سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 43 از 49 نخستنخست ... 33394041424344454647 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 421 تا 430 , از مجموع 484

موضوع: ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*►

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*► ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*► ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*► ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*► ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*► ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*► ◄*♥*► راه شهدا٬کلام شهدا ◄*♥*►با صلوات به روح پاک شهدا واردشويد◄*♥*► محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #421

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    امضاء




  2. Top | #422

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    امضاء




  3. Top | #423

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اولین بار که ایشان را دیدم، همراه ما با یک خودرو به سمت نجف بر می گشت.

    موقع اذان صبح بود که به ورودی نجف و کنار وادی السلام رسیدیم.هادی به راننده گفت:نگه دار

    تعجب کردیم . گفتم : شیخ هادی اینجا چه کار داری؟

    گفت: میخواهم بروم وادی السلام.

    گفتم: نمی ترسی؟ اینجا پر از سگ و حیوانات است.صبر کن وسط روز برو توی قبرستان.

    هادی برگشت و گفت : مرد میدان نبرد از این چیزها نباید بترسد . بعد هم پیاده شد و رفت.

    بعدها فهمیدیم که مدت ها در ساعات سحر به وادی السلام می رفته

    و بر سر مزاری که برای خودش مشخص کرده بود مشغول دعا می شده ...
    _



    امضاء




  4. Top | #424

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    گفت:

    «توی دنیا بعد از شهادت فقط یک آرزو دارم: اونم اینکه تیر بخوره به گلوم».

    تعجب کردیم.

    بعد گفت:

    «یک صحنه از عاشورا همیشه قلبمو آتیش می زنه؛ بریده شدن گلوی حضرت علی اصغر»

    والفجر یک بود که مجروح شد. یک تیر تو آخرین حد بردنش خورده بود به گلوش.

    وقتی می بردنش عقب، داشت از گلوش خون می آمد.

    می گفت:

    آرزوی دیگه ای ندارم مگر شهادت.

    شهید عبدالحسین برونسی



    امضاء




  5. Top | #425

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سلام بر صورتهای خضاب شده با خاک




    امضاء




  6. Top | #426

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    امضاء




  7. Top | #427

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بغض کرده بود.از بس گفته بودند:بچه است، زخمی بشود آه و ناله میکندو عملیات را لو میدهد شاید هم حق داشتند.

    نه اروند با کسی شوخی داشت،نه عراقی ها.اگر عملیات لو میرفت....

    غواص ها( که فقط یک چاقو داشتند ) قتل عام میشدند،فرمانده که بغضش را دید و اشتیاقش را، موافقت کرد بغض کرده بود .

    توی گل و لای کنار اروند،در ساحل فاو دراز کشیده بود.
    جفت پاهایش زودتر از خودش رفته بودند.
    یا کوسه برده بود یا خمپاره....

    دهانش را هم پر گل کرده بود تا عملیات را
    لو ندهد...
    بچه بود...بچه ای بزرگـــــــــــــــــ...



    امضاء




  8. Top | #428

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    دفترچه گناهان یک شهید ۱۶ ساله !!!

    .

    در تفحص شهدا ، دفترچه یک شهید 16 ساله که گناهان هر روزش را می نوشت پیدا شد.

    گناهان یک هفته او اینها بود :

    شنبه : بدون وضو خوابیدم .
    یکشنبه : خنده بلند در جمع .

    دو شنبه : وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم .
    سه شنبه : نماز شب را سریع خواندم .

    چهارشنبه : فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت .
    پنجشنبه : ذکر روز را فراموش کردم .

    جمعه : تکمیل نکردن 1000 صلوات و بسنده به 700 صلوات .

    راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد
    دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...



    امضاء




  9. Top | #429

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    لَخـتی استـراحت ...
    و دوبـاره آغاز نـبردی چندین ساعـته

    از جـان و دِل مایـه گذاشتـند
    آرامـش امروزمـان را قَدر بدانیـم؛





  10. Top | #430

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    947
    صلوات
    700
    دلنوشته
    7
    شیـعه رو دارن مـیکشـن مـهدی بـیـا...
    تشکر
    1,752
    مورد تشکر
    3,034 در 1,136
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    این شهید دست در بدن داشته

    و این گونه زمین خورده

    لا یوم کیومک یا ابوالفضل العباس









صفحه 43 از 49 نخستنخست ... 33394041424344454647 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی