سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: كنار تابوت بابا ...

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll كنار تابوت بابا ...



    كنار تابوت بابا
    اصولا اشك هاي كودكان غير قابل تحمل است .
    مخصوصا كه آن كودك،‌ فرزند شهيد باشد.

    اين تصوير متعلق به يك فرزند شهيد در دهه شصت مي باشد كه بر بالاي سر تابوت پدرش ايستاده و در فراق او اشك مي ريزد.





    امضاء

  2. تشكرها 10

    parsa (10-08-1389), tamana (17-08-1391), مانیل (17-08-1391), مدير اجرايي (18-08-1391), ال یاسین (17-08-1391), بیقرار ظهور (17-08-1391), خادمه صدیقه طاهره(س) (09-08-1389), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (17-08-1391), شکيبا (21-08-1391), عهد آسمانى (10-08-1389)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll پاسخ : كنار تابوت بابا ...




    امضاء

  5. تشكرها 7

    tamana (17-08-1391), مانیل (17-08-1391), مدير اجرايي (18-08-1391), ال یاسین (17-08-1391), خادمه صدیقه طاهره(س) (11-08-1389), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (17-08-1391), شکيبا (21-08-1391)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خدا گفت: چشم هایت چه زیباست.

    همان چشم هایی که منتظرند.

    منتظر بابا

    که روزی با آقا بیاید ...



    تصویری از کمیل در کنار پیکر پدرش شهید حسن رضوان‌خواه



    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...


  7. تشكرها 7

    tamana (17-08-1391), مدير اجرايي (18-08-1391), نرگس منتظر (20-08-1391), ال یاسین (17-08-1391), خادمه صدیقه طاهره(س) (17-08-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (17-08-1391), شکيبا (21-08-1391)

  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    تقدیم به تمام فرزندانی که در کودکی سایه پر مهر پدر را در راه اسلام از دست دادند
    باشد که آرامش بخش دل تنگشان شود.


    دو بخش دارد :
    با ... با ... که می شود بابا
    همین که هست در آن قاب عکس ، آن بالا
    همین که زل زده بر چشم های غمگینم
    نشسته در دل سنگر کنار آن آقا
    همین که نیست که همبازی ام شود گاهی
    اتاق با نفسش گر بگیرد از گرما
    همین که نیست کشتی بگیرد او با من
    و گاه لج کنم و بد شوم و او دعوا ...

    همین که نیست که با هم به مدرسه برویم
    و یا به مسجد ، هیئت ، خرید یا هر جا
    همین که نیست که ما را مسافرت ببرد
    شلمچه ، تهران ، قم ، مشهد امام رضا
    همین که نیست بگوید : صد آفرین پسرم !
    همین که نیست کند کارنامه ای امضا

    چرا ز قاب تکانی نمی خوری ای مرد
    چرا سراغ نمی گیری از من تنها
    نگاه کن همه نمره های من عالی
    نگاه کن تو به این برگه حضرت والا !
    به گریه سر روی زانو نهاد و خوابش برد
    و قاب عکس زمین خورد مثل یک رؤیا

    نشسته بود پدر در کنار او با شوق
    و بوسه می زد و می گفت مرد من بر پا !
    ببین کنار تو هستم بلند شو خوش خواب
    آهای مرد حسابی بگیر دستم را...


    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...


  9. تشكرها 8


  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    شماره عضویت
    3886
    نوشته
    1,137
    تشکر
    10,151
    مورد تشکر
    8,197 در 1,452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، نه نامي از اين شهيد خفته در كفن داشتم ، نه نشاني از اين آقازاده ي كوچك كه امروز بايد حدود 30 سال داشته باشد. فكر كردم درباره پيشاني بندي بنويسم كه منقش است به ذكر مقدس« ما همه سرباز توايم خميني» . فكر كردم درباره دست هاي كوچكي بنويسم كه بر لبه تابوت پدر چفت شده است ، فكر كردم درباره نگاه تكان دهنده ي اين آقا زاده بنويسم...
    درباره اين عكس چند بار نوشتم و پاك كردم ، چند بار نوشتم و تصحيح كردم، چند بار ... در نهايت فقط همين چند كلمه را برگزيدم:
    من ، بابا و ديگر هيچ

    امضاء

  11. تشكرها 8


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی