۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 22 از 103 نخستنخست ... 121819202122232425263272 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 1021
  1. #211
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    190- ناله نااميدى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد در صبح همان شبى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به معراج رفت من در خدمت آن حضرت بودم كه حضرتش داخل حجره نماز مى گزارد و من نيز در كنار او به نماز ايستاده بودم . پس از اتمام نماز ناگهان صداى ضجه و ناله اى به گوشم رسيد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدم : يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم اين چه صدايى بود؟
    حضرت فرمود: اين ضجه و افسوس شيطان است او از معراج من با خبر شده و از اينكه در روى زمين از او پيروى شود ماءيوس شده است . (237)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر

    ملکوت (26-10-1389)

  3. #212
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    191- كاتب وحى الهى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: روزى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وارد شدم . حضرت سرگرم تلاوت سوره مائده بود (گويا بخشى از اين سوره به تازگى نازل شده بود و وجود مبارك آن حضرت در حالى تلقى وحى و اخذ آيات قرآنى بود كه من وارد شدم ) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از من خواست آيات آن سوره را بنويسم من نيز با املاى حضرتش كار نوشتن را شروع كردم و آيات را يك به يك نگاشتم تا رسيدم به اين آيه شريفه انما وليكم الله و رسوله ، و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يوتون الزكوة و هم راكعون ، ولى امر و ياور شما تنها خدا و رسول و مومنانى هستند كه نماز به پا مى دارند و به فقيران در حال ركوع زكات مى دهند. (238) ناگاه ديدم آن حضرت در يك حالت خلسه فرو رفته ولى در عين حال زبان او همچنان بر املاى آيات مشغول است من نيز آنچه را مى شنيدم همه را مى نوشتم تا اينكه كار كتابت سوره پايان گرفت . در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از آن حالت خلسه بيرون آمد و فرمود: بنويس آنگاه شروع كرد و از آغاز همان آيه اى كه در لحظاتى قبل در خلسه رفته بود، تلاوت كرد، به او گفتم : مگر شما هم اينك اين آيات را تا پايان سوره املا نكرديد و من تمام آنها را نوشتم ديدم صداى حضرت به تكبير بلند شد و فرمود: آن كسى كه اين آيات را بر تو املا مى نمود جبرئيل بوده است . لذا على (عليه السلام ) با املاى جبرئيل ايمن كار كتابت اين سوره را به اتمام مى رساند. (239)
    192 - صداى جبرئيل در جنگ احد
    در جنگ احد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم با سپاه خود وارد منطقه جنگ كه در حاشيه كوه احد بود شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى جلوگيرى از حمله دشمن از پشت عبد الله بن جبير را به همراه 50 نفر از تيراندازان ماهر را ماءمور حفاظت از دهانه شكاف كوه كرد و تاءكيد فرمودند: به هيچ وجه تنگه را رها نكنند، بعد از اينكه جنگ شروع شد و لشكر دشمن رو به فرار گذاشت ، مسلمين به جمع آورى غنائم پرداختند و محافظين كوه به جز 10 نفر پستهاى خود را براى جمع آورى غنائم ترك كردند. ابوسفيان قبلا خالد بن وليد را ماءمور اينكار كرده بود تا در موقع مقتضى از پشت حمله نمايد لذا او با حمله به عبد الله آنها را كشت و از پشت به لشكر اسلام حمله كرد در همين موقع سردار رشيد اسلام حضرت حمزه (عليه السلام ) و بعضى ديگر از ياران پيامبر (عليه السلام ) شهيد شدند و عده اى نيز پروانه وار پيامبر (عليه السلام ) را مراقبت مى كردند بيشتر از همه على (عليه السلام ) بود كه هر حمله اى را از جانب دشمن دفع مى كرد. على (عليه السلام ) آنقدر جنگيد كه شمشيرش شكست پيغمبر شمشير خود را كه به ذوالفقار معروف بود، به على (عليه السلام ) داد، و خود در جايى سنگر گرفت . على (عليه السلام ) از آن حضرت دفاع مى كرد، آنچنان كه بيش از شصت زخم بر سر و صورت و بدنش وارد شد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و گفت : اى محمد (عليه السلام )، معناى مواسات همين است . پيامبر عليه السلام فرمود: على (عليه السلام ) از من است و من از اويم . جبرئيل گفت : من هم از هر دوى شما، و نيز جبرئيل در همان وقت گفت : (لافتى الا على لا سيف الا ذوالفقار) بطورى كه همه اين صدا را شنيدند.
    بدر در شام احد، تصوير كيست ؟
    در غلاف لافتى شمشير كيست ؟(240)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكر

    ملکوت (26-10-1389)

  5. #213
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    193- نماز، معراج على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    جنگ احد كه بنام كوهى است نزديك مدينه ، در سال سوم هجرى روى داد و هفتاد تن از مسلمانان نيز در آن به شهادت رسيدند، اين جنگ بنابر ضبط مورخين روز شنبه هفتم شوال رخ داده در اين جنگ تيرى بر پاى حضرت امير على (عليه السلام ) خورد. (241) بعد از جنگ هر چه مى كردند به علت ناراحتى شديد امام نمى توانستند تير را از پاى حضرت خارج نمايند تا اينكه منتظر شدند حضرت وارد نماز شود، در حين اقامه نماز تير را از پاى حضرت خارج كردند بعد از نماز حضرت ديد درد زخم كمتر شده است و محل نماز خون آلوده شده است بعد متوجه شد كه تير از پاى او خارج شده است . سپس حضرت فرمود: بخالق الاكبر من متوجه خارج شدن تير نشدم . (242)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكر

    ملکوت (26-10-1389)

  7. #214
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    194- شيفته خدا
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در پاسخ به كسانى كه نزد ايشان از تندى هاى على (عليه السلام ) اظهار ابودردا مى گويد: روزى در يكى از نخلستانهاى اطراف مدينه جسد على (عليه السلام ) را ديدم كه مانند چوب خشك بر زمين افتاده است . او به خيال اينكه حضرت على (عليه السلام ) از دنيا رفته است براى خبر دادن واقعه به خانه آن حضرت آمد و به حضرت فاطمه زهرا (عليه السلام ) درگذشت همسرش را تسليت گفت : فاطمه زهرا (عليه السلام ) فرمود: پسر عموى من نمرده است .
    بلكه در حال عبادت از خوف خدا غش كرده است و اين حال براى او بسيار اتفاق مى افتد. (243)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر

    ملکوت (26-10-1389)

  9. #215
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    195- ما رجعت مى كنيم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    جابر بن عبد الله مى گويد: حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در سال حجة الوداع در منى خطبه اى خواندند و متذكر شدند كه خداوند متعال فرموده بعد از تو اى پيغمبر (عليه السلام ) جمعيتى به كفر برمى گردند و عده اى را نيز گردن مى زنند، اى مردم آگاه باشيد بخدا سوگند اين كارهاى زشت كه از آنان سر مى زند ما هم در عالم رجعت بازگشت مى كنيم و گردن آنها را خواهيم زد، آنگاه آن حضرت با حالى محزون به حضرت على (عليه السلام ) توجه نموده و فرمودند: يا على (عليه السلام ) شما را نيز مى كشند. (244)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكر

    ملکوت (26-10-1389)

  11. #216
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    196- جان دادن كافر
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    مرحوم كلينى در كتاب كافى روايتى از امام صادق (عليه السلام ) نقل مى كند كه فرمودند: على بن ابيطالب (عليه السلام ) يك روز دچار درد چشمش شد. پيغمبر (عليه السلام ) وقتى آمدند تا از على عيادت كنند ديدند على (عليه السلام ) از شدت درد فرياد مى كشد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: يا على (عليه السلام ) جزع و فزع مى كنى ؟ آيا واقعا درد تو بسيار شديد است ؟ على (عليه السلام ) عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم تا به حال چنين دردى نداشته ام . پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: يا على (عليه السلام ) وقتى كه ملك الموت يم آيد تا جان انسان كافرى را بگيرد سفودى (مثل سيخ كباب ) در دست دارد و بوسيله آن جان او را مى گيرد و اين قبض روح آن چنان دردناك است كه كافر فرياد مى زند. حضرت على (عليه السلام ) همين كه اين را شنيد از بستر خود برخاست و گفت : يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يك بار ديگر هم اين مطلب را بگوييد، چون آنقدر از شنيدن آن وحشت كردم كه درد چشم خودم را فراموش كردم . بعد گفت : يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آيا اين اختصاص به كافران دارد يا بعضى ديگر از امت تو هم اينطور هستند؟ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: سه دسته از امت من هم اينطور قبض روح مى شوند.
    1- كسى كه مسئوليتى دارد و ظلم مى كند 2- گروهى كه مال يتيم مى خورند3- شاهدى كه به دروغ شهادت دهد. (245)
    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكر

    ملکوت (26-10-1389)

  13. #217
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    197 - پدر و پسر در خدمت پيامبر (ص )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان بر اثر محاصره اقتصادى قريش به مدت 3 سال در شعب ابى طالب ساكن شدند، ابوطالب فداكارى را به جايى رساند كه علاوه بر ساختن برجهاى مخصوصى ، كه جلوگيرى از حمله قريش مى كرد هر شب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را از خوابگاه خود بلند مى كرد و جايگاه ديگرى براى استراحت او تهيه مى نمود و فرزند دلبندش على (عليه السلام ) را بجاى او مى خوابانيد و هنگامى كه على (عليه السلام ) مى گفت : پدر جان من با اين وضع بالاخره كشته مى شوم پاسخ مى داد: عزيزم بردبارى را از دست مده هر زنده اى بسوى مرگ رهسپار است من تو را فداى محمد بن عبد الله (عليه السلام ) نمودم . على عليه السلام در جواب پدر گفت : پدر جان اين كلام من نه به خاطر اين بود كه از كشته شدن در راه محمد (عليه السلام ) هراسى دارم بلكه بخاطر اين بود كه مى خواستم بدانى چگونه در برابر تو مطيع و آماده براى يارى احمد (عليه السلام ) هستم . ابوطالب در شعرى چنين مى گويد:
    و لقد علمت بان دين محمد
    من خير اديان البرية دينا
    يعنى : هر آينه دانسته ام كه دين محمد بهترين دينى است كه براى بشريت آمده است . (246)
    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكر

    ملکوت (26-10-1389)

  15. #218
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    198- محمد (ص ) تو را بلند كرد جبرئيل (ع ) زمين نهاد
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در جريان فتح مكه در سال هفت هجرى داخل كعبه پر از بتهاى مشركان بود. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به همراه على (عليه السلام ) همه آن بت ها را شكسته و از درون كعبه بيرون ريختند در بام كعبه بت بزرگى قرار داشت كه دست كسى به آن نمى رسيد و لازم بود كه على (عليه السلام ) پاهاى خود را بر شانه پيامبر (عليه السلام ) بگذارد. پيامبر (عليه السلام ) به على (عليه السلام ) فرمود: آيا اين بت را نمى نگرى ؟ على (عليه السلام ) عرض كرد: چرا مى بينم . پيامبر (عليه السلام ) دو دست خود را بر دو ساق پاى على (عليه السلام ) نهاد و او را آنچنان بلند كرد كه زير بغل پيامبر (عليه السلام ) پيدا شد، آنگاه فرمود: اى على (عليه السلام ) چه مى بينى ؟ على (عليه السلام ) گفت : خداوند به خاطر تو مرا اكنون در مقامى قرار داده كه احساس مى كنم اگر بخواهم مى توانم بر صحفه آسمان دست يابم و دستم را به ستاره هاى آسمان برسانم . آنگاه على (عليه السلام ) به فرمان پيامبر (عليه السلام ) آن بت بزرگ را از جاى كند و به دست گرفت و به زمين انداخت در اين هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از جاى خود به كنار رفت و على (عليه السلام ) از بالا به زمين افتاد و خنديد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اى على (عليه السلام ) چرا مى خندى على (عليه السلام ) عرض كرد: از بالاى كعبه افتادم و هيچ آسيبى نديدم . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چگونه به تو آسيب برسد با اينكه محمد صلى الله عليه و آله و سلم تو را از زمين بلند كرد و جبرئيل تو را از بالا بر زمين نهاد. (247)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
    ویرایش توسط شكوه انتظار : 30-10-1389 در ساعت 17:53



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكر

    ملکوت (26-10-1389)

  17. #219
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    199- مشرك حنين زير شمشير على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در جريان جنگ حنين كه در سال هشتم هجرت در سرزمين حنين بين مكه و طائف واقع شد قبيله هوازن اجتماع كردند و آنچنان سپاه اسلام را غافلگير نمودند كه همه گريختند و فقط هشت تا نه نفر همراه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بودند كه از جمله آنها على (عليه السلام ) بود يك حركت عجيب از ناحيه على (عليه السلام ) ورق اين جنگ را برگردانيد و آن اين بود، قهرمانى غول پيكر بى باك از سپاه دشمن به نام ابو جرول به ميدان آمده بود او پرچم سياهى بر سر نيزه خود بسته بود و سوار بر شترى سرخ در پيشاپيش سپاه كفر بر سپاه اسلام مى تاخت و مسلمانان را مى كشت و پرچم خود را لحظه به لحظه به علامت پيروزى بلند مى كرد و تمام چشم ها به او متوجه بود، او در ميدان چنين رجزى مى خواند:
    انا ابو جرول لابراح
    حتى نبيح اليوم او نباح
    من ابوجرول هستم كه امروز از پاى نمى نشينم مگر اينكه از حريم خود دفاع كرده و دشمن را از پاى درآورم .
    حضرت على (عليه السلام ) وقتى كه او را در آن حال ديد، در كمين او قرار گرفت و در يك حمله نخست آنچنان ضربه اى به شتر او زد كه ابو جرول از بالاى شتر به زمين افتاد، ضربت بعدى على (عليه السلام ) او را در خون خود غلطانيد در حالى كه امام ، چنين رجز مى خواند:
    قد علم القوم لدى الصباح
    انى لدى الهيجاء ذو نصاح
    مردم هميشه مى دانند كه من در هنگامه چكاچك شمشيرها آن چه را كه شايسته خلوص و حق آن است ادا مى كنم
    با هلاكت او روحيه دشمنان تضعيف شد. عباس عموى پيامبر به دستور پيامبر از فرصت استفاده كرد و فرياد زد مسلمانان بازگرديد كه فرصت خوبى است . مسلمانان برگشته و دشمن را تار و مار كردند. آرى ضربت امام على (عليه السلام ) آنچنان كارساز بود كه فضل بن عباس مى گفت : ضربت على (عليه السلام ) هميشه بكر بود يعنى نياز به ضربت دوم ندارد يا همان ضربت اول او پيروز مى شد. (248)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكر

    ملکوت (30-10-1389)

  19. #220
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    200 - هدايتگر راستى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى خواست على (عليه السلام ) را براى داورى به سوى مردم يمن بفرستد. حضرت على (عليه السلام ) عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آيا مى خواهى مرا به سوى يمن براى داورى و قضاوت بفرستى با اينكه من جوانى هستم كه به همه داورى ها آگاهى ندارم ؟ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم به على (عليه السلام ) فرمود: نزديك بيا، او نزديك رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دست خود را بر سينه على گذارد و گفت : خدايا دل على (عليه السلام ) را راهنمايى كن و زبانش را استوار فرما.
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: پس از اين دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم (آنچنان در داورى ها قوى شدم كه ) سوگند به خدا در هيچ داورى بين دو نفر شك نكردفوالذى نفسى بيده ما شككت فى قضاء اثنين . (249)
    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  20. تشكر

    ملکوت (30-10-1389)

صفحه 22 از 103 نخستنخست ... 121819202122232425263272 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •