۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 63 از 103 نخستنخست ... 135359606162636465666773 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 621 تا 630 , از مجموع 1021
  1. #621
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    601- على و شكر كتيبه


    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در جنگ صفين معاويه لشكرى بيست و پنج هزار نفرى را تدارك ديد و در نوع خود در تمام جوانب اين مجموعه بيست و پنج هزار نفرى را مجهز نمود، با تدارك وسائل و اسلحه و از حيث زره و كلاه خود و كاملترين تمرينات ، آنها را جهت نبرد با سپاه امام على (عليه السلام ) آماده نمود تمامى اين لشكر از فرق سر تا پا غير از دو چشم آنها غرق آهن بود، به شكلى كه هيچ جائى جهت نفوذ تير يا شمشير در آن نباشد و تمامى آنها را سوار بر اسب كرد تا روحيه لشكر على (عليه السلام ) را با هيبت اين لشگر در ابتداى نبرد تضعيف نمايد اين لشگر را كتيبه ناميد و راهى ميدان كرد. لشكريان حضرت امير (عليه السلام ) وقتى اين وضعيت را ديدند جراءت مقابله با آنرا در خود نديدند چون وضع جبهه مقابل را مى ديدند چگونه است نه جاى شمشير زدن بود نه راه نفوذ، على (عليه السلام ) از صف لشكريان خود بيرون آمد و لشكر خود را به تذكراتى هشدار داد و آنها را براى نبرد تشجيع نمود آنگاه به آنها فرمود: به شما بگويم اين لشكر كتيبه معاويه را در هم خواهم كوبيد كسى حق ندارد از جاى خود تكان خورد. آنگاه حضرت ذوالفقار را در دست گرفت و حمله كرد حضرت آنچنان جنگيد كه تمامى لشگر پا به فرار گذاشتند. على (عليه السلام ) به تعقيب آنها پرداخت فراريان آنها خود را به خيمه معاويه رساندند معاويه كه منتظر بود اين لشگر برود و همه لشكر على (عليه السلام ) را درهم بكوبد و بيايد؛ ديد همه شكست خورده با كشته هاى فراوان برگشته اند. معاويه گفت : اى واى بر شما كى شما را اينطور كرده ؟ مگر لشكر على (عليه السلام ) چند برابر شما بود؟ همه گفتند: معاويه ما كه لشكر على (عليه السلام ) را نديديم ولى ما هر وقت نگاه مى كرديم مى ديدم على (عليه السلام ) پشت سرماست و با ذوالفقار حمله مى كند. همين قدر بدان كه هر كه كشته شده به شمشير على (عليه السلام ) كشته شده و هر كه نيزه خورده به نيزه على (عليه السلام ) است ، هر كه تير خورده ، به تير على (عليه السلام ) است او گفت : على (عليه السلام ) كه تير ندارد گفتند و الله ما نمى دانيم چه شده ولى مى ديديم كه على (عليه السلام ) گاهى با تير حمله مى كرد گاهى با نيزه و گاهى با شمشير و گاهى هم از پشت سر.(718)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #622
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    602- توجيه در جنگ جمل


    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در جريان جنگ جمل بعضى به بهانه اينكه اين جنگ يك نوع برادر كشى و مسلمان كشى است از دفاع مى كشيدند و بعضى از مقدس نماهاى چند آتشه صريحا امام بر حق ، حضرت على (عليه السلام ) را از اينكه با آشوبگران جمل مى جنگد مورد انتقاد قرار مى دادند. امام على (عليه السلام ) آشكارا سپاه جمل را لعنت كرد، يكى از مقدس مآبها به على (عليه السلام ) گفت : مؤ منين آنها را از لعن خود استثناء كن !
    حضرت على (عليه السلام ) قاطعانه به او فرمود: ويلك ما كان فيهم مؤ من (719)؛ واى بر تو كسى در ميان آنها مؤ من نيست .
    و در جنگ صفين نيز بعضى با توجيه و حربه مسلمان كشى جايز نيست از يارى على (عليه السلام ) دست كشيدند.



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. تشكر

    نوای عشق (06-03-1390)

  4. #623
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    603- توجيه گر؛ مكار و پاسخ امام على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در جريان جنگ صفين كه بين سپاه امام على (عليه السلام ) و سپاه معاويه در گرفت و هجده ماه طول كشيد عمار ياسر صحابى بزرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جزء سپاه اميرمؤ منان على (عليه السلام ) بود. مسلمانان همه مى دانستند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به عمار فرمود: تقتلك الفئة الباغية ؛ گروه ستمگر و متجاوز تو را مى كشند
    .
    عمار در جنگ صفين به شهادت رسيد و براى آنان كه در شك و ترديد بودند ثابت شد كه معاويه و پيروانش جمعيت ستمگر و ياغى را تشكيل مى دهند زيرا آنها عمار ياسر را كشتند، معاويه به غلط اندازى و توجيه گرى پرداخت و اعلام كرد كه على (عليه السلام ) عمار ياسر را كشته است زيرا على (عليه السلام ) او را به ميدان جنگ فرستاده و سبب كشتن او شده است و با اين توجيه گرى گروهى را فريب داد و اغفال كرد وقتى كه على (عليه السلام ) از اين توطئه با خبر شد در پاسخ به اين غلط اندازى فرمود: اگر سخن معاويه درست باشد پس حضرت حمزه را رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كشته است زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را به ميدان فرستاد. عبدالله پسر عمر و عاص همين پاسخ على (عليه السلام ) را به معاويه گفت : معاويه به قدرى خشمگين گرديد كه به عمر و عاص گفت : فرزند احمق خود را از اين مجلس بيرون كن .(720)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #624
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    604- نامه معاويه به على (ع )
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    معاوية بن ابوسفيان در عصر خلافت حضرت على (عليه السلام ) پس از بروز جنگ صفين براى آن حضرت نامه اى نوشت كه در ضمن آن نامه چهار مطلب زيرا را مطرح كرده بود:
    1- اينكه سرزمين شام را به من واگذار كن تا رهبرى آن را خودم به عهده بگيرم .
    2- ادامه جنگ (صفين ) موجب خونريزى زياد و موجب نابودى عرب خواهد شد، آن را متوقف كن .
    3- ما هر دو طرف در مورد جنگ برابر هستيم و هر دو طرف مسلمانند و شخصيتهاى اسلامى در هر دو سو وجود دارند.
    4- ما هر دو از فرزندان عبد مناف (جد سوم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ) هستيم و بر يكديگر برترى نداريم . بنابراين هنوز جاى آن هست كه از گذشته پشيمان شويم و آينده خود را اصلاح نماييم . امام على (عليه السلام ) در پاسخ به معاويه ، تك تك موارد سخن او را جواب داد و آن اين بود كه فرمود:
    1- اينكه خواسته اى سرزمين شام را به تو واگذارم ، آگاه باش من چيزى را كه ديروز از تو منع كردم امروز به تو نخواهم بخشيد (حكومت الهى امروز و ديروز ندارد).
    2- اينكه نوشته اى جنگ موجب نابودى عرب مى شود، بدان كه اگر آن كس كه در جنگ كشته شده طرفدار حق است جايگاهش بهشت مى باشد و اگر طرفدار باطل است در آتش خواهد بود.
    3- اينكه ادعا كردى در جنگ و جنگاوران من و تو جايگاهى مساوى داريم ، چنين نيست زيرا تو در شك به درجه من در يقين نرسيده اى و اهل شام حريصتر از اهل عراق به آخرت نيستند.
    4- اما اينكه گفته اى ما همه از فرزندان عبد مناف هستيم ، آرى چنين است ولى اميه جد تو مانند برادرش هاشم جد من نيست و حرب جد تو مانند عبدالمطلب جد من نيست و ابوسفيان پدر تو مانند ابوطالب پدر من نيست و هرگز مهاجران مانند اسيران (كفار در فتح مكه ) كه آزاد شده رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هستند، و فرزندان صحيح النسب همانند منسوب به پدر نيستند و حق پرست همانند باطل پرست و مؤ من همانند مفسد نخواهد بود... وانگهى افتخار و برترى مقام نبوت در اختيار ماست كه با آن عزيزان را ذليل و ذليلان را ارجمند ساختيم ...(721)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #625
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    605- على (ع ) و يتيمان
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    حبيب بن ابى ثابت مى گويد: روزى مقدارى عسل به بيت المال آوردند حضرت على (عليه السلام ) دستور داد يتيمان را حاضر كردند موقعى كه عسل را بين نيازمندان تقسيم مى فرمود: خود شخصا به دهان يتيمان عسل مى گذارد. بعضى گفتند: اى اميرمؤ منان اين عمل براى چيست ؟ حضرت فرمود: امام پدر يتيمان است . عسل به دهان يتيم مى گذارم و به جاى پدران از دست رفته آنها، عطوفت پدرى مى كنم .(722)
    (نقل شده پير مردان عصر على (عليه السلام ) وقتى اين گونه عواطف امام گونه ، را از آن حضرت مشاهده مى كردند به حسرت مى گفتند: اى كاش ما نيز بچه يتيمى بوديم تا حضرت با دستان مبارك خود عسل در دهان ما نيز مى گذاشت ).



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #626
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    606- پيامبر (ص ) از ناكثين و قاسطين و مارقين مى گويد:
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى فرمايد: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من فرمود: اى على (عليه السلام ) به زودى با عهد شكنان ، گمراهان و خارج شدگان از دين جنگ خواهى كرد. عرض كردم يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ناكثين (پيمان شكنان ) كيانند؟ فرمود: طلحه و زبير و (عايشه ) كه در حجاز با تو بيعت مى كنند و در عراق پيمان مى شكنند و هر گاه اين كار را كردند با آن ها جنگ كن . زيرا در قتال و جهاد با آنها پاكيزگى براى اهل زمين است . عرض كردم يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قاسطين (گمراهان ) كيانند؟ فرمود: معاويه و يارانش ، عرض كردم : آنها كه از دين بيرون مى روند (مارقين ) كيايند؟ فرمود: ياران ذى الثديه (723) (پستاندار) و آنها هستند كه از دين بيرون مى روند همانطور كه تير از كمان خارج مى شود پس آنها را بكش چون در كشتار آنان گشايش و فرج براى اهل زمين و عذابى فورى بر آنها و ذخيره اى (ثوابى ) براى تو در قيامت در نزد خداست ... يا على (عليه السلام ) تو پيمان مرا رعايت كرده و بر طريقه من كارزار مى كنى و امت من با تو مخالفت خواهند كرد.(724)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #627
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    607- خبر از شهادت ميثم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ميثم تمار پيش از شهادت خود به توسط على (عليه السلام ) از آن باخبر بوده و آن را از مولايش على (عليه السلام ) شنيده بود. امام (عليه السلام ) به ميثم تمار گفت : چه خواهى كرد آن روزى كه فرزند ناپاك بنى اميه - عبيدالله زياد - از تو بخواهد كه از من تبرى و بيزارى بجويى ؟ ميثم گفت : نه به خدا سوگند هرگز چنين نخواهم كرد، امام فرمود: در غير اينصورت به دارت آويخته و تو را مى كشند. ميثم گفت : صبر و بردبارى خواهم كرد اين در راه خدا چيزى نيست . على (عليه السلام ) به او فرمود: اى ميثم تو بعدها با اين درخت ماجراها خواهى داشت ... اى ميثم اين درخت خرما را به چهار قسمت تقسيم مى كنند و تو را از قسمت چهارم آن به دار مى آويزند، از اين رو ميثم خيلى وقتها پيش آن درخت مى آمد و در كنارش ‍ نماز مى خواند و مى گفت : مباركت باد اى نخل ؛ مرا براى تو آفريده اند و تو براى من روييده اى و همواره به آن نخل نگاه مى كرد روزى كه ابن زياد حاكم كوفه شد هنگام ورود به كوفه پرچمش به شاخه اى از آن درخت نخل گير كرد و پاره شد ابن زياد از اين پيش آمد فال بد زد و دستور داد آن را بريدند آنگاه نجارى آن را خريد و به چهار قسمت در آورد، ميثم به فرزندش صالح گفت : نام من و پدرم را بر چوب آن نخل حك كن صالح مى گويد: نام پدرم را آن روز بر آن چوب نوشتم وقتى ابن زياد پدرم را به دار آويخت پس از چند روز چوبه دار را ديدم همان قسمتى از آن نخل بود كه نام پدرم را بر آن نوشته بودم .(725)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #628
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    608- على (ع ) و راهب
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) با لشكرش به سوى صفين حركت كرد در بين راه آب آنها تمام شد و همه تشنه ماندند و هر چه جستجو كردند آبى نيافتند! به دستور حضرت مقدارى از جاده خارج شدند و در وسط بيابان دير (عبادتگاهى ) ديدند از راهب طلب آب كردند راهب گفت : از اينجا تا نزديكترين چاه آب دو فرسخ فاصله است و گاهى براى من آب مى آوردند و من آبم را براى خودم جيره بندى مى كنم و گرنه از شدت تشنگى مى ميرم . حضرت فرمود: شنيديد كه راهب چه مى گويد: عرض ‍ كردند: آيا مى فرمائى كه به آنجا كه راهب مى گويد برويم ؟ حضرت فرمود: نيازى به پيمودن اين مسير طولانى نيست . پس حضرت سر شتر خود را به سوى قبله گردانيد و محلى را كه در نزديكى دير بود نشان داد و فرمود آنجا را حفر كنند زمين را كندند و خاكها را كنارى ريختند تا به سنگ بسيار بزرگى رسيدند، عرض كردند: يا على (عليه السلام ) اينجا سنگى است كه وسائل ما (مثل كلنگ ) در آن اثر نمى كند حضرت فرمود: زيرا اين سنگ آب است جديت كنيد تا آن را برداريد اصحاب جمع شدند و تلاش كردند امام نتوانستند آن سنگ را حركت بدهند حضرت على (عليه السلام ) كه ناتوانى اصحاب خود را ديد، نزد آنها آمد و انگشتانش ‍ را از گوشه سنگ به زير آن برد و با يك حركت آن را تكان داد و از جاى بر كند و به محلى بسيار دور پرتاب كرد. آنگاه آب بسيارى پديدار شد، لشكريان آمدند و از آن آب كه بسيار گوارا و سرد بود نوشيدند و به دستور حضرت مقدار زيادى آب براى خود برداشتند آنگاه حضرت آن سنگ را برداشت و سر جاى خود گذاشت و دستور داد خاك ها را بر آن ريخته و اثر آن را محو كنند، راهب در بالاى دير اين منظره را ديد، آنگاه نزد على (عليه السلام ) رسيد و عرض كرد آيا تو پيامبر خدا هستى ؟ حضرت فرمود: نه . پرسيد آيا ملائكه هستى ؟ فرمود: نه پرسيد تو كيستى ؟ فرمود: من جانشين پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم هستم . راهب گفت : دستت را بده تا با تو بيعت كنم و مسلمان شوم حضرت دستش را داد و او نيز با شهادت به توحيد و نبوت و امامت على (عليه السلام ) مسلمان شد. حضرت از او پرسيد چه چيزى باعث شد كه تو اسلام بياورى ؟ عرض ‍ كرد: يا على (عليه السلام ) اين دير اينجا بنا شد تا كسى كه اين سنگ را از جاى خود بر مى دارد شناخته شود قبل از من علما و راهبهاى زيادى در اينجا ساكن شدند تا تو را بشناسند ولى موفق نشدند و خدا اين نعمت را به من مرحمت نمود زيرا ما در كتاب خود خوانده ايم و از علماء خود نيز شنيده ايم كه از محل اين سنگ هيچ كس جز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و يا جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خبر ندارد و تا او نيايد محل او آشكار نمى شود و كسى قدرت كندن آن را ندارد جز همان نبى يا وصى او و چون من اين را در شما ديدم مسلمان شدم . حضرت وقتى اين سخن را شنيد آنقدر گريه كرد كه صورت و ريش او از اشك چشمش تر شد و فرمود: بشنويد اين برادر مسلمان شما چه مى گويد، راهب يكبار ديگر جريان را گفت و همه اصحاب شكر خدا را بجاى آوردند كه از ياران على (عليه السلام ) هستند، سپس لشكر حركت كرد و راهب هم با آنها همراه شد و در جنگ با اهل شام آن راهب كشته شد و حضرت بر او نماز خواند و او را به خاك سپرد و بسيار براى او استغفار كرد.(726)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #629
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    609- دنيا براى اهل تقوا
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    جابربن عبدالله انصارى مى گويد: ما در بصره به همراه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) بوديم چون آن حضرت از جنگ با مخالفان خود آسوده شد در پايان شبى به ما سركشى كرد و فرمود: در چه چيزى گفتگو مى كنيد؟ عرض كردم : يا على (عليه السلام ) در نگوهش از دنيا حضرت فرمود: اى جابر دنيا را براى چه نكوهش مى كنيد؟ آنگاه حمد الهى و ستايش ‍ خداوند را كرد و فرمود: اما بعد؛ چه چيزى در نهاد مردم است كه دنيا را نكوهش مى كنند؟.. دنيا براى كسى كه آنرا دست بفهمد خانه راستى است و مسكن تندرستى و محل ثروت .
    مسجد پيغمران خداست و فرودگاه وحى حضرت حق است و نمازگاه فرشته هايش .
    ...اى جابر كيست كه دنيا را نكوهش كند؟ با اينكه به فرزندان خود اعلام كرده و فرياد كشيده كه رفتنى است و خود را به نابودى وصف كرده است ... مردمى بد كار، هنگام پشيمانى آنرا به باد مذمت مى گيرند... بس ‍ است اى جابر! با من بيا با او رفتن ، تا بر گورستان رسيديم و فرمود: (اشاره به قبور) اى خاك نشينان ، اى آوارگان ، امام خانه ها شما را مسكن ساختند و ميراثها را قسمت كردند و همسرهايتان به شوهر رفتند! اينست خبرى كه ما داريم ، شما چه خبر داريد؟ سپس لختى دم بست و باز سر برداشت و فرمود: سوگند به آنكه آسمان را برداشت تا بلندى گرفت و زمين را بگسترد تا پهناور شد اگر به اين مردگان اجازه سخن مى دادند مى گفتند: ما بهترين توشه بعد از مرگ را تقوا يافتيم . سپس فرمود: اى جابر برگرد.(727)


    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. #630
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    610- فاصله حق و باطل چقدر است ...
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    معاويه مرد ناشناسى را خدمت حضرت على (عليه السلام ) فرستاد تا سوالاتى كه پادشاه روم از او پرسيده بود و از آن حضرت سؤ ال كند، آن مرد چون به كوفه آمد با حضرت صحبت كرد و حضرت فهميد كه او فرستاده معاويه است . آنگاه فرمود: خدازاده هند جگرخوار را بكشد كه چه اندازه خود و همراهانش گمراهند خدا او را بكشد... بعد فرمود: حسن و حسين عليهم السلام و محمد را نزد من بياوريد آنها آمدند آنگاه حضرت به مرد شامى گفت : اى برادر شامى اين دو فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هستند و اين فرزند من است از هر كدام مى خواهى مسائل خود را بپرس . آن شامى گفت : از اين (يعنى حسن (عليه السلام )) سؤ ال مى كنم و سؤ ال كرد:
    1- ميان حق و باطل چقدر فاصله است ؟
    2- ميان آسمان و زمين چقدر فاصله است ؟
    3- ميان مشرق و مغرب چقدر فاصله است ؟ اين لكه بى نورى كه در ماه است چيست ؟
    4- قوس و قزح چيست ؟
    5- كهكشان چيست ؟
    6- نخستين آبى كه بر روى زمين جارى شد كدام است ؟
    7- نخستين چيزى كه روى زمين به جنبش در آمد چيست ؟
    8- آن چشمه كه ارواح مؤ منان و مشركان بدان ماءوى دارند كدام است ؟
    9- مؤ نث چيست ؟
    10- آن ده چيزى كه هر كدام از ديگرى سخت تر است چيست ؟
    امام حسن (عليه السلام ) در پاسخ وى فرمود: اى برادر شامى ، ميان حق و باطل چهار انگشت فاصله است آنچه به چشم خود ديدى حق است و با گوش خود بيهوده و باطل بسيار مى شنوى و اما ميان آسمان و زمين به اندازه دعا و آه ستمديده و مد بصر فاصله است ...
    ميان مشرق و مغرب يك روز حركت خورشيد است ، خورشيد را هنگام طلوع و غروب ببين در مى يابى ، و اما اين كهكشان همان شكافهاى آسمان است كه محل نزول آب سيل آساى طوفان نوح بوده اند و اما قوس و قزح آنكه نبايد قزح بگويى زيرا قزح شيطانست ولى آن قوس الله است و امان از غرق شدن است و اما لكه سياه روى ماه بدرستى كه نور ماه مانند نور آفتاب بوده ولى خداوند آنرا محو و تاريك كرده چنانچه در قرآنش (728) فرمود: آيت شب را محو كرديم و آيت روز را روشن ساختيم و اما نخستين چيزى كه روى زمين روان شد وادى دلس بود (يعنى وادى ظلمت ) و اول چيزى كه روى زمين جنبيد درخت خرما بود.
    و اما چشمه اى كه ارواح مؤ منان در آن جمع هستند چشمه اى است بنام سلمى و اما آن چشمه ايكه ارواح كفار در آن جمع اند چشمه ايست بنام برهوت و اما مونث آن آدمى است كه معلوم نيست زن است ، يا مرد، لذا بايد تا هنگام بلوغ او، در انتظار ماند اگر زن است پستان برآورد و اگر مرد باشد ريش در آورد... .اما آن ده چيزيكه از يكديگر سخت ترند، آن است كه خداوند سنگ را سخت تر آفريد و سخت تر از سنگ آهن است ، و سخت تر از آهن آتش است ، و سخت تر از آتش آب است ، و سخت تر از آب ابر است ، و سخت تر از ابر باد است و سخت تر از باد ملك است و سخت تر از ملك ، ملك الموت است ، و سخت تر از او مرگ است و سخت تر از او فرمان خداوند است (729)



    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 63 از 103 نخستنخست ... 135359606162636465666773 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •