۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 50 از 103 نخستنخست ... 4046474849505152535460100 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 491 تا 500 , از مجموع 1021
  1. #491
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    471- مفسر آيات حق تعالى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    مردى خدمت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) رسيد و به آن حضرت عرض كرد: يا على (عليه السلام ) مرا از معنى آيه آيا آن كس كه بر بينه و دليل روشن از جانب خداى خود است و گواهى در كنار دارد...(551) مطلع فرما.
    حضرت فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن كسى است كه به عنوان دليلى روشن از جانب خداست و من گواه او و از او هستم . سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست احدى از قريش نيست كه تيغ سر تراش بر سرش كشيده شده باشد جز اينكه خداوند درباره او مطالبى در كتاب خود فرو فرستاده است ، و سوگند به آن كس كه جانم بدست اوست اگر آنان بدانند آنچه را كه خداوند درباره ما خاندان بر زبان پيامبر امى خود جارى ساخته ، (اين داشتن آنان ) نزد من محبوبتر است از اينكه به اندازه ظرفيت اين صحن (صحن مسجد كوفه ) برايم طلا باشد. به خدا سوگند مثل ما در ميان اين امت مانند كشتى نوح و باب حطه (در توبه ) در ميان بنى اسرائيل ، چيز ديگر نيست .(552)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #492
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    472- ناله هاى تنهايى
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    پس از آنكه اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) مكرر مردم و اصحاب خود را به جهاد در راه خدا فرا مى خواند و آنان از او تبعيت نكردند آن حضرت روزى در خطبه اى فرمود: اى مردم من شما را فرمان بسيج دادم و بسيج نشديد، و براى شما خير خواهى نمودم و نپذيرفتيد، شما حاضرانى هستيد همچون غايبان ...
    اشعث بن قيس كندى از ميان جمعيت برخاست و به آن حضرت گفت : اى اميرمؤ منان ! چرا تو آن گونه كه عثمان با ما رفتار مى كرد عمل نمى كنى (553)
    حضرت فرمود: اى كاكل آتش (رئيس دوزخيان )، واى بر تو همانا كار پسر عفان موجب خوارى آن كسى است كه دين ندارد و دليلى با او نيست ، من چگونه آن طور باشم و حال آنكه بر دليل روشنى از جانب خداى خود هستم و حق بدست من است .
    به خدا سوگند آن مردى كه دشمن را بر خود چيره كند تا گوشتش ببرد، و استخوانش بشكند، و پوستش بكند، و خونش را بريزد، مردى است بزدل و ترسو، تو اگر مايلى همين گونه باش ، اما من آنگونه (مثل عثمان ) نيستم كه خود را بدست چنين سرنوشتى بسپارم ...
    ابو ايوب انصارى ، خالدبن زياد كه صاحب منزل رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود برخاست و گفت : مردم ! حقا كه اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) سخن خود را به آن كس كه گوش شنوا و دلى فراگير دارد رساند، همانا خداوند شما را كرامتى بخشيده ؛ و شما آنطور كه شايسته است نپذيرفتيد، خداوند پسر عموى پيامبرتان و سرور بزرگ مسلمانان را پس از آن حضرت در ميان شما نهاد كه دين را به شما مى فهماند و شما را به پيكار با پيمان شكنان فرا مى خواند ولى گويا كريد و نمى شنويد يا بر دلهايتان مهر خورده كه انديشه نمى كنيد، آيا شرم نمى داريد؟(554)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #493
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    473- اولين سرى كه بر نيزه رفت
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    عمرو بن حمق مدت زيادى در خدمت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بود، تا اينكه روزى حضرت به او فرمود: به همان جايى كه از آنجا هجرت كردى بازگرد تا اينكه اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) به ولايت رسد، آنگاه به سوى على (عليه السلام ) بشتاب .
    عمر بن حمق از مدينه برگشت و در محل خود به تبليغ اسلام مشغول شد تا اينكه حضرت امير (عليه السلام )، كوفه را مقر حكومت خود قرار داد، پس به سوى اميرالمؤ منين (عليه السلام )- به كوفه - روانه شد و در آنجا مدتها درخدمت آن حضرت بود تا اينكه روزى اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) به او فرمود:
    آيا منزلى دارى ؟ عرض كرد: آرى ! حضرت فرمود: آنرا بفروش و پولش را به قبيله ازد بسپار زيرا پس از چندى كه من از ميان شما رفتم حكومت وقت در پى تو مى فرستد كه دستگيرت نمايد، پس قبيله ازد تو را پناه مى دهند تا اينكه از كوفه خارج شوى و به قلعه موصل برسى . به موصل كه رسيدى به شخص فلجى برمى خورى ، پس نزد او بنشين . آنگاه از او آب مى خواهى تو را سيراب خواهد كرد و از تو مى پرسد كه چه كاره اى ؟ تو به او خبر ده و اسلام را بر او عرضه كن كه او مسلمان مى شود. سپس دستت را روى پايش بمال كه خداوند ان شاء الله او را شفا مى بخشد و همراه تو قيام مى كند. از آن پس بر شخص نابينايى مى گذرى كه او هم از تو سؤ ال مى كند چه كاره اى ؟ او را خبر ده و به اسلام دعوتش ‍ كن ، دعوتت را اجابت مى كند و آنگاه دستت را بر چشمش بمال كه به خواست خداوند بينائيش باز مى گردد و همين دو نفر هستند كه ترا پس از مرگ ، در قبر خواهند گذاشت . سپس نظاميان سواره به دنبال تو مى آيند، پس هر گاه نزديك قلعه در فلان موضع رسيدى خسته خواهى شد؛ از اسبت فرود آى و غارى كه آنجا هست وارد شو و همانا در ريختن خون تو فاسقين از جن و انس شركت خواهند داشت ، پس از مدتى در سال 50 هجرى قمرى عمروبن حمق به آنچه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرموده بود عمل كرد تا اينكه به قلعه فوق رسيد، به آن دو نفر گفت : چه مى بينيد؟ گفتند: اسب سوارانى مى بينيم كه به سوى ما مى آيند. سپس از اسبش فرود آمد و داخل غار شد و اسب را رها كرد وقتى وارد غار شد مارى او را زد سپاه دشمن رسيد اسبش را ديدند كه بى سرپرست رها شده فهميدند كه او در همين نزديكى است . دنبالش رفتند تا او را در غار يافتند سر مباركش را از تن جدا كرده نزد معاويه آوردند. معاويه دستور داد سر او را بر نيزه اى قرار داده در شهر بگرداند و اين اولين سرى در اسلام بود كه توسط معاويه بر نيزه رفت .(555)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #494
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    474- همسر پيامبر (ص ) پشتيبان على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    جرى بن كليب از كسانى بود كه با اميرالمؤ منى على (عليه السلام ) بيعت كرد و اهل كوفه بود او براى فرار از جنگ در سپاه آن حضرت راهى مى جست . خود او جريان را اين گونه آورده است : هنگامى كه على (عليه السلام ) به طرف صفين حركت كرد، من از جنگ روى گردان شدم و آمدم به مدينه . تا اينكه بر ميمونه همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وارد شدم . ميمونه به من گفت : تو از مردمى ؟
    گفتم : از اهل كوفه ، گفت : از كدامشان ؟ گفتم : از بنى عامر.
    او گفت : بنى عامر پشت در پشت آزاده و رادمرد بودند چه باعث آمدند شد؟
    گفتم : على (عليه السلام ) به سوى صفين حركت كرد و من به جنگ خشنود نبودم . لذا آمدم اينجا؛ او گفت : آيا با او بيعت كرده بودى ؟ گفتم : آرى ، گفت : پس بسوى او برگرد و با او باش كه به خدا سوگن ! او نه گمراه شد و نه به واسطه اش كسى به گمراهى مى افتاد.(556)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #495
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    475- يار نزديك دو امام
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    عمر و بن حمق خزاعى از شرطة الخميس و از خواص اصحاب اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) بود. اين شهر آشوب او را نزديكترين ياران امام على (عليه السلام ) و امام حسن (عليه السلام ) مى داند.
    برخى نقل كرده اند كه عمر بن حمق روزى رو به على (عليه السلام ) كرد و عرض كرد:
    يا اميرالمؤ منين ! به خدا سوگند، من ترا دوست نداشتم و با تو بيعت نكردم براى اين كه خويشاوندى بين من و تو وجود دارد و به براى گرفتن پولى و يا درخواست مقامى از تو بود، ولى به اين خاطر ولايت تو را پذيرفتم چون كه در تو پنج خصلت است :
    تو پسر عموى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اولين كسى هستى كه به او ايمان آوردى و تو همسر سرور زنان امت ؛ فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هستى و تو پدر ذريه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى باشى و تو عظيم ترين مرد از مهاجرين هستى كه در جهاد خدا والاترين سهم را دارا هستى ، پس اگر به من دستور داده شود كه كوههاى سنگين را از زمين بر كنم و به جايى ديگر منتقل نمايم و يا درياهاى مواج را از آب خالى سازم تا اينكه بتوانم به نحوى در هر امرى دوستان و اوليايت را تقويت نمايم و دشمنانت را منكوب سازم ، گمان نمى كنم توانسته باشم ، حقى را كه بر گردنم دارى ادا نمايم .

    حضرت امير (عليه السلام ) در پاسخ او فرمود: بارالها! قلبش را به نور تقوى منور ساز و او را به صراط مستقيم هدايت كن . اى كاش در سپاه من صد نفر مانند تو وجود داشت .
    حجر عرض كرد: در آن صورت ، به خدا قسم سپاه تو تكميل شده و كمتر كسى پيدا مى شد كه به تو خيانت كند.


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #496
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    476- از خداوند يارى جوييد
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    اميرمؤ منان على (عليه السلام ) در جنگ صفين به سپاهيان خود فرمود: دشمن را براى پايدارى دينتان از دم شمشير بگذرانيد گامى فراتر، سلاحتان را به آنها رسانيد و از خداوند يارى جوييد تا پيروزى و نصرت حق شامل حالتان شود...(557) در دعاى وارده از حضرت على (عليه السلام ) براى رزمندگان اسلام است كه به پيشگاه خداوند عرضه مى داشت : اللهم الهمهم الصبر و انزل عليهم و اعظم لهم الاءجر؛ خداوندا! صبر و شكيبايى بر سختيها و مشكلات و جنگ را به آنها الهام فرما و پيروزى و نصرت را بر آنان فرو فرست و اجرشان را افزون ساز
    (558)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #497
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    477- رستگارى يافتن
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    امام حسن (عليه السلام ) مى فرمايد: هنگامى كه ابن ملجم (لعنة الله ) حضرت امير (عليه السلام ) را با شمشير زد، در حالى كه امام لحظات آخر عمرش را مى گذراند، بر آن حضرت وارد شدم ، بسيار نگران و متاءثر گشتم .
    حضرت فرمود: پسرم ! چرا اين قدر نگرانى ؟
    عرض كردم : چگونه نگران نباشم در حالى كه شما را با اين وضعيت مى بينم .
    حضرت فرمود: مى خواهى تو را چهار خصلت ياد دهم كه اگر به ياد خود بسپارى ، رستگارى را دريابى و اگر فراموش كنى ، هر دو جهان از دست تو برود؟... يا بنى لاغنى اكبر من العقل و و لافقر مثل الجهل و لاوحشة اشد من العجب و لا عيش الذمن حسن الخلق ؛ اى فرزندم ! 1- هيچ ثروتى بالاتر از عقل نيست . 2- هيچ تنگدستى مانند جهل نيست . 3- هيچ وحشتى بزرگتر از خودبينى نيست . 4- هيچ كاميابى لذيذتر از حسن خلق نيست .
    (559)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #498
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    478- حافظ بيت المال
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى حضرت على (عليه السلام ) بيت المال را تقسيم مى كرد كه به ناگاه طفلى از نوه هاى امام آمد و از بيت المال چيزى برداشت و رفت . امام سراسيمه به دنبال آن كودك دويد و آنچه را كه در دستش بود گرفت و به بيت المال مسلمين برگردانيد.
    مردم به حضرت عرض كردند: يا على ! اين طفل هم ، خود سهمى از بيت المال دارد.
    امام فرمود: هرگز، بلكه تنها پدرش سهمى دارد. آنهم به قدر سهم هر مسلمان عادى ، پس هر گاه آن سهم را گرفت به هر قدر كه خود لازم بداند به آن طفل خواهد داد.(560)
    البته اين نوع سخت گيرى هاى امام مربوط به بيت المال بوده اما در بخشيدن اموال شخصى خود، حضرت سخاوت داشته ، چنان كه معاويه مى گويد: اگر على (عليه السلام ) دو اطاق داشته باشد يكى پر از كاه و ديگرى پر از طلا براى او بخشيدن هر دو يكسان است .


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #499
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    479- سوء استفاده از مقام
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى حضرت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) در كوفه ، مركز حكومت خود، مردم را مخاطب قرار داد و فرمود:
    يا اهل الكوفه اذا انا خرجت من عندكم بغير راحلتى و رحلى و علامى فلان فانا خائن ...؛ اى مردم كوفه ! اگر ديديد كه من از شهر شما بيرون رفتم بغير از آن وضعى كه قبلا داشتم و لباس و خوراك من يا مركب و غلام من عوض شده و در مدت حكومت من يك زندگى مرفه ، براى خود درست كرده ام بدانيد كه من در حكومت ، به شما خيانت كرده ام
    (561)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #500
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    480- بازماندگان غافل
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    صعصة بن صوحان مى گويد: براى انجام نماز صبح در مسجد كوفه حاضر شدم . حضرت على (عليه السلام ) با ما نماز گذارد و پس از سلام نماز رو به قبله نشست و به ذكر خدا پرداخت و به راست و يا چپ خود نگاه نمى كرد تا اينكه آفتاب زد.
    سپس رو به ما كرد و فرمود: در زمان خليل و دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كسانى بودند كه در اين مسجد شب تا صبح در سجده و ركوع به سر مى برند و چون سپيده مى دميد ژوليده مو و غبار آلود بودند و پيشانى آنان بر اثر سجده ى زياد پينه بسته بوده آنگه كه آنها به ياد مرگ مى افتادند، همچون درخت كه به تازيانه ى باد مى لرزد، به اضطراب مى افتادند و مى گريستند چندان كه لباسشان از اشك چشم تر مى شد. آنگاه حضرت امير (عليه السلام ) برخاست اما مى فرمود:
    گويا آنان كه باز مانده اند غفلت به سر مى برند.(562)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 50 از 103 نخستنخست ... 4046474849505152535460100 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •