*** ایا دعای عرفه از امام حسین (ع) است؟ *** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*** ایا دعای عرفه از امام حسین (ع) است؟ ***
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره *** ایا دعای عرفه از امام حسین (ع) است؟ ***









    آيا دعاي عرفه از امام حسين است؟



    كَفعَميّ در حاشيه كتاب‌ دعاي‌ «البلدُ الامين‌«، سيّد حسيب‌ نسيب‌ رضيّ الدّين‌ عليّ بن‌ طاووس‌ قدَّس‌اللهُ روحَه‌ در كتاب‌ «مصباح‌ الزّآئر» آورده‌ است‌ كه‌:

    بِشر و بشير دو پسر غالِب‌ أسديّ روايت‌ نموده‌اند كه‌ امام‌ حسين‌ بن‌ عليّ بن‌ أبي‌طالب‌ عليهم‌ السّلام‌ در عصر روز عرفه‌ از چادر خود در سرزمين‌ عرفات‌ بيرون‌ آمد با حالت‌ تذلّل‌ و تخشّع‌، و آرام‌ آرام‌ آمد تا اينكه‌ وي‌ و جماعتي‌ از اهل‌ بيت‌ وي‌ و پسرانش‌ و غلامانش‌ در حاشيه چپ‌ كوه‌ عرفات‌ جبلُ الرّحمه رو به‌ بيت‌ الله‌ الحرام‌ وقوف‌ نمودند . سپس‌ دو دست‌ خود را مانند مسكيني‌ كه‌ طعام‌ طلبد در برابر صورتش‌ بلند كرد و خواند اين‌ دعا را:

    الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي‌ لَيْسَ لِقَضَآئِهِ دَافِعٌ ـبه‌ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ مختوم‌ مي‌شود ، و فقرات‌ إلَهي‌ أنَا الْفَقيرُ في‌ غِنايَ تا آخرش‌ در آن‌ موجود نمي‌باشد .

    تا آخر دعاء كه‌ سيّد ابن‌ طاووس‌ در كتاب‌ «مصباحُ الزّآئر» در بحث‌ زيارت‌ روز عرفه‌ ، روايت‌ بشر و بشير را كه‌ از قبيله بني‌أسد بوده‌اند به‌ همان‌ طريقي‌ كه‌ ما از حاشيه «البلد الامين‌» نقل‌ كرديم‌ روايت‌ مي‌كند ، سپس‌ اين‌ دعا را طبق‌ مضمون‌ «البلدالامين‌« روايت‌ كرده‌ است‌. «بحار الانوار» طبع‌ كمپاني‌، ج‌ 20 ، بابُ أعمال‌ خصوصِ يومِ عرفة‌ و ليلتِها، اين‌ گفتار مجلسي‌ (ره‌) بود در «بحار الانوار».

    سپس‌ پس‌ از بيان‌ چند دعاي‌ ديگر از سيّد ابن‌ طاووس‌ در روز عرفه‌ ، سيّد مي‌گويد: از دعاهائي‌ كه‌ در روز عرفه‌ شرف‌ صدور يافته‌ است‌ ، دعاي‌ مولانا الحسين‌ بن‌ عليّ صلوات‌ الله‌ عليه‌ مي‌باشد:

    الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي‌ لَيْسَ لِقَضَآئِهِ دَافِعٌ وَ لَا لِعَطَآئِهِ مَانِعٌ.


    در اينجا ابن‌ طاووس‌ اين‌ دعاي‌ مفصّل‌ حضرت‌ را نقل‌ مي‌كند با دنباله آن‌:

    إلَهي‌ أنَا الْفَقيرُ في‌ غِنايَ فَكَيْفَ لَا أكونُ فَقيرًا في‌ فَقْري‌ ـ تا آخر آن‌ كه‌ به‌: أمْ كَيْفَ تَغيبُ وَ أنْتَ الرَّقيبُ الْحاضِرُ ، إنَّكَ عَلَي‌ كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ پايان‌ مي‌يابد.

    سپس‌ مجلسيّ (ره‌) گويد: «اين‌ دعا را كفعمي‌ ايضاً در «البلد الامين‌» و ابن‌ طاووس‌ در «مصباح‌ الزّآئر» آورده است، وليكن‌ در آخر اين‌ دعا در آن‌ دو كتاب‌ به‌ اندازه تقريبيِ يك‌ ورق‌ موجود نمي‌باشد؛ و آن‌ از عبارت‌: إلَهي‌ أنَا الْفَقيرُ في‌ غِنايَ تا آخر دعا مي‌باشد.

    و امّا مرحوم‌ محدّث‌ قمّي‌ پس‌ از نقل‌ اين‌ دعا تا يَا رَبِّ يَا رَبِّ آورده‌ است‌ كه‌: آن‌ حضرت‌ مكرّر مي‌گفت‌: يَا رَبِّ ، و كسانيكه‌ دور آن‌ حضرت‌ بودند تمام‌ گوش‌ داده‌ بودند به‌ دعاي‌ آن‌ حضرت‌ و اكتفا كرده‌ بودند به‌ آمين‌ گفتن‌. پس‌ صداهايشان‌ بلند شد به‌ گريستن‌ با آن‌ حضرت‌ ، تا آفتاب‌ غروب‌ كرد، و بار كردند و روانه مشعر الحرام‌ شدند.

    را در «بلد الامين‌« تا اينجا نقل‌ فرموده‌ «البلد الامين» شيخ‌ إبراهيم‌ كفعمي‌، ناشر مكتبه صدوق‌ ـ طهران‌ ، ص‌ 251 تا ص‌ 258
    و علاّمه مجلسي‌ در «زادالمعاد «زاد المعاد» علاّمه‌ ملاّمحمّد باقر مجلسي‌ ‌از طبع‌ قديم‌ با خطّ أحمد تبريزي‌ ، ص‌ 91 تا ص‌ 96 ؛ اين‌ دعاي‌ شريف‌ را موافق‌ روايت‌ كفعمي‌ ايراد نموده است.
    درباره پسران غالب اسد،که در صدر راويان اين دعا آمده اند بايد گفت: آن چه در كتاب‌هاي رجالي آمده است، پسران غالب بن بشر اسدي كه ابن اثير غالب را از صحابه دانسته‌است. 1
    برخي بزرگان درمورد بشر بن غالب الاسدي الكوفي چيزي نگفته‌اند و عدّه‌اي او را مجهول دانسته‌اند. در تنقيح‌المقال آمده است كه: شيخ ‌(ره) او را از اصحاب امام حسين و امام سجاد ـ عليهالسلام ـ دانسته و به دنبال آن آورده: ظاهر اين است كه بشر بن غالب الاسدي الكوفي امامي است اما حال او مجهول است. 2

    در اصول كافي هم از او روايت نقل شده است. برخي او را از اصحاب اميرالمؤمنين ـ عليهالسلام ـ و اصحاب امام حسين‌(عليه السلام) و امام سجاد(عليه السلام) دانسته است3 و در مورد وثاقت يا عدم وثاقت او ساكت ماندهاست.

    در مورد شخصيت بشير ابن غالب الاسدي الكوفي هم كتاب‌هاي رجالي به طور صريح و محكم سخن نگفته‌اند. در موسوعه رجاليه آمده است: بشير مشترك است بين رجال حديث؛ ولي هيچ كدام توثيق نشده‌اند. هم‌چنين آمده است: از او از امام حسين‌عليه السلام ـ در كافي روايت نقل شده است. او كسي است كه دعاي عرفه را از امام حسين‌ ـ عليه السلام ـ روايت كرده است.4 در جاي ديگر آمده: بشير بن غالب الاسدي الكوفي مجهولٌ5.عده‌اي از رجاليون در مورد وثاقت ياعدم وثاقت او سكوت كرده‌اند و يا نام او را ذكر نكرده‌اند.

    بديهي است كه نظير مضامين اين نيايش در عالي‌ترين درجه‌ي حكمت و عرفان اسلامي را جز انبياي عظام و ائمه معصومين(عليه السلام) نمي‌توانند بيان نمايند

    البته برخي از محدثين بزرگوار، يقين به سند اين نيايش ندارند، ولي طبق اصل معروف: «دلالته تغني عن السند» در اين جا جاري است.

    يعني گاهي مفهوم و دلالت و محتواي حديث به قدري با عظمت و مطابق اصول است كه از سند بي‌نياز و احتياجي به آن وجود ندارد. بديهي است كه نظير مضامين اين نيايش در عالي‌ترين درجه‌ي حكمت و عرفان اسلامي را جز انبياي عظام و ائمه معصومين(عليه السلام) نمي‌توانند بيان نمايند.6

    بيشتر دعاهاي موجود، از باب بي‌نظير بودن در مضامين و معنا مورد وثوق قرار مي‌گيرند.
    آيه الله جوادي آملي7 مي فرمايند: اشكالي ندارد كه از مضامين و معناي بلند آن درعرصه‌هاي اجتماعي و اخلاقي استفاده ببريم8 و طبق اصل «دلالته تغني عن السند» از آن بهره ببريم. احاديث شريف نبوي(صلي الله عليه و آله)، نهج البلاغه شريف، صحيفه سجاديه و بسياري از دعاها چنين سرنوشتي دارند و طبق اين اصل دلالت مورد پذيرش قرار مي‌گيرند. بلي در مسايل فقهي و بيان حكم شرعي اثبات سند و سندشناسي بسيار مهم است.

    تازه در مسايل فقهي هم گاهي روايات مرسله و غير معتبر مؤيد روايات ديگر قرار مي‌گيرند و از اين حيث مورد استناد و استفاده قرار مي‌گيرد. مبناها هم در اين راستا مؤثر مي‌باشد و نسبت به هم فرق مي‌كنند.

    آنچه در پايان قابل بيان است اين است كه درست است كه برخي از محدثين بزرگوار و رجاليون يقين برسند اين نيايش ندارند و بر راوي آن اشكال مي‌كنند و لي دلالت آن‌طوري است كه بوي عصمت مي‌دهد و يك مضمون و دلالت بي‌نظير اين گونه، آن هم در قالب نيايش جز در توان معصوم ‌(عليه السلام) و انبياء عظام نمي باشد. و وقتي دلالت يك متني اين‌قدر محكم و قوي و بلند باشد هم مورد تأييد ساير معصومين (عليه السلام) قرار مي‌گيرد و هم عقل برهاني آن را به معصوم ـ عليه السلام ـ مستند مي‌كند و به معصوم (عليه السلام) نسبت مي‌دهد. از شيخ محمّد حسين كاشف الغطا رحمه اللّه در مورد يكى از دعاها ميپرسند، با صراحت پاسخ ميدهد: قوّت متن كاشف از قطعيّت صدور آن از معصوم است، گرچه سندى نداشته باشيم. الفردوس الأعلى:ص 76.

    اگر طبق اخبار عرض 9متن دعاي عرفه بر قرآن شريف هم عرضه شود، يقيناً با روح قرآن همخواني دارد و هماهنگ است و مورد تأييد قرآن شريف مي‌باشد. انتساب اين دعا به امام حسين ـ عليه السلام ـ داراي شهرت هم هست. ممكن هم است سند يك حديث يا متن در دست باشد ولي متن آن اضطراب داشته و با روح قرآن سازگار نباشد و مردود شمرده شود. ليكن مضامين دعاي عرفه با روح قرآن و روايات ناسازگار به نظر نمي رسد.






       


    پی نوشت :


    (1). مامقاني، تنقيح المقال فيعلم‌الرجال، بي‌جا، بي‌تا، ج2، ص365.
    (2). همان، ج1، ص174.
    (3) . خويي، سيّد ابوالقاسم، معجم الرجال الحديث، بيروت، الطبعةالثالثة، 1403ق، ج3، ص320.
    (4) ترابي، علي‌اكبر، الموسوعة الرجاليه الميسرة، قم، مؤسسة الامام الصادق(عليه السلام)، الطبعةالثالثة، 1424ق، ص62.
    (5). جواهري، محمد، المفيد من معجم الرجال الحديث، قم، محلاتي، الطبعة الاولي، 1417ق،ص86ـ88.
    (6) جعفري، محمد تقي،نيايش امام حسين(عليه السلام) صحراي عرفات، تهران، مؤسسه نشر آثار علّامه، چاپ چهارم، 1382ش،ص29.
    (7) . حر عاملي، وسايل الشيعه، ج12، باب 49 و ج1، ص150ـ155(8) جوادي آملي، عبدالله، خارج فقه ـ مكاسب محرمه، تاريخ 10/8/1380.
    (9) وسائل الشيعه،جوان‌ 18، باب 9، از ابواب صفات قاضي، ص 89.

    تهيه و تنظيم: گروه دين و انديشه تبيان


    *** ایا دعای عرفه از امام حسین (ع) است؟ ***
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 21-07-1392 در ساعت 15:50

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  2. تشكرها 5

    chaji (26-08-1389), helma (22-07-1392), مدير اجرايي (02-08-1391), نرگس منتظر (22-07-1392)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •