۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 14 از 103 نخستنخست ... 41011121314151617182464 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 1021
  1. #131
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    110- من ضامن بدهى او هستم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابوسعيد خدرى مى گويد: در حيات رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر جنازه يكى از انصار حاضر شد. فرمود: آيا بر او دينى هست ؟ گفتند: آرى ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برگشت ، على (عليه السلام ) به حضرت گفت : من ضامن بدهى او هستم ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على (عليه السلام ) فرمود (فك الله رقبتك كما فككت عن اخيك المسلم )(136) آرى امام على (عليه السلام ) آنگونه بود كه در بخشش مال خود چنين بود اما حاضر نبود از بيت المال كمترين مالى به شيعيان نزديكش بدهد مگر آنكه حق او باشد.





    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #132
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    111- دعاى پيامبر (ص ) براى زن با حجاب
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: روزى به همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در قبرستان بقيع نشسته بوديم آن روزه هوا سخت بارانى بود در همين حال زنى كه سواره بود از جلوى ما عبور كرد ناگهان دست آن حيوان در گودى فرو رفت و در نتيجه آن زن نقش بر زمين شد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم از ديدن اين صحنه روى گرداند و ناراحت شد.اطرافيان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عرض كردند يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آن زن پوشيده است و بر تن جامه اى دارد كه تمام بدن او را پوشانده است . حضرت در حق او دعا كرد و گفت : پروردگارا زنانى كه خود را پوشيده نگه مى دارند مشمول رحمت و غفران خود بگردان الله اغفر للمتسر ولات سپس فرمود:
    اى مردم براى پوشش از جامه هايى استفاده كنيد كه اندامتان را پوشيده نگه دارد و همسرانتان را به هنگام خروج از منزل با پوشيدن آن در حفظ و امان نگه داريد.(137)





    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #133
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    112- نام گذارى امام حسن (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    وقتى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام امام حسن (عليه السلام ) را به دنيا آورد، به حضرت على (عليه السلام ) فرمود: نام او را انتخاب كن . اميرمؤ منان (عليه السلام ) فرمود: من بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سبقت نمى گيرم . سپس او را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بردند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را بوسيد و فرمود: چه نامى برايش انتخاب كرديد؟ حضرت على (عليه السلام ) جواب داد قبل از شما نامى انتخاب نكرديم . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: من هم بر خداى خويش سبقت نمى گيرم جبرئيل از طرف خدا نازل شد و پيام تبريك خداوند را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رساند و عرض كرد: خداوند عز و جل امر مى كند كه چون نسبت على (عليه السلام ) به شما مانند نسبت هارون به موسى است او را به نام فرزند هارون نام بگذار. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: نام او چه بود؟ جبرئيل جواب داد: شبر. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: زبان من عربى است ، جبرئيل عرض كرد: معادل آن در زبان عربى حسن است .(138)





    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #134
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    113- حضرت على (ع ) و جعفر جامع و چگونگى آن
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    از جمله طرقى كه از جانب پروردگار اعظم جل و علا بوسيله خاتم الانبيا صلى الله عليه و آله و سلم افاضه فيض رحمانى بر على (عليه السلام ) شد جفر جامع بوده است و آن صحيفه و كتابى بود مشتمل بر علم ما كان و ما يكون الى يوم القيامة بطريق حروف رمز كه آن كتاب و علم آن از مخصوصات على و ائمه طاهرين (عليه السلام ) بوده است .
    سال دهم هجرت بعد از مراجعت از حجة الواداع جبرئيل آمد و به رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم خبر داد كه عمرت به آخر رسيده آن حضرت دستهاى مبارك خود را به درگاه حضرت واهب العطايا برداشت و عرض كرد: خدايا به من وعده دارى و هرگز خلف وعده نمى كنى .
    خطاب الهى رسيد على را بردار و بالاى كوه احد پشت به قبله بنشين حيوانان صحرا را صدا كن تا تو را اجابت مى نمايند در ميان آنها بز سرخ رنگ بزرگى است كه اندكى شاخ او بالا آمده است به على امر كن او را ذبح نمايد و پوست او را از طرف گردن بكند و وارونه كند او را دباغى كرده آنگاه جبرئيل مى آيد و دوات و قلم و مركب مى آورد كه از جنس مركب زمين نمى باشد هر چه جبرئيل مى گويد: تو به على بگو بنويسد آن نوشته و پوست باقى مى ماند و هرگز مندرس نمى شود و محفوظ خواهد ماند هر گاه او را بگشايند تازه خواهد بود.
    رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به همان دستور بالاى كوه احد عمل نمود جبرئيل آمد قلم و دوات خدمت آن حضرت گذارد حضرت امر فرمود به على (عليه السلام ) آماده كار شد آنگاه جبرئيل از جانب رب جليل وقايع مهمه عالم را كلا و جزء به پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مى گفت ، پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم هم به على مى فرمود: بر آن پوست مى نوشت تا آنكه پوستهاى باريك پاچه و دستها و پاهاى او را هم نوشت و ثبت شد در آن كتاب كلما كان و ما هو كائن الى يوم القيمة هر چه بود و هر چه بعد خواهد شد تا روز قيامت

    .
    تمام را نوشتند حتى اسامى اولادها و ذرارى و دوستان و دشمنان آنها و آنچه بر سر يكايك اولاد خواهد آمد تا روز قيامت در آن كتاب ثبت گرديد.
    آنگاه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آن جلده و جفره را به على (عليه السلام ) دادند و جزء اسباب وراثت و ولايت و امامت قرار گرفت كه هر امامى از دنيا برود به امام معلوم بعد از خود به وراثت مى سپارد.
    پس اين كتاب مخصوص على (عليه السلام ) و يازده فرزند آن حضرت است و در آن همه چيز هست از علم منايا و باليا و احكام و تمام لغتها و مشتمل بر هزار و هفتصد صفحه از مفاتيح علوم مخصوص امام على (عليه السلام ) مى باشد.(139)




    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #135
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    114- محبوبترين خلق
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    انس بن مالك مى گويد: چند پرنده را به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آوردند و به آن حضرت هديه دادند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم آنها را بين همسان خود تقسيم كرد كه به هر يك از آنها سه پرنده رسيد يكى از همسران آن حضرت دو پرنده قطاة از سهميه خود را پخته و آماده كرده و به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آورد و خود به همان يك پرنده قناعت كرد.
    رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنين دعا كرد: خدايا محبوبترين خلق در پيشگاه خود و در نزد مرا به اينجا بفرست تا از غذايى كه از اين پرنده آماده شده با هم بخوريم ...
    امام على (عليه السلام ) حاضر شد و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با آن حضرت از آن غذا ميل كردند.(140)
    ز مشرق تا به مغرب گر امام است
    اميرالمؤ منين حيدر تمام است (141)







    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #136
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    115- محرم اسرار
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به على (عليه السلام ) فرمود: يا على خدا به من دستور داده تا تو را به خود نزديك كرده و علوم خودم را به تو تعليم كنم تا از آنها تو نگهدارى نمايى آنگاه اين آيه نازل شد كه و تعيها اذن واعية

    و آنگاه به على (عليه السلام ) فرمود: تو آن گوش نگهدارنده هستى (142) و ابوسعيد خدرى گويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدم معنى الذى عنده علم من الكتاب چيست ؟
    فرمود: او وصى برادرم سليمان بن داود بود. گفتم : و من عنده علم الكتاب كيست ؟ فرمود: ذاك اخى على بن البى طالب يعنى : او برادرم على بن ابيطالب است .(143)






    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #137
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    116- ازدواج حضرت زهرا عليهاالسلام
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    قبل از خواستگارى امام على (عليه السلام ) از حضرت زهرا عليهاالسلام ، خواستگاران زيادى از جمله ابوبكر، عمر، عثمان و عبدالرحمن بن عوف جهت خواستگارى خدمت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم رسيده بودند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دست رد به سينه تمامى آنها زد و فرمود: امر ازدواج دخترم با خداست (امرها الى ربها) تا اينكه روزى ابوبكر و عمر در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشسته بودند و سعد بن معاذ انصارى و چند تن ديگر نيز در آنجا حضور داشتند در مورد حضرت زهرا عليهاالسلام صحبت به ميان آمد. ابوبكر گفت : اشرف قريش از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را خواستگارى كردند ولى آن حضرت فرمود: تزويج فاطمه به فرمان خداست ولى على (عليه السلام ) هنوز به خواستگارى او نرفته گمان مى كنم تنگ دستى او مانع از چنين كارى شده است . آنگاه او به عمر، و سعدبن معاذ گفت : آيا مايليد باتفاق هم نزد على (عليه السلام ) برويم و در اين مورد با وى مذاكره كنيم و چنانچه تهى دستى او مانع از اين امر باشد به او كمك مالى بكنيم ؟ سعد گفت : خدا توفيقت دهد. سلمان مى گويد: آنها از مسجد خارج شده و در جستجوى على (عليه السلام ) به خانه او رفتند ولى او را نيافتند و معلوم شد كه آن حضرت در نخلستان مردى از انصار براى دريافت مزدى با شتر آبكشى مى كند. آنگاه به نزد او رفتند و چون چشم على (عليه السلام ) به آنها افتاد. فرمود: چه خبر است ، چه چيزى شما را وادار كرد كه به اينجا بياييد؟ ابوبكر گفت : يا على (عليه السلام ) خصلت نيكى نيست كه تو در آن فضيلت نداشته باشى . اشراف قريش از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دخترش را خواستگارى كرده اند و او به آنها جواب رد داده و فرموده است كار تزويج فاطمه عليهاالسلام با خداست علت اين كه شما در اين مورد با پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم صحبت نمى كنيد چيست ؟ من يقين دارم كه خدا و رسولش او را براى تو نگه داشته اند. على (عليه السلام ) از شنيدن سخن ابوبكر چشمانش اشك آلود شد فرمود: اى ابابكر مرا به هيجان آوردى و به چيزى كه از آن غافل بودم تذكر دادى به خدا سوگند كه من به اين امر راغب هستم و فقط فقر و تهيدستى مانع از انجام اين كار است . ابوبكر گفت : چنين مگو تمام دنيا و مافيها در نزد خدا و رسولش ‍ هيچ ارزشى ندارد. آنگاه على (عليه السلام ) براى خواستگارى فاطمه عليهاالسلام خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم شرفياب شد.(144)
    خود حضرت امير (عليه السلام ) فرمود: وقتى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيدم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: يا على ! عرض كردم : بلى يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم . فرمود: آيا ترا رغبت ازدواج هست ؟ عرض كردم : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داناتر است ، پيش خود فكر كردم كه آن حضرت مى خواهد يكى از زنان قريش را به من تزويج كند تا اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بعدا مرا نزد خود احضار فرمود: و من نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفتم وقتى مرا ديد با چهره گشاده تبسم فرمود: و من دندانهاى او را كه از سفيدى مى درخشيد ديدم آنگاه فرمود: يا على بشارت باد ترا كه خداى متعال امر مرا درباره ازدواج تو كفايت كرد. عرض كردم يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم چگونه ؟ حضرت فرمود جبرئيل نازل شد سنبل و قرنفل به من داد و من آنها را گرفته و بوئيدم و از سبب آن پرسيدم گفت : خداوند به فرشتگان بهشت دستور داد كه بهشت را زينت دهند و منادى از عرش صدا زد كه روز وليمه على بن ابيطالب است و خداوند فرشتگان را فرمود: كه گواه باشيد من فاطمه را به على تزويج كردم و آنها را براى هم پسنديدم .





    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #138
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    117- ولى خدا، وصى پيمبر (ص )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در بستر وفات قرار رفت سر مباركش بر دامن حضرت على (عليه السلام ) بود و خانه پر از انصار و مهاجران بود عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در پيش روى حضرت بود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به عباس فرمود: ايا وصيتم را عمل مى كنى و قرضم را ادا مى نمايى و به وعده هايم وفا مى نمايى . عباس گفت من پيرو عيال وارم و تهى دست ، (توان اين كار را ندارم ) لذا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آن جمع 3 مرتبه حرف خود را تكرار كرد ولى عباس نپذيرفت آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اين امور را به كسى مى سپارم كه حقش را ادا خواهد كرد و مانند تو سخن نخواهد گفت : سپس به حضرت على (عليه السلام ) فرمود: اى على (عليه السلام )، اى برادر محمد، آيا قبول مى كنى كه به وعده هاى محمد عمل كنى و به وعدهايم وفا كنى و قرضش را بپردازى و ميراثش را بگيرى ؟! حضرت على (عليه السلام ) كه گريه گلويش را گرفته بود نتوانست جواب دهد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سخن خود را تكرار كرد در اين هنگام عرض كرد: آرى فدايت گردم ، سود و زيانش با من ، على (عليه السلام ) فرمود: من به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نگاه مى كردم ديدم انگشتر خود را از انگشت خود بيرون كرد و فرمود: تا من زنده ام اين انگشتر را به دست خود كن ، حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد چون آن را در انگشت خود كردم در حالى كه آرزو مى كردم كه از تمام ميراث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همين انگشتر را داشته باشم . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بلال چرا خواست و به او فرمود: اين وسائل را بياور كه عبارتند از: كلاه ، خود، زره ، پرچم ، پيراهن ، ذوالفقار، عمامه سحاب ، جامه برد، كمربند و عصا (كه آن كمربند بهشتى بود) دو جفت نعلين ، دو پيراهن معراج پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، و پيراهن جنگ احد و سه كلاه : 1- كلاه مسافرت ، 2- كلاه عيد قربان و عيد فطر و روزهاى جمعه حضرت . 3- كلاهى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به سر مى گذاشت و با اصحابش به گفتگو مى نشست و بعد فرمود: تا دو استر شهباء، و دلدال و دوشتر غضبا و تصواء و دو اسب جناح و اسب حزوم و حمار عفير را نيز بياورند
    پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همه اينها را به امام على (عليه السلام ) سپرد و فرمود: اقبضها فى حياتى تا من زنده ام اينها را از من دريافت كن .(145)
    و در كلامى ديگر حضرت فرمود: يا على قم فاقبض هذا بشهادة من فى البيت من المهاجرين و الانصار كى لا نيازعك احد من بعدى (146)
    اى على برخيز و در برابر چشم حاضران از مهاجران و انصار اينها را دريافت كن تا بعد از من هيچ كس با تو (و رهبرى تو) نزاع و ستيز نكند.
    سپس امام على (عليه السلام ) برخاست و آنها را تحويل گرفت و به خانه خود برد و در محل امنى گذاشت و برگشت .
    لذا به شهادت ماءخذ روايى صحيح و شعراى زمان صدر اسلام و كتابهاى اصيل اسلامى ما حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در صدر اسلام نيز به وصى شناخته شده بود ولى بنى اميه دست به دست هم دادند كه آثار اميرالمؤ منين (عليه السلام ) را محو كنند و يكى از كارهاى آنها حذف اين لقب و اشتهار از حضرت وصى صلوات الله عليه بود.(147)
    نوشته بر در فردوس كاتبان قضا
    نبى رسول و وليعهد حيدر كرار(148)





    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #139
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    118- قثم بن عباس ، آخرين كسى كه با پيامبر (ص ) وداع كرد
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    كسانى كه مسؤ وليت غسل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به عهده داشتند عبارت بودند از: على بن ابى طالب (عليه السلام )، عباس بن عبدالمطلب ، فضل و قثم ، فرزندان عباس ، اسمة بن زيد و شقران ، غلام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم (149) اما كسانى كه وارد قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شدند، على (عليه السلام )، فضل و قثم فرزندان عباس بودند.(150) عبدالله بن حارث بن نوفل گويد: همراه با على بن ابيطالب (عليه السلام ) در عمره بودم كه گروهى از مردم عراق بر او وارد شدند و گفتند: اى ابوالحسن ! ما نزد تو آمده ايم از امرى سؤ ال كنيم كه دوست داريم ما را از آن مطلع سازى . حضرت كه متوجه سؤ ال آنها شد، فرمود: تصور مى كنم مغيره ادعا كرده و به شما گفته است كه او جديدترين عهد ديدار با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را دارد. يعنى ، او آخرين نفرى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ديده است ، گفتند آرى ! ما آمده ايم اين را از شما سؤ ال كنيم . حضرت فرمود: مغيره دروغ گفته است ، زيرا جديدترين عهد ديدار با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از آن قثم بن عباس است ، چون او آخرين نفر از ما بود كه از قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خارج گرديد.
    شيخ طوسى او را از اصحاب على (عليه السلام ) معرفى كرده است زمانى كه كارگزار مكه بود حضرت طى نامه هايى ، او را از دسيسه هاى معاويه مطلع ساخت و در نامه اى ديگر مسؤ وليت حج را به عهده او گذارد.
    على ز بعد محمد زهر كه هست به است
    اگر تو مؤ من پاكى بكن براين اقرار(151)





    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #140
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    119- حيدر قاهر، غالب
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    انس بن مالك گفت : در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، مردى بود كه از عبادت و كوشش او در نماز ما تعجب مى كرديم ، نام و نحوه عبادت او را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عرض كرديم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را نشناخت ، هيكل و قواره اش را شرح داديم باز نشناخت ، در همين بين خود او از راه رسيد عرض كرديم يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم همين مرد است فرمود: شما توصيف مردى را مى كنيد كه در پيشانيش مهر شيطان است ، آن شخص پيش آمد تا مقابل ما رسيد ولى سلام نكرد. پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم رو به او فرمود: ترا به خدا سوگند راست بگو وقتى به اين جمع رسيدى با خود نگفتى در ميان اينها يك نفر از من بهتر و برتر نيست ؟ او جواب داد: صحيح است . سپس براى اداى نماز رهسپار شد. پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چه كسى اين مرد را مى كشد؟ ابوبكر پيشنهاد را پذيرفت و براى كشتن او عازم شد وقتى وارد مسجد شد ديد او مشغول نماز است با خود گفت : سبحان الله مردى را در حال نماز بكشم با اينكه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم از كشتن نمازگزاران نهى فرمود: لذا منصرف گرديد و بيرون آمد. پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم از او پرسيد: ابوبكر چه كردى ؟ او عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم خوشم نيامد او را در حال نماز بكشم چون شما از كشتن نمازگزاران ما را نهى نموده ايد. پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد: چه كس او را مى كشد؟ عمر از جاى خود حركت كرد و رفت تا او را بكشد وقتى رسيد او را در حال سجده ديد گفت : ابوبكر از من بهتر است و (او را نكشت ) برگشت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد: چه ردى ؟ گفت كه او را در حال سجده ديدم از كشتن او صرف نظر نمودم ، براى سومين بار حضرت فرمود: چه كسى او را مى كشد؟
    على (عليه السلام ) عرض كرد: من ، پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اگر او را پيدا كردى ، وقتى على (عليه السلام ) وارد مسجد شد مشاهده كرد او خارج شده لذا خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيد پيامبر سؤ ال كرد؟ چه شد عرض كرد از مسجد بيرون رفته بود. حضرت فرمود:
    لو قتل هذا لكان اول فتنه و آخرها اما انه سيخرج من ضئضئى هذا قوم ...
    (اگر كشته شده بود آغاز و پايان فتنه همين بود...) نشانه اين گروه (خوارج ) آن است كه در ميان آنان مرد سياه چهره ناقص دستى است كه منتهاى آن گوشتى است مثل پستان زن كه حالت ارتجاعى و كشش ‍ دارد.(152)
    امام على (عليه السلام ) پس از فراغت از جنگ نهروان دستور داد كه بدن (ذوالثديه ) را در ميان كشته ها پيدا كنند وقتى حضرت جسد او را ديد و بدن او را با همان وصفى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم توصيف كرده بود يافت به كرانه اين موفقيت به سجده افتاد(153).
    علامه امينى مى نويسد: صاحب اين داستان ذوالثديه (154) رئيس خوارج از قبيله بنى تميم بود كه مؤ سس جنگ نهروان بود كه آخر سر هم كشته شد.
    هرگز فريب دشمن رو به صفت نخورد
    زين روى گفته اند كه شير خدا عليست (155)





    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 14 از 103 نخستنخست ... 41011121314151617182464 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •