۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩
صفحه 77 از 103 نخستنخست ... 276773747576777879808187 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 761 تا 770 , از مجموع 1021
  1. #761
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    741- زندگى بدون تو كفر است


    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    امام على (عليه السلام ) در زمان حكومتدارى خود، نيروهاى انتظامى خود را به دنبال لبيد عطارى فرستاد تا او را به خاطر جرمش نزد امام آوردند، نيروهاى امام لبيد را در مسجد سماك يافتند و او را گرفته و به نزد على (عليه السلام ) مى بردند كه در اين حين نعيم بن دجاجه اسدى به حمايت از او برخاست و مانع شد تا او را ببرند و لبيد، را از دست نيروهاى ، انتظامى امام خارج كرد.
    على (عليه السلام ) وقت از مطلب مطلع شد، دستور داد تا خود نعيم را به جاى مجرم دستگير كنند و بياورند. وقتى نعيم را نزد حضرت حاضر كردند، على (عليه السلام ) خواست او را شلاق بزند، نعيم گفت : يا على ! به خدا سوگند با تو بودن و زندگى با تو كردن عين خوارى است و مخالفت با تو و يا بدون تو، بودن عين كفر (يعنى اينكه با تو زندگى كردن اين گونه است كه فرقى براى كسى قائل نمى شوى و عدالت را بر همه جارى مى سازى ، و اما بدون تو هم زندگى كردن و با ترك كردن تو، مسلمان كافر مى شود)
    على (عليه السلام ) در پاسخ او فرمود: تو به اين حقيقت اعتقاد دارى ؟ عرض كرد آرى ، فرمود: او را رها كنيد (به خاطر اين عقيده اش آزادش ‍ كنيد).(880)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #762
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    742- استهزاء دشمن

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ساده پوشى امام على (عليه السلام ) در خوراك و لباس به حدى بود كه مخالفان و دشمنان آن حضرت را متعجب مى ساخت و بعضا مورد اعتراض آنان قرار مى گرفت .
    زيدبن وهب مى گويد: پس از جنگ جمل گروهى از مردم بصره كه در ميان آنها مردمى از سر كردگان گروه گمراه خوارج به نام جعدة بن نعجة بود خدمت امام رسيدند.
    لذا وقتى كه آنها لباس ساده امام را ديدند (جعده ) با پوزخند و تعجب گفت : چه چيزى باعث شده كه از پوشيدن لباس خوب خوددارى كنى ؟
    امام در پاسخ به او فرمود: اين لباس ساده مرا از غرورزدگى دور مى كند و بهترين روشى است در ساده پوشى .
    جعده به امام گفت : از خدا بترس تو روزى خواهى مرد.
    امام فرمود: به خدا سوگند با ضربتى كه بر سرم فرود مى آيد به شهادت خواهم رسيد، و اين عهدى الهى است كه واقع مى شود اما سياه روى كسى است كه به مردم تهمت و افترا مى زند.(881)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #763
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    743- فضيلت مسجد كوفه

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    اصبغ بن نباته مى گويد: روزى در مسجد كوفه با اصحاب دور على بن ابيطالب (عليه السلام ) بوديم كه فرمود: اى اهل كوفه ! خداوند به شما بخششى داده كه به كسى نداده است و آن اينكه مسجد شما را فضيلت داد. آن خانه نوح و خانه ادريس و نماز خانه من است .
    اين مسجد شما، يكى از چهار مسجدى است كه خداوند آنرا برگزيده و برا اهل آن مى بينم كه در روز قيامت جامه اى در بر دارد شبيه محرم ، و براى اهل خود، (هر كس كه در آن نماز خوانده باشد) شفاعت مى كند و شفاعتش نزد خدا رد نمى شود، روزگارى نگذارد كه حجرالاسود را در آن نصب كنند و زمانى مى آيد كه مهدى (عليه السلام ) از فرزندانم در آن نماز بخواند و اينجا نمازخانه هر فرد مؤ منى است ، مؤ منى در روى زمين نباشد، يا آنكه در آن آيد و يا آرزوى آمدن در آن در دلش باشد.
    با نماز در اين مسجد به خدا تقرب جوييد و اگر مردم مى دانستند چه بركتى در آن است از اطراف زمين به آن مى آمدند، اگر چه بر روى برف باشد.(882)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #764
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    744- بر منبر سلونى

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    اصبغ بن نباته مى گويد: وقتى على (عليه السلام ) به خلافت رسيد و مردم با او بيعت كردند، حضرت به مسجد آمد، در حالى كه عمامه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را بر سر داشت و برد او را در تن كرد و نعلين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در پا و شمشير او را بر كمر بست و بر بالاى منبر رفت و با تحت الحنك بر آن نشست و انگشتان خود را درهم نمود و زير شكم نهاد سپس فرمود:
    اى گروه مردم ! از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد... از من بپرسيد كه علم اولين و آخرين نزد من است ، اگر بنشينم با اهل تورات از كتابشان فتوى دهم ، تا جايى كه تورات به سخن آيد و گويد (درست گفت على و او دروغ نگفت براستى كه على شما را به همان خبر داد كه در من نازل شده ) و با اهل انجيل خودشان فتوا دهم تا جايى كه انجيل نيز به سخن آيد و گويد: (على درست گفت و دروغ نگفت ، براستى على شما ره به همان فتوا داد كه در من نازل شده ) و اهل قرآن را با قرآن فتوى دهم تا قرآن به سخن آيد و گويد: (على راست گفت : و دروغ نگفته هر آينه على شما را فتوايى داد. كه در من نازل شده است ) اى مردم ! شما كه شب و روز قرآن مى خوانيد در ميان شما كسى است كه بداند چه در آن نازل شده ؟ اگر اين آيه در قرآن نبود (رعد - 39) شما را خبر مى دادم به آنچه در گذشته بوده و هست و خواهد بود تا روز قيامت .
    آنگاه امام مجدد فرمود: از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد...
    ابتدا مردى بنام ذعلب كه مردى تيز زبان و سخنور و پر دل بود بلند شد و گفت : پسر ابوطالب به جاى بسيار بلندى قدم نهادى من امروز او را بواسطه سوالم شرمسار مى كنم آنگاه گفت : يا على ! آيا پروردگار خود را ديده اى ؟ (جواب اين سؤ ال قبلا طى داستانى نقل شده است ) على (عليه السلام ) جواب او را كامل و جامع داد، سپس مجدد حضرت فرمود: بپرسيد از من قبل از آنكه مرا نيابيد.
    بعد از او اشعث بن قيس كندى سوالى نمود كه حضرت جواب او را نيز داد باز حضرت فرمود: از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، آن گاه مردى از دورترين نقطه مسجد كه بر عصاى خود تكيه كرده بود و گام بر مى داشت ، تا اينكه نزديك آن حضرت رسيد، آنگاه عرض كرد: يا اميرالمؤ منين ! مرا به كارى رهنمايى كن تا با انجام آن از دوزخ رهايى يابم حضرت جواب او را مفصلا دادند سپس آن مرد از نظرها غائب شد و ما او را نديديم مردم به دنبالش گرديدند اما او را نيافتند على (عليه السلام ) از بالاى منبر لبخندى زد و فرمود: چه مى خواهيد او برادرم خضر بود، سپس ‍ فرمود: بپرسيد قبل از آنكه مرا نيابيد، آنگاه برخاست و خدا را حمد كرد و صلوات بر پيغمبر فرستاد و فرمود: اى حسن !! بر منبر آى و سخنى بگو، مبادا قريش پس از من ترا نشناسند و گويند حسن خطبه نمى تواند بخواند، امام حسن (عليه السلام ) عرض كرد: پدرم چگونه با حضور شما بالاى منبر رفته و سخن بگويم و تو در ميان مردم مرا ببينى و سخنم را بشنوى ، امام على (عليه السلام ) فرمود: پدر و مادرم به قربانت من خود را از تو پنهان مى كنم و سخن تو را مى شنوم و تو را مى بينم ولى تو مرا نمى بينى ، امام حسن (عليه السلام ) بر منبر رفت و خدا را ستايش كرد و صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرستاد سپس فرمود: اى مردم ! من از جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مى فرمود: من شهر علمم و على در آن است آيا مى توان وارد شهر شد جز از در آن ؟ سپس از منبر پايين آمد آنگاه امام على (عليه السلام ) او را به سينه خود چسبانيد، سپس امام به حسين (عليه السلام ) فرمود: پسر جانم ! برخيز و به منبر برو تا قريش به حال تو نادان نماند تو دنبال سخن برادرت حسن را بگو، امام حسين (عليه السلام ) به منبر رفت و حمد خدا كرد و ستايش الهى را نمود و صلوات مختصرى بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرستاد سپس فرمود: اى مردم ! از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: على پس از من شهر علم است و هر كه در آن در آيد نجات يابد و هر كه از او تخلف كند هلاك شود، آنگاه از منبر پايين آمد و امام على (عليه السلام ) او را نيز در آغوش كشيد و بوسيد و فرمود: اى گروه مردم ! گواه باشيد كه اين دو، فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هستند و دو امانتى كه به من سپرده شده و من آنها را به شما مى سپارم و رسول خدا از شما و رفتار شما نسبت به آنها بازپرسى و سؤ ال خواهد كرد(883).

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #765
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.






    745- خير دنيا و آخرت

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    نوف بكالى كه يكى از اصحاب خاص اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) است مى گويد: در نزديكى مسجد كوفه خدمت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) رسيدم و گفتم السلام عليك يا اميرالمؤ منين و رحمة الله و بركاته ، حضرت فرمود: و عليك السلام يا نوف و رحمة الله و بركاته .
    عرض كردم : يا اميرالمؤ منين ! پندى به من دهيد، حضرت فرمود: اى نوف ! خوبى كن تا با تو خوبى كنند، گفتم : يا اميرالمؤ منين (عليه السلام ) بيفزا، فرمود: رحم كن تا به تو رحم كنند، گفتم : يا اميرالمؤ منين (عليه السلام ) بيفزا، فرمود: خوب بگو تا به بخوبى يادت كنند، عرض كردم : بيفزا فرمود: از غيبت اجتناب كن كه غذاى سگان دوزخ است ، سپس فرمود: اى نوف ! دروغ گفته آنكه گمان دارد حلال زاده است و به غيبت كردن ، گوشت مردم را مى خورد، دروغ گفته كسى كه گمان دارد حلال زاده است و دشمن من و امامان و اولاد من است ، دروغ گفته كسى كه گمان دارد حلال زاده است و زنا را دوست مى دارد يا نافرمانى خدا شب و روز مشغول است .
    اى نوف ! سفارش مرا بپذير... اى نوف ! صله رحم كن تا خدا عمرت را بيفزايد و خوش خلق باش تا حساب روز جزايت را سبگ گيرد، اى نوف ! اگر خواهى در روز قيامت با من باشى كمك به ستمكاران مكن ، اى نوف ! هر كه ما را دوست دارد روز قيامت با ما است و اگر مردى سنگى را دوست بدارد با همان سنگ محشور مى شود.
    اى نوف ! مبادا خود را براى مردم جلوه دهى و به نافرمانى خدا بپردازى تا روز جزا خداوند رسوايت كند. اى نوف ! آنچه به تو گفتم نگهدار تا به خير دنيا و آخرت برسى (884).

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #766
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    746- مواظبت و دقت در اوقات نماز

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در نامه اى حضرت على (عليه السلام ) براى محمد بن ابى بكر زمانى كه او را به ولايت مصر گمارده بود نوشت : ارتقب وقت الصلا لوقتها. و لا تعجل بما قبله لفراغ و لا تو خرها عنه لشغل فان رجلا سال رسول الله (ص )...
    مراقب اوقات نمازت باش و آن را در وقت مقرر خود به جا آور، به خاطر فراغت ، قبل از وقت نماز اقدام به اقامه آن نكن و هم چنين به خاطر كارى كه دارى آن را به تاخير نينداز (براى نمازت اهميت خاصى قايل باش و حساب جدايى براى آن باز كن و هرگز نمازت را تابع چيزهاى ديگر قرار نده بلكه سعى كن همه چيز را تابع و پيرو نماز خود كنى ) زيرا مردى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از اوقات نماز پرسيد؟ حضرت چنين فرمود: جبرئيل در هنگام زوال شمس كه آفتاب مقابل حاجب و ابروى راست او بود نازل شد. سپس جبرئيل وقت نماز عصر آمد، كه در آن هنگام سايه هر چيزى به قدر و اندازه خود آن چيز گرديده بود. سپس ‍ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نماز مغرب را وقتى كه خورشيد غروب كرد به جا آورد. آنگاه نماز عشاء را هنگامى كه حمره مغربيه زايل شده بود خواند و به جا آورد و سپس نماز صبح را هنگامى كه تاريكى آخر شب بود و ستارگان مشبك بودند به جا آورد.

    آنگاه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) اضافه فرمود: اى محمد بن ابى بكر! نمازت را در اين اوقات به جا آور و ملزم باش به اينكه كار نيكو انجام دهى و سنت حسنه به جا آورى و راه روش و راست را انتخاب كنى .

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #767
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    747- حماقت منافقى بى آبرو

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در دوران زندگى امام على (عليه السلام ) اشعث بن قيس (885) با مردى دعوا داشت و فرداى آن روز قرار بود او در محكمه على (عليه السلام ) حاضر شده و محاكمه گردد. اشعث شب حلوايى آماده كرده آن را براى امام برد تا از اين راه امتيازى براى محاكمه فردا به دست آورد.
    امام (عليه السلام ) در را گشود و نگاهى به حلوا كرد و فرمود: اصله ام زكاه ام صدقة فذلك محرم علينا اهل البيت ؛ آيا بخششى ، يا زكاتى و يا صدقه اى است ؟ اينها همه بر ما خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حرام است .

    عرض كرد: هديه است .
    امام فرمود: گريه كنندگان در سوگ تو بنشينند آيا از اين راه وارد شده اى كه مرا بفريبى ؟ سوگند به خدا اگر هفت آسمان و زمين را به من بدهند كه پوست جوى را از دهان مورچه اى به ستم در آورم نافرمانى خدا را نمى كنم (886).

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #768
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    748- پيام نامردى

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    على (عليه السلام ) در ابتداى حكومت نامه اى توسط مسوربن مخرمه براى معاويه فرستاد، معاويه صبر كرد تا اين كه سه ماه بعد از مرگ عثمان در ماه صفر مردى از قبيله بنى عبس و مرد ديگرى را از قبيله بنى رواحه خواست و آنگاه سر طومار مهر شده ها را كه روى آن نوشته شده بود از معاويه به على به آنها داد و گفت : اين طومار را گرفته و در كوچه هاى مدينه مى گردانيد.
    آنها از شام خارج شدند و در ماه ربيع الاول وارد مدينه گرديدند. پس از ورود مرد عبسى طومار را گرفته طبق دستور معاويه در كوچه ها گردش ‍ مى داد مردم از منازل خود خارج شده و به او نگاه مى كردند البته مردم مى دانستند كه معاويه به على (عليه السلام ) معترض است اين مرد گذشت تا اين كه خود را نزد على (عليه السلام ) رساند و طومار را به حضرت داد.
    حضرت مهر طومار را شكست اما در آن نوشته اى نيافت پس به رسول فرمود: چه خبر؟
    او گفت : من گروهى را ترك كردم كه جز به قصاص به چيز ديگرى راضى نمى شوند.
    حضرت فرمود: از چه كسى ؟
    گفت : از خودت ، سپس افزود: من شام را در حالى ترك كردم كه 60 هزار نفر زير پيراهن كه بر منبر دمشق آويزان شده ، گريه مى كردند.(887)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #769
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    479- اصلح را بر كار گماشتم

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    نوشته اند: پس از اينكه على (عليه السلام ) فرزندان عباس را بر حجاز يمن و عراق گمارد مالك اشتر گفت : پس براى چه ديروز آن پيرمرد را كشتيم ؟ (يعنى كشتن عثمان به خاطر اين بود كه او بدون جهت اقوام خود را سر كار مى آورد)
    هنگامى كه حضرت على (عليه السلام ) از سخن مالك مطلع شد او را احضار كرد و مورد ملاطفت قرارش داد و فرمود:
    اى مالك ! آيا من حسن و حسين عليهم السلام را امارت دادم يا يكى از فرزندان برادرم ، جعفر يا عقيل و يا حتى فرزندان او را؟
    مالك ؛ فرزندان عباس را به امارت گماردم به خاطر اينكه عباس مكرر از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم طلب امارت مى كرد و ايشان نيز به او فرمود:
    يا عم ان الاماره ان طلبتها و كلت اليها و ان طلبتك اعنت عليها؛ اى عموى من ! حكومت به گونه اى است كه اگر تو آن را بخواهى ، موكل آن خواهى شد (و بايد خودت آن مقام را حفظ كنى ) و اگر آن تو را طلب كند بر حفظش يارى خواهى شد. (يعنى كسى كه طالب مقام است ، تمام هم و غم او اين است كه مقام از دست او گرفته نشود اما اگر مقام به سراغ كسى بيايد وسايل و ابزار حفظ آن نيز فراهم مى شود).
    آنگاه امام على (عليه السلام ) ادامه داد كه : من در دوران عمر و عثمان مى ديدم كه فرزندان عباس شاهد ولايت كسانى از فرزندان (رها شدگان ) بودند، ولى حالا اگر فردى را كه از آنها بهتر باشد مى شناسى او را نزد من بياور تا براى مناصب حكومتى از او استفاده كنم .
    مالك اشتر بعد از شنيدن سخنان حضرت از نزد ايشان در حالى كه شك و شبهه او زايل شده بود خارج شد(888)

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #770
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    750- عزل كارگزاران و عثمان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    يكى از كارهاى مهم كه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در ابتداى تصدى حكومت خود انجام داد عزل كارگزاران عثمان بود مغيرة بن شعبه روزى نزد امام على (عليه السلام ) رفت و با چرب زبانى به تملق پرداخته و گفت :
    نصيحتها ارزان مى باشد و تو از همه برترى ، نظر امروز، امور فردا را به دست مى دهد آنچه هم امروز از دست برود باعث از دست رفتن چيزهايى در فرداست .
    بعد از گفتن اين جملات مغيره لحظه اى سكوت كرد تا ببيند به چه ميزانى گفتارش در حضرت اثر كرده است .
    على (عليه السلام ) چيزى نگفت او ادامه داد: من به تو نصيحت مى كنم كه كارگزاران عثمان را در جاى خود ابقا كنى معاويه و... را در كار خود بگمار و ديگر كارگزاران را هم در جاى خودشان باقى گذار آنان با تو بيعت مى كنند، كشور را آرام مى سازند و مردم را ساكت مى گردانند.
    پس از اتمام صحبت شيطان ثانى ، مغيره ، امام فرمود: به خدا قسم اگر ساعتى از روز باشد در اجراى نظرم تلاش به خرج مى دهم و نه آنان را كه گفتى والى مى كنم و نه امثال آنان را به ولايت مى گمارم .
    مغيره گفت : پس بر آنها نامه بنويس و آنان را در مقام خودشان تثبيت كن همين كه بيعت آنان و اطاعت سپاهيان به تو رسيد يا آنان را عوض كن و يا باقى بگذار.
    حضرت فرمود: در دينم نيرنگ وارد مكن و در كارم پستى روا مدار(889).

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 77 از 103 نخستنخست ... 276773747576777879808187 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •