۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 49 از 103 نخستنخست ... 394546474849505152535999 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 481 تا 490 , از مجموع 1021
  1. #481
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    461- آثار بيعت با على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    مالك بن ضمره مى گويد: روز از اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود:
    آگاه باشيد كه شما در معرض لعن گفتن من ، و در معرض دروغگو شمردن من قرار خواهيد گرفت . (538) پس هر كس مرا از روى كراهت و عدم رضايت قلبى لعن كند و خداوند ناراضى بودن او را به اين كار از دلش ‍ بداند من و او با هم بر محمد صلى الله عليه و آله و سلم وارد مى شويم ، و هر كس زبانش را نگه دارد و مرا لعن نكند به اندازه زمان پر تاب يك تير يا يك چشم بهم زدن از من زودتر به ملاقات آن حضرت برود و هر كس با رضايت و خوشحالى مرا لعن كند حجابى ميان او و (عذاب ) خداوند نخواهد بود و حجت و دليلى به پيشگاه محمد صلى الله عليه و آله و سلم ندارد.
    هان بدانيد كه روزى محمد صلى الله عليه و آله و سلم دست مرا گرفت و فرمود:
    هر كس با اين پنج (انگشت ) بيعت كند، و در حالى كه تو را دوست مى داشته است بميرد حقا به عهد و تكليف خود عمل نموده و هر كس در حالى كه تو را دشمن بدارد و بميرد همانا به مرگ دوران جاهليت مرده است ... و اگر در حالى كه تو را دوست مى دارد پس از تو زنده بماند، تا آن وقت كه خورشيد طلوع و غروب كند خداوند كارهاى او را به امن و ايمان پايان خواهد داد.(539)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #482
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    462- جهالت هاى يك زن چهاكه نكرد!!
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    امام باقر (عليه السلام ) فرمود: عايشه در زمان خلافت عثمان پيش عثمان آمد و به او گفت : آن سهميه اى (پولى ) را كه پدرم ابوبكر و عمر بن خطاب به من داد به من رد كن . عثمان گفت : من در كتاب و سنت جايى براى چنين چيزى كه برا تو مقرر باشد نيافتم ، و همانا پدرت و عمر از روى رضايت خاطر خود به تو بخشش مى كردند و من اين كار را نمى كنم . عايشه گفت : پس سهم ارث مرا از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بده ؟!!
    عثمان گفت : مگر تو و مالك بن اوس نزد من نيامديد و گواهى داديد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ارث نمى گذارد، تا جايى كه فاطمه دختر پيامبر را توانستيد از ارث خود (باغ فدك ) منع كنيد و حق او را پايمال نموديد؟(540) حال چگونه امروز ارث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را مى طلبى ؟!!
    عايشه بازگشت و از آن روز به بعد هر گاه عثمان را براى نماز مى ديد پيراهن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مى گرفت و بر سر نى بلند مى كرد و مى گفت : همانا عثمان با صاحب اين پيراهن مخالفت ورزيده و سنت او را رها ساخته است و در تضعيف عثمان هر كارى كه مى شد انجام مى داد.
    و عجب اينكه عايشه بعد از كشته شدن عثمان ، خون او را از امام على (عليه السلام ) طلبيد و به بهانه خو خواهى عثمان بر عليه حضرت قيام كرد و جنگ جمل را به راه انداخت .(541)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #483
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    463- از حمله شير در امانى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى جوبرية بن مسهر راهى سفر مى شد كه على (عليه السلام ) را ديد، حضرت به او فرمود: تو از گزند شير در امانى ؛ جويرية بن مسهر وقتى در مسير راه خود مى رفت با شيرى مواجه شد. آنگاه سلام على (عليه السلام ) را به شير رساند و به او گفت : كه اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) مرا از آسيب تو امان داده . شير وقتى صحبت او را از او روى بر تافت و پنج مرتبه صدا بلند كرد و رفت . (542)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #484
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    464- يتيم نواز مهربان
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) در تقسيم بيت المال هيچ فرقى براى كسى قائل نمى شد. چنانچه در تقسيم بيت المال بين خواهر خود ام هانى و آن كنيز عجمى (فارس ) هيچ فرقى نگذاشت و به هر كدام بيست درهم داد. در روايتى ديگر روزى عبدالله پسر جعفر طيار به على (عليه السلام ) عرض ‍ كرد: اى اميرمؤ منان چه مى شد اگر دستور مى فرموديد براى گذران زندگى به من چيزى داده مى شد، به خدا سوگند هيچ مالى براى گذران زندگى خود ندارم مگر آنكه مركب سوارى خود را بفروشم . حضرت فرمود: نه ، به خدا سوگند هيچ چيز براى تو ندارم جز آنكه از عمويت بخواهى دزدى كند و به تو بدهد و در پاسخ عقيل برادر خود كه به حضرت گفت : مرا با يكى از سياهان مدينه برابر قرار مى دهى ؟ حضرت فرمود: تو چه برترى بر او دارى ؟ مگر آنكه در اسلام بر او سبقت جسته يا در تقوا بر او برترى داشته باشى و ماجراى سكه سرخ كردن حضرت و دادن به برادرش عقيل نمونه ديگرى از عدالت محض اين فرشته خصال است .(543)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #485
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    465- يتيم نواز مهربان
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابوالطفيل مى گويد: روزى ديدم على (عليه السلام ) يتيمان را به حضور خود خاست سپس چنان به يتيمان تفقد و مهربانى مى كرد و به آنها عسل مى خوراند كه بعضى از اصحابش تمنا مى كردند كه اى كاش ما نيز يتيم مى بوديم . (تا مورد توجه و لطف حضرت واقع مى شديم ) (544)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #486
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    466- يارى دهنده ضعيفان
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى على (عليه السلام ) به بازار رفت و در مجموعه خرمافروشان عبور كرد كه ناگهان ديد كنيزى مى گريد. حضرت جلو رفته و علت گريه كنيز را از او پرسيد. او گفت : صاحبم پول به من داد كه خرم بخرم وقتى خرما را تهيه كردم و به منزل بردم صاحبم فرماها را نپسنديد و گفت : خرماها را پس بده حالا هر چه به اين مغازه دار مى گويم خرماهايت را پس بگير و پولم را پس بده قبول نمى كند.
    حضرت به خرما فروش گفت : اى بنده خدا اين كنيز از خود اختيار ندارد. درهم او را رد كن و خرماى او را بگيرد.
    آن مرد برخاست و با دست خود بر سينه على (عليه السلام ) زد و امام را از جلوى مغازه اش دور كرد. مردم به او گفتند: اى مرد اين اميرالمؤ منين على عليه السلام است ، آن مرد ترسيد و پول خرما را به كنيز داد و خرماى خود را پس گرفت . سپس به امام عرض كرد كه يا على (عليه السلام ) مرا عفو بفرماييد و از اشتباه من در گذريد.
    حضرت فرمود: اگر امر خود را اصلاح كنى زودتر از تو راضى خواهم شد يا در روايتى ديگر فرمود: اگر حقوق مردم را رعايت كنى از تو راضى مى شوم .(545)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #487
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    467- قناعت نفس
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى عدى بن حاتم طايى بر على (عليه السلام ) وارد شد، ديد در سفره حضرت ريزه هاى نان جوين و نمك و مشكى كهنه كه در آن قدرى آب بود. وجود دارد عدى مى گويد: به حضرت عرض كردم : يا على (عليه السلام ) من مى بينم شما را در روزهاى دراز با شكمى گرسنه در امور مسلمانان كوشش مى كنى و شب را به بيدارى و خون جگر خوردن و مشقت كشيدن در بندگى خدا به روز مى آورى ، حالا افطار تو همين مقدار است ؟!
    حضرت به او فرمود:
    علل النفس بالقنوع و الا
    طلبت منك فوق ما يكفيها
    فرمود: نفس خود را به قناعت مشغول كن و بازدار آن را؛ و اگر نه سركشى خواهد كرد و بيشتر از نيازش از تو طلب خواهد كرد.(546)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #488
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    468- امير ملك بندگى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    از احنف بن قيس روايت شده كه وقتى او نزد معاويه رفت از شيرينى و ترشى چنان نزد او در سر سفره چيدند كه گفت من نام بعضى از آنها را نمى دانستم . لذا يك يك آنها را از معاويه پرسيدم و او جواب مى گفت . چون معاويه طعام خود را تعريف مى كرد من گريه ام گرفت . چرا مى گريى ؟
    گفتم : به ياد آمد شبى را كه در خدمت حضرت على ع بودم وقت افطار شد. آن حضرت دستور داد تا من نيز نزد او بمانم . پس كيسه اى را خواست كه سر مهر كرده بود. چون آن را حاضر كردند به او گفتم : يا على ! اين چيست ؟
    حضرت فرمود: نان جو است . عرض كردم : ترسيدى كه از آن نان بردارند، يا بخل كردى كه اين چنين سر آن را مهر كرده اى ؟
    حضرت فرمود: نه اينكه گفتى درست نيست ؛ بلكه مى ترسيدم كه حسن و حسين عليهم السلام آن نان را به روغن بيالايند.
    عرض كردم : مگر حرام است ؟ فرمود: نه ولكن واجب است بر امامان عادل كه زندگى خود را در سطح فقيرترين مردم قرار دهد تا فقير بواسطه فقرش از جاده بندگى بيرون نرود. معاويه گفت : ذكر كسى را كردى كه احدى فضل او را نمى تواند انكار كند. (547)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #489
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    469- عبادت على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    از كنيز حضرت على (عليه السلام ) پرسيدند كه نماز على (عليه السلام ) در ماه رمضان چگونه بود؟ او گفت : نماز در رمضان و شوال نزد على (عليه السلام ) يكسان بود او تمام شب ها را به عبادت خداوند احياى مى داشت ، حضرت على بن الحسين (عليه السلام ) را با آن كثرت عبادت و نماز كه او را ذوالثفنات (548) مى گفتند، مى فرمود: من يقدر على عبادة على بن ابيطالب (عليه السلام )؛ يعنى چه كسى توانايى دارد بر عبادت على بن ابيطالب (عليه السلام ) و چه كسى قدرت دارد كه مثل على (عليه السلام ) خدا را عبادت كند.(549)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #490
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    470- توصيف عبادت على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ضرار وقتى در مجلس معاويه حاضر شد براى معاويه از عبادت على (عليه السلام ) گفت : اگر او را مى ديد وقتى كه در محراب عبادتش ‍ ايستاده بود در حالى كه شب ، پرده سياه خود را فرو افكنده بود و ستارگان پايين آمده بودند (يعنى ديروقت و در تاريكترين موقع شب ) و او محاسن خود را به دست گرفته و همچون مار گزيده به خود مى پيچيد و مانند مصيبت زده ، اندوهمند مى گريست ، و مى گفت : اى دنيا آيا در پى من افتاده و آرزومند من شده اى ! هيهات ، مرا به تو نيازى نيست ، ترا سه طلاقه كرده ام كه هرگز به تو رجوع نخواهم كرد.
    سپس مى فرمود: آه ، آه ، از دورى سفر آخرت و كمى توشه و سخنى راه .
    ضرار مى گويد: معاويه از حرفهاى من گريه كرد و گفت : اى ضرار كافى است به خدا سوگند على (عليه السلام ) چنين بود، خدا ابوالحسن (عليه السلام ) را رحمت كند.(550)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 49 از 103 نخستنخست ... 394546474849505152535999 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •