راهی برای فراموش نشدن! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راهی برای فراموش نشدن!
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,559 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    ghalb3 راهی برای فراموش نشدن!






    راهی برای فراموش نشدن!




    اگر می خواهید فراموش نشوید ، خود فراموش نکنید . بزرگ تر ها ی خانواده را یاد کنید و با احترام با آن ها رفتار کنید تا فرزندانتان بیاموزند و در آینده از شما یاد کنند.


    اوایل صبح با چشم نوازی نور خورشید ، روزدیگری را آغاز می کند ، هنوز گرفتار لکنت زبان است، واژه ها چه سخت بیان می شوند اما با همه دشواری به هم اطاقی هایش که مانند او میهمان اجباری این خانه هستند سلام می کند.
    آبی بر صورت و پیشانی پر از چین و چروکش می زند و گلدان سبزش را با آب پاشی کوچک ، آب می دهد و ناگهان متوجه می شود که برگ هایی از گلدانش زرد شده و این مساله اشک های او را بی اختیار جاری می سازد. همانند کودکان گلدان را در آغوش گرفته و برای زرد شدن برگ های آن می گرید.
    هم اطاقی ها به دورش حلقه می زنند و با نوازش کردن ، او را دلداری می دهند اما این بانوی کهنسال که مدت ها ست به بیماری آلزایمر دچار شده، نمی تواند با این اتفاق به آسانی کنار بیاید.
    بانوی نیکوکاری که برای تمیز کردن و جمع ملحفه ها به اطاق شماره 12 که نامش «شب بو» است،آمده و می گوید: زهرا جان، حیف نیست قطرات اشک هایت را برای پژمرده شدن این گل هدر می دهی؟
    این بانوی 75 ساله می گوید: زرد شدن این گل ها ، حکایت از تمام شدن عمر من دارد و دیگر زمان زنده ماندن من هم به پایان رسیده است.زرد شدن این گل ها آن هم در آخرین سرای زندگی ، نشانه اتمام ثانیه های زندگی است.
    او در حالیکه زیر لب غزل خداحافظی را زمزمه می کرد ، گفت: روزهای سبز تمام شد و دیگر وقت رفتن است و باید عازم سفر ابدیت شد.
    مهین 65 ساله، یکی دیگر از ساکنان این اطاق می گوید: من 10 سال است که مونس وهمدم زهرا هستم و برگ های گلدان من هم همین روزها پژمرده خواهد شد و به دیار باقی خواهم رفت.
    وی که قادر به راه رفتن نیست و بر روی صندلی چرخدار نشسته، گفت: من طاقت دوری او را ندارم و نمی توانم لحظه های زندگی را بدون هم صحبتم سپری کنم.
    بانوی خیری که مشغول شانه کردن موهای یکی از مددجویان بود ، گفت:زندگی گلدانی است که چهار فصل آن سبز است و زرد شدن برگی از آن، نشانه رویش دوباره زندگی است.
    «فاطمه زلالی» که پنج سال است به طور خیرخواهانه در آسایشگاه سالمندان کهریزک، مشغول به فعالیت است،گفت: بعضی از زنان و مردان این آسایشگاه از روزگار عطر شادی را لمس نکردند و گل لبخند را از زمانه نچیدند.
    وی گفت:آنان با افتادن هر برگ گلی و زرد شدن آن بسیار غصه می خورند و جوانه های امید به زندگی در وجودشان می خشکد. تزریق روحیه ای مملو از نشاط و شادی و برگرداندن به زندگی در این افراد بسیار سخت است.
    کاشت یک نهال ، هدیه دادن یک گلدان و یا یک شاخه گل، تولدی دوباره برای پدران پیر و مادران کهنسال است.

    «مائده علوی» گفت: خیرین می توانند در آغاز سال نو و فرار رسیدن روزهای سبز بهار، با دادن گل به سالمندان، لبخند را برای آنان به ارمغان بیاورند و یا جوانه ی سبزی را در باغچه دلشان یه یادگار بکارند. دیدار با سالمندان می تواند طراوت بهاری را در آسایشگاه هاجاری کرده و فضای جدیدی را ایجاد کند.
    «مهربانو» ، بانوی خیر جوانی که بیشتر اوقاتش را با سالمندان این آسایشگاه می گذارند، می گوید: سالمندان با هر اتفاقی به سرعت عکس العمل نشان می دهند و هر رخدادی ممکن است لبخند را از چهره آنان دور و یا شادی را در وجودشان زنده کند.
    وی افزود: آنان امید به بازگشت به کانون های گرم خانواده هایشان را فراموش کردند و به همین دلیل هر جوانه ای برایشان ،‌ نشانی از تازگی ، پایداری و نوید زندگی است.
    با آمدن بهار به دیدنشان برویم و آن ها را شاد کنیم و عهد ببندیم بزرگ تر هایمان را از خود دور نکرده و تنهایشان نگذاریم.


    اگر می خواهید فراموش نشوید ، خود فراموش نکنید . بزرگ تر ها ی خانواده را یاد کنید و با احترام با آن ها رفتار کنید تا فرزندانتان بیاموزند و در آینده از شما یاد کنند.

    منبع : جام جم - با تغییر
    تنظیم برای تبیان : داوودی




    راهی برای فراموش نشدن!





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •