۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 27 از 103 نخستنخست ... 172324252627282930313777 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 261 تا 270 , از مجموع 1021
  1. #261
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    241- قتل مرحب خيبرى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: مرحب دلاور نامى عرب به ميدان مبارزه با من آمد و شعار مى داد و مى گفت :
    من آن كى هستم كه مادرم ، مرا مرحب ناميد، آماده كارزارم و تكاورى آزموده ام ، كه گاهى با نيزه مى جنگم و زمانى با شمشير.
    من به مصاف او رفتم . مرحب به منظور حفاظت هر چه بيشتر از خود قطعه سنگى را تراشيده بود و آنرا به سر خود نهاده بود و از آن به جاى كلاه خود استفاده مى كرد، چرا كه هيچ كلاه خودى نمى توانست براى سر بزرگ او پوشش ايجاد كند. من با ضربتى كه بر سر او فرود آوردم ، آن سنگ شكافته شد و تيغه شمشير من بر فرق سرش اصابت كرد و او را به قتل رسانيد.(295)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #262
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    242- شير مرد ميدان بدر
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: در روز جنگ بدر پس از آنكه آفتاب بالا آمد و همه جا روشن شد و نبرد ميان ما و سپاه دشمن بالا گرفت من به منظور يافتن مردى از سپاه دشمن از معركه جنگ خارج شدم در اين بين چشمانم به سعد بن خيثمه افتاد كه با يكى از مشركان در حال جنگ بود، نبرد بن آن دو در حالى صورت مى گرفت كه هر دو بر فراز تپه اى از ريگ و شن قرار داشتند اما ديرى نپاييد كه سعد با زخم تيغ حريف خود از پاى در آمد و شهيد شد.
    مشرك فاتح كه سر تا پا در حصارى از آهن و پوششى از زره ، سوار بر اسب خود بود، همين كه مرا ديد از اسب خود پائين آمد و مرا به نام صدا زد و گفت : اى پسر ابوطالب ! پيش آى تا باهم به نبرد پردازيم .
    من به جانب او رفتم و او نيز به پيش آمد.
    من چون قامتم كوتاهتر از او بود، از طرفى او در بلندى قرار داشت من خود را به عقب كشيدم تا از يك تساوى نسبى برخوردار شويم .
    آن بيچاره اين حركت مرا بر ترس و فرار من حمل كرد از اين رو گفت :
    اى پسر ابوطالب ! آيا فرار مى كنى ؟
    به او گفتم : دور شده : به زودى باز مى گردد (مثلى است كه در روايت آمده است )
    حضرت مى فرمايد: وقتى كه من جاى پاى خود را محكم مى كردم ، او ضربتى به من حواله كرد كه با سپر خود آن را دفع كردم . شمشير او در سپر من گير كرد و در حالى كه براى رهايى آن تلاش مى كرد من ضربتى بر كتف او زدم كه از شدت و سنگينى آن به لرزه در آمد و زره اش از هم گسست .
    من پنداشتم كه از سوزش زخم آن ضربه ، كار او تمام شد. اما به ناگاه برق شمشير ديگرى را از پشت سر ديم من به سرعت سر خود را پائين كشيدم و آن شمشير فرود آمد و چنان به سر آن مشرك اصابت كرد كه جمجمه او را همراه كلاه خودش به هوا پرتاب كرد. آنگاه زننده آن گفت : بگير(اى مشرك ) منم فرزند عبدالمطلب .
    آنگاه ديدم ضارب عمويم حمزه و مقتول هم طعيمة بن عدى است .(296)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #263
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    243- آزار پيامبر (ص ) توسط دو زن
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حالى كه در آغوش من تكيه داده بود و دهان در گوش من داشت ، متوجه حركت زشت دو تن از همسرانش (عايشه و حفصه دختران ابوبكر و عمر) شد كه سعى داشتند با استراق سمع از سخنان آهسته و پنهانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سر در بياورند.
    رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم همانجا بر آشفت و گفت : پروردگارا! شنوايى را از ايشان بازگير.
    سپس فرمود: على ! اين آيه را ديده اى :
    كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام مى دهند بهترين خلق خدا هستند (297)
    آيا مى دانى آنان چه كسانى هستند؟ گفتم : خدا و رسولش بهتر مى دانند، فرمود: آنان شيعيان و ياوران تو هستند وعده ديدار من و آنان كنار حوض ‍ كوثر...
    آن روز (قيامت ) از تو و شيعيانت نام مى برند و همه آنها با چهره هايى برافروخته و روشنايى كه از پيشانى و سجده گاه آنان مى درخشد، در حال نشاط و نزد من آيند...(298)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #264
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    244- صداى شيطان بود
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: لحظه اى كه براى غسل دادن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آماده مى شدم ، همين كه بدن پاك و پاكيزه آن جناب را بر سكو نهادم ، صدايى از گوشه اتاق به گوشم رسيد، كه گفت : اى على ! محمد را غسل مده ، بدن پاك و مطهر او احتياج به غسل و شستشو ندارد
    از سخن او در دلم گمانى كوتاه پيدا شد(اما بزودى برطرف شد و به خود آمدم و) گفتم : واى بر تو، تو كه هستى ؟!
    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم ما را به غسل و شستشوى خود فرمان داده و تو ما را از آن نهى مى كنى ؟!
    در همين حال آواز ديگرى با صدايى بلندتر شنيده شد كه گفت : يا على ! او را بشوى و غسل ده ، كه بانگ نخستين از شيطان بود. او به سبب حسدى كه بر محمد صلى الله عليه و آله و سلم دارد، خوش ندارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با غسل و طهارت پاى بر بساط پروردگار خويش بگذارد.
    گفتم : اى صاحب صدا! از اين كه او را به من معرفى كردى خدا به تو پاداش ‍ نيك دهد، اما تو كيستى ؟
    گفت : من خضر نبى هستم ، كه براى تشييع جنازه پيغمبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم آمده ام . (299)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #265
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    245- دور كن و دو بال على (ص )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    جابربن عبدالله مى گويد: شنيدم از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم سه روز قبل از وفاتش ؛ كه به على (عليه السلام ) مى فرمود:
    درود بر تو اى پدر دو گل من ، تو را به دو ريحانه دنياى خود سفارش ‍ مى كنم ، اى على ! به همين زودى دو ستون و ركن تو ويران خواهد شد و خدا خليفه من است بر تو،
    آنگاه وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وفات كرد، على (عليه السلام ) فرمود: اين يك ستون من بود كه رسول خدا به من خبرش را داده بود، و چون حضرت فاطمه عليهاالسلام وفات كرد، على (عليه السلام ) اين ستون دوم است كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم خبرش را فرموده بود.(300)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #266
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    246- او را دوست دارم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى على (عليه السلام ) به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم شما عقيل را خيلى دوست داريد؟
    حضرت فرمود: آرى بخدا، نسبت به او دو محبت دارم يكى براى خوبى خود اوست و ديگرى بخاطر آنكه ابوطالب او را دوست مى داشت و فرزندش (مسلم بن عقيل ) بخاطر دوستى فرزند تو كشته خواهد شد و ديده مؤ منان براى او اشك مى ريزد و فرشتگان مقرب بر او صلوات مى فرستند، سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گريست ، تا اينكه تا اشكهايش به سينه اش روان شد. سپس فرمود: بخدا شكايت مى برم از آنچه بعد از من با خاندانم خواهند كرد.(301)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #267
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    247- عهد خداوند
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: روزى من و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام ) نزد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بوديم ، آن حضرت به ما رو كرد و گريست ، من عرض كردم : رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم چرا گريه مى كنيد؟
    حضرت فرمود: گريه مى كنم بخاطر آنچه با شما مى كنند، عرض كردم : آن چه چيزى است ، يا رسول الله ؟
    حضرت فرمود: گريه مى كنم از ضربتى كه بر فرق تو زنند و از سيلى كه بر صورت فاطمه عليهاالسلام مى زنند، و از نيزه اى كه به ران حسن (عليه السلام ) مى زنند و زهرى كه به او مى نوشانند، و از قتل حسين (عليه السلام )؛ على (عليه السلام ) مى فرمايد: همه اهل بيت گريه كردند، سپس عرض كردم : يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ما را نيافريده اند جز براى بلا، حضرت فرمود: مژده باد بر تو اى على ! كه خداوند با من عهد كرده كه تو را دوست ندارد جز مؤ من و دشمن ندارد تو را جز منافق .(302)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #268
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    248- فرشتگان همراه على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را در همان جامه اى كه بر تن داشت به تنهايى ، غسل و شستشو دادم . ابتدا خواستم پيراهن از برش بيرون كنم ، اما جبرئيل مانع شد و گفت : على ! برادرت را از جامه اش برهنه مكن ، كه خدا او را برهنه نساخته است ، در كار غسل پسر عمويت من خود به تو كمك خواهم كرد.
    شستشوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در فضايى عطرآگين آغاز كردم و فرشتگان نيك سرشت و مقرب الهى پيوسته بشارتم مى دادند، و در كار غسل ياريم مى كردند، و لحظه به لحظه با من سخن مى گفتند.
    پدر و مادر فدايش باد، هر وقت مى خواستم پيكر پاك و مطهرش را جابه جا كنم ، خود به خود حركت مى كرد و مطابق با نيازم چرخش داده مى شد، اين وضع تا پايان غسل و كفن او همچنان ادامه داشت .(303)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #269
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    249- ياوران على (ع ) در غسل پيامبر (ص )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: هنگامى كه وصيت نامه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را مطالعه كردم ديدم كه بخشى از آن چنين نوشته شده است :
    اى على ! جز تو كسى در كار غسل و كفن من شركت نكند
    به آن حضرت گفتم : پدر و مادرم به فدايت ، آيا انجام دادن آن به تنهايى برايم ممكن است ؟!
    حضرت فرمود: دستور جبرئيل است كه (بى شك ) از جانب پروردگار آورده است . پرسيدم : در صورت عجز آيا از كسى كمك بخواهم ؟ فرمود: جبرئيل گفته است كه :
    سنت ديرينه الهى چنان بوده است ، كه پيامبران را به جز جانشينان آنان ، غسل نمى داده اند اكنون نيز بايد تداوم اين سنت به دست على انجام يابد...
    آنگاه فرمود: براى انجام دادن غسل من محتاج به يارى كسى نخواهى شد، چه اينكه تو را يارانى نيكو و برادرانى پاك سرشت همراهى مى نمايد.
    پرسيدم : پدر و مادرم به فدايت ! آنها چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل ، ميكائيل ، اسرافيل ملك الموت و اسماعيل و فرشته اى كه امور آسمان دنيا به او واگذار شده است (304)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #270
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    250- دو روز مثل هم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) مى فرمايد: در واقعه صلح حديبيه كه مشركان از ورود رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و همراهانش به شهر مكه جلوگيرى كردند و آنها را از زيارت خانه خدا و مسجد الحرام باز مى داشتند، پيمان نامه صلحى نوشته شد كه من كاتب آن معاهده بودم ، نماينده قريش ، سهيل بن عمرو در اعتراض به نوشته معاهده مبنى بر اينكه محمد صلى الله عليه و آله و سلم فرستاده خداست گفت :
    اگر ما باور مى داشتيم كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم فرستاده خداست ، با شما نزاعى نداشتيم و از او اطاعت مى كرديم ، پس رسول الله را از كنار نام او محو كن و بنويس محمد بن عبدالله .
    به سهيل گفتم . على رغم ميل تو، به خدا سوگند كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم رسول و فرستاده خداست .
    پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: على ! همان طور كه او مى گويد بنويس براى تو نيز چنين روزى در پيش خواهد بود (رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اشاره به معاهده حضرت على (عليه السلام ) با معاويه است )
    (بنابر نقلى على (عليه السلام ) عرض كرد): اى فرستاده خدا! دستهاى من قدرت ندارد كه لفظ نبوت و رسالت را از نام شما محو نمايم . حضرت فرمود: پس دست مرا بر آن بگذار تا خود آن را محو نمايم آنگاه من دست پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را روى جمله رسول الله گذاشتم و حضرت آن را محو كرد.
    اما پس از گذشت چند سال تاريخ تكرار شد و آن روزى بود، كه قرار داد صلح را ميان خود و سپاه شام مى نوشتند، چنين نوشتند:
    به نام خداوند بخشنده مهربان ، اين قراردادى است ميان على ابن ابيطالب امير مؤ منان و معاوية بن ابى سفيان ...
    عمروعاص و معاويه به مخالفت برخاستند و گفتند:
    اگر ما تو را اميرمؤ منان مى دانستيم با تو در ستيز نبوديم نام خود و پدرت كافى است ، جمله اميرالمؤ منين را حذف كن
    آن روز ياد سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم افتادم و گفتار او را حق يافتم .(305)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 27 از 103 نخستنخست ... 172324252627282930313777 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •