زنان خانه به دوش سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زنان خانه به دوش
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    زنان خانه به دوش




    زنان خانه به دوش


    ساعت 10 شب توی راهروی باریک دستشویی یکی از پارکها ایستاده بود و پی چیزی توی کیفش می گشت. سرنگ را که پیدا کرد رفت توی یکی از دستشویی ها و در را به هم زد. یک ساعت بعد باز توی همان دستشویی خم شده بود جلوی آینه آرایش می کرد. از دستشویی که بیرون آمد، توی پارک چرخ زد. او با رنگهای تند صورتش و مانتویی که دکمه ها و جا دکمه هایش سخت به هم رسیده بودند و بینشان بازمانده بود، قدم زنان و با نگاههای جستجوگرانه، اطراف پارک را رصد می کرد تا این که به خیابان اصلی رسید و در کنار خیابان به انتظار ماشین ایستاد. ولی ظاهراً خیلی خوش شانس بود که بعد از دو سه ماشین، یک دستگاه زانتیا مشکی رنگ، روبرویش ترمز کرد و او نیز با نگاهی معنی دار به راننده، سوار مرکب تیزرو شد. عابران هم چهار چشمی این منظره وقیحانه را دنبال کردند تا زانتیا با شتاب زیاد دور شد.

    عنوان زنان خیابانی به کسانی اطلاق می شود که خارج از حدود قواعد اجتماعی، قانونی و شرعی در قبال برقراری رابطه جنسی پول دریافت می کنند. تن‌فروشی زنان، به عنوان یک آسیب اجتماعی، از قدیمی ترین شغل های جهان محسوب می‌شود که قدمت چند هزار ساله دارد، و به زمان و مکان خاصی محدود نبوده است. گاهی با تساهل و گاهی با قهر با آن برخورد شده است، لیکن در همه ادیان الهی قبیح و ممنوع دانسته می شود، و مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1949میلادی به قطعنامه ای رای داد که در آن روسپیگری خلاف کرامت انسانی نامیده شد.

    هرچند سال‌هاست که مسئولان سازمان‌های اجتماعی کشور از وجود زنان خیابانی خبر می‌دهند اما در همین سال‌ها هم هنوز نتوانسته‌اند آمار درستی از تعداد آن ها به دست آورند. زنان خیابانی تعدادشان معلوم نیست. یعنی هیچ وقت نبوده؛ هیچ وقت هیچ نهاد یا سازمانی سعی خاصی نکرده است که برای شناختن واعلام آمار رسمی آن‌ها تلاشی بکند. همه از کنار آن‌ها گذشته‌اند؛ بی‌صدا گذشته‌اند، بی صدا و بی‌تفاوت؛ جز تعداد اندکی از مسئولان اجتماعی کشور، کسی به سراغ آن‌ها نرفته است. سال 85 را باید تنها سالی دانست که چند تن از مسئولان کشور و پژوهشگران، رقم تقریبی این زنان را 300 هزارنفر اعلام کردند. در آن زمان برای اولین بار پژوهشگران دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی، زنگ خطر پایین آمدن سن زنان روسپی خبر دادند." سن فحشا در کشور از 12 سالگی به بعد است و سن فحشا 10 سال پایین آمده است در صورتی که پیش از این سن زنان خیابانی 30- 18سال بود اما در حال حاضر میانگین و متوسط این سن به 18 سال رسیده است". از سوی دیگر در سال‌های اخیر افزایش فرار دختران از خانه، به افزایش تعداد زنان خیابانی در کشور کمک کرده است. بنا به اعلام سازمان بهزیستی «در نه ماهه اول سال 88، 397 نفر دختر فراری در خانه‌های سلامت بهزیستی‌ پذیرش شدند و تعداد زیادی از آنها توسط مراکز مداخله در بحران به منازلشان بازگشت داده شده‌اند اما پیش‌بینی می‌شود که بین دو هزار و 500 تا سه هزار دختر فراری در کشور وجود داشته باشد.»
    براساس نظر جامعه شناسان این زنان به انواع حرفه ای و غیرحرفه ای تقسیم شده اند و امید ساماندهی وضع انواع غیرحرفه ای از حرفه ای به مراتب بیشتر است. کارشناسان دفتر آسیب دیدگان اجتماعی معتقدند بیشتر زنان دستگیر شده بی خانمان یا عقب افتادگان بوده اند، اما افرادی که تحت پوشش تجارت کالا در جزایر آزاد یا با داشتن محلی برای سکونت به این اعمال مشغولند، کمتر دستگیر می شوند و از آنجا که تن فروشی معمولا موضوعی خصوصی میان 2نفر است ، کنترل این زنان مشکل تر می شود. بدین ترتیب، 40 تا 50 درصد زنان خیابانی جمع آوری شده مجددا به زندگی خیابانی خود باز می گردند و مجموعه تلاشهای ماموران، سازمان ها و مددکاران را نیست می کنند.
    هر زن خیابانی به خیال خودش قصه ای متفاوت با بقیه دارد، اما تمامشان ندانسته به هم شبیه اند. بیشتر این زنان با شوهران خود فاصله سنی بسیار زیاد داشته اند و در سنین پایین و گاهی پیش از بلوغ ازدواج کرده اند. از سوی دیگر، دختران پاک و بیگناه بسیاری با هزاران امید و آرزو، ازدواج می کنند، و اعتیاد و فقر و بیکاری شوهران آنان را ناخواسته وادار به طلاق و جدایی می کند، این شکست خوردگان، گاه بنا به دلایل مختلف راه جدیدی را برای زندگی انتخاب می کنند، خود فروشی! بدرفتاری پدر یا مادر یا برادر بزرگتر، وجود ناپدری و نامادری نامناسب، آزار جنسی یا جسمی یا روانی، فرار از خانه، مورد تجاوز قرار گرفتن، ناتوانی خانواده در برآوردن حداقل نیازهای زیستی و عاطفی کودک و نوجوان از دیگر علل مستعدکننده است.
    اگر زنی قادر به تأمین معاش خود یا خانواده تحت سرپرستی خویش از راه مشروع و قانونی نباشد احتمال زیادی دارد که به سمت کارهای نامشروع و غیرقانونی کشیده شود. به این نکته باید اذعان کرد که متأسفانه فرصت های شغلی مناسب برای زنان وجود ندارد و امکانات اقتصادی به طور عمده در دست مردان است. زنی که به علت از دست دادن همسر، طلاق یا ترک شدن نیاز به کار دارد با توجه به آنکه عموماً از تحصیلات یا تخصص، هم برخوردار نیست و در تأمین معاش خویش با مشکل روبرو می شود و سازمان های مسئول هم به عوض آنکه به فکر آموختن حرفه به این زنان یا یافتن کار مناسب برای او باشند تنها به دادن مستمری ناچیزی به او اکتفا می کنند. خود فروشی آزار جنسی است و هیج زنی راضی نیست فاحشه شود اما به دلیل نیاز و تامین مایحتاج خود به این کار روی می آورند.
    با آن که بیشتر زنان خیابانی دستگیر شده از اقشار فقیر و متوسط جامعه اند، و وضعیت بد اقتصادی می تواند محرک محسوب شود؛ اما مدیر دفتر آسیب دیدگان، فقر را تنها عامل اصلی نمی داند. او ضمن زنجیره ای دانستن این قبیل معضلات اجتماعی، بااشاره به جمعیت یک میلیون و 200هزار نفری زنان سرپرست خانوار و با وجود سهم 12درصدی زنان از اشتغال در کشور معتقد است کمتر از یک درصد زنان فقیر به چنین مسائلی آلوده هستند. او فقر فرهنگی را جدی تر از فقر مادی می داند چرا که فرهنگ و دین باید بازدارنده باشند و دقیقا به همین علت افرادی با تمام مشکلات بالا اما با فرهنگی اصیل، در شرایط مساوی با این زنان، سخت ترین مشاغل را می پذیرند و به فحشا تن نمی دهند.
    دکتر اصلان ضرابی، روانپزشک، در پاسخ به این پرسش که آیا لذت جویی می تواند یکی از عوامل اصلی و کلیدی در به وجود آمدن جمعیت چند هزار نفری زنان خیابانی باشد، می گوید به واقع باید دید که آیا در این مساله لذتی هم از نظر روان شناسی مطرح است یا نه؛ به طور کلی هر انسانی محتاج وابستگی روحی به فردی مشخص است، اما این رابطه ناپایدار و متغیر هنگامی که بکرات انجام شود جز رنج و تحقیر شخصیت این زنان نتیجه ای ندارد. افسردگی و اختلالات شخصیتی حاصل از آزارهای جنسی در دوران کودکی توسط محارم از بارزترین بیماری های روانی پیش از تن فروشی این زنان است و از آنجا که این زنان در ارتباط با افراد بیمار، افراد با شخصیت های ضداجتماعی یا شهروندان مرزی هستند، خطر بالایی برای در معرض خشونت قرار گرفتن دارند. بسیاری از آنان دچار کم هوشی، عقب افتادگی و اسکیزوفرنی هستند. بیماری های روانی این زنان پس از تن فروشی شدت پیدا می کنند. حس تنفر، عدم عزت نفس ، تلاش برای خودتخریبی و میل شدید به خودکشی برای انتقام گرفتن از خودی که چیزی از آن باقی نمانده است آنها را رها نمی کند. گرچه بیماری های روانی و خودکشی در این گروه از زنان بیشتر است، اما نمی توان گفت همه این زنان بیماران روانی اند.
    مسأله مهم دیگری که به آن کمتر پرداخته می شود مردانی هستند که به دنبال زنان خیابانی می روند. مشتریان چنین زنانی هم مسلما سالم نیستند؛ بیشتر آنان از بیماری های حاد جنسی، عقده های شخصیتی و میل شدید به تنوع طلبی در روابطشان رنج می برند
    اما مهمترین اختلال روانی که در زنان با روسپیگری به طور خاص یا بزهکاری به طور عام مربوط می شود، اختلال شخصیت ضد اجتماعی است که در آن فرد نمی تواند مقررات اجتماعی را بپذیرد. نقض مقررات زندگی خانوادگی و اجتماعی، ماجراجویی، لذت جویی، دروغگویی، تماشای فیلمهای هرزه نگاری ویا شرکت در ساخت و انتشاراین نوع فیلمها، رفتارهای جنسی زود هنگام، اعتیاد به مواد مخدر و الکل، نداشتن برنامه برای آینده، تحریک پذیری، بی توجهی به امنیت خود و دیگران، بی مسئولیتی و فقدان پشیمانی نسبت به اعمال خلاف خویش و سوابق دستگیری به علت نقض قانون از جمله نشانه های اختلال شخصیت ضد اجتماعی است که در بخش عمده ای از روسپیان ملاحظه می شود.

    همچنین، اعتیاد هم می تواند عامل روی بردن به فحشا برای تأمین مخارج مواد باشد و هم معلول زندگی بزهکارانه را به عنوان روسپی. این زنان قربانیانی هستند که دیگران را هم قربانی می کنند. از سوی دیگر، آدم ربایان و زورگیران و اوباشی که با وسایل گوناگون زنان و دختران را می ربایند و مورد آزار و اذیت قرار می دهند، با عملکرد غیر انسانی خود آمار دختران خیابانی را افزایش می دهند، و نیز دختران جویای کار بسیاری، بدلیل عدم نظارت کافی و نامشخص بودن عملکرد بسیاری از شرکتهای خصوصی، از منشیگری به روسپیگری می رسند، و باندهای فساد و فحشاء، در جامعه ای که برای حرمتها حرمتی قائل نیست، براحتی بسیاری از زنان و دختران زیبا را با ترفندهای گوناگون و شیوه های مختلف اغفال می کنند.
    مسأله مهم دیگری که به آن کمتر پرداخته می شود مردانی هستند که به دنبال زنان خیابانی می روند. مشتریان چنین زنانی هم مسلما سالم نیستند؛ بیشتر آنان از بیماری های حاد جنسی، عقده های شخصیتی و میل شدید به تنوع طلبی در روابطشان رنج می برند، اما نمی شود آنان را تبرئه کرد، چون تمام این امراض با مراجعه به روانپزشک و روان شناس قابل کنترل و مهارند. بدیهی است که زمینه های زیست شناختی، روانشناختی و جامعه شناختی این امر در مردان متقاضی هم باید بررسی شود و مسئولیت این مردان هم در رواج این پدیده مورد توجه قرار گیرد.

    کارشناسان اجتماعی، قصه خیابانی شدن این زنان را به چرخه ای بسته تشبیه می کنند و دلایل عمده تن فروشی زنان در ایران را بی سوادی، نبودن سامانه های اجتماعی حامی زنان و دختران آسیب پذیر، طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و محرومیت های جنسی ، بحران معنویت و کمرنگ شدن هنجارها و ارزش ها ی دینی و باورهای مدنی و معنوی، رواج مصرف گرایی و زیر پا گذاشتن ارزش های خانوادگی، وجود درآمد فعال در روسپیگری ، تقاضای بالقوه در جامعه و ... می‌دانند که این زنان بی سرپناه را به خیابان می راند پس از آن، این زنان هم به کانون دیگر خانواده ها لطمه می زنند و قصه تکرار می شود.
    با باور چند عاملی بودن معضل، بایستی سیاستگذاری های چندوجهی داشته باشیم که بتوانیم به این ترتیب از همه عوامل دخیل در به وجود آمدن مساله برای اصلاح و ساماندهی استفاده نماییم. به طور غیر مستقیم همه دستگاه های اجرایی با این موضوع و پیشگیری از آن مرتبط هستند. از جمله وزارت آموزش و پرورش، ارشاد، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، کار، رفاه اجتماعی، کشور، اقتصاد، صنایع و معادن و... قوه قضائیه و قوه مقننه نیز نقش مهمی در امر پیشگیری می توانند داشته باشند، اما اگر مسئولیت مستقیم مورد نظر باشد. آن گاه وزارت کشور، نیروی انتظامی، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی و وزارت رفاه اجتماعی را باید نام برد.
    البته پیشگیری در این جا دو نوع است، بنیادی و اختصاصی. پیشگیری بنیادی به معنی رفع بیکاری، فقر، محرومیت، نابرابری و در مجموع، ساختن جامعه آرمانی اسلامی است که در آن معنویت هدف است و در عین حال نیازهای ابتدایی تر نیز به طور نسبی برآورده شده است. پیشگیری خاص عبارت از رفع عوامل موجد اختلالات روانی و شخصی از طریق گسترش بهداشت روانی در خانواده، ارائه آگاهی در مورد الزامات و ضروریات ازدواج، تأکید بر تعداد مناسب فرزندان، گسترش ساختارهای حمایت اجتماعی و جلوگیری از بدآموزی توسط رسانه های همگانی تصویری است.


    منبع: سایت خبر انلاین

    جام جم آنلاین
    سایت چارقد
    گروه خانواده و زندگی سایت تبیان - تنظیم و فرآوری: نسرین صفری
    زنان خانه به دوش





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •