*ارشاد القلوب ديلمي* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*ارشاد القلوب ديلمي*
صفحه 8 از 15 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 150
  1. #71
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قال بعضهم : يا ايها الانسان لا تتعظم فليس بعظيم من خـلق التـراب و اليـه يعود و كيف يتكبر من اوله نطفه مرده و آخـره جـيفه قذره و هو يحمل بين جنبيه العذره و اعلم انه ليس بـعـظيم من تصرعه الاسقام و تفجعه الالام و تخدعه الايام لا يـاءمـن الدهـران يـسـلبـه شـبـابـه و مـلكـه و يـنزل من علو سريره الى ضيق قبره انما الملك هو العارى من هذه المعايب .

    بعضى از علماء گفته است :
    اى انسان خود را بزرگ ندان . پس بزرگ نيست كسى كه از خـاك خـلق شده و به خاك بر مى گردد، و چگونه تكبر كند كـسـى كـه اولش نـطـفـه بـد بـو اسـت و آخـرش مـردار كـثيف گـنـديـده و در مـيـان دو پـهـلوى خـود عـذره و نـجـاسـت حـمـل مـى كـنـد. بـدان بـه درستى كه بزرگ نيست كسى كه دردهـا او را بـه زمـيـن مـى زنـد و بـلاهـا او را عاجز مى كند و روزگـار او را گـول مـى زنـد. ايـمـن نـيـست كه جوانى او را بـگـيـرد و سـلطـنـت او را از دسـتـش بـگـيرد و او را از بالاى سريرش به تنگناى قبر آورد. پس ملك و سلطنت آن است كه اين همه عيب را نداشته باشد.
    ثم انشد شعرا:

    ايـن المـلوك و ابـنـاء المـلوك و مـن

    قاد الجيوش الايابئس ما عملوا

    بـاتـوا عـلى قـلل الاجـبـال تـحـرسـهـم

    غـلب الرجال فلم يمنعهم القلل

    فـانـزلوا بـعـد عـزعـن مـعـاقـلهم

    و اسكنوا حفره يابئس ما نزلوا

    نـاداهـم صـارخ مـن بـعـد مـا دفـنوا

    اين الاسره و التيجان و الكلل

    ايـن الوجـوه التـى كانت منعمه من دونها تضرب الاستار و الحجل

    فـافـصـح القبر عنهم حين سائلهم

    تلك الوجوه عليها الدود تنتقل

    قد طال ما اكلوا دهرا و ما شربوا

    فاصبحوا بعد طيب الاكل قد اكلوا

    سالت عيونهم فوق الخدود و لو

    رئيتهم ما هناك العيش ‍ بارجل


    پـس از آن اشـعـارى انـشـاء كرده كه مضمون آن به فارسى چـنـيـن اسـت : كجايند شاهان و فرزندان آنها و كسانى كه در پـيـش لشـگـرهـا بـه راه مـى افـتـادنـد و سـپـاهـيـان بـه دنـبـال آنـهـا بـه حـركـت مـى آمـدنـد. آگاه باشيد كه چه بد عـمـل كـردنـد. در قله هاى كوههاى به سر مى بردند و مردان شـجـاع در حـفـظ و حـراسـت آنـهـا مـى كوشيدند. و قله ها و آن جاهاى سخت حافظ آنها نشد. پس از آن كه در قصرهاى بلند و مـحـكـم سـاكـن بـودنـد و زيـر كـشـيـده شـدنـد و در گـودال گـور سـاكـن شدند. و چه بد پايين آمدنى بود. در ايـن هـنـگـام بـعـد از دفن شدن آنها ندايى بلند شد كه كجا رفـت تختهاى زرين ؟ كجا رفت تاجهاى سلطنتى و آن زينتها كه به خود آويزان مى كردند؟ كجا رفت آن صورتهايى كه در نـاز و نعمت پرورش پيدا كرده و در پشت پرده ها، كه در حـجـله ها زده شده بودند، پس قبر با زبان فصيح از طرف آنها در وقتى كه از او سؤ ال كردند گفت : آن صورتها اين اسـت كـه الآن كـرمـهـا بـر روى آن در حـركـت مـى باشند. چه روزگار بسيار طول كشيد كه چيزهاى لذيذ خوردند و آبهاى گـوارا آشـامـيدند پس صبح كردند در حالى كه آنها خوراك مـار و مـور در دل زمـيـن شدند. چشمهاى آنها بر بالاى خدها و صـورتـهاى آنها جارى شده و آشكارا عيش آنها را در آنجا مى بينى كه چيست .
    مـحـفـى نـمـاند كه اشعار مذكور شباهبت به اشعارى دارد كه حـضـرت هـادى عـليـه السـلام در مـجـلس مـتـوكـل فـرمـودنـد و شـايـد هـمـان اشـعـار باشد با مختصر تصرفى در آن (مترجم ).


    *ارشاد القلوب ديلمي*

  2. تشكر

    آسیه سادات (24-12-1389)

  3. #72
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال الحـسـيـن عـليـه السـلام : يـا بـن آدم تـفـكـر و قـل ايـن المـلوك الدنـيـا و اربـابـهـا الذيـن عـمروا اخرابها و احتفروا انهارها و مدنوا مدائنها فارقوها و هم كارهون و ورثها قـوم آخـرون و نـحـن بـهـم عـما قليل لا حقون . يا بن آدم اذكر مـصـرعـك و فـى قـبرك مضجعك و موقفك بين يدى الله تشهد جوارحك عليك يوم تذل فيه الاءقدام و تبلغ القلوب الحناجر و تـبـيـض ‍ وجـوه و تـسـود وجوه و تبدو السرائر و يوضع المـيـزان القـسط. يا بن آدم اذكر مصارع آبائك و ابنائك كيف كـانـوا و حـيـث حـلوا و كانك عن قليل قد حللت محلهم و صرت عبرة للمعتبر. و انشد شعر:

    ايـن المـلوك التـى عـن حـفـظـها غفلت

    حتى سقاها بكاس الموت ساقيها

    تـلك المـدائن فى الافاق خاليه عادت خرابا و ذاق الموت بانيها

    امـوالنـا لذوى الوارث نـجـمعها و دورنا لخراب الدهر نبنيها



    حضرت امام حسين عليه السلام فرمود: اى پسر آدم فكر كن و بگو كجايند سلاطين دنيا و صاحبان آنان كه خرابيهاى دنيا را آبـاد كـردنـد و نـهرهاى آن را حفر كردند و شهرهاى آن را به پا داشتند از آن جدا شدند از روى كراهت و كسانى ديگر وارث آنها شدند و ما هم به همين زوديها به آنها ملحق خواهيم شـد.اى فـرزنـد آدم بـه يـاد آور مـصـرع و محل افتادن و خوابگاه خود را در قبر. و به ياد بياور وقوف قـيـامـت و ايـسـتـادن خـود را در مـقـابـل حـكـم عدل الهى در حالى كه اعضاء و جوارح تو بر تو. گواهى دهـد، آن روزى كـه قدمها بر صراط بلغزد و قلبها از وحشت بـه گـلوهـا رسد و صورتهايى سفيد و صورتهايى سياه بـاشـد و اسـرار و پـنـهـانـى هـا ظـاهـر گـردد و مـيـزان عـدل بـر پـا شـود.اى پـسـر آدم بـه يـاد آور محل افتادن پدران و فرزندان خود را كه آنها چه موقعيتى در ايـن دنـيـا داشتند و از اينجا به كجا رفتند و تو هم به همين زودى بـه آنـها ملحق خواهى شد و سبب عبرت مى شوى براى كـسـانـى كـه اهل اعتبارند. پس اين شعرها را بيان فرمود كه مضمون آن اين است : كجايند سلاطين دنيا كه در اثر حفظ دنيا از آخـرت غـافـل مـانـدند تا وقتى كه شربت مرگ را از دست ساقى آن چشيدند. اين شهرهاى عالم است كه در اطراف آن از اهلش خالى شده و خراب شده و بنا كنندگان آن شربت مرگ چشيدند. ما اين مالها را براى وارث جمع مى كنيم و خانه ها را براى خراب شدن در روزگار بنا مى كنيم .



    و مـا عـبـر احد عن الدنيا كما عبر اميرالمؤ منين عليه السلام بـقـوله : دار بـالبـلاء مـحـفوفة و بالغدر معروفة لا تدوم احـوالها و لا تسلم نزالها احوالها مختلفه و ثارات منصرفة و العـيـش فـيـهـا مـذمـوم و الاءمـان فيها معدوم و انما اهلها فيها اغـراض مـسـتـهدفة ترميهم بسهامها و تفنيهم لجمامها و اعلموا عـبـادالله انـكـم و مـا انـتـم فـيـه مـن هـذه الدنـيـا عـلى سـبـيـل مـن قـد مـضـى قـبـلكـم مـمـن كـان اطول منكم اعمارا و اعمر ديارا و ابعد آثارا اصبحت اصواتهم هـامـدة و ريـاحـهـم راكـدة و اجـسادهم بالية و ديارهم خالية و آثـارهـم عـافـيـه فـاسـتبدلوا بالقصور المشيدة و النمارق المـمـهـدة و الصـخـور و الاحـجـار المـسـنـدة و القـبور اللاطئة المـلحـدة التـى قد بنى بالخراب فنائها و شيد بالتراب بـنـائهـا فـمـحـلهـا مـقـتـرب و سـاكـنـهـا مـغـتـرب بـيـن اهل محلة موحشين و اهل فراغ متشاغلين لا يستاءنسون بالاوطان و لا يـتواصلون تواصل الجيران على ما بينهم من قرب الجوار و دنـوا الدار فـكـيـف يـكون بينهم تزاور و قد طحنهم بكلكله البـلى و اكـتـهـم الجنادل و الثرى و كان قد صرتم الى ما صاروا اليه و ارتهنكم ذلك المضجع و ضمكم ذلك المستودع فـكـيـف بـكـم لو تـنـاهت بكم الاءمور و بعثرت القبور هنالك تـبـلو كـل نـفـس مـا اسـلفـت وردوا الى الله مـوليـهـم الحـق و ضل عنهم ما كانوا يفترون .

    تـعـبـيـر نـكـرده اسـت احدى از دنيا چنانچه اميرالمؤ منين عليه السـلام تـعـبـيـر فـرمـوده بـه دنـيـا سـرايـى اسـت كـه اهـل آن را غـم و انـدوه فـرا گـرفـته و به مكر و دغا شهرت يافته . هميشه بر يك حال باقى نمى ماند. و كسانى كه در آن نـازل مـى شوند و فرود مى آيند سالم نمى مانند. حالات آن گوناگون است و نوبت هايش در تغيير است . زندگى در آن مـذمـوم اسـت و نـاپـسند. و ايمنى در آن نيست . و اهلش در آن هـدف تـيـرهـاى بـلا هـسـتند كه دنيا تيرهاى خود را به جانب ايـشـان مـى افـكند و هر يك را به دردى مبتلا مى سازد و به مـرگ نـابـودشـان مى نمايد. بدانيد اى بندگان خدا شما و آنچه از اين دنيا داريد در راه پيشينيان مى باشيد و آنچه بر پـيـشـيـنـيـان گذشته بر شما نيز خواهد گذشت آنهايى كه پـيـش از شـمـا بـودنـد عـمـرهـايـشـان از شـما طولانى تر و ديـارشـان آبـادتـر و آثارشان مهمتر بود، صبح كردند در حـالى كـه صـداهايشان خاموش شده و شخصيت و اهميت آنها از دست رفته و بدنهايشان پوسيده و شهرهايشان خالى مانده و آثـارشـان نـاپـديـد گـشـتـه ، قـصـرهـاى مـجـلل و سـاختمانهاى محكم را و بالشهاى نيكو و فراشهاى گـسـتـرده را بـه سـنـگـهـاى قـبـر و چـسـبـيـده بـه لحـد تـبـديـل نـمـودند. آن قبرهايى كه جلوخان آنها ويران شده و ساختمان آنها با خاك يكسان گشته . آن قبرها به هم نزديك است ولى ساكن آنها در ما بين اهل محله اى ترسان و هراسانند و در بـيـن گـروهى كه به ظاهر راحتند و در واقع گرفتار مـى بـاشـنـد. بـه وطـنـهـا انـس نـمى گيرند و با هم آميزش ندارند چون آميزش همسايگان با اين كه نزديك و همسايه مى باشند.
    و چـگـونـه بـيـنـشـان ديـد و بـازديـد بـاشـد و حال آنكه پوسيدگى آنها را خورد كرده و سنگ و خاك آنان را خـورده . و تـصـور كـنـيـد كـه شـما رفته ايد جايى كه آنها رفته اند و آن خوابگاه شما را گرو گرفته و آن امانت گاه شـمـا را در آغـوش دارد. پـس چـگـونـه خـواهـد بـود حـال شـمـا اگـر كـار شـمـا به پايان رسد و مردگان را از قـبـرهـا بيرون آوردند. در آن هنگام هر نفسى به آنچه پيش ‍ فرستاده است مبتلى مى شود و به سوى خدا كه مالك به حق ايـشـان اسـت بـاز گرديده مى شوند و به كار ايشان نيايد آنچه را كه افترا مى بستند.



    دخـل ابـو هذيل دار ماءمون فقال : ان دارك هذه كانت مسكونه قبلك من ملوك درست آثارهم و انقطعت اعمارهم فالسعيد من وعظ بغيره .

    ابـو هـذيـل وقـتـى در كـاخ مـاءمون وارد بر او شد گفت : اين خـانه قبل از تو محل سكونت ديگر سلاطين بود كه اكنون در زيـر خـاك پوشيده شده اند و آثار آنها كهنه شده و عمرهاى آنـهـا منقطع شده است پس اهل سعادت آن كس ‍ است كه به غير خود پند و موعظه شود، يعنى از گذشتگان و آنچه بر آنها گذشته پند گيرد.


    *ارشاد القلوب ديلمي*

  4. تشكر

    آسیه سادات (24-12-1389)

  5. #73
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بـاب پـنـجـم : در تـرسـانـيـدن بـنـدگـان به وسيله كتاب خدا


    و قـال تـعـالى : و نـخـوفـهـم فـمـا يـزيـدهـم الا طـغيانا كبيرا.(138)

    آنها را مى ترسانيم پس زياد نمى كند آنها را مگر سركشى بزرگ .



    و قـال تـعـالى : بـل السـاعـة مـوعـدهـم و السـاعة ادهى و امر.(139)

    قيامت وعده گاه آنهاست و آن اشد و تلخ ‌تر است يعنى شدت هول قيامت چيزى است كه سبب وحشت است .



    و قال تعالى : ءامنتم من فى السماء ان يخسف بكم الارض فـاذا هـى تـمـور ام امـنـتـم مـن فـى السـمـاء ان يرسل عليكم حاصبا فستعلمون كيف نذير.(140)

    آيـا ايـمـنـيد از اين كه ملائكه آسمانها شما را به زمين فرو بـرنـد پـس آنـگاه زمين موج زده مى باشد. آيا ايمنيد كسانى كـه در آسـمـانـها هستند بر شما تند بادى فرستند پس به زودى خواهيد دانست چگونه است ترساندن من .



    و قـال تـعـالى : و مـا نـرسـل بـالايـات الا تخويفا.(141)

    نفرستاديم آيات را مگر براى ترساندن .



    و قـال او امـن اهـل القـرى ان يـاءتـيهم باسنا ضحى و هم يـلعـبـون افـامـنـوا مـكـر الله فـلا يـاءمـن مكر الله الا القوم الخاسرون .(142)

    آيا مردم بلاد خود را ايمن مى دانند از آمدن عذاب ما بر آنها در روز در حـالى كـه بـه بـازى مـشـغـول هـستند. آيا از مكر خدا ايمنند پس ايمن از مكر خدا نيست مگر مردم زيانكار.



    و قـال تـعـالى : ويـل لكـل آفـاك اثـيـم يـسـمـع ايـات الله تـتـلى عليه ثم يصر مستكبرا كان لم يسمعها فبشره بعذاب اليم .(143)

    واى بر هر دروغگوى گنه كار كه آيات خدا را مى شنود كه بـر او تـلاوت مـى گردد پس اصرار مى ورزد در حالى كه تكبر دارد گويا آيات خدا را نشنيده است پس بشارت بده او را به عذاب دردناك .



    و قـال تعالى : و لو يؤ اخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابة .(144)

    اگر خدا تعالى مردم را به ظلمهايى كه از آنها سر مى زند مـؤ اخـذه كـنـد جـنبده اى را به روى زمين نگذارد، يعنى همه را هـلاك فـرمايد. ولى عفو و بزرگوارى او اقتضا مى كند كه آنها را رها كند و مؤ اخذه نفرمايد.



    و قـال تـعـالى : طـهـر الفـساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس ‍ ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون .(145)

    فـسـاد در زمـين و دريا ظاهر شد به سبب آنچه مردم به دست خـود كـسـب كـردنـد تـا بـه آنـهـا بـچـشـانـد بـعـض آنـچـه عـمـل كـرده اند شايد آنها برگردند به سوى خدا و توبه كنند.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  6. تشكر

    آسیه سادات (24-12-1389)

  7. #74
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قال : و تلك القرى اهلكناهم لما ظلموا.(146)

    اين مردم بلاد را هلاك كرديم چون كه ظلم كردند.



    و قـال تـعـالى : فـبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات احلت لهم .(147)

    به سبب ظلمى كه از جماعت يهود سر زد حرام كرديم بر آنها چـيـزهـاى طـيـبـى كـه بـر آنـها حلال كرده بوديم ، يعنى در نـتـيـجـه ، ظـلم بـه محروميت از رزقهاى طيب و طاهر گرفتار شدند.



    و قـال تـعـالى : و لولا كـلمـة سـبقت من ربك لكان لزاما و اجل مسمى .(148)

    و اگـر نـبـود كلمه اى كه سبقت گرفته است از پروردگار تو هر آينه هلاكت ملازم آنها بود در وقت گناه و معصيت . پس سـبـب تـاءخـيـر عـذاب دو چـيـز اسـت : يكى كلمه خدا كه سبقت گرفته و ديگر اجل مسمى كه وقتى معين است .
    بـعـضـى فـرمـوده انـد: مراد از كلمه اى كه از جانب خدا سبقت گرفته اين آيه كريمه است :


    و مـا كـان الله ليـعذبهم و انت فيهم و ما كان الله بهم و هم يستغفرون .(149)

    تا وقتى كه تو اى پيغمبر در ميان امت هستى خدا آنها را عذاب نـمـى فـرمـايـد. و نـيـز خـدا آنـهـا را عـذاب نـمـى فرمايد و حال آن كه آنها استغفار مى كنند.



    و قـال اميرالمؤ منين عليه السلام : كان فى الناس امانان مـن عـذاب الله رسـول الله و الاسـتـغـفار فرفع احدهما و هو رسول الله و بقى عليهم امان و هو الاستغفار.

    امـيـرالمؤ منين عليه السلام فرموده : در ميان مردم دو چيز امان از عـذاب خـدا بـود: يـكى رسول خدا، و ديگرى استغفار. پس يـكـى از آن دو بـرداشـتـه شـد و آن رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله اسـت و بـراى آنها امان ديگرى باقى مانده و آن استغفار است .



    و قـال رسول الله صلى الله عليه و آله : مهلا عباد الله عن معصية الله فان الله شديد العقاب .
    و قـال رسـول الله صلى الله عليه و آله : ان الله لم يعط ليـاءخـذو و لو انـعـم عـلى قـوم مـا انـعـام و بـقـوا مـا بـقـى الليـل و النـهـار مـاسـلبـهم تلك النعم و هم شاكرون الا ان يـتـحـولوا من شكر الى كفرو من طاعة الى معصية و ذلك قوله تـعـالى : ان الله لا يـغـيـر مـا بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم .(150)


    پـيـغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:اى بندگان خدا بـاز ايستيد از گناه و معصيت خدا پس بدرستى كه عذاب خدا سـخـت اسـت . و نـيـز پـيـغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: خـداى مـتـعـال بـه بندگان نعمت عطا نكرد كه باز گيرد. و اگـر بـه مردمى انعام فرمود و آنها باقى بمانند تا وقتى كه شب و روز باقى است آن نعمت ها را از آنها نخواهد گرفت و حال آن كه آنها شكر آن نعمتها را به جا آورند مگر اين كه عوض شكرگزارى كفران نعمت كنند و عوض اطاعت و بندگى خـدا مـرتـكـب گـنـاه و مـعـصـيـت شوند. و اين است مضمون آيه كـريـمـه كـه خـداى مـتـعـال مـى فرمايد: به درستى كه خدا تـغـيـيـر نـمـى دهـد آنـچه براى قوم و مردمى هست تا اين كه تـغـيـيـر دهند آنچه در نفسهاى آنهاست يعنى حالاتشان تغيير كند.


    *ارشاد القلوب ديلمي*

  8. تشكر

    آسیه سادات (24-12-1389)

  9. #75
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال امـيـرالمؤ منين عليه السلام : ان الله تعالى يبتلى عـبـاده عند طول السيئات بنقص الثمرات و حبس البركات و اغـلاق خـزائن الخـيـرات ليـتـوب تـائب و يقلع مقلع و يتذكر متذكر و ينزجر و قد جعل الله الا ستغفار سببا للرزق و رحمة للخلق فقال سبحانه : فقلت استغفروا ربكم انه كان غفارا يـرسـل السـمـاء عـليـكـم مـدارا و يـمـدد كـم بـامـوال و بـنـيـن و يـجـعـل لكـم جـنـات و يجعل لكم انهارا.(151)

    حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام فـرمـود: خـداى متعال هنگامى كه بندگانش گناه را ادامه مى دهند آنها را مبتلا مـى فـرمـايد به كمى ميوه هايشان و بركات را از آنها باز مـى دارد و مـعـادن خـيـر را از آنـهـا مـنـع مى كند براى اين كه تـوبـه كـنـنـدگـان تـوبه كنند و گناه كاران از گناه باز ايـسـتـنـد و آنـهـا كـه خدا را از ياد برده اند متذكر گردند و اهـل هـوا و هـوس خـود را مـنـع كنند و باز ايستند. و به تحقيق خـداى مـتـعال استغفار را سبب رزق و موجب رحمت خلق قرار داده پـس خـداى سـبـحان مى فرمايد: پس گفتم از خداى خود طلب آمـرزش و مـغـفـرت كـنـيـد بـه درستى كه او آمرزنده است . و اسـتـغـفـار سـبب مى شود كه خداى تعالى از آسمان بر شما بـاران مـى بـارد و مـال و فـرزنـدان شـما از زياد مى كند و براى شما باغستانها و نهرهاى جارى قرار مى دهد.



    فـرحـم الله مـن قـدم تـوبـتـه و اخـر شـهـوتـه و استقال عثرته فان امله خادع له و اجله مستور عنه و الشيطان يـتـوكـل بـه يمنيه التوبه ليسوفها و يزهى له المعصيه ليـرتـكـبـهـا حـتـى تـاءتـى عـليـه مـنـيـه و هـو اغـفـل مـا يـكون فيالها حسره على ذى غفله ان يكون عمره حسره عـليـه و ان تـؤ ديـه ايـامـه الى شـقـوه فنسئل الله ان يجعلنا و اياكم ممن لا يتطره نعمه و لا يقتصر به عن طاعه ربه غايه و لا تجعل به بعد الموت ندامه و لا كائبه .

    پـس خـدا رحـمـت كند كسى را كه توبه خود را پيش اندازد و شـهـوت خـود را عـقـب انـدازد، و بـراى لغـزشـهـاى خود طلب بـخـشـش كـنـد، براى اينكه آرزوهاى او با او خدعه و مكر مى كـنـد و اجل و وقت مرگ او بر او پوشيده است . و شيطان بر او موكل است به آرزوها او را از توبه باز مى دارد تا آن را به عقب اندازد و انتظار فرصت ببرد. و شيزان گناهان را در نظر او زينت مى دهد تا به جا آورد. تا اين كه ناگهان مرگ او در رسـد و او در حـال غـفـلت باشد. پس چه بسيار حسرت هست بر غافلى كه عمر او سبب حسرت او گردد و زندگى او بـاعـث شـقـاوت او گـردد. پـس از خـداى خـود سـؤ ال مـى كـنيم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه نعمتها او را مغرور و سرمست نكند و سرگرم نعمت نشود به قدرى كه از طاعت خدا باز ايستد و از كسانى قرار دهد كه بعد از مرگ به پشيمانى مبتلا گردد و به حزن و اندوه گرفتار شود.



    و قـال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : و لوانـهـم حـيـن تـزول عـنـهـم النـعـم و تـحـل بـهـم النقم فزوعوا الى الله تـوبـه مـن نـفـوسهم و صدقا من نياتهم و خالص طوياتهم لرد عـليـهـم كـل شـارد و لا صـلح لهـم كل فاسد.

    پـيـغـمـبر صلى الله عليه و آله فرمود: و اگر مردم هنگامى كـه نـعمتها از آنها زائل و برداشته مى شد و بر آنها نقمتها حـلول مى كرد در پيشگاه عالم جهت توبه خالص و واقعى و از روى صدق نيات و قلوب خالص از هر شايبه اظهار جزع و فزع مى كردند هر آينه بر آنها رد مى كرد هر پراكنده اى را و هر آينه براى آنها اصلاح مى فرمود: هر فاسدى را.



    و قال النبى صلى الله عليه و آله : ان لله تعالى ملكا يـنزل فى كل ليلة فينادى يا ابناء العشرين جدوا و اجتهدوا يـا ابـنـاء الثـلاثـيـن لا تـغـرنـكم الحيوة الدنيا و يا ابناء الاربـعـيـن ماذا اعددتم للقاء ربكم و يا ابناءالخمسين اتتكم النذير و يا ابناء الستين زرع عن حصاده و يا ابناء السبعين نـودى لكـم فاجيبوا يا ابناء الثمانين اتتكم الساعة و انتم غـافـلون ثـم يـقـول لولا عـبـاد ركـع و رجال خشع و صبيان رضع و انعام رتع لصبت عليكم العذاب صبا.

    رسـول الله صـلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه خـدا را مـلكـى اسـت كـه در هـر شـب بـه زمـيـن نزول مى كند. پس در ميان مردم دنيا فرياد مى زند و آنها را نـدا مـى كـنـد اى كـسـانـى كـه بـيـسـت سال از عمر شما مى رود جديت و كوشش كنيد. واى كسانى كه سى سال از عمر شما گذشته زندگانى دنيا شما را مغرور نـكند. واى چهل ساله ها چه چيز تهيه ديده ايد براى ملاقات حـق تـعالى و پروردگار خودتان . واى پنجاه ساله ها شما را نذير و ترساننده از عذاب آمد و به شما اعلان خطر شد. واى شـصـت سـاله ها شما به منزله زرعى هستيد كه وقت درو كردن آن رسيده باشد. واى هفتاد ساله ها براى رفتن شما را صـدا زده انـد و نـدا كرده اند پس اجابت كنيد داعى حق را واى هشتاد ساله ها قيامت آمد و شما به آن رسيديد و هنوز غافليد. پـس مـى گـويـد: اگـر نـبـودند بندگان كمر خميده و مردان خـاضع و خاشع و اطفال شيرخوار و حيوانات چرنده بيابان هر آينه عذابى شديد بر شما مى ريخت .


    *ارشاد القلوب ديلمي*

  10. تشكر

    آسیه سادات (24-12-1389)

  11. #76
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال رسول الله صلى الله عليه و آله : اكرموا ضعفائكم فانما ترزقون و تنصرون بضعفائكم .

    پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: گرامى داريد ضعيفان خودتان را پس ‍ جز اين نيست كه به خاطر ضعفايتان روزى داده مى شويد و يارى مى گرديد:


    و قـال صـلى الله عـليـه و آله : يا بنى هاشم و يا بنى عـبـدالمـطـلب و يـا بـنـى عـبـد مناف و يا بنى قصى اشتروا انـفـسـكـم مـن الله و اعـلمـوا انـى انـا النذير و الموت المغير والساعة الموعد.

    آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: اى فرزندان هاشم و اى فـرزنـدان عـبـدالمـطـلب و اى فـرزنـدان عبد مناف و اى فرزندان قصى ، با اين الفاظ تمام خويشان و بستگان را نـدا در داد. بـعـد از آن فرمود: نفسها و جانهاى خود را از خدا خـريـدارى كـنيد. و بدانيد من از جانب خدا آمده ام كه شما را از عـذاب دردنـاك الهـى بـتـرسـانم ، پس مغرور نسبت داشتن با پـيغمبر اكرم نشويد. و بدانيد مرگ تغيير دهنده است ، يعنى حيات را به موت تغيير مى دهد و قيامت وعده گاه است .



    و لمـا نـزل عـليـه : و انـذر عـشـيرتك الاقربين (152)، صـعـد عـلى الصـفـا و جـمـع عـشـيـرتـه و قـال : يـا بـنـى عبدالمطلب يا بنى عبد مناف يا بنى قصى اشـتـروا انـفـسـكم من الله فانى لا اغنى عنكم من الله شيئا يا عـبـاس عـم مـحـمـد صـلى الله عـليـه و آله يـا صفيه عمته يا فـاطـمـه ابـنـتـه ثـم نـاداى كـل رجـل بـاسـمـه و كل امرئة باسمها الا يجى الناس يوم القيمة يحملون الاوزار و يـقـولون بان محمدا صلى الله عليه و آله منا و ينادون يا محمد يا محمد و اعرض ‍ بوجهه هكذا و هكذا و اعرض عن يمينه و شـمـا له فـو الله مـا اوليـائى مـنـكم الا المتقون ان اكرمكم عندالله اتقيكم .(153)

    چـون كـه ايـن آيـه نـازل شـد: و خويشان نزديكت را از عذاب بترسان ، حضرت بر كوه صفا بالا رفت و طايفه و عشيره خـود را جـمـع كرد و فرمود:اى پسران عبدالمطلب اى پسران قـصـى خـريـدارى كنيد جانهايتان را از خدا؛ پس به درستى كـه مـن شـمـا را از چـيزى بى نياز نمى كنم .اى عباس عموى پـيـغمبر! اى صفيه عمه او! اى فاطمه دختر او! پس هر مرد و زن را بـه اسـم او صـدا زد و فرمود: آگاه باشيد مردم روز قـيـامـت مـى آيـنـد در حـالى كـه وزر و وبال خود را به دوش گرفته اند و مى گويند محمدـ صلى الله عـليـه و آله از مـاسـت و صـدا بـلند مى كنند يا محمد يا مـحمد، پس ‍ حضرت صورت مبارك خود را به اين طرف و آن طـرف گرداند و از راست و چپ رو برگرداند و فرمود: به خـدا قـسـم دوسـتـان مـن نـيـسـتـنـد مـگـر اهـل تـقـوا. و گـرامى ترين شما نزد خدا با تقواترين شما هستند.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  12. #77
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و روى انـه صلى الله عليه و آله لما مرض مرضه الذى مـات فـيـه خـرج مـتـعـصـبـا مـتـعمدا على يد اميرالمؤ منين عليه السـلام و الفـضـل بـن عـبـاس فـتـبـعـه النـاس . فـقال : يا ايها الناس انه قد آن منى حقوق يعنى رحيلا و قد امـرت ان اسـتـغـفـر لاهـل البـقـيـع ثـم جـاء حـتـى دخـل البـقـيـع . قـال : السـلام عـليـكـم يـا اهـل التـربـة السـلام عليكم يا اهل الغربة ليهنئكم ما اصبح الناس فيه اتت الفتن كقطع الليل المظلم يتبع اولها آخرها ثـم اسـتـغـفـر لهـم و اطـال الاسـتغفار و رجع فصعد المنبر و اجـتـمـع النـاس حـوله فـحـمـدالله و اثـنـى عـليـه ثـم قـال ايـهـا النـاس انـه قـد آن مـنـى حـقـوقـى فـاءن جـبـرئيـل كـان يـاءتـيـنـى يـعـارضـنـى بـالقـرآن فـى كـل سنة مرة و انه قد عارضنى به فى هذاالسنة مرتين و لا اقوال ذلك الالحضورا جلى فمن كان له على دين فليذكره لا عـطـيـه و مـن كـان له عندى عدة فليذكرها اعطه ايها الناس لا يـتـمـنـى مـتـمـنـى و لا يـدعـى مـدع فـانـه و الله لايـنـجى الا العـمـل و رحـمـة الله ولو عـصيت لهويت ثم رفع طرفه الى السماء و قال اللهم هل بلغت .

    روايت شده كه : آن بزرگوار چون مريض شد در مرضى كه در آن بـه رحـمـت الهـى واصـل گـرديـد از مـنـزل خـارج شـد در حـالتـى كـه سر مبارك را به عصابه بـسـتـه بـود و بـر شـانـه امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليه السلام و فضل بن عباس تكيه داده بود. پس مردم به همراه آن حضرت حـركـت كـردنـد. پـس فـرمـود: اى مـردم رفـتـن من از ميان شما نـزديـك شـده و مـن مـاءمـور شـده ام كـه بـراى اهل بقيع استغفار كنم . پس تشريف آورد تا اين كه وارد بقيع شد. پس فرمود: سلام بر شما اى كسانى كه در اين تربت پاك آرميده ايد. و سلام بر شما اى كسانى كه در اين بلاد و ديـار غـربـت به سر مى بريد. هر آينه گوارا باد شما را دورى از فـتـنـه هـايى كه مردم صبح كرده اند در آن فتنه ها مـانـنـد پـاره هـاى شـب تـاريـك يكى پس از ديگرى ظاهر مى گردد. پس استغفار فرمود و طول داد استغفار را براى آنها. پـس بـه مسجد بازگشت فرمود و بالاى منبر تشريف برد و مردم در اطراف او جمع شدند. و حمد و ثناى خدا را گفت پس ‍ فـرمـود: ايـهـا النـاس بـه درسـتى كه رفتن من از ميان شما نـزديـك شـده ، بـراى ايـن كـه جـبـرئيـل در هـر سـال يـك مـرتـبـه قرآن را بر من عرضه مى داشت اما در اين سال دو مرتبه عرضه داشته . و اين نيست مگر براى نزديك شدن اجل من . پس هر كس از من طلبى دارد به ياد بياورد تا بـه او بـپـردازم . و هـر كس را وعده داده ام بگويد تا به او عـطـا كنم . اى مردم كسى آرزوى بيجا نداشته باشد و ادعاى بى مورد نكند. قسم به خدا كه سبب نجات نيست مگر دو چيز عمل و رحمت خداى متعال . و اگر من معصيت كنم سرنگون خواهم شـد. (شـايـد مـراد عـذاب جهنم باشد نعوذ بالله ) پس چشم مـبـارك خـود را بـه طـرف آسـمـان انـداخـت و گـفـت : خـدايا من رساندم به مردم آنچه بايد برسانم .



    و قـال صـلى الله عـليـه و آله : اياكم و محقرات الذنوب فـان لهـا مـن الله طـالبـا و انـهـا لتـجـمـع على المرء حتى تهلكه .

    پـيـغـمـبـر صلى الله عليه و آله فرمود: بپرهيزيد و دورى كنيد از گناهان كوچك كه آنها مورد مواءخذه قرار مى گيرد و در نـامـه عـمـل هر كس جمع مى شود تا اين كه او را به هلاكت اندازد.



    و قـال عـليه السلام : لو تعلمون ما اعلم لضحكتم قليلا ولبـكيتم كثيرا على انفسكم و لخرجتم على الصعدات تبكون عـلى اعـمـالكـم . ولو تـعـلم البـهائم من الموت ما تعلمون ما اكلتم سمينا.

    مـى فرمايد: اگر شما آنچه را كه من مى دانم مى دانستيد هر آيـنـه كـم خـنـده مـى كـرديـد و بـسـيـار بـه حـال خـودتـان گـريـه مى كرديد و هر آينه خارج مى شديد بـر كـوهـهـا و بـر اعـمـال خـود گـريـه مـى كـرديد. و اگر حـيـوانات از مردن مى دانستند آنچه را شما مى دانيد هيچ گاه گوشت سمين و فربه نمى خورديد.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  13. #78
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال صـلى الله عـليـه و آله : امـا و الله لو تعلمون ما اعـلم لبـكـيـتـم على انفسكم و لخرجتم على الصعدات تندمون على اعمالكم و لتركتم اموالكم لا حارس لها و لا خائف عليها و لكـنكم نسيتم ما ذكرتم و امنتم ما حذرتم فياءتكم ما ربكم و تـشـتـت عليكم امركم اما و الله لوعدت ان الله الحقنى بمن هـو خـيـرلى مـنـكـم قـوم و الله مـيـامـين الراءى مراجيح الحكمة مـقـاويـل الصـدق مـنـاديـك البـغـى مضوا قدما على الطريق و اخضوا على الحجة ظفروا بالعقبى الدائمة و الكرامة الباقية امـا و الله ليـظـهـر عـليـكـم غـلام ثـقـيـف الديـال المـال ياءكل خضرتكم ويذيب شحمتكم انه ابا درجة يعنى بذلك الحجاج بن يوسف لهمة يهتم به .

    فرمود: آگاه باشيد به خدا قسم اگر مى دانستيد آنچه را من مى دانم هر آينه به خود مى گريستيد و به كوهها مى رفتيد و از گـناهان خود پشيمان مى شديد و هر آينه رها مى كرديد امـوال خـود را بدون حافظ و خوفى هم بر آن ياد شما آورده اند و ايمن شده ايد از آنچه كه شما را از آن ترسانيده اند و به شك و شبهه گرفتار شديد و كارهاى شما پراكنده شده آگـاه بـاشـيـد بـه خـدا قـسـم بـه من وعده داده شده كه خداى متعال مرا ملحق فرمايد به كسانى كه براى من از شما بهتر بـاشـند مردمى كه داراى راءيهاى متين و محكم هستند و كارهاى آنها حكميانه و گفتار آنها صدق ، از بغى و سركشى دورى مـى كـنـند. و آنها از گذشته بر طريق حق بوده اند و پنهان شـده انـد بـا اين كه حجت بر حقانيت خود دارند آنها بر عالم بـقا و دائمى ظفر پيدا كرده اند و به بزرگوارى دائمى و هميشگى رسيده اند. آگاه باشيد به خدا قسم پسر ثقيف بر شـما مسلط مى شود كه مالها را جمع مى كند و نعمت هاى خوب شما را مى خورد و در اثر ظلم و ستم پيه شما را آب مى كند و او در نـهـايـت درجـه ظـلم و سـتـم نسبت به شما خواهد بود. مـقصود حضرت حجاج بن يوسف بوده براى اهميت او در ظلم و ستم .



    و قـال صـلى الله عـليـه و آله : ان الزاهـديـن فى الدنيا تـبـكـى قـلوبـهـم و ان ضحكوا و يشتد حزنهم و ان فرحوا و يكثر مقتهم انفسهم و ان اغتبطوا بما رزقوا.

    پـيـغـمـبـر صـلى الله عـليـه و آله فـرمـود: زاهـديـن در دنيا قـلبـهـايـشـان گـريـان اسـت گـرچه مى خندند، و حزن آنها بـسـيـار است گرچه در ظاهر خوشحال به نظر مى رسند. و خـود را بـر كـارهـاى خـلاف خود بسيار ملامت مى كنند گرچه مورد غبطه باشند به واسطه نعمت هايى كه به آنها روزى داده شده است .



    و قـال صـلى الله عـليـه و آله فـى خـطـبة : اما بعد فان الدنـيـا قـد ادبـرت و اذنـت بـوداع و ان الآخـرة قـد اقـبـلت و اشـرفـت بـاطـلاع الا و ان اليـوم مـضـمـار و غـدا السـبـاق و السـبـعـة الجـنـة و الغـايـة النـار افـلا تـائب مـن خـطـيـئتـه قـبل منيته الاعامل لنفسه قبل يوم بؤ سه و حسرته الا و انكم فـى ايـام عـمـل مـن ورائه اجـل فـمـن عـمـل فـى ايـام عـمـله قبل حضورا جله نفعه و لم يضره اجله و من قصر فى ايام عمله فقد خسر عمله و ضره اجله الا فاعموا فى الرغبة كما تعملون فى الرهبة الا و انى لم اركالجنة نام طالبها و لا كالنار نام هـاربـهـا و انـه مـن لم يـنـفـعـه الحـق يـضـره البـاطـل و مـن لم يـسـتـقـم بـه الهـدى يـرده الضـلال الاوانـكم قد امرتم بالضعن و دللتم على الزاد و ان اخـوف مـا اتـخـوف عـليـكـم اتـبـاع الهـوى و طول الامل فتزودوا من الدنيا فى الدنيا مما تنجون به انفسكم .

    آن حـضـرت در خـطـبـه خـود فـرمـود: بـعـد از حـمـد و ثـنـاى پـروردگـار عالم جلت عظمته پس به درستى كه دنيا پشت كـرده است و اعلان وداع نموده و آخرت رو كرده است و مى آيد و مـشـرف اسـت يـعـنـى بـه هـمـين زودى ظاهر خواهد شد. آگاه بـاشـيد امروز روز عمل است و فردا در قيامت روز سبقت است و سـبـقـت به جانب بهشت است براى مؤ منين و متقين و پايان كار كـفـار جـهـنـم اسـت . پـس آيـا تـوبـه كـنـنـده اى نـيـسـت كـه قـبـل از رسـيـدن وقـت مـوتـش تـوبه كند. آيا كسى نيست كه براى نجات خود عملى انجام دهد پيش از روزى كه ماءيوس و نـاامـيـد بـاشـد و دسـت او بـه كـارى نـرسد و سرانجام به حـسـرت مـبـتـلا گـردد. آگـاه بـاشـيـد شـمـا در روزهـاى عمل هستيد كه دنبال او تمام شدن فرصت است ، پس كسى كه عـمـل كـنـد و روز مـهـلت پـيـش از رسـيـدن روز مـرگـش عـمـل او بـه او نـفـع مـى دهـد و تمام شدن مدت و رسيدن روز مـوعـود بـه حـال او ضـررى نـدارد. و كـسى كه كوتاهى در عمل كند در مدتى كه مهلت دارد و عملش و رسيدن آن روز آخر به حال او ضرر دارد چون اول عذاب و سختى اوست و آن روز بـه خـسـران و ضـرر خـود پـى مـى بـرد. پس آگاه باشيد عـمـل كـنـيـد در روز ايـمـنى مانند روزى كه مى ترسيد. آگاه بـاشـيـد مـن نديدم مثل بهشت را كه طالب آن به خواب رود و نـديدم مثل آتش را كه فرار كننده از آن به خواب رود. و به تـحـقـيـق هـر كـس از حـق بـهـره نـبـرد باطل به او ضرر مى زند و هر كس هدايت او را به راه راست راهـنـمـايـى نكرد ضلالت او را گمراه مى كند. آگاه باشيد شـما در اين دنيا امر شده ايد به بهره برداشتن و راهنمايى شـده ايـد بـه آنـچـه كـه بـراى زاد و توشه سفر پرخطر طـولانـى آخـرت بـايـد بـرداريـد. و بـه درسـتـى كه آنچه بـيـشـتـر از هـر چـيـز بـر شـمـا مى ترسم دو چيز است يكى پـيـروى از هـواها و تمايلات نفسانى و ديگر آرزوى بسيار مـاندن در دنيا و تهيه لوازم آن خرجى راه برداريد در حالى كـه در دنـيـا هـستيد و چيزهاى آن در اختيار شماست از آن چيزها كه به سبب آن مى توانيد خود را نجات دهيد.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  14. #79
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    يقول العبد الفقير الى رحمه الله و رضوانه الحسن بن مـحـمد الديلمى تغمده الله برحمته و رضوانه ان هذا الكلام مـنـه لعـظـيم الموعظه و جليل الفائده بليغ المقاله لو كان كـلام يـاءخذ بالازدجار و الموعظه لكان هذا يكفى به قاطعا لعلائق الامال و قادحا لزناد الا تعاظ و الا يقاظ ياءتخد الله بـا عناق المتفكرين فيه و المتبصرين الى الزهد و يضطرهم الى عـمل الاخره فاعتبروا و تفكروا و تبصروا الى معانيه يا اولى الالباب .

    ايـن بنده فقير به سوى رحمت خدا و رضايت او حست فرزند مـحـمـد الديـلمى ، كه خدا او را به رحمت و رضايت خود فرو گيرد، مى گويد: به درستى كه اين كلام از آن بزرگوار بـسـيـار مـوعـظـه بـزرگـى اسـت و فـايده مهم دارد و گفتار رسـايـى اسـت كـه اگـر كلامى براى موعظه و بازداشتن از مـعـاصـى خـواسـته باشيم هر آينه همين ما را كافى است كه قـطـع عـلايـق دنـيـا كـنـيـم و آرزوها را كوتاه كنيم و بهترين ريـسـمان است بر گردن اهل فكر كه آنها را موعظه كند و از خواب غفلت بيدار نمايد و سبب بينايى آنها گردد كه ناچار بـه اعـمـال و كـارهـاى نافع براى آخرت بپردازند. پس اى صـاحـبـان عـقـل عـبـرت بـگـيريد و فكر كنيد و به معانى آن بينايى پيدا كنيد.



    و قـال صـلى الله عليه و آله فى خطبة اخرى تجرى هذا المجرى : انظروا الى الدنيا نظر الزاهدين فيها الصارفين عـنـهـا فانها و الله عن قليل تزيل الثاوى الساكن و تفجع المترف الامن لا يرجع ما تولى منها فادبر و لا يدرى ماهوات مـنـهـا فـيـنـتـظـر سـرورهـا مـشـوب بـالحـزن و جـلد الرجال منها الى الضعف و الوهن فلا تغرنكم كثرة ما يعجبكم فـيـهـا لقـلة مـا يـصحبكم منها فرحم الله امرء تفكر فاعتبر فـابـصـر و كـانـمـا هـو كـائن مـن الدنـيـا عـن قـليـل لم يـكـن و مـا هـو كـائن مـن الآخـرة عـمـا قـليـل لم يـزل و كـل مـعـدود مـنـقـص و كل متوقع ات و كل ات قريب دان و العالم الى الله لعبد و كله الله بـنـفـسـه جـائر عـن قـصـد السـبـيـل سـائر بـغـيـر دليل ان دعى الى حرث الدنيا عمل و ان دعى الى حرث الآخرة كـسـل كان ما عمل له واجب عليه و مادنى عنه ساقط عنه و ذلك زمـان لا يسلم فيه الا كل مؤ من ان شهد لم يعرف و ان غاب لم يـتـفـقـد اولئك مـصـابـيـح الهـدى و اعـلام السـرى ليـسـوا بـالمـصـابـيح و لا المذابيع البذر اولئك يفتح الله عليهم ابـواب رحـمـة و يـكـشـف عنهم ضرنقمته . يا ايها الناس انه سياءتى عليكم زمان يكفى فيه الاسلام كما يكفى الاناء بما فـيـه يـا ايـهـا النـاس ان الله تـعالى قد اعاذكم من ان يحم عـليـكـم و لم يـعذبكم من ان يبتليكم لقوله تعالى : ان فى ذلك لايات و ان كنا لمبتلين .(154)

    در خـطـبـه ديـگـر كـه در هـمـيـن مـورد و بـه همين مضمون است فرمود: به دنيا از روى زهد و بى رغبتى نگاه كنيد و توجه خود را از آن برداريد. به خدا قسم به همين زودى ها ساكنين آن از آن كـوچ خـواهـنـد كـرد و مـتـرفـيـن و اهـل طـغـيـان نـاگهان نيست و نابود مى گردند. آگاه باشيد كـسـى كه از راه اشتباهش ‍ برنگردد به زودى به بدبختى گـرفـتـار خواهد شد و از آينده خود نيز خبر خوش ندارد كه انـتظار آن را ببرد سرور دنيا با حزن و اندوه آميخته شده و مـردان قـوى رو بـه ضـعـف و سـستى مى روند. پس بسيارى چـيـزها كه از آنها خوشتان مى آيد شما را مغرور نكند، براى ايـن كـه زود از دسـت شـما مى رود. پس خدا رحمت كند كسى را كه فكر كند و عبرت بگيرد پس بينا شود. و گويا آنچه از دنـيا مى باشد به همين زودى ها نابود است و آنچه از آخرت مـى بـاشـد بـه ايـن كـيـفـيـت اسـت كـه هـرگـز زايل نخواهد شد. و هر چه به شمار آيد ناقص است و هر چه تـوقـع آن هـسـت آينده است . و عالم كسى است كه قدر خود را بـدانـد. و همين جهالت براى شخص بس است كه قدر خود را نداند و به تحقيق دشمن ترين بندگان در پيشگاه قدرت حق آن كـس اسـت كـه خـدا او را بـه خـود واگـذارد و از راه راسـت مـنـحـرف گـردد و بـدون راهـنـما راه بپيمايد. اگر او را به سـوى مـنـافـع دنـيا بخوانند به سرعت مى رود. و اگر به سـوى كـارهـاى آخـرت دعـوت كـنـنـد و حـال كـسـالت رو مـى آورد. گويا آنچه از كار دنيا انجام مى دهد بر او واجب است و آنچه از امور آخرت كه در آن سستى مى ورزد از او سـاقـط اسـت . و اين در زمانى است كه سالم نمى مـانـد در آن مـگـر هـر مـؤ مـن گـمنام كه اگر حضور پيدا كند شـناخته نشود و اگر غائب و پنهان باشد كسى از او جستجو نـكـنـد. ايـنـان چـراغـهـاى هـدايت اند و راهنماى بندگان . آنها اهـل فـساد و شايعه ساز نيستند، بلكه اينانند كه خدا درهاى رحـمـتـش را بـه سـوى آنـهـا گشوده و به سبب آنها بلاها را دفـع مـى فـرمايد.اى مردم زود باشد بيايد بر شما زمانى كـه اسـلام بـراى شـما كافى باشد چنانچه آنچه در ظرف است او را كافى است يعنى حقايق اسلام به نحوى ظاهر شود كـه ديـگـر احـتـيـاج بـه غـيـر آن نـبـاشـد.اى مـردم خـداى متعال شما را از عذاب حميم جهنم پناه داد و غذاب را سبب امتحان شـمـا قـرار نـداده . چـنـانـچه فرموده : به تحقيق كه در اين علاماتى است گرچه ما آنها را مبتلا كنيم .
    مخفى نماند كه الفاظ اين خطبه هاى شريف در متن كتاب خيلى مـغـلوط بـود لذا ايـن خـطـبـه آخـر را از كـتـاب نـهج البلاغه نـقـل مـى كـنـم و خـطبه هاى گذشته را تا حدى اصلاح كردم چـنـانـچـه غـلطـى مـلاحـظـه شـد بـه اصل آن مراجعه بشود (مترجم ).



    و قـال عـلى عـليـه السـلام فـى خـطـبـة اخـرى تـجـرى هـذالمـجـرى : الا و ان الدنـيـا قـد تـصـرمت و آذنت بانقضاء و تنكر معروفها و ادبرت حذا فهى تحفز بالفناء سكانها و تحدو بالموت جيرانها و قد امر منها ما كان حلوا و كدرمنها ما كـان صـفـوا يـبـق مـنـها الا سملة كسملة الا داوة او جرعة كجرعة المـقـلة لو تـمـررهـا الصـديـان لم يـنـقـع فـازمعوا عبادالله الرحـيـل عـن هـذه الدار المـقـدور عـلى اهـلهـا الزوال و لا يـغـلبـنـكـم فـيـهـا الامـل و لا يطولن عليكم فيها الامـل فـو الله لو حـنـنـتـم حـنـيـن الؤ له العـجـال و دعـوتـم بـهـديـل الحـمـال و جـارتـم جـوار مـتـبـتـل الرهـبـان و خـرجـتـم الى الله مـن الاموال و الاولاد التماس القربة اليه فى ارتفاع درجة عنده او غـفـران سيئة احصتها كتبه و حفظها رسله لكان قليلا فيما ارجـو لكـم مـن ثـوابـة و اخـاف عـليـكـم مـن عـقابه و الله لو انماثت قلوبكم انمياثا و سالت عيونكم من رغبة اليه اورهبة مـن دمـا ثم عمرتم فى الدنيا مالدينا باقيه ماخرت اعمالكم ولو لم تبقو شيئا من جهدكم انعمه عليكم العظام و هداه اياكم للاءيمان .

    آگـاه بـاشـيـد دنـيا رو به فنا و نيستى نهاده و گذشتش را اعـلام كـرده و خـوشـى آن بـاقـى نـمـى ماند. و به زودى رو برمى گرداند و ساكنين خود را به فنا و نيستى مى كشاند و هـمـسـايـگـان را به سوى مرگ ميراند. سيرنى هاى آن به تخلى مبدل شده و صافى هاى آن تيره گرديده . پس از اين دنيا باقى نمانده مگر ته مانده اى مانند ته مانده آب در مشك كـوچـكـى يـا بـاقـى نـمـانـده از آن مگر جرعه اى پس تشنه تشنگى او بر طرف نشود. پس اى بندگان خدا براى كوچ كـردن از ايـن سـرا كـه بـراى اهـلش زوال و نـيـسـتى مقدر شده آماده شويد. و آرزو بر شما غالب نـشـود و مـدت زندگانى در آن به نظر شما طولانى نيايد. پـس سـوگـند به خدا اگر بناليد مانند ناله شتران غمزده فـرزنـد مـرده و بـخـوانـيـد مانند خواندن كبوتر و فرياد و زارى نـمـايـيـد مـانـند فرياد و زارى راهبى كه دنيا را ترك كـرده و از مـالهـا و فـرزنـدان در راه خـدا بـگـذريـد بـراى درخواست تقرب از جهت بلندى مقام و منزلت نزد او يا آمرزش ‍ گـنـاهـى كـه نـوشـتـه شده و فرشتگان او آن گناه را ثبت نـمـوده انـد هـر آيـنـه كـم اسـت در مـقابل ثوابى كه از جانب خـداونـد مـتـعـال مـن بـراى شـمـا امـيـدوارم و كـم اسـت در مـقـابـل عـذاب او كـه مـن بـر شما مى ترسم . و به خدا قسم اگر براى شوق به حق تعالى يا براى ترس از او دلهاى شـمـا گـداخته شود يا از چشمهايتان خون جارى گردد و به ايـن حـال در دنـيـا زنـدگـى كـنـيـد مـادامى كه باقى است اين اعـمـال و مـنـتـهـى درجـه كـوشـش شـمـا برابرى با نعمتهاى بزرگ خداوند كه به شما عطا فرموده نمى نمايد و مساوى راهنمايى نمودن او شما را به سوى ايمان نمى گردد.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  15. #80
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : انـه ليـظـهـر النفاق وتـرفـع الامـانـة و تـقـيـض الرحـمة و يتهم الاءمين و يؤ تمن الخائن اتتكم الفتن كامثال الليل المظلم .

    پـيـغـمبر صلى الله عليه و آله فرمود: به تحقيق كه نفاق ظـاهـر مـى گـردد و امـانـت برطرف مى شود و رحمت تمام مى شود و امين متهم مى شود و خائن امين مى گردد و فتنه ها مانند شبهاى تاريك به سوى شما مى آيد.



    و جـاء فـى قـوله تـعـالى : و نادوا يا مالك ليقض علينا ربـك (155)، قـال يـنـادون اربـعـيـن عـامـا فلا يجيبهم ثم يقول انكم ما كثون فيقولون ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظـالمـون فـيـدعـون اربـعـيـن عاما فيقال لهم اخسئوا فيها و لا تـكلمون فيئس القوم بعدها فلم يبق الا الزفيرو الشهيق كما تتناهق الحمير.

    در تفسير اين آيه كريمه : ندا مى كنند اى مالك از خدا بخواه كـه عـذاب مـا تـخـفـيف داده شود يا اين كه كار ما تمام شود و خـداى مـتـعـال مـا را بـمـيـرانـد، فـرمـود: چـهـل سـال اين ندا را مى كنند و كسى به آنها جواب نمى دهد پـس از چـهـل سـال به آنها جواب داده مى شود كه شما اينجا بـايـد بـاشيد و مرگى براى شما نيست و عذاب شما دائمى اسـت پـس مـى گويند: اى خداى ما را از اين عذاب خارج فرما اگـر بـاز عـود و بـازگـشـت به گناه كرديم ما ظلم كننده و مستحق عذاب مى باشيم . پس چهل سال مى گذرد و به آنها و گفته آنها اعتنايى نمى شود تا ايـنـكـه بـه آنـهـا چنين جواب داده مى شود دور شويد و حرف نـزنـيـد. پـس آنـهـا بـعـد از اين جريان ماءيوس مى شوند و ديـگـر امـيـدى بـراى آنـهـا باقى نماند مگر صداى زفير و شهيق در جهنم همچنان كه خر صدا مى كند.
    زفير و شهيق به يك معنى است و فرق بين آنها اين است كه زفير اول صداى خر است و شهيق آخر آن .



    و قـال صـلى الله عـليـه و آله يـشـتـد بـاهـل النـار الجـوع عـلى مـا هـم فـيـه مـن العذاب فيستغيثون بـالطعام فيغاثون بطعام ذى غصة و عذاب اليم و شراب من حـميم فيقطع امعائهم فيقولون لخزنة جهنم ادعوا ربكم يخفف عـنـا يـومـا مـن العـذاب فـيـقـال لهـم الم تك تاءتيكم رسلكم بـالبينات قالوا بلى قالوا فادعوا و ما دعاء الكافرين الا فى ضلال .

    پـيـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـليـه و آله فـرمـود: اهل جهنم در شدت گرسنگى واقع مى شوند با آن عذابها كه بـراى آنـهـاسـت ، پـس طـلب طـعـام مـى كـنـنـد. و در مـقـابل خواسته آنها طعامى به آنها داده مى شود كه آن را ذى غصه مى نامند به جهت اين كه در گلوى آنها مى ماند و فرو بـردنـش براى آنها سخت است و عذابى دردناك است ، و آبى بـه آنـهـا مـى دهند كه از گرمى و داغى احشاء و امعاء آنها را قـطعه قطعه مى كند. پس به خازنين جهنم مى گويند كه از خداى خود بخواهيد كه يك روز عذاب ما را تخفيف دهد. به آنها گـفـتـه مى شود: آيا پيغمبران خدا بر شما وارد نشدند و در مـيان شما مبعوث نگرديدند و احكام الهى را براى شما بيان نـكـردنـد؟ عـرض مـى كـنـنـد، بلى پيغمبران آمدند. گفته مى شـود: دعـا كـنـيد و هر چه مى خواهيد بخواهيد و نيست خواسته هاى كافران مگر در هلاكت .



    و قـال الحـسـن عـليـه السـلام : ان الله تـعـالى لم يـجـعـل الاغـلال فـى اعـنـاق اهل النار لاءنهم اعجزوه و لكن اذا اطـفـى بـهـم اللهـب ارسـلهـم فـى قعرها ثم غشى عليه فلما افـاق مـن غـشـوتـه قال يا بن آدم نفسك نفسك فانما هى نفس ‍ واحدة ان نجوت و ان هلكت لم ينفعك نجاة من نجى .
    ترجمه :
    حـضـرت امـام حـسـن عـليـه السـلام فـرمـود: ايـن كـه خـداى مـتـعال جلت عظمته اهل آتش را غل به گردن آنها قرار مى دهد نـه بـراى ايـن است كه آنها خدا را عاجز كنند، يعنى بتوانند فـرار كـنـنـد و ليـكـن وقـتـى شـعـله آتـش آنـها را گرفت آن غـل سـنگين آنها را به قعر جهنم مى كشد. چون حضرت اين را فـرمـود حـالت غـش بـه او عـارض شـد چـون بـه حال اول برگشت فرمود: اى فرزند آدم در نجات خود بكوش در نـجـات خـود بـكـوش كه آن يك نفس است اگر نجات پيدا كـردى نـجـات پـيـدا كـردى و اگـر هلاك شدى به تو نفعى نمى دهد نجات آن كس كه نجات يافت .



    *ارشاد القلوب ديلمي*

صفحه 8 از 15 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •