۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞
صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 111
  1. #41
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    37- ادب و كمال

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    ان العاقل تتعظ بالادب (194) .
    ادب در زنـدگـى سـرمايه بزرگى است كه هركه دارد، سود مى برد و هركه ندارد زيان مى بيند.
    مـعـمولا عقل و ادب دو يار وفادارند، هرچه عقل آدمى بلند مرتبه تر باشد، آداب اجتماعى او نـيـز بـهـتـر و والاتـر اسـت و هـرچـه سـبـكـى و بى ادبى بيش تر باشد نشان از سبكى عقل و كمى خرد او است . البته عقل موهبتى است الهى چنان كه ادب امرى اكتسابى است .
    امام على (عليه السلام ) فرمود:
    العقول مواهب و الادب مكاسب (195) .
    ادب به دست آوردنى است ، ولى عقل هديه الهى است .
    با اين حال ، ادب محصول عقل و خرد است و شخص عاقل مى تواند ادب كسب كند.
    الدين و الادب نتيجه العقل (196) .
    دين و ادب نتيجه عقل و خرد است .
    نعم قرين العقل الادب (197) .
    ادب همنشين خوبى است براى عقل .
    صلاح العقل الادب (198) .
    صلاح و درستى عقل در ادب است .
    الادب صوره العقل (199) .
    ادب چهره عقل است .
    حسن الادب زينه العقل (200) .
    ادب نيكو، زينت عقل است .
    آرى ، سـجـايايى اخلاقى و آداب نيكو نشان عقل و توان فكرى است . بدين معنا كه هرگز كـارهـاى بـى ادبـانـه از خـردمـنـدان سـر نـمـى زنـد كمال عقل و ادب بستگى به كمال ديگرى دارد و نبود يكى ، از نبود ديگرى حكايت مى كند.
    لا ادب لمن لا عقل له (201) .
    آن كه عقل ندارد ادب ندارد.
    بى گمان ، شخصيت انسانى هركس ، تابع كمالات انسانى و آداب اجتماعى او است و نبايد آن را دست كم گرفت .
    از اهـداف انـبيا (عليه السلام ) ساختن انسان و مودب كردن او به آداب زندگى و سجاياى اخلاقى است و انسان هرچه تلاش كند كه سرمايه ادب را بالا برد، سود برده است .
    لا حلل كالادب (202) .
    هيچ زيورى همچون آداب انسانى نيست .
    لا زينه كالادب (203) .
    هيچ زيبايى بالاتر از ادب نيست .
    الادب كمال الرجل (204) .
    كمال مرد به ادب است .
    ادب بـه مـعـنـاى تـخـلق بـه اخـلاق نـيـكـو و انـجـام امـور مـتـنـاسـب بـا عـقـل و انـسـانـيـت و داشـتـن صـفـاتـى اسـت كـه شـخصيت آدمى را با عظمت مى كند و دورى از اعمال و رفتار و گفتارى كه ناشايسته است و خرد آدمى آن ها را تاييد نمى كند و فطرت پاك از آن دورى مى جويد.
    كفاك ادبا لنفسك اجتنابك ما تكره من غيرك (205)
    در ادب تو همين بس كه آن چه براى ديگران نمى پسندى ، براى خود نيز نپسندى .
    و نتيجه اين كه :
    ادب در زندگى نشان كمال عقل است و نشان خردمندى نيز مودب بودن است .
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  2. #42
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞




    38- اعتراف به جهل

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    غايه العقل الاعتراف بالجهل (206) .
    نهايت كمال عقل در اعتراف به نادانى است .
    جـز مـعـصومين (عليه السلام ) كسى را نمى توان يافت كه بى نقص و خطا باشد و انجام خطا و ندانم كارى از هر كسى ممكن است سر بزند.
    نـادانـى هـاى افـراد مـعـمـولا كـار دسـت آنـان مـى دهـد و در اثـر جهل ممكن است كارى انجام دهند و برخوردى كنند يا تصميمى بگيرند و سخنى بگويند كه درست نباشد و پس از انجامش به اشتباه خور پى ببرند و پشيمان شوند.
    ممكن است در اثر جهل ، قضاوت بى جايى كنند يا سخنى گويند كه شخصى را برنجاند يا حتى كارى كنند كه خسارات جبران ناپذيرى وارد سازد كه نتيجه همه آن پشيمانى است .
    بهترين راه براى جبران اشتباهات جاهلانه ، درس گرفتن و تجربه آموختن است تا دوباره تـكـرار نـكـنـد، و ديـگـر ايـن كـه روى اشـتـبـاه خـود پـافـشـارى نـكـنـد و بـه جهل و نادانى خود اعتراف كند و به عبارت ديگر بپذيرد كه اشتباه كرده ، بپذيرد كه بد كرده و قبول كند كه نبايد چنين كارى يا حرفى يا حركتى از او سر مى زد.
    اعتراف به خطا، اعتراف به جهل و اعتراف به اين كه او ندانسته ، بهترين راه جبران است كه هم غرور او را مى شكند، هم رنجش خاطر ديگران را كمتر مى كند و هم در صدد اصلاح و جـبـران بـر مـى آيـد، و سـعـى مـى كند از اين پس دقت بيش ترى كند. لج بازى ، يك دنده بـودن و روى جـهـل و اشـتـبـاه خـود پافشارى نمودن انسان را به جايى نمى رساند. پس ‍ بـهـتـر اسـت در زنـدگى اگر اشتباهى مرتكب شديم ، بدون پا فشارى اعتراف كنيم و در صدد اصلاح برآييم و بار ديگر جمله امير مومنان (عليه السلام ) را مرور كنيم كه فرمود:
    نهايت درجه كمال عقل اين است كه به جهل و نادانى اعتراف شود.
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  3. #43
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    39- عذر خواهى و عذر پذيرى

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    اعقل الناس اعذرهم للناس (207) .
    خردمندترين مردم كسى است كه عذر ديگران پيشتر پذيرد.
    ايـن كـه آدمى كارى كند كه ناچار شود، عذر بخواهد، خود يك نقص است . تا جايى كه ممكن اسـت آدمـى نـبـايـد دسـت بـه كـارى بـزنـد كـه نـاچـار بـه عـذر خـواهـى شـود ول از آن جـا كـه انسان جايز الخطا است هرگونه اشتباهى نسبت به ديگران ، يا نسبت به خداوند ممكن است از او سر بزند.
    گاه ممكن است فرزند در برابر پدر و مادر خطايى كند يا والدين نسبت به فرزند خويش يـا كـسـى نـسـبـت بـه همسر خود يا استاد نسبت به شاگرد يا شاگرد نسبت به استاد كه شايسته نبوده و موجب رنجش و ناخشنودى گردد.
    خـردمـنـدتـريـن راه بـراى جـبـران ، معذرت خواهى است كه البته همان اعتراف به خطا خود گونه اى عذر خواهى است .
    چنان كه مولا على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    الاقرار اعتذار(208) .
    اقرار به گناه ، گونه اى عذر خواهى است .
    بـه هـرحـال ، خـطـا را پـذيـرفـتـن و از طـرف مـقـابـل عـذر خـواسـتـن ، كـمـال عـقـل و خـردمـنـدى اسـت ؛ چـنـان كـه عذر را پذيرفتن و خطا را ناديده گرفتن نيز از خردمندى است .
    امام على (عليه السلام ) فرمود:
    المعذره برهان العقل (209) .
    عذر خواهى و عذر پذيرى دليل بر خرد است .
    اعقل الناس اعذرهم للناس (210) .
    خردمندترين مردم عذر پذيرترين آنان است .
    اذا جنيت فاعتذره (211) .
    همان دم كه به گناه مى افتى ، عذر خواهى كن .
    نعم الشفيع الاعتذار(212) .
    عذر خواهى ، خوب شفيعى است .
    اهـل بـيـت (عـليـهم السلام ) در دعاهاى خويش به مردم آموخته اند كه در برابر خداوند عذر خـواهـى كـنـنـد و رحـمـت خـداونـد را بـه جـوش آورنـد؛ چـنـان كـه در دعـاى كميل آمده است :
    و قد اتيتك معتذرا نادما.
    و با حال پشيمانى به عذر خواهى آمده ام .
    بـنـابـر ايـن ، پس از اشتباه و خطا، بهترين راه جبران ، عذر خواهى است . ولى مهمتر از آن عـذر پـذيـرى است ، زيرا به گفته امام على (عليه السلام ) كسى كه عذر خواهى مى كند، همانند اين است كه گناهى مرتكب نشده است .
    ما اذنب من اعتدر(213) .
    گويى گناه نكرده است كسى كه عذر بخواهد.
    شر الناس من لا يقبل العذر و لا يقبل الذنب (214) .
    بدترين مردم كسى است كه عذر نپذيرد و از گناه نگذرد.
    ما اقبح العقوبه مع الاعتذار(215) .
    چه زشت است عقوبت كردن پس از عذر خواستن .
    عـذر پـذيـرى نـه تـنها از مقام انسان نمى كاهد، بلكه نشان بزرگوارى و بلندى روح و كمال او است .
    قبول عذر المجرم من مواجب الكرم و محاسن الشيم (216)
    پذيرفتن عذر گنهكار، نشان بزرگوارى و خلق و خوى زيبا است .
    من احسن الفضل قبول عذر الجانى (217) .
    از نيكوترين فضيلت ها پذيرفتن عذر خطاكار است .
    نـكـتـه جـالب ديگرى است كه در اين موضوع نبايد از آن غفلت شود اين كه پذيرفتن عذر گناه كار چوپان مهم است كه حضرت امير (عليه السلام ) فرمود:
    سعى كن عذر برادرت را بپذيرى و اگر مجرم عذرى نداشت يا عذرى نياورد، خود براى او عذرى دست و پا كن و تا جايى كه مى توانى ، او را معذور بدارى :
    اقبل عذر اخيك و ان لم يجد له عذرا فالتمس له عذرا(218)
    آرى ، از آن جـا كـه سـلامت جامعه و وحدت و صميميت ميان افراد جامعه امرى ضرورى و مورد تـاكـيـد اسـلام اسـت ، تـا راه بـراى عـفـو و گذشت و محبت باز است و با عذر خواهى و عذر پـذيـرى مى توان از مجازات و سرزنش دورى نمود و كينه ها و عقده ها را كاهش داد، راه هاى ديگر عاقلانه نيست .
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  4. #44
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    40- استقامت در زندگى

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    ثمره العقل الاستقامه (219) .
    ميوه عقل استوارى است .
    زندگى پيچ و خم و فراز و نشيب دارد، تلخى و ناگوارى دارد و شكست و پيروزى . شكى نـيـسـت كـه بـه هر كارى كه دست بزنيد، با مشكلات و موانعى روبه رو خواهيد شد. اگر بـخـواهيد درس بخوانيد و به تحصيلات ادامه دهيد، بى گمان با مشكلاتى روبه رو مى شـويـد كـه مـمـكـن اسـت در شـمـا سـردى و نـاامـيـدى پـديـد آورد. اگـر دنـبـال شـغـلى بـرويـد آن نـيز متناسب با خود داراى مشكلات است ؛ عوارض طبيعى ، سرما، گـرمـا، بـيـمـارى ، بـى خوابى ، خستگى و يا انواع موانع ديگر كه هريك براى دلسرد كردن كافى است .
    اگـر انسان در مسير زندگى با اندك مشكلى دلسرد شود و از تصميم خود برگردد، به يقين در هيچ كارى موفق نخواهد شد.
    انـسـان مـوفـق آن است كه مصمم و قاطع در برابر حوادث و موانع ايستادگى كند؛ آن قدر مـقـاومـت نـمـايـد و بـايـسـتـد و خـم بـه ابـرو نـيـاورد تـا مـشـكـلات را خـسـتـه كـنـد و مشكل شكن شود.
    امـام عـلى (عـليه السلام ) آدم عاقل را كسى مى داند كه در زندگى با استقامت و پر تلاش باشد.
    انـسـان مـقـاوم ، هـم ديـن خود را حفظ مى كند، هم در دنياى خود موفق خواهد بود. انبيا (عليهم السـلام ) بـيـشتر از هركس ‍ دچار مشكلات مى شدند، گرفتار آدم هاى لجباز و بدجنس و يك دنـده و احـمـق كـه سـنگ اندازى مى كردند و كارشكنى ها به ويژه پيامبر خاتم صلى الله عـليه و اله ، كه خداوند متعال پيامبر عظيم الشان خود را به استقامت در برابر توطئه ها و كارشكنى ها و مشكلات امر مى كند و مى فرمايد:
    (فاستقم كما امرت و من تاب معك (220) ).
    استقامت كن آن گونه كه تو و طرفدارانت مامور شده ايد.
    (فلذلك نادع و استقم كما امرت ).
    به صراط مستقيم دعوت كن و در اين راه همان گونه كه مامور شده اى استقامت كن .
    رسول خدا صلى الله عليه و اله فرمود:
    ان تستقيموا تفلحوا.
    اگر استقامت كنيد، رستگار و پيروز مى شويد.
    امـام على (عليه السلام ) راه سالم رسيده به مقاصد را تنها در پشتكار و استقامت مى داند؛ چنان كه فرمود:
    الاستقامه سلامه (221) .
    استقامت ، مايه سلامت است .
    لا مسلك اسلم من استقامه (222) .
    براى سالم رسيدن به هدف راهى بهتر از استقامت نيست .
    خردمند بايد بداند كه سختى هاى زندگى را بايد شكست و بر آن ها فايق آمد و راهى جز اسـتـقـامـت وجـود نـدارد. برخى كسان در اثر بى ارادگى و سستى و نداشتن روح مقاومت در زنـدگـى عـقـب مى افتد و يا هر روز شغلى عوض مى كنند و از اين شاخه به آن شاخه مى پرند، نه هدف درستى را تعقيب مى كنند، نه توان رويارويى مشكلات را دارند. اينان جز شكست راهى ديگر پيش روى نخواهند داشت .
    توصيه ما به ويژه به جوانان كه به تازگى وارد مى شوند و هنوز سرد و گرم دنيا را نـچـشيده اند، اين است كه بايد محكم و استوار و با قامتى بلند و روحى قوى و اراده اى مـحكم به خود بقبولانند كه توان هر كار سخت را دارند و مى توانند به هدف هاى بزرگ بـرسـنـد؛ از ايـن رو، پـشتكار و استقامت داشته باشيد و به پيروزى و موفقيت نيز اميدوار بـاشـيـد و از مـشـكـلات نـهـراسـيـد و هـمـيـشـه تـلاش كـنـيـد و مشكل شكن باشيد و نگذاريد كه مشكلات شما را بشكنند.
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  5. #45
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    41- صداقت در زندگى

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    ثمره العقل الصدق (223) ؛
    نتيجه عقل ، صداقت است .
    از مشكلات اجتماعى كه جزء ناهنجارى ها به حساب مى آيد، نبود صداقت در بين گروهى از مردم يا خانواده ها است .
    صـداقـت و درستى يك فضيلت بزرگ براى انسان است ، ولى افسوس كه بسيارى كسان كه خود را زرنگ و هوشمند هم مى دانند، تقلب و دورويى و دروغگويى و چند چهره بودن را از زرنـگـى و مـزايـاى خـود مـى دانـند و به آن مى بالند، در صورتى كه دورويى و چند چـهـره داشـتـن اساس اعتماد اجتماعى را سست مى نمايد و ديگر كسى به كسى اعتماد نخواهد كرد.
    آرامش و امنيت اجتماعى بر پايه اعتماد به يكديگر است . اگر اين اعتماد از ميان برود و بى اعـتـمـادى حـاكـم شود، ناامنى ، اظطراب و دلهره و بيمارى هاى روانى بر مردم حاكم خواهد شد.
    اگـر مـردم دخـتـر بـه كـسـى مـى دهند، اگر به خواستگارى فردى مى روند، اگر در مقام خريد و فروش و داد و ستد برمى آيند، همه و همه از روى اعتماد است .
    اگـر دروغ حاكم شد، تقلب و كلاه بردارى رايج شد، اختلاس ها و سوء استفاده ها فراوان گـردند، ديگر مردم به چه اعتماد كنند؟! چگونه جرات كنند چيزى بفروشند يا بخرند يا قراردادى را امضا كنند؟!
    در ايـن جـا بـحـث دروغ و صـدق را نـمـى خـواهـيـم مطرح كنيم كه بسيار گسترده و خارج از حـوصـله اين نوشتار است ، ولى همين قدر بايد دانست كه زشت ترين خوى انسانى دروغ و خـيـانـت اسـت ؛ چـنـان كـه پـاك تـريـن صـفـت ، كـه نـشـانـه عقل و خرد آدمى است ، صداقت و يكرنگى است .
    به اميد روزى كه دروغ و حقه بازى و نيرنگ از جامعه رخت بربندد و جايش را به صداقت و امانت و درستى بدهد. ان شاء الله .
    امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
    للعاقل ان يكون صدوق على حديثه (224) .
    سزاور است كه انسان خردمند در سخن گفتن صداقت داشته باشد تا به گفته هايش اعتماد كنند.
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  6. #46
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    42- دورى از بدگويى

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    العاقل من صان لسانه عن الغيبه (225) .
    خردمند كسى است كه زبان خويش را از بدگويى پشت سر ديگران باز دارد.
    از عـادات شـوم و زشـت ، كـه در شمار بيمارى هاى اجتماعى درآمده است ، بدگويى مردم از يكديگر است .
    هـركـسـى خـود را سـالم و بـى عـيب مى داند و بدگويى از ديگران را نوعى خودپسندى و فـخـر خـود مـى شمارد، در صورتى كه اين كار زشت را قرآن تحت عنوان غيبت در سـوره مـباركه حجرات به شدت نهى فرموده و آن را به منزله خوردن گوشت مرده برادر دينى قلمداد كرده است .
    در احاديث امامان معصوم نيز به قدرى از آن نكوهش شده و چونان عذابش سنگين شمرده شده كـه بـدن آدمـى بـه لرزه مـى افـتـد؛ كـار زشـتـى كـه اعمال خوب آدمى را باطل مى سازد و آدمى را مستوجب جهنم و عذاب الهى مى كند. صرف نظر از جـنـبه الهى و گناه بزرگى كه اين عمل نادرست دارد، خود گونه اى ناهنجارى اجتماعى اسـت كه دل ها را با هم بد مى كند و صفا و صميميت و وحدت را مى برد و به جاى آن بذر نـفـاق و دورويـى در دل هـا مـى كـارد كـه بـا مـنـطـق و عقل سازگار نيست .
    شـخـص عـاقـل بـهـتـر اسـت زنـدگى خود را به اين كار زشت آلوده نسازد و كارى به كار ديـگـران نـداشـتـه بـاشـد و اگـر لازم شـد فـقط در حد امر به معروف و نهى از منكر به صـورت غير آشكار شخص مورد نظر را نصيحت نمايد، ولى از بازگو كردن عيب او در ملا عـام كـه بـه ريـخـتن آبرويش منجر مى شود، خوددارى كند به ويژه اگر او شخص مومن يا عالم دينى باشد.
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  7. #47
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    43- جايگاه شناسى

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    العاقل من وضع الاشياء مواضعها(226) .
    خردمند كسى است كه هر چيز را در جاى خويش نهد.
    از قـديـم گـفـتـه انـد: هـر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد. اين يك حقيقت است ؛ چون جهان ، جـهان نظم است و همه چيز در اصل خلقت - چه در تكوين و چه در تشريع - جايگاهش مشخص اسـت و اگـر بخواهد اين نظام هستى به هم نخورد و به پيش رود، بايد هر چيز در جايگاه خـود قـرار گـيـرد. هـر گـونـه تـخـلف از نـظـام هـسـتـى و هـر گـونـه دخل و تصرف در آن دودش به چشم خود بشر خواهد رفت .
    هركس و هرچيز بايد در جاى خود قرار گيرد و پا فراتر ننهد. نكته زيبايى كه امام على (عليه السلام ) بيان مى كند، نشانگر اهميت اين موضوع است كه عالم و خردمند را كسى مى دانـد كـه جايگاه اشيا را بشناسد، و هرچيزى را در جايگاه خود قرار دهد، نه فراتر و نه فروتر.
    حـقـوق طـبـيـعى هر فرد در چارچوب قوانين و مقررات مربوط به خود است ، حقوق شرعى ، حـقـوق اجـتـمـاعـى ، حـقـوق زيـسـتـى و مـانـنـد آن ؛ مـثـلا اگـر جـايـگـاه زن و حـجـاب و شـغـل و وظـيـفـه او مشخص است ، مطابق با خلقت و همگون با نظام هستى است و كوچك ترين تغييرى موجب به هم خوردن نظام جهان در تشريع يا تكوين خواهد شد.
    در هـر جـريـان و هـر مـوضوعى چه شرعى يا طبيعى و فطرى ، چه در عالم انسان ، چه در عـالم حـيـوانـات و چـه در عـالم جـمـادات ، چه در زمين ، چه در آسمان ها، همه و همه بايد در چـارچـوب نـظـم كـل خـلقـت بـاشـد كـه هـر چـيـز در جـايـگـاه خـود قـرار گـيـرد و عاقل كسى است كه اين نظم را ارج نهد.
    سـوراخ شـدن لايـه ازن و بـدبـخـتـى هـاى كـه بـه دنـبـال آن خواهد بود، در اثر يكى از دخالت هاى بشر در جهان خلقت پديد آمده است . گرم شـده كـرده زمـيـن و بـسـيـارى از تـغـيـيـرات جـوى نـيـز مـحـكـوم هـمـيـن اصل است .
    بـسـيـارى از فـسـادهـاس اجـتـمـاعـى ، كـه جـامـعه بشرى را تهديد مى كند، نيز مرهون همين اصـل اسـت و تـو حـديـث مـفـصـل بـخـوان از ايـن مـجـمـل . بـه امـام عـلى گـفـتـنـد: شـخـص عاقل را براى ما وصف كنيد.
    حضرت فرمود:
    كسى كه هرچيز را در جاى خود بگذارد.
    گفتند:
    نادان و كم خرد كيست ؟
    فرمود:
    گـفـتـم كـه كـيـسـت . يـعـنـى وقـتـى عـاقـل را شـنـاخـتـى ، جـاهـل ، خـودبـه خـود شناخته شده است و او همان كسى است كه جايگاه اشيا را نشناسد و هر چيز را در جاى خود نگذارد(227) .
    و در جاى ديگر فرمود:
    العاقل من احسن صنايعه و وضع سعيه فى موضعه (228)
    عـاقـل كـسـى اسـت كـه كارهايش را درست و خوب انجام دهد؛ هر كارى را در وقت و جاى مناسب خود.
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  8. #48
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    44- كار هدفدار و ارزشمند

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    العاقل من رفض الباطل (229) .
    خردمند كسى است كه كلى امور باطل و بى هدف را كنار بگذارد.
    انـسـان مـوجـودى است هدفدار؛ زيرا او جزئى از عالم هستى است و جهان هستى هدفدار است . خـدا، كـه جـهـان و انـسان را آفريده است ، هدف مقدسى را در نظر داشته است . هيچ چيز اين عالم بى هدف و لغو و بيهوده نيست .
    در جـزء جـزء جـهـان از ريـز و درشـت و خـرد و كـلان هـدف و نـظـم و عـقـل و خـرد بـه چشم مى خورد و انسان ، كه تنها موجود با اراده و انتخاب گر جهان است ، مورد توجه و هدف آفريدگار بوده است .
    بـنـابـر ايـن ، خـود انـسـان كـه انـتـخـاب گـر اسـت و از قـدرت عـقـل بـرخـوردار اسـت ، هـرگز نبايد بى هدف زندگى كند و نبايد كارهاى او بى هدف و انگيزه مقدس باشد. مهمترين ويژگى عقل همان انگيزه و هدف است و انتخاب كارهاى با هدف بـهـتـر، مـورد تـوجـه فـرد عـاقـل اسـت . هـرچـه خـرد آدمـى بـالاتـر و عـقـلش كـامـل تـر بـاشـد، بـيـش تـر بـه سـوى امـور مـقـدس و هـدفـدار مـى رود و از امـور باطل و بيهوده و لغو پرهيز مى كند. قرآن مومنين را به دورى از لغو ستايش مى كند و مى فرمايد:
    (و الذين هم عن اللغو معرضون (230) ).
    آنان كه از امور بيهوده روى مى گردانند.
    لهـو و لعـب يـعنى بازى ها و امور سرگرم كننده كه انسان ره به پوچى و بى هدفى مى كشاند، كه نهى شده و مورد نكوهش ‍ قرآن كريم است .
    امام على (عليه السلام ) نيز در سخنان خود اين موضوع را مورد توجه قرار داده و فرموده است :
    من كثره لهوه قل عقله (231) .
    كسى كه به امور بيهوده و بى هدف روى آورد، كم خرد است .
    لم يعقل من وله باللعب و استهتر باللهو و الطرب (232)
    خردمند نيست كسى كه سرگرم و شيفته بازيچه ها شود و به خوشگذرانى و امور بيهوده روى آورد.
    العاقل من لا يضيع له نفسا فيما لا ينفعه (233) .
    عاقل كسى است كه وقت خود را در امور غير سودمند ضايع نسازد.
    افضل العقل مجانبه اللهو(234) .
    برترين خردمندى ، دورى از امور پوچ و سرگرم كننده است .
    بـسـيـارنـد اشـخـاصـى كه در پوچى و بى هويتى غوطه ورند و ارزش و شخصيت و هويت خويش را گم كرده اند و آن را در امورى پوچ ، مانند فرم موى سر، رنگ مو، فرم لباس ، فـرم كـفـش ، خـانـه ، خـوراك و...مى جويند و هرگز به مقصد نمى رسند؛ زيرا امور پوچ مانند سرابى است كه فقط طالبش را تشنه مى گرداند تا جايى كه او را مى كشد بدون اين كه به هدف برسد.
    بـنـابر اين ، شرط زندگى خردمندانه ، در انتخاب راه درست و هدف درست و پرهيز از امر بى هدف و سرگرم كننده هاى بيهوده است كه نتيجه اى جز از دست رفتن سرمايه هاى مادى و معنوى و از كف رفتن فرصت ها و سرانجام عقب ماندگى و پشيمانى نخواهد داشت .
    دولت هاى استعمارى براى جلوگيرى از پيشرفت ملت ها تلاش مى كنند جوان هاى كشورها را بـه هـمـيـن مـسـائل پوچ و بى مايه سرگرم كنند تا بهتر به هدف هاى استعمارى خود برسند.
    مـسـئله مـواد مخدر و توسعه تبليغ فساد و بى بند و بارى در ميان جوانان كشورهاى زير سـلطـه بـراى هـمـيـن هـدف شـيـطانى است . جوانان عزيز ما بيش تر بايد به اهداف شوم دشـمـنـان تـوجـه كـنـنـد و از فـرصـت هـاى خـدادادى بـراى پـيـشـرفـت و تـوسـعـه و كمال مطلوب بهره گيرند.
    امام على (عليه السلام ) فرمود:
    ليـس للعاقل ان يكون شاخصا الا فى ثلاث خطوه فى معاد امر مرمه لمعاش او لذه فى غير محرم (235)
    سـزاوار نـيـست انسان خردمند گام بردارد مگر براى سهه چيز: كارى كه معاد او را اصلاح نـمـايـد يـا بـراى تـامـيـن مـعـاش ‍ زنـدگـى بـاشـد و يـا بـراى تـفـريـح و لذت هـاى حلال .
    راسـتـى اگـر جـوامـع بـشـرى بـه خـصـوص كـشـورهاى توسعه نيافته و جوانان ملت ها شرايط خود را درك مى كردند و از سرمايه هاى عظيم خدادادى خوب بهره مى جستند و آن ها را هـدر نـمـى دادنـد و روى پـاى خـود مى ايستادند و به هويت و فرهنگ خود برمى گشتند، امروز به چنين روز سياهى ننشسته بودند و سرور جهان بودند و البته هنوز هم دير نشده است .
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  9. #49
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    45- خويشتندارى

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    العاقل من ملك نفسه اذا رغب و اذا رهب (236) .
    خردمند كسى است كه در شادمانى و نگرانى خويشتندار باشد.
    از آن جـا كـه آدمـى داراى هـواى نـفـس حـيـوانـى و قواى شهوانى است ، هميشه نوعى تزاد و جـدال در درون خـود احـسـاس ‍ مـى كـنـد. ايـن جـدال مـيـان عقل از يك سو و قواى شهوانى از سوى ديگر است .
    گاه آن قوا بر عقل غلبه مى كنند و انسان ناخودآگاه دست به رفتار ناهنجارى مى زند كه سـپـس پـشـيـمـان مـى شـود، در حـالى كـه اگـر عـقـل غـالب شـود و آن حـركـات و اعـمـال نـاشـايـسـتـه را انـجـام نـدهـد، خـود شـادمـان مـى گـردد و خوشحال از اين است كه خوب شد دست به عمل زشتى نزد.
    خـويـشـتـنـدارى و بـر خـويـش مـالك و حـاكـم بـودن از صـفات بارز انسان خردمند است كه عقل قوى و نيرومند او توانسته بر قواى حيوانى حاكم شود و اختيار خويش را در كف گيرد.
    از اين رو، على (عليه السلام ) فرموده است :
    خـردمـنـد كـسـى اسـت كـه بـر نـفـس خـويـش مـالك و حـاكـم بـاشـد، بـه ويـژه در سـه حـال : هـنـگـامـى كـه خـشـمـگـيـن شود و هنگامى كه تمايل به انجام كارى دارد و هنگامى كه تـرسـناك است ، زيرا غضب و خشم عامل بسيارى از خطاها است و شخص ‍ خشمگين به گونه اى جـنـون دچـار اسـت و عـقـل را مـحـكـوم مى گرداند و حركاتى از او سر مى زند كه هرگز عقل سهمى در آن ندارد. همچنين رضايت و خوشنودى ؛ يعنى شدت رضايت از چيزى يا شدت خـوف از كـسـى يـا چـيـزى مـمـكـن اسـت نـفـس را وادار بـه اعمال غير طبيعى كند كه هرگز عقل آن ها را تاييد نمى كند.
    انسان خردمند بايد آن چنان ميدان به عقل بدهد و زمينه رشد و كمالش را فراهم كند و چنان مطيع عقل باشد كه در اين گونه موارد عقل او بتواند بر قواى ديگر حاكم باشد.
    بـنـابـرايـن ، كـنـتـرل احـسـاسـات و قـواى حـيـوانـى تـوسـط عـقـل و حـاكـم شـدن بـر آن هـا دليـل بـلوغ و رشـد عقل است .
    آرى ، خويشتندارى و تسلط بر نفس از كمال خردمندى حكايت مى كند.
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

  10. #50
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞





    46- پرهيز از طمعكارى

    امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    ان العاقل لا ينخدع للطمع (237) .
    انسان خردمند فريب طمع نمى خورد.
    كـسـانـى كـه تـشـنـه قـدرت و ثـروت هـسـتـنـد، هـمـيـشـه ذليـل و خـوارنـد. عـطـش قـدرت و عـلاقـه شـديـد بـه جـمـع مـال آدمـى را بـه روز سـيـاه مـى نشاند و ريشه آن طمع است . طمع يعنى علاقه شديد به امـوال و داشـتـه هـاى ديـگـران . هـمـيـشـه چـشـمـش بـه مال ديگران است و نقشه مى كشد كه چگونه آن را به دست آورد.
    اين بيمارى خطرناك عوارض بدى به دنبال دارد: ذلت ، بردگى ، دين فروشى ، شرف فـروشـى ، ظـلم ، خـيـانـت و سـرانـجـام نـكـبـت و جـهـنـم ابـدى . انـسـان هـاى عـاقل و خردمند هرگز خود را به اين بيمارى گرفتار نمى كنند، امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
    اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع (238) .
    بـيـش تـر از هـر جـا در زيـر بـرق طـمـع اسـت كـه پـشـت عقل به خاك مى خورد.
    آرى ، اگـر برق طمع عقل را گرفت ، آتش آن همه چيز مى سوزاند و چشم را كور و گوش را از شنيدن حقايق كر و آدمى را برده مى سازد.
    زنـهـار! گـرفتار طمع نشوى و چشم به مال و ثروت و جان و مقام كسى نيندوزى و خود را حـقـيـر و فرومايه نسازى و به داشته هاى خود قناعت كنى و به زور بازوى خود اميدوار و به لطف پروردگار توكل كنى و منت از حاتم طايى مكشى .
    ۞۩*۩۞ زندگي موفق ٬ راههاي خوب زيستن ۞۩*۩۞

صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •