*ارشاد القلوب ديلمي* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*ارشاد القلوب ديلمي*
صفحه 10 از 15 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 150
  1. #91
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    باب نهم : در مرض و دردها و مصلحت آنها


    قـال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : يـوما لاصحابه ايكم يـحـب ان يـصـح و لا يـسـقـم قـالوا كـلنـا يـا رسول الله . فقال اتحبون ان تكونوا كالحمير الضالة الا تـحـبون ان تكونوا اصحاب الكفارات و الذى نفسى بيده ان الرجـل لتـكون له الدرجة فى الجنة ما يبلغها بشى ء من عمله و لكن بالصبر على البلاء و عظيم الجزاء لعظيم البلاء و ان الله اذا احـب عـبـدا ابـتـلاه بـعظيم البلاء فان رضى فله الرضا و ان سخط فله السخط.

    روزى پـيـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـليـه و آله به اصحاب فـرمـود: كـدام يك از شما دوست دارد كه صحيح باشد و به مـرض نـزديـك نـبـاشـد؟ عـرض كـردنـد: يـا رسـول الله هـمـه مـا چنين هستيم . فرمود: آيا مى خواهيد مانند خـران گـم شـده بـاشـيـد آيـا دوسـت نداريد كه به واسطه بلاها گناهان شما بر طرف شود و بلاها كفاره گناهان شما بـاشـد. قـسـم بـه خـدايـى كـه جان من به دست قدرت اوست براى شخص در جائى در بهشت هست كه به آن نخواهد رسيد مـگـر بـه صـبـر بـر بـلا و جـزاى بـزرگ در مقابل بلاى بزرگ است .
    و بـه درسـتـى كـه خـداى متعال چون بنده را دوست دارد او را مـبتلا مى كند به بلاى بزرگ . پس اگر راضى شد خدا از او راضـى است ، و اگر به غضب آمد و ناراحت شد خدا بر او غضب خواهد كرد.



    و قـال عليه السلام : لو يعلم المؤ من حاله فى السقم ما احب يفارق السقم .

    حضرت فرمود: اگر مؤ من مى دانست كه در مرض چه ثوابها براى او هست دوست نداشت كه مرض از او جدا شود.



    و قـال عـليـه السـلام : يـود اهـل العـافـيـة يـوم القيمة ان لحـومـهـم قـرضـت بـالمـقـاريـض لمـا يـرون مـن ثـواب اهل البلاء.

    حـضرت فرمود: در روز قيامت كسانى كه در دنيا با صحت و عـافـيـت به سر بردند دوست دارند كه گوشت بدن آنها را بـا مـقـراض در دنيا چيده بودند براى آنچه كه مى بينند از ثوابها كه به اهل بلا مى دهند.



    و قال موسى : يارت لامرض يضنينى و لا صحة تنسينى و لكن بين ذلك امرض تاره فاذ كرك واصح تارة اشكرك .

    مـوسى عرض كرد: خدايا نه مرضى كه مرا از پاى در آورد و نـه صـحـتـى كـه مـوجب شود فراموشى نعمتهاى تو را، و ليـكن بين اين دو كه گاهى مريض ‍ شوم و به ياد تو افتم و گاهى صحت بدن داشته باشم و شكر تو را به جا آورم .



    و روى : ان ابـا الدرداء مـرض فـعـادوه ، فـقـالوا اى شى تـشـتـكـى فـقـال ذنـوبـى ، قـالوا فـاى شـى تـشـتـهـى فـقـال المـغـفـره مـن ربـى فـقـالوا لانـد عـولك طـبـيـبـا؟ فـقـال الطـبـيـب امـرضـنـى . قـالوا فـاسـئله عـن سـبـب ذلك فقال : سئلته فقال انى افعل ما اريد.

    نـقـل شـده كـه : ابودرداء مريض شد پس جمعى به عيادت او رفـتـنـد گـفـتـند: از چه شكايت دارى ؟ گفت : از گناهان خود. گـفتند: چه چيز ميل دارى ؟ گفت : آمرزش از طرف خدا. گفتند: آيا طبيبى براى تو طلب كنيم ؟ گفت : طبيب مرا مريض كرده . گـفـتـنـد: پـس از او سـبـب و عـلت آن سـؤ ال كـن گفت : من سؤ ال كردم فرمود: من آنچه اراده كنم به جا خواهم آورد.



    و مـرض رجـل فـقـيـل : له الا تـتـداوى ؟ فـقـال : ان عـادا و ثـمـود و اصحاب الرس و قرونا بين ذلك كثيرا كان لهم اطباء و ادواء فلا الناعت بقى و لا المنعوت له و لو كانت الا دواء لما مات طبيب و لا ملك .

    مـردى مـريـض شد به او گفته شد: چرا خود را معالجه نمى كـنـى ؟ پـس گفت : قوم عاد و ثمود و اصحاب رس و كسانى كه در بين آنها در زمانهايى بودند براى آنها طبيب ها بود و دواهـايـى داشـتـنـد نـه آن كـس كـه وصـف دواهـا را مى دانست و خاصيت آنها را مطلع بود باقى ماند و نه آن كسى كه براى او وصـف دواهـا گفته شد. و اگر دواها از دردها جلوگيرى مى كرد هر آينه هيچ طبيب و سلطانى نمى مرد.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  2. #92
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    باب دهم : در ثواب عيادت مريض


    عـن ابـى عـبـدالله عـليـه السـلام قـال قـال رسـول الله : صـلى الله عليه و آله الحمى رائد المـوت و سـجـن الله فـى ارضـه و حـرهـا مـن جهنم و هى حظ كـل مـؤ مـن مـن النـار و نـعـم الوجـع الحـمـى تـعـطـى كـل عـضو حقه من البلاء و لا خير فيمن لا يبتلى . و ان المؤ من اذا حم حمة واحدة تناثرت عنه الذنوب كورق الشجرة . فان آن عـلى فـراشـه فـانـيـنـه تـسـبـيـح و صـيـاحـه تـهـليـل و تـقـلبـه فـى فـراشـه كـمـن يـضـرب فـى سـبـيـل الله فـان اقبل يعبد الله فى مرضه كان مغفورا له و طوبى له . و حمى ليلة كفارة سنة لان المها يبقى فى الجسد سـنـة فـهـى كـفـارة لمـا قلبها و لما بعدها. و من ابتلى ليلة فـقـبـلهـا و ادى شكرها كانت له كفارة ستين سنة لقبولها و منة لصـبـره عـليـهـا. و المـرض للمـؤ مـن تـطـهـيـر و رحـمـة و للكـافـريـن عـذاب و لعنة . و لايزال المرض بالمؤ من حتى لايـبـقـى عـليـه ذنـب . و صـداع ليـلة تـحـط كل خطيئة الا الكبائر.

    حـضـرت امـام جـعـفـر صادق عليه السلام فرمود كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: تب فرستاده مرگ است و زندان خدا در زمين او و گرمى او از جهنم است . و آن بهره هر مـؤ مـن از آتش است . و نيكو دردى است تب ، حقوق اعضاء بدن را از بلاها عطا مى كند. و خيرى نيست در كسى كه مبتلا نشود. و مؤ من وقتى كه يك مرتبه تب كند گناهان مانند برگ درخت از او فرو مى ريزد. اگر بر فراش خود ناله كند ناله اش ثـواب تـسبيح دارد. و هرگاه از درد فرياد زند ثواب گفتن لا اله الا الله دارد. و هرگاه از شدت درد از اين پهلو به آن پهلو بغلتد مانند كسى است كه شمشير در راه خدا بزند. و اگـر در آن حـال بـراى عـبـادت خـدا بـر خاست مورد مغفرت و آمـرزش حـق قـرار مـى گـيـرد. و خـوشـا بـه حـال او تـب يـك شـب كـفـاره گـنـاهـان يـك سـال اسـت ! بـراى ايـن كـه الم و درد او تـا يـك سـال در بـدن او بـاقـى مـى مـانـد. پـس آن كـفـاره مـا قـبـل و مـا بـعـد مى باشد. و كسى كه يك شب مبتلا شود و آن بـلا را قـبـول كند و ناراضى نباشد و شكر خدا به جا آورد كـفـاره شـصـت سـال او مـى گـردد؛ بـراى ايـنـكـه آن را قـبـول كـرده . و ايـن مـنـتـى اسـت بـر او در مـقـابـل صـبرش . و مرض براى مؤ من سبب پاكى و رحمت مى گـردد و بـراى كـافر سبب عذاب و لعنت است . و مؤ من هميشه در مـرض هـسـت تا گناهى بر او باقى نماند. و سر درد يك شب همه گناهان را مى ريزد مگر گناهان كبيره .



    و قـال صـلى الله عـليـه و آله : للمـريـض فـى مـرضه اربـع خصال : يرفع عنه القلم و ياءمر الله الملك يكتب له ثـواب مـا كـان يـعـمـله فـى صـحـتـه و تـساقط ذنوبه كما يـتـسـاقـط ورق الشـجـر و مـن عـاد مـريـضـا لم يـسـئل الله تـعـالى الا اعـطـاه و يوحى الله تعالى الى ملك الشـمـال لا نـكتب على عبدى مادام فى وثافى شيئا والى ملك اليـمـيـن ان اجـعـل انـينه حسنات . و ان المرض ينقى الجسد من الذنـوب كـمـا يـنـقى الكير خبث الحديد. و اذا مرض الصغير كان مرضه كفارة لوالديه .

    پـيـغـمـبر صلى الله عليه و آله فرمود: از براى مريض در حال مرضش چهار خصلت هست : اول اينكه : قلم از او برداشته مـى شـود. و خـدا امـر مـى فـرمـايـد ملك را كه ثواب در نامه عـملش مى نويسد، يعنى آن كارهاى خوب كه سابق انجام مى داده و اكـنـون در اثـر مـرض نـمى تواند انجام دهد ثواب آن كـارهـا را در نـامه عملش مى نويسد. دوم اينكه : گناهانش مى ريـزد چـنان كه برگ از درخت مى ريزد. سوم اينكه : هر كس او را عـيـادت كـنـد چـيـزى از خـدا سـؤ ال نمى كند مگر اين كه به او عطا مى فرمايد. چهارم اينكه : خـداى مـتـعـال به ملك دست چپ مى فرمايد ننويس بر بنده من چـيزى را تا وقتى كه در پناه من است ، يعنى مريض است . و به سوى ملك دست راست خطاب مى كند كه ناله هاى بنده مرا حـسـنـه و ثواب قرار بده و بنويس . و به تحقيق كه مرض بدن را از گناهان پاك مى كند، چنان كه كوره آهنگرى زنگار آهـن را پـاك مـى كـنـد و هـنـگـامـى كـه طفل خرد سالى مريض شود مرض . او كفاره پدر و مادر است .



    و روى : فـيـمـا نـاجـى بـه مـوسـى ربـه ان قـال يـارب اعـلمـنـى مـالعـيـادة المـريـض ‍ مـن الاجـر فـقال سبحانه : اوكل به ملكا يعوده من فى قبره الى محشره قال يا رب فما لمن غسله قال اغسله من ذنوبه كما ولدته امه فـقـال يـا رب فـمـا لمـن شـيـع جـنـازتـه قـال اوكـل بـهم ملائكتى يشيعونهم فى قبورهم الى محشرهم قـال يـا رب مـا لمـن عـزا مـصـابـا عـلى مـصـيـبـة قال اظله بظلى يوم لاظل الا ظلى .

    نقل شده : در آنچه كه موسى با خداى خود مناجات كرد عرض كـرد: اى خـداى مـن آگـاه كـن مرا كه براى عيادت مريض چقدر اجـر و ثـواب اسـت ؟ پـس خـداونـد سـبـحـان فـرمـود: موكل مى كنم بر او ملكى را كه عيادت مى كند او را در قبرش و بـا او هـسـت تـا ايـن كـه وارد صـحـراى محشر شود. موسى عرض كرد: اى خداى من چه ثوابى هست براى كسى كه او را غسل دهد؟ فرمود: من او را مى شويم از گناهانش ، چنان كه از مادر متولد شده . پس ‍ گفت : اى خداى من چه ثواب است براى كـسـى كـه تـشـيع جنازه او كند؟ فرمود بر آنها ملائكه ام را مـوكل مى كنم كه همراهى مى كنند آنان را در قبرشان تا به مـحشرشان . موسى عرض كرد: اى خداى من چيست براى كسى كـه تـسـليـت بگويد مصيبت زده را در مصيبت او؟ فرمود: او را سـايـه رحـمـت خـود داخـل مـى كـنـم در روزى كه سايه اى جز سايه من نيست .



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  3. #93
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال النـبـى صـلى الله عـليـه و آله : عـايـد المـريـض يـخـوض فى الرحمة فاذا جلس ارتمس فيها و يستحب الدعاء له فـيـقول العائد للمريض : اللهم رب السموات السبع و رب الارضـيـن السـبـع و ما فيهن و ما بينهن و ما تحتهن و رب العـرش العـظـيـم اشـفـه بـشـفـائك و ادوه بدوائك و عافه من بلائك و اجعل شكايته كفارة لما مضى من ذنوبه و لما بقى ، و يـسـتحب للمريض الدعا لعائده فان دعائه مستجاب و يكره الا طاعة عند المريض .

    پـيـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـليـه و آله فرمود عيادت كننده مـريـض در رحـمـت خـدا سـيـر مى كند و چون در نزد آن مريض نـشـست در رحمت خدا فرو مى رود. و مستحب است در نزد مريض دعـا كـردن در حـق او، پـس عيادت كننده چنين گويد: اى خدايى كـه تـربـيـت كننده اى و صاحب آسمانهاى هفت گانه و صاحب زمـيـن هـاى هفت گانه و آنچه در آنهاست و آنچه بين آنهاست و آنچه زير آنها است ، و تو پروردگار عرش عظيم هستى شفا بده او را به شفاى خودت و دوا بده به دواى خود و عافيت و سلامتى بده او را از بلاهاى خودت .
    خـدايـا شـكـايـت او را در حـال مـرضـش كفاره گناه گذشته و باقيمانده او قرار بده ! و مستحب است براى مريض دعا كردن در حق عيادت كننده ، كه دعاى او مستجاب است . و نشستن زياد و طولانى در نزد مريض كراهت دارد.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  4. #94
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    باب يازدهم : در توبه و شرايط آن


    قـال الله تـعـالى : يـا ايها الذين امنوا توبوا الى الله توبة نصوحا(165) يعنى بالنصوح لا رجوع فيها الى الذنب .

    خداوند مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد به سوى خدا برگرديد برگشتنى كه نصوح باشد.
    مراد از نصوح اين است كه بعد از توبه در آن بازگشت به گناه نباشد.



    قـال الله تعالى : انما التوبة على الله للذين يعملون السـوء بـجـهـالة ثم يتوبون من قريب فاولئك يتوب الله عليهم .(166)

    خـداى مـتـعـال فـرمـوده اسـت : ايـن اسـت و جـز ايـن نـيـسـت قـبـول بـازگـشـت بـر خدا از براى كسانى است كه از روى جـهـالت و نـادانـى كـار بـد و گـنـاه مى كنند پس به زودى بـازگـشت به سوى خدا مى كنند پس اينها را خدا توبه مى دهد يعنى بازگشت آنها مورد قبول خداست .
    مراد از جهالت كه در آيه كريمه است جهالت به عذاب الهى اسـت ، و گـفـتـه شـده كـه : مـراد جـهـالت بـه عـظـمـت خـداى متعال و مؤ اخذه او بندگان را به گناهانشان در حالى كه در گناه واقع مى شوند مى باشد.



    ثـم قـال تـعـالى : و ليـسـت التـوبـة للذيـن يـعـمـلون السـيـئات حـتـى اذا حـضـر احـدهـم المـوت قال انى تبت الان و لا الذين يموتون و هم كفار(167) نفى سـبـحـانـه قبول التوبة عند مشاهدة اشراط الموت و انما هى مقبولة ما لم يتيقن الموت .

    پس خداى سبحان فرمود: و نيست بازگشت براى كسانى كه اعـمال و كارهاى بد به جا مى آورند تا وقتى كه مرگ يكى از آنها حاضر مى شود و مى گويد. من الآن بازگشت مى كنم . و نـيـز بازگشت نيست براى آنان كه بميرند و آنها كافر باشند.
    خداوند نفى فرموده قبول توبه گناهكار را در هنگام مشاهده آثـار مـرگ و آن كـس كـه با كفر بميرد. و اين است و جز اين نـيـسـت كـه تـوبـه قـبـول اسـت تـا وقتى كه يقين به مرگ نداشته باشد.



    فـان الله تـعـالى وعـد قـبـوله بـقـوله : و هـوالذى يقبل التوبة عن عباده و يعفوا عن السيئات (168)، و بقوله عـن نـفـسـه . عـافـر الذنـب و قـابـل التـوب شـديـد العـقاب (169) فـالتـوبـة واجـبـة فـى نـفـسـهـا عـن القـبـيـح و عن الاخلال بالواجب .

    پـس بـه درسـتـى كـه خـداى مـتـعـال وعـده فـرمـوده قـبـول تـوبـه را بـه قـول خـود كه در آيه مباركه چنين مى فـرمـايـد: اوسـت خـدايـى كـه قـبـول فـرمـايـد تـوبه را از بـنـدگـانـش و از گـنـاهـان او عـفو فرمود: و باز مطابق آيه ديگر از طرف خود مى فرمايد كه : او آمرزنده گناهان است و قبول كننده توبه است و داراى عذاب سخت است . پس خلاصه اين كه توبه ذاتا از دو چيز واجب است ، يكى گناه و ديگرى ترك واجب .



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  5. #95
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    صم ان كانت التوبه عن حق الله تعالى من ترك الصلوه و الصـيام و الحج و الزكوه و سائر الحقوق اللازمه للنفس و البـدن اولاحـد هـمـا فـيـجـب عـلى التائب الشروع فيها مع القـدره او العزم عليها مع عدم القدره عليها فى وقت القدره و النـدم عـلى الاخـلال بـهـا فى الماضى و العزم على ترك العود.

    پـس اگـر تـوبـه از حق خدا، بوده باشد مانند: ترك نماز، روزه ، حـج ، زكات و ديگر حقوق كه بر نفس و بدن يا بر يكى از آنها لازم است ، پس بر كسى كه مى خواهد بازگشت كـنـد واجـب است كه شروع كند در انجام آنچه ترك كرده است در صـورت قـدرت . و اگـر در حـال حـاضـر قـدرت نـدارد تـصـمـيـم بـگـيـرد كـه در حـال قـدرت آنـهـا را انـجـام دهـد. و نـيـز بـايـد از اخـلال بـه واجـبـات كـه در گذشته ترك كرده است پيشمان بـاشـد و تـصـميم بگيرد كه در آينده ديگر عود و بازگشت به گناه نكند.



    و ان كـانت التوبه عن حق الناس يجب رده عليهم ان كانوا احـيـاء و الى ورئتـهـم بـعـد مـوتـهـم ان كـانـت ذلك المـال بـعـينه و الا فمثله و ان لم يكن لهم وارث تصدق بهم عنهم ان علم مقداره و الا فيما يغلب على ظنه مساواته و الندم عـلى عـصبه و العزم على ترك العود الى مثله و يستغفر الله تـعـالى على تعدى امره و امر رسوله و تعدى امر امام زمانه فلكل منهم حق فى ذلك يسقط بالاستغفار.

    و اگـر تـوبـه از حـق مـردم بـاشـد آن حق را به آنها رد كند اگر زنده باشند. و به ورثه آنها رد كند بعد از مردن آنها اگـر عـيـن آن مـال موجود باشد. و اگر عين آن تلف شده است مـثـلش را بـدهـد. و اگر براى آنها وارثى نباشد به نيابت آنـهـا صـدقـه بـدهـد در صورتى كه مقدار آنها را بداند. و اگر مقدار آن را فراموش كرده به قدرى بدهد كه ظن غالب پيدا كند كه مساوى با آن است ، يعنى اين قدر بدهد كه يقين كـنـد بـيـش از آن نيست . و در هر صورت ندامت و پشيمانى از غـصـب مـال مـسـلمان داشته باشد و تصميم بگيرد كه هرگز بـه آن عـود نـنـمـايـد و مـثـل آن را انـجـام نـدهـد. و از خـداى مـتـعـال طـلب مغفرت و آمرزش كند از اين كه از امر او و از امر پـيـغـمـبـر و امـام تـعـدى نموده چون هر كدام در اين مورد حقى دارند كه با استغفار ساقط مى شود.



    و ان كـان تـوبـته عن اخذ عرض او نميمه او بهتان عليهم بـكـذب فـيـجـب انـقـيـاده اليـهم و اقراره على نفسه بالكذب عـليـهـم و البـهـتـان و ليـسـتـبـرء لهـم عـن حقهم ان نزلوا او يراضيهم بما يرضون به عنه .

    و اگـر توبه او از متعرض شدن به آبروى كسى يا سخن چـيـنـى بـيـن آنها و بهتان به دروغ بوده باشد، پس در اين صورت واجب است خود را در اختيار آنها قرار دهد و اقرار به خـطـاى خـود بـنـمايد و دروغ خود را اظهار كند و از آنها طلب رضـايـت كـنـد كـه ذمـه او را بـرى كـنـنـد و حق خود را به او بـبـخـشند. اگر از ناراحتى خود پايين آمدند. والا آنها را به هر نوعى كه راضى مى شوند از خود راضى كند.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  6. تشكر

    عهد آسمانى (26-12-1389)

  7. #96
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و ان كـان عـن قـتـل نـفـس عمدا او جراح او شى فى ابدانهم فينقاد اليهم بالخروج من حقوقهم على الوجه الماءمور به من قـصـاص او جـراح اوديـه عـن قـتـل نفس عمدا ان شاؤ او رضوا بالديه و الا فالقتل بالقتل .

    و اگـر تـوبـه او از قـتل نفس عمدى است يا جراحتى كه بر بـدن كـسـى وارد آورده پـس بايد خود را در اختيار آنها قرار دهد تا از حقوق آنها بيرون آيد، به آن قسمى كه در دين به آن امـر شـده از قـصـاص يـا پـرداخـت ديـه از قـتـل نـفـس عـمدى اگر خواستند و راضى به ديه شدند والا كشتن در مقابل كشتن .



    و ان كانت التوبه عن معصيته من زنا او شرب خمر و امثاله فـالتـوبـه عـنـه النـدم عـلى ذلك الفـعـل و العـزم عـلى تـرك العـود اليه . و ليست التوبه قـول الرجـل اسـتـغفر الله ربى و اتوب اليه و هو لا يودى حـقـه و لا حـق رسـوله و لا حـق امـامـه و لا حـق النـاس فـيـقـول الرجـل هـذا من دون ذلك استهزاء بنفسه و يجر عليها ذنـبـا بـكـذبـه كـمـا روى ان بـعـض النـاس اجـتـاز عـلى رجـل و هـو يـقـول اسـتـغـفـر الله و هـو يـشـتم الناس و يكرر الاسـتغفار و يشتم فقال السامع استغفر الله من هذا الاستغفار و ترجع بل انت تهزء بنفسك .

    و اگر گناهى كه از آن توبه مى كند زنا يا شراب خوردن و مـانند آن باشد پس ‍ توبه از آن پشيمانى از آن كار است و تـصـمـيـم گـرفتن بر ترك عود به آن . و نيست توبه ، گـفـتـن شـخـص اسـتـغـفـرالله ربـى و اتـوب اليـه و حـال آنـكه حق خدا و رسول و امام و همچنين حق مردم را رد نكرده بـاشـد. و در حـقـيـقت اين استغفار استعزاء به نفس خودش مى بـاشـد و بـه وسـيـله ايـن دروغ گـنـاه ديگرى انجام مى دهد. چـنـانـچـه نقل شده . شخصى عبورش به مردى افتاد كه به مـردم دشـنـام مـى داد و مـكـرر اسـتغفار مى كرد. پس آن شخص شـنـونـده گـفـت : اى مـرد از ايـن استغفار استغفار كن و از اين عـمـل برگرد، كه تو با اين نوع استغفار استهزاء به خود مى كنى .



    و قـال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : ايها الناس تـوبـوا الى الله تـوبـة نـصـوحـا قـبـل ان تـمـوتـوا و بـادروا بـالاعـمـال الصـالحـة قبل ان تشغلوا واصلحوا بينكم و بين ربكم تسعدوا و اكثروا مـن الصدقه ترزقوا و اءمروا با المعروف تحصنوا و انهوا عـن المنكر تنصروا يا ايها الناس ان اكيسكم اكثركم للموت ذكـرا و ان اخـوفـكـم احـسـنـكـم اسـتـعـدادا له و ان مـن عـلامـات العـقـل التـجـا فـى عن دارالغرور و الانابة الى دارالخلود و التزود لسكنى القبور و التاهب ليوم النشور.

    پـيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى مردم پيش از مردن تـوبـه كـنـيـد و بـه سـوى خـدا بـازگـشـت نـمـايـيـد، چنان بـازگشتى كه ديگر عود به گناه نكنيد. و پيشى بگيريد بـه اعـمـال صـالحـه پـيـش از آنـكـه مشغول شويد. و اصلاح كنيد بين خود و خدا را تا سعادتمند شويد. و در راه خدا صدقه بسيار دهيد تا روزى داده شويد. امـر بـه معروف كنيد تا محفوظ بمانيد. نهى از منكر كنيد تا يارى شويد. اى مردم به درستى كه زيرك ترين شما كسى اسـت كـه مـهـيـا بـودنـش بـراى مـرگ نـيكوتر باشد، و به درسـتـى كه از علامات عقل چند چيز است : يكى اينكه : خود را از خـانـه دروغـيـن دنـيـا دور نـگـهداشته و توجهش ‍ به خانه آخـرت باشد. ديگر اينكه : مشغول تهيه و برداشتن توشه بـاشـد بـراى وقـتـى كه در قبر ساكن مى شود. يكى ديگر آنكه : خود را آماده و مهيا كرده باشد براى روز نشور و قيامت .



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  8. تشكر

    عهد آسمانى (26-12-1389)

  9. #97
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    باب دوازدهم : در ذكر مرگ و پندهاى آن


    قال الحسن بن ابى الحسن محمد الديلمى مصنف هذا الكتاب تـغـمـده الله برحمته انه من جعل الموت نصب عينيه زهد فى الدنـيـا و هـون عـليـه المـصـائب و رغـبـه فـى فـعل الخير و حثه على التوبه و قيده عن الفتك و قطعه عن بسط الامل فى الدنيا و قل ان يفرح قلبه بشى من الدنيا و ما انـعـم الله تـعـالى عـلى عـبـد بـنـعـمـه اعـظـم مـن ان يـجـعـل الدار الاخـره نصب عينيه و لهذا من الله على ابراهيم و ذريـتـه بـقـوله تـعـالى : انـا اخـلصـنـاهـم بخالصه ذكرى الدار.(178)

    مصنف اين كتاب حسن ابن ابى الحسن محمد ديلمى كه خدا او را با رحمت خود بپوشاند چنين گويد: به تحقيق كسى كه مرگ را در مـقـابـل دو چـشـم خـود قـرار دهد و هميشه ناظر به آنان بـاشـد در دنـيـا زهد مى ورزد، و مصيبتهاى روزگار براى او سهل و آسان مى گردد، و ميل و رغبت به كارهاى خير پيدا مى كـنـد، و ايـن در نـظـر داشـتـن مرگ او را وادار به توبه مى نمايد و او را مانع مى شود از اينكه به مؤ منى قصد سويى كـنـد كـه غـفـلتـا او را بـكـشـد يـا مـجـروح نمايد، و او را از آرزوهاى مبسوط باز مى دارد. و فرح و شادى دنيا در قلب او كم يافت شود. و خدا هيچ نعمتى به بنده مرحمت نفرموده است كـه عـظـيـم تـر بـاشـد از ايـنـكـه خـانـه آخـرت را هـمـيـشـه مـقـابـل چـشـمـش قـرار دهـد. و بـراى هـمـيـن خـداى متعال بر ابراهيم و ذريه او منت گذارده است كه مى فرمايد: به درستى كه ما آنها را خالص كرديم به اين نحو خالص كردن كه آنها به ياد آخرت مى باشند.



    و قـال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : اكـثـروا مـن ذكـر هـادم اللذات فانكم ان كنتم فى ضيق وسعه عليكم فرضيتم به و ان كنتم فى غنى بغضه فجدتم به فاجرتم لاءن المنايا قـاطـعـات الآمـال و الليـالى مـدنـيـات الآجـال و ان المـرء عـنـد خـروج نـفـسـه و حـلول رمـسـه يـرى جـزاء ما تقدم و قله غنى ما خلف و لعله من باطل جمعه و من حق منعه .

    رسـول الله صـلى الله عـليه و آله فرمود: بسيار ياد كنيد شكننده و خراب كننده لذات را پس به درستى كه شما اگر در مضيقه و تنگ دستى بوده باشيد آن حالت را به توسعه تبديل مى كند پس به آن راضى مى شويد. و اگر در غنى و بـى نـيـازى بوده باشيد آن را دشمن جلوه مى دهد پس جود و بخشش مى كنيد و سبب اجر شما مى گردد، براى اينكه مرگ آرزو را قـطـع مى كند و طى شدن شبها سبب نزديكى مرگ ها مـى گـردد. و هـر كس وقت بيرون شدن جانش و وارد شدن در قبرش نتيجه آنچه از اعمال از پيش ‍ فرستاده مى بيند. و مى بـيند آنچه از او باقى مانده نفع او به حالش كم است و چه بـسـا شايد از راه باطل جمع كرده باشد و حقى را منع نموده باشد.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  10. #98
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال اميرالمؤ منين عليه السلام : من علم ان الموت مصدره و القـبـر مـورده و بـيـن يدى الله موقفه و جوارحه شهيدة له طالت حسرته و كثرت عبرته و دامت فكرته .

    حـضـرت امـيرالمؤ منين عليه السلام فرمود: كسى كه بداند مـرگ بـازگـشـت اوسـت و قـبـر جـاى وارد شـدن اوسـت و در مقابل قدرت حق تعالى ايستادن اوست و اعضا و جوارحش شاهد بـر او هستند حسرت و افسوس او طولانى مى شود و گريه او بسيار مى شود و فكر او ادامه پيدا مى كند.



    و قال صلى الله عليه و آله : من علم انه يفارق الاحباب و يـسـكـن التـراب و يـواجـه بـالسـحـاب كـان حـريـا بـقـطع الاءمـل و حـسـن العـمـل فـاذكـروا رحمكم الله قوله تعالى . و جـاءت سـكـرة الموت بالحق ذلك ما كنت منه تحيد فكشفنا عنك غـطائك فبصرك اليوم حديد(179) يعنى شاهدته ما بـقـى عـنـدك فـيه شك و لا ارتباب بعد ما كنت ناسيا له غير مكترث به فقال صلى الله عليه و آله : اتدرون من اكيسكم ؟ قـالوا لا يـا رسول الله قال اكثركم للموت ذاكرا و احسنكم اسـتـعـدادا له فـقـالوا و مـا عـلامـتـه يـا رسـول الله ؟ قـال التـجافى دارالغرور و الانابة الى دار الخـلود و التـزود لسـكـنـى القـبـور و التـاءهـب ليـوم النشور.

    آن بزرگوار صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه بداند از دوستان جدا مى شود و در خاك ساكن مى گردد و با حساب روبـرو مـى گـردد سـزاوار اسـت كـه قـطـع اميد و آرزو دنيا بـنمايد و عمل خود را نيكو كند. پس خدا شما را رحمت كند به ياد قول حق تعالى باشيد كه مى فرمايد: سختى هاى مرگ آمـد و ايـن اسـت آنچه از آن فرارى بودى پس كشف كرديم از تـو پرده پيش چشم تو را پس چشم تو امروز تيز بين است يـعـنـى آنـچـه را كـه در وى شـك داشتى مشاهده مى كنى و مى بينى بعد از آن كه او را فراموش كرده بودى و آن در نظر تـو بـى اهـمـيـت بـود. پـس پـيـغـمبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا مى دانيد زيرك ترين شما كيست ؟ عرض كردند: نه يا رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: آن كس كه بـيـشـتـر بـه ياد مرگ باشد و آن كس ‍ كه بهتر مهياى مرگ باشد. پس عرض كردند: يا رسول الله صلى الله عليه و آله عـلامـت آن چـيست ؟ فرمود: دورى كردن و پهلو تهى كردن از خـانه دروغين ، يعنى دنيا و قصد كردن به خانه هميشگى يـعـنـى آخـرت ، و زاد و تـوشـه برداشتن براى ساكن شدن قبرها و مهيا شدن براى روز نشور و قيامت .
    و لقد احسن من قال شعرا:


    اذكر الموت هادم اللذات
    و تجهز لمصرع سوف ياتى


    و قال آخر:


    مـاذا تقول و ليس عندك حجه
    لو قد اتاك منغض ‍ اللذات

    مـاذا تـقـول اذا دعـيت و لم تجب
    فاذا تركت فانت فى غمراتى

    ماذا تقول اذ حللت محله
    ليس الثقاه لا هلها بثقاه



    و بـه تـحـقيق شاعر نيكو گفته : به ياد بياور مرگ را كه خـراب كـنـنـده لذتهاست و آماده شو براى خوابگاهى كه به زودى مى آيد.
    چـه خـواهـى گـفـت و حـال آنـكـه حجتى ندارى اگر آمد تو را شـكـنـنده لذات . چه مى گويى وقتى دعوت شدى پس جواب نـمـى گـويـى وقـتى واگذاشته شوى پس تو در شدايد و سختيها هستى چه خواهى گفت وقتى وارد شدى در محله اى كه موثقين براى اهل او موثق نيستند.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  11. #99
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    باب سيزدهم : در مبادرت به عمل


    يـقـول مـصـنـف هذا الكتاب رحمه الله انتبه ايها الانسان من رقـدتـك و افـق مـن سـكـرتـك و اعـمـل و انـت فـى مهل قبل حلول الاجل .
    وجـد مـمـا فـى يـديك لما بعد موتك فان امامك عقبه امامك عقبه كئودا لا يقطعها الا المخفون فاحسن الاستعداد لها من دارتد خلها عـريـانـا و تـخـرج مـنـهـا عـريـانـا كـمـا قـال تـعـالى : و لقـد جـئتـمـونـا فـرادى كـمـا خـلقـنـا كـم اول مـره و تـركتم ما خولنا كم وراء ظهور كم و ما نرى معكم شفعائكم الذين زعمتم .(180)

    مصنف اين كتاب خدا رحمتش كند گويد: اى انسان بيدار شو و از مـسـتـى خـودت بـه هـوش بـيـا و عـمـل كـن در حـالى كـه در مـهـلت هـسـتـى پـيـش از رسـيـدن اجـل و از آنـچه در دست تو است انفاق كن براى آن منزلى كه در پـيـش ‍ دارى ؛ چون در پيش عقبات سخت دارى كه طى نمى كنند آن را مگر سبك باران . پس خوب مهيا شو براى پيمودن آن عقبات و گردنه ها از اين خانه كه برهنه وارد آن شدى و بـرهـنـه بـيـرون خـواهـى شـد، چـنـانـچـه خـداى متعال مى فرمايد: هر آينه به سوى ما مى آييد تنها چنانچه در اول شما را تنها خلق كرديم . و آنچه كه در دنيا در اختيار شـمـا قـرار داديم و شما را از آخرت بازداشت ، ترك خواهيد كرد و دست از آن خواهيد برداشت و آن را پشت سر خود در دنيا خـواهيد گذاشت . و ما نخواهيم ديد با شما آنچه را گمان مى كرديد شفيعان شما خواهند بود.



    و قـال النـبـى صـلى الله عليه و آله و سلم : اعملوا فى الصـحـة قـبـل السـقـم و فـى الشـبـاب قـبـل الهـرم و فـى الفـراغ قـبـل الشـغـل و فـى الحـيـوة قـبـل المـوت و قـد نـزل جـبـرئيـل الى و قال لى يا محمد ربك يقرءك السلام و يـقـول لك كـل سـاعـة تذكرنى فيها فهى لك عندى مدخرة و كل ساعة لا تذكرنى فيها فهى منك ضايعة .

    پـيـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـليـه و آله فـرمـود: بـه اعمال و عبادات و كارهاى نيكو بپردازيد در حالتى كه چهار نعمت از نعم الهى در اختيار شماست پيش از آنكه در چهار چيز كـه ضـد آنـهـاسـت واقـع گـرديـد: اول صـحـت بـدن قـبـل از مـريـض شـدن . دوم جـوانـى قـبـل از پـيـر شـدن . سـوم فـارغ بـودن از كـارهـا پـيـش از گرفته شدن به شغلهاى دنيوى . چهارم زندگى پيش مرگ . و بـه تـحـقـيـق جـبـرئيـل امـيـن بـر مـن نازل شد و براى من گفت : يا محمد صلى الله عليه و آله هر سـاعـتـى از زنـدگـى خـود كـه بـه يـاد و ذكر من باشى آن براى تو در نزد من ذخيره و محفوظ است . و در هر ساعتى كه بـه ياد من نباشى و ذكر مرا نگويى آن ساعت از تو ضايع و باطل شده است .



    و اوحـى الله الى داود يـا داود كل ساعة لا تذكرنى فيها عدمتها من ساعة .

    و خـداونـد مـتـعـال جلت عظمته به حضرت داوود پيغمبر وحى فـرمـود كه : اى داوود هر ساعتى كه در آن به ياد من نيستى آن را از سـاعـت عـمـر خـود مشمار، يعنى بيهوده از دست رفته است و از آن بهره مند نشدى .



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  12. #100
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال امـيـرالمـؤ منين عليه السلام : ان امرء ضيع من عمره سـاعـة فـى غـيـرمـا خـلق له الجـديـران يطول عليها حسرته يوم القيمة .

    اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: كسى كه يك ساعت از عمر خـود را در غـيـر آنچه براى آن خلق شده صرف كند هر آينه سـزاوار اسـت كـه در روز قـيـامـت حـسـرت و افسوس طولانى داشته باشد.



    و قـد روى ان شـابـا ورث مـن ابـيـه مـالا جـزيـلا فـجـعـل يـخـرجـه فـى سـبيل الله فشكت امه الى صديق كان لابـيـه و قالت انى اخاف عليه الفقر فامره ذلك الصديق ان يـسـتـبـقـى لنـفـسـه مـن الامـوال فـقـال له الشـاب مـا تـقـول فـى رجـل سـاكـن فـى ربـط البـلد و قـد عـزم ان يـتـحـول الى داخل المدينه فجعل يبعث بغلمانه رحله و متاعه الى داره بـاالمـديـنـه فـذلك خـيـر ام كـان يـرحـل بـنـفـسـه و يترك متاعه خلفه لا يدرى يبعث به اليه فـعـرف الصـديـق انه صادق فى مثاله ذلك فامر بانفاقه فى الصدقات .

    و بـه تـحـقـيـق روايـت شـده كـه جـوانـى از پـدر مـال بـسـيار به ارث برد. پس ‍ شروع كرد در راه خدا انفاق كردن . مادرش در نزد يكى از دوستان پدرش ‍ شكايت كرد و گـفـت : مى ترسم اين پسر به فقر گرفتار شود. پس آن دوسـت در نـزد آن جـوان آمـد و او را امـر نـمـود كـه از آن مال مقدارى براى خود نگاه دارد. آن جوان براى دوست پدرش مـثـالى ذكـر كـرد كـه : چـه مـى گويى درباره مردى كه در گمرك شهر باشد و قصد آمدن در شهر را داشته باشد پس بـه وسـيـله غـلامـان و كـاركـنـان خـود آنـچـه هـمـراه دارد از مـال و مـتـاع بـفرستد در شهرى كه قصد وارد شدن در آن را دارد. آيـا ايـن بـهـتـر اسـت يـا ايـنـكـه خـود بيايد و آنچه در تـصـرف او بـود پـشـت سـر خـود واگـذارد و حال آنكه نمى داند آيا به سوى او فرستاده مى شود يا نه ؟ پـس آن دوسـت دانـسـت كـه آن پـسر در مثالى كه مى گويد راستگو است و حقيقت چنين است پس او را امر كرد كه در راه خدا انفاق كند و صدقه بدهد.



    فـعـليـك يـا اخـى بـدوام الصـدقـات فـدوامـهـا مـن دليـل سـعادت الدنيا و الاخره و لا تحقرن قليلها فان قليلها ينتظم الى قليل مثله فيصير كثيرا و بادر باخراج الزكوه اذا و جـبـت مـن المال تطوعا فان الصدقه لا تخرج من يد المومن حـتـى يـفك بها سبعين شيطانا كلهم قد عنى على ابن آدم ينهاه عـن اخـراجـهـا و لا تـستكثر يا اخى ما تعطيه فى الصدقه و طـاعـه الله اذا استكبرها المومن صغرت عندالله و اذا صغرت عند المومن كبرت عندالله .

    پـس اى بـرادر بـر تـو باد كه دائما در دادن صدقات رغبت داشـتـه بـاشـى چـون دوام آن از چـيـزهـايـى اسـت كـه دليـل سـعـادت دنـيـا و آخـرت اسـت و كـوچـك نـدان قـليـل آن را، كه آن قليل ها به يكديگر منضم مى گردد پس بـسـيـار مـى شـود، يـعـنـى قـطـره هـا جـمـع مـى شود و دريا تشكيل مى دهد. و پيشى بگير به خارج كردن زكات از روى طـوع و رغـبـت وقـتـى كه بر مال تو واجب شد به تحقيق كه صـدقـه از دست مؤ من خارج نمى شود تا اينكه او را از دست هفتاد شيطان برهاند كه همه مانع او مى شوند و دست فرزند آدم را مـى گـيـرنـد و او را بـاز مى دارند از دادن صدقه . و آنـچـه از صـدقـات در راه خـدا مـى دهى به نظر تو بزرگ نـيايد، چون آنچه از طاعات و عبادات و انفاقات وقتى كه در نظر مؤ من بزرگ بيايد در نزد خدا كوچك است . و وقتى به نظر مؤ من كوچك باشد در نزد خدا بزرگ است .



    *ارشاد القلوب ديلمي*

صفحه 10 از 15 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •