مالک اشتر مصداق ((  أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ  )) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مالک اشتر مصداق ((  أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ  ))
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ملکوت آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 3,144      تشکر : 3,634
    5,396 در 2,194 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ملکوت آنلاین نیست.

    kabotar. مالک اشتر مصداق (( أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ))





    بسم الرب الشهدا و الصدیقین



    زماني که دين اسلام توسط رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) ارائه شد و جاهليت را از ميان برداشت، عده اي که تشنه اين حقيقت بودند، اسلام را قبول کردند که در پيشاپيش آنان علي (عليه السلام )بود. او دست پيامبر را به گرمي فشرد و از صحابه نمونه پيامبر شد تا جايي که شايستگي وصايت و خلافت پيدا کرد و قدم جاي رسول خدا گذاشت و بعد از او شاگردان لايق و پرهيزگاري را تربيت کرد. مرداني چون ميثم تمار، اويس قرني، کميل بن زياد، مالک اشتر و ... که همگي صاحب علوم و به دور از هرگونه ناپاکي بودند ولي بدون ترديد مالک اشتر در ميان آنها امتياز خاصي داشت چون هم استادي لايق داشت و هم شاگردي آماده بود تا اينکه رفته رفته نمونه استادش شد.
    تمام زندگي مالک اشتر، به خصوص از ابتداي امامت علي (عليه السلام) تا هنگامي که شهيد شد، توام با حوادث بود زيرا مرام بي طرفي و سست عنصري از وجود مالک دور بود. از اين رو همواره دست به گريبان حوادث مي شد. او در اين حوادث لحظه اي غفلت نکرد و همواره وفادار و گوش به فرمان علي (عليه السلام) بود. امام شناسي و معرفت شناسي او به حضرت علي (ع) کامل بود و چون پروانه به دور چراغ انسانيت مي گشت و در اين ميدان هاي خطير حوادث يکه تاز بود و در آزمايش هاي مرموز و فراز و نشيب هاي زندگي پايش نلغزيد و شعارش اين بود که علي برحق است و حق با علي است و بايد در راه حق جان فدا کرد.
    نسب:
    به اتفاق واقعه نگاران نام اصلي وي مالک است ولي در سلسله نسب او اختلاف کرده اند. بيشتر مورخان و ترجمه نويسان معتبر، سلسله نسب او را به اين ترتيب يادآور شده اند: مالک بن حارث بن عبديغوش ابن مسلمه بن ربيعه بن خذيمه بن سعد بن مالک بن نخعي.
    اينکه معروف است وي از خاندان نخعي برخاست. از اين رو نسب او به مردي به نام نخع منتهي مي شود. نام اصلي نخع، جسر بود. او از قوم خود دور شد و عرب به کسي که از قوم خود دور مي شود، مي گويند “انتخع من قومه” به اين حساب وي را نخع خواندند. اين دودمان به نام، که در يمن از شريف ترين قبايل به شمار مي آمدند، به خاندان نخعي و مذحج معروف بودند و تاريخ درخشان اين طايفه در اسلام بسيار مورد توجه است و اصالت اين خانواده و برومندي و برازندگي اين دودمان به حدي است که رسول خدا (ص) فرمودند: اکثر القبائل في الجنه مذحج (نخع.) مالک اشتر نيز در يکي از اشعار رجزي خود به نسبت خويشاوندي خويش افتخار مي کند و مي گويد: من از دودمان ربيعه و مضر نيستم بلکه من از خاندان شريف و برجسته مذحج هستم.
    خاندان بزرگ نخع قبل از اسلام يعني در زمان جاهليت در قريه بزرگ و معروفي آنروز يمن به نام بيشه و برخي از آنها در قريه ديگري به نام دشينه سکونت داشتند. بيشه در آنروز قريه اي آباد و پر درخت بود و بخصوص درخت هاي خرما زياد داشت و افرادي با شخصيت از آنجا به پا خاستند. اين خانواده اصيل عرب، پس از اسلام به کوفه آمده و در آنجا ساکن شدند. رفته رفته طوايفي عظيم به نام بنومالک و بنو ابراهيم و ... در کربلا و نجف اشرف و ساير بلاد مسکن گزيدند و هم اکنون در عراق خانواده هاي شريفي چون خاندان آل کاشف الغطاء و ال شيخ راضي و غيره به مالک اشتر منتسب هستند.
    تولد:
    به اتفاق سيره نويسان، مالک اشتر در عصر جاهليت متولد گشت ولي روز تولد وي معلوم نيست زيرا واضح است که در زمان جاهليت به موضوع تاريخ نويسي و نگارش واقعه اهتمام نداشتند و اين موضوع به خوبي روشن نيست که آيا مالک اشتر، پيش از بعثت پيامبر متولد شده يا بعد از بعثت آن حضرت ديده به جهان گشوده است. مثلا در کتاب تهذيب التهذيب در شرح حال مالک اشتر نوشته شده “ادرک الجاهليه” و در کتاب اصاله نوشته شده “لم ادرک و کان رئيس قومه” يعني او اول زمان بعثت پيامبر را درک کرده و در خاندان خود رئيس بوده است و بيش از اين توضيح نداده اند.
    بنابراين مالک اشتر پس از تولد در زادگاه خود در ميان قوم خود نشو و نما کرد و پس از رشد و بلوغ در زمان رسول اکرم صلي الله مسلمان شد و در زمان خلافت ابوبکر به شام آمد و در جنگ قادسيه به عراق آمد و بالاخره وقتي که به کوفه آمد، در همانجا با قوم خود ساکن شد و آنجا را وطن خويش قرار داد.
    همسر و فرزندان:
    در مورد همسر مالک تا جايي که بنده تحقيق کردم، چيزي را نيافتم و در مورد فرزندان وي که او دو فرزند داشت؛ اسحق يکي از فرزندان برومند و رشيد مالک است. او همانند پدرش مردي با اخلاص و رشيد و مجاهد بود و در کربلا از ياران امام حسين (ع) به شمار مي رفت و پس از آنکه حبيب بن مظاهر به ميدان رفت و شهيد شد، صداي مبارک امام حسين (ع) بلند شد “من يبرزالي هولاء الملعونين” کيس که به جنگ آن مرد ملعون رود؟ اسحق نداي امام را لبيک گفت و آماده جنگ شد. هنگامي که به طرف ميدان رفت، شجاعت عجيبي از خود نشان داد و پس از مجاهدت و جانبازي هاي عاشقانه، شهيد شد.
    پسر ديگر او ابراهيم بود که به درستيجاي پاي پدر گذاشت و در تمام جهات به خصوص در شجاعت و دليري نمونه کاملي از پدرش بود. وقتي که به حد رشد رسيد، در جنگ صفين با اينکه نورس بود، دوش به دوش پدر مي جنگيد. او در قيام مختار نقش بسزايي داشت و ابن زياد به دست او کشته شد و مختار با کمک ابراهيم بر دشمنان پيروز گشت. ابراهيم دو فرزند داشت يکي به نام نعمان و ديگري خولان که هر يک از آنها نيز مرداني با شخصيت و با ايمان بودند. ابراهيم در سال 72 هجري، هنگامي که با سپاه عبدالملک مي جنگيد کشته شد و بنابر نقلي جسد مبارک وي را نزد عبدالملک آوردند. غلام او هيزمي تهيه کرد و آن را آتش زد.
    کنيه و القاب:
    کنيه مالک اشتر ابو ابراهيم بود و اما القاب او بسيار است، ولي دو لقب آن بزرگوار مشهود و معروف مي باشد و خود او نيز در اشعاري که به عنوان رجز در ميدان هاي نبرد گفته است، گاهي از اين دو لقب اسم مي برد؛ يکي اشتر و ديگري کبش العراق. اينکه او را به کنيه ابوابراهيم خواندند زيرا فرزند برومند او ابراهيم اسم داشت از اين رو او را ابوابراهيم (پدر ابراهيم) گفتند، اما علت اينکه به او اشتر گفتند اين بود که در يکي از جنگ ها( به قولی در جنگ یرموک ) بر اثر ضرباتي که از ناحيه دشمن به او رسيد، پلک هاي چشم او شکافته شد و کسي که چشم هاي او اينگونه صدمه ببيند، به زبان عربي گفته مي شود “شتر عينه” از اين رو به او اشتر گفتند.
    اما علت اينکه به او کبش العراق مي گفتند، از اين رو بود که کبش عبارت است از قوچ شاخدار که معمولا “گله” گوسفند دنباله روي قوچ هستند و او جلودار آنهاست. اين لقب براي مالک، کنايه و اشاره به آن است که وي جلودار و سپهسالار لشکريان علي (ع) در عراق بوده است و او پس از نشان دادن دلاوري و شجاعت عجيب در نبرد صفين به اين لقب نايل شد.
    بنابراين مالک اشتر از خاندان بزرگ و معروف يمن که در سراسر حجاز و جزيره العرب به نام بودند، به نام قوم مذحج و خاندان نخع برخاست و پس از آنکه با گروهي از افراد طايفه اش به نبرد با روميان رفتند، سرانجام کوفه را به عنوان مسکن انتخاب نمودند. مالک با آن ظرفيت و لياقت و کمال و پاکي اي که داشت، رئيس و سرپرست طايفه خود گرديد و اين دودمان اصيل در کوفه و عراق نيز مشهور و معروف به خوبي و شجاعت بود.
    مالک اشتر بقدری برای دشمنان امام علی رعب انگیز و دلهره آور بود که معاویه و عمرعاص بعد از شنیدن خبر شهادت مالک از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند. مالک در جنگ صفین با شمشیر به تیرک خیمه معاویه می کوبید و یارانش را فرا میخواند تا به جنگی که تا پایانش راهی نمانده بود ادامه دهند اما آن فریب خوردگان با تحریک منافقانی همچون اشعث بن قیس از ادامه جنگ سر باز زدند. و بدین ترتیب معاویه که از ترس جرات بیرون آمدن از خیمه را نداشت تا با مالک روبرو شود از مرگ نجات یافت.
    عمار یاسر و اویس قرنی از دلیرانی بودند که در جنگ صفین به رحمت الهی رفتند و از میان حواریون بنام امام تنها مالک باقی مانده بود و او هم با خدعه معاویه ( که مردی دهقان از روستای قلزوم را تطمیع نمود تا شربتی زهرآگین از عسل را به مالک بخوراند) در راه رفتن به مصر به شهادت رسید.

    در بزرگی و عظمت مقام شامخ جناب مالک همین بس که امیرالمؤنین درباره او فرمود:
    هر آیینه مالک برای من همانند من بود برای رسول الله .
    همچنین درباره مالک نقل است:
    او در فتوحات اسلامی عهد شیخین مخصوصا در از پا درآوردن هماوردان نقش مهمی داشته و آوازه دلاوری های او از آن زمان بگوش رسید. او پس از نبرد قادسیه در کوفه ساکن شد .
    و در اقدامات مهم دیگری که در تاریخ به آن اشاراتی شده : برخاستن در مقابل زیاده خواهی خلیفه سوم بود . او در زمان عثمان دو بار تبعید شد. نهایتا همراه با نیروهایی از کوفه به مدینه آمد و در محاصره کردن خانه عثمان هم نقش داشته است. همچنین از افتخارات مالک شرکت در مراسم تدفین و خاکسپاری جناب ابوذر در ربذه است .
    بنا به قول بعضی از بزرگان شیعه مالک اشتر از یاران امام زمان و از سردارن سپاه ایشان خواهد بود. ان شاءالله
    .
    .
    .
    و السلام علی عباد الله الصالحین
    مالک اشتر مصداق ((  أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ  ))

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  2. تشكر

    مدير اجرايي (28-10-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ +عکس
    توسط نرگس منتظر در انجمن جنبش های اسلامی در سایر کشورهای مسلمان
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 14-09-1394, 19:25
  2. ۩ *** ۩ اَلبَيْعت لله ۩ *** ۩
    توسط حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* در انجمن بخش ویژه مهدویت
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 04-08-1391, 20:23
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 20-07-1388, 10:21
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 20-07-1388, 10:19

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •