سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: راز عشق شقايق

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    115
    نوشته
    200
    تشکر
    1,712
    مورد تشکر
    1,042 در 221
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb.. راز عشق شقايق

    رازعشق شقایق

    شقایق گفت با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیمارم
    اگر سرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم
    گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی
    نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی




    یکی از روزهایی ،
    که زمین تب دار و سوزان بود
    وصحرا در عطش می سوخت ،
    تمام غنچه ها تشنه
    و من بی تاب و خشکیده ،
    تنم در آتشی می سوخت
    ز ره آمد یکی خسته ،
    به پایش خار بنشسته...


    ویرایش توسط لحظه هاي سبز : 06-09-1389 در ساعت 16:05
    امضاء


  2. تشكرها 7


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    115
    نوشته
    200
    تشکر
    1,712
    مورد تشکر
    1,042 در 221
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق


    و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
    ز آنچه زیر لب می گفت : شنیدم ، سخت شیدا بود
    نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش
    افتاده بود ، اما طبیبان گفته بودندش




    اگر یک شاخه گل آرد ، ازآن نوعی که من بودم
    بگیرند ریشه اش را ، بسوزانند
    شود مرهم برای دلبرش ، آندم شفا یابد

    چنانچه با خودش می گفت ، بسی کوه و بیابان را





    امضاء


  5. تشكرها 7


  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    115
    نوشته
    200
    تشکر
    1,712
    مورد تشکر
    1,042 در 221
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق



    بسی صحرای سوزان را ، به دنبال گلش بوده
    و یک دم هم نیاسوده ، که افتاد چشم او ناگه به روی من
    بدون لحظه ای تردید ، شتابان شد به سوی من




    به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و
    به ره افتاد و او می رفت ، و من در دست او بودم
    و او هرلحظه سر را رو به بالاها
    شکر می کرد ، پس از چندی...


    ویرایش توسط لحظه هاي سبز : 06-09-1389 در ساعت 15:59
    امضاء


  7. تشكرها 7


  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    115
    نوشته
    200
    تشکر
    1,712
    مورد تشکر
    1,042 در 221
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق



    هوا چون کوره آتش ، زمین می سوخت
    و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
    به لب هایی که تاول داشت گفت : چه باید کرد؟

    در این صحرا که آبی نیست
    به جانم ، هیچ تابی نیست
    اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
    برای دلبرم ، هرگز دوایی نیست

    واز این گل که جایی نیست ، خودش هم تشنه بود اما

    نمی فهمید حالش را ، چنان می رفت و من
    در دست او بودم ، و حالا من تمام هست او بودم




    امضاء


  9. تشكرها 7


  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    115
    نوشته
    200
    تشکر
    1,712
    مورد تشکر
    1,042 در 221
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق





    دلم می سوخت ، اما راه پایان کو ؟
    نه حتی آب ، نسیمی در بیابان کو ؟



    و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
    که ناگه روی زانوهای خود خم شد ، دگر از صبر او کم شد
    دلش لبریز ماتم شد ، کمی اندیشه کرد ....

    امضاء


  11. تشكرها 7


  12. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    115
    نوشته
    200
    تشکر
    1,712
    مورد تشکر
    1,042 در 221
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق



    مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
    نشست و سینه را با سنگ خارایی
    زهم بشکافت ، زهم بشکافت



    آنگه ...
    اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
    زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
    و هر چیزی که هرجا بود ، با غم رو به رو می کرد


    امضاء


  13. تشكرها 7


  14. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    115
    نوشته
    200
    تشکر
    1,712
    مورد تشکر
    1,042 در 221
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق



    نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب ، خونش را
    به من می داد و بر لب های او فریاد
    بمان ای گل ، که تو تاج سرم هستی
    دوای دلبرم هستی ، بمان ای گل




    و من ماندم نشان عشق و شیدایی
    و با این رنگ و زیبایی
    و نام من شقایق شد
    گل همیشه عاشق شد


    امضاء


  15. تشكرها 7


  16. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    115
    نوشته
    200
    تشکر
    1,712
    مورد تشکر
    1,042 در 221
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : راز عشق شقايق

    امضاء


  17. تشكرها 6


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی