۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩
صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 64
  1. #21
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩





    عصر ظهور در کلام امام باقر علیه‏السلام
    این آگاهیها و اطلاع‏رسانی آن ستارگان هدایت موجب شده است که اهل ایمان و منتظران حکومت عدل حضرت مهدی علیه‏السلام بیش از پیش امیدوار و دلبسته آن عصر گشته، نسلهای بعدی را نیز با این فرهنگ مأنوس کنند.

    دلدادگان فرهنگ انتظار با همه مشکلات و گرفتاریهایی که دشمنان برایشان فراهم می‏آورند، هرگز امید به رسیدن آن روز دیدنی و لذتبخش را از دست نمی‏دهند، بلکه شوق و عشقشان بیشتر می‏شود و زیر لب زمزمه می‏کنند:
    چه خوش باشد که بعد از انتظاری به امیدی رسد امیدواری
    سخن از خصوصیات انقلاب جهانی آن یار سفر کرده، زمانی شیرین‏تر می‏شود که امامان معصوم علیهم‏السلام ویژگیها و نشانه‏های عصر ظهور حضرت قائم آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را برایمان توصیف کنند و بذر امید و آرزوی استقرار دولت کریمه امام زمان علیه‏السلام را در دلهای به انتظار نشسته‏مان شکوفا گردانند تا رایحه دل‏انگیز دوران ظهور در روح و جسم انسانهایِ خسته از ظلم و ناعدالتی و فتنه و فساد، حیاتی تازه ببخشد.
    اگر آن نائب رحمان ز درم بازآید *** عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
    دارم امید خدایا که کنی تأخیری *** در اجل تا به سرم تاج سرم بازآید
    گر نثار قدم مهدی هادی نکنم *** گوهر جان به چه کار دگرم بازآید
    آن‏که فرق سر من خاک کف پای وی است *** پادشاهی کنم ار او به سرم بازآید
    کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم *** گر ببینم که شه دین ز درم بازآید
    می‏روم در طلبش کوی به کو دشت به دشت *** شخصم ار باز نیاید خبرم بازآید
    «فیض» نومید مشو در غم هجران و منال *** شاید ار بشنود آه سحرم، بازآید
    منتظران مژده باد
    امام باقر علیه‏السلام در گفتاری امیدآفرین و نشاط‏بخش به منتظران حقیقی آن حضرت مژده می‏دهد که «یَأْتِی عَلَی النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبی لِلثّابِتِینَ عَلی اَمْرِنا فِی ذلِکَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنی ما یَکُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِی‏ءُ عَزَّ وَجَلَّ عِبادِی آمَنْتُمْ بِسِرّی وَصَدَّقْتُمْ بِغَیْبی فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّی؛(۱) بر مردم زمانی می‏آید که امامشان از منظر آنان غایب می‏شود. خوشا به حال آنان‏که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشی که به آنان می‏رسد، این است که خدای متعال خطابشان می‏کند و می‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.»
    آن‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذاری از چنین منتظران راستینی به آنان می‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقی من هستید. رفتار نیک و شایسته‏تان را می‏پذیرم و از کردار ناپسندتان عفو می‏کنم و به خاطر شما سایر گنهکاران را می‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع می‏کنم. ای عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل می‏کردم.»(۲)
    یاران وفادار
    پیشوای پنجم علیه‏السلام در توصیف یاران حضرت مهدی علیه‏السلام که در زمان غیبت، خود را برای شرکت در قیام جهانی آن حضرت آماده می‏کنند، به ابو خالد کابلی فرمود: «من به گروهی می‏نگرم که در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا می‏خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهی تلاش می‏کنند. بارها از متولیان حکومت اجراء حق را خواستار می‏شوند، امّا با بی‏اعتنایی مسئولین مواجه می‏شوند. وقتی که وضع را چنین ببینند، شمشیرهای خود را به دوش می‏نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته‏شان اصرار می‏ورزند تا اینکه سردمداران حکومت نمی‏پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب می‏گردند و کسی نمی‏تواند جلوگیرشان شود. این حق‏جویان وقتی که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه‏السلام به کس دیگری نمی‏سپارند. کشته‏های اینها همه از شهیدان راه حق محسوب می‏شوند.»
    در اینجا امام باقر علیه‏السلام به ابو خالد کابلی جمله‏ای زیبا فرمود که می‏تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.
    آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّی لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسی لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ؛(۳) مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را برای فداکاری در رکاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم می‏دارم.»
    امام پنجم علیه‏السلام در مورد استقامت و استواری یاران حضرت مهدی علیه‏السلام به آیه‏ای از قرآن استناد کرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمَ عِبادا لَنا اُولی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَکانَ وَعْدا مَفْعُولاً»؛(۴) «هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجویِ خود را بر ضد شما برمی‏انگیزیم [تا شما را سخت درهم کوبند و برای به دست آوردن مجرمان [خانه‏ها را جستجو می‏کنند و این وعده‏ای است قطعی.» فرمود: «این بندگان پیکارجو و مقاوم که به طرفداری از حق به پا می‏خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»(۵)
    چشم به راه ظهور
    از منظر امام باقر علیه‏السلام در عصر غیبت، چشم به راه ظهور حضرت مهدی علیه‏السلام بودن و انتظار حکومت آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را کشیدن از عبادات شایسته و برتر محسوب می‏شود. آن گرامی به نقل از وجود مقدس رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «اَفْضَلُ الْعِبادَهِ انْتِظارُ الْفَرَجِ؛(۶) انتظار [پیروزی و] فرج [آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ] از برترین عبادات محسوب می‏شود.»



    ادامه دارد .....
    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  2. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

  3. #22
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩






    جهان در آستانه ظهور
    در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه‏السلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود می‏رسد و ظلم و ناعدالتی، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر کس و حکومتی ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و ندای عدالتی می‏گردند که آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستکبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنه‏انگیز و فرصت طلب به تنگ می‏آیند که شب و روز آرزوی قیام منادی عدالت را در سر می‏پرورانند. حضرت امام باقر علیه‏السلام فضای تاریک جهان قبل از ظهور را این‏گونه بیان می‏کند: «لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلی خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَزَلازِلَ وَفِتْنَهٍ وَبَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَطاعُونٍ قَبْلَ ذلِکَ وَسَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَتشْتیتٍ فی دینِهِمْ وَتَغْییرٍ فی حالِهِمْ حَتّی یَتَمَنَّی الْمُتَمَنّی الْمَوْتَ صَباحا وَمَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَری مِنْ کَلْبِ النّاسِ وَاَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا؛(۷) حضرت قائم علیه‏السلام قیام نمی‏کند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله‏ها و فتنه و بلایی که بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون می‏شوند. آن‏گاه شمشیر برنده میان اعراب حاکم می‏شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونی احوالشان به اوج می‏رسد؛ به‏گونه‏ای که هر کس بر اثر مشاهده درنده‏خویی و گزندگی‏ای که در میان برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر به وجود می‏آید، صبح و شام آرزوی مرگ می‏کند.» امام آن‏گاه افزود: «وقتی که یأس و ناامیدی تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن‏بست احساس کردند، امام غائب علیه‏السلام قیام می‏کند.»
    اقتدار حضرت مهدی علیه‏السلام
    برای اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامی لازم است که موانع عدالت را از میان برداشت و راه آن را هموار کرد؛ زیرا اصحاب زر و زور و تزویر و کسانی که از درهم ریختگی جامعه در راه ترویج فساد و انحراف بهره می‏برند، هرگز از عدالت و برنامه‏های عادلانه راضی نخواهند بود و با توسل به هر شیوه‏ای در مسیر احقاق حقوق مردم سنگ‏اندازی خواهند کرد. بنابراین، یکی از مهم‏ترین ویژگیهای زمامداران عادل قاطعیت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلی و خارجی است. امام زمان علیه‏السلام نیز با اقتدار کامل مخالفین اسلام و دشمنان عدالت را سرکوب خواهد کرد. امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید: «لَیْسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّیْفِ؛(۸) آن حضرت [در سرکوب دشمنان قسم خورده‏اش[ فقط شمشیر را می‏شناسد.»
    او در قاطعیت همانند جدّش رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عمل خواهد کرد و به خیانتکاران، کافران و عوامل داخلی دشمن اجازه هیچ‏گونه توطئه‏ای نخواهد داد.
    حضرت باقر علیه‏السلام درباره شباهت حضرت مهدی علیه‏السلام به پیامبران الهی مطالبی فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصیاء به حضرت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است: «وَاَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فَالْقِیامُ بِالسَّیْفِ وَتَبْیینُ آثارِهِ ثُمَّ یَضَعُ سَیْفَهُ عَلی عاتِقِهِ ثَمانِیَهَ اَشْهُرٍ فَلا یَزالُ یَقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّی یَرْضَی اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ؛(۹) و امّا [شباهت حضرت مهدی علیه‏السلام ] به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قیام با شمشیر است [که دشمنان لجوج را از میان برمی‏دارد] و آثار آن حضرت را آشکار می‏کند. آن‏گاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر می‏برد و همواره با دشمنان خدا مبارزه می‏کند تا اینکه خداوند راضی شود.»
    بانوان در دولت مهدوی
    بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندی دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژه‏شان خواهد بود؛ یعنی همان رسالتی که یک زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پای‏بند خواهد بود. آنچه از روایات برمی‏آید، آن است که عده‏ای از کارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفی از یاران نزدیک امام محمد باقر علیه‏السلام به نقل از آن حضرت فرمود: «وَیَجِی‏ءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَهٍ وَبِضْعَهَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَهً یَجْتَمِعُونَ بِمَکَّهَ عَلی غَیْرِ میعادٍ؛(۱۰) به خدا سوگند! ۳۱۳ نفر یاران مهدی علیه‏السلام می‏آیند که پنجاه نفر از آنان زن می‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلی در شهر مکه گرد هم جمع می‏شوند.»
    روایت دیگری در این زمینه از ام سلمه، همسر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از طریق اهل سنت نقل شده است که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع یاران حضرت مهدی علیه‏السلام در اطراف آن حضرت می‏فرماید: «یَعُوذُ عائِذٌ فِی الْحَرَمِ فَیَجْتَمِعُ النّاسُ اِلَیْهِ کَالطَیْرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَهِ حَتّی یَجْتَمِعَ اِلَیْهِ ثَلاثُ مِائَهٍ وَاَرْبَعَهَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِ نِسْوَهٌ...؛ [در زمان ظهور[ پناه‏خواهی به حرم خداوند در مکه پناهنده می‏شود. مردم همانند کبوتران از هر سو به جانب ا و رو می‏آورند تا اینکه سیصد و چهارده نفر که عده‏ای از آنان زن هستند، دور او را می‏گیرند.» و ادامه داد: «و از همان‏جا خروج می‏کنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پیروز می‏گردند و عدل را آن‏چنان در روی زمین برقرار می‏سازند که زندگان آرزو می‏کنند که ای کاش مرده‏هایشان نیز از طعم آن عدالت می‏چشیدند!»(۱۱)
    مخالفین دولت مهدوی
    سران جبهه باطل معمولاً افرادی خودخواه، متکبر، صاحب صفات ناپسند انسانی هستند که در مقابل حق خودنمایی می‏کنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطه‏ورند که انسانهای حق‏طلب و جلوه‏های فضیلت را خطرناک‏ترین دشمنان خویش قلمداد می‏کنند. به همین جهت، تمام تلاشهای خود را برای نابودی آیین حق و رهبران الهی به کار می‏گیرند. امّا خداوند طبق سنت پایدار خود همواره حق را پیروز گردانیده و دشمنانش را مأیوس و مغلوب کرده است.
    قرآن می‏فرماید: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَ هِهِمْ وَیَأْبَی اللَّهُ إِلآَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَـفِرُونَ »؛(۱۲) «[مخالفین حق [می‏خواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند، ولی خدا جز این نمی‏خواهد که نورش را کامل کند؛ هر چند کافران را خوش نیاید.»
    در عصر ظهور، تلاشهای زیادی صورت می‏گیرد تا از استقرار حکومت قائم آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله جلوگیری شود، امّا آن حضرت به لطف و مدد الهی، تمام موانع را از میان برمی‏دارد. سفیانی یکی از دشمنان سرسخت حضرت مهدی علیه‏السلام است.
    امیر مؤمنان علی علیه‏السلام در مورد جنایات وی به کوفیان فرمود: «بدا به حال کوفه! سفیانی چه جنایاتی در آنجا انجام می‏دهد! به حریم شما تجاوز می‏کند، کودکان را سر می‏برد و ناموس شما را هتک می‏کند.»(۱۳)
    امام باقر علیه‏السلام درباره ویژگیهای این دشمن سرسخت حضرت مهدی علیه‏السلام فرمود: «اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده‏ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است. هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده و مکه و مدینه را ندیده است.»(۱۴)
    امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید: «گویا من سفیانی (سرکرده دشمنان حضرت امام عصر علیه‏السلام ) را می‏بینم که در زمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده، ندا می‏دهد که هر کس سر یک تن از شیعیان علی علیه‏السلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله می‏کند و می‏گوید: این شخص از شیعیان است. او را می‏کشد و هزار درهم جایزه می‏گیرد.»(۱۵)
    شیصبانی نیز یکی دیگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان کینه‏توز اهل بیت علیهم‏السلام و حضرت مهدی علیه‏السلام می‏باشد. ریشه‏اش به بنی‏عباس می‏رسد و شخصی بدکردار، شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیه‏السلام به جابر جعفی فرمود: «سفیانی خروج نمی‏کند، مگر آنکه قبل از او شیصبانی در سرزمین عراق خروج می‏کند. او همانند جوشیدن آب از زمین، یکباره پیدا می‏شود و فرستادگان شما را به قتل می‏رساند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانی و ظهور قائم علیه‏السلام باشید.»(۱۶)
    دجّال نیز فتنه‏گری کذّاب و فریبنده است که موجی از آشوب و فتنه به پا می‏کند و بسیاری را با دسیسه‏های شیطانی‏اش می‏فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلی‏اش صیف بن عائد است. او ادّعای خدایی می‏کند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبی دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد می‏آیند.
    امّا طبق مشیت الهی و سنت تغییرناپذیرش همچنان که در طول تاریخ همواره به اثبات رسیده است، اهل باطل همچون کف روی آب نابود شدنی هستند و حضرت مهدی علیه‏السلام نیز با غلبه بر سران کفر و فتنه و نفاق طومار زندگانی دشمنان فضیلت و کمال را درهم می‏پیچد و بساط عدل و داد و انسانیت را در روی زمین می‏گسترد.
    ________________________________________
    ۱. کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۰.
    ۲. همان.
    ۳. غیبت نعمانی، ص ۲۷۳.
    ۴. اسراء / ۵.
    ۵. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۸۱.
    ۶. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۵.
    ۷. همان، ص ۲۳۰.
    ۸. همان، ص ۳۵۴.
    ۹. کمال الدین، ص ۳۲۹.
    ۱۰. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۲۲.
    ۱۱. معجم احادیث المهدی علیه‏السلام ، ج ۱، ص ۵۰۱؛ المعجم الاوسط، ج ۵، ص ۳۳۴.
    ۱۲. توبه / ۳۲.
    ۱۳. یوم الخلاص، ص ۹۳.
    ۱۴. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۴.
    ۱۵. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵.
    ۱۶. غیبت نعمانی، ص ۳۰۲
    .

    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  4. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

  5. #23
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩






    امام باقر علیه‏السلام از نگاه دانشمندان اهل سنّت
    ابن حجر هَیْثَمی از متعصّبان اهل سنّت درباره امام باقر علیه‏السلام می‏نویسد:
    «ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالک مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَکامِنها فلذالک هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ کُنُوزِ المعارِف و حقائق الاحکام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیره اَو فاسِدِ الطّویّه وَ مِنْ ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ؛ لقب باقر برای ابو جعفر محمّد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنج‏های پنهان آن است، بدین جهت که او از گنج‏های پنهان معارف و حقایق احکام آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بی‏بصیرت و دل‏های ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده‏ی علم خویش نامیده‏اند.
    وی سپس به شخصیّت امام در بعد عرفان اشاره می‏کند و می‏گوید:
    «و لَهُ من الرّسوخ فی مقامات العارفین ما یکلُّ عنه اَلْسِنَهُ الواصفین و له کلماتٌ کثیرهٌ فی السلوک و المعارف لا تَحتَمِلُها هذه الْعِجاله؛ و برای او از استواری و ثبات در مراحل سلوک عرفانی منزلتی است که وصف کنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینه‏ی این سلوک و معارف دارای کلمات فراوانی است که فرصت، مجال طرح آن را نمی‏دهد.»[۱]
    عبدالله عطاء مکّی از دانشمندان عصر امام می‏گوید: «هیچ گاه دانشمندان را از نظر علمی بدان سان که نزد امام محمد باقر علیه‏السلام بودند کوچک و حقیر نیافتم. دیدم حکم ابن عُتَیبَه را با همه‏ی زیادی علم و منزلتی که در نزد مردم داشت، در مقابل آن حضرت همانند کودکی بود که در مقابل معلّم خویش نشسته باشد.»[۲]
    «جاحظ» دیگر دانشمند برجسته‏ی اهل سنّت آفاق زیبا و بلندای کلام حکیمانه‏ی امام باقر علیه‏السلام را این گونه ترسیم می‏کند: «قد جَمَع محمّد ابن علی ابن الحسین علیهم‏السلام صلاح حال الدّنیا بِحذافیرها فی کلمتین فقال: ,صلاح جمیع المعایش وَ التّعاشر مِلاُْ مکیال: ثلثان فِطْنَه و ثُلُثُه تغافلٌ،؛ محمّد ابن علیّ ابن الحسین مصلحت تمامی زندگی دنیا را در دو کلمه جمع نموده و فرموده است: ,صلاح همه‏ی زندگی‏ها و روابط و معاشرت «با دیگران» در پر نمودن پیمانه‏ای است که دو سوّم آن هوش و فراست و زیرکی و یک سوّم آن تغافل (و خود را به غفلت زدن در بعضی از امور) است.»،[۳](۱۷)
    قتاده فقیه بصره به امام باقر علیه‏السلام گفت: «بخدا سوگند من در نزد فقیهان و ابن عبّاس نشسته‏ام امّا اضطراربی که در نزد شما دارم، در نزد هیچ یک از آنان نداشته‏ام.
    فقال له ابو جعفر علیه‏السلام اَتَدْری این اَنت، انت بین یدی بیوتٍ اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه...؛
    فرمود: آیا می‏دانی که در کدامین مکان قرار گرفته‏ای؟ تو اکنون در مقابل خانه‏هایی هستی که خداوند به رفعت و بلند مرتبه‏ای آن رخصت داده است و نام خدا در آن برده می‏شود و صبح و شام خدای را در آن خانه‏ها تسبیح می‏کنند و آنان مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش آنان را از یاد خدا و اقامه‏ی نماز و پرداخت زکات باز نمی‏دارد.
    تو در این گونه مکانی و ما دارای این خانه‏ها.»[۴]
    نظیر همین سؤال را عکرمه دیگر دانشمند اهل سنّت از امام علیه‏السلام نمود و پاسخی نظیر پاسخ قتاده دریافت داشت.[۵]
    فخر رازی از علمای اهل سنّت در تفسیر خود در بیان نظرهای مختلف راجع به معنای کوثر می‏نویسد:
    «سومین نظر در معنای کوثر این است که منظور از آن، فرزندان پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است و این به آن جهت است که این سوره در ردّ کسانی نازل شده است که از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزند عیبجویی می‏کردند که در این صورت معنای آن این است که خداوند تو را فرزندان و نسلی عطا می‏کند که در طول تاریخ برقرار خواهند ماند. سپس می‏گوید: ,ببین که چقدر انسان‏ها از اهل بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به شهادت رسیده‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق فزاینده‏ی آنان است. آن گاه بنگر که چه تعداد از بزرگان اندیشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا علیهم‏السلام و محمّد نفس زکیّه در میان آن‏ها جلوه‏گر شده است.»،[۶]
    ________________________________________
    [۱] - الصّواعق المحرقه، ص ۲۰۱
    [۲] - حلیه الاولیاء، ج ۳، ص ۱۸۶؛ ارشاد مفید، ص ۲۸۰، به نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۶ و تذکره الخواصّ، ص ۳۳۷ و البدایه والنّهایه «ابن کثیر»، ج ۹، ص ۳۱۱، به نقل از سیره‏ی پیشوایان، ص ۳۰۸
    [۳] البیان و التّبیین، ج ۱، ص ۸۴، نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۹.
    [۴] - بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۵۷
    [۵] - همان، ص ۲۵۸.
    [۶] ـ تفسیر فخر رازی، ج ۳۲، ص ۱۲۴
    .

    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  6. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

  7. #24
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩





    کرامات امام باقر (علیه السلام)
    حضرت ابو جعفر، محمد بن علی علیه السلام در سوم صفر سال ۵۷ هجری قمری در مدینه منوره متولد شد. پدر آن بزرگوار حضرت علی بن الحسین، امام سجاد علیه السلام و مادر گرامی‏اش فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است.
    به این ترتیب آن حضرت از طرف پدر و مادرش هاشمی و علوی می‏باشد. امام باقر علیه السلام سه سال و شش ماه با جدش امام حسین علیه السلام و ۳۴ سال با پدرش امام زین العابدین علیه السلام زندگی کرده و ۱۹ سال و ده ماه نیز مدت امامت آن حجت الهی به طول انجامید.
    پیشوای پنجم در دوران زندگی خویش با ۱۰ تن از خلفای ستمگر اموی (از معاویه ابن ابی سفیان تا هشام بن عبدالملک) معاصر بود و سال‏های امامت آن حضرت با ۵ تن از همین خلفاء مقارن شد.
    این ۵ حاکم عبارتند از:
    ۱- ولید بن عبدالملک (متوفی ۹۶، ششمین خلیفه اموی)
    ۲- سلیمان بن عبدالملک (متوفی ۹۹)
    ۳- عمر بن عبدالعزیز (متوفی ۱۰۱)
    ۴- یزید بن عبدالملک (متوفی ۱۰۵)
    ۵- هشام بن عبدالملک (متوفی ۱۲۵)
    امام باقر علیه السلام د ر دوره امامت‏خویش فرصت‏های مناسبی را برای گسترش فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، استحکام معارف شیعی و ترویج آن در میان اقشار مختلف مسلمانان به دست آورد.
    در آن دوران حساس و بحرانی، امام پنجم نهضت فکری و فرهنگی گسترده‏ای را آغاز نمود و شاگردان مهمی را تربیت کرد. از مهم‏ترین شاگردان و یاران آن حضرت می‏توان به: زراره بن اعین، حمران بن اعین، حسن بن حسن بن حسن علیه السلام، زید بن علی بن الحسین علیهما السلام، سلیم بن قیس هلالی، جابر بن عبدالله انصاری، جابر بن یزید جعفی، بکیر بن اعین، ابان بن تغلب، فضیل بن سار، لیث‏بن بختری معروف به ابو بصیر، محمد بن مسلم ثقفی، ابو حمزه ثمالی و ... اشاره کرد. شیخ طوسی معروف‏ترین شخصیت نگار شیعی نام ۴۶۸ نفر از شاگردان امام باقر علیه السلام را فهرست کرده است.
    حضرت باقر علیه السلام در روز دوشنبه، هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ ه . ق در سن ۵۷ سالگی به فرمان هشام بن عبدالملک، دهمین خلیفه بنی‏امیه مسموم و در مدینه به شهادت رسید و در کنار مرقد پدر گرامی‏اش حضرت سجاد علیه السلام در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
    در مورد مقام و عظمت امام باقر علیه السلام به گفتاری حکیمانه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بسنده می‏کنیم: آن حضرت روزی از امام باقر علیه السلام یاد کرده و به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: «انک ستدرک رجلا منی اسمه اسمی و شمائله شمائلی، یبقر العلم بقرا ای جابر! تو مردی از خاندان مرا درک خواهی کرد که همنام و هم شمایل من است. او سرچشمه‏های علم و دانش را می‏شکافد و به دیگران توضیح داده و تفسیر می‏کند.»
    در این مجال برآنیم که گوشه‏ای از کرامات و فضائل آن یادگار نبوت و ستاره فروزان علم و تقوی را بیان کنیم.
    کرامت و معجزه
    کارهای خارق العاده‏ای که مقرون به دعوی نبوت باشد معجزه و بدون ادعای نبوت، کرامت نامیده می‏شود. بنابراین کرامت‏به کارهای خارق العاده‏ای اطلاق می‏شود که به وسیله بنده صالح خدا و بدون ادعا ظاهر می‏شود و دلیل و برهانی الهی است که با اذن خداوند بر عموم مردم یا بعضی از خواص ظاهر می‏شود و توسط آن، مقام امامت اثبات شده و در دل‏ها استقرار یافته و اندیشه‏ها و نقشه‏های مخالفین و منکرین تحت الشعاع قرار گرفته و حجت الهی بر مردم شناخته می‏شود.
    چنانکه خداوند فرموده است: «لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه‏»«تا آن‏ها که هلاک [و گمراه می‏شوند، از روی اتمام حجت‏باشد; و آن‏ها که زنده [و هدایت] می‏شوند از روی دلیل روشن باشد.»
    البته در اصطلاح حدیث‏به کارهای خارق العاده ائمه علیهم السلام معجزه نیز گفته می‏شود. ابوبصیر در این رابطه می‏گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: «لای عله اعطی الله عزوجل انبیاءه و رسله واعطاکم المعجزه فقال: لیکون دلیلا علی صدق من اتی به والمعجزه علامه لله لایعطیها الا انبیاءه و رسله و حججه لیعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب به چه علتی خداوند بزرگ پیامبران، رسولان و شما را معجزه عطا کرده است؟ امام علیه السلام فرمود: تا اینکه دلیل روشنی برای راستگویی باشد. معجزه نشانه‏ای از سوی پروردگار جهانیان است و آن را به غیر از پیامبران و رسولان و امامان عطا نمی‏کند و این به خاطر آن است که راستی راستگو از دروغ دروغگو شناخته شود.»
    از این رو امور خارق العاده‏ای که توسط ائمه علیهم السلام انجام می‏شود گاهی به عنوان معجزه و گاهی به عنوان کرامت مطرح می‏شود و دلیلی قاطع برای حقانیت ائمه اطهار علیهم السلام است.
    در قرآن از معجزه به نام آیت‏یاد می‏شود. آیت‏به معنی نشانه است و چون معجزه نشانه راستگویی پیامبر و امام می‏باشد، آن را آیت می‏نامند و چون این امور خارق العاده ناتوانی دیگران را آشکار می‏کند، بر آن معجز یا معجزه اطلاق می‏شود.
    استاد مطهری رحمه الله در مورد فرق معجزه و کرامت می‏گوید: «معجزه یعنی بینه و آیت الهی که برای اثبات یک ماموریت الهی صورت می‏گیرد و به اصطلاح، مقرون به تحدی است، منظوری الهی از او در کار است. این است که محدود به شرایط خاصی، است اما کرامت‏یک امر خارق العاده است که صرفا اثر قوت روحی و قداست نفسانی یک انسان کامل یا نیمه کامل است و برای اثبات منظور الهی خاصی نیست. این چنین امری فراوان رخ می‏دهد و حتی می‏توان گفت: یک امر عادی است و مشروط به شرطی نیست. معجزه زبان خداست که شخصی را تایید می‏کند، ولی کرامت چنین زبانی نیست.»
    ممکن است گفته شود: کارهای خارق العاده ائمه اطهار علیهم السلام، دو قسم است. گاهی در مقام اثبات حقانیت‏خویش در برابر مخالفین بوده‏اند و گاهی در مقام تقویت ایمان در قلوب مؤمنین. می‏توان بر اولی نام معجزه گذاشت و دومی را کرامت نامید.
    دانشمندان بزرگ امامیه همچون قطب الدین راوندی در الخرائج و الجرائح و شیخ حر عاملی در اثبات الهداه و سید هاشم بحرانی در مدینه المعاجز و مقدس اردبیلی در حدیقه الشیعه و... بر تمام کارهای خارق العاده‏ای که توسط ائمه اطهار انجام شده است، نام معجزه را اطلاق کرده‏اند. البته در بعضی از کتاب‏ها نیز این امور با عنوان کرامت مطرح شده است.
    در هر صورت این دو لفظ در مورد ائمه اطهار علیهم السلام گاهی مترادف و زمانی مختلف استعمال شده است. بعد از توضیح کوتاهی در مورد معنی معجزه و کرامت، به نمونه‏هایی از معجزات و کرامات امام باقر علیه السلام می‏پردازیم.
    خبر از حکومت‏بنی‏عباس
    امام باقر علیه السلام سال‏ها قبل از روی کار آمدن بنی‏عباس، خبر خلافت آنان و چگونگی آن را به منصور دوانقی داد.
    ابو بصیر واقعه را چنین گزارش می‏کند: در حضور امام باقر علیه السلام در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم و این در روزهایی بود که حضرت سجاد علیه السلام تازه به شهادت رسیده و قبل از زمانی بود که حکومت‏به دست فرزندان عباس بیفتد.
    در این هنگام دوانیقی و داود بن سلیمان به مسجد داخل شدند. با دیدن حضرت باقر علیه السلام، داود تنها به نزد امام باقر علیه السلام آمد، آن حضرت از او پرسید: چرا دوانیقی این جا نیامد؟ داود گفت: او جفا می‏کند و سخت تنگدست و پریشان است.
    امام باقر علیه السلام فرمود: روزها می‏گذرد تا آن گاه که وی بر مردم حکومت می‏کند. او بر گرده مردم سوار می‏شود و شرق و غرب این دیار را تصاحب می‏کند و طول عمر نیز خواهد داشت.او آن چنان گنجینه‏ها را از اموال انباشته می‏کند که قبل از او کسی چنین نکرده است. داود بن سلیمان این خبر را به منصور دوانیقی رسانید. دوانیقی با دستپاچگی تمام به نزد امام آمد و عرضه داشت: جلال و عظمت‏شما مانع شد که در محضر شما بنشینیم! و بعد با اشتیاق تمام از امام باقر علیه السلام پرسید: این چه خبری است که داود به من داد؟
    امام باقر علیه السلام، فرمود: آنچه گفتیم پیش خواهد آمد.
    دوانیقی: آیا حکومت ما پیش از حکومت‏شماست؟
    امام علیه السلام: بلی.
    دوانیقی: آیا پس از من یکی دیگر از فرزندانم حکومت می‏کند؟
    امام علیه السلام: بلی.
    دوانیقی: آیا مدت حکومت‏بنی‏امیه بیشتر است‏یا مدت حکومت ما؟
    امام علیه السلام: مدت حکومت‏شما. امام باقر علیه السلام در ادامه فرمود: فرزندان شما این حکومت را به دست می‏گیرند و چنان با حکومت‏بازی می‏کنند که بچه‏ها با توپ بازی می‏کنند. این خبری است که پدرم به من داده است.
    هنگامی که منصور دوانیقی به حکومت رسید از پیشگویی امام باقر علیه السلام در شگفت ماند.
    شفای نابینا
    ابوبصیر از شاگردان برجسته امام باقر علیه السلام بود. او از بینایی محروم بود و از این جهت‏شدیدا رنج می‏برد. روزی به حضور امام باقر علیه السلام شتافته و از آن حضرت پرسید: آیا شما وارث پیامبر هستید؟
    امام: بلی.
    - آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله وارث تمام پیامبران و وارث علوم و دانش‏های آنان بود؟
    امام: بلی.
    - شما می‏توانید مرده را زنده کنید و کور مادرزاد را معالجه نمایید و از آنچه که مردم در خانه‏هایشان می‏خورند، خبر دهید؟
    امام: بلی. ما همه این‏ها را به اذن خداوند انجام می‏دهیم.
    او می‏گوید: در این هنگام امام باقر علیه السلام فرمود: ای ابابصیر! نزدیک بیا. من نزدیک حضرت رفتم. آن حضرت با دست مبارک خود روی چشمان مرا مسح نمود. در این حال من خورشید و آسمان و زمین و خانه‏ها و هرچه در شهر بود همه را دیدم.
    آن گاه به من فرمود: آیا می‏خواهی که این چنین باشی و در روز قیامت‏حساب تو مانند بقیه مردم باشد و خداوند هرچه را اراده فرمود، همان شود یا می‏خواهی به حال اول برگردی و بدون حساب به بهشت‏بروی؟! ابوبصیر گفت: می‏خواهم به حال اول برگردم.
    پیشوای پنجم بار دیگر دست‏بر چشمان ابوبصیر کشید و چشمان او به حال اول برگشت.



    ادامه دارد .....
    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  8. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

  9. #25
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩






    سیری در ملکوت
    جابر بن یزید جعفی می‏گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مراد از ملکوت آسمان و زمین که به حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام، ارائه نمودند چیست؟ همان واقعه‏ای که خداوند متعال در قرآن شریف آن را یادآور شده و می‏فرماید: «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات والارض‏» «و این چنین ملکوت آسمان‏ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم.» پس دیدم که دست مبارک خود را به جانب آسمان برداشت و به من فرمود: نگاه کن تا چه می‏بینی؟ من نوری دیدم که از دست آن حضرت به آسمان متصل شده بود، چنانکه چشم‏ها خیره می‏شد. آنگاه به من فرمود: ابراهیم علیه السلام ملکوت آسمان و زمین را چنین دید. امام باقر علیه السلام در این لحظه دست مرا گرفته و به درون خانه برد. لباس خود را عوض کرده و فرمود: چشم برهم بگذار! بعد از لحظاتی گفت: می‏دانی در کجا هستیم؟ گفتم: خیر. فرمود: در آن ظلماتی هستیم که ذوالقرنین به آن جا گذر کرده بود. گفتم: اجازه می‏دهید که چشم‏هایم را باز کنم. فرمود: باز کن اما هیچ نخواهی دید. چون چشم گشودم در چنان تاریکی بودم که زیر پایم را نمی‏دیدم.
    اندکی رفتیم باز هم فرمود: جابر! می‏دانی در کجائی؟ گفتم: خیر. امام فرمود: بر سر چشمه‏ای که خضر از آن آب حیات خورده بود، قرار داری.
    آن حضرت همچنان مرا از عالمی به عالم دیگر می‏برد تا به پنج عالم رسیدیم. فرمود: ابراهیم علیه السلام ملکوت آسمان‏ها را این چنین [که تو ملکوت زمین] را دیدی مشاهده کرد. ... او ملکوت آسمان‏ها را دید که دوازده عالم است و هر امامی که از ما از دنیا برود، در یکی از این عالم‏ها ساکن می‏شود تا آنکه وقت ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله فرا رسد. امام باقر علیه السلام دوباره فرمود: چشم بر هم بگذار و بعد از لحظه‏ای فرمود: چشم بگشا! چون چشم گشودم خود را در خانه آن حضرت دیدم. آن بزرگوار لباس قبلی خود را پوشید و به مجلس قبلی برگشتیم. من عرض کردم: فدایت‏شوم چه قدر از روز گذشته؟ فرمود: سه ساعت.
    در اندیشه یاران
    پرورش یافتگان مکتب امام باقر علیه السلام آن چنان هوشمندانه عمل می‏کردند که هر کدام در هر منطقه‏ای که حضور داشتند، تمام مخالفین و دشمنان اسلام و اهل بیت علیهم السلام از نفوذ و عظمت آنان در هراس بودند. آنان با فعالیت‏های فرهنگی و سیاسی خود طرح‏ها و نقشه‏های شیطانی حکومت‏های ستمگر را افشا نموده و با سخنان روشنگرانه، حقانیت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله را به گوش مردم می‏رساندند. این فعالیت‏ها آنچنان مؤثر بود که طاغوت‏های زمان، وجود آنان را تحمل نکرده و دستور قتلشان را صادر می‏کردند.
    امام باقر علیه السلام در این میان از راه‏های مختلفی به یاران خویش کمک نموده و در حفظ جان آنان می‏کوشید. داستان زیر در عین اینکه یکی از کرامت‏های مهم حضرت به شمار می‏رود از شیوه‏های مختلف آن حضرت در یاری رساندن به دوستانش نیز حکایت دارد:
    جابر جعفی یکی از مهم‏ترین یاران و شاگردان امام باقر علیه السلام است. او ۱۸ سال در مدینه از محضر امام باقر علیه السلام بهره برد و هزاران حدیث نورانی را در سینه خود جای داده بود. وی داستانی شنیدنی دارد که در این جا می‏خوانیم:
    نعمان بن بشیر در سفر به مدینه جابر را همراهی می‏نمود. او می‏گوید: هنگامی که به شهر رسیدیم مستقیما به زیارت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدیم. موقع برگشت، وی با خوشحالی تمام از امام علیه السلام خداحافظی کرده و با هم به سوی عراق رهسپار شدیم. روز جمعه بود که به نزدیک چاه «اخیرجه‏» رسیدیم. در آن جا نماز ظهر را خوانده و بعد از اندکی استراحت‏به راه افتادیم. در این هنگام ناگاه مرد بلند قامت و گندمگونی نزد جابر آمد و نامه‏ای به او داد. جابر آن را گرفت و بوسید و بر چشمانش نهاد. در آن نامه نوشته شده بود: «از جانب محمد بن علی به سوی جابر بن یزید.» جای مهر در آن نامه تر و تازه بود، به همین جهت، جابر به آن مرد بلندقامت گفت: از پیش امام باقر علیه السلام چه ساعتی حرکت کرده‏ای؟
    مرد ناشناس : همین لحظه!
    جابر: قبل از نماز یا بعد از نماز؟
    مرد ناشناس: بعد از نماز.
    جابر به خواندن نامه مشغول شد، اما با خواندن آن هر لحظه چهره‏اش دگرگون می‏شد و نشانه‏های ناراحتی در رخسارش نمایان می‏گردید، تا اینکه به آخر نامه رسید، او نامه را با خود داشت و ما همچنان به حرکت‏خود ادامه دادیم. از وقتی که جابر نامه را خوانده بود دیگر او را شادمان ندیدم تا اینکه شب به کوفه رسیدیم و من در منزل خود به استراحت پرداختم.
    چون صبح شد، به خاطر احترام و بزرگداشت جابر به نزدش رفتم. با شگفتی تمام دیدم از خانه‏اش بیرون آمده و به سوی من می‏آید اما مانند کودکان تعدادی مهره استخوانی و قاب که با آن بازی می‏کنند به گردن انداخته و بر یک چوب نی سوار شده و دیوانه‏وار می‏گوید:
    اجد منصور بن جمهور
    امیرا غیر مامور
    «منصور بن جمهور را فرماندهی می‏بینم که فرمانبردار نیست.»
    و اشعاری از این قبیل می‏خواند. او به من نگاه کرد و من هم به او. او به من چیزی نگفت و من هم با او حرفی نزدم. هنگامی که این شاگرد بزرگ امام باقر و دانشمند برجسته را در چنین حالی دیدم، دلم به حالش سوخت و گریه کردم. کودکان و سایر مردم به اطراف ما جمع شدند. جابر به همراه کودکان جست و خیز می‏کرد و به میدان بزرگ کوفه (رحبه) آمد. مردم به همدیگر می‏گفتند:
    «جن جابر; جابر دیوانه شده است.»
    به خدا سوگند چند روزی نگذشت که از جانب هشام بن عبدالملک نامه‏ای به والی کوفه رسید. او در آن نامه به حاکم کوفه دستور داده بود که: «مردی در کوفه به نام جابر بن یزید جعفی است، او را یافته و گردنش را بزن و سرش را نزد ما بفرست.» حاکم کوفه بعد از خواندن نامه متوجه اهل مجلس شد و گفت: جابر بن یزید جعفی کیست؟ گفتند: خدا تو را اصلاح کند. او مردی دانشمند و فاضل و محدث بود که بعد از انجام مراسم حج و برگشتن از خانه خدا دیوانه شد و هم اکنون روزها در میدان بزرگ شهر بر نی سوار شده و با کودکان بازی می‏کند.
    حاکم به اتفاق جمعی آمد و از بالای بلندی، میدان را نگریست. او را دید که بر نی سوار است و به همراه بچه‏ها بازی می‏کند. گفت: «خدا را شکر که مرا از کشتن او بازداشت!» نعمان بن بشیر در ادامه می‏گوید: از این ماجرا چندی نگذشته بود که منصور بن جمهور وارد کوفه شد و گفته‏های جابر به حقیقت پیوست.
    جنیان در حضور امام باقر علیه السلام
    امامان معصوم علیهم السلام حجت‏های خدایی و پیشوایان هدایت و چراغ‏های فروزان در تاریکی‏ها برای تمام اهل دنیا و آخرت هستند. همچنانکه در زیارت جامعه کبیره می‏خوانیم: «السلام علی ائمه الهدی، و مصابیح الدجی، و اعلام التقی و ذوی النهی و اولی الحجی، و کهف الوری، و ورثه الانبیاء، والمثل الاعلی، والدعوه الحسنی و حجج الله علی اهل الدنیا والاخره والاولی سلام بر امامان هدایت و چراغ‏های شب تار و پرچم‏های تقوی و صاحبان خرد و دارندگان عقل و پناه مردم و وارثان پیغمبران و مثل اعلا [ی الهی] و [صاحب] دعوت نیکوتر و حجت‏های الهی بر اهل دنیا و آخرت و اولی.»
    بر این اساس امامان معصوم علیهم السلام برای تمام اهل دنیا از جن و انس و تمام گروه‏ها و ملت‏های جهان، حجت الهی و رهبر حقیقی شمرده می‏شوند.
    همچنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله بر جن و انس مبعوث شده بود و در آیات ۲۹ تا ۳۱ سوره احقاف این نکته بیان گردیده است، اوصیای او نیز چنین بودند.
    با توجه به این نکات فشرده، در این رابطه ۲ داستان زیر را می‏خوانیم:
    الف) سعد اسکاف می‏گوید: روزی با حضرت باقر علیه السلام کار ضروری داشتم. به صحن منزل آن حضرت وارد شده و خواستم به داخل اتاق بروم. امام فرمود: «عجله نکن!» من در حیاط منزل امام علیه السلام مدتی جلو آفتاب ماندم... تا اینکه بعد از مدتی با کمال شگفتی دیدم که اشخاصی از اتاق خارج شده و به سوی من آمدند. آنان از کثرت عبادت لاغر شده بودند. به خدا سوگند! سیمای زیبا و معنوی آنان مرا آن چنان شیفته نمود که وضع خود را (ناراحتی در هوای گرم) فراموش کردم. وقتی به محضر حضرت مشرف شدم به من فرمود: «گویا تو را ناراحت کردم.» عرض کردم: آری! به خدا قسم من وضع خود را فراموش کردم. اشخاصی از نزد من گذشتند که همه یکنواخت‏بودند و من مردمی خوش قیافه‏تر از این‏ها ندیده بودم.
    فرمود: ای سعد! آن‏ها را دیدی؟ گفتم: آری. فرمود: ایشان برادران تو از طایفه جن هستند. عرض کردم: خدمت‏شما می‏آیند؟ فرمود: آری می‏آیند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را از ما می‏پرسند.
    ب) ابو حمزه ثمالی می‏گوید: روزی جهت‏شرفیابی به حضور امام باقر علیه السلام اجازه خواستم، گفتند: عده‏ای خدمت آن حضرت هستند. به همین جهت اندکی صبر کردم تا آن‏ها خارج شوند. پس کسانی خارج شدند که آن‏ها را نمی‏شناختم و به نظرم غریب و ناآشنا می‏آمدند. اجازه شرفیابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض کردم: فدایت‏شوم، الآن زمان حکومت‏بنی امیه است و از شمشیرهای آن‏ها خون می‏چکد. (یعنی ورود افراد ناشناس برای شما خطر آفرین است). امام فرمود: ای ابا حمزه! اینان گروهی از شیعیان از طایفه جن بودند و آمده بودند تا از مسائل دینی خود سؤال کنند. آیا نمی‏دانی که امام حجت‏خداوند برجن و انس می‏باشد؟
    سیمای حقیقت
    ابوبصیر از دوستان روشن دل اما باقر علیه السلام در یکی از سال‏ها در مراسم حج‏به همراه آن امام طواف می‏کرد. او می‏گوید: از زیادی صداها و تکبیرهای حجاج به شگفت آمدم و به امام عرضه داشتم: «ما اکثر الحجیج و اکثر الضجیج چه قدر حاجی زیاد شده است و سر و صداها چه قدر بیشتر شده.»
    در این موقع امام علیه السلام فرمود: «یا ابا بصیر! ما اقل الحجیج و اکثر الضجیج; ای ابابصیر! چه قدر حاجی کم است اما سر و صدا زیاد است.» آیا می‏خواهی راستی گفته‏ام را ثابت کنم و خودت با چشم خویش حقیقت گفتار مرا ببینی؟
    عرض کردم: چه طور ممکن است ای مولای من؟!
    فرمود: «جلوتر بیا!» من به امام باقر علیه السلام نزدیک شدم. دست مبارک را بر چشم‏هایم کشید و چند جمله دعا کرد. در این حال من بینایی خود را باز یافتم. امام باقر علیه السلام فرمود: ای ابا بصیر! حالا به حاجیان طواف کننده بنگر. هنگامی که به جمعیت نگاه کردم، بسیاری از مردم را به صورت میمون و خوک‏هایی دیدم که در گرد کعبه در حالت‏حرکت‏بودند و افراد با ایمان و حاجیان حقیقی در میان آنان مانند نوری در ظلمات می‏درخشیدند. عرض کردم: «ای مولای من! درست فرمودی و حقیقت گفتار شما بر من ثابت‏شد، «ما اقل الحجیج و اکثر الضجیج; چه قدر حاجی کم و سر و صدا زیاد است.» آن گاه حضرت لب‏های مبارک را به حرکت در آورد و با خواندن دعائی، چشم‏های من به حالت اول برگشت.

    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  10. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

  11. #26
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩







    فروش دین به دنیا

    در موارد متعددی از قرآن به آیاتی برمی خوریم که یهود را به پیروی از قرآن فرا می خواند، در یکی از این آیات می خوانیم: «به آنچه نازل کرده ام (قرآن) ایمان آورید که تأیید و تصدیق کننده کتابی است که شما با آن سروکار دارید (توارت) و نخستین کافر به آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید و تنها در برابر من تقوا پیشه سازید.»(۳)
    امام باقر علیه السلام در مورد شأن نزول آیه فوق می فرماید:
    برای حُیّی بن اخطب و کعب بن اشرف و گروهی دیگر از عالمان یهود، هر ساله مجلس میهمانی بسیار مجللی از طرف یهودیان ترتیب داده می شد. این افراد راضی نبودند، با تصدیق و تأیید قرآن، آن منافع را از دست بدهند. به همین جهت تورات را تحریف کرده، آیاتی از آن را، که در زمینه اوصاف پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود، به بهای ناچیز (مجالس و یا پولهایی که به جیب آنها سرازیر می شد) فروختند.(۴)

    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  12. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

  13. #27
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩






    لقب باقر برای امام پنجم (علیه السلام)

    در فصول المهمه آمده است: آن حضرت را بدین لقب (باقر) می‏خواندند زیرا علوم را می‏شکافت و باز می‏کرد.در صحاح آمده است: «تبقر، یعنی توسع در علم» .

    و در قاموس گفته شده است : محمد بن علی بن حسین را باقر می‏خواندند چون در علم تبحر داشت.در لسان العرب نیز ذکر شده است: آن حضرت را باقر می‏خواندند چرا که علم را می‏شکافت و به اصل آن پی می‏برد و فروع علم را از آن استنباط می‏کرد و دامنه علوم را می‏شکافت و وسعت می‏داد.ابن حجر در صواعق می‏نویسد: «او را باقر می‏خواندند و این کلمه از «بقر الارض» اخذ شده است، یعنی آنکه زمین را می‏شکافد و مکنونات آن را آشکار می‏کند.زیرا او نیز گنجینه‏های نهانی معارف و حقایق احکام و حکمتها و لطایف را که جز از دید کوته نظران و ناپاکان پنهان نبود، آشکار می‏کرد.» از این رو درباره وی گفته می‏شد که آن حضرت شکافنده علم و جامع آن و نیز آشکار کننده و بالا برنده علم و دانش است.در تذکره الخواص نیز آمده است: او را باقر لقب داده بودند زیرا در اثر سجده‏های فراوان، پیشانی‏اش شکاف برداشته بود.برخی هم گویند چون آن حضرت از دانش بسیار برخوردار بود او را باقر می‏خواندند.آنگاه به نقل سخن جوهری در صحاح می‏پردازد.
    شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از عمرو بن شمر آورده است: از حابر جعفی پرسیدم چرا به امام پنجم، باقر می‏گفتند؟ گفت: «چون علم را می‏شکافت و اسرار آن را آشکار می‏کرد» .در مناقب ابن شهر آشوب نوشته شده است: گفته‏اند برای هیچ یک از فرزندان حسن و حسین (ع) این اندازه از علوم، از قبیل تفسیر و کلام و فتوا و احکام و حلال و حرام فراهم نشد که برای امام باقر (ع) .محمد بن مسلم نقل کرده است که از آن حضرت سی هزار حدیث پرسش کردم.
    چرا لقب باقر(ع) فقط برای او؟
    مطلبی که لازم است بدان بپردازیم، این است که چگونه امام پنجم علیه‏السلام به باقر لقب یافت با این که همه‏ی معصومین شکافنده‏ی دانش و علم بوده‏اند؟
    برای بررسی و تحلیل آن لازم است که به موقعیّت و زمان ویژه‏ی امام باقر علیه‏السلام توجّه نمائیم.
    بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حوادث تلخ و ناگواری برای جهان اسلام و اهل بیت علیهم‏السلام پیش آمد که موجب شد امام علی علیه‏السلام به مدّت بیست و پنج سال خانه نشین گردد و مردم نتوانند از دانش آن امام بهره‏ی لازم را ببرند. در دوره‏ی پنج ساله‏ی حکومت آن حضرت ناکثان (عهدشکنان)، قاسطین (معاویه و اصحاب او) و مارقین (خوارج نهروان) نیز با جنگ‏های خود فرصت تعلیم گسترده را از آن امام سلب نمودند.
    امام مجتبی علیه‏السلام نیز پس از دوره‏ی حکومت کوتاه خود، همین مشکلات و تنگناها را داشته و خفقان حاکم اموی و تبلیغات مسموم آنان راه‏های روی آوری مردم بسوی آن حضرت را سد نموده بود. این خفقان در دوران امام حسین علیه‏السلام به اوج خویش رسید. به طوری که هر گونه امکان تبلیغ و بیان فروعات احکام را از ابی عبداللّه علیه‏السلام سلب نمودند.
    اگر روایات فقهی را مورد مطالعه و دقّت قرار دهیم مشاهده می‏کنیم که روایات امام حسین علیه‏السلام در این زمینه اندک است، تازه همان روایات نیز از طریق فرزندان معصومش علیهم‏السلام به ما رسیده است.
    این خفقان در کربلا به اوج خود رسید و پس از شهادت آن حضرت تا پایان عمر امام زین العابدین علیه‏السلام نیز سایه سنگین و شوم استبداد بر امّت اسلامی گسترده بود امّا در زمان امام باقر علیه‏السلام وضعیّت به گونه‏ای دیگر شده بود. از یک سو فرقه‏های مختلف و مکتب‏های گوناگون سؤالات زیادی را در ذهن‏ها پدیدار ساخته بود که جواب و تحقیق درباره‏ی آن را دنبال می‏کردند که مناظرات امام علیه‏السلام گواه آن است و از سویی دیگر مظلومیّت اهل بیت علیهم‏السلام برای جامعه‏ی اسلامی به صورت روشن‏تری پدیدار شده بود و موجب توجّه و جذب دل‏های مستعدّ بسوی آن بزرگواران شده بود و این در حالی بود که ضعف حکومت اموی و قیام‏های مختلفی که در مملکت اسلامی علیه آنان انجام می‏گرفت فرصت پرداختن و ایجاد حسّاسیّت نسبت به اهل بیت را از آنان گرفته بود.
    در این زمان بود که امام باقر علیه‏السلام در صحنه‏ی علمی ظهور یافت و علوم دینی و الهی را فرا راه حقّ جویان قرارداد و با تبیین درست و اصیل دیدگاه دین، جلوه‏ی زیبایی از دانش و آگاهی و معرفت را ترسیم نمود و انسان‏های دور افتاده از ساحل را به آب‏های زلال حقیقت رهنمون شد. او بار دیگر اعجاز علمی نسل کوثر را متجلّی ساخت و گل‏واژه‏های علم و آگاهی را از بوستان قرآن و سنّت به دل‏های حق‏جو هدیه نموده تا همچنان به عنوان باقرالعلوم آل محمّد بر تارک قرون و اعصار هرچه شکوهمندتر بدرخشد[۱].
    ________________________________________
    [۱]عباس کوثری

    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  14. تشكرها 2


  15. #28
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩






    از تبار نور


    دیگر بار چشمه سار کوثر محمد صلی الله علیه و آله در جویباران فضیلت و عفاف به یکدیگر رسیدند تا مرجان‏های معرفت و مرواریدهای درخشان امامت را به چشمان منتظر و دل‏های آرزومند هدیه کنند. امام حسین علیه السلام جشنی شکوهمند و معنوی را تدارک دیده تا شاهد پیوند زیبا و مقدّس فاطمه دختر برادرش امام مجتبی علیه السلام و زیباترین روح پرستنده؛ یعنی، فرزندش علیّ باشد.
    خدایا، این نام‏ها چقدر برای اهل بیت عصمت زیبا و خاطره آفرین است! فاطمه همنام مامشان زهرا علیهماالسلام که همواره خاطره‏های مهر و عفاف و عصمت را در یادها زنده می‏کند و نام علی همان که سجّاد آل محمّد علیهم‏السلام فرمود از شدّت علاقه‏ای که پدرم به امام علی علیه السلام داشت همواره برای فرزندانش نام علی را بر می‏گزید.(۱)
    حریف مجلس ما خود همیشه دل می‏برد علی الخصوص که پیرایه‏ای بر او بستند
    و این خود فرهنگی زیبا و عشقی متعالی بود که همچنان خاندان فاطمه علیها السلام با آن زندگی می‏کردند و با نسیم و عطر دل انگیز این نام، خود را شادابی و معنویّت می‏بخشیدند که حدیث فاطمیّات نیز جلوه‏ای از همین فرهنگ و عظمت را فرا راه دیدگان قرار می‏دهد. پنج نفر از راویان حدیث به نام فاطمه است که هر یک از عمّه‏های خویش آن را روایت می‏کنند. فاطمه دختر امام موسی ابن جعفر علیهماالسلام از فاطمه دختر امام صادق علیه‏السلام از فاطمه دختر امام باقر علیه‏السلام از فاطمه دختر امام سجّاد علیه‏السلام از فاطمه دختر امام حسین علیه‏السلام و او از امّ کلثوم دختر فاطمه‏ی زهرا علیهاالسلام و او از مادرش فاطمه‏ی زهرا علیهاالسلام که فرمود: «آیا فراموش نمودید سخن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در روز غدیر خم که فرمود:,هر کس من مولای اویم علی مولای اوست.»،(۲)
    صادق علیه‏السلام درباره‏اش می‏فرماید:
    «کانت صدّیقهً لم تُدْرَک فی آل الحسن اِمْرَاَهٌ مثلُها؛ او بسیار راستگو بود که در خاندان امام مجتبی هیچ زنی به همتایی او نمی‏رسید.»(۳) او در سایه سار نخل بالنده‏ی امامت به مقامی رسیده که امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید:
    «روزی مادرم در زیر دیواری نشسته بود که ناگاه صدایی از دیوار برخاست و از جا کنده شد. در حال فرود آمدن بود که مادرم با دست خود به دیوار اشاره نمود و فرمود: «لا وَ حقِّ المصطفی ما اَذِن اللّه لک فی السّقوط فَبَقِیَ مُعَلّقا فی الجوّ؛ سوگند به حق مصطفی تو نباید فرود آیی که حق تعالی تو را به افتادن رخصت نمی‏دهد پس آن دیوار در فضا معلّق باقی ماند، تا مادرم از آن جا بگذشت.»(۴)
    می‏گیرد.
    نوه‏ی امام علی ابن ابی‏طالب علیه‏السلام ، دختر امام حسن، عروس عمویش امام حسین، همسر امام زین العابدین، و مادر امام محمد باقر علیه‏السلام عظمت و نوری که فقط بیانگر آن این کلام الهی است که فرمود: «فتبارک اللّه احسن الخالقین»(۵)
    بخشید.


    ادامه دارد ....
    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  16. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

  17. #29
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩






    «باقِر آل محمّد صلی ‏الله‏ علیه‏و‏آله »

    نشانه‏های صدق بشارت پیامبر گرامی اسلام صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله ظهور یافته و لحظه‏های دیدار جابر با امام باقر علیه‏السلام نزدیک شده او مشتاق است تا شاهد اعجاز عینی و خارجی سوره‏ی کوثر باشد زیرا پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از پیش به جابر ابن عبداللّه انصاری بشارت داده بود که تو زنده میمانی و فرزندی از من را ملاقات خواهی نمود که همنام من است و سیمایش همانند سیمای من و به صورتی عمیق و شگفت علم را می‏شکافد و از او خواسته بود که سلامش را به او برساند. لحظه‏ی موعود فرا می‏رسد. در یکی از کوچه‏های مدینه به او برخورد می‏کند. در او به دقّت می‏نگرد و می‏گوید: «این همان سیمای رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است.» بر سرش بوسه می‏زند و می‏گوید: «پدر و مادرم فدایت، جدّت رسول گرامی اسلام به تو سلام رسانده است.»
    حضرت پاسخ می‏دهد که بر رسول گرامی اسلام سلام باد. پس از آن بود که جابر به دیدار حضرت می‏شتافت و شاید رمز و راز بعضی از اختلافاتی که در روایات مرتبط با آن دیده می‏شود، به خاطر همین دیدارهای مختلف است.
    سلیمان ابن ابراهیم قنْدوزی از دانشمندان اهل سنّت در کتاب خود «ینابیع المودّه» فصلی را در بیان نام‏های ائمه‏ی دوازده‏گانه گشوده و در آن روایاتی را نقل می‏کند که پیامبر گرامی اسلام اوصیای خویش را از امام علی علیه‏السلام تا حضرت مهدی علیهم‏السلام نام برده و از امام پنجم با لقب باقر یاد می‏کند و می‏فرماید: «فاذا انقضت مدّه الحسین فالامام ابنه علی و یلّقّب بزین العابدین فبعده ابنه یلقّب بالباقر.»(۶)
    (۷)(۸)(۹)(۱۰)
    می‏کند.»(۱۱)
    نمودم.»(۱۲)
    (۱۳)
    قدرش در میان مردم ناشناخته مانده است.
    عدّه‏ای گفتند: این فرد کیست، در پاسخ بدانان گفته شد: «محمّد ابن علی الباقر عَلَم العلم و النّاطق عن الفهم؛ او محمد ابن علی شکافنده‏ی دانش، نشانه و پرچم علم و گوینده‏ی سخن از روی آگاهی و فهم است.»(۱۴)
    نخواهد داشت.
    در پاسخ می‏توان گفت: اگر فرض کنیم، جواب سؤالات صحیح بودن و باطل بودن یا بله و خیر باشد از جهت تناسب زمان مشکلی نخواهد داشت.
    ثانیا ممکن است تعبیر به هزار سؤال نشانه‏ی کثرت و زیادی سؤال‏ها بوده باشد نه این که دقیقا هزار سؤال باشد علاوه بر این ممکن است، افراد زیادی سؤالات مشترک داشته‏اند و زمانی‏که سؤال یک فرد پاسخ داده می‏شد، دیگران نیز جواب خود را دریافت می‏داشته‏اند و بدین جهت تعبیر به پاسخگویی به هزار سؤال شده است.
    امام باقر علیه‏السلام از نگاه دانشمندان اهل سنّت
    ابن حجر هَیْثَمی از متعصّبان اهل سنّت درباره امام باقر علیه‏السلام می‏نویسد:
    «ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالک مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَکامِنها فلذالک هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ کُنُوزِ المعارِف و حقائق الاحکام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیره اَو فاسِدِ الطّویّه وَ مِنْ ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ؛ لقب باقر برای ابو جعفر محمّد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنج‏های پنهان آن است، بدین جهت که او از گنج‏های پنهان معارف و حقایق احکام آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بی‏بصیرت و دل‏های ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده‏ی علم خویش نامیده‏اند.
    وی سپس به شخصیّت امام در بعد عرفان اشاره می‏کند و می‏گوید:
    «و لَهُ من الرّسوخ فی مقامات العارفین ما یکلُّ عنه اَلْسِنَهُ الواصفین و له کلماتٌ کثیرهٌ فی السلوک و المعارف لا تَحتَمِلُها هذه الْعِجاله؛ و برای او از استواری و ثبات در مراحل سلوک عرفانی منزلتی است که وصف کنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینه‏ی این سلوک و معارف دارای کلمات فراوانی است که فرصت، مجال طرح آن را نمی‏دهد.»(۱۵)
    که در مقابل معلّم خویش نشسته باشد.»(۱۶)
    امور) است.»،(۱۷)
    نداشته‏ام.
    فقال له ابو جعفر علیه‏السلام اَتَدْری این اَنت، انت بین یدی بیوتٍ اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه...؛
    فرمود: آیا می‏دانی که در کدامین مکان قرار گرفته‏ای؟ تو اکنون در مقابل خانه‏هایی هستی که خداوند به رفعت و بلند مرتبه‏ای آن رخصت داده است و نام خدا در آن برده می‏شود و صبح و شام خدای را در آن خانه‏ها تسبیح می‏کنند و آنان مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش آنان را از یاد خدا و اقامه‏ی نماز و پرداخت زکات باز نمی‏دارد.
    تو در این گونه مکانی و ما دارای این خانه‏ها.»(۱۸)
    داشت.(۱۹)
    نظرهای مختلف راجع به معنای کوثر می‏نویسد:
    «سومین نظر در معنای کوثر این است که منظور از آن، فرزندان پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است و این به آن جهت است که این سوره در ردّ کسانی نازل شده است که از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزند عیبجویی می‏کردند که در این صورت معنای آن این است که خداوند تو را فرزندان و نسلی عطا می‏کند که در طول تاریخ برقرار خواهند ماند. سپس می‏گوید: ,ببین که چقدر انسان‏ها از اهل بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به شهادت رسیده‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق فزاینده‏ی آنان است. آن گاه بنگر که چه تعداد از بزرگان اندیشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا علیهم‏السلام و محمّد نفس زکیّه در میان آن‏ها جلوه‏گر شده است.»،(۲۰)
    چرا او؟
    مطلبی که لازم است بدان بپردازیم، این است که چگونه امام پنجم علیه‏السلام به باقر لقب یافت با این که همه‏ی معصومین شکافنده‏ی دانش و علم بوده‏اند؟
    برای بررسی و تحلیل آن لازم است که به موقعیّت و زمان ویژه‏ی امام باقر علیه‏السلام توجّه نمائیم.
    بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حوادث تلخ و ناگواری برای جهان اسلام و اهل بیت علیهم‏السلام پیش آمد که موجب شد امام علی علیه‏السلام به مدّت بیست و پنج سال خانه نشین گردد و مردم نتوانند از دانش آن امام بهره‏ی لازم را ببرند. در دوره‏ی پنج ساله‏ی حکومت آن حضرت ناکثان (عهدشکنان)، قاسطین (معاویه و اصحاب او) و مارقین (خوارج نهروان) نیز با جنگ‏های خود فرصت تعلیم گسترده را از آن امام سلب نمودند.
    امام مجتبی علیه‏السلام نیز پس از دوره‏ی حکومت کوتاه خود، همین مشکلات و تنگناها را داشته و خفقان حاکم اموی و تبلیغات مسموم آنان راه‏های روی آوری مردم بسوی آن حضرت را سد نموده بود. این خفقان در دوران امام حسین علیه‏السلام به اوج خویش رسید. به طوری که هر گونه امکان تبلیغ و بیان فروعات احکام را از ابی عبداللّه علیه‏السلام سلب نمودند.
    اگر روایات فقهی را مورد مطالعه و دقّت قرار دهیم مشاهده می‏کنیم که روایات امام حسین علیه‏السلام در این زمینه اندک است، تازه همان روایات نیز از طریق فرزندان معصومش علیهم‏السلام به ما رسیده است.
    این خفقان در کربلا به اوج خود رسید و پس از شهادت آن حضرت تا پایان عمر امام زین العابدین علیه‏السلام نیز سایه سنگین و شوم استبداد بر امّت اسلامی گسترده بود امّا در زمان امام باقر علیه‏السلام وضعیّت به گونه‏ای دیگر شده بود. از یک سو فرقه‏های مختلف و مکتب‏های گوناگون سؤالات زیادی را در ذهن‏ها پدیدار ساخته بود که جواب و تحقیق درباره‏ی آن را دنبال می‏کردند که مناظرات امام علیه‏السلام گواه آن است و از سویی دیگر مظلومیّت اهل بیت علیهم‏السلام برای جامعه‏ی اسلامی به صورت روشن‏تری پدیدار شده بود و موجب توجّه و جذب دل‏های مستعدّ بسوی آن بزرگواران شده بود و این در حالی بود که ضعف حکومت اموی و قیام‏های مختلفی که در مملکت اسلامی علیه آنان انجام می‏گرفت فرصت پرداختن و ایجاد حسّاسیّت نسبت به اهل بیت را از آنان گرفته بود.
    در این زمان بود که امام باقر علیه‏السلام در صحنه‏ی علمی ظهور یافت و علوم دینی و الهی را فرا راه حقّ جویان قرارداد و با تبیین درست و اصیل دیدگاه دین، جلوه‏ی زیبایی از دانش و آگاهی و معرفت را ترسیم نمود و انسان‏های دور افتاده از ساحل را به آب‏های زلال حقیقت رهنمون شد. او بار دیگر اعجاز علمی نسل کوثر را متجلّی ساخت و گل‏واژه‏های علم و آگاهی را از بوستان قرآن و سنّت به دل‏های حق‏جو هدیه نموده تا همچنان به عنوان باقرالعلوم آل محمّد بر تارک قرون و اعصار هرچه شکوهمندتر بدرخشد.
    ________________________________________
    ۱ ـ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۷۵.
    ۲ ـ الغدیر، ج ۱، ص ۱۹۷.
    ۳ ـ اصول کافی، باب مولد ابی جعفر علیه‏السلام ، ج ۱، ص ۳۹۰.
    ۴ ـ همان.
    ۵ ـ مؤمنون/ ۱۴.
    ۶ ـ ینابیع المودّه، ج ۳، باب ۷۶ ـ فی بیان الأئمه الاثنا عشر ـ ص ۲۸۴.
    ۷ ـ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۳۵.
    ۸ ـ همان.
    ۹ ـ نساء/ ۱۱۴.
    ۱۰ ـ همان/ ۵.
    ۱۱ ـ مائده/ ۱۰۱.
    ۱۲ ـ اختیار معرفه الرجال (کشّی)، صص ۱۶۳ و ۱۶۷.
    ۱۳ ـ سفینه البحار، حرف حاء.
    ۱۴ ـ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۵۹؛ مناقب، ج ۳، ص ۳۱۷.
    ۱۵ ـ الصّواعق المحرقه، ص ۲۰۱.
    ۱۶ ـ حلیه الاولیاء، ج ۳، ص ۱۸۶؛ ارشاد مفید، ص ۲۸۰، به نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۶ و تذکره الخواصّ، ص ۳۳۷ و البدایه والنّهایه «ابن کثیر»، ج ۹، ص ۳۱۱، به نقل از سیره‏ی پیشوایان، ص ۳۰۸.
    ۱۷ ـ البیان و التّبیین، ج ۱، ص ۸۴، نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۹.
    ۱۸ ـ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۵۷.
    ۱۹ ـ همان، ص ۲۵۸.
    ۲۰ ـ تفسیر فخر رازی، ج ۳۲، ص ۱۲۴
    .

    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  18. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

  19. #30
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩






    مسموم شدن امام باقر(عليه السلام)
    آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .
    بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد
    وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
    آن حضرت ساعات آخر عمر خود را با کفنهايي که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود
    ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
    دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
    ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
    ارکان پنجمين امامت زهم شکست
    گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
    ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش

    ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ ۩

  20. تشكر

    آسیه سادات (22-08-1389)

صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •