۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 41 از 103 نخستنخست ... 313738394041424344455191 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 401 تا 410 , از مجموع 1021
  1. #401
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    381- شخصيت مستقل و مستحكم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روز جمعه اى بود و خليفه دوم عمر بر روى منبر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بود در اين هنگام امام حسين (عليه السلام ) كه كودك خردسالى بود وارد مسجد شد و به خليفه گفت : از منبر پدرم به زير آى ! عمر گريه كرد و گفت : راست گفتى اين منبر پدر توست ، نه منبر پدر من . على (عليه السلام ) در آن مجلس حضور داشت و احتمال مى رفت كه عده اى خيال كنند كه امام حسين (عليه السلام ) به تحريك و هدايت على (عليه السلام ) چنين سخنى را گفته باشد. لذا آن حضرت در وسط مجلس ‍ برخاست و با صداى بلند فرمود: به خدا سوگند گفته حسين (عليه السلام ) از ناحيه من نيست . عمر نيز قسم ياد كرد و گفت : يا اباالحسن (عليه السلام ) راست مى گويى من هرگز شما را در گفته فرزندت متهم نمى كنم ، يعنى حسين (عليه السلام ) را مى شناسم او با اين كه كودك است شخصيت ممتاز و مستقلى دارد.(445)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #402
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    382- شفاعت على (ع ) از عمار
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابويحيى مولاى معاذبن عفراء انصارى مى گويد: روزى عثمان كسى را نزد ارقم بن عبدالله خزانه دار بيت المال فرستاد و گفت : صدهزار درهم به من وام ده ، ارقم گفت : يك قبض رسيد براى اطمينان خاطر مسلمين بنويس . عثمان گفت : اى بى مادر بتو چه مربوط است ؟ تو خزانه دار ما هستى . چون ارقم اين را شنيد نزد مردم آمد و گفت : اى مردم مواظب مال خودتان باشيد من تا به حال فكر مى كردم خزانه دار شما هستم و تا امروز نمى دانستم كه خزانه دار عثمان هستم ، اين را گفت و به منزل خود رفت اين خبر به گوش عثمان رسيد آنگاه او به سوى مردم در مسجد رفت سپس بر منبر رفت و گفت ...
    مردم ! همانا ابوبكر، بنى تيم را بر ديگران مقدم مى داشت و عمر نيز بنى عدى (446) را بر همه مردم مقدم و برتر مى داشت به خدا سوگند من بنى اميه را بر تمامى مردم مقدم و برتر خواهم داشت ... اين بيت المال از آن ماست هر گاه به آن نيازمند شديم . از آن برگيريم ، هر چند بر ديگران ناخوش آيد، عماربن ياسر گفت : اى مسلمانان گواه باشيد كه اين كار براى من ناخوشايند است . عثمان گفت : هان توهم اينجائى ؟ سپس از منبر فرود آمد و عمار را زير دست و پاى خود انداخت و آنقدر لگد به وى زد تا او از هوش رفت آنگاه عمار را به منزل ام سلمه بردند، اين واقع بسيار بر مسلمانان گران آمد... راوى گويد به عثمان خبر دادند عمار نزد ام سلمه است عثمان كسى را نزد ام سلمه فرستاد و گفت : اين جماعت با اين مرد فاجر به چه جهت در منزل تو گرد آمده اند؟ همه آنها را از نزد خود بيرون كن . ام سلمه گفت : به خدا جز عمار و دو دختر او كسى ديگر نزد ما نيست ، اى عثمان ! از ما درو شو و قدرت خود را به جاى ديگرى ببر اين مرد يار و همدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است كه بخاطر اعمال تو در حال جان دادن است . عثمان از كار خود پشيمان شد و طلحه و زبير را فرستاد تا نزد عمار رفته از او دلجويى كنند، اما عمار آنها را نپذيرفت پس از آن عمار كمى بهبود يافت و بسوى مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفت .
    در همين حال كسى بر عثمان وارد شد و خبر مرگ ابى ذر را از زبده آورد عمار كه در آنجا بود گفت : خداوند اباذر را از جانب همه ما رحمت فرستد، عثمان به وى گفت : پس از اين هم تو به آنجا خواهى رفت ... (در اينجا عثمان دشنام و فحش زشتى به عمار داده ) و ادامه داد: تو گمان مى كنى من از اينكه او را تبعيد كرده بودم پشيمانم ؟ عمار گفت : نه بخدا سوگند من چنين پندارى ندارم ، عثمان گفت : تو نيز به همانجايى كه ابوذر بود برو، و تا ما زنده هستيم باز نگرد، عمار گفت : مى روم به خدا سوگند مجاورت با درندگان بيابان براى من محبوب تر از مجاورت با توست . پس ‍ عمار براى خروج مهيا شد ولى بنى مخزوم نزد اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) رفتند و از آن حضرت درخواست كردند كه با آنها نزد عثمان آيد و او را از تبعيد عمار منصرف سازد. على (عليه السلام ) با آنان رفت و با نرمش از عثمان خواست كه از تبعيد عمار صرف نظر كند تا اينكه او درخواست حضرت را پذيرفت .(447)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #403
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    383- خانه نشين مظلوم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    پس از مراسم تدفين و نماز بر پيكر مقدس رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم جماعتى از بزرگان بنى هاشم در خانه مولى على (عليه السلام ) جمع شدند زبير بن عوام از جمله آنها بود در اين جلسه زبير شمشير خود را از نيام بركشيد و گفت : شمشير به نيام نمى كنم مگر آن كه مردم با على (عليه السلام ) بيعت كنند اين خبر به ابوبكر و كارگزاران خلافت گزارش ‍ شد. عمر با جمعى از مهاجرين و انصار به خانه على (عليه السلام ) آمد، عمربن خطاب فرياد كشيد! بايد جملگى از خانه خارج شويد و با ابوبكر بيعت كنيد و گرنه به خدا سوگند كه خانه را آتش مى زنم زبير با شمشير برهنه خارج شد، ولى پايش به زمين گرفت و افتاد و مهاجمان شمشير زبير را گرفته و به ديوار كوبيدند، ديگر افراد نيز از خانه على (عليه السلام ) خارج شدند و مهاجمان گرداگرد آنها را محاصره كرده و اجبارا به حضور ابوبكر آوردند و گفتند: اگر بيعت نكنيد خون شما به هدر خواهد رفت . بنى هاشم بيعت كردند و عمر به على (عليه السلام ) گفت : بيعت كن ، على (عليه السلام ) فرمود: اگر بيعت نكنم چه خواهى كرد؟ عمر گفت : در آن صورت تو را خواهيم كشت . على (عليه السلام ) فرمود: آيا برادر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مى كشيد. عمر گفت : تو را رها نخواهيم كرد جز اين كه خواه ناخواه بيعت كنى . على (عليه السلام ) فرمود: پستان خلافت را بدوش كه نيم دوشاب ، از آن توست اساس ‍ حكومت او را استوار كن تا فردا زمام خلافت را در دست تو بگذارد، بخدا سوگند كه من سخنت را نمى پذيرم و از تهديد تو باكى ندارم . امام (عليه السلام ) در آن مجلس فرمود: كارها را به فساد كشاندى و مشورت نكردى و حقوق ما را ناديده گرفتى ، حضرت در ادامه اقدامات خود جهت بيدارى مردم به همراه حضرت فاطمه عليهاالسلام در اوائل كار بيعت با ابوبكر شبانه به در خانه هاى مردم مدينه مى رفتند و ياد آور بيعت كهن و ميثاق آنها با خط ولايت مى شدند ليكن حمايتى و اقدامى از طرف مردم نشد و شروع دردناك 25 سال خانه نشينى حضرت آغاز گرديد.(448) لذا على (عليه السلام ) فرمود: دست خويش را از بيعت كردن بازداشتم ، تا آن كه ارتداد مردمان را ديدم كه به محو نابودى دين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى انجاميد لذا هراسان شدم كه مبادا اگر اسلام و مسلمانان را يارى نكنم ، در آن رخنه و يا نابودى را ببينم و آن مصيبتى دردناكتر از تغيير مسير ولايت بود.(449)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #404
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    384- سردارى لايق
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ابوبكر و عمر و عثمان هر كدام در گرفتاريهاى سياسى ؛ اجتماعى ؛ دينى ؛ فقهى ؛ جنگى ؛ خود از حضرت على (عليه السلام ) استفاده مى كردند؛ ولى هيچ كدام از آنها با اطلاع به شايستگى هاى حضرت ، به واگذارى مسئوليتهاى حساس ‍ حكومت خود به على (عليه السلام ) پرهيز مى كردند. ابوبكر در زمينه جنگ با روم با اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مشورت كرد، راءى قانع كننده اى از آنها نگرفت لذا از على (عليه السلام ) سؤ ال كرد حضرت فرمود: ان فعلت ظفرت اگر انجام دهى پيروز خواهى شد و در جريان جنگ با مرتدين (جنگ ذوالقصه ) ابوبكر قصد كرد كه از مدينه خارج شود و در جنگ حضورى مستقيم داشته باشد، ليكن امام مانع اين تصميم او شد ابن اثير در نام كارگزاران حكومتى خليفه اول نوشته است ابوعبيده امور مالى را بر عهده گرفت و عمر قضاوت را داشت و على بن ابيطالب (عليه السلام ) و زيدبن ثابت و عثمان نامه ها را مى نوشتند.(450) در همين زمينه امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد موقعى كه مردم با ابوبكر بيعت كردند اميرالمؤ منين (عليه السلام ) از ادعاى خلافت دست كشيد چرا كه مى ترسيد مسلمانان يك باره بسوى بت پرستى بازگردند و نداى لااله الاالله محمد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فراموش شود. على (عليه السلام ) چنان صلاح انديشيد كه حق را مسكوت بگذارد تا همه معارف و احكام ريشه كن نشود(451) البته حضرت با خلقى امام گونه خود را از كسى دريغ نمى كرد و به كليه مراجعات خلفا پاسخ مى داد از جمله اينكه : روزى عمر با صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم درباره زمينه اراضى كوفه مشورت كرد برخى گفتند: آنان را بين ما تقسيم كن اما او با على (عليه السلام ) مشورت كر. حضرت فرمود: اگر آن را تقسيم كنى براى نسل آينده چيزى نمى ماند آنان را در دست اهالى آن باقى بگذار تا كشت زرع كنند بعد از آنها خراج بگير تا منبع درآمدى بارى مسلمانان باشد. البته در اين دوره (خانه نشينى حضرت ) عده اى از ياران آن حضرت در مشاغل حكومتى راه يافتند بى ترديد نمى توان اين حركت را از آنان بدون رضايت امام دانست ، چند نمونه از اين موارد عبارتند از 1- استاندارى سلمان فارسى بر مدائن . 2نصب عمار ياسر بر فرماندهى جنگ و امامت جماعت كوفه . 3- انتصاب عثمان بن حنيف و حذيفة بن يمانى براى مساحى و خراج گذارى اراضى كوفه و نصب عمار ياسر در امارت كوفه را مى توان نام برد.

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #405
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    385- كوتاه و گويا!!
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى على (عليه السلام ) به عمر فرمود: اى عمر در مقام مديريت جامعه سه موضوع را در كارهاى خود انجام بده كه در بر دارنده كليه مسائل مى باشد و تو را از انجام بسيارى از كارها كفايت مى كند و هر گاه اين سه مطلب را مد نظر نگيرى : ديگر اعمال تو نيز سودى نخواهد داشت . عمر پرسيد: آن سه عمل كه جنبه ريشه اى براى يك مدير دارند كدامند؟
    على (عليه السلام ) فرمود: اقامه الحدود على القريب و البعيد، و الحكم بكتاب الله فى الرضا و السخط، و القسم بالعدال بين الاحمر والاسود.
    1- اجرا كردن قانون خدا در مورد نزديكان و بيگانگان ، 2- قضاوت كردن به كتاب خدا در حال خشنودى و خشم ، 3- توزيع اموال عمومى به عدالت يعنى بين همه بدون در نظر گرفتن هيچ رابطه و تبعيض بين سياه پوست و سرخ پوست .(452)
    عمر پس از شنيدن اين سخنان گفت : به جان خودم چه كوتاه و رسا سخن گفتى .

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #406
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    386- تجارت و بازرگانى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در عصر خلافت عمر بن خطاب روزى جمعى از موالى (مانند اسيران ايرانى و افراد غير عرب ) به حضور امام على (عليه السلام ) آمدند و از سران قوم خود شكايت كردند و گفتند: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در تقسيم بيت المال ، يا در مساءله ازدواج ، ميان عرب و غير عرب ، هيچ گونه تبعيضى قائل نبود. سلمان و صهيب در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با زنان عرب ازدواج كردند ولى اكنون اعراب (سران قوم ) ميان ما و خودشان تفاوت قائلند. امام على (عليه السلام ) در اين باره با سران قوم گفتگو كرد تا براى رفع تبعيض اقدام جدى كنند ولى سفارش ‍ آن حضرت اثرى نبخشيد و آنها فرياد مى زدند: چنين چيزى ممكن نيست ، چنين چيزى ممكن نيست . امام على (عليه السلام ) در حالى كه از اين جريان خشمناك شده بود نزد شكايت كنندگان آمد و به آنها فرمود: متاءسفانه سران قوم حاضر نيستند با شما روش مساوات را پيش ‍ گيرند و مانند يك مسلمان داراى حقوق ، بطور مساوى با شما رفتار نمايند اكنون كه چنين است .
    فاتجرو بارك الله لكم فانى قد سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول : الرزق عشرة اجزاء تسعة اجزاء فى التجاره و واحدة فى غيرها.
    يعنى : برويد تجارت كنيد خداوند به شما بركت خواهد داد همانا من از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مى فرمود: طريق بدست آوردن معاش روزانه داراى ده شاخه است نه شاخه آن از طريق تجارت است و يك شاخه آن از راههاى ديگر است .(453)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #407
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    387- تعيين مبداء سال هجرى قمرى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى عمر بزرگان اهل مدينه را دعوت كرد و گفت : بهتر است ما همچو ساير اديان ، مبداء سال ، براى خود تعيين كنيم . مسيحيان مبداء سال را از تولد حضرت عيسى (عليه السلام ) مى دانند، لذا ما مسلمانان نيز مبداء سال براى خود تعيين كنيم . هر يك از مشاورين وى نظريه اى دادند، آنگاه عمر رو به حضرت امير (عليه السلام ) و عرض كرد: شما هم نظرتان را بفرمائيد، زيرا نظريه شما بر همه نظرات برترى دارد. حضرت فرمود: مبداء سال را از زمان هجرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از مكه به طرف مدينه طيبه معين كنيد و آنگاه دلايلى هم بيان فرمود، لذا با راهنمايى دلايل على (عليه السلام ) هجرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را، اول سال تاريخ اسلامى قرار داده شد.(454)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #408
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    388- عالمترين مردم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابن ابى الحديد در چند جا به مناسباتى نقل مى كند كه عمر بن خطاب بارها به على (عليه السلام ) گفته است كه يا على (عليه السلام ) من نسبت به شما در شگفتم ، زيرا در مورد هر مشكلى كه از شما سؤ ال مى شود، كلمه نمى دانم به زبان خود جارى نمى كنى و بدون تاءمل ، پاسخ سؤ ال كننده را مى گويى . حضرت على (عليه السلام ) پنج انگشت دست خود را به عمر نشان داد و فرمود: عمر اينها چند انگشت است عمر فورا در جواب عرض كرد: پنج انگشت . آنگاه حضرت على (عليه السلام ) فرمود: آگاه باش تمامى علوم و پاسخ هر مشكلى و سؤ الى در نزد من به همين آسانى است .

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #409
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    389- شعر وداع
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    حضرت امير در حين دفن همسر خود فاطمه الزهرا عليهاالسلام فرمود:
    لكل اجتماع من خليليل فرقة
    و كل الذى دون الفراق قليل
    و ان افتقادى واحدا بعد واحد
    دليل على ان لا يدوم خليل
    يعنى : براى هر جمع دوستانه اى بالاخره جدايى است و آنچه جداى ناپذير باشد بس كم و اندك است .
    و فقدان يكى (يعنى فاطمه عليهاالسلام ) بعد از ديگرى (يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ) براى من دليل آنست كه هيچ رفاقت و انسى را دوام نيست .(455)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #410
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩





    390- گردآورنده قرآن كريم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نخستين كسى كه به گردآورى و ضبط آيات قرآن پرداخت اميرالمؤ منين على بن ابى طالب (عليه السلام ) بود، لذا حضرت على (عليه السلام ) سوگند ياد كرد ردا بر دوشش نيفكند مگر آنكه قرآن را جمع آورى نمايد و فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من وصيت كرد كه پس از دفن او از خانه خارج نشوم مگر زمانى كه قرآن را گرد آورده باشم ...
    و حضرت امير (عليه السلام ) نيز چنين كرد و چون از گردآورى قرآن فارعلى (عليه السلام ) شد گفت : هذا كتاب الله و و قد جمعته من اللوحين البته قرآن كريم قبلا بطور پراكنده موجود بود. لذا حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت على (عليه السلام ) فرمود: قرآن در قطعه هاى حرير و كاغذ و پوست پراكنده است و تو آن را جمع آورى كن لذا على بن ابيطالب (عليه السلام ) بدين منظور تلاش كرد و قرآن را در پارچه زرد رنگى گردآورى نمود و بر آن مهر زد.(456)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 41 از 103 نخستنخست ... 313738394041424344455191 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •