╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh ╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫






    در منقبت علی (علیه‏ السلام)

    دومین نمازگزار

    یحیی‏بن عفیف از پدرش روایت کرده، پیش از آنکه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله امر نبوت را اظهار کند من با عباس‏بن عبدالمطلب نشسته بودیم. اول ظهر جوانی آمد رو به کعبه ایستاده به نماز مشغول شد. فاصله[ای] نشد، جوان دیگری آمد و به طرف راست او ایستاد و زنی هم آمد و پشت سر آن‏ها به نماز مشغول شد. من به عباس گفتم: امر عظیمی مشاهده می‏کنم. گفت: آری. می‏دانی این جوان کیست؟ [او] پسر برادر من محمد بن عبداللّه و این جوان دیگر نیز پسر برادر من علی‏بن ابی طالب است و این زن خدیجه دختر خویلد است. پسر برادر من می‏گوید: پروردگارش او را به این دینی که هم اکنون به آن توجه دارد مأمور داشته و سوگند به خدا، به جز این سه نفر، متدین به این دین نمی‏باشند.

    محک ایمان

    ابوسخیله گفته: من و عمار به عزم حج بیت اللّه [حرکت کرده و در راه] بر ابوذر غفاری وارد گردیدیم، و سه روز از حضور آن مرد نورانی استفاده می‏کردیم. چون هنگام مراجعتمان نزدیک شد به او گفتیم: ما امروز از اسلام جز اختلاف و تفرقه میان مسلمانان اثر دیگری نمی‏بینیم. عقیده شما چیست؟ پاسخ داد: در چنین وقتی باید به کتاب خدا و علی توجه کرد. زیرا گواهی می‏دهم رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: علی نخستین کسی است که به من ایمان آورد و اولین کسی است که فردای قیامت با من مصافحه می‏کند. او صدیق اکبر و فاروق میان حق و باطل و او رهبر مؤمنان است.




    ╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫

  2. تشكر

    سابحات (27-09-1391)

  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh ╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫








    برگزیده‏ای پس از پیامبر
    [ابوسعید خدری چنین نقل می‏کند که] روزی فاطمه سلام الله علیها با چشم گریان حضور پیامبر آمد و گفت: زن‏های قریش مرا از ناداری علی سرزنش می‏کنند. پیغمبر فرمود: اعتنا نکن. زیرا تو را همسری بزرگوار داده‏ام که پیش از همه ایمان آورده و علمش از همه زیادتر است. خدای متعال به همه اهل زمین توجه کرد و پدرت را از میان آن‏ها برگزید... و بار دیگر بدان‏ها توجهی کرد و... شوهرت را برگزید و او را جانشین من قرار داد و وحی کرد تا تو را به ازدواج او درآورم.
    ای فاطمه مگر نمی‏دانی بر اثر اهمیتی که در پیشگاه خدا داری، او تو را به همسری مردی درآورده که از همه بردبارتر و داناتر و پیشقدم‏تر به اسلام. [پس] فاطمه خندید و خوشحال شد.

    علم اولین و آخرین
    پیامبر فرمود: ای فاطمه! علی در دنیا و آخرت برادر من است و هیچ یک از افراد بشر چنین برادری ندارد. و تو ای فاطمه که سیده زن‏های آخرتی همسر او هستی و دو فرزندت که نشانه رحمت خدایند، دو یادگار اویند. برادر او جعفر که دو بال به او اعطا شده و با فرشتگان در هر کجای بهشت که بخواهد پرواز می‏کند. و علم اولین و آخرین در اوست و او نخستین کسی است که به من ایمان آورده و آخرین کسی است که به پیمان من وفا نموده و او جانشین من و وارث وصیین است.




    ╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫

  5. تشكر

    سابحات (27-09-1391)

  6. #3
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh ╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫







    دریای کرم

    معلی‏بن زیاد گفته: پسر ملجم حضور امیرالمؤمنین رسید. عرض کرد: به مرکب سواری محتاجم. حضرت نگاهی به او کرده فرمود: تو عبدالرحمن‏بن ملجم مرادی هستی؟ گفت: آری. باز هم همین پرسش را [تکرار] کرده و همان پاسخ را شنید. آن‏گاه به غزوان فرمود: اسب اشقری در دست اختیار نامبرده قرار بده. چون ابن ملجم سوار بر آن شده و دهانه‏اش را به دست گرفت و رفت، حضرت به این شعر مترنم شد:

    اریدُ حیاتهُ و یریدُ قَتلی
    عذیرک من خلیلک من مراد


    یعنی من می‏خواهم به او بخشش کنم و او عازم کشتن من است. با این تفاوت، در مرام هیچ کس او را بی‏گناه نخواهند شناخت. [پس از دستگیری ابن ملجم، حضرت به او فرمود:] سوگند به خدا آن همه احسانی که نسبت به تو انجام می‏دادم، [می‏خواستم] موقعیت خود و بیچارگی تو را در پیشگاه خدا ثابت کنم.

    شیفته وصال
    عثمان ابن مغیره گفت: ماه رمضان که فرا رسیده بود، امیرالمؤمنین علیه‏السلام یک شب را در خانه حضرت امام حسن و یک شب را در منزل امام حسین و شبی در خانه عبداللّه‏بن عباس یا عبدالله‏بن جعفر به سر می‏برد و همانجا افطار می‏کرد. و افطار او بیش از سه لقمه نبود. چون سببش را می‏پرسیدند؛ می‏فرمود: بزودی باید به ملاقات خدا برسم و می‏خواهم برای ادراک چنین سعادتی گرسنه باشم. و یک یا دو شب فاصله نشد که ثلث آخر آن به مطلوب خود رسید.

    بهار بی‏گُل

    اصبغ‏بن نباته گوید: در ماهی که [حضرت در آن به شهادت رسید] علی علیه‏السلام بر فراز منبر آمد و خطبه خواند و فرمود: ماه رمضان در رسیده و شما را در سایه رحمت خود قرار داده و آن سیّد ماه‏ها و آغاز سال [تازی] است. و آسیای سلطنت در این ماه به چرخ درمی‏آید و همه‏تان امسال را به اتفاق به عزم حضور حج خانه خدا آماده خواهید شد.
    و نشانه آن، این است که من از میان شما می‏روم. اصبغ گوید: منظور حضرت، اطلاع از شهادتش بود و ما نمی‏دانستیم.

    پدیدآورنده:شیخ مفید





    ╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫

  7. تشكر

    سابحات (27-09-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •