‏6، ص 61 و 82)

    عوالم سه گانه وجود

    برای اینکه درک بهتری از عالم برزخ داشته باشیم، لازم است بدانیم که هر چیز در عالم وجود دارد به یکی از سه ساحت زیر تعلق دارد:
    1- ساحت ماده و مادیات: مجودات عالم ماده، مثل، هم? موجوداتی که در اطراف خود می بینیم، از جنس ماده و دارای عوارض مادی هستند.
    2- ساحت مثالی: موجودات این عالم، هرچند از ماده مجرد هستند ولی آثار ماده را دارند، یعنی شکل، بُعد، وضع، کیف و کم در آنها وجود دارد. بنابراین از این جهات، عالم مثال شبیه عالم ماده است و تنها فرق آن این است که در عالم مثال از ماده خبری نیست.
    3- ساحت تجرد تام عقلی: موجودات عقلی، از ماده و آثار آن مجرد هستند. موجودات این عالم، هم در مقام ذات و هم در مقام فعل مجرد هستند.
    با توجه به تقسیم بندی بالا، عالم برزخ یا عالم مثال، حد واسط میان عالم دنیا و عالم آخرت است. موجودات مثالی نه مانند موجودات عقلی، مجرد تام هستند و نه مانند موجودات دنیایی، مادی محض. فلاسفه اسلامی، هیچگاه هستی را مساوی با طبیعت نمی دانند ولی در عین حال، ساحت و قلمروِ فراتر از ماده را نیز منحصر در موجودات مجرد محض نمی دانند. به نظر فلاسفه، موجودات متوسطی هم هستند که در میانه مجردات محض و اسیاء مادی و جسمانی قرار دارند. برزخ عالمی است که چنین موجوداتی را در بر دارد.




    برای مطالعه بیشتر
    معاد، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، 1388
    معاد، سید عبدالحسین دستغیب، سید محمد هاشم دستغیب (مصحح)، انتشارات دارالکتاب، 1388
    معاد، محسن قرائتی، انتشارات مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، 1386
    معادشناسی، سید محمد حسین حسینی تهرانی، انتشارات نور ملکوت قرآن، 1381
    معاد در قرآن، عبدالله جوادی آملی، علی اسلامی(ویراستار)، علی زمانی قمشه ای (تهیه و تنظیم)، انتشارات اسراء، 1387


    منابع:
    طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، دارالکتب الاسلامیة، 1385
    حویزی، عبد علی، نورالثقلین، مطبعة حکمت، قم
    بحارالانوار، محمدباقربن محمدتقی مجلسی، محمدباقر کمره ای (مترجم) ، محمد بهشتی (مصحح)، انتشارات اسلامیه، 1387
    ۩***۩ عالـــم بـــرزخ ۩***۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •