۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 46 از 103 نخستنخست ... 364243444546474849505696 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 451 تا 460 , از مجموع 1021
  1. #451
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    431- سياست بازى نامشروع
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    بعد از ماجراى سقيفه و حوادث سياسى بعد از رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و خانه نشينى حضرت امير (عليه السلام ) ابوسفيان پدر معاويه از حكومت ابوبكر و عمر دل خوشى نداشت با جمعى به حضور امام على (عليه السلام ) رسيد تا با آن حضرت بيعت نمايد و در ضمن گفتارى عرض كرد اگر اجازه دهى با سپاهى فراوان پياده و سواره از تو حمايت مى كنم امام على (عليه السلام ) كه به سابقه سوء طينت ناپاك ابوسفيان فرصت طلب آگاهى داشت گول سخنان او را نخورد و در پاسخ او سخنانى فرمود: اى مردم امواج فتنه ها را با كشتى هاى نجات (علم و ايمان و وحدت ) درهم بشكنيد از راه اختلاف و پراكندگى كنار آييد و تاج بلند پروازى و برترى جويى را از سر بنهيد (503)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #452
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    432- فعاليتهاى كشاورزى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    هنگامى كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حضرت على (عليه السلام ) را از حكومت بر كنار نمودند و فدك را كه يك منبع مهم اقتصادى از براى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود از دست آنها گرفتند، امام على (عليه السلام ) براى تاءمين معاش شيعيان و خاندان رسالت و مستمندان به فعاليت كشاورزى پرداخت و به احداث قناتها و چشمه سارها و باغها و نخلستانها پرداخت براى نمونه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: كان اميرالمؤ منين صلوات الله عليه يضرب بالمر و يستخرج الارضين ... و ان اميرالمؤ منين اعتق الف مملوك من ماله وكد يده ، اميرمؤ منان على (عليه السلام ) در زمين بيل مى زد و مواهب زمين را (بر اثر كشاورزى ) خارج مى نمود و همانا اميرالمؤ منين (عليه السلام ) هزار برده را از مال شخصى خود و از محصول دسترنج خود خريد و آزاد كرد.(504)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #453
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    433- كاتب مصحف فاطمه الزهرا عليهاالسلام
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    امام صادق (عليه السلام ) فرمود: حضرت زهرا عليهاالسلام پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بسيار محزون و غمگين شد خداوند در آن ايام (75 يا 95 روز بعد از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ) فرشته اى
    را نزد فاطمه عليهاالسلام فرستاد تا او را دلدارى دهد. فاطمه عليهاالسلام ماجراى سخن گفتن خود را با فرشته الهى به شوهر خود حضرت على (عليه السلام ) گفت : على (عليه السلام ) فرمود: وقتى كه آمدن فرشته را احساس كردى به من بگو. فاطمه عليهاالسلام آمدن فرشته را به حضرت عى (عليه السلام ) خبر داد و فاطمه عليهاالسلام آنچه را از فرشته مى شنيد، به على (عليه السلام ) خبر مى داد و عى (عليه السلام ) آن را مى نوشت تا اينكه آن گفتار به صورت مجموعه اى به نام مصحف در آمده سپس امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
    اما نه ليس فيه شيى من الحلال و الحرام و لكن فيه علم ما يكون
    بدانيد كه در آن مصحف چيزى از حلال و حرام نيست بلكه در آن علم به حوادث آينده است .(505)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #454
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    434- حاميان خلافت على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    زيدبن وهب مى گويد: آنانكه با ابى بكر بعنوان خليفه مخالفت كردند از مهاجرين و انصار فقط 12 مرد بودند، از مهاجرين مقداد و عمار ياسر و ابوذر غفارى و سلمان فارسى و عبدالله بن مسعود و... و از انصار خزيمة بن ثابت ، ذوالشهادتين و سهل بن حنيف و ابوايوب انصارى و ديگران بودند همين كه ابوبكر در مسجد به منبر رفت آنها با يكديگر مشورت كردند بعضى از آن 12 نفر پيشنهاد كردند كه ابوبكر را از منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پايين بياوريم . ديگران گفتند: چنين كارى جز به زحمت انداختن خويشتن نيست و خداى متعال مى فرمايد خود را با دست خود به هلاكت نيندازيد بهتر اين است كه همگى نزد على (عليه السلام ) برويم و در اين باره با او مشورت كنيم همه آنها خدمت على (عليه السلام ) آمدند و عرض كردند يا اميرالمؤ منين (عليه السلام )...حقى را كه سزاوارتر به آن بودى رها كردى ما تصميم داشتيم كه نزد اين مرد (ابوبكر) برويم و او را از منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پايين كشيم ...ولى خواستيم بدون مشورت با شما او را از منبر پايين نكشيم .
    على (عليه السلام ) فرمود: اگر اين كار را كرده بوديد چاره اى جز جنگ با آنان را نداشتيد...اين مردمى كه گفتار پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم را رها كرده و بر پروردگار خود دروغ بسته اند همگى در اطراف او هستند و من در اين باره با افراد خاندان خود مشورت كردم چاره به جز سكوت نديدم زيرا مى دانيد كه سينه هاى اين مردم از كينه و بغض خداى عزوجل و خاندان پيغمبرش صلى الله عليه و آله و سلم آكنده است ...بخدا اگر اينكار را كرده بوديد شمشيرهاى خود را از نيام مى كشيدند و آماده جنگ و كشتار بودند همچنانكه با من همين كار را كردند و به زور بر من چيره شدند و گريبان مرا گرفته و كشيدند و به من گفتند بيعت كن و گرنه تو را خواهيم كشت ...ولى شماها به نزد اين مرد (ابوبكر) برويد و آنچه را كه خود از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم شنيده ايد به او بگوييد تا شبهه اى در كار او نماند و در اين كار حجت را بر او تمامتر كنيد...
    راوى مى گويد: آنها از خدمت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مرخص شدند و روز جمعه همگى در اطراف منبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نشستند...آنگاه نخستين كسى كه برخاست و سخن گفت خالدبن سعيد بن عاص بود او از على (عليه السلام ) دفاع كرد و حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ياد آور وى كرد عمر بن خطاب به خالد گفت : ساكت باش اى خالد كه تو نه صلاحيت صالح انديشى دارى و نه سخنت را كسى خوش دارد. سپس ابوذر بپا خواست و بعد سلمان فارسى و بعد مقداد و سپس بريده اسلمى و بعد از آن عبدالله بن مسعود و بعد از آن عمار ياسر و بعد خزيمة بن ثابت ذوالشهادتين و بعد سهل بن حنيف و ابوايوب انصارى ...به پا خاستند و يك به يك دلايل و احاديثى را از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيان كردند...ابى بكر بعد از اين صحبت سه روز در خانه خود نشست و روز سوم عمر، طلحه ، زبير، عثمان و سعدبن ابى وقاص و...هر يك با ده نفر از فاميل خود با شمشيرهاى برهنه نزد ابوبكر آمدند و او را از خانه اش بيرون كشيدند و بر فراز منبرش ‍ كردند.(506)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #455
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    435- خانه ام را آتش زده اند؟!!
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    مروان بن عثمان مى گويد: چون مردم با ابى بكر بيعت كردند. على (عليه السلام ) و زبير و مقداد داخل منزل حضرت فاطمه عليهاالسلام شدند و از بيرون آمدن خوددارى نمودند عمربن خطاب فرياد زد، كه خانه را به روى آنان آتش بزنيد در اين هنگام زبير شمشير بدست بيرون آمد. ابوبكر گفت : اين سگ را بگيريد مهاجمان به او حمله كردند، پاى زبير لغزيد و به زمين خورد و شمشير از دستش افتاد. ابوبكر گفت : شمشير او را به سنگ بزنيد و آنرا به سنگ زدند تا شكست . على بن ابيطالب (عليه السلام ) از منزل به سوى دهانت نجد بيرون شد و در راه با ثابت بن قيس بن شماس برخورد كرد. ثابت عرض كرد: اى اباالحسن (عليه السلام ) چه شده ؟ حضرت فرمود: مى خواهند خانه ام را بر من آتش ‍ بزنند و ابوبكر بر فراز منبر نشسته و مشغول بيعت گرفتن از مردم است و نه از اين حمله ها جلوگيرى مى كند و نه آنها را محكوم مى نمايد. ثابت گفت : هرگز دست از تو برندارم تا در راه دفاع از تو كشته شوم . پس با هم به مدينه بازگشتند چون به منزل رسيدند ديدند فاطمه عليهاالسلام كنار درب ايستاده و خانه از مهاجمين خالى شده است و حضرت زهرا عليهاالسلام صدا مى زند: هرگز قومى را زشت برخوردتر از شما سراغ ندارم . شما پيكر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را نزد ما رها ساخته و ميان خود مصمم شديد كه حكومت را تنها از آن خود بداريد و ما را به امارت نگماريد و هيچ از ما در اين باره نظر خواهى نكرديد و به سر ما آورديد آنچه آورديد و هيچ حقى براى ما در نظر نگرفتيد!(507)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #456
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    436- او على بن ابيطالب (ع ) است
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى دو نفر نزد عمر بن خطاب آمدند و از طلاق كنيزى سئوال كردند، كه چند مرتبه مى توان او را طلاق داد تا حرام نشود و ديگر لازم نباشد او را بعقد جديدى در حباله نكاح درآورد.
    عمر با آنها برخاست ، تا آنكه به مسجد رسيد در ميان حلقه اى از جمعيت مرد اصلعى (508) نشسته بود.
    عمر گفت : اى اصلع ! در طلاق اءمة (يعنى كنيز) چه مى گوئى ؟ آن مرد سر خود را بسوى او كرد، و با انگشت سبابه و وسط خود اشاره كرد، عمر دانست كه طلاق امه دو طلاق است ، و فورا به آن دو مرد گفت : تطليقتان يعنى دو بار طلاق
    يكى از آن دو نفر گفت : سبحان الله ! ما نزد تو آمديم و تو اميرالمؤ منين و بزرگ آنها هستى ! پس چگونه با ما آمدى تا در مقابل اين مرد ايستاده ! و از او سئوال كردى ! و به اشاره او با دو انگشت اكتفا نمودى ؟
    عمر به آن دو نفر گفت : آيا مى دانيد اين مرد كيست ؟
    گفتند: نه . عمر گفت : اين على بن ابيطالب است ، آنگاه گفت : من از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درباره او شنيدم كه فرمود:
    اگر آسمان هاى هفتگانه و زمين هاى هفت طبقه را در كفه ترازوئى بگذارند سپس ايمان على (عليه السلام ) را در كفه ديگر آن بگذارند هر آينه ، ايمان على بى ابيطالب سنگين تر خواهد بود.
    سپس علامه امينى مى گويد: در حديثى كه زمخشرى روايت كرده مى گويد:
    آن دو نفر به عمر گفتند: تو خليفه مسلمين هستى و ما آمده ايم از تو سؤ ال كنيم تو ما را پيش مرد ديگرى بردى و از او سؤ ال نمودى پس يكى از آن دو نفر گفت : سوگند بخدا كه اى عمر! من ديگر با تو سخن نخواهم گفت .
    عمر گفت : واى بر تو! مى دانى اين مرد كه بود؟ او على بن ابيطالب است .(509)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #457
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    437- از بيكارى بيزار بود
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى اميرمؤ منان على (عليه السلام ) به خانه خود آمد و از فاطمه (عليه السلام ) پرسيد: آيا غذايى داريم ؟ فاطمه عليهاالسلام گفت : در منزل چند روزى است كه غذاى كافى وجود ندارد، امام (عليه السلام ) فورا سطل آبى را برداشت و از منزل بيرون رفت ، آنگاه خود را به روستاى قبا رسانيد و آبيارى يكى از نخلستانهاى اطراف قبا را بعهده گرفت و شب تا صبح مشغول آبيارى شد.(510) و آن حضرت چنان كار مى كرد كه بر دستان مباركش پينه مى بست .(511) حتى حضرت براى يهودى ها نيز كار مى كرد تا با اجرت آن بتواند هم به خانواده خود و هم به فقرا و مستمندان چيزى ببخشد.

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #458
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    438- كار كردن شيوه او بود
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در يكى از مشكلات قضائى كه خليفه دوم سخت درمانده شده بود به او گفتند: نزد على (عليه السلام ) برويم تا مشكل را حل نمايد. خليفه دوم به همراه ابن عباس و جمعى ديگرى به راه افتادند سراغ امام را گرفتند به آنان گفته شد اميرمؤ منان (عليه السلام ) در فلان باغ مشغول كار است ، خود را به باغ رساندند ديدند، امام (عليه السلام ) سخت مشغول كار است و اين آيه را مى خواند:
    ايحسب الانسان ان يترك سدى ؛ آيا انسان مى پندارد او را به حال خود رها مى كنند
    همه به امام سلام كردند حل مشكل آن دو زنى كه هر دو آنها ادعا مى كردند، فرزند پسر از آنهاست را از اما (عليه السلام ) خواستند اما فرمود: شير دو زن را در ظرف خاصى وزن كنيد آن زن كه شير او سنگين تر است پسر بچه از آن اوست .(512)
    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #459
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    439- چه مصيبتها كه از اين جماعت نكشيدم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) در وصف دوران خانه نشينى خود تعابير و جملاتى دارد كه به حق دل هر آزاد مرد شيعى را پاره پاره مى كند ايشان در بيانى مى فرمايد:
    قبل از من ، متصديان امور مردم به كارهايى دست مى زدند كه با دستورات صريح رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مخالف بود آنها از روى عمد و توجه ، مرتكب تحريف و شكستن سنتهاى نبوى و تغيير احكام الهى گشتند...
    يكبار به مردم گفتم : اى مردم ! در ماه رمضان جز براى اداى نماز واجب در مسجد اجتماع نكنيد، به آن ها گفتم : نماز جماعت فقط در نمازهاى يوميه مشروع است خواندن نمازهاى مستحبى با جماعت بدت است (513) در اين بنى بعضى از سربازانم برآشفتند و گفتند: اى اهل اسلام ، سنت عمربن خطاب تغيير يافته ، على ما را از نماز جماعت در ماه رمضان باز مى دارد؟! (حماقت را تا جايى رساندند) كه من ترسيدم در ميان بخشى از سربازانم شورش بر پا شود.
    (من ) از اختلاف و پيروى كوركورانه و جاهلانه آنها و از پيشوايان گمراهشان ، چه مصيبتهايى كه نكشيدم .(514)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #460
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩






    440- درهم كوبنده جباران
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) در شوراى انتخاب خليفه بعد از عمر بن خطاب ، به جمع حاضر فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا در ميان خود فردى را جز من مى شناسيد كه آن 9 مبارز تنومند، از تيره عبدالدار را كه همگى از سران و پرچمداران قوم خود بودند به خاك و خون كشيده باشد؟!
    آيا به ياد داريد صواب حبشى برده آن مقتولان كه چگونه ديوانه وار و خشمگين به ميدان جنگ آمد و دائم فرياد مى زد و مى گفت : من به انتقام سروران و دلاورانى كه از دست داده ايم به قتل شخصى جز محمد خرسند نخواهم شد.
    چشمانش كاسه خون شده بود، دهانش كف آلود شده بود و شما مردم وحشت زده از برابر او فرار مى كرديد، ولى در اين حال اين من بودم كه به مقابله با او بر خاستم .
    هنگامى كه صواب آن غلام وحشى به من نزديك مى شد گويى هيولايى جلو مى آمد! نبرد بين ما آغاز شد اما بيش از دو ضربه بين ما رد و بدل نشد. سرعت شمشير من چنان برق آسا بود كه در كى لحظه او را به دو نيم ساخت تيغه شمشيرم به پهلوى او اصابت كرد و قسمت پائين بدن او روى پاها بر روى زمين باقى ماند و بالا تنه او به جانبى ديگر افتاد و مسلمانان مى نگريستند و به او مى خنديدند.(515)
    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 46 از 103 نخستنخست ... 364243444546474849505696 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •