راز عشق شقايق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راز عشق شقايق
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    ghalb.. راز عشق شقايق




    رازعشق شقایق

    شقایق گفت با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیمارم
    اگر سرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم
    گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی
    نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی




    یکی از روزهایی ،
    که زمین تب دار و سوزان بود
    وصحرا در عطش می سوخت ،
    تمام غنچه ها تشنه
    و من بی تاب و خشکیده ،
    تنم در آتشی می سوخت
    ز ره آمد یکی خسته ،
    به پایش خار بنشسته...


    راز عشق شقايق
    ویرایش توسط لحظه هاي سبز : 06-09-1389 در ساعت 17:05


  2. تشكرها 7


  3.  

  4. #2
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق





    و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
    ز آنچه زیر لب می گفت : شنیدم ، سخت شیدا بود
    نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش
    افتاده بود ، اما طبیبان گفته بودندش




    اگر یک شاخه گل آرد ، ازآن نوعی که من بودم
    بگیرند ریشه اش را ، بسوزانند
    شود مرهم برای دلبرش ، آندم شفا یابد

    چنانچه با خودش می گفت ، بسی کوه و بیابان را





    راز عشق شقايق


  5. تشكرها 7


  6. #3
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق






    بسی صحرای سوزان را ، به دنبال گلش بوده
    و یک دم هم نیاسوده ، که افتاد چشم او ناگه به روی من
    بدون لحظه ای تردید ، شتابان شد به سوی من




    به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و
    به ره افتاد و او می رفت ، و من در دست او بودم
    و او هرلحظه سر را رو به بالاها
    شکر می کرد ، پس از چندی...


    راز عشق شقايق
    ویرایش توسط لحظه هاي سبز : 06-09-1389 در ساعت 16:59


  7. تشكرها 7


  8. #4
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق






    هوا چون کوره آتش ، زمین می سوخت
    و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
    به لب هایی که تاول داشت گفت : چه باید کرد؟

    در این صحرا که آبی نیست
    به جانم ، هیچ تابی نیست
    اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
    برای دلبرم ، هرگز دوایی نیست

    واز این گل که جایی نیست ، خودش هم تشنه بود اما

    نمی فهمید حالش را ، چنان می رفت و من
    در دست او بودم ، و حالا من تمام هست او بودم




    راز عشق شقايق


  9. تشكرها 7


  10. #5
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق








    دلم می سوخت ، اما راه پایان کو ؟
    نه حتی آب ، نسیمی در بیابان کو ؟



    و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
    که ناگه روی زانوهای خود خم شد ، دگر از صبر او کم شد
    دلش لبریز ماتم شد ، کمی اندیشه کرد ....

    راز عشق شقايق


  11. تشكرها 7


  12. #6
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق






    مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
    نشست و سینه را با سنگ خارایی
    زهم بشکافت ، زهم بشکافت



    آنگه ...
    اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
    زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
    و هر چیزی که هرجا بود ، با غم رو به رو می کرد


    راز عشق شقايق


  13. تشكرها 7


  14. #7
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : راز عشق شقايق






    نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب ، خونش را
    به من می داد و بر لب های او فریاد
    بمان ای گل ، که تو تاج سرم هستی
    دوای دلبرم هستی ، بمان ای گل




    و من ماندم نشان عشق و شیدایی
    و با این رنگ و زیبایی
    و نام من شقایق شد
    گل همیشه عاشق شد


    راز عشق شقايق


  15. تشكرها 7


  16. #8
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : راز عشق شقايق




    راز عشق شقايق


  17. تشكرها 6


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •