◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*► سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
نازدونه
صفحه 41 از 49 نخستنخست ... 31373839404142434445 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 401 تا 410 , از مجموع 484
  1. #401
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,554      تشکر : 113,875
    41,866 در 11,137 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  2. #402
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    22851
    دلنوشته
    41
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 59,669      تشکر : 55,378
    168,148 در 48,534 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************

    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  3. #403
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    22851
    دلنوشته
    41
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 59,669      تشکر : 55,378
    168,148 در 48,534 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************

    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #404
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    22851
    دلنوشته
    41
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 59,669      تشکر : 55,378
    168,148 در 48,534 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************

    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #405
    عضو خودماني
    صبور آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1393
    نوشته : 1,581      تشکر : 8,209
    4,280 در 1,589 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    صبور آنلاین نیست.

    پیش فرض




    198-jpg


    ❀شهدا شرمنده ایم❀

    عراقی ها برا تضعیف روحیه ی ما فیلمای زننده پخش می کردند
    ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ
    ﻋﺮﺍﻗﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭ ﺑﺮﺩﻧﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ
    ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯﺵ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺖ ...

    ﺑﺮﺍ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻥ ﺑﻪ ﺣﯿﺎﻁ ﺍﺭﺩﻭﮔﺎﻩ،
    ﻭﺍﺭﺩ ﺣﯿﺎﻁ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯾﻢ
    ﯾﻪ ﭼﺎﻟﻪ ﮐﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺶ داخل چاله فقط سرش پیدابود،
    ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ
    ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺮﺍﻧﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ
    ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻩ،
    ﺧﯿﻠﯽ ﺩلبندبودیم ﻋﻠﺖ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺩﯾﺸﺒﺶ ﺭﻭ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ.
    ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﺎ ﻋﻠﺘﺶ ﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﻮ ﺑﻪ ﺗﻨﻤﻮﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﺷﺪ
    ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻮﺷﻬﺎﯼ ﺻﺤﺮﺍﯾﯽ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﺍﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ،
    ﻣﻮﺷﻬﺎ ﺣﺲ ﺑﻮﯾﺎﺋﯽ ﻗﻮﯼ ﺩﺍﺭﻥ
    ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺩﻭﺳﺘﺘﻮﻥ ﺷﺪﻥ ﺑﻬﺶ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﮔﻮشت ﺑﺪﻧﺶ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻥ.
    ﻋﻠﺖ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﺵ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻮﺩﻩ
    ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﻭ ﺁﻭﺭﺩﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ..

    اینطوری شهید دادیم وحالا بعضیمون راحت پای کانالهای ماهواره نشستیم و
    صحنه های زننده رو تماشا میکنیم و
    گاهی با خانواده هم همراهی می کنیم و
    به بدن نیمه لخت زنان نیگاه میکنیم و
    نمی دانیم یه روز همان شهید رو می آرن تا توضیح بده به چه قیمتی چشم خود رو از گناه حفظ کرده وغصه ی دوستان هم اسارتی خود رو داشته وشهادت رو بجون خریده تا خود و دوستانش مبتلا به دیدن صحنه های مبتذل نشن
    ❃ وصیتنامه شهیدمجیدمحمودی ❃
    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده
      نوع فایل: jpg 198.jpg  , 26.3 کیلو بایت  ,  19 مشاهدات




  6. #406
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    22851
    دلنوشته
    41
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 59,669      تشکر : 55,378
    168,148 در 48,534 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 07-04-1394 در ساعت 00:29
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************

    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #407
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    22851
    دلنوشته
    41
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 59,669      تشکر : 55,378
    168,148 در 48,534 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************

    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #408
    همكار انجمن
    مصطفی*شیعه ال طاها* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1396
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    نوشته : 974      تشکر : 1,752
    3,005 در 1,136 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مصطفی*شیعه ال طاها* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    48956774185988197638-jpg

    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده


  9. #409
    همكار انجمن
    مصطفی*شیعه ال طاها* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1396
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    نوشته : 974      تشکر : 1,752
    3,005 در 1,136 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مصطفی*شیعه ال طاها* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    غواص به فرمانده گفت :
    اگه رمز را اعلام کردی و تو آب نپریدم ،
    من رو هول بده تو آب !

    فرمانده گفت :
    اگر اطمینان نداری میتونی برگردی .
    غواص جواب داد :

    نه ! پای حرف امام ایستاده ام ،
    فقط میترسم دلم گیر خواهر کوچولوم باشه

    آخه تو یه حادثه اقوامم رو از دست دادم و الان هم خواهرم رو سپردم به همسایه ها تا تو عملیات شرکت کنم.
    والفجر ۸ ، اروند رود ، فرمانده داد زد یا زهرا ،

    غواص قصه ی ما اولین نفری بود که تو آب پرید! اولین نفری هم بود که به شهادت رسید


    شهید مهدی ذهبی




    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده


  10. #410
    همكار انجمن
    مصطفی*شیعه ال طاها* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1396
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    نوشته : 974      تشکر : 1,752
    3,005 در 1,136 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مصطفی*شیعه ال طاها* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شاید این عکس رو بارها دیده باشین اما ماجرای این عکس


    حوالی ظهر بود، گرما بیداد می کرد، دشمن که از ارتفاعات قلاویزان تارانده شده بود و با تمام قوا سعی در باز پس گیری ارتفاعات داشت، نور آفتاب به سود آنها بود ، رزمنده ها که تمام شب مشغول عملیات بودند در این ساعات کمی خسته به نظر می آمدند.

    تدارکات نرسیده بود و بچه ها تشنه بودند.



    در جاییکه فرمانده مقرر کرده بود ، خسته وتشنه کیسه های شن را پر می کردند تا از گزند ترکشهای توپ و خمپاره در امان باشند. سنگرها بدون سقف بود ، چون نه فرصتی برای این کار بود و نه خبری از تدارکات بود.

    دوربینم را برداشتم و به قصد روحیه دادن به بچه ها و گرفتن عکس در مسیر خاکریز حرکت کردم.

    صدای سوت توپ و خمپاره باعث می شد دائم که خیز بروم ،



    نمی دانم برای چند دقیقه چه شد که عراقیها جهنمی به پا کردند و آنچنان آتشی روی ما ریختند که مدتی درازکش روی زمین ماندم و با اصابت هر خمپاره و توپی بالا و پایین می شدم . کمی آرامش که ایجاد شد بلند شدم تا اطرافم را بینم . در ابتدا دود حاصل از این همه انفجار و خاک باعث شد درست متوجه اوضاع نشوم ،گوش هایم تقریبا چیزی نمی شنید، به نظرم آمد که زمان از حرکت باز ایستاده و متوقف شده ، از موج انفجارها کمی گیج بودم.



    دیدم بچه های زیادی به روی زمین افتاد ه اند ، در همین زمان نگاهم به صورت نوجوانی افتاد که صورتش از برخورد خمپاره به نزدیکیش سیاه شده بود و ترکشها ی آن تمامی صورتش را گرفته بود . بی اختیار دوربینم را بالا آوردم و عکسی از او گرفتم. در حال حرکت بود و برای اینکه به زمین نیفتد از لبه های سنگرهای شنی کمک می گرفت. جلو رفتم ، صدای زمزمه اش را می شنیدم ، به آرامی می گفت : “آقا اومدم. حسین جان اومدم.
    وقتی به او رسیدم دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود و به زمین افتاد. او را به آرامی بغل کردم ،همچنان نجوا می کرد. با تمام وجود امدادگر را صدا زدم. صورتش را بوسیدم و به او گفتم :عزیزم ، فدات بشم ، چیزی نیست و نا امیدانه برگشتم و باز امدادگر را به یاری خواستم.




    حالا اشک هایم با خونهای زلال او در هم آمیخته شده بود، دیگر نجوا نمی کرد و به آسمان چشم دوخته بود . امدادگر آمد ، اما..،.لحظه ای بعد گفت : “کاری از دستم بر نمی یاد ، شهید شده ، برادر زحمت می کشی ببریش معراج شهدا…



    راوى؛ مسعود شجاعى طباطبايى عكاس دفاع مقدس.
    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده


صفحه 41 از 49 نخستنخست ... 31373839404142434445 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •