سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: تنهاترین مرد سال‌های جنگ

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    gol تنهاترین مرد سال‌های جنگ

    تنهاترین مرد سال‌های جنگ

    در روزگاری كه «جنگ» متن زندگی مردم بود با سینه‌ای لبریز از عشق و اخلاص عقیده به سمت صمیمانه جبهه‌ها رو كرد. «دغدغه بندگی پروردگار نمی‌گذاشت دست روی دست بگذارد و زندگی را با مسیر عادیش طی كند. وقتی همكارانش او را از «رفتن» منع كردند بانگ برداشت كه : «ما جنگ را دوست نداریم اما عاشق ادای تكلیف هستیم».
    شهید تندگویان

    به گزارش «تابناک» مهندس محمدجواد تندگویان، جوان پر شور و حرارتی که در نهم آبان 1359 ـ در حالی که حدوداً یک ماه از دوره مسئولیتش در وزارت نفت دولت شهید رجایی گذشته بود ـ برای بازدید از پالایشگاه نفت آبادان عازم منطقه بود که در جادهٔ ماهشهر ـ آبادان به همراه معاون و دیگر همراهانش به اسارت نیروهای ارتش رژیم بعث عراق درآمد و به زندان‌های اسیران ایرانی در عراق منتقل شد.

    به نقل از برخی آزادگان، وی تا مدت ها زنده بوده و حتی از شکست حصر آبادان ـ مهر 1360 ـ و آزادسازی خرمشهر ـ خرداد 1361 ـ آگاهی یافته بود. سرانجام پس از پایان جنگ و تبادل اسرا و کشته شدگان میان دو طرف، پیکر مطهرش که در اثر شکنجه در عراق به آرزوی دیرین خود رسیده بود، به کشور بازگردانده و در آذر سال 1370 در ایران به خاک سپرده شد.

    به همین مناسبت با نوشته زیر یادی می کنیم از این سرو راست قامت که با خون خود درخت انقلاب اسلامی را آبیاری کرد:

    در نام تو عنوان مردی مختصر شد
    در چشم تو خورشید، مفقودالاثر شد


    در روزگاری كه «جنگ» متن زندگی مردم بود با سینه‌ای لبریز از عشق و اخلاص عقیده به سمت صمیمانه جبهه‌ها رو كرد. «دغدغه بندگی پروردگار نمی‌گذاشت دست روی دست بگذارد و زندگی را با مسیر عادیش طی كند. وقتی همكارانش او را از «رفتن» منع كردند بانگ برداشت كه: «ما جنگ را دوست نداریم اما عاشق ادای تكلیف هستیم».

    او خاك خطرخیز جنگ را بر بستر آرامش و عافیت ترجیح داد تا پاسخی بر استمداد حسین گفته باشد. «تندگویان» نه آن بود كه در برابر تجاوز، عشق و جوانیش را مضایقه كند و با پوشیدن لباس عافیت، راه جاده «شمال» را در پیش بگیرد. او دنیا را «كوچك» كرد و در چشم‌ها «بزرگ» نشست و شهادتش شعله‌ای را در ضمیر جان‌ها افروخت كه هرگز خاموشی نگرفت.

    ساده زیستن و مردمی زیستن برای ما یك «شعار» بود و شاید هنوز هم برای خیلی‌ها شعار باشد ولی در «جواد» یك صفتِ ارزشی بود! صفتی كه با قیافه حق خواه او درآمیخته بود و در تمام زوایای زندگیش رخ می‌نمود.

    امضاء

  2. تشكر

    بیقرار ظهور (19-11-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی