آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى









    اين پرسش كه «آدمى چيست، كجاست، از كجا و چگونه و براى چه آمده است؟» و نيز پرسش هايى از اين سنخ، هيچ گاه بشر انديشمند و حقيقت جو را رها نكرده است. آدمى نيز، هيچ گاه اين پرسش ها را وانخواهد گذاشت؛ زيرا معناى زندگى هر كس مبتنى بر پاسخى است كه به اين پرسش ها مى دهد. در اين بخش تلاش شده تا در قالب چند پرسش و پاسخ به تبيين علت سجده ى ملائك براى حضرت آدم و نيز به چالشى درباره ى چگونگى خلقت انسان هاى اوليه پرداخته شود.
    روزها فكر من اين است و همه شب سخنم
    كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
    ز كجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود
    به كجا مى روم آخر ننمايى وطنم (مولوى)

    يكى از پرسش هاى مهم آدمى اين است كه براى چه آمده ام؟ چرا خداوند مرا آفريده است و به عبارتى، چرا هستم و براى چه بايد زندگى كنم؟ امير المؤمنين على(عليه السلام)مى فرمايد:
    رحم الله امرء اعد لنفسه و استعد لرمسه و علم من اين؟ فى اين؟ و الى اين؟[1]خداوند رحمت كند آن انسانى را كه آن چه لازم است، براى نفس خود تهيه و خويشتن را براى قبر مستعد و آماده سازد. آن انسانى كه بداند از كجا آمده و در كدام راه است و به سوى كدام مقصد باز مى گردد.
    مولوى چه خوب توانسته است اين كلام نورانى را به نظم در آورد؛ ز كجا آمده ام (مِنْ اَيْنَ)؛ آمدنم بهر چه بود؟ (فى اَيْنَ)؛ به كجا مى روم آخر ننمايى وطنم؟ (الى اَيْنَ).
    به گفته ى ژان فوارستى، دانشمند آلمانى:
    هر چه بشريت ترقى مى كند اين سؤال بيش تر مطرح مى شود كه چرا بايد بميرد و منظور از اين آمدن و رفتن چيست؟ و به قول سقراط: «زندگىِ بررسى نشده، ارزش زيستن ندارد». [2]
    قبل از پاسخ گويى به پرسش فوق، توجه شما را به چند نكته جلب مى كنم:


    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

  2.  

  3. #2
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى




    . هدف چيست؟

    هدف در لغت به معناى نقطه و نشانه اىاست كه تيرانداز در نظر مى گيرد و تير را به طرف آن پرتاب مى كند و در محاورات عرفىبه نتيجه ى كار اختيارى گفته مى شود كه عاقل مختار از آغاز در نظر دارد و كار رابراى رسيدن به آن انجام مى دهد، به طورى كه اگر نتيجه ى كار منظور نباشد، آن كارانجام نمى گيرد و اين نتيجه از آن جهت كه منتهى اليه است «غايت» و از آن جهت كه ازآغاز مورد نظر و قصد فاعل بوده «هدف و غرض» و از آن جهت كه مطلوبيت آن موجب تعلقاراده ى فاعل به انجام كار شده است، «علت غايى» ناميده مى شود. [3]

    2. زنگ خطر:

    در اولين قدم از جست‌وجو، براى يافتنهدف و راه رسيدن به آن، زنگ خطرى به صدا در مى آيد كه هر چند تكان دهنده است، ولىبراى هوشيارى و دقت بيش تر سودمند خواهد بود. آن زنگ خطر با زبان خود به ما چنين مىگويد: «تنها يك بار اين راه را خواهى رفت و يك زندگى را تجربه خواهى كرد. » ايناخطار و گوش زد مهم و جدى، ما را بر آن مى دارد كه با دقتى متناسب به موشكافى وكاوش بپردازيم و ضريب اطمينان بالايى براى يافته ى خود دست و پا كنيم.

    3. ديدگاه عرفانى و فلسفى:

    اين دو ديدگاه در طوليكديگر و قابل تميز هستند. امتياز آنها تابع امتيازشان در هستى شناسى است. از نگاهعرفانى خداوند همان هستى نامحدود و مطلق است كه داراى مصداق خارجى است و در عرض ويا در طول آن هستى ديگرى كه مباين و يا مشارك با آن باشد يافت نمى شود؛ اما در نگاهفلسفى، واجب در عرض و يا در طول ديگر موجودات حقيقى قرار دارد و علت كمالات حقيقى وواقعى آنهاست. ذات واجب در سرسلسله ى هستى ها قرار گرفته و مجرد از قيود جزئى وامكانى ديگر موجودات شمرده مى شود. البته بايد توجه داشت كه اهل فلسفه و حكمت نيز،پس از صعود بر پلكان عليت، به اطلاق و عدم تقيد ذات بارى پى مى برند و در پايان كاربر وجه الهى نظاره و به توحيد هستى اعتراف مى كنند.



    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

  4. #3
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى




    فلسفه و عرفان اسلامى در پاسخ به اين پرسش كه چرا آفريده شدهايم، به زوايا و جلوه هاى زير اشاره مى كند:

    1. حب ذات:
    پرى روىْ تابِ مستورى ندارد. هدف ازآفرينش، خودِ ذات حق تعالى است؛ چون او خود و آثارش را دوست دارد، ايجاب مى كند تاصفاتش تجلى كند. [4]
    در ازل پرتو حسنت ز تجلّى دم زد
    عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
    (حافظ)

    يعنى وقتى ذاتش خواست تجلى كند، عشق پيدا شد و به همه ى عالمو آدم آتش زد؛ عالم و آدم به سوى او عاشقانه در حركت اند:
    (أَلا إِلَى اللّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ)[5]
    فعل مضارع افاده ى استمرار مى كند؛ يعنى برگشت امور به خداىمتعال دايمى است. [6]پس تمامى جهان به سوى آن هدف در سيلان و جريان اند و ما، چهبخواهيم و چه نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم، رو به سوى آن هدف و غايت داريم.

    (لِلّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوافَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ)[7]
    هر طرف كه رو كنيد، همان جا رو به خدا داريد، كه خدا واسع وداناست.

    دل سرا پرده ى محبت اوست
    ديده آيينه دار طلعت اوست
    هر گل نو كه شد چمن آراى
    ز اثر رنگ و بوى صحبت اوست

    حافظ

    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

  5. #4
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى




    2. استجلا:
    جلا به معناى در خود ديدن است؛ مانندديدن خود در آينه؛ و استجلا يعنى حضرت حق كمالات خود را بيرون مى ريزد تا خود رامشاهده كند؛ و كمال اين استجلا تنها در انسان كامل نمايان مى شود؛ تنها انسان استكه مظهر اتمّ حق است و خداوند كمالات خود را در او مى بيند و هموست كه بار سنگينامانت الهى را به دوش كشيد. [8]
    (إِنّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِوَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَاالْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً)؛[9] ما امانت را بر آسمان ها و زمين وكوه ها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن ابا كردند و از آن هراس داشتند؛ اما انسان آنرا بردوش كشيد، كه او بسيار ظالم و جاهل بود.
    آسمان بار امانت نتوانست كشيد *** قرعه ى فال به نام منديوانه زدند
    ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت *** با من راه نشين باده ىمستانه زدند (حافظ)
    3. شناخت جهان:
    هدف آفرينش انسان آن است كه او جهان رابا ديدگاه الهى ببيند و بشناسد؛ قرآن مى فرمايد:
    (اللّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماوات وَ مِنَ الْأَرْضِمِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَلىكُلِّ شَيْء قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْء عِلْماً)؛[10] خداهمان كسى است كه هفت آسمان و همانند آن ها هفت زمين آفريد. او فرمان (خود را) درميان آن ها فرود مى آورد، تا بدانيد كه خدا بر هر چيزى تواناست، به راستى دانش وىهر چيزى را در برگرفته است.
    اعتقاد به خدايى كه علم و قدرتش نامتناهى است، براى ما سازندهاست؛ به اين صورت كه چون او به همه چيز عالم است، مواظبيم كه آلوده نشويم و چون بههمه چيز تواناست، مواظبيم كارها را با او در ميان بگذاريم و فقط از او كمك بخواهيم. [11]

    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

  6. #5
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى




    4. بندگى پروردگار:
    آفرينش انسان براى اين است كه بندگىكند و خداپرست شود و غير خدا را نپرستد:
    (ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّلِيَعْبُدُونِ)؛[12] جن و انس را نيافريدم، جز براى آن كه مرا بپرستند.
    چون عبادت بود مقصود از بشر
    شد عبادتگاه گردنكش سقر
    «
    ماخلقت الجن والانس» اين بخوان
    جز عبادت نيست مقصود از جهان
    پرستش تنها به انجام عباداتى چوننماز و روزه ختم نمى شود؛ حقيقت بندگى آن است كه انسان، تنها خدا را بپرستد و درزندگى خويش تكيه گاهى جز خدا نداشته باشد و تنها او را كانون اميدش بداند[13] و بهعبارتى، هر حركت و رفتار شايسته اى كه از انسان سربزند، اگر از سرانگيزه و نيتخدايى باشد، عبادت محسوب مى شود و در اين صورت، خور و خواب و درس و كار، همهيكپارچه نور، نماز و حمد و قل هوالله مى شود.

    خوشا آنان كه الله يارشان بى
    كه حمد و قل هوالله كارشانبى
    خوشا آنان كه دايم در نمازند
    بهشت جاودان مأوايشان بى
    بابا طاهر

    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

  7. #6
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى




    5. امتحان و آزمايش:

    خداوند حكيم و مهربان زمينه سازى مى كند و آدمى را بر سر دو راهى قرار مى دهد، تا آن چه در نهانش است به ظهور و فعليت برسد:

    (الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْأَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً)؛[14]

    همان كسى كه مرگ و حيات را آفريد تا شما رابيازمايد كه كدام يك بهتر عمل مى كنيد.
    آن خدا را مى رسد كاو امتحان
    پيش آرد هر دمى با بندگان
    تا به ما، ما را نمايد آشكار
    كه چه داريم از عقيده در سرار

    6. قرب و رحمت الهى:

    هدف از آفرينش انسان، وصال به رحمت وقرب الهى است:

    (وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ)؛[15]

    مردم پيوسته در اختلاف اند، مگر آنان كه خدا به آنان رحمتآورده و براى همين آنها را آفريده است.


    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

  8. #7
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى




    وجه جمع اهداف

    اهداف چهارگانه ى اخير را مى توان دريك هدف جمع كرد؛ به اين بيان كه خداوند به انسان اختيار داده و او را بر سر دوراهىقرار داده است تا با انتخاب خود، راه شناخت و پرستش خدا را برگزيند و در سايه ى آنبه رحمت الهى و سعادت دست يابد و چون هرگونه رحمتى در نزديكى به خداست، مى توانگفت: هدف نهايى از آفرينش انسان همان قرب الهى است. آزمايش انسان و پرستش خدا، هريك وسيله اى براى رسيدن به اين هدف نهايى هستند؛ بنابراين غير از قرب و رحمت الهى،اهداف متوسطى هستند كه لازمه ى رسيدن انسان به آن هدف نهايى اند. [16]
    راه وصال
    در پايان شايان ذكر است كه به طور چكيده، طريق رسيدن بهاهداف آفرينش انسان مطرح شود. حضرت حق، رسالت آن را بر دوش برترين انسان ها يعنىانبيا و اوليا قرار داده است و در واقع در پرتو پيروى از ايشان و عمل به هدايت ها،ارشادات و تعاليم آنان است كه آدمى مى تواند به اهداف اصلى آفرينش خود نايل آيد؛قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: (فَاتَّقُوا اللّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِالَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولاً يَتْلُواعَلَيْكُمْ آياتِ اللّهِ مُبَيِّنات لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ)؛[17] پس اى خردمندانى كه ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد. راستى كه خدا سوى شما تذكارى فرو فرستاده است، پيامبرى كه آياتروشنگر خدا را بر شما تلاوت مى كند، تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايستهكرده اند، از تاريكى ها به سوى روشنايى بيرون برد.
    اين آيات با لحن خاصى اينحقيقت را مطرح مى كنند كه پيامبران آمده اند تا با كمك به انسان، او را از تاريكىهايى كه با تنزلش از موطن اصلى خود، در آن افتاده است، خارج ساخته و او را به سوىنور، كه همان حقيقت انسان و روح خدايى بودن اوست ببرند.
    هدف از سجده ى ملائكه براى حضرت آدم چه بود و چه كسى در اينسجده مسجود واقع شد؛ حضرت آدم، انسان كامل، تمام انسان ها، يا مقام انسانيّت؟
    سؤال فوق متضمن دو پرسش است:
    پرسش اوّل: به حسب ظاهر آيات قرآن كريم آدم مسجود ملائك قرارگرفت و اين امر پس از امر خداوند واقع شد؛ پرسش اين است كه هدف و انگيزه ى سجده ىملائك براى آدم چه بوده است؟ چهار احتمال مطرح شده است: [18]
    الف) عبادت آدم: اين احتمال مردود است؛ چون معبود قرار گرفتنغيرخداوند شرك محسوب مى شود و محال است مقصود از سجده ى آدم عبادت او باشد؛ بهعلاوه، سجود به دنبال فرمان الهى صورت گرفت و واضح است كه چنين سجده اى براى اطاعتامر خداوند بوده است، نه عبادت غير.
    ب) عبادت خداوند: در اين احتمال، آدم به مثابه قبله و خداوندمعبود و مسجود است. اين احتمال نيز از سوى مفسران رد شده است. زيرا سياق آيات باتوجه به تكريم وتجليل از مقام آدم، مى رساند كه هدف از اين سجده فقط عبادت خداوندنبوده است.
    ج) عبادت خداوند و توبيخ ملائكه: اين احتمال موافق با مذاقعارفان است. ابن عربى، بر اساس نقل برخى از مفسران معاصر، اين رأى را پذيرفته است؛ووجه آن اين است كه ملائكه در اين گفتوگو به نحوى اظهار خودنمايى كردند و خداوندبراى زدودن زنگار انانيت از قلبشان آنان را امر به سجده كرد. [19]


    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

  9. #8
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى




    اين احتمال را نمى توان پذيرفت؛ چون پرسش ملائكه نه از روىاعتراض، بلكه از روى استفهام بوده است، به دليل پايان كلام تأدب آميز آنان است كهمى گويند: «بار خدايا تو دانا و حكيمى».
    د) عبادت خداوند و تكريم آدم: بنابراين احتمال چهارم ثابت مىشود كه سجود ملائك به منظور اطاعت فرمان خداوند و تكريم آدم بوده است و سياق آياتكه در آن سخن از تكريم انسان رفته است نيز اين معنا را مى رساند.
    پرسش دوّم: در اين سجده چه كسى مسجود ملائك قرار گرفت؟ چنداحتمال وجود دارد:
    احتمال اول) شخص آدم: مؤيّد اين احتمال ظاهر آيات قرآن كريماست كه در آنها سخن از سجده ى ملائك براى آدم به ميان آمده و متفاهم عرفى از آدم،شخصى حقيقى و معين است و مفسرانى چون طبرسى و رازى اين رأى را پذيرفته اند. [20]
    ولى اين احتمال پذيرفتنى نيست؛ چونآدم در اين داستان به عنوان شخص حقيقى مطرح نيست، بلكه به منزله ى شخص حقوقى والگوى انسان هاست؛ بر اساس آيه ى 11 سوره ى اعراف، در مسئله ى خلقت، تمام انسان هامخاطب قرار مى گيرند. در روايتى از امام صادق(عليه السلام) آمده است: خداوند نامتمامى حجت هاى خويش را به آدم(عليه السلام)آموخت و سپس از جريان گفت وگويى كه ميانخداوند، ملائكه و آدم واقع شد، فرشتگان به منزلت و مقام حجج الهى پى بردند ودانستند آنان سزاوار خلافت در زمين اند.
    احتمال دوّم) انسان كامل: ايناحتمال موافق با ذوق عرفانى و مؤيد به بعضى از روايات است؛[21] ولى روايات دلالت برحصر ندارند، لذا اين احتمال نيز قابل قبول نيست.
    احتمال سوّم) تمامى انسان ها: ايناحتمال، مختار صاحب المنار است، و وجه اين احتمال آن است كه سرّ سجده ى ملائكه، درخلافت انسان نهفته است و تعليم «اسماء» منشأ خلافت انسان است و مقصود از تعليماسماء آن است كه خداوند در انسان نيرويى به نام عقل به وديعت نهاده است كه انسان بابه كار بستن آن مى تواند مظهر اسماء خداوند باشد؛ لذا انسان با ابتكار و خلاقيّتخود مظهر خالقيّت خداوند و با آزادى و اختيار خود مظهر اختيار و حاكميت خداوند استو به وسيله ى اين نيرو مى تواند بى نهايت علم تحصيل كند؛ و واضح است كه اين نيرو درتمامى انسان ها وجود دارد؛ بنابراين، همگان خليفه ى خداوندند، زيرا پس از آن كهخداوند فرمود من خليفه اى روى زمين قرار مى دهم، ملائكه گفتند: آنان باعث فساد وخون ريزى مى شوند؛ معلوم مى شود كه ملائكه از گفتار خداوند عموميّت خلافت رافهميدند وگرنه به انسان هاى وارسته چنين نسبتى نمى توان داد. [22]
    برخى از تعابير علّامه طباطبايىنيز همين احتمال را افاده مى كند[23] و شهيد صدر نيز همين معنا را تأييد كرده و درتبيين انديشه ى سياسى خود از آن بهره برده است. 24]


    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

  10. #9
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى




    احتمال چهارم) مقام انسانيّت: ايناحتمال را مفسّر متأله جوادى آملى ابراز نموده و گفته اند: آنچه مسجود ملائك قرارگرفت مقام انسانيّت بود و چون مقام انسانيّت داراى مراتب، و سجود ملائك مقول بهتشكيك است، هر كه در مرتبه ى عالىِ انسانيّت باشد، درجه ى عالى از سجود ملائك رابهره مند است و هر كه از مرتبه اى ضعيف و يا متوسط انسانيّت بهره مند باشد به همانميزان مسجود ملائكه است.
    وجه اين نظر آن است كه:
    الف) حقيقت انسانيّت نهفته درخلافت است؛ زيرا وقتى انسان خليفه ى خدا قرار گرفت، مسجود ملائكه واقع شد.
    ب) مدار خلافت علم به اسماى حسناىالهى است و اين علم مقول به تشكيك است و آدمى به هر ميزانى كه به صراط مستقيم هدايتيابد، به همان ميزان اسماء حسناى الهى در او از قوه به فعليت مى رسد و علم به اسماءحسناى الهى در او متحقق مى شود و به تبع آن، خلافت الهى در او ظهور مى كند؛بنابراين كسانى كه در حد انسانيّت هستند تنها از استعداد خلافت بهره دارند و كسانىكه در كمال انسانى و الهى ضعيف يا متوسّط اند، ظهور خلافت نيز در آنان ضعيف و يامتوسط است و انسان كامل، چون از عالى ترين مرتبه ى علم به اسماء حسناى الهى بهرهدارد، از برترين مرتبه ى خلافت بهره مند است. [25]
    ولى به نظر مى رسد تمامى انسان هااز مرتبه اى از خلافت بهره دارند، ولى انسان هاى هدايت يافته در درجه اى عالى تروانسان كامل در اعلى درجه ى خلافت قراردارد؛ به اين دليل كه چون در مسأله ى خلقتانسان سخن از جعل خلافت به ميان آمده معلوم مى شود كه خلافت ناظر به مقام تكوين نيزهست، و در مرتبه ى تكوين، تمام انسان ها از خلافت الهى بهره مندند؛ ولى هر كس كه براساس صراط تشريع خداوند مشى كند، تشريع را با تكوين وفق داده و طبق سنّت تكوينى وتشريعى خداوند رفتار كرده است، لذا در درجه ى عالى ترى از خلافت قرار دارد.
    مؤيّد ديگرى نيز بر اين رأى وجوددارد و آن اين كه: ميان سجده ى ملائكه و اهداف خلقت، ربط وثيق وجود دارد؛ زيرااهداف، مبيِّن سرّ خلقت، توانايى ها و كارآمدى بشر است؛ جنبه هايى كه به خاطر آن هابشر سزاوار خلافت و سجود ملائك مى شود. به طور كلى در آيات و روايات چهار هدف براىخلقت انسان ذكر شده است:
    1. خلقت پيامبر و ائمه(صلى اللهعليه وآله)؛
    2. پرستش خداى متعال؛
    3. شناخت خداوند؛
    4. اظهار قدرت،حكمت، تدبير و علم خداوند. [26]
    در اهداف خلقت مباحثى مطرح است،امّا از آن نظر مورد استشهاد ماست كه مرتبط با خلافت و خضوع ملائك است و از اهدافذكر شده، خلافت ومسجوديت به صورت امر مشكك قابل استظهار است؛ مرتبه ى عاليه ى آنبراى پيامبر و امام به عنوان مظهر اسم اعظم الهى و مرتبه ى متوسط براى ساير مؤمنانو مرتبه ى دانيه ى آن براى ساير افراد بشر؛ چون هر بشرى در نظام تكوين مظهر قدرت وحكمت و تدبير و علم خداوند است.
    بنابراين مقصود از سجده فرشتگاناطاعت امر الهى، تكريم و خضوع در برابر آدم است و كسى كه مسجود ملائك قرار گرفت آدمبعنوان نماد انسان ها است و خلافت امر تشكيكى و داراى مراتب مى باشد مرتبه ادناى آنرا تمامى انسانها دارا بوده و عاليترين مرتبه آن مربوط انسان كامل است كهپيامبر(صلى الله عليه وآله) و ائمه معصومين(عليهم السلام) مى باشند و آيات و رواياتوارده در مورد اهداف خلقت نيز مؤيد اين مطلب است.


    پي نوشتها:
    [1]. اعلام الدين، ص 344، به نقل از: عبدالله جوادى آملى، رحيق مختوم، ص 128.
    [2]. ر. ك: محمد رضا شرفى، جوان و بحران هويت، ص 96 و ايدئولوژى الهى، ص 271.
    [3]. ر. ك: محمد تقى مصباح يزدى، آموزش فلسفه، ج 2، (سازمان تبليغاتاسلامى، 1366)، ص 398 و معارف قرآن، (قم: موسسه ى در راه حق، 1376)، ص 154.
    [4]. ر. ك: محمد تقى مصباح يزدى، معارف قرآن، ص 159.
    [5]. شورى: 53.
    [6]. علامه محمد حسين طباطبايى، الميزان، ج 18، ص 81.
    [7]. بقره: 115.
    [8]. يدالله يزدان پناه، درس هاى عرفان نظرى، (قم: موسسه ى آموزشى و پژوهشىامام خمينى، جلسه هشتاد و چهارم، 1381)، ص 17.
    [9]. احزاب: 72.
    [10]. طلاق: 12.
    [11]. عبدالله جوادى آملى، توصيه و پرسش ها و پاسخ ها، (قم: انتشاراتمعارف، 1379)، ص 59.
    [12]. ذاريات: 56.
    [13]. علامه محمد حسين طباطبايى،الميزان، ج 18، ص 392.
    [14]. ملك: 2.
    [15]. هود: 118 و 119.
    [16]. ر. ك: محمد تقى مصباح يزدى، معارف قرآن، ص 168.
    [17]. طلاق: 10 ـ 11.
    [18]. البته احتمالات ديگرى نيز مطرح است از جمله اين كه محتمل است مقصود از بحث، خضوع وانقياد موجودات در برابر انسان باشد، ولى ما اهمّ احتمالات را در اين بحث ذكر كردهايم.
    [19]. مصطفى خمينى، تفسير القرآن الكريم، (تهران: وزارت ارشاد، چ 1، 1362)، ج 1، ص 311؛ و عبدالله جوادى آملى، تسنيم، (قم: نشر اسراء، چ 1، 1380)، ج 3،ص 274؛ علامه محمدحسين طباطبايى، الميزان، ترجمه ى محمد باقر موسوى، (قم: انتشاراتاسلامى، چ 9، 1376)، ج 1، ص 19.
    [20]. فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، (بيروت: موسسه اعلمى، چ 1، 1415 ق)، ج 1، ص 162 و فخر الدين محمد بن عمر الرازى، مفاتيحالغيب، (بيروت: دار الكتب العلميّة، چ 1، 1421ق)، ج 2، ص 194.
    [21]. علامهمحمدحسين طباطبايى، همان، ج 1، ص 184.
    [22]. رشيد رضا، تفسير المنار، تقريراتدرس شيخ محمد عبده، (قاهره: دار المنار، چ 4، 1373ق)، ج 1، ص 362.
    [23]. علامهمحمد حسين طباطبايى، همان، ج 1، ص 178 ـ 188.
    [24]. شهيد محمد باقر صدر،الاسلام يقود الحياة، «بحث خلافة الانسان»، (بيروت: دار المعارف، چ 1، ائ 1399) ص 9.
    [25]. عبدالله جوادى آملى، تسنيم، ج 3، ص 39 و 57.
    [26]. علامه مجلسى،بحار الانوار، (بيروت: دار الاحياء التراث العربى)، ج 5، ص 317.




    آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •