سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ssham سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩






    ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل




    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-08-1390 در ساعت 14:54
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 10

    parsa (25-08-1389), مناجات (22-08-1389), مدير محتوايي (23-08-1390), مدير اجرايي (02-08-1391), نوای عشق (22-08-1389), نرگس منتظر (23-08-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-08-1389), شهیده (15-08-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (03-08-1391), شکيبا (03-08-1391)

  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ssham پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩







    مرحبا مسلم كه هست از رفعت آن گردون جناب
    خسرو لب تشنگان را ابن عم و نايب مناب



    گر چه در ملك شهادت نيست شاهى جز حسين
    ليك شد حصن شهادت را ز مسلم فتح باب

    سعى مسلم داد بر اسلام رونق تا به حشر
    بر روان او سلام مسلمين از شيخ و شاب

    صورت او چون حسين و سيرت او چون حسن
    در مروت مصطفى و در فتوت بوتراب

    روز هيجا چون كشيدى تيغ بران از غلاف
    گفتى از ابر سيه گشتى درخشان آفتاب

    كوفيان كردند از وى دورى و نبود عجب
    روبهان را باشد اندر دل ز شيران اضطراب

    ميهمان خويش را كشتند بى جرم و گناه
    باد بر آن ميزبانان لعنت حق بى حساب

    داشت جاى آن كه از بهر پسر عمش حسين
    با زبان حال بنويسد كه اى عالى جناب

    سوى اين بى آبرو مردم ميا ترسم ز كين
    بر تو و بر اهل بيت مضطرت بندند آب

    زين سفر بگذر كه ترسم اكبرت گردد شهيد
    وز غم گيسوى او ليلا شود بى صبر و تاب

    زين سفر بگذر كه ترسم دست و پاى قاسمت
    گاه دامادى شود در كربلا از خون خضاب

    زين سفر بگذر كه ترسم حنجر اصغر شود
    پر ز خون از تير اعدا چون دل زار رباب

    زين سفر بگذر كه مى ترسم شوند از كين اسير
    آل پيغمبر به دست فرقه دور از ثواب

    زين سفر بگذر كه ترسم عابدينت را برند
    با غل و زنجير نالان جانب شام خراب

    زين سفر بگذر كه مى ترسم يزيد دون زند
    چوب خيزران بر لب لعل تو در بزم شراب

    از جفاى كوفى و شامى مگو ديگر صغير
    ز آتش نظم تو جان خلق عالم شد كباب





    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-08-1390 در ساعت 15:14
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكرها 9

    parsa (25-08-1389), مناجات (22-08-1389), مدير محتوايي (23-08-1390), مدير اجرايي (03-08-1391), نرگس منتظر (23-08-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-08-1389), شهیده (15-08-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (03-08-1391), شکيبا (03-08-1391)

  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ssham پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩





    مرا خون جگر از دیده مانند سحاب آید
    بیادم هر زمان از مسلم عالی جناب آید

    ندیده کس غریبی همچو مسلم بی کس و یاور
    به حال غربتش از دیده خون همچون سحاب آید

    شنیدم نامه ها از کوفه شد سوی حسین ارسال
    که مارا کس نشاید غیر تو مالک رقاب آید

    همه اشجار سبز خرم وانهارها جاری
    بیا کز مقدمت رحمت به ما هر شیخ و شاب آید

    حسین بن علی بر کوفیان بنوشت منشوری
    که اینک سویتان مسلم مرا تایب متاب آید

    به امیدی به سوی کوفه مسلم رهسپر گردید
    ولی غافل که اورا درد و رنج بی حساب آید

    به او دادند اول کوفیان دست وفاداری
    که یاری تو مارا فرض از راه صواب آید

    رقم بنمود مسلم نامه ای بر سبط پیغمبر
    که اکنون سی هزارت جان نثاران در رکاب آید

    بگو باد صبا بر زاده ی زهرا میا کوفه
    که از هر سو به سویت محنت و رنج و مصاب آید

    به من عهد و وفا بستند و بشکستند در آخر
    مرا زین بی وفایی شکوه در روز حساب آید

    خدا را ای پسر عم کن حذر از حیله ی کوفی
    مبادا موکبت را سوی این شهر خراب آید

    میاور همرهت اهل و عیال دل فکارت را
    که آنها را یکایک بسته بر باز و طناب آید

    میاور نوجوانان و عزیزان را در این کشور
    که شیران وغا در پنجه ی مشتی کلاب آید

    بود(ثابت)به هر صبح و مساء مدحت سرای تو
    بیاد غربتت گاهی درآتش گه در آب آید
    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكرها 4


  8. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ssham پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩




    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكرها 5


  10. #5
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩






    شهادت عبدالله بن مسلم بن عقيل

    محمد بن ابوطالب فرموده اول كسي كه از اهل بيت امام حسين عليه السلام به مبارزت بيرون شد عبدالله بن مسلم بود و رجز مي‌خواند و مي‌فرمود:

    وَفِقْيَه بادُوا عَلي دين النَّبِيّ
    لكِنْ خِيارٌ وَ كِرامُ النَّسَبِ
    اَلْيَوْمَ اَلْثي مُسْلِماً وَ هُوَاَبي
    لَيْسُوا بِقَوْمٍ عُرِفُوا بِالْكَذِبِ
    مِنْ هاشِمِ السّاداتِ اَهْل النَّسَب.

    پس كارزار كرد و نود و هشت نفر را در سه حمله به درك فرستاد، پس عمرو بن صبي او را شهيد كرد. رحمه الله عليه.
    ابوالفرج گفته كه مادرش رقيه دختر اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام بوده، و شيخ مفيد و طبري روايت كرده‌اند كه عمرو بن صبيح تيري به جانب عبدالله انداخت و عبدالله دست خود را سپر پيشاني خود كرد آن تير آمد و كف او را بر پيشاني او اندوخت، عبدالله نتوانست دست خود را حركت دهد پس ملعوني ديگر نيزه بر قلب مباركش زد و او را شهيد كرد.
    ابن اثير گفته كه فرستاد مختار جمعي را براي گرفتن زيد بن رقاد، و ابن زيد مي‌گفت كه من جواني از اهل بيت امام حسين عليه السلام را كه نامش عبدالله بن مسلم را تيري زدم در حاليكه دستش بر پيشانيش بود وقتي او را تير زدم شنيدم كه گفت خدايا اين جماعت ما را قليل و ذليل شمردند خدايا بكش ايشان را همچنان كه كشتند ايشان ما را، پس تير ديگري به او زده شد پس من رفتم نزد او ديدم او را كه مرده است تير خود را بر دل او زده بودم از دل او بيرون كشيدم و خواستم آن تير را كه بر پيشانيش جاي كرده بود بيرون آورم. بيرون نمي‌آمد. وَلَمْ اَزَلْ اَتَضَنَّضُ الأخَر عَنْ جَبْهَتِهِ حَتّي اَخَذْتُهُ وَ بَقِيَ النَّصْل پس پيوسته او را حركت دادم تا بيرون آوردم چون نگاه كردم ديدم پيكان تير در پيشانيش مانده و تير از ميان پيكان بيرون آمده. بالجمله اصحاب مختار به جهت گرفتن او آمدند، زيد بن رقاد با شمشير به سوي ايشان بيرون آمد، ابن كامل كه رئيس لشكر مختار بود لشكر را گفت كه او را نيزه و شمشير نزنيد بلكه او را تيرباران و سنگ باران نمائيد، پس چندان تير و سنگ بر او زدند كه بر زمين افتاد پس بدن نحسش را آتش زدند در حالي كه زنده بود و نمرده بود.
    و بعضي از مورخين گفته‌اند كه بعد از شهادت عبدالله بن مسلم آل ابوطالب جملگي به لشكر حمله آوردند، جناب سيدالشهداء عليه السلام كه چنين ديد ايشان را صيحه زد و فرمود: صَبْراً عَلَي الْمَوتِ يابَني عمومتي.
    هنوز از ميدان برنگشته بودند كه از بين ايشان محمد بن مسلم به زمين افتاد و كشته شد. رضوان الله عليه، و قاتل او ابومرهم ازدي و لقيط بن اياس جهني بود.

    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩

  11. تشكرها 7


  12. #6
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩







    خاندان مسلم بن عقیل از دیدگاه پیامبر علیه السلام
    سیدتقی قاضوی


    عقیل پدر بزرگوار مسلم و برادر حضرت علی علیه السلام بود. روزی امیرالمؤمنین علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسول اللّه ! آیا عقیل را دوست داری؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا قسم آری، او را دو چندان دوست دارم؛ خودش را و پدرش ابی طالب را و فرزندش (مسلم) که در راه محبت فرزندت (امام حسین علیه السلام ) شهید می شود. مؤمنین برای او می گریند و ملائکه مقرب برای او صلوات می فرستند.

    مسلم در جنگ صفین

    مسلم بن عقیل از یاران حضرت علی علیه السلام و امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بود و با رقیه دختر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام ازدواج کرد. وی فردی شجاع، متواضع و عاشق خاندان اهل بیت علیهماالسلام بود و در جنگ صفین، حضوری فعال داشت؛ به طوری که یکی از بزرگان می نویسد: شأن و عظمت مسلم بن عقیل قابل توصیف نیست. او در یکی از مهمترین جنگ ها در سمت راست سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام قرار داشت.

    مسلم از اهل بیت علیه السلام است

    روزها یکی پس از دیگری سپری می شد. مردم کوفه با اشتیاق، هر روز نامه های فراوانی برای امام حسین علیه السلام می نوشتند و اعلام می کردند که ما آماده حکومت عدل شما هستیم. امام در پاسخ به نامه های آنان چنین نوشتند: «برادرم، پسرعمویم و مورد اعتمادم از اهل بیتم را به سوی شما می فرستم تا راستی سخن شما آشکار شود و...». امام حسین علیه السلام با این سخن، مسلم را در زمره اهل بیتِ خود قرار داد و با انتخاب او برای سفر به کوفه، سعادت ابدی و بهشت خداوندی را نصیب او گردانید.

    پیک امام حسین علیه السلام

    امام حسین علیه السلام در پاسخ کوفیان در دعوت از آن حضرت نامه ای نوشت و به مسلم داد. وی نامه را گرفت و به کوفه آمد. اهل کوفه از نامه امام علیه السلام و آمدن مسلم شاد شدند و او را در خانه مختاربن ابن عبیدهِ ثقفی جای دادند. مردم به دیدن مسلم می آمدند و هنگامی که وارد می شدند، مسلم نامه امام را می خواند و آن ها اشک شوق می ریختند و با او بیعت می کردند.

    سفارش امام به مسلم

    امام حسین علیه السلام هنگامی که مسلم را مأمور کرد تا به کوفه برود، به او سفارش کرد که در کوفه، به خانه معتمد و موثق ترین شخص برود. او نیز وقتی وارد کوفه شد، به خانه مختاربن ابی عبیدثقفی رفت. مختار فردی شجاع، با تقوا، خردمند و سخاوتمند بود؛ از این رو ارتباط و نفوذ مسلم بن عقیل با مردم آسانتر گردید.

    رسالت پنهان

    هنگامی که مسلم بن عقیل وارد کوفه شد. مردم مطلع گردیدند و مخفیانه با او رابطه برقرار نمودند. هرروز بر شمار بیعت کنندگان افزوده می شد تا آنجا که در مدت چند روز، تعداد آن ها بالغ بر چندین هزار نفر گردید. پس از آن، تبلیغ مخفیانه، خود به خود آشکار شد و مسلم زمینه را برای حضور امام علیه السلام آماده دید و برای امام نوشت که به کوفه بیاید.

    عبیداللّه بن زیاد و فرمانداری کوفه

    کوفه از شهرهای مهم آن زمان بود که برای نظام حکومتی، اهمیت فراوانی داشت. بر همین اساس، وقتی خبر ورود و تبلیغ مسلم بن عقیل منتشر و به گوش یزید رسید، چاره ای اندیشید تا شعله های قیام مردم کوفه را خاموش نماید. از این رو، فردی بی رحم و جنایتکار چون عبیداللّه بن زیاد را برای این کار شایسته دید و او را به فرمانداری کوفه گمارد.

    نیرنگ عبیداللّه بن زیاد

    یزیدبن معاویه، حکم فرمانداری کوفه را به ابن زیاد داد و او را به کوفه فرستاد. ابن زیاد با حیله ای که به کار برد، مردم کوفه را غافلگیر کرد و شب هنگام وارد کوفه شد؛ در حالی که چهره خود را پوشانده بود. مردم گمان کردند حسین بن علی علیه السلام است و اطراف او را احاطه کرده و به او خوش آمد گفتند؛ اما زمانی که فهمیدند عبیداللّه بن زیاد است، متفرق شدند. عبیداللّه با استفاده از این حربه، به راحتی وارد شهر و قصر حکومتی شد.

    مردمان سست پیمان

    عبیداللّه بن زیاد والی جدید کوفه به منبر رفت و از فرجام مخالفت با یزید سخن گفت. اهل کوفه از تهدید ابن زیاد بر جان خود ترسیدند و ارتباط خود با مسلم را کم و یا به کلی قطع کردند. سست ایمانی مردمان کوفه و بی وفایی آنان، به عهد و پیمانشان، تا ابد در ذهن بیدار تاریخ به یادگار خواهد ماند.

    میهمان هانی

    وقتی خبر ورود عبیداللّه بن زیاد و سخنرانی او به گوش مسلم رسید، از خانه مختاربن ابی عبیدثقفی خارج شد و به خانه هانی بن عروه رفت. تا این زمان، نزدیک هجده هزار نفر با او بیعت کرده بودند. از این رو، برای امام چنین نوشت: همانا فرستاده به خانواده اش دروغ نمی گوید، هجده هزار نفر از اهالی کوفه با من بیعت کرده اند. وقتی نامه ام به دستت رسید، با عجله به سوی ما بیا. مردم همگی با شمایند و میلی به فرزندان معاویه ندارند.
    ارسال این نامه، بیست وهفت شب، قبل از شهادت مسلم بوده است.


    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  13. تشكرها 3


  14. #7
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    kabotar. پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩







    از کوفه پیک‌ها می‌رسد، نامه‌نگاران دعوت نامه می‌نویسند و هر روز خورجین‌هایی تازه می‌آورند.
    می‌نویسند: بیا که شمشیرهای قیام از نیام برآوریم ودر رکاب تو جان‌فشانی کنیم. طومارهایی رسیده است که امضای خون دارد. بعید است در کوفه کسی باشد که نامه ننگاشته باشد. دهمین روز ماه رمضان و انبوهی از نامه‌ها که همه نوشته‌اند: العجل، ثُم العجل و السلام. امام تو را خوانده است، مسلم. می‌گویند سفیر کوفه باید باشی. مسلم، چه عزیزی که امین حسین می‌شوی. امین پسر امین الله.
    پانزده رمضان است امام نامه را به دستت می‌سپارد. دستانت را می‌فشارد و می‌گوید: ای پسر عمو، صلاح همین است که رهسپار کوفه شوی و ببینی رأی و اندیشه‌ی مردم چگونه است. به دستور امام نامه را می‌خوانی، اینک برادرم و پسر عمویم مسلم بن عقیل را که درستی و راستی و صداقت با اوست رهسپار کوفه کرده‌ام. اگر بنویسد آماده‌اید به زودی آهنگ دیارتان خواهم کرد.
    امروز اول ذی‌القعده است. به کوفه رسیده‌ای. انبوه انبوه مردم به استقبالت آمده‌اند. خوش آمدی مسلم، خوش آمدی پیک خجسته و سفیر پسر پیامبر! منزل مختار ثقفی پایگاه و محل استقرار توست. مردم دسته دسته با تو بیعت می کنند.
    جاسوسان کوفه برای یزید نامه می نویسند که: اگر به کوفه نیازت هست مردی نیرومند فرست که فرمان تو را به انجام رساند زیراحاکم کوفه، نعمان بن بشیر، مردی ناتوان است.
    یزید خشمگین و آشفته با مشورت سرجون غلام و کاتب معاویه، عبیدالله زیاد را که حاکم بصره است به حکمرانی کوفه برمی‌گزیند.
    عبیدالله پس ازورود به کوفه در مسجد خطبه می‌خواند ترس و وحشت بر قلب‌ها نشسته است سران قبایل را جمع می‌کند و می‌گوید سرِ هر سر دسته‌ای که سرکشان را در قبیله‌ی خود نگه دارد بر در خانه‌اش آویخته می‌شود.
    شهر مشوش است. چشم ها را اعتمادی نیست در خانه‌ی مختار نباید ماند؛ شب هنگام به خانه‌ی هانی بن عروه می‌روی.
    بیست هزار تن دیگر بار با تو بیعت می‌کنند. نگران غدر و فریبی. پیمان می‌گیری که خیانت نکنند.
    عبیدالله برای عیادت شریک بن اعور، همراه مورد اعتمادش، به منزل هانی می‌آید. شریک به تو توصیه می‌کند که در گوشه‌ای پنهان شوی و عبیدالله را از پای درآوری. می‌پذیری، اما در هنگام عمل به این دلیل که صاحب خانه خوش ندارد در خانه‌اش خونی ریخته شود و پیامبر فرموده است مؤمن کسی را غافلگیر نمی‌کند از کشتن عبیدالله سرباز می‌زنی.
    چهاردهم ذی القعده است که نامه می‌نویسی و حسین را به کوفه می‌خوانی و امروز نخستین روز ماه ذی الحجه است و تو از حسین بی خبری.
    عبیدالله، هانی را به دارالاماره خوانده است. خبر می‌آوردند که عبیدالله فهمیده است که تو در خانه‌ی هانی پنهان شده‌ای و از هانی خواسته است تا تو راتحویل او دهد.
    عبیدالله در مسجد کوفه سخن می‌گوید و مردم را تهدید می‌کند و تو قیام می‌کنی و شعار می‌دهی، یا منصور امِت امِت و عبیدالله فریاد می زند: یا خیل الله اِرکبی
    هیچ کس پاسخش نمی‌گوید. عبیدالله است و سی نگهبان و بیست تن از اشراف و تو هستی با چهار هزار تن گرد آمده در مسجد و بازار.
    باب نیرنگ باز می‌شود، و همه تهدید می‌شوند که از تیغ لشکر شام در امان نخواهند بود مگر این‌که زیر پرچم امان قرار گیرند.
    مسلم، تا فتح دارالاماره چیزی نمانده است اما چه سود که تهدیدها کارگر می‌افتد. زنان به هراس و گریه‌کنان می‌آیند و همسرانشان را می‌خوانند که برویم.
    اینک دوشنبه هفتم ذی‌الحجه است. فردا یوم الترویه است و تو در جمعی کم‌تر از پانصد تن در خشک‌سالی ایمان ایستاده‌ای.
    صداها هولناک‌تر برمی‌خیزند که امیرعبیدالله گفته است هر کس تا شب بماند بهره‌ی فرزندانش از بیت‌المال قطع خواهد شد. به مسجد می‌روی. هیچ کس نیست. برمی‌گردی همراهانت را شماره می‌کنی. کم از صد نفرند. شگفتا چه شده است. اذان می‌گویی. تنها سی تن مانده‌اند. نماز مغرب تمام می‌شود به سجده می‌روی و برمی‌خیزی و واپس می‌نگری ده تن مانده‌اند. از مسجد بیرون می‌روی هنوز ده تن با تواند. به خم کوچه می‌رسی، دیگر بار می‌نگری. ده تن رفته‌اند. تنهای تنها گام می‌زنی. هیچ کس نیست تا حتی راه را به تو نشان دهد، حتی سایه‌ای به همسایگی تو در کوچه همپا و همراه نیست. کنار دیوار بر سکویی می‌نشینی. دری گشوده می‌شود. زنی نگران سر می کشد.
    -کیستی غریبه؟
    -سلام مادر آبی هست تا رمقی بیابم.
    زن برایت آب می‌آورد و از تو می‌خواهد بروی و تو خود را معرفی می‌کنی و می‌گویی که من مسلمم. طوعه تو را به اندرون خانه‌اش می‌برد و تو غریبانه مشغول نماز عشا می‌شوی و انبوه نمازگزارانی که به امامت تو مغرب به پا کرده بودند، فریضه‌ی عشا را به امامت عبیدالله بر پا می‌کنند.
    بلال، فرزند طوعه از مسجد کوفه برمی‌گردد و پی به حضور تو در خانه می‌برد. مسلم، این آخرین شب حضور تو در کوفه مکر و خدعه است. به صبح می‌رسی. از نماز صبح فارغ می‌شوی کوچه پر است از مأموران عبیدالله و بلال در خانه نیست. زره می‌پوشی و شمشیر به کف از خانه بیرون می‌زنی، سه بار می جنگی و انبوه حمله‌وران را عقب می‌رانی.
    زیر باران سنگ و چوب و آتش ایستاده‌ای. ناگهان، سنگینی تیغ را بر لبانت حس می‌کنی. نیزه‌ای از پشت بر کمرت می‌نشیند. می‌افتی و برمی‌خیزی. محمد اشعث امان می‌دهد و تو می‌پذیری. دستگیرت می‌کنند و به دارالاماره‌ات می‌برند. چهارشنبه نهم ذی‌الحجه است. حسین تو در راه است و تو بر پشت بام قصر کوفه، دو رکعت نماز می‌خوانی. فردا عید قربان است و تو پیشاهنگ قربانیان، شمشیر بکر بالا می‌رود. ضربه را می‌نوازد. انالله و انا الیه راجعون
    سرت، نخستین هدیه کوفه به شام است و تنت از پشت بام در میان بازار کفّاشان رها می‌شود. فردا پیکر تو را وارونه بر دار خواهند کرد.




    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  15. #8
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩






    چگونگی شهادت حضرت مسلم

    کشتن مسلم را به «بکربن حمران احمری‏» سپردند، کسی که در درگیریها از ناحیه سر و شانه با شمشیر مسلم‏ بن عقیل مجروح شده بود. مامور شد که مسلم را به بام «دارالاماره‏» ببرد و گردنش را بزند و پیکرش را بر زمین اندازد.
    مسلم را به بالای دارالاماره می ‏بردند، در حالی که نام خدا بر زبانش بود، تکبیر می ‏گفت، خدا را تسبیح می ‏کرد و بر پیامبر خدا و فرشتگان الهی درود می ‏فرستاد و می ‏گفت: خدایا! تو خود میان ما و این فریبکاران نیرنگ‏ باز که دست از یاری ما کشیدند، حکم کن!
    جمعیتی فراوان، بیرون کاخ، در انتظار فرجام این برنامه بودند. مسلم را رو به بازار کفاشان نشاندند. با ضربت‏ شمشیر، سر از بدنش جدا کردند، و... پیکر خونین این شهید آزاده و شجاع را از آن بالا به پایین انداختند و مردم نیز هلهله و سروصدای زیادی به پا کردند.

    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  16. #9
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩





    15رمضان:حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه


    سال 60 هجری قمری: حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه

    پس از آن كه اهالی كوفه، به ویژه شیعیان این شهر از حضور امام حسین(ع) در مكه معظمه و امتناع وی از بیعت با یزید بن معاویه باخبر شده و جنبش بزرگی در كوفه ایجاد نمودند و آن حضرت را با ارسال نامه های بی شمار به سوی خود دعوت كردند، امام حسین(ع) تصمیم گرفت دعوتشان را پذیرفته و با فرستادن نخستین نماینده خویش به سوی آنان، عملاً رهبری قیام بر ضد دستگاه جبار بنی امیه را بر عهده گیرد و از آن پس حكومت سراسر تباهی یزید را با یك جنبش بزرگ مردمی و مذهبی روبرو كند.
    آن حضرت وضو گرفت و میان ركن و مقام در مسجدالحرام، دو ركعت نماز به جای آورد و پس از نیایش و راز و نیاز در درگاه احدیت، پسرعمویش مسلم بن عقیل را به حضور طلبید و او را از وضعیت كوفه باخبر گردانید و به وی فرمود كه می خواهد او را به عنوان نماینده خویش به كوفه بفرستد، تا قیام اهالی این شهر را سامان بخشد.(1)
    مسلم بن عقیل(ع) با روحیه باز و نشاط بالا، درخواست امام(ع) را پذیرفت و برای این مأموریت خطیر اعلان آمادگی نمود.
    آن گاه امام حسین(ع) نامه ای برای مردم كوفه نوشت و به مسلم بن عقیل(ع) سپرد تا برای اهالی كوفه قرائت كند. نامه امام(ع) به این قرار است: به نام خداوند بخشایندهّ مهربان. از حسین بن علی(ع) به جامعه مؤمنین و مسلمین. اما بعد، هانی و سعید آخرین فرستادگانتان، نامه های شما را به من تسلیم نمودند. من از مضمون نامه های شما آگاه شدم. نوشته اید: ما امامی نداریم، به سوی ما بیا شاید خداوند به وسیله تو ما را هدایت فرماید.
    من برادرم و پسرعمویم و شخصیت مورد وثوق و مورد اعتماد از میان خاندانم، یعنی مسلم بن عقیل را به سوی شما می فرستم. اگر او برای من بنویسد كه نظر اكثریت شما، به ویژه فرزانگان و مردان شایسته و شاخص شما مطابق با نامه هایی است كه به من نوشته اید، به سوی شما خواهم آمد، انشاءالله. به جان خودم سوگند یاد می كنم كه امام بر حق تنها كسی است كه بر اساس كتاب خدا حكومت كند و در جامعه به داد رفتار نماید و حق را پذیرا باشد و خود را بر انجام دستورات دین ملزم و متعهد بداند. والسلام.(2)
    امام حسین(ع) به مسلم بن عقیل(ع) سفارش های لازم را نمود و وی را با آخرین نامه رسانان؛ یعین قیس بن مسهر صیداوی، عماره بن عبدالله سلولی، عبدالله بن شداد و عبدالرحمن شداد، در تاریخ 15 رمضان سال 60 قمری به سوی كوفه اعزام نمود.(3)
    گفتنی است كه مسلم بن عقیل، برادرزاده و داماد امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) است و با دخترش رقیه ازدواج كرد. وی از مردان دلیر بنی هاشم، اهل علم و دارای بینش وسیع سیاسی و مذهبی و پیرو خالص ولایت و امامت بود.
    مسلم بن عقیل(ع) از مكه معظمه به مدینه منوره رفت و در آن جا با خانواده اش خداحافظی نمود و به همراه دو فرزندش و دو راهنما از طایفه بنی قیس، از بی راهه حركت كرد تا هم زودتر به مقصد برسد و هم از چشم نگهبانان حكومتی و راهبان ها در امان بماند.(4)



    پی نوشت ها:
    1- وقایع عاشورا (سید محمد تقی مقدم)، ص 199
    2- الارشاد (شیخ مفید)، ص 380؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج1، ص 303
    3- الارشاد، ص 381؛ منتهی الآمال، ج1، ص 303 و ص 306؛ وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص 35؛ وقایع عاشوار، ص 201
    4- الارشاد، ص 381؛ منتهی الآمال، ج1، ص 306؛ وقایع عاشوار، ص 201
    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  17. #10
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩






    قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است‌
    كار مسلم‌ وای‌ دست‌ اشقیا افتاده‌ است.

    اشك‌ جاری‌ بر رخش‌ شرح‌ غمی‌ پنهان‌ دهد
    گوشة‌ غربت‌ به‌ یاد كربلا افتاده‌ است‌.

    باغ‌ شد مرداب‌ و گلها نیزه‌ و شمشیر شد
    قاصد كرب‌ و بلایی‌ از نوا افتاده‌ است‌.

    سر، سر پیمان‌ گذارش‌ روی‌ دار افتاده‌ است‌
    دل‌ سر و كارش‌ به‌ خلقی‌ بی‌ وفا افتاده‌ است‌.

    آه‌ گلچینان‌ كه‌ از هر بام‌ با سنگش‌ زنند
    این‌ گل‌ طوباست‌ از شاخه‌ جدا افتاده‌ است.‌

    دست‌ مهمان‌ بستن‌ و با كام‌ عطشان‌ كشتنش
    ‌ از كجا در كوفه‌ این‌ رسم‌ خطا افتاده‌ است.

    نامه‌های‌ دعوت‌ كوفه‌ بجز نیرنگ‌ نیست‌

    بد مرامی‌، بد دلی‌ در كوفه‌ جا افتاده‌ است‌.

    كار دلهاشان‌ به‌ نیرنگ‌ و نفاق افتاده‌ است‌
    كار لبهاشان‌ به‌ لعن‌ و ناسزا افتاده‌ است‌.

    چشم‌هاشان‌ خائن‌ و آئینه‌ ناپاكی‌ است‌
    وای‌ از چشمی‌ كه‌ از شرم‌ و حیا افتاده‌ است‌.

    بگذر از كوفه‌ نبینی‌ تا به‌ روی‌ غنچه‌ها
    رد پا از پنجه‌ نا آشنا افتاده‌ است‌.




    http://sheikhshaban.mihanblog.com/extrapage/4
    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل۩ ۞ ۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  18. تشكرها 5


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •