۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 19 از 103 نخستنخست ... 91516171819202122232969 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 1021
  1. #181
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    160- شاءن نزول سوره هل اتى

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ...و روز بيست و پنجم از ماه ذى الحجه خداوند بواسطه نزول سوره هل اتى از صدقه اهل بيت (عليه السلام ) قدردانى فرمود، و هديه شان را در راه خدا پذيرفت و وصف و مدح و ثناى آنها را در كتابش فرو فرستاد. شرح اين ماجرا چنين است كه حسنين (عليه السلام ) بيمار شدند و جد ايشان و عموم مردم به عيادتشان آمدند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از حضرت على (عليه السلام ) پرسيد: اى ابوالحسن چرا براى فرزندانت نذرى نمى كنى ، على (عليه السلام ) جواب داد: نذر مى كنم كه اگر فرزندانم از اين بيمارى شفا يافتند به عنوان شكرگزارى از خداوند عز و جل سه روز را روزه بگيرم . فاطمه عليهاالسلام و فضه خدمتكار آنها نيز همين نذر را كردند امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) وقتى شفا يافتند كه هيچ چيز در خانه آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم نبود على (عليه السلام ) كسى را پيش شمعون خيبرى فرستاد تا از او سه پيمانه جو قرض كند و در بعضى روايتها چنين آمده است كه : على (عليه السلام ) كسى را پيش همسايه يهودى اش كه پشم ريس بود و او را شمعون صدا مى كردند فرستاد، تا از او بپرسد آيا پشمى دارد كه بدهند فاطمه عليهاالسلام دختر محمد صلى الله عليه و آله و سلم آنرا بريسد و در مقابل سه پيمانه جو مزد بگيرد يا نه ؟ آن يهودى پذيرفت ، و پشم و جو را پيش فاطمه عليهاالسلام آورد. گفته اند: فاطمه عليهاالسلام از جا برخاست و جو را آسيا كرد و پنج گرده نان باى هر يك از اهل خانه تهيه كرد. على (عليه السلام ) هم نماز مغرب را با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برگزار كرد و به منزل آمد، وقتى كه غذا را پيش روى آن حضرت گذاشتند درمانده اى بر آستانه در ظاهر شد و اظهار داشت : سلام بر شما اهلبيت محمد صلى الله عليه و آله و سلم درماندهاى از درماندگان مسلمانم غذايى به من بدهيد تا خدا از غذاهاى بهشتى نصيبتان كند. على (عليه السلام ) اين صدا را شنيد فرمان داد گرده هاى نان را به او بدهند آنگاه شب و روز را صبر كردند و جز آب چيزى نخوردند وقتى روز دوم ، شد فاطمه عليهاالسلام ، برخاست و جو را آسياب كرد و نان پخت ، على (عليه السلام ) با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نماز مغرب را گزارد و به منزل بازگشت مجددا وقتى غذا را پيش روى حضرتش گذاشتند يتيمى بر آستانه در ظاهر شد، و گفت : سلام بر شما اهل بيت محمد صلى الله عليه و آله و سلم يتيمى هستم از مهاجر زاده ها كه پدرم در روز عقبه به شهادت رسيده است غذايى به من بدهيد تا خدا از غذاهاى بهشتى نصيب شما بكند، همانند شب قبل همگى غذا را به آن يتيم دادند روز سوم نيز فاطمه زهرا عليهاالسلام پيمانه سوم جو را آسياب كرد، و نان را آماده كرد شب هنگام موقعه افطار ناگهان اسيرى بر آستانه در ايستاد و گفت : سلام بر شما اهلبيت محمد صلى الله عليه و آله و سلم آيا ما را اسير مى كنيد و آن وقت غذايى بما نمى دهيد؟ على (عليه السلام ) فرمان داد، غذاى آن شب را هم به او بدهند لذا آنها سه شبانه روز جز آب هيچ نخوردند، روز چهارم كه شد نذرشان پايان يافت ، على (عليه السلام ) دست حسن (عليه السلام ) را در دست راستش و دست حسين (عليه السلام ) را در دست چپش گرفت و پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمدند وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آنان را چنين ديد رو به حضرت على (عليه السلام ) كرد و پرسيد، اى ابوالحسن چرا شما را در اين وضعيت سخت مى بينم ؟ بياييد به اطاق فاطمه عليهاالسلام برويم .
    وارد اتاق او شدند ديدند، حضرت فاطمه عليهاالسلام در محراب نماز خود ايستاده و از شدت گرسنگى چشمهايش گود افتاده ، وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فاطمه زهرا عليهاالسلام را اين گونه ديد فرمود: پناه بر خدا. اهل بيت محمد دارند از گرسنگى مى ميرند كه ناگه جبرئيل بر پيامبر نازل شد و فرمود: اى محمد صلى الله عليه و آله و سلم آنچه را كه خداوند نسبت به اهلبيت تو گوارا داشته است بگير. حضرت فرمود: جبرئيل چه چيزى را بگيرم ؟ جبرئيل او را به خواندن وا داشت هل اتى على الانسان حين من الدهر ؛ تا آنجا كه لا نريد منكم جزاء و لا شكورا تا آخر سوره ، و ثعلبى روايت كرده است كه در اين روز غذايى از آسمان برايشان فرود آمد كه تا هفت روز از آن غذا مى خوردند.(197)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #182
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    161- مقام امام على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آب خواست در آن وقت على (عليه السلام ) و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين (عليه السلام ) در محضرش بودند وقتى كه آب آوردند، پيامبر ظرف آب را نخست به حسن (عليه السلام ) و بعد به حسين (عليه السلام ) و سپس به فاطمه عليهاالسلام داد. هر كدام از آنها كه آب مى آشاميدند، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به آن ها مى فرمود: هنيئا مريئالك ... يعنى گوارا باد و نوش جانت باد اى ... ولى وقتى كه ظرف آب را به على (عليه السلام ) داد و او از آن آب نوشيد، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمود: هنيئا مريئالك يا ولى و حجتى على خلقى گوارا و نوش جانت باد اى ولى و حجت من بر مخلوفات آنگاه سجده خدا را بجا آورد. فاطمه عليهاالسلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد، يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم راز سجده شما چه بود. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هنگامى كه هر كدام از شما آب نوشيديد و من گفتم گوارا باد و نوش جانت باد با گوشم شنيدم كه فرشتگان و جبرئيل نيز با من هم صدا شده و همين سخن را گفتند ولى هنگامى كه على (عليه السلام ) آب آشاميد و گفتم هنيئا مريئالك ، صداى ذات پاك خدا را شنيدم كه همين سخن را فرمود: از اين رو خدا را به عنوان شكر در برابر نعمتهايش سجده كردم .(198)
    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #183
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    162- ورود به قبا
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه از طريق وحى از توطئه دارالندوه (199) مشركين مطلع شده بود پس از خروج از مكه در غار ثور 3 روز توقف داشت در اين مدت 3 روز على (عليه السلام ) علاوه بر تاءمين نيازهاى غذايى آن حضرت اخبار مكه را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گزارش مى داد(200) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در شب چهارم توقف در غار پس از سفارشهاى لازم به على (عليه السلام ) از بيراهه رهسپار يثرب شد (201) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بعد از 9 روز حركت روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول به قبل رسيد(202). اميرالمؤ منين (عليه السلام ) پس از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به يثرب سه روز در مكه ماند و سفارشهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به انجام رسانيد، سپس به همراه مادرش فاطمه بنت اسد و حضرت فاطمه عليهاالسلام و فاطمه دختر زبير و گروهى ديگر، با پاى پياده فاصله حدود چهارصد و هفتاد كيلومترى مكه - مدينه را طى كرد و روز پنج شنبه نيمه ماه ربيع الاول در قبا به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ملحق شد. (203)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #184
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    163- لقب مرگ سرخ براى على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    جنگ بدر كه در روز يكشنبه 12 ماه رمضان از سال دوم هجرت و به همراه 313 نفر از مسلمانان (82 مهاجر و 231 انصار) مرحله تداركاتى آن شروع شد، سرانجام در روز هفدهم ماه رمضان دو سپاه در كنار چاههاى بدر رو در روى هم قرار گرفتند. ابتدا جنگ از سوى دشمن شروع شد، در مرحله تن به تن سه نفر از قهرمانان شرك به نامهاى عتبه ، شيبه ، وليد به توسط حضرت على (عليه السلام ) و حمزه و عبيده به هلاكت رسيدند على (عليه السلام ) مى فرمايد: هنگامى كه (تنور) جنگ برافروخته مى شد ما به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پناه مى برديم و هيچ كس از ما به دشمن نزديكتر از او نبود بيشتر كشته شدگان اين چنگ به دست على (عليه السلام ) بود (بنا به نقل مورخان ) لذا از جمع كشته هاى مشركين كه 70 نفر بودند مرحوم مفيد، رقم كشته هاى دشمن را كه به دست على (عليه السلام ) كشته شده اند را 36 نفر ذكر كرده است (204) از همين جهت بود كه كفار قريش حضرتش را مرگ سرخ ناميدند.(205)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #185
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    164- فرشته ايثار و كرم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى على (عليه السلام ) چيزى براى خوردن از فاطمه زهرا عليهاالسلام خواست او گفت : سوگند به خدايى كه پدرم را به نبوت و ترا به وصيت ، گرامى داشت امروز چيزى براى تغذيه تو ندارم و دو روز است كه غذايى نداريم . على (عليه السلام ) فرمود: اى فاطمه عليهاالسلام چرا اين مطلب را به من نگفتى تا چيزى براى شما تهيه كنم . فاطمه گفت : يا اباالحسن من از خدايم شرم دارم كه تو را وادار به چيزى كنم كه انجام آن را نتوانى . على (عليه السلام ) از خانه خارج شد و يك درهم قرض نمود بر حسب اتفاق به مقداد بن اسود آن يار باوفاى خود برخورد نمود كه در آن هواى گرم از شدت حرارت رنگش افروخته بود حضرت پرسيد اى مقداد چه شده كه در اين هواى گرم از خانه بيرون آمدى ؟ عرض كرد: يا اباالحسن مرا بحال خود واگذار و چيزى مپرس . حضرت فرمود: اى برادر من نمى توانم ترا رها كنم تا اينكه از حال تو با خبر شوم . مقداد عرض كرد يا اباالحسن بخاطر خدا و خودت مرا رها كن و از وضع و حالم مپرس . على (عليه السلام ) فرمودى : اى برادر تو نمى توانى حال خود را از من پنهان كنى . مقداد عرض كرد: حالا كه اصرار مى كنى به خدايى كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم را به نبوت و ترا به وصيت گرامى داشته سوگند چيزى جز تهيدستى مرا از خانه بيرون نياورده و من در حالى كه خانواده ام گرسنه بودند از خانه خارج شدم و چون صداى گريه اهل خانه را شنيدم نتوانستم تحمل كنم اين است وضع و حال من ؛ از شنيدن اين سخنان چشمان على (عليه السلام ) اشك آلود شد و گريه كرد. آنگاه به مقداد فرمود: به همان كسى كه توبه آن قسم ياد كردى من نيز سوگند مى خوردم كه مرا نيز از خانه بيرون نياورده مگر همان چيزى كه ترا از خانه بيرون آورده است ولى حالا من يك دينار قرض كرده ام و آن را به تو مى دهم و من ترا بر خود مقدم مى دارم . على (عليه السلام ) دينارى را كه قرض كرده بود به مقداد داد و خود روانه مسجد شد آنگاه نماز ظهر و عصر و مغرب را پشت سر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خواند، چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواست از مسجد خارج شود، على (عليه السلام ) را كه در صف اول نماز بود مشاهده كرد نوك پايى به او زد و راه افتاد آن حضرت برخاسته و خود را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسانيد و سلام كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پاسخ سلام را داد و فرمود: يا اباالحسن آيا در خانه غذايى دارى كه امشب با هم شام بخوريم ؟ على (عليه السلام ) كه از ظهر در مسجد مانده بود از شرم سر بزير افكند و متحير ماند كه در پاسخ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چه بگويد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هم از طريق وحى از تمام ماجرا آگاه شده بود و مى دانست كه وضع اين خانواده از چه قرار است با وجود اين از جانب خداوند ماءمور بود كه آن شب را براى شام به خانه على (عليه السلام ) برود و چون سكوت على (عليه السلام ) را ديد فرمود: يا اباالحسن يا بگو نه ، تا من برگردم و يا بگو آرى ، تا با هم به خانه برويم . عرض كرد تشريف بياوريد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دست على (عليه السلام ) را گرفت و به سوى خانه براه افتاد و وارد خانه شدند فاطمه عليهاالسلام نمازش را خواند و در مصلاى خود نشسته بود و در پشت سرش قدحى پر از غذاى گرم بود كه بخار از آن بلند مى شد چون صداى پدر را شنيد از مصلى خود خارج شد و به آن حضرت سلام كرد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه فاطمه عليهاالسلام را از همه بيشتر دوست داشت پاسخ سلامش را داد و دستش را بسر او كشيد و فرمود: دخترم غذايى براى شام ما آماده كن . زهرا عليهاالسلام رفت و قدح را آورد. على (عليه السلام ) وقتى غذا را ديد با تعجب پرسيد يا فاطمه عليهاالسلام اين غذا از كجاست ؟ ما در خانه غذايى نداشتيم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در اين موقع دست مباركش را روى شانه على (عليه السلام ) گذاشت و فرمود: يا على (عليه السلام ) اين مائده آسمانى است كه به فاطمه عليهاالسلام نازل شده و بجاى آن دينارى است كه تو در راه خدا دادى ...(206)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #186
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    165- شب قدر
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    اصبغ بن نباته از على (عليه السلام ) روايت نمود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به من فرمود: يا على (عليه السلام ) ايا مى دانى معنى شب قدر چيست ؟ عرض كردم نه يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم . پيامبر فرمود: خداوند تبارك و تعالى در آن شب ، به تقدير و سرنوشتى كه روز قيامت خواهد بود قضا و حكم و اندازه گيرى نمود و در آنچه خداى عزوجل فرمان داد ولايت تو بود و نيز ولايت امامان ، از نسل تو تا روز قيامت و در روايتى ديگر امام صادق (عليه السلام ) در پرسش مفضل بن عمر فرمود: ... در آن شب (قدر) ولايت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نازل شد. مفضل مى گويد عرض كردم : در شب قدرى كه ما آن را در ماه رمضان اميد داريم ؟ حضرت فرمود: آرى . شبى كه در آن شب آسمانها و زمين اندازه گيرى شده و ولايت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) در آن تقدير و معين شده است .(207)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #187
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    166- رفتار با همسايه
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى شخصى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد و عرض ‍ كرد يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم من خانه اى در فلان جا خريده ام و نزديكترن همسايه اين منزل كسى است كه خيرى از او توقع ندارم ولى از اذيت و آزار او در امان نيستم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم به على (عليه السلام ) و ابوذر و... فرمودند: برويد به مسجد و با صداى بلند در مسجد اعلام كنيد، كسى كه همسايه اش را آزار دهد ايمان ندارد. على (عليه السلام ) و ابوذر و.. به مسجد رفته و 3 بار اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را با صداى بلند براى مردم تكرار كردند. آنگاه حضرت با دست خود به چهل خانه از هر طرف (جلو، عقب ، چپ و راست ) اشاره كرد (كه تا چهل خانه همسايه محسوب مى شوند)(208)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #188
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    167- سفارش پيامبر (ص ) به على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    حماد مى گويد: امام صادق (عليه السلام ) از پدرش بر ايمان نقل كرد: كه جابربن عبدالله گفت : سه سال قبل از اينكه روح پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ملكوت اعلى پرواز كند از آن حضرت شنيدم كه به على بن ابيطالب (عليه السلام ) مى فرمود: سلام خدا بر تو باد! اى پدر دو ريحانه . سفارش مى كنم تو را به دو ريحانه من در دنيا، پيمانه عمر من نزديك است و بزودى از ميان شما خواهم رفت ، به خداوند سوگند، كه بزودى دو تكيه گاه تو در هم فرو ريزند، به خدا سوگند خلافت و جانشينى من بر عهده تو است . چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم جان به جان آفرين تسليم كرد. على (عليه السلام ) فرمود: اين يكى از آن دو ركنى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من فرموده بود و چون فاطمه زهرا عليهاالسلام شهيده گرديد على (عليه السلام ) فرمود: اين هم تكيه گاه دومى بود كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرموده بود.(209)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #189
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    168- احترام را رد نكنيد
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    امام صادق (عليه السلام ) فرمود: دو نفر نزد على (عليه السلام ) رفتند اميرالمؤ منين (عليه السلام ) براى هر كدام يك پشتى (متكا) آورد تا پشت خود بگذارند يكى از آنها بر آن نشست و به آن تكيه داد ولى ديگرى بر ننشست . حضرت به او فرمود: بر آن متكا بنشين و تكيه بده كه احترام و اكرام را رد نمى كند مگر الاغ ، و در جايى ديگر على (عليه السلام ) فرمود: وقتى عدى پسر حاتم طايى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم او را به خانه خود برد و تنها تشك و متكايى كه آنجا بود براى او انداخت و او را بر آن نشاند.(210)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #190
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    169- هزار باب علم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) در روزهاى آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم لحظه اى آن حضرت را تنه نمى گذاشت در يكى از روزها على (عليه السلام ) براى انجام كارى از نزد حضرت خارج شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وقتى به هوش آمد، ديد على (عليه السلام ) بر بالين او حاضر نيست به يكى از همسرانش كه حاضر بود فرمود: برادر و دوست مرا بگوييد نزد من آيد. عايشه به دنبال ابوبكر فرستاد و او بر بالين حضرت حاضر شد اما پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همين كه او را ديد از او روى برگردانيد. ابوبكر برخاست و گفت اگر با من كارى مى داشتند مى فرمودند، اين را گفت و رفت . حضرت باز تقاضاى خود را تكرار كرد اين بار حفصه به دنبال عمر فرستاد و چون او حاضر شد حضرت روى خود را تكرار كرد اين بار حفصه به دنبال عمر فرستاد و چون او حاضر شد حضرت روى خود را از او برگردانيد او هم عمل و حرف ابوبكر را تكرار كرد و رفت . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مجددا تقاضاى خود را بيان داشت ،ام سلمه گفت بخدا قسم او على (عليه السلام ) را مى خواهد، پس او را حاضر نمودند چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم على (عليه السلام ) را ديد او را به سينه خود چسبانيد و صحبت هاى مخفيانه اى با او كرد كه بسيار هم طول كشيد بعدا از على (عليه السلام ) سؤ ال كردند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چه چيزى به شما گفت ؟ حضرت فرمود: هزار باب علم به من آموخت كه از هر باب ديگر برايم باز شد و وصايايى به من كرد كه ان شاء الله به آنها عمل خواهم كرد.(211)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 19 از 103 نخستنخست ... 91516171819202122232969 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •