سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: رفاقت به سبک بسیجی ها* به یاد دو بسیجی شهید حسین بویزه و امیر ناجی*

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    sham1 رفاقت به سبک بسیجی ها* به یاد دو بسیجی شهید حسین بویزه و امیر ناجی*

    رفاقت به سبک بسیجی ها



    به یاد دو بسیجی
    شهید حسین بویزه و امیر ناجی



    نماز جماعت مغرب و عشای مسجد تازه تمام شده بود؛ توجهم به مرد میانسالی جلب شد که تمام بدنش می لرزید و داشت با فرمانده بسیج مسجد امام حسن عسکری(ع) دزفول صحبت می کرد. کنجکاو شدم تا از گفت وگوی این دو نفر سر دربیاورم. جلو رفتم مرد میانسال با چهره ای کاملاً غمزده و لحنی التماس گونه به فرمانده بسیجی می گفت: بابا تو رو به خدا هنوز کفن مادر و خواهر و دو برادرم خشک نشده! چطوری گذاشتید حسین هم به جبهه اعزام بشه؟!

    فرمانده بسیجی که آثار شرمندگی و شاید ترحم در چهره اش نمودار بود، از اعزام «حسین» اظهار بی اطلاعی می کرد و قول داد با حسین حرف بزند.
    عملیات بعدی در راه بود و منصرف کردن حسین کار آسانی نبود، به ویژه که او و «امیر» قول هایی به هم داده بودند!
    سرانجام حسین به نرفتن رضا نداد و راهی جبهه شد، ولی او در این عملیات نرفت!
    عملیات به سرانجام رسید و یک سال دیگر هم دو دوست در کنار هم رازهای ناگفته گفتند و حسین هم فرصت یافت داغ «مادر، خواهر و دو برادرش» را که در حملات موشکی دزفول از دست داده بود، برای دو برادر و خواهر دیگرش تسلا دهد؛ اما عملیات دیگری در راه بود... .

    دوستی حسین و امیر در بین بچه ها ضرب المثل بود و هیچ کس به جدایی آنها دست کم در این دنیا فکر نمی کرد! بعضی ها می گفتند چون امیر برادرش حسین را در فتح المبین جاودانه کرده بود؛ می خواست با حسینِِ دیگری برادر شود!...
    والفجر 8 فرا رسید! و این دو در پوست خود نمی گنجیدند؛ حسین خانواده را چطور راضی کرده بود نمی دانم! ولی آن دو از اروند گذشتند و به فاو هم رسیدند! و حتی از فاو هم برگشتند! ولی ...
    عملیات تمام شد، ولی گویا سفر حسین و امیر تازه آغاز شد! ...
    دو یار جدا ناشدنی با هم سوار اتوبوس شدند (1) و از آنجا به سفری آسمانی رفتند و دیگر برنگشتند!
    پنجم اسفند 1364 «حسین بویزه» و «امیر ناجی» با بلیت اتوبوس آسمانی به سفر عشق رفتند، ولی دو روز بعد بر دستان جماعتی از مردم در گلزار «شهید آباد»؛ اولی را در کنار برادرش «حسن» (2) و دومی را در کنار برادرش «حسین» (3) خاکی! کردند ولی در آسمان، ملایکه، دو دوست را بر سر یک سفره نشاندند!...

    پانوشت:
    1 ـ پس از عملیات والفجر 8، به رغم پیروزی رزمندگان و فتح فاو، در بازگشت از منطقه عملیاتی هواپیمای دشمن بعثی، اتوبوس حامل رزمندگان گردان بلال لشکر 7 ولی عصر (عج) را بمباران کرد و حدود سی رزمنده دلاور به شهادت رسیدند و شیرینی پیروزی به کام مردم دزفول تلخ شد.
    2 ـ حسن بویزه به همراه محمدعلی بویزه و مادر و خواهرش حدود دو سال پیش از شهادت حسین، در حمله موشکی دشمن از زیر آوار راه به آسمان گشودند!
    3 ـ حسین ناجی، برادر بزرگ امیر در عملیات فتح المبین به شهادت رسید.

    نویسنده : مسعود پرموز
    تنظیم : رها آرامی - فرهنگ پایداری تبیان





    امضاء

  2. تشكرها 3

    آسیه سادات (08-09-1389), تشنه کوثر (08-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (08-09-1389)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    379
    نوشته
    20
    تشکر
    147
    مورد تشکر
    82 در 21
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar. پاسخ : رفاقت به سبک بسیجی ها* به یاد دو بسیجی شهید حسین بویزه و امیر ناجی*

    خيلي از شما بابت مطلبتون ممنونم

    اما آخرش معلوم نشد اين دو دوست جدانشدني چطور و كجا شهيد شدند؟sat
    امضاء


    اللهم عجل لوليك الفرج

  5. تشكرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی