۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩
صفحه 3 از 15 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 143
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩




    بخش دوم : 114 جلوه رفتارى و گفتارى پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله )

    فصل اول : اخلاق فردى

    در آمد

    لقد كان لكم فى رسول الله اءسوه حسنه لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر و ذكر الله كثيرا.(احزاب : 21)
    به يقين ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) براى شما نمونه نيكويى است براى هر كس كه به خدا و روز جزا اميد دارد و بسيار ياد خدا مى كند.
    پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) الگوى جاودان مسلمانان است كه مى توانند گفتار و كردار خود را در آينه وجودش به تماشا بنشينند. حضرت على (عليه السلام)، پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) را الگوى كامل معرفى مى كند:
    و لقد كان فى رسول الله (صلى الله عليه و آله ) كاف لك فى الاسوه (65).
    پيروى كردن و الگوگيرى از رفتار رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) براى تو كافى است .
    بنابرين :
    فتاءس بنبيك الاطيب الاطهر (صلى الله عليه و آله ) فاءن فيه اسوه لمن تاءسى و عزاء لمن تعزى و احب العباد الى الله المتاءسى بنبيه و المقتص ‍ لاءثره (66).
    از پيامبر پاك و پاكيزه ات پيروى كن ؛ زيرا راه و رسمش ، سرمشقى است براى آن كسى كه بخواهد پيروى كند و مايه فخر و بزرگى است براى كسى كه خواهان بزرگوارى است و محبوب ترين بندگان نزد خداوند، كسى است كه از پيامبرش سرمشق گيرد و گام در جاى قدم او گذارد.
    هر كسى اسوه حسنه را بشناسد و از او پيروى نكند، بى ترديد، به بيراهه ره مى سپارد و در دنياى زر و زور و تزوير و در تاريكستان نادانى و دنياگرايى غوطه ور خواهد شد. آنكه بدون اسوه حسنه سير مى كند، البته راه به جايى نمى برد.
    به درستى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله )، ميزان اكبر است و همه چيز را بايد با خلق و سيره و روش و راه و رسم او سنجيد و بدان عرضه كرد؛ كه اگر با آن موافق بود، حق است و چنانچه با آن مخالف بود، باطل است . خداوند، پيامبر را فرستاد تا همگان را به سوى حق دعوت كند:
    و سيرته القصد و سنته الرشد و كلامه الفضل و حكمه العدل (67).
    سيره و راه و رسم او معتدل و روش او صحيح و متين و سخنانش روشنگر حق از باطل و حكمش عادلانه است .
    خداوند، پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) را فرستاد تا به سوى حق دعوت كند و گواه رفتار خلق باشد. پس :
    و اقتدوا بهدى نبيكم فانه افضل الهدى و استنوا بسنته فانها اهدى السنن (68).
    و به راه و رسم (سيره ) پيامبرتان اقتدا كنيد كه بهترين راه و رسم هاست و رفتارتان را با روش پيامبر تطبيق دهيد كه هدايت كننده ترين روش هاست .
    دلا نزد كسى بنشين كه او از دل خبر دارد
    به زير آن درختى رو كه او گل هاى تر دارد

    در اين بازار عطاران ، مرو هر سو چو بى كاران
    به دكان كسى بنشين كه در دكان شكر دارد

    ترازو گر ندارى ، پس تو را زو ره زند هر كس
    يكى قلبى بيارايد، تو پندارى كه زر دارد

    تو را بر در نشاند او به طرارى كه مى آيم
    تو منشين منتظر بر در كه آن خانه دو در دارد

    به هر ديگى كه مى جوشد، مياور كاسه و منشين
    كه هر ديگى كه مى جوشد، درون چيز دگر دارد

    نه هر كلكى ، شكر دارد؛ نه هر زيرى ، زبر دارد
    نه هر چشمى ، نظر دارد؛ نه هر بحرى ، گهر دارد

    (69)
    مردى از اميرالمؤمنين على (عليه السلام) درخواست كرد اخلاق پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) را برايش بشمارد. آن حضرت فرمود: تو نعمت هاى دنيا را بشمار تا من نيز اخلاق آن جناب را برايت بشمارم . عرض كرد: چگونه ممكن است نعمتهاى دنيا را احصا كرد، با اينكه خداوند در قرآن مى فرمايد: و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها؛ ((اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، نمى توانيد به پايان رسانيد)). على (عليه السلام) فرمود:
    خداوند تمام نعمتهاى دنيا را كم مى داند در اين آيه كه مى فرمايد: قل متاع الدنيا قليل ؛ ((گو متاع دنيا اندك است )) و اخلاق پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) را در اين آيه عظيم شمرده است ، چنان كه مى فرمايد: انك لعلى خلق عظيم ؛ ((تو را خوبى بسيار بزرگ است )). اينك تو چيزى را كه اندك است ، نمى توانى بشمارى ، من چگونه چيزى را كه بزرگ است ، احصا كنم . با اين حال ، همين قدر بدان كه اخلاق نيكوى تمام پيامبران به وسيله رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) تمام شد. هر يك از پيامبران ، مظهر يكى از اخلاق پسنديده بودند. چون نوبت به پيامبر رسيد، تمام اخلاق پسنديده را جمع كرد. از اين رو، فرمود:
    انى بعثت لاتمم مكارم الاخلاق ؛ ((من برانگيخته شدم تا اخلاق نيكو را تمام كنم (70))).
    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  2. #22
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩




    آينه نبى (صلى الله عليه و آله )

    ((نه درازى باريك بود و نه كوتاهى خرد، بلكه ميانه اين هر دو بود: راست اندام تمام پشت . رويى داشت نه گرد و برآمده چون روى فربهان و نه خشك و نزار چون روى نحيفان ، بلكه روى گرد به قاعده بود، سپيد و روشن و لطيف . چشمى داشت سپيده ها سپيد و سياهه سياه . مژگانى راست به هم در رسته ، دراز و بسيار. انگشتانش ، هم از آن دست و هم از آن پاى ، درشت و بزرگ . كف هاى وى نرم چون حرير بود و چون از جاى خود برخاستى و مى رفتى ، از چستى همانا كه مرغ بود كه مى پريد و ميان دو كتفش ، مهر نبوت بودى . و او خود خاتم پيغامبران و مهتر عالميان بود و در سخا از همه بهتر بود و در شجاعت از همه بيشتر بود و در فصاحت از همه نيكوتر و تمام تر بود و در عهد و پيمان از همه درست تر بود و در خوى و خلق از همه نيكوتر بود و در تعيش با مردم ، از همه بزرگتر. بر بديهه ، چون وى را بديدندى ، از وى هيبت داشتندى و چون با وى مخالطت كردندى ، وى را چون جان و دل دوست گرفتندى . نه پيش از وى ، مثل وى كسى توانستندى ديدن و نه بعد از وى ، كسى مثل وى تواند يافتن (71))).
    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  3. #23
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩





    1 - لباس و پوشش

    بيان نمونه هايى از سيره پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) در مورد پوشيدن جامه ، جنس لباس ، رنگ و اندازه آن و شيوه پوشيدن پيراهن و كفش و مانند آن مى تواند الگويى مناسب براى همگان باشد.
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) هم به سلامت و عافيت جسمى ، هم به سادگى و هم به نوع سالم تر پارچه لباس توجه داشت . لباس پنبه اى مورد علاقه آن حضرت بود. حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد:
    البسوا الثياب القطن فانها لباس رسول الله (72).
    لباسهاى پنبه اى بپوشيد؛ چرا كه آن ، لباس پيامبر خداست .
    رنگ سبز، رنگ مورد پسند پيامبر براى لباس بود: كان يعجبه الثياب الخضر(73). از سوى ديگر، رنگ سرخ ، رنگى بود كه آن را براى لباس ‍ نمى پسنديد: انه كره الحمره فى اللباس (74). در پوشيدن لباس ‍ همواره به پاكيزگى آن توجه مى كرد، به گونه اى كه مى فرمود: هر كس لباسى را مى پوشد، بايد در آراستگى و پاكيزگى آن بكوشد: من اتخذ ثوبا فلينظفه (75). رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) هر گاه لباس تازه مى پوشيد، خدا را شكر و سپاس مى گفت : كان من فعله اذا لبس الثوب الجديد حمد الله (76). در روايت ديگرى آمده است ايشان وقتى جامه نو بر تن مى كرد، چنين دعا مى فرمود:
    خدايى را سپاس كه بر تن من چيز پوشاند تا پوشش من باشد و ميان مردم آراسته باشم (77).
    از نشانه هاى وارستگى آن حضرت در پوشيدن جامه آن بود كه ايشان فخر خويش را به جامه و نوع آن نمى دانست . اين است كه نقل شده هر نوع لباسى كه فراهم مى شد، مى پوشيد؛ از لنگ و پيراهن يا جبه يا هر چيز ديگر(78). ايشان هر چه كه فراهم بود، مى پوشيد؛ چه قطيفه اى باشد كه به بر كند يا برد عالى كه بپوشد، چه جبه پشمين : ما وجد من المباح لبس ؛ ((هر چه از حلال مى يافت ، مى پوشيد)).
    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) به ابوذر غفارى فرمود:
    اى ابوذر! من لباس خشن و سخت مى پوشم ، روى زمين مى نشينم ؛ انگشتانم را بعد از غذا مى ليسم ؛ بر چهار پاى بى زين سوار مى شوم و كسى را همراه خود سوار مى كنم . اينها از سنتهاى من است . هر كس از سنتهاى من روى گردان شود، از من نيست (79).
    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) در بيشتر موارد، عمامه بر سر مى نهاد. هنگام نماز و خطبه و جهاد به تناسب شرايط، سر را با چيزى مى پوشاند و گاهى هم سر برهنه بود. به روايت امام صادق (عليه السلام)، پيامبر اسلام عرقچين و كلاه سفيد و راه راه مى پوشيد و هنگام جنگ ، عرقچين بر سر مى گذاشت (80).
    در روايت ديگرى است كه آن حضرت دستمال و حوله اى داشت كه پس از وضو، چهره خود را با آن خشك مى كرد و اگر حوله و دستمالى همراه نمى داشت ، با گوشه لباس خود، صورت را خشك مى كرد(81).
    پيامبر هر گاه لباس و پيراهن مى پوشيد، ابتدا سمت راست را بر تن مى كرد و از سمت چپ جامه را از تن در مى آورد(82). آن حضرت انجام كار را با دست راست و شروع از سمت راست را در همه كارهايش دوست مى داشت ، حتى در پوشيدن جامه و كفش يا شانه كردن مو(83).
    امام صادق (عليه السلام) از پدران خويش روايت مى كند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مردان را از اينكه در لباس پوشيدن ، خود را شبيه زنان سازند، باز مى داشت و زنان را نهى مى كرد كه در لباس پوشيدن شبيه مردان شوند(84).

    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  4. #24
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩





    2- خوردن و آشاميدن

    اولياى الهى همواره از اسارت شكم آزاد بودند. به فرموده امام صادق (عليه السلام):
    نزد پيامبر خدا، هيچ چيز محبوب تر از اين نبود كه پيوسته گرسنه و از خدا ترسان باشد(85).
    كسى از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: آيا اين روايت صحيح است كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) از نان گندم ، سير نخورد؟ فرمود: نه . ((اصلا نان گندم نمى خورد، بلكه نان جو مصرف مى كرد(86))). مقيد نبودن آن حضرت به نوع خاصى از غذا، نشان دهنده اين وارستگى است : كان رسول الله ياءكل الاصناف من الطعام ؛ ((پيامبر خدا هر نوع غذايى را مى خورد(87))).
    بدگويى از غذا، نوعى ناسپاسى در برابر نعمت الهى است كه اين رويه هرگز در زندگى پيامبر ديده نشد:
    ما ذم طعاما قط، كان اذا اعجبه اكله و اذا كرهه تركه و لا يحرمه على غيره (88).
    هرگز از طعامى بدگويى نكرد. اگر از غذايى خوشش مى آمد، مى خورد و اگر دوست نداشت ، نمى خورد و براى ديگران هم ممنوع نمى ساخت .
    ايشان ظرف غذا را با انگشتانش پاك مى كرد و مى فرمود: ((بركت غذاى آخر ظرف بيشتر است (89).)) هر گاه طعام و سفره را در مقابل حضرت مى نهادند، چنين دعا مى كرد:
    اللهم اجعلها نعمه مشكوره تصل بها نعمه الجنه (90).
    خدايا، اين را نعمتى سپاس گزارى شده قرار بده ؛ نعمتى كه آن را به نعمت بهشت پيوند دهى .
    امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: ((آن حضرت از آغاز بعثت تا دم مرگ ، هرگز در حال تكيه دادن غذا نخورد(91))).
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در آغاز و پايان غذا خوردن و آب نوشيدن ((بسم الله )) و ((الحمد الله )) مى گفت . هر گاه آب مى نوشيد، آب را به صورت مكيدن مى نوشيد، نه با يك نفس و به صورت بلعيدن و مى فرمود: ((درد كبد، از بلعيدن آب به يك نفس پديد مى آيد)). ابن مسعود مى گويد: ((حضرت رسول ، آب را با سه نفس مى نوشيد، نه يك سره و پيوسته و در هر بار ((بسم الله )) مى گفت و در پايانش خدا را شكر مى كرد.)) ابن عباس ‍ نيز روايت كرده كه آن حضرت را ديده كه با دو نفس آب مى خورد(92). رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) گاه در ظرفهاى بلورى كه از شام مى آوردند، آب مى نوشيد. گاهى نيز در كاسه هاى چوبى يا سفالى و زمانى در مشتهاى خويش آب مى نوشيد و مى فرمود: ((هيچ ظرفى به گوارايى دست نيست )). گاهى هم از دهانه مشك آب مى نوشيد. گاهى ايستاده ، گاهى سواره و در هر ظرفى كه پيش مى آمد. شربت خنك هم دوست داشت ، ولى مى فرمود:
    سيد الاشربه فى الدنيا و الاخره الماء(93).
    آب ، سرور و سالار همه نوشيدنى ها در دنيا و آخرت است .
    امام حسين (عليه السلام) فرموده است :
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) وقتى غذايى مى خورد، مى گفت : بار خدايا! در آن به ما بركت عطا كن و بهتر از آن را روزى ما گردان . هنگامى كه شير يا شربتى مى نوشيد، مى گفت : بار خدايا! در آن به ما بركت عطا كن و از آن روزى ما گردان (94).
    حضرت امام رضا (عليه السلام) فرمود:
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: برترين خوردنى اهل دنيا و آخرت ، گوشت است و پس از آن ، برنج . و فرمود: شربت عسل را هر كس به شما تعارف كرد، رد نكنيد. فرمود: انار بخوريد كه هر دانه آن در معده قرار مى گيرد، دل را روشن مى سازد و شيطان را چهل روز بيرون مى راند. و فرمود: سركه ، نان خورش نيكويى است . خانواده اى كه سركه داشته باشند، فقير نمى شوند. و فرمود: بر شما باد به روغن زيتون كه آن تلخى صفرا و سودا را مى گشايد و بلغم را مى برد و عصب را قوى مى سازد و بيمارى را برطرف مى كند و اخلاق را نيكو و وجود (يا نفس ) را پاكيزه و غم را برطرف مى سازد. و فرمود: برترين خوراك دنيا و آخرت ، گوشت است و برترين نوشيدنى دنيا و آخرت ، آب است و من سرور فرزندان آدمم و فخر نمى كنم (95).
    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) سركه و روغن زيتون را بيشتر از نان خورش ها دوست مى داشت . يك بار بر ام سلمه وارد شد و آن بانو پاره نانى خدمت پيامبر آورد. پيامبر فرمود: خورشى دارى ؟ عرض كرد: نه اى رسول خدا، جز سركه چيزى ندارم . فرمود: ((سركه ، خورش خوبى است . خانه اى كه در آن سركه باشد، بى چيز نيست (96))).
    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله )، خربزه را با شكر و خرما مى خورد و خوردن هندوانه را نيز با خرما دوست مى داشت و از سبزى ها، ريحان را دوست داشت و از نگاه كردن به ترنج سبز و سيب سرخ خوشش ‍ مى آمد(97). روزى غذاى بسيار گرم براى پيامبر آوردند. حضرت فرمود:
    خداوند آتش را طعام ما نساخته است . بگذاريد خنك و قابل خوردن شود كه غذاى داغ ، بى بركت است و شيطان در آن بهره اى دارد(98).
    گفته اند: پيامبر شامگاه پنج شنبه در مسجد قبا روزه اش را گشود و فرمود: آيا چيزى براى نوشيدن هست ؟ اوس بن خولى الانصارى قدح بزرگى از شربت شير و عسل براى ايشان آورد. پيامبر آن را چشيد و از دهان دور كرد و فرمود:
    اين دو نوشيدنى است ؛ يكى از آنها كافى است . من آن را نمى خورم و بر ديگران حرام هم نمى كنم ، ولى خودم براى خدا فروتنى مى ورزم و هر كس ‍ براى خدا فروتنى كند، خدا او را بالا مى برد و هر كس تكبر كند، خداوند او را پايين مى كشد و هر كس در معاش به اقتصاد و ميانه روى عمل كند، خدا به او روزى مى بخشد و هر كس تبذير و زياده روى كند، خدا او را محروم مى سازد و هر كس از مرگ بسيار ياد كند، خدا او را دوست مى دارد(99).

    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  5. #25
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩





    3 - بهداشت

    دين اسلام ، همگان را به رعايت بهداشت و سلامت جسم فرا خوانده است . پيامبر گرامى اسلام نيز كه رفتارش همواره الگوى مسلمانان است ، در مورد بهداشت تن و جان ، سيره پسنديده اى داشت . در اين باره آمده است :
    كان رسول الله لا يتنفس فى الاناء اذا شرب فاذا اراد اءن يتنفس ابعد الاناء عن فيه ، حتى يتنفس (100).
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) وقتى آب مى نوشيد، در ظرف آب ، نفس ‍ نمى كشيد، (بازگشت نفس را در آب داخل نمى كرد) بلكه هر وقت مى خواست نفس بكشد، آن را از دهان دور نگه مى داشت .
    ايشان در پاسخ به اين پرسش كه چرا مسلمانان كمتر بيمار مى شوند، فرمود:
    نحن قوم لا ناءكل حتى نجوع و اذا اكلنا لا نشبع (101).
    ما جمعيتى هستيم كه تا وقتى كاملا گرسنه نشويم ، غذا نمى خوريم و چون غذا مى خوريم ، خود را كاملا سير نمى كنيم .
    ايشان به مسواك دهان و دندان بسيار توجه مى كرد، به گونه اى كه :
    لم ير رسول الله (صلى الله عليه و آله ) قط خارجا من الغائط الا توضاء و يبتدى ء بالسواك (102).
    ديده نشد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) قضاى حاجت كند، مگر اينكه پس از آن وضو مى ساخت و وضو را با مسواك زدن آغاز مى كرد.
    رسول گرامى اسلام با گرفتن ناخن ، ماليدن روغن به بدن ، سرمه كشيدن ، زدودن موهاى زايد و كوتاه كردن شارب ، مسلمانان را به اهميت دادن به بهداشت فرا مى خواند. ايشان درباره كوتاه كردن ناخن مى فرمايد:
    من قلم اظفاره يوم الجمعه اخرج الله من انامله داء و ادخل فيه شفاء(103).
    هر كس ناخنش را روز جمعه بگيرد، خداوند درد را از انگشتانش بيرون كند و شفا را در آن وارد سازد.
    ايشان همواره بوى خوش به كار مى برد؛ موهايش را شانه مى زد و لباسش ‍ هميشه تميز و زيبا بود. هنگام خروج از خانه ، در آينه نگاه مى كرد و هر وقت وضو مى ساخت ، مسواك مى زد. رنگ كفش و لباس آن حضرت نيز با هم متناسب بود. عمامه اى كه بر سر مى نهاد، به قامتش برازندگى ويژه اى مى داد و بر جذبه و ابهتش مى افزود. ايشان مى فرمود:
    ان الله جميل و يحب الجمال (104).
    همانا خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد.
    محمد بن جرير طبرى در اين باره مى نويسد:
    كان ينظر فى المرآة و يرجل جمته و يمتشط و ربما نظر فى الماء و سوى جمته فيه و لقد كان يتجمل لاصحابه فضلا على تجمله لاهله و قال : ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانه ان يتهياء لهم و يتجمل (105).
    عادت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) اين بود كه به آينه نگاه مى كرد و موى سرش را صاف مى كرد و شانه مى زد و چه بسا در برابر آب ، موى سر خود را منظم مى كرد و خود را نه تنها براى خاندانش ، بلكه براى اصحاب خويش مى آراست و مى فرمود: خدا دوست دارد كه بنده اش وقتى براى ديدن برادران از خانه بيرون مى رود، خود را آماده كند و بيارايد.
    پيامبر گرامى اسلام همواره از بوى خوش استفاده مى كرد، چنان كه در اين باره آمده است :
    كان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ينفق على الطيب اكثر مما ينفق على الطعام (106).
    رسول الله (صلى الله عليه و آله ) براى عطر و بوى خوش ، بيش از غذا پول خرج مى كرد.
    وارد شده است مردى ژوليده و با ريش بلند و نامنظم خدمت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) آمد. حضرت فرمود:
    اين مرد روغن پيدا نكرده است ، تا موهايش را صاف و منظم كند؟ بعضى از شما نزد من مى آييد، در حالى كه قيافه شيطان را داريد(107).
    امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد:
    پيامبر خدا از هيچ راهى نمى گذشت مگر آنكه هر كس پس از ساعتها از آنجا گذر مى كرد، از بوى خوشى كه از ايشان مانده بود، مى فهميد كه آن حضرت از آنجا گذشته است . هيچ نوع عطرى برايش نمى آوردند، مگر آنكه از آن به خود مى ماليد و مى فرمود: بوى عطر، مطبوع و خوب و حمل آن ، آسان است (108).

    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  6. #26
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩





    4 - آراستگى

    آراستگى و زيبايى ظاهرى در سنت رسول الله (صلى الله عليه و آله ) جايگاه ويژه اى داشت .
    رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) مى فرمايد:
    ان الله يبغض الوسخ و الشعث (109).
    پروردگار، چرك و ژوليدگى را دشمن مى دارد.
    در سيره رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) آمده است :
    و كان ينظر فى المرآه و يرجل جمته يمتشط و ربما نظر فى الماء و سوى جمته فيه و لقد كان يتجمل لاصحابه فضلا على تجمله لاهله (110).
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در آينه نگاه مى كرد و موى سر خود را شانه مى زد. گاهى هم به جاى آينه ، در ظرف آب نگاه مى كرد و موى سر خود را مرتب مى ساخت . علاوه بر اينكه خود را براى خانواده آراسته و مهيا مى كرد، خود را براى برادران دينى اش هم مى آراست .
    آن حضرت با شانه ، سر خود را شانه مى كرد. همسرانش مراقب و منتظر بودند كه وقتى از موهاى سر و صورت او مى ريخت ، آنها را جمع كنند. تار موهايى كه گاهى نزد مردم به عنوان تبرك مانده بود، از همان موها بود. وى گاهى روزى دو بار، محاسن خود را شانه مى زد و پس از شانه زدن ، شانه را زير تشك و بالش خود مى گذاشت (111).
    پيامبر خدا به بوى خوش اهميت فراوانى مى داد و خود را معطر مى ساخت . هرگاه از كوچه و گذرگاهى مى گذشت ، آنان كه از آن مسير مى گذشتند، از رايحه خوش بر جاى مانده ، مى دانستند كه پيامبر از اين كوچه گذشته است . هر گاه عطرى به او عرضه مى شد، از آن استفاده مى كرد و مى فرمود: ((بوى آن خوش است . سنگينى هم ندارد.)) استفاده از بوى خوش را هميشه دوست داشت و از آن لذت مى برد(112).
    حضرت به سنت مسواك زدن دندان نيز اهميت مى داد، به گونه اى كه دندانهايش پيوسته براق و سفيد است . ايشان در خواص و آثار مسواك زدن مى فرمود:
    السواك مطهره للفم و مرضاه للرب و جعلها من السنه المؤ كده (113).
    مسواك هم پاكيزه كننده دهان است ، هم موجب رضاى الهى است و از سنتهاى مؤ كدى است كه خداوند قرار داده است .
    ايشان به گل و هديه دادن آن اهميت مى داد، چنان كه امير مؤمنان على (عليه السلام) فرموده است :
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) گلى را با هر دو دست به من عطا كرد. وقتى آن را به بينى نزديك ساختم ، فرمود: ((همانا اين گل پس از آس (114)، سرور گياهان بهشت است (115))).

    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  7. #27
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩





    5 - خواب و استراحت

    رسول الله (صلى الله عليه و آله ) براى خواب و استراحت خويش نيز برنامه خاصى داشت و از اصول و ضوابط ويژه اى پيروى مى كرد. پيامبر گرامى اسلام به پهلوى راست مى خوابيد و دست راست خويش را زير گونه راست خويش مى نهاد و مى فرمود:
    ((آفريدگارا! مرا روزى كه بندگانت را بر مى انگيزانى ، از عذابت (در امان ) نگه دار(116))).
    به طور معمول در آغاز شب مى خفت و در فرجام آن بر مى خواست . گاه براى انجام دادن كار مردم ، شب زود نمى خوابيد. چون مى خفت ، بيدارش ‍ نمى كردند تا خود بيدار مى شد. هنگام خفتن ، دست راست را زير گونه راست مى نهاد(117) و هر گاه از خواب بر مى خاست ، پروردگار را سجده مى كرد(118).
    مردمان را از خوابيدن بر پشت بام بدون نرده يا ديواره باز مى داشت (119). ارتفاع مناسب ديوار را يك ذراع و يك وجب مى دانست و مى فرمود:
    كسى كه بر پشت بام بى ديواره بخوابد و ناگوارى بر او رخ دهد، تنها خودش ‍ را سرزنش كند(120).
    توجه به بهداشت فردى ، جايگاهى بس مهم در زندگى حضرت داشت . ايشان به درستى آموزه هاى دينى را در زندگى فردى به كار مى بست و بدين گونه ديگران را به اجراى اين توصيه ها فرا مى خواند.
    پيامبر وقت خواب ، مسواك را بر بالين خود مى نهاد و چون بر مى خاست ، اول مسواك مى كرد و مى فرمود:
    چنان به مسواك كردن ماءمور شدم كه بيم داشتم بر من واجب شده باشد(121).
    امير مؤمنان على (عليه السلام) درباره بستر خواب ايشان ، فرمود:
    بستر رسول خدا يك عبا بود و بالش او چرمى پر شده از برگ خرما(122).
    پيامبر گاهى روى بوريايى بدون هيچ زيرانداز ديگرى مى خفت و پيش از خواب مسواك مى كرد. چون به بستر مى رفت ، بر پهلوى راست مى خوابيد. دست راست را زير گونه راست قرار مى داد و آيه الكرسى و دعا مى خواند. از جمله اين دعاها اين بود:
    بسم الله اموت و احيى و الى الله المصير اللهم آمن روعتى و استر عورتى و اد عنى اءمانتى (123).
    به نام خدا مى ميرم و زنده مى شوم و بازگشت به سوى خداست . بار خدايا! هراسم را تسكين ده و امنيتم بخش و عورتم را پوشيده بدار و امانتم را بپرداز.
    حضرت على (عليه السلام) درباره نوع رخت خواب ايشان مى فرمايد:
    كان له فراش من اءدم حشوه ليف و كانت له عباءة تفرش له حيثما انتقل و تثنى ثنتين و كان كثيرا ما يتوسد و ساده له من اءدم حشوها ليف و يجلس ‍ عليها... و كان ينام على الحصير ليس تحته شى ء غيره (124).
    رختخواب ايشان پوستى بود كه در داخل آن از ليفه و پوشال خرما پر شده بود. بالش او نيز چنين بود. زيرانداز او يك عبا بود كه گاهى هم آن را دولا مى كرد و بر آن مى نشست . بيشتر موارد بر حصيرى مى خوابيد كه زيرش ‍ چيزى جز آن نبود.

    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  8. #28
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩





    6 - توكل

    پيامبر گرامى با تربيت قرآنى دريافته بود كه سپردن كارها به خداوند و اتكال به ذات الهى ، عامل پيروزى و نجات است . آيات وحى در تار و پود جان او جاى گرفته بود كه :
    اى رسول ما، خدا تو را كفايت مى كند و مؤمنانى كه پيروان تواند.(انفال : 64)
    پس اى رسول خدا، هر گاه مردم از تو روى گردانيدند، بگو خدا مرا كافى است كه جز او خدايى نيست . من به او توكل كرده ام كه (خداى جهان ) و رب عرش بزرگ اوست .(توبه : 129)
    يكى از گفتنى هاى شيرين فتح مكه اين بود كه وقتى ابوسفيان آن همه شكوه و عظمت سپاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) را ديد، در حيرت و تعجب فرو رفت . وى كنار نيروها قدم مى زد و مى گفت : ((اى كاش مى دانستم كه چرا محمد بر من پيروز شد؟ با اينكه او همچون ما داراى سازمان دهى و تشكيلات رزمى نبود و گروندگان به محمد از هر نظر از ما ناتوان تر بودند. چگونه آنها اين چنين نيرومند شدند و بر ما پيروز گشتند.)) رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) سخن او را شنيد. پس دست مباركش را روى شانه ابوسفيان گذاشت و فرمود: الله غلبتك ؛ ((ما به كمك الله بر شما پيروز شديم (125))).
    اين سخن همان است كه ما از آن به ((امداد غيبى )) ياد مى كنيم ؛ زيرا هر كس به خدا توكل كند و از روى ايمان خالص ، در خط الله گام بردارد، پيروز مى شود. خداوند در قرآن مى فرمايد:
    و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين .(عنكبوت : 69)
    همانا آنانى را كه در راه ما جهاد كنند، هدايت خواهيم كرد و خدا با نيكوكاران است .
    و اى رسول خدا، هرگز مگو كه من اين كار را فردا خواهم كرد. مگر آنكه بگويى ((ان شاءالله )) (اگر خدا بخواهد) و خدا را لحظه اى فراموش مكن و بگو اميد است خداى من ، مرا به حقايقى نزديك تر از اين هدايت فرمايد.(كهف : 23 و 24)
    درباره نفى اتكا به خود و غفلت از اثر گذار واقعى در كارها آمده است كه يكى از اصحاب ، اذن تشرف به محضر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) را گرفت . حضرت فرمود: ((كيستى ؟)) عرض كرد: ((منم اى رسول خدا.)) رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) خشمگين شد و فرمود: ((من ! من ! آيا رواست بر مخلوقى كه بگويد من !)) آن شخص از كرده خود پشيمان شد و گفت : ((پناه مى برم به خدا از خشم خدا و رسولش . پس علت خشم آن حضرت را پرسيد.)) رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: ((آيا نمى دانى كه اين لفظ (من ) شايسته مخلوق نيست ؟ آيا نمى دانى كه ابليس ‍ در برابر فرمان خدا بر اينكه آدم را سجده كند، گفت : انا خير منه . ((من بهتر از او هستم . در نتيجه از درگاه رحمت حق رانده شد.)) در اين وقت ، آن صحابى دوباره اظهار پشيمانى كرد و متعهد شد كه ديگر هرگز (من ) نگويد(126).
    البته توكل به معناى خانه نشينى و واگذارى مطلق كارها به دست خداوند نيست كه اين با آموزه هاى دينى ناسازگار است . انسان متوكل ، در انجام دادن كارها، تاءثير خدا را بيش از هر چيز احساس مى كند و خود را وجودى رابط و وابسته به يك موجود مستقل مى يابد. با اين حال ، به دقت ، عوامل طبيعى كار را در نظر دارد و به علل كارها توجه مى كند. در حكايتى آمده است : روزى شتر پيامبر گم شد. پس از جستجوى فراوان آن را پيدا كردند و نزد پيامبر آوردند. حضرت رو به غلامش كرد و فرمود: مگر هنگام خواباندن شتر، زانوانش را نبسته بودى ؟ غلام عرض كرد: كسى كه به قادر متعال توكل داشته باشد، احتياجى ندارد كه زانوان شتر را ببندد. حضرت فرمود:
    اعقل و توكل ؛ ((اول زانوى شتر را ببند و بعد توكل كن ))؛ زيرا قبول مشيت الهى به چيزى تعلق مى گيرد كه همراه با كسب و كار و تلاش ‍ باشد. نه آن گونه باش كه كارى نكنى و همه چيز را به خدا واگذار كنى و نه چنان باش كه بدون توكل و يارى بارى تعالى ، كسب و كار را منشاء خير و بركت بدانى (127).

    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  9. #29
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩





    7 - خداترسى و ذكر مداوم

    حضرت محمد (صلى الله عليه و آله ) پيوسته به ياد خدا بود، هم در دل و هم در زبان . هر گاه از مجلسى بر مى خاست ، مى گفت : سبحانك اللهم و بحمدك (128). هنگام خوابيدن ، بيدار شدن ، آماده شدن براى نماز، استراحت ، غذا خوردن و به طور كلى در سفر و حضر، دعا مى خواند و ياد خدا مى كرد. هنگام دعا، مانند مسكينى كه غذا مى خواهد، متضرعانه دست به سوى درگاه خدا بلند مى كرد. روزى هفتاد بار ((استغفر الله )) مى گفت ؛ با آنكه معصوم بود و گناهى از حضرتش سر نزده بود. هنگام خواب به توصيه جبرئيل امين ، ((آيه الكرسى )) مى خواند(129).
    حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) فرموده است :
    جد من ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) با آنكه خداوند، گذشته و آينده او را بخشوده و آمرزيده بود، كوشش و بندگى خدا را رها نمى كرد تا آنجا كه ساق و قدمش (از كثرت عبادت ) ورم كرد. پدر و مادرم فداى او، برخى به او گفتند: آيا اين گونه عمل مى كنى ، در حالى كه خدا گناه گذشته و آينده ات را آمرزيده است ؟ فرمود: آيا بنده شاكر و سپاس گزار نباشم (130).
    امام صادق (عليه السلام) فرمود:
    پيامبر هر روز هفتاد مرتبه ((استغفر الله )) و هفتاد مرتبه ((اتوب الى الله )) مى فرمود. (هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش و هفتاد مرتبه به سوى خدا توبه مى كرد(131).
    اين نشانه راه و رسم بندگى و توجه كامل و پيوسته به معبود است . حضرت امام باقر (عليه السلام) از قول عايشه مى فرمايد:
    عايشه به رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) عرض كرد: چرا خود را (در عبادت ) به رنج و مشقت مى اندازى ، در حالى كه خداوند، گناه گذشته و آينده تو را آمرزيده است . پيامبر فرمود: اى عايشه ، آيا بنده سپاس گزار نباشم (132)؟
    در روايتى ديگر عطاء بن زياد مى گويد: ((روزى به عايشه گفتم عجيب ترين چيزى كه از پيامبر ديدى ، چه بود؟ عايشه گفت : همه كارهاى پيامبر عجيب است ، ولى از همه عجيب تر اينكه شبى از شبها پيامبر در خانه من بود. اندكى استراحت كرد. هنوز آرام نگرفته بود كه برخاست و وضو گرفت و به نماز ايستاد و آنقدر در حال نماز گريه كرد كه جلو لباسش از اشك چشمش ‍ تر شد. پس سر به سجده نهاد و آنقدر گريست كه زمين تر شد. همچنان تا طلوع صبح ، پريشان و گريان بود. وقتى بلال حبشى آمد و پيامبر را براى نماز صبح طلبيد، آن حضرت را گريان ديد. پرسيد: شما كه مشمول لطف خدا هستيد، پس براى چه گريه مى كنيد؟ پيامبر فرمود: آيا نبايد بنده سپاس گزار خدا باشم ؟ چرا نگريم ، خداوند در شبى كه گذشت آيات تكان دهنده اى بر من نازل كرده است . پس شروع به خواندن آيات 190 تا 194 سوره آل عمران كرد و در پايان فرمود: واى به حال كسى كه اين آيات را بخواند و در آن نينديشد(133))).
    پيامبر هميشه نگران و در انديشه جهان آخرت بود. ابوذر نقل مى كند كه پيامبر شب را به نماز مى ايستاد و اين آيه را تكرار مى كرد:
    ان تعذبهم فانهم عبادك و ان تغفر لهم فانك اءنت العزيز الحكيم .(مائده : 118)
    پروردگارا! اگر آنان را مجازات كنى ، بندگان تواند و اگر آنان را ببخشى ، تو عزيزى و كارهايت از روى حكمت است (134).
    ابن مسعود مى گويد: ((روزى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) به من فرمود: برايم قرآن بخوان . شروع به خواندن سوره نساء كردم . وقتى به اين آيه رسيدم :
    فكيف اذا جئنا من كل امه بشهيد و جئنا بك على هؤ لاء شهيدا.(نساء: 41)
    (حال مردم ) چگونه است ، آن هنگام كه براى هر امتى گواهى (بر اعمالشان ) حاضر سازيم و تو را (اى پيامبر) گواه آنان بياوريم .
    متوجه شدم كه ديدگان پيامبر پر از اشك شد و به من فرمود: همين مقدار كه خواندى ، كافى است (135))).
    امام موسى كاظم (عليه السلام) به نقل از پيامبر فرمود:
    وقتى موسى بن عمران با خداى خود راز و نياز مى كرد، مى گفت : يا رب اءبعيد انت منى فاءناديك ام قريب فاءناجيك ؛ ((پروردگارا! آيا تو از من دورى تا ندا كنم تو را يا نزديكى تا با تو آهسته راز و نياز كنم ؟)) به حضرت موسى (عليه السلام) وحى شد: اى موسى ! من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند. موسى عرض كرد: پروردگارا! من در حالى هستم كه تو را بزرگ تر از آن مى شمارم تا يادت كنم . خداوند فرمود: اى موسى ! در هر حال مرا ياد كن (136).

    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

  10. #30
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩***۩ ملکوت اخلاق ۩***۩





    8 - قرآن خواندن

    آورنده قرآن مجيد، براى خواندن آن ، ارج و اهميت ويژه اى قائل بود و در سيره عملى خود نيز اجرا مى كرد. شب ها، تا سوره هاى حديد، حشر، صف ، جمعه و تغابن را نمى خواند، نمى خفت (137). جابر گفته است : ((شبها تا سوره هاى تبارك و الم تنزيل را نمى خواند، نمى خوابيد(138))). رسول گرامى ، سوره اعلى را دوست مى داشت (139). هنگام خواندن قرآن ، صدايش را مى كشيد(140) و با آوايى زيبا قرآن مى خواند(141) و مى فرمود:
    هر چيز آرايه اى دارد و زينت قرآن ، آواى خوش است (142) و نغمه زيبا بر زيبايى قرآن مى افزايد(143).
    همچنين آورده اند پيامبر نمى خوابيد، مگر آنكه مسبحات را تلاوت مى كرد و مى فرمود: ((در اين سوره ها آيه اى هست كه از هزار آيه بالاتر است .)) عرض كردند: مسبحات كدام سوره ها هستند؟ فرمود: ((حديد، حشر، صف ، جمعه و تغابن مسبحات هستند(144))).
    شيخ طبرسى مى گويد: از ابن عباس نقل شده است كه پيامبر وقتى سبح اسم ربك الاءعلى را مى خواند، مى فرمود: سبحان ربى الاءعلى . اين روايت از حضرت على (عليه السلام) نيز نقل شده است (145).
    سيوطى از ابن امامه نقل مى كند: ((پس از حج الوداع ، با پيامبر نماز مى خواندم . حضرت لا اقسم بيوم القيامه را زياد مى خواند. وقتى كه به اين آيه مى رسيد اليس الله بقادر على ان يحيى الموتى ، مى شنيدم كه مى فرمود: بلى و انا على ذلك من الشاهدين ؛ ((آرى و من بر اين امر گواهم (146))).
    سيوطى همچنين مى گويد: ((از ابن عباس روايت است كه پيامبر وقتى كه آيه و نفس و ما سواها فاءلهمها فجورها و تقواها را مى خواند، درنگ مى كرد و مى فرمود: اللهم آت نفسى تقويها و زكيها، انت خير من زكيها، انت وليها و موليها؛ ((خدايا! به روح من تقوا و تزكيه آن را عنايت كن . تو بهترين كسى هستى كه آن را تزكيه مى كنى . تو سرپرست و مولاى روح من هستى )). ابن عباس مى گويد: پيامبر اين دعا را در نماز مى گفت (147))).
    عبدالله بن مسعود يكى از نويسندگان وحى بود. آيات قرآن كه بر پيامبر نازل مى شد، به افرادى از جمله به عبدالله پسر مسعود مى گفت آن آيات را بنويسد. روزى پيامبر به عبدالله فرمود: آياتى از قرآن را بخوان تا من بشنوم . عبدالله آياتى را از سوره نساء خواند تا به آيه فكيف اذا جئنا من كل امه بشهيد و جئنا بك على هؤ لاء شهيدا.(نساء: 41) رسيد كه مى گويد: ((پس چگونه است (حال بندگان ) هنگامى كه از هر گروهى ، گواهى (بر كردار آنان ) بياوريم و تو اى پيامبر گواه بر اين امت باشى .)) پيامبر تا اين آيه را شنيد، منقلب شد و چشمهايش پر از اشك گرديد و فرمود: ديگر بس ‍ است .
    علامه طبرسى در تعبيرى زيبا ذيل اين آيه مى نويسد:
    وقتى كه شاهد و گواه (پيامبر) با شنيدن اين آيه ، اين چنين دگرگون و اندوهگين شود، پس امت او كه بر او شهادت داده مى شود، چه بايد بكنند(148)؟

    ۩***۩  ملکوت اخلاق ۩***۩

صفحه 3 از 15 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •