۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 74 از 103 نخستنخست ... 246470717273747576777884 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 731 تا 740 , از مجموع 1021
  1. #731
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    711- نفرين ابدى

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    اصبغ بن نباته از ياران على (عليه السلام ) است او در لحظات پايانى عمر على (عليه السلام ) بر بالين امام حاضر شد و با اصرار از آن حضرت تقاضاى حديث كرد حضرت خواهش او را پذيرفت و فرمود:
    اصبغ ! همان طورى كه تو به عيادتم آمدى يك روز هم من به عيادت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفتم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از من خواست تا به ميان مردم روم و آنان را براى شنيدن پيامى از جانب او به مسجد فرا بخوانم ؛ امام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من گفت : به مسجد كه رفتى بر فراز منبر برو و يك پله پائين تر از جايى كه من مى نشينم بايست و به مردم چنين بگو:
    ...لعنت خدا بر كسى كه مورد خشم و عاق والدين قرار گيرد.
    لعنت خدا بر آنكه از مولاى خويش بگريزد.
    لعنت خدا بر كسى كه در مزد اجير خيانت ورزد و او را از حقش محروم سازد.
    اينها جملاتى بود كه به امر آن حضرت گفتم و از منبر به زير آمدم در اين بين مردى از انتهاى مسجد در حالى كه جمعيت را مى شكافت و سعى داشت خود را به من برساند پيش آمد و گفت :
    اى اباالحسن سه جمله به اختصار گفتى ، آنها را براى ما تشريح كن ، من در پاسخ او چيزى نگفتم و نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم بازگشتم و سخن آن مرد را نقل كردم (اصبغ مى گويد: در اين لحظه حضرت يكى از انگشتان مرا در ميان دست خود گرفت ) و فرمود:
    اصبغ ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز انگشتان مرا اين چنين در دست خود گرفته بود و با همين حال در شرح آن كلمات فرمود:
    على ! من و تو پدران اين امت هستيم هر كس ما را به خشم آورد، لعنت خدا بر او باد. من تو مولاى اين مردم هستيم هر كه از ما بگريزد به نفرين ابدى مبتلا گردد. من و تو اجير اين امت هستيم هر كس در اجرت ما (كه دوستى اهل بيت و عترت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است ) خيانت ورزد به لعنت خدا و دورى از لطف او گرفتار گردد. پس حضرت آمين گفت و من نيز آمين گفتم ... (837)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #732
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    712- مسجد سازى هاى حضرت على (ع )

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    امام على (عليه السلام ) در تمام دوران زندگى خود به مساءله مسجد سازى توجه كاملى داشت در منطقه احد و در جنوب مسجد النبى و در شهر مدينه و در محله مساجد سبعه و هر جا كه اقامت مى كرد به امر مسجد سازى مى پرداخت .
    حتى هنگامى كه لشكر خود را بسوى ميدان صفين حركت مى داد در طول راه نيز اين امر مقدس را از ياد نبرد.
    لذا امام على (عليه السلام ) وقتى به شهر مرزى هيت رسيد وارد شهر نشد، آن شهر را دور زد و در يك ميدان فراخ در اطراف هيت ، مدتى را توقف نمود و در منطقه اى به نام اقطار توقف كوتاهى داشت و مسجدى در آنجا ساخت كه تا ساليان طولانى مردم در آنجا نماز مى خواندند. (838)
    على (عليه السلام ) در ساختن مسجد مدينه و بصره و كوفه و همچنين مسجدى به ياد پيروزى بر عمروبن عبدود در جنگ خندق در محله احزاب ، بنام مسجد فتح بنا كرد و شب ها در آنجا نماز مى خواند.(839)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #733
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    713- توجه به وضع اقتصادى مردم
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) به يكى از فرماندهان خود بنام قرظة بن كعب انصارى بخاطر اينكه مردم منطقه حكومتى او دچار مشكل اقتصادى شده بودند مى نويسد:
    مردانى از اهل ذمه از حوزه فرمانداران تو گفته اند كه در زمينهايشان نهرى داشته اند كه پر و خشك شده است ، پس در مشكلات اقتصادى آنها مطالعه كن . و آن نهر را اصلاح كن !
    بجان خودم سوگند! اگر آبادانى شود و مردم تاءمين گردند بهتر از آن است كه از آنجا كوچ كنند و ناتوان گردند، و از انجام كارهايى كه به صلاح مملكت است باز مانند (840)
    لذا امام صادق (عليه السلام ) فرمود: كان اميرالمؤ منين يكتب يوصى بفلاحين خيرا؛ اميرالمؤ منين (عليه السلام ) هميشه در نامه به كارگزاران حكومتى خود سفارش كشاورزان را مى كرد.

    و در حديثى ديگر، امام صادق (عليه السلام ) فرمود: على (عليه السلام ) همواره بيل مى زد و نعمتهاى نهفته در دل زمين را استخراج مى كرد.(841)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #734
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    714- كار كردن افتخار اوست

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) از راههاى گوناگونى به كار و توليد توجه مى نمود.
    - در جوانى شترى داشت كه با آن باغستانهاى مردم را آب مى داد و از بابت آن اجرت مى گرفت .
    - و با شتر از راههاى دور آب آشاميدنى به شهر مى آورد و اجرت يم گرفت .
    - كشاورزى و درختكارى و باغدارى را دوست مى داشت و باغات زيادى را در اطراف مدينه به وجود آورد.
    - چاه مى كند، وقتى از چاه ها آب فواره مى زد آن را وقف مسافران و حجاج بيت الحرام مى كرد.
    - گاهى دوستان حضرت اصرار مى كردند كه بيل را از دست امام (عليه السلام ) بگيرند و او را در كارش كمك كنند ليكن آن حضرت مانع مى شد و به كار خود ادامه مى داد(842)
    - فرزندان و همسران خود را نيز به كار و توليد تشويق مى نمود، آنان نيز لباس هاى مورد احتياج خود را از پشم ريسى فراهم مى نمودند و خود آنرا مى بافتند(843)
    - برخى از نخلستانها را وقف همسران و فرزندان خود مى كرد تا محتاج ديگران نباشند.(844)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #735
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    715- بى تكلف زيست

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابومخنف لوط بن يحيى نقل مى كند:
    پس از جنگ جمل امام على (عليه السلام ) براى مردم سخنرانى هائى مى كرد كه در يكى از آنها فرمود:
    ما نقمون على يا اهل البصرة اى مردم بصره چرا به من ايراد مى گيريد؟.
    آنگاه در حالى كه اشاره به پيراهن خود مى كرد ادامه داد:
    والله انهما لمن غزل اهلى ؛ سوگند به خدا! اين دو لباس مرا كه مى بينيد از بافته هاى اهل خانه ام مى باشد

    سپس اشاره كرد، به كيسه اى كه همراه خود داشت و در آن مختصرى نان خشك بود فرمود:
    والله ما هلى الا من غلتى بالمدينه ؛ سوگند به خدا اين خوراك مختصرى كه به همراه دارم از غله خود من در مدينه است .
    آنگاه خطاب به مردم فرمود: اگر من از نزد شما مردم بصره خارج شوم و زياده از آنچه ديديد برداشته باشم در نزد خدا از خيانتكاران مى باشم (845) و در روايات است كه حضرت مشابه همين سخنرانى را نيز براى مردم كوفه ايراد كرد.(846)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #736
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    716- مردى ناشناس كنار خانه على (ع )

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روز شهادت حضرت على (عليه السلام ) سراسر كوفه يكپارچه عزا شد، به طورى كه يادآور رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در مدينه بود، دهشت و اضطراب مردم را فرا گرفت ، ناگهان مردم ديدند مردى گريان و شتابان در حالى كه مى گفت : انا لله و انا اليه راجعون به پيش مى آمد، مردم او را نمى شناختند (گويا حضرت خضر بود) او فرياد مى زد: امروز رشته خلافت نبوت بريده شد، تا اينكه به در خانه امام على (عليه السلام ) آمد، آنگاه با سوز و گدارى خطاب به على (عليه السلام ) چنين گفت :
    خدايت رحمت كند اى ابوالحسن ! تو در گرايش به اسلام از همه پيشگامتر بودى و در گرايش به ايمان از همه پيشروتر، و در يقين استوارتر و ترسناكتر از همه به خدا، بيش از همه رنج كشيدى و از همه بيشتر از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پاسدارى نمودى ...
    آن هنگام كه اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ناتوان بودند تو توانا بودى ، آن هنگام كه آنها در جبهه جنگ ، خوارى و زبونى از خود نشان مى دادند، تو مرد ميان جنگ بودى و آن وقت كه آن ها سستى كردند تو بر پا خاستى ...
    تو همچون كوه بودى اما كوهى ستبر و استوار كه در برابر طوفان نلغزند...
    اى كسى كه در پرتو وجودت راه راست روشن شود و مسائل مشكل آسان گرديد و شعله هاى آتش (فتنه ها) خاموش شد اسلام با تو نيرو گرفت ، و فرمان خدا آشكار گرديد، با رفتنت جانشينانت را در رنج و غمى جانكاه فرو بردى ، تو بزرگتر از آن هستى كه سوگ فراقت با گريه جبران گردد، مصيبت فراق تو در آسمان بسيار بزرگ جلوه كرد، و در زمين انسانها را خورد نمود انا الله و انا اليه راجعون ما تسليم قضاى الهى هستيم ...
    تو براى مؤ منان ، پناه و سنگر و كوهى سربلند و خلل ناپذير، و براى كافران شراره خشم بودى .
    آن مردم ناشناس همچنان با سوز دل سخن مى گفت و در طول گفتار او، همه مردم حاضر، سراپا گوش بودند و سخن او را مى شنيدند، تا اينكه سخن او تمام شد و سخت گريست ، حاضران همه گريستند، سپس او را نديدند، به جستجويش پرداختند ولى پيدايش ‍ نكردند.(847)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #737
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    717 - تو را چه كسى اميرالمؤ منين كرده ؟

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى مردى خدمت على (عليه السلام ) آمد و عرض كرد: يا على به شما اميرالمؤ منين مى گويند، چه كس تو را بر مؤ منين امير كرده ؟ حضرت فرمود: خداوند متعال مرا امير مؤ منين كرده ، آن مرد نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفت و عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ، ايا على (عليه السلام ) راست مى گويد كه خدا او را امير بر خلقش ‍ كرده ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از سخن آن مرد خشمگين شد و فرمود: به راستى على (عليه السلام ) به ولايت از خداى عزوجل ، امير بر خلق شده است ، خداوند در بالاى عرش خود آن را منعقد نموده و ملائكه را گواه بر آن گرفته است كه على (عليه السلام ) خليفه الله و حجت الله و امام مسلمانان است ، طاعتش اطاعت خداست و نافرمانى او و نافرمانى از خداست ، هر كه او را نشناسد، مرا نشناخته و هر كه او را بشناسد مرا شناخته هر كه منكر امامت او شد منكر نبوت من شده است و هر كه اميرى او را انكار كند رسالت مرا انكار كرده ... هر كه با او نبرد كند با من جنگيده و هر كه او را دشنام دهد مرا دشنام داده ، زيرا او از من است و از گل من خلق شده ، و او شوهر فاطمه عليهاالسلام دختر من است و پدر دو فرزندم حسن و حسين عليهم السلام است ، سپس فرمود:
    من و على (عليه السلام ) و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين عليهم السلام و نه فرزند حسين (عليه السلام ) حجت هاى خدا هستيم بر خلق او، دشمنان ما دشمن خداست و دوستان ما دوستان خدا هستند
    (848)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #738
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    718- قاتل زبير

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    زبير پسر عمه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است كه در جنگ جمل از ميدان فاصله گرفت و برگشت ، او در راه بازگشت خود توسط فردى بنام ابن جرموز به غذا خوردن دعوت شد سپس او را به قتل رساند. قاتل پس ‍ از كشتن او شمشيرش را نزد على (عليه السلام ) آورد، حضرت همان طور كه شمشير زبير را مى نگريست فرمود:
    اين شمشير همواره غبار غم و اندوه را از چره رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم زدوده است .
    آنگاه ابن جرموز از حضرت تقاضاى جايزه كرد.
    حضرت فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: قالت فرزند صفيه زبير را به دوزخ بشارت دهيد، ابن جرموز با سرافكندگى از نزد على (عليه السلام ) دور شد و بعدها در جنگ نهروان به گروه گمراه مارقين پيوست و به همراه آنان ، تيغ بر عى (عليه السلام ) كشيد و با گروه جهنمى خوارج رخت به دوزخ كشيد.(849)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #739
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    719- نصيحت به پيشوايان
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در يكى از روهاى جنگ صفين هنگامى كه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نيروهاى خود را به منظور يك حمله عمومى به صف كرده و با دقت واحدهاى آن را سان ديده بود در مقابل لشكر خود خطبه اى ايراد فرمود كه : حق كلمه اى گرانبها و سنگين است و هر قدر تلخ و زننده باشد به نتيجه شيرين و دلپذير آن مى ارزد حق در نظر رادمردان از فضاى آسمان و زمين وسيعتر است ولى چشمان ناپاك و كوتاه بين ، آنرا همچون سوراخ سوزن تنگ و باريك مى بيند، حق در عالم انديشه و خيال مانند آب زلال و صاف و سهل است ولى واى بر آن روز كه به مرحله عمل قدم گذارد چقدر سخت و دشوار ايفا مى شود... حقوقى را كه حاكم و رهبر بايد درباره ملت ايفا كند دادگسترى و جستجو از احوال مظلوم و انتقام از ظالم است و نيز او مديون است كه در تمام شئون زندگى به تمام طبقات رعيت مساوى و معادل باشد... بندگان هر چه در اداى شكر خداوند مبالغه و جديت كنند از عهده يك از هزار آن نيز نتواند بر آمد... اما در صورتى كه حاكم بر رعيت دست ستم دراز كند و رعيت هم از نادرستى و پستى پيشوايش استفاده كند، طبقات قوى و نيرومند از نادرستى و پستى پيشوايش استفاده كند آنگاه طبقات قوى و نيرومند، بيچارگان را در هم مى شكنند و چيزى نمى گذرد كه كشور ويران مى شود و دشمنان زبردست كه تا آن روز در پشت حصار عدل سرگردان بوده ياراى تعدى نداشتند در اين وقت بر آن توده هجوم آورده و يكباره به حيات استقلال و مليت كشورى خاتمه مى دهند... وقتى سخنان حضرت به اينجا رسيد يكى از سرداران ارشد كه در قلب سپاه فرماندهى داشت با فريادى حاكى از شور و حرارت و صميميت او بود زبان به مدح على (عليه السلام ) گشود و از آن حضرت سپاسگزارى كرد، سپس حضرت على (عليه السلام ) در حالى كه تبسمى تعجب آميز بر لبان حقگويش نقش بسته بود بيانات خود را چنين تكميل كرد: كسى كه به بزرگى و عظمت خداوند معترف است جهان را با همه جلال و شكوه آن بسيار كوچك و ناچيز مى بيند به عقيده من پست ترين صفات در حاكم آن است كه از شيرين زبانى و عبارت آرايى پيروان خود مشعوف و خرسند گردد و گفتار مشتى متملق در خاطر او اثر نموده و بر روح غرور و كبريايش پر و بال بخشد من با اينكه سپاسگزارى شما را پذيرفتم مى خواستم بگويم تربيت روزگار پيشين ، شما را بر آن داشت كه در مقابل پيشواى خود دفتر مدح و ثنا را باز كنيد اما من بحمدالله دوست نمى دارم كه كردار مرا هر قدر هم خوب باشد بر زبان آورند و در تمجيدش مبالغه كنند زيرا انجام وظيفه ، تكليف طبيعى انسان است و بر اين عمل عادى ، پيرايه ستايش پسنديده نيست ... بلكه اگر اشتباهى در كارهايم باز جستيد بى درنگ آن را به من باز گوئيد من از شنيدن نصيحت راجع به عدالت بيزار باشم حتما از عمل و ايفاى آن بيزارتر خواهم بود و اين بهترين آزمايشى است كه روحيه افكار حكام و امرا را بخوبى آشكار مى سازد.(850)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #740
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    720- على (ع ) و قرآن

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى على (عليه السلام ) به جماعتى فرمود: من آيه اى از قرآن را نازل نشده الا اينكه مى دانم آن آيه در كجا و درباره چه سى نازل شده ، در دشت نازل شده يا در كوه .
    سؤ ال كردند: درباره خود شما چه آيه اى در قرآن نازل شده است ؟ حضرت فرمود: اگر از من نمى پرسيديد به شما نمى گفتم ، همانا درباره من اين آيه نازل شده (851) (همانا تو منذرى و براى هر قومى رهبرى ) و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم منذر است و من رهبر شما هستم به آنچه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آورده است .(852) لذا وقتى در روز وحى به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى رسد تا شب نشده بود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وحى الهى را به على (عليه السلام ) مى رساند، اگر شب هنگام به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وحى مى شد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم صبح نمى كرد تا آنكه وحى الهى را به على (عليه السلام ) خبر مى داد(853).

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 74 از 103 نخستنخست ... 246470717273747576777884 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •