*ارشاد القلوب ديلمي* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*ارشاد القلوب ديلمي*
صفحه 9 از 15 نخستنخست ... 5678910111213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 150
  1. #81
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال رسـول صـلى الله عـليـه و آله : ويـل للاغـنـيـاء مـن الفـقراء يوم القيمة يقولون ربنا ظلمونا حقوقنا التى فرضت عليهم فى اموالهم .

    پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: واى بر اغنياء از فقراء در روز قيامت مى گويند: خدايا اغنياء به ما ظلم كردند و حقوق ما را ندادند آن حقوقى كه تو بر آنها در مالهايشان واجب فرمودى .



    و قـال عـليـه السـلام : بـئس العـبـد عـبـد سـهـى و لهى و غـفـل و نـسى القبر و البلاء و بئس العبد عبد طغى و بغى و نسى المبدء و المنتهى و بئس العبد عبد يقوده الطمع و يطغيه الغنى ويرديه الهوى الحديث رواه الخليفة بن الحصين .

    فـرمود: بد بنده اى است بنده فراموش كار و بازيگر و آن كـه غـفـلت كـنـد از خـدا و احـكام خدا و قيامت و ثواب و عقاب و بـهـشـت و جـهـنـم و امـثال اينها و فراموش كند قبر و پوسيده شـدن و كـهـنه شدن در آن را. و بد بنده اى است بنده اى كه سركشى كند و ظلم نمايد و اول و آخر را فراموش كند، يعنى اول خلقت خود را با اراده و قدرت الهى و بازگشت به سوى رحـمت او. و بد بنده اى است بنده اى كه طمع او را مى كشاند و ثـروت او را سركش ‍ مى كند و تمايلات او را پست و بى ارزش مـى كـنـد. تـا آخـر حـديـث كـه آن را خليفه پسر حصين نقل كرده .



    قـال قـيـس بـن عـاصـم : و فـدت عـلى رسـول الله صـلى الله عليه و آله فى جماعة من بنى تميم فـقال لى اغتسل بماء و سدر فاغتسلت ثم رجعت اليه فقلت يا رسول الله صلى الله عليه و آله اعظنا موعظة ننتفع بها فـقـال يـاقـيـس ‍ ان مـع العز ذلا و ان مع الحيوة موتا و ان مع الدنـيـا آخـرة و ان لكـل شـى ء حـسـيـبـا و عـلى كـل شـى ء رقـيـبـا و ان لكـل حـسـنـة ثـوابـا و لكـل سـيـئة عقابا وانه لابد لك يا قيس من قرين يدفن معك و هو حى و تدفن معه و انت ميت فان كان كريما اكرمك و ان كان لئيما اسلمك ثم لا تدفن الا معه و لا يدفن الا معك فلا تجعله الا صالحا لانه اذا كان صالحا لايونسك الاهوون كان فاحشا لا يـوحـشك الا هو فقال يا رسول الله لونظم شعرا فتخرنا عـلى مـن يـليـنـا مـن العرب فاراد ان يدعو حسانا لينشد فيه فقال له رجل يقال له صلصال بن دلهمسن شعرا.


    تـخـير خليطا من فعالك انما

    قرين الفتى فى القبر ما كان يفعل

    فلا بد الموت من ان تعده

    ليوم ينادى المرفيه فيقبل

    فـان كـنـت مـشـغـولا بـشـى فلا تكن

    بغير الذى يرضى به الله تشغل

    فـلن يـصـحـب الانسان من بعد موته

    و من قبله الا الذى كان يعمل

    الا انما الانسان ضيف لا هله

    يقيم قليلا بينهم ثم يرحل



    قيس بن عاصم مى گويد: من با جماعتى از طايفه بنى تميم بـر رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله وارد شـديم پس آن حـضـرت بـه مـن فـرمـود: بـا آب و سـدر غـسـل كـن ! پس غسل كردم و به خدمت آن حضرت باز گشتم و عرض كردم يا رسول الله به ما موعظه اى فرما كه به آن نـفـع بـبـريـم . پـس حـضـرت شـروع به موعظه بليغه اى فرمود كه اكنون ذكر مى شود. فرمود: اى قيس هر عزتى را ذلتـى اسـت . و بـا زنـدگـى دنـيـا مرگ هست . و بر هر چيز حافظ و مراقبى هست . و براى هر خوبى ثوابى و براى هر بدى عذابى مى باشد. و به تحقيق اى قيس تو ناچار بايد رفيق و دوستى از اعمال و كردار داشته باشى . و او با تو در قـبـر تو دفن مى شود در حالى كه زنده است و تو با او دفـن مـى شـوى و حال آن كه مرده اى . پس اگر آن رفيق تو بـا كرامت و بزرگوار باشد تو را گرامى مى دارد و اگر لئيـم و پـسـت بـاشـد تـو را وامى گذارد و نفعى براى تو نـخـواهـد داشـت . پـس تـو بـا اويى و او نيز با تو و ملازم يـكديگر خواهيد بود. پس او را قرار نده مگر صالح ، زيرا اگـر صـالح بـاشد مونس تو غير او نيست . و اگر از نظر شـرع مـقدس اسلام زشت و ناپسند باشد تو را به ترس و وحـشـت نـمـى انـدازد مـگـر او. قـيـس عـرض كـرد يـا رسول الله دوست داشتيم اين موعظه شريف در قالب اشعارى در مـى آمـد كـه بـقـاى آن بـيـشـتـر و سبب افتخار ما بود بر عـربـهـا كه در اطراف ما هستند. پس پيغمبر اكرم صلى الله عـليـه و آله اراده فرمودند كه حسان شاعر را دعوت كنند تا ايـن كـار را انـجـام دهـد شـاعـر ديـگـر كـه او را صـلصـال بن دلهمس مى گفتند حاضر بود و كلمات شريفه رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله را بـه نـظـم آورده كه اشعار او ذكر شد اكنون ترجمه آن تقديم مى گردد.
    براى خود رفيق و دوستى از افعال و كارهاى خود قرار ده و اخـتـيـار كـن ، چـون كـه قـريـن و مـونـس انـسـان در قـبرش آن كارهايى است كه در دنيا انجام مى داده . و ناچار بايد هر كس بـعـد از مـردن چيزى داشته باشد كه در وقتى كه او ندا مى كـنـنـد كـه چـه آورده اى و چـه كـرده اى آن عـمـل را ارائه دهد. پس ‍ آن عمل بايد شايسته باشد كه مورد قـبـول واقـع گـردد. پـس هـرگـاه در دنـيـا مـشـغـول بـه كـارى هـسـتى به غير آنكه مورد رضاى خداست مـشـغـول نـبـاش . و هـرگـز بـعـد از مـردن و قـبـل از آن در هـمـيـن دنـيا با انسان مصاحبت و رفاقت نمى كند مـگـر عـمـلش . آگـاه بـاشـيـد انـسـان در ايـن دنـيـا در نـزد اهل و كسانش به منزله مهمانى است كه اندكى در ميان آنها مى ماند و بعد از آن كوچ مى كند و به عالم ديگر مى رود.



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  2. #82
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : لكـل انـسـان ثـلاثـه اخـلا امـا احـدهـم فـيـقـول ان قـدمـتـنـى كـنـت لك و امـا الآخـر فـيـقـول انـا مـعـك الى باب الملك ثم اودعك وامضى عنك و اما الثـالث فـيـقـول انـا مـعـك لا افـارقـك فـامـا الاول فـما له و اما الثانى فاهله و ولده و اما الثالث فعمله فـيـقـول و الله كـنـت عـنـدى اهـون الثـلاثـه فـليـتـنـى لم اشتغل الا بك .

    پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: براى هر انسان سـه دوسـت اسـت . امـا يـكى از آنها مى گويد: اگر مرا پيش فرستادى براى تو نفع خواهم داشت و اما ديگرى مى گويد من با تو هستم تا آن در ورودى كه بر خداوند وارد مى شود. (مراد قبر است .) و اما سوم مى گويد من با تو هستم و از تو جـدا نـخـواهـم شـد. پـس آن اول مـال اوسـت و دوم اهـل و اولاد او هـستند و سوم عمل اوست . و چون آن سه دوست را مـى بـيـنـد و وفادارى سومى را مشاهده مى كند مى گويد: اى عمل به خدا قسم تو در نزد من از آن دو، بى اهميت تر بودى و به تو كمتر اعتنا مى كردم و اى كاش من در زندگانى خود مشغول نبودم مگر به تو.



    و قـال العـريـاص بـن سـاويـه وعـظـنـا رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله مـوعظة زرفت العيون و وجـلت مـنـها القلوب فقلنا يا رسول الله ان هذه موعظة مودع فـمـا تـعـهـد اليـنـا قـال لقد تركتكم على الحجة البيضاء ليـلهـا كـنـهـارها لا يزيع بعدها الاهالك و من يعيش منكم يرى اخـتـلافا كثيرا فعليكم بما عرفتم من سنتى من بعدى و سنة الخـلفـاء الراشـديـن من اهل بيتى فعظلوا عليهم بالنواجد و اطـيـعـوا الحـق و لو كـان صـاحـبـه عـبـدا حـبـشيا فاءن المؤ من كالجبل الانوف حيث ما قيد استقاد.

    عرياص بن ساويه گفت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مـوعـظـه فـرمود ما را به موعظه اى كه چشمها را گرياند و قـلبـهـا را تـرسـانـد. پـس گـفـتـيـم : يـا رسـول الله ايـن مـوعـظـه خـداحـافـظـى اسـت پس چه عهد مى فرمايى به سوى ما. فرمود شما را واگذاردم بر حجت هاى روشـن كه شب آن مانند روزش ‍ مى باشد و بعد از آن گمراه نـمـى شـود مـگـر هـلاك شونده . و هر كس از شما زنده ماند و اخـتلافات بسيار مشاهده كرد پس بر شما باد به آنچه كه مـى شـنـاسيد از سنت من بعد از من و سنت خليفه هاى راستين و راهنما از اهل بيت من . پس با آنها با جديت موعظه شويد و حق را اطـاعـت كـنـيـد از هر كس ديديد و شنيديد اگرچه صاحب آن غـلام حـبشى بوده باشد. پس به درستى كه مؤ من مانند كوه بلند و سركشيده است هر كجا هست ثابت است .



    و قـال امـيرالمؤ منين عليه السلام فى قوله تعالى : ثم لتـسـئلن يـومـئذ عـن النـعـيـم ،(156) قـال : الصـحـة و الامـن و القـوة و العـافـيـة . و قيل الماء البارد فى ايام الحر.

    حـضـرت امـيـرالمـؤ منين عليه السلام در اين آيه كريمه : هر آيـنـه در آن روز از نـعمتها سؤ ال مى شويد، فرمود: مراد از نـعـمـت صـحت بدن و امنيت و قوت و عافيت است . و گفته شده كه : مراد آب سرد است در روزهاى گرم .
    مـطابق روايات صحيح مراد از نعمت در اين آيه كريمه ولايت اهـل بـيـت پـيـغـمـبـر و ائمه معصومين عليهم السلام مى باشد (مترجم ).



    و كـان رسـول الله صلى الله عليه و آله اذا شرب الماء قال : الحمد لله الذى لم يجعله اجاجا بذنوبنا و جعله عذبا فراتا بنعمته .

    وجـود مـقـدس پـيـغـمـبـر صلى الله عليه و آله هرگاه آب مى آشاميدند مى فرمودند: تمام حمد مختص آن خدايى است كه اين آب را بـه سبب گناهان ما شور و تلخ قرار نداد و آن را به نعمت و رحمتش شيرين و گوارا نمود.



    و قال سفيان بن عيينه ما من احد من عبادالله الا و لله الحجة عـليـه امـا مـهـمـل لطـاعـة الله او مرتكب لمعصية او مقصر فى شكره .

    سـفيان بن عيينه گفته : هيچ كس از بندگان حق تعالى نيست مگر اين كه خداى متعال جلت عظمة بر او حجتى دارد، يعنى از راهـى مـقـصـر و مـحـكـوم پـيـشگاه الهى مى باشد. يا اين كه مسامحه و كوتاهى در اطاعت و بندگى خدا نموده است ، يا اين كـه مـرتـكـب مـعـصـيـتـى شـده ، و يـا ايـنـكـه كـوتـاهـى در شكرگزارى خلاق عالم جلت عظمته نموده است .



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  3. #83
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    قـال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله و سـلم يقول الله تبارك و تعالى يا بن آدم ما تنصفنى اتحبب اليك بـالنـعـم و تـتـبـغـض الى بـالمـعـاصـى خـيـرى اليـك نـازل و شـرك الى صـاعـد و لم يـزل و لا يـزال فـى كـل يـوم مـلك كـريـم يـاءتـيـنـى عـنـك بعمل قبيح يا بن آدم لو سمعت و صفك من غيرك و انت لا تدرى من الموصوف لسارعت الى مقته .

    پـيـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـليـه و آله فـرمـود: خـداونـد متعال مى فرمايد: اى فرزند آدم تو با من با انصاف رفتار نـمـى كـنـى مـن بـا تـو دوسـتى مى كنم و نعمتهايى به تو مـرحمت مى كنم و تو با من دشمنى مى كنى و معصيت مرا انجام مـى دهـى . خـيـر و رحـمـت مـن بـه سـوى تـو نـازل اسـت و شـر تو به سوى من صاعد است . هميشه در هر روز مـلك بزرگوارى اعمال قبيحه اى را از تو به سوى من مـى آورد. اى پـسـر آدم اگـر كـسـى آنـچـه در تـو هـسـت از اعـمـال شـنـيـعه و اخلاق رديه و رفتار قبيحه توصيف كند و تـو زنـدانـى ايـن صـفـات چـه كـسـى اسـت ، يعنى مراد او را نـدانستى و نفهميدى كه تو را توصيف مى كند فورا شروع مى كردى به ملامت و سرزنش صاحب اين كارها.



    و قـال عـليـه السـلام : لا يـغـرنـك مـن ربـكـم طـول النـسـيـه و تـمـادى الامـهال و حسن التقاضى فان اخذه اليـم و عـذابـه شـديـد ان لله تـعـالى فـى كـل نـعـمة حقا و هو شكره فمن اداه زاده و من قصر فيه سلبه مـنـه فـليـراكـم الله مـن انـقـمـة و جـلين كما يريكم بالنعمة فرحين .

    فـرمـود: مـغـرور نـكـنـد شـمـا را طـول فـرامـوشـى از پروردگارتان مهلت زيادى كه خدا به شما مرحمت فرمايد و نـيكو حكم كردن ، پس به تحقيق مؤ اخذه الهى دردناك است و عذاب او سخت است . به درستى كه براى خدا در هر نعمتى حقى هست و آن شكرگزارى اوست پس كسى كه آن را اداء كرد نعمت را بر او زياد خواهد فرمود و كسى كه در شكرگزارى كوتاهى كرد نعمت را از او خواهد گرفت . پس در كفران نعمت بـراى شـمـا از طـرف حـق تعالى دو ترس است : يكى سلب نـعـمـت و ديـگـرى عـذاب كـمـا ايـنكه در شكر نعمت دو فرح و شـادى هـست يكى برخوردارى از نعمت و ديگرى زياد شدن و دوام پيدا كردن آن .



    قال ابن عباس آخر آية نزلت : واتقوا يوما ترجعون فيه الى الله ثـم تـوفـى كـل نـفـس مـا كـسـبـت و هـم لا يـظـلمـون .(157)

    ابـن عـبـاس گـفـتـه آخـر آيـه اى كـه نازل شد آيه مذكور است كه معنى آن به فارسى چنين است : بـتـرسـيـد از روزى كه در آن به سوى خدا بازگشت خواهيد كرد پس هر كس كارى انجام داده و كسب كرده و او خواهد رسيد و ظلمى به او نخواهد شد.



    و قـال رسـول الله عـليـه و آله : انى لاعرف آية من كتاب الله لو اخـذ بـهـا جـمـيـع النـاس كـفـتـهـم . قـالوا يـا رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله و مـا هـى فـقـال : و مـن يـتـق الله يـجـعـل له مـخـرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب .(158)

    پـيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه مـن آيـه اى از قـرآن مـى شناسم كه اگر تمام مردم پيرو آن بـاشـنـد آنـهـا را كـافـى اسـت . عـرض ‍ كـردنـد: يـا رسول الله كدام است ؟ فرمود: اين آيه است : كسى كه از خدا بـتـرسـد و مـحـرمـات را تـرك بـنـمـايـد خـداونـد متعال براى او راه خروجى از مشكلات و بليات قرار مى دهد و او را از جايى روزى مى دهد كه گمان نمى برده .



    *ارشاد القلوب ديلمي*

  4. #84
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    باب ششم : در بر حذر داشتن از عقوبت گناهان در دنيا


    قـال الله تـعـال : فـكـلا اخـذنـا بـذنبه فمنهم من ارسلنا عـليـه حـاصـبـا و مـنـهم من اخذته الصيحة و منهم من خسفنابه الارض و مـنـهم من اغرقنا و ما كان الله ليظلمهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون .(159)

    در حـالات كـسـانـى كـه عـذاب بـر آنـهـا در ايـن عـالم نازل گرديد خداى متعال مى فرمايد: پس تمامى آنها را به گـنـاهانشان گرفتيم . بعضى از آنها با تندباد به هلاكت رسـيـدنـد. مـانـنـد قـوم عاد. و بعضى از آنها در اثر صيحه آسـمـانـى ، كـه صـداى جـبـرئيل بوده ، هلاك شدند. و قومى ديـگـر را غرق دريا كرديم چون فرعون و اتباعش . و دسته اى را بـه زمين فرو برديم ، مانند: قارون . و چنين نيست كه خـداونـد بـه آنـهـا ظلم كرده باشد ليكن خود آنها بودند كه به خود ظلم نمودند.



    و قـال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : يـظهر فى امـتـى الخـسـف و القـذف قـالوا مـتـى يـكـون ذلك يـا رسول الله قال اذ ظهرت المغارف و القينات و شرب الخمر و الله لياءتين اناس من امتى على عشرو بطرولعب يصحبون قردة و خنازير لاستحالهم الحرام و اتخاذهم القينات و شرب الخمور و اكلهم الربا و لبسهم الحرير.

    پـيـغـمـبر صلى الله عليه و آله سلم فرمود: در امت من خسف و قذف ظاهر مى شود، يعنى فرو رفتن به زمين و فرو ريختن بـلا بـر آنـهـا از آسـمـان مـانـنـد بـمـبارانها كه در اين زمان مـعـمول شده . گفتند: يا رسول الله چه زمان اين بلاها ظاهر خـواهـد شـد؟ فـرمـود: هـنـگـامـى كـه ظـاهـر شـود اسـتعمال آلات لهو و زنهاى خواننده و نوشيدن مسكرات . به خدا قسم مردمى از امت من بر سركشى و طغيان و بازى شب مى كـنـنـد و صـبـح مى كنند در حالى كه به صورت ميمون ها و خـوك هـا مـسـخ شـده انـد؛ بـراى ايـنـكـه چـيـزهـاى حـرام و حـلال مـى دانـنـد و زنهاى خواننده براى خود تهيه مى كنند و شـراب مـى خـورنـد و ربـا مـى گـيـرنـد و لباس حرير مى پوشند.



    قـال عـليـه السـلام : اذا جـارالحـاكـم قـل المـطر و اذا غدر باهل الذمه ظهر عليهم عدوهم و اذا ظهرت الفـواحـش كـانـت الرجـفـة و اذا قـلت الامـر بالمعروف اسبيح الحريم و انما هو التبديل ثم التدبير ثم التدمير.

    فرمود: هنگامى كه حاكم اسلام جور و ظلم كرد باران رحمت از آسـمـان كـم مـى گـردد. و هـنـگـامـى كـه بـا اهـل ذمـه و كـسـانـى كـه در پـنـاه اسـلام هستند بى وفايى و شكستن عهد انجام شد دشمنان آنها به آنها مسلط مى گردند و وقـتـى كه فواحش و گناهان ظاهر شدن زمين مى لرزد و اهلش را هـلاك مـى كـنـد. و در هـنـگـامـى كـه امر به معروف كم شد مـحـرمـات و كـارهـاى حـرام مـبـاح مـى گـردد. و براى امر به معروف سه مرتبه است اول تبديل ، يعنى كارهاى خلاف به كـارهـاى مـشـروع و ديـنـى بـدل شود. دوم تدبير، يعنى با نـفـشـه صـحـيح منحرفين را به راه دين برگرداندن . سوم تدمير، يعنى اگر از اصلاح آنها ماءيوس شدند آنها را به هلاكت رسانده و اعدام نمايند.


    *ارشاد القلوب ديلمي*

  5. #85
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    باب هفتم : در كوتاه كردن آرزوها


    قـال الله تـعـالى : فـذرهـم يـاكـلوا و يـتـمـتـعـوا ويلههم الاءمل فسوف يعلمون .(160)

    واگذار آنها را بخورند و بهره مند شوند و آرزوهايشان آنها را از رسـيـدن به سعادت ابدى باز دارد پس زود باشد كه بـدانـند چه فرصت خوبى در دنيا داشتند و چه كمالاتى در اثر علم و عمل مى توانستند به دست آوردند.



    و قال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : جـاء الاجل دون رجاء الاءمل .

    پـيـغـمـبـر صـلى الله عـليـه و آله فـرمـود: اجل اولاد آدم مى رسد و اميد و آرزوها به پايان نمى رسد.



    و قـال بـعـضـهـم : لو راءيـت الاءجـل و مـسـيـره لا بـغـضـت الاءمل و غروره .

    بـعـضـى فـرمـوده انـد: اگـر اولاد آدم اجل و راه آن را مى ديدند هر آينه آرزوها و مغرور شدن به آن را دشمن مى داشتند.



    و قـال انس : كنا عند رسول الله صلى الله عليه و آله و سـلم فـوضـع ثـوبـه تـحـت راسه و نام فهبت ريح عاصفة فـقـام فـزعـا و تـرك ردائه فـقـلنـا يـا رسول الله مالك فقال ظننت ان الساعة قد قامت .

    انـس گـفـت : خـدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله بوديم . آن حـضـرت جـامـه خود را زير سر نهاد و به خواب رفت . پس باد شديد وزيد. پيغمبر صلى الله عليه و آله ترسناك از خواب برخاست ورداى خود را بر نداشت ما عرض كرديم : يا رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله شـمـا را چـه روى داد؟ فرمود: گمان كردم قيامت بر پا شد.



    و قـال عـليـه السـلام : يـهـرم ابـن آدم و يـبـقى معه اثنان الحرص و طول الاءمل .

    فـرمـود: فـرزند آدم پير مى شود و با او دو چيز باقى مى ماند يكى حرص و ديگرى آرزوى طولانى و دور و دراز.



    و قـال امـيـرالمـؤ منين عليه السلام فى خطبة : اتقوا الله فـكـم مـن مـؤ مـل مـالا يـبـلغـه و جـامـع مـالا يـاءكـله و لعـله مـن بـاطـل جـمـعـه و مـن حـق مـنـعـه اصـابـه حـرامـا و ورثـه عدوا فاحتمل اصره و باء بوزره و رد على ربه خاسرا اسفا لا حقا قد خسرالدنيا و الآخرة ذلك هوالخسران المبين .

    حـضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در خطبه خود فرموده : از خـدا بـترسيد چه بسيار كسى كه آرزو دارد چيزى كه به او نـمى رسد و چه بسيار جمع كننده چيزى كه آن را نمى خورد و شـايد از راه باطل آن را جمع كرده و شايد حقوقى كه به آن تـعـلق گـرفـتـه مـنـع كـرده و نداده يا حق شريكى در آن بـوده و او را از دادنـش خـوددارى كـرده از راه حـرام بـه دسـت آورده و از روى عـدوان و تـجـاوز بـه ارث بـرده ، گناهش را حـمـل كرده و وزر و وبالش را به عهده گرفته و به سوى خـداى خـود رفـتـه در حالت زيان كارى و تاءسف كه به او عارض شده به تحقيق در دنيا و آخرت زيان و ضرر نموده و اين است ضرر آشكار.




    *ارشاد القلوب ديلمي*

  6. #86
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال اصـمـعـى سـمـعـت اعـرابـيـا يقول : ان الآمال قطعت اعناق الرجال كالسراب اخلف من رجاه و غر من رآه و من كان الليل و النهار مطيتاه اسرعابه السير و يلحقاه المحل .

    اصـمـعى گفته : شنيدم كه اعرابى مى گفت به درستى كه آرزوها گردن مردان را قطع كرد مانند آب نما كه آن كس به امـيـد آب بـه سـوى او مـى رود خلافش ‍ بر او ظاهر گردد و گول مى زند كسى را كه آن را ببيند و آن كس كه شب و روز دو مركب تندرو او مى باشند به سرعت او را مى برند و به محل منظور و مورد نظرش ملحق مى كنند.
    و انشد بعضهم :

    و يـمـشـى المـرء ذا اجـل قـريـب

    و فى الدنيا له امل طويل

    و يـعـجـل للرحـيل و ليس يدرى

    الى ماذا يقربه الرحيل




    شخص مى رود در حالى كه اجلش نزديك است و در دنيا براى او آرزوى طـولانـى هـسـت و تـعجيل مى كند براى رفتن و نمى دانـد كـه رفتن او به كجا منتهى مى گردد و به چيز نزديك مى گردد.
    و قال آخر:


    يـا ايـهـا المـطـلق آمـاله

    مـن دون آمـالك آجال

    كـم ابـلت الدنـيا و كم جددت

    فينا و كم تبلى و تغتال



    اى كـسـى كـه جـلو آرزوهـاى خود را رها كرده هنوز به آرزوها نرسيده اجلها هست . دنيا چه بسيار نو و كهنه دارد در ما و چه بسيار امتحان و غافل گيريها دارد.




    و قـال الحـسـين عليه السلام : يا بن آدم انما انت ايام كلما مضى يوم ذهب بعضك .

    امام حسين عليه السلام فرمود: اى پسر آدم اين است و جز اين نيست كه تو چند روزى بيش نيستى و هرگاه يك روز بگذرد بعضى از تو گذشته است .






    *ارشاد القلوب ديلمي*

  7. #87
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال بـعـضـهـم لرجـل كـيـف اصـبـحـت فـقـال اصـبـحـت و الله فى غفله من الموت مع ذنوب قد احاطت بـى و اجـل مـسـرع اقـدم عـلى هـول لا ادرى عـلى مـا اقتحم فمن اسوء حالا منى و اعظم خطرا ثم بكى .

    بـعـضـى از زهـاد گـفـته : به مردى گفتم كه چگونه صبح كـردى ؟ جـواب داد بـه خـدا قـسـم صـبـح كـردم در حال غفلت از مرگ با گناهان بسيار كه به من احاطه كرده و اجل و مرگى كه با سرعت به جانب من مى آيد. وارد مى شوم بـر هـول و وحـشـتـى كه نمى دانم بر چه جاى هولناكى مى افـتـم پـس بـا چـنـيـن حـال كـيـسـت كـه از مـن بـدحـال تـر باشد و خطرش بزرگتر باشد اين بگفت پس بگريست .



    دخـل ابـوالعـتـاهـيه على ابى نواس فى مرضه الذى مات فيه فقال كيف تجد نفسك فقال ابو نواس شعرا:

    رب فى الغنى سفلا و علوا

    و ارانى اموت عضوا فعضوا

    ذهـبـت جـدتى بطاعه نفسى

    فتذكرت طاعه الله نضوا

    ليـس مـن ساعه نضت بى الا

    نقصتنى بمر هالى جزوا

    قد اسائت كل الاسائه فاللهم

    صفحا عنا و عفوا عفوا





    ابـولعـتـاهية داخل شد بر ابونواس در مرضى كه در آن مرد پـس گـفـت چـگـونـه خـود را مـى يابى ؟ ابونواس در جواب شعرى گفت : كه ترجمه اش اين است :
    چـه بـسـا در حال بى نيازى به پستى و بلندى رسيدم . و مـى بـينم اعضاى من يكى پس از ديگرى مى ميرد. همه كوشش مـن در اطـاعـت از نـفـس طـى شـد و در حـال خـستگى و سستى به ياد عبادت خدا افتادم . هيچ ساعتى از عمر من نمى رود مگر اين كه با تلخى هاى خود جزوى از من را نـاقص مى كند. به تحقيق بد كردم به نهايت بدى خدايا از من در گذر و ما را مشمول عفو خود بفرما.
    و قال الاخر:


    يـمـد المـنـى للمـرء آمال نفسه

    و سهم الردى من لحظ عينيه قد نزع

    لمن يجمع المال البخيل و قد اءرى

    مصارع من قد كان بالامس قد جمع


    آرزوهـا شـخـص را بـه دنـبـال خـواهـشـهـاى دل مـى كـشـانـد. و حـال آن كـه تـيـر پـسـتـى از مـقـابـل چـشـم او گـذر مـى كـنـد. بـراى چـه كـسـى بـخـيـل مـال جـمـع مـى كند و حال آن كه قبرهاى كسانى را مى بـيـنـد كـه ديـروز بـا او بودند و جمع كردند و گذاشتند و رفتند.




    *ارشاد القلوب ديلمي*

  8. #88
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بـــاب هـشـتـم : در كـوتـاهـى عـمـرهـا و به سرعت گذشتن و مغرورنشدن به آن


    قـال النـبـى صـلى الله عـليـه و آله : اعـمـارامـتـى ما بين الستين الى السبعين و قل من يتجاوزها.

    پـيـغـمبر صلى الله عليه و آله فرمود: عمرهاى امت من ما بين شصت و هفتاد است و كم است كه كسى از هفتاد بيشتر شود.



    و جـاء فـى قـوله تعالى : اولم نعمركم ما يتذكر فيه من تـذكـر(161)، انـه مـعـاتـبـة لابـن الاربـعـيـن . و قيل : لابن ثمانية عشر سنه و قد جائكم النذير، و هو الشيب .

    در تـفـسـيـر آيـه كريمه كه مفاد آن اين است كه : (آيا به شما عمر نداديم آنچه كه به ياد افتد در او كسى كه يادآور مـى شود) آمده است كه اين آيه عتاب است براى كسى كه سـن او بـه چـهـل سـال و بـعـضـى فـرمـوده انـد هـيـجـده سـال رسـيـده باشد. و به تحقيق به سوى شما ترساننده آمد، يعنى پيرى .



    و فـى قـوله تـعـالى : و قد بلغت من الكبر عتيا(162)، جاوزت الستين .

    مـراد از آيـه كـريـمـه كـه از قـول حـضـرت زكـريـا نـقـل فـرمـوده كه : (به تحقيق رسيدم از پيرى به حالت شـكـسـتـگـى ) ايـن اسـت كـه از شـصـت سال رد شدم .



    و روى : ان الله تـعـالى ملكا ينادى يا ابناء الستين عدوا انفسكم فى الموتى .

    و روايـت شد كه : براى حق تعالى ملكى است كه فرياد مى كند اى كسانى كه شصت سال از عمر شما گذشته خود را در شمار مردگان در آوريد.



    و قـال بـعـضـهـم : يـوشـك ان مـن سـاد الى منهل ستين سنه ان يرده .

    بعضى گفته اند: نزديك است كسى كه سير او به حد شصت سال رسيده است او را برگردانند، يعنى پيش تر نرود.
    و انشد بعضهم :

    تـزود مـن الدنـيـا فانك لا تبقى

    و خذ صوفوها لما صفت و دع الزلقا

    و لا تاءمنن الدهر انى امنته

    فلم يبق لى خلا و لم يبق لى خلفا



    بعضى فرموده اند: توشه و بهره بردار از دنيا كه تو در آن بـاقـى نـخـواهـى مـانـد و از چيزهاى نيكوى آن براى خود بـردار و واگـذار چـيـزهاى پست را. از خطرات روزگار ايمن مـبـاش بدرستى من ايمن شدم پس نه دوستى براى من باقى گذاشت و نه فرزندى .
    و قال آخر:


    تـزود مـن الدنـيـا فـانـك راحـل

    و بـادر فـان المـوت لا شـك نازل

    و ان امرء قد عاش ستين حجه

    و لم يتزود للمعاد فجاهل




    ديگرى گفته : بهره بردارى كن از دنيا به درستى كه تو كـوچ كننده اى و پيشى بگير به تحقيق كه مرگ بدون شك وارد مـى شـود. و بـه تـحـقـيـق كـسـى كـه شـصـت سـال زنـدگـانـى كـرد و بـراى مـعـاد خود زاد و توشه بر نگرفت پس ‍ جاهل است .
    و قال آخر:


    اذا كـانـت السـتـون عـمـرك لم يـكـن

    لدائك الا ان تموت طبيب

    و ان امـرء قـد عـاش سـتـيـن حـجـه

    الى منهل من ورده لقريب

    اذا ذهـب القـرن الذى انت فيهم

    و خلفت فى قرن فانت غريب




    ديـگـرى گـفـتـه : وقـتـى كـه عـمـر تـو بـه شـصـت سال رسيد ديگر طبيبى براى درد تو به غير از مردن نيست . و بـه درسـتـى كـه كـسـى كـه شـصـت سال زندگى كند به سوى محل ورود خود نزديك شده است . وقتى كه گذشت آن قرنى كه تو در آن با كسانى كه وجود داشـتـنـد زندگى مى كردى و باقى ماندى در قرن بعد پس تو غريبى .




    *ارشاد القلوب ديلمي*

  9. #89
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال : فـى قـوله تـعـالى : انـما نعد لهم عدا،(163) قال الانفاس يخسرها من انفقها فى غيرطاعة الله .

    در تـفـسـيـر آيه كريمه مذكور كه فارسى آن اين است كه : جـز ايـن نـيست كه شماره كرده ايم براى آنها شماره كردنى فرمودند: مراد نفسهاى انسانى است كه هر كس آنها را در غير طاعت خدا صرف كرده باشد به خسران و زيان افتاده است .



    و قـال بـعـضـهـم : العـمـر قـصـيـر و السـفـر بـعـيـد فـاشـتـغـل بـصـلاح ايـامـك و تـزود لطـول سـفـرك و انـتـفـع بـمـا جمعت فقدمه من ممرك الى مقرك قـبـل ان تـتـزعـج عـنـه فتحاسب به و يحصى به غيرك فما اقل مكثك فى دار الفناء و اعظم مقامك فى دار البقاء.

    بعضى از عباد فرموده : عمر كوتاه است و سفر دور است پس مـشـغول شو به اصلاح روزهاى خود و توشه بردار براى سـفـر طولانى خود. و به آنچه جمع كرده اى بهره مند شو و نـفـع بـبـر. پـس پـيـش بفرست از خانه مرورت كه دنيا است براى خانه قرارت كه آخرت است پيش از آن كه قطع علاقه كـنـى از آن و دسـت از آن بـردارى ، پـس حـسـاب آن بـر تـو بـاشـد و در تصرف ديگرى در آيد. پس چه بسيار كم است ماندن تو در اين خانه فانى و چه بسيار بزرگ است ماندن تو در خانه باقى .
    و قال بعضهم شعرا:

    لهـفـى عـلى عـمـر ضـيـعـت اوله

    و مال آخره الاسقام و الهرم

    كم اقرع السن عند الموت من ندم

    و اين يبلغ قرع السن و الندم

    هـلا انـتـهـيـت و وجـه العـمـر مقبل

    و النفس فى جده و العزم مخترم

    بـعـضـى گـفـتـه اند: تاءسف من بر عمرى است كه اولش را ضـايع كردم و در آخر آن گرفتارى پيرى و مرضها شدم . چـه بسيار دندانها را به روى يكديگر بايد فشار دهم وقت مـردن ولى بـه كـجا مى رسد فشار دندان و پشيمانى . چرا باز نايستادى از گناه و حال آن كه جهت عمر برگشته است و نفس در كوشش است و عزم خاموش .




    و قـال فـى قـوله تـعالى : لقد خلقنا الانسان فى احسن تـقـويـم ، قـال الشـبـاب . ثـم رددنـاه اسفل سافلين (164)، قال الهرم .

    فـرمـود: مـراد از احـسـن تقويم در اين آيه كريمه كه خدا مى فـرمـايـد: هـر آيـنه به تحقيق خلق كرديم انسان را در احسن تـقـويـم ، جـوانـى اسـت . و مـراد از اسـفل سافلين كه مى فرمايد: پس برگردانيديم او را به اسفل سافلين ، پيرى است .





    و قـال : بـعـضـهـم الشـيـب زائد المـوت و نـذيـر الفنا و رسول المنيه و قاطع الامنيه و اول مـراحـل الاخـره و مـقـدمـه الهـرم و رائد الانـتـقـال و نـذيـر الاخـره و واعـظ فـصـيـح و هـو للجـاهـل نـذيـر و للعـاقـل بـشير و هو سمه الوقار و شعار الخيار و مركب للحمام و الشباب حلم المنام .

    بـعضى گفته اند: پيرى قاصد مرگ است ، و ترساننده از فـنـا و نـيستى است ، فرستاده مرگ است ، قطع كننده آرزوها اسـت ، و اول مـنـازل آخـرت است ، و مقدمه شكستگى ، و قاصد انـتـقـال ، تـرسـانـنـده آخـرت و واعـظ فصيح است . و براى جـاهـل تـرسـاننده است و براى عاقل بشارت دهنده است . و آن عـلامـت وقـار است و شعار نيكان و مركب مرضها و جوانى ايام غفلت و خواب است .





    و قـيـل : لشـيـخ مـن العـبـاد مـا بـقى منك مما تحب له الحيوه فقال البكاء على الذنوب .

    بـه پـيـرى گـفـتـه شـد: از آنـچـه زندگى را براى آن مى خواستى چه باقى مانده ؟ جواب داد گريه بر گناهان .





    و قـال النـبـى صـلى الله عـليـه و آله : خـيـر شبابكم من تزيا بزى كهولكم و شر كهولكم من تزيا بزى شبابكم .

    پـيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: بهترين جوانان شـمـا جـوانـى اسـت كـه مـانـند پيران رفتار كند و بدترين پيران شما آن است كه بخواهد به روش ‍ جوانان در آيد.





    *ارشاد القلوب ديلمي*

  10. #90
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و قـال صـلى الله عـليـه و آله : قال الله تعالى : و عزتى و جلالى انى لاستحيى من عبدى و امـتـى يـشـيبان فى الاسلام ان اعذبهما. ثم بكى صلى الله عـليـه و آله فـقـيـل : مـم تـبـكـى يـا رسـول الله ؟ فقال : ابكى لمن استحيى الله من عذابهم و لا يستحيون من عصيانه .

    پـيـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خداى مـتـعـال جـلت عـظـمـتـه فـرمـوده : بـه عـزت و جلال خود قسم ياد مى كنم من هر آينه از بنده خود از زن و مرد آنـان كـه در اسلام موى خود را سفيد كرده اند حيا مى كنم كه آنها را عذاب كنم .
    آنگاه پيغمبر صلى الله عليه و آله گريست . عرض كردند: يا رسول الله براى چه گريه مى كنيد؟ فرمود: گريه ام براى كسانى است كه خدا از عذاب كردن آنها حيا مى فرمايد و آنها از گناه و معصيت خدا حيا نمى كنند.



    و قـال ، بـعـضـهـم : مـن اخـطـاتـه سـهـام المـنـيـه قـيـده عقال الهرم .

    بـعـضـى گـفـته اند: كسى كه تيرهاى مرگ از او رد شود و به او اصابت نكند زانو بند پيرى او را پاى بند مى كند.
    و قـال بعضهم : شعرا:

    انـى ارى رقـم البـلاء فـى

    قـرن راءسك قد نزل

    و اريـك تـعـثـر دائمـا

    فـى كل يوم بالعلل

    و الشـيـب و العـلل الكـثـيـر

    مـن عـلامـه الاجل

    فـاعـمـل لنـفـسـك ايـهـا

    المـغـرور فـى وقـت العمل



    من مى بينم نوشته بلا در بالاى سر تو فرود آمده است . و مـى بـيـنم كه تو در هر روز در اثر علت ها لغزش پيدا مى كـنـى . و پـيـرى و دردهـاى بـسـيـار علامت مرگ است . پس اى مغرور تا وقت باقى است براى خود كارى بكن .
    و قال بعضهم :


    و لقـد رايـت صـغيره

    فسرت شيئا بالخمار

    قالت غبار قد علاك

    فقلت ذاغير الغبار

    هـذا الذى نـقـل

    الملوك الى القبور من الديار



    . است برده قبرها سوى به ديارها و شهر از را سلاطين كه چيزى اين . غبار غير گـفتم اسـت آمده بالا گرد گفت كردم تفسير كوچكى پوشش آن چـيـز ديـدم تـحـقـيـق بـه آيـنـه هـر>





    *ارشاد القلوب ديلمي*

صفحه 9 از 15 نخستنخست ... 5678910111213 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •