^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^
صفحه 14 از 32 نخستنخست ... 410111213141516171824 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 311
  1. #131
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    دردهاى امام صادق (ع )
    مراتب ناراحتى و دردمندى امام صادق (ع ) از تهمتهاى غلاة و گمراه ساختن مردم آگاه از كيفيت سحن گفتن آن حضرت به خوبى مشهود است . جريان ديگرى در حضور امام صادق (ع ) واقع شد كه نشان داد بدخواهان و دشمنان ائمّه چه دروغهايى را به صورت حديث جعل كرده و به خورد افراد ساده دل و خوش باور داده بودند و در اينجا قسمتى از آن جريان ذكر مى شود. ميمون بن عبداللّه مى گويد: جمعى حضور امام صادق (ع ) شرفياب شدند براى گرفتن حديث . اينان از ولايت آمده بودند. من در آن موقع نزد امام (ع ) بودم . به من فرمود: آيا هيچ يك از اينان را مى شناسى ؟ عرض كردم : نه . فرمود: پس چرا نزد من آمده اند؟ عرض كردم : اينان طالب حديث اند و باك ندارند از چه كسى حديث را بگيرند. حضرت به يكى از آنان فرمود: آيا از غير من حديث شنيده اى ؟ گفت : بلى . حضرت فرمود: بعضى از شنيده هايت را براى من بگو. گفت : ما اينجا آمده ايم كه از شما حديث بشنويم ، نيامده ايم كه براى شما حديث بگوييم ، و خلاصه ، پس از مذاكرات ، قبول كردند مقدارى از احاديثى را كه شنيده اند به عرض امام صادق (ع ) برسانند، و در اينجا پاره اى از گفته هاى آنها به عرض شنوندگان محترم مى رسد:
    حدثنى سفيان الثورى عن محمد بن المنكدر انه راءى عليا عليه السلام على منبر بالكوفة و هو يقول : لئن اتيت برجل يفضلنى على ابى بكر و عمر لاجلدنه حد المفترى . فقال ابو عبداللّه عليه السلام ردنا. قال حدثنا سفيان عن جعفر انه قال حب ابى بكر و عمر ايمان و بعضهما كفر. قال ابوعبداللّه عليه السلام لما قتل اهل صفين بكى عليهم ، فقال جمع اللّه بينى و بينهم فى الجنة . فقال له ابوعبداللّه عليه السلام : من اىّ البلاد انت ؟ قال من اهل البصرة . قال هذا الذى تحدث عنه وتذكر اسمه جعفر بن محمد هل تعرفه ؟ قال لا. قال فهل سمعت منه شيئا قط؟ قال لا. قال فهذه الاحاديث عندك حق ؟ قال نعم . قال فمتى سمعتها؟ قال لا احفظ. قال الا آنهااحاديث اهل مصرنا منذ دهرنا. قال له ابوعبداللّه (ع ) لو رايت هذا الرجل الذى تحدث عنه فقال لك هذه التى ترويها عنى كذب و قال لااعرفها ولم احدث بها، هل كنت تصدقه ؟ قال لا. قال و لم ؟ قال لانه شهد على قوله رجال لو شهد احدهم على عتق رجل لجاز قوله . (209)
    سفيان ثورى از محمد بن منكدر حديث نموده كه ديدم على (ع ) را در يكى از منابر كوفه مى گفت : اگر مردى را نزد من بياورند كه مرا برتر از ابى بكر و عمر مى داند، او را با تازيانه ، حد مفترى خواهم زد. امام صادق (ع ) فرمود: باز هم بگو. عرض كرد: سفيان از جعفر حديث نموده كه على (ع ) فرمود: حب ابى بكر و عمر ايمان است و بغض آن دو كفر است . حضرت از او خواست باز بگويد. گفت : سفيان ثورى از امام صادق (ع ) حديث نموده ، پس از آنكه على (ع ) اهل صفيّن را كشت ، بر آنان گريست ، سپس فرمود خداوند مرا و آنها را در بهشت گرد آورد. آنگاه امام صادق (ع ) به وى فرمود: اهل كجايى ؟ گفت : اهل بصره هستم . فرمود: كسى را كه از او حديث نموده اى و اسمش را جعفر خوانده اى آيا مى شناسى ؟ گفت : نه . فرمود: آيا اين احاديث نزد تو حق است ؟ عرض كرد: بلى . فرمود: آنها را از كى شنيده اى ؟ گفت : به خاطر ندارم ، جز آنكه اين احاديث در طول زندگانى ما نزد اهل بصره مشهور و معروف است . امام (ع ) فرمود: اگر آن مردى را كه از او حديث نموده اى ببينى و به تو بگويد: آنچه را كه از من حديث نموده اى دروغ است و من نگفته ام ، تصديقش مى كنى ؟ گفت : نه . فرمود: چرا؟ عرض ‍ كرد: براى آنكه كسانى بر قول او شهادت داده اند كه اگر يك نفر آنها شهادت بدهد، بر آزادى مردى قولش مورد قبول و تاءييد است .
    آيا كدام بيمارى و رنجى براى امامان معصوم دردناكتر از اين قبيل تهمتهاست ؟ امام زين العابدين (ع ) در جمله دوم دعاى موضوع بحث امروز، متعلق تداوى را به زبان نياورده و عرض نموده است :
    و داونى بصنعك .
    بار الها! با صنع متقن خود مرا مداوا كن .
    ممكن است گفته شود مراد حضرت از مداوا، درمان باقيمانده عوارض ‍ روحى و جسمى حادثه كربلاست ، يا بگوييم امام سجاد(ع ) در دعاى خود، علاج تهمتهاى غلاة و دشمنان را قصد كرده است .
    به هر صورت ، حضرت على بن الحسين عليه السلام از بارى تعالى درخواست دارد تمام عوارض روحى و جسميش را با مداواى حكيمانه و صنع متقن خود علاج فرمايد.
    70 : واظلّنى فى ذراك ، وجللنى رضاك .
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #132
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    امام (ع ) و دو خواسته مهم
    در اين قطعه از دعاى شريف مكارم شيرازى ، حضرت زين العابدين عليه السلام دو خواسته مهم از پيشگاه الهى دارد كه با دو جمله كوتاه ، آن را ادا نموده است . اول : پروردگارا با پوششى كه وابسته به ذات اقدس توست ، بر من سايه افكن . دوم : پروردگارا! تمام وجود مرا با جامعه رضا و خشنوديت بپوشان .
    به خواست خداوند، اين دو جمله از دعاى امام سجاد (ع ) موضوع بحث و سخنرانى امروز است .
    الظل الفى ء الحاصل من الحاجز بينك و بين الشمس اىّ شى ء كان . (210)
    ظلل سايه اى است كه از وجود چيزى حاصل مى شود كه بين تو و آفتاب ، فاصله است ، و آن چيز هر چه باشد، از درخت و ديوار يا خيمه و سقف يا چيزهايى از اين قبيل .
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #133
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    ارزش سايه در مناطق گرم
    كسانى كه در مناطق گرمسير زندگى مى كنند، يا در نقاطى هستند كه تابش ‍ آفتاب تابستان به سر و صورتشان زننده و ناراحت كننده است ، به خوبى مى دانند كه سايه و سايبان تا چه حدّ ارزشمند و مهمّ است . اگر كسى در فصل تابستان در اين قبيل مناطق ، پياده در بيابان بماند و با تابش آفتاب مواجه گردد و به سايه و سايبان دسترسى نداشته باشد، بر اثر اشعّه آفتاب حدّاقل به آفتابزدگى مبتلا مى شود و دچار عارضه پوستى مى گردد و ممكن است در مواقعى دچار وضعى شود كه حياتش از دست برود. سايه براى مردم اين سرزمينها نعمتى است بسيار بزرگ و رحمتى است توصيف ناشدنى و چون سايه ، حافظ سلامت و بهداشت و مايه تاءمين آسايش و رفاه است ، مردم اين سرزمينها پذيرفته اند كه خدمات پر ارج علمى و عملى افراد نافع و مفيد را به سايه تشبيه كنند و در مقام دعا، بقا و دوام ظلّشان را از پيشگاه خداوند درخواست نمايند. عرب زبانها درباره كسانى كه وجودشان از جهت خدمت علمى و مالى بسيار نافع است ، مى گويند: مذظله ، دام ظله ، ادام اللّه ظله و از اين قبيل . فارسى زبانان نيز درباره آنان مى گويند: سايه اش مستدام باد، سايه شما از سرما كم نشود، اميد است هميشه زير سايه شما باشيم و از اين قبيل .
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #134
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    آنجا كه تابش آفتاب نعمت است
    در بعضى از كشورهاى غربى وضع طبيعى به گونه اى نمى بينند. گاهى كه آفتاب ظاهر مى شود، حرارتى بسيار مطبوع و دلپذير دارد. اگر در يكى از روزهاى تابستان هوا آفتابى باشد، آن روز مردم جشن دارند و براى آنكه بدنشان از نور خورشيد بهره مند شود، بسيارى از افراد كار خود را ترك مى گويند، كنار دريا مى روند، جامه را از بدن بيرون مى آورند، و برهنه روى شنهاى كنار دريا مى خوابند تا بتوانند از پرتو خورشيد استفاده كنند و اگر كسى آنقدر در آفتاب خوابيد كه پوستش قهوه اى رنگ شد، بسيار خوشحال است از اينكه توانسته به قدر كافى از خورشيد بهره بگيرد و ذخيره بهداشتى براى خود تاءمين نمايد. در چنين مملكتى ، اگر يك دانشجوى ايرانى براى تشكّر و قدردانى از استاد خود، جمله خداوند سايه بلند پايه استاد را بر سر من پايدار و مستدام بدارد به زبان خود استاد ترجمه كند و در مقابل او و ديگر دانشجويان اهل همان كشور بخواند، استاد و دانشجويان معناى كلام او را نمى فهمند، بهت زده به وى مى نگرند، چه مى خواهد بگويد؟ زيرا در نظر آنان سايه افكندن بر سر كسى كه مى خواهد آفتاب بگيرد و سلامت خود را تاءمين نمايد، نه تنها نعمت و رحمت نيست بلكه مايه محروم ماندن از نعمت نور و مانع تاءمين بهداشت و سلامت اوست . بنابراين ، مردمانى كه در مناطق سرد و ابرى جهان زندگى مى كنند و در سراسر تابستان آرزوى ديدن چند روز آفتاب را دارند، معناى جمله فارسى خداوند سايه شمار را مستدام بدارد يا جمله عربى ادام اللّه ظلكم را نمى فهمند و نعمت سايه براى مناطق گرمسير يا جاهايى است كه آفتاب تابستانش سوزان و طاقتفرسات . با توجه به اينكه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّه معصومين عليه السلام در منطقه گرم متولد شده اند و با در نظر گرفتن اين مطلب كه اغلب مسلمانان صدر اسلام مواليد مناطق گرم بوده اند و قدر و منزلت سايه را مى دانستند، اولياى گرامى اسلام به منظور توجه دادن مسلمانان به اهميّت پاره اى از امور دينى ، كلمه ظلّ را مورد استفاده قرار داده و آن را در متن كلام خود آورده اند، از آن جمله :
    فى الحديث : الجنة تحت ظلال السيوف . (211)
    بهشت زير سايه شمشيرهاست .
    براى آنكه مردم ، ارزش جهاد اسلامى را بفهمند و در انجام اين وظيفه خطير ترغيب شوند، از سايه شمشير سخن گفته شده و خاطر نشان گرديده است كه بهشت عزت و آزادى در دنيا و بهشت جاودان در عالم آخرت ، زير سايه شمشير به دست مى آيد و مردن با فداكارى و از خودگذشتگى در راه خداوند مى توانند به آن نايل گردند.

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #135
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    سايه ماه رمضان
    فى الحديث انه خطب آخر يوم من شعبان فقال : ايها الناس ! قد اظلكم شهر عظيم . (212)
    در حديث است كه پيشواى اسلام (ص )، روز آخر ماه شعبان خطبه خواند و فرمود: اى مردم ! ماه عظيم بر شما سايه افكنده است .
    در اين حديث هم از كلمه ظلّ استفاده شده ، براى آنكه مردن به ارزش ‍ اين ماه مقدّس واقف گردند و آنطور كه بايد و شايد وظايف دينى خود را انجام دهند، اين ماه را سايه نعمت و رحمت معرفى نموده و بدين وسيله ، افراد را به وظيفه شناسى تشويق فرموده است .
    كلمه ظلّ در احاديث مربوط به آخرت نيز آمده است و اولياى دين مژده داده اند كسانى كه در دنيا به مردم خدمت مى كنند و عقده روحى آنان را مى گشايند يا در اطاعت پروردگار جدّى و كوشا هستند، در قيامت از سايه رحمت حضرت بارى تعالى برخوردار مى گردند.
    عن النبى صلى اللّه عليه و آله اقل : من اراد ان يظله اللّه فى ظل عرشه يوم لا ظل الا ظله فلينظر معسرا او ليدع له عن حقه . (213)
    رسول اكرم (ص ) فرمود: كسى كه مى خواهد خداوند او را در سايه عرشش ‍ جاى دهد، در روزى كه جز سايه او ظلّى نيست ، به مديون تنگدست خود مهلت دهد يا از طلب خود چشم پوشى نمايد.
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #136
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    سايه الهى در قيامت
    عن على عليه السلام قال : ظل اللّه سبحانه فى الاخرة مبذول بمن اطاعة فى الدنيا. (214)
    على (ع ) فرموده : سايه خداوند سبحان در عالم آخرت براى كسانى است كه او را در دنيا اطاعت نموده و بى قيد و شرط، فرمانش را به كار بسته اند.
    خلاصه ، سايه از نظر جسمى و روحى ، مادّى و معنوى ، دنيوى و اخروى داراى ابعاد مختلف و هر بُعدى به نوبه خود جالب و شايان ملاحظه است . امام سجاد(ع ) در جمله اول دعاى مورد بحث امروز، به پيشگاه الهى عرض ‍ مى كند:
    واظلنى ...
    بار الها! مرا در سايه رحمت خود قرار ده .
    امام (ع ) و سايه خداوند
    ولى حضرت زين العابدين (ع ) سايه رحمت الهى را به طور مطلق نخواسته ، بلكه آن را با قيد مخصوصى درخواست نموده است .
    عرض مى كند:
    واظلنى فى ذراك .
    الذرى بالفتح كل ما استترت به . (215)
    ذرى در لغت عرب به هر چيزى گفته مى شود كه اشياء ديگر را به وسيله آن مى پوشانى .
    پس معناى كلام امام (ع ) چنين مى شود: بار الها! مرا در سايه رحمت خود قرار ده ، اما با پوششى كه انتسابش فقط به ذات اقدس تو باشد و بس .
    براى آنكه كلام حضرت زين العابدين (ع ) روشن شود، لازم است مقدمه كوتاهى را به عرض شنوندگان محترم برساند. در خلال بحثهاى قبل اشاره شد كه خداوند، اين عالم را دار وسايل و اسباب قرار داده و فيض بارى تعالى از مجارى مقرّر به مردم مى رسد. مثلا رازق خداوند است ، امّا فيض رزق بارى تعالى از راه كشاورزى به دست مى آيد. شافى خداوند است ، اما فيض شفاى او از راه طبيب و دوا نصيب بيمار مى گردد. در قرآن شريف آمده :
    انا لننصر رسلنا. (216)
    البته ما پيمبران خود را يارى مى كنيم .
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #137
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    نصرت الهى بى واسطه و باواسطه
    در اين آيه ، خداوند يارى را منتسب به خود نموده ، اما در آيه ديگر رسول گرامى اسلام (ص ) را مخاطب ساخته و فرموده است :
    هوالذى ايدك بنصره و بالمؤ منين . (217)
    اوست خداوندى كه ترا به نصرت خود و به نصرت مؤ منين تاءييد نموده .
    ملاحظه مى كنيد كه در اين آيه قسمتى از فيض نصرت بارى تعالى به طور مستقيم شامل حال پيمبر گرامى اسلام (ص ) شده و قسمت ديگر از مجراى يارى و فداكارى اهل ايمان ، نصيب آن حضرت گرديده است . فيض عفو و مغفرت حضرت بارى تعالى نيز مانند ساير فيضهاى او از مجارى خاصّى نصيب گناهكاران مى شود. در دنيا كه دار تكليف است ، مجارى دست يافتن به عفو الهى توبه است .
    گناهكارى كه به خود مى آيد، از خواب غفلت بيدار مى شود، با نيّت خالص ‍ و ضمير پاك به سوى خداوند برمى گردد، و از گناهان خويش در پيشگاه الهى اظهار ندامت و شرمندگى مى نمايد و خواستار عفوش مى گردد، پروردگار مهربان توبه او را مى پذيرد و لكه هاى گناه را از صفحه اعمالش ‍ مى زدايد و آنچنان مى شود كه گويى اصلا گناه نكرده است .
    عن النبى صلى اللّه عليه و آله قال : لاشفيع انجح من التوبه . (218)
    رسول اكرم (ص ) فرموده : هيچ شفيعى براى نجات گناهكاران همانند توبه پيروزمند و موفق نيست .
    شفاعت شفعاء در قيامت
    مجراى دوم براى نيل به مغفرت بارى تعالى ، شفاعت شفعاء در عرصه قيامت است . كسانى كه در دنيا نتوانسته يا نخواسته اند با توبه ، خويشتن را مشمول عفو الهى نمايند و از فيض مغفرتش برخوردار گردند، ممكن است در قيامت با اذن بارى تعالى از شفاعت كسانى كه حق شفاعت دارند بهره مند شوند، به عفو و بخشش خداوند دست يابند، و به عذاب گناهانشان معذّب و مبتلا نگردند.
    ظل اللّه يا سايه خداوند يكى از فيضهاى بسيار مهم حضرت بارى تعالى است . اين فيض ممكن است از راه اطاعت و بندگى او به دست آيد يا از مجراى خدمت به انسانها و دستگيرى از افتادگى و كارهايى نظير اينها. در واقع وسيله پوشش و عامل ظلّ كارهايى است كه براى خداوند انجام مى شود، ولى امام سجاد(ع ) در دعاى خود اين قبيل ظلّ را كه سايبانش عمل مخلوق مستند به ذات اقدس او باشد و بس . مى توان گفت : مصداق درخواست امام زين العابدين (ع ) ظلّى است كه سايبانش رضوان اللّه باشد. رضوان خداوند فقط وابسته به ذات اقدس اوست ؛ رضوان خداوند آنقدر بلند پايه و رفيع است كه قرآن شريف آن را از عالى ترين درجات بهشت و تمام محتوياتش بزرگتر خوانده و فرموده است :
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #138
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    عظمت رضوان الهى
    وعد اللّه المؤ منين والمومنات جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة فى جنات عدن و رضوان من اللّه اكبر ذلك هو الفوز العظيم . (219)
    خداوند به مردان و زنان با ايمان بهشت را وعده فرموده كه از زير درختانش ‍ نهرها جارى است و در آن به طور جاودان مستقرّند و در بهشت عدن كه عالى ترين مقام است ، جايگاههايى براى سكونت وجود دارد كه زندگى در آنها بسيار مطبوع و گواراست ، اما خشنودى و رضاى حضرت بارى تعالى بزرگتر است و اين عطايا براى افراد با ايمان پيروزى و موفقيتى است عظيم .
    روى عن النبى صلى اللّه عليه و آله انه قال : عدن دار اللّه التى لم ترها عين ولم تخطر على قلب بشر، لايسكنها غير ثلاثة : النبيين والصديقين والشهداء. (220)
    از رسول اكرم (ص ) روايت شده كه فرموده : عدن خانه خداوند است ، خانه اى است كه نه چشم آن را ديده و نه به قلب بشر خطور نموده است . در بهشت عدن جز سه گروه سكونت ندارند. پيمبران و صديقين و شهدا.
    امام زين العابدين (ع ) در جمله اول دعاى مورد بحث امروز، به پيشگاه خداوند عرض مى كند:
    واظلنى فى ذراك .
    بار الها! مرا در سايه خودت قرار ده . سايه اى كه پوشش آن مستند به ذات اقدس تو باشد.
    به شرحى كه توضيح داده شد، بعيد نيست گفته شود: امام سجاد(ع ) در اين جمله دعا از خداوند مى خواهد كه همواره در ظلّ او و در پوشش رضوان ذات اقدسش مستقر باشد.
    حضرت على بن الحسين عليه السلام در جمله دوم دعاى مورد بحث امروز عرض مى كند:
    وجللنى رضاك : بار الها! تمام وجود مرا با جامعه رضا و خشنوديت بپوشان .
    معنى جلله در كلام امام (ع )
    جلله غطاه ، ومنه جلل المطر الارض اذا عمها و طبقها فلم يدع شيئا الا غطى عليه . (221)
    جلله يعنى او را پوشاند و بر همين اساس وقتى كه باران ببارد و تمام زمين را فرا گيرد، گفته مى شود: جلل المطر، يعنى باران هيچ جاى زمين را فروگذار نكرد جز اينكه آنرا پوشاند و فرا گرفت .
    اولياى گرامى اسلام در سخنان خود مكرّر كلمه رضا را به كار برده و در دو مقام ، دو معنى از آن اراده فرموده و به پيروان خود توصيه نموده اند. اول آنكه در گفتار و رفتار خود مراقب رضاى الهى باشند و براى خشنودى مخلوق ، خداى را به غضب نياورند.
    عن النبى صلى اللّه عليه و آله قال : من طلب رضا مخلوق بسخط الخالق سلط اللّه عزوجل عليه ذلك المخلوق . (222)
    رسول اكرم (ص ) فرموده : هر كس رضايت مخلوقى را به سخط بارى تعالى طلب نمايد، خداوند آن مخلوق را بر وى مسلط خواهد نمود.
    دوم آنكه قضاى الهى را با رضايت خاطر و حسن قبول تلقى نمايند، خواه بر وفق ميلشان باشد يا برخلاف ميلشان .
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #139
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    سرآمد طاعت الهى
    عن ابيعبد اللّه عليه السلام قال : راءس طاعة اللّه الصبر والرضا عن اللّه فى ما احب العبد او كره . (223)
    امام صادق (ع ) فرمود: سرلوحه طاعت بارى تعالى صبر و رضاى بنده از خداوند است در آن چيزى كه آن را دوست دارد يا نسبت به آن بى رغبت است .
    مراقبت در جلب رضاى خداوند
    جوارح به اعضايى گفته مى شود كه فعاليتشان در اراده و اختيار ماست . كسى كه مى خواهد در تمام اعمال ارادى خود طبق راءى بارى تعالى قدم بردارد و همچنين مى خواهد تمام مقدّرات خداوند را هر چند برخلاف خواسته اوست ، راضى و تسليم باشد، بايد همواره در افكار و اعمال خويش مراقبت نمايد و مجاهده كند كه به انحراف گرايش نيابد و برخلاف رضاى او نينديشد و عملى انجام ندهد، و اين پيروزى بزرگ نصيب افرادى مى شود كه خود در اين كار تصميم قاطع دارند و از خداوند نيز درخواست توفيق مى نمايند. حضرت على بن الحسين عليه السلام ، آن بنده مطيع خدا و رسول (ص )، براى نيل به اين هدف مقدس ، در جمله دوم دعاى موضوع بحث امروز، به پيشگاه الهى عرض مى كند:
    وجللنى رضاك .
    بار الها! كليّه انديشه ها و افكارم را از درون و همه گفتار و رفتارم را از برون و خلاصه ، تمام وجودم را در پوشش كامل رضا و خشنودى خودت قرار ده .
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #140
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    آميختن خوب و بد
    اگر كسى با حضور مردم لب فرو مى بندد و حرف نمى زند تا زبانش به گناه آلوده نشود و برخلاف رضاى خداوند سخنى نگويد، اما همان موقعى كه ساكت است فكر گناه در سر مى پرورد و به تعدّى و تجاوز به حقوق اين و آن مى انديشد، اگر كسى دستى به ترازو دارد تا به مردم كم ندهد و حق دگران را تضييع ننمايد، اما همان موقع به غيبت مسلمان گوش فرا داده و سخنان غيرمشروع را استماع مى نمايد، اين قبيل افراد در مقام عمل ، خوب و بد را به هم آميخته اند و خشنودى و خشم خداوند درباره آنان نسبى است . اما ائمّه معصومين عليه السلام و همچنين اولياى بزرگ الهى ، طالب رضاى مطلق او هستند و در جميع شئون زندگى ، حتى در امور بسيار عادى ، خشنودى و رضاى خداوند را رعايت مى نمايند.
    حديث آموزنده اى از امام سجاد(ع )
    روى انه لما حمل على بن الحسين عليهما السلام الى يزيد هم بضرب عنقه . فوقفه بين يديه و هو يكلمه ليستنطثه بكلمة يوجب بها قتله و على عليه السلام يجيبه حيثما يكلمه و فى يده سبحه صغيرة يديرها باصابعه و هو يتكلم . فقال له يزيد لع : انا اكلمك وانت تجيبنى و تدير اصابعك بسبحة فى يدك فكيف يجوز ذلك ؟ فقال حدثنى ابى عن جدى صلى اللّه عليه و آله انه كان اذا صلى الغداة و انفتل لايكلم حتى ياءخذ سبحة بين يديه فيقول : اللهم انى اصبحت اسبحك و احمدك و اهلك واكبرك وامجدك بعدد ما ادير به سبحتى و ياءخذ السبحه فى يده و يديرها و هو يتكلم بما يريد من غير ان يتكلم بالتسبيح وكر ان ذلك محتسب له ، فعلت هذا اقتداء بجدى . فقال له يزيد مرة بعد اخرى : لست اكلم احدا منكم الا و يجيبنى بما يفوز به . (224)
    در روايت است كه وقتى حضرت زين العابدين (ع ) نزد يزيد برده شد، تصميم به قتل آن حضرت گرفت . او را به حضور طلبيد و مقابل خود نگاه داشت تا با حضرت سخن بگويد، شايد بين كلماتش به چيزى برخورد نمايد كه مستمسك قتلش شود. امام (ع ) به سؤ الات او پاسخ داد و همان موقع تسبيح كوچكى در دست داشت كه با انگشتان خود مى گرداند. يزيد گفت : من با شما سخن مى گويم ، به من جواب مى دهيد و در همان حال با انگشتانت تسبيح را مى گردانى ، اين چيست ؟ امام (ع ) فرمود: پدرم از جدّم رسول اكرم (ص ) حديث نمود كه وقتى نماز صبح را مى خواند و فراغت مى يافت ، بدون اينكه با كسى سخنى بگويد، تسبيحى را كه مقابلش بود برمى داشت و مى گفت : بار الها! صبح كردم ترا تسبيح مى گويم ، حمد مى نمايم ، به كلمه توحيد يادت مى كنم ، تكبيرت مى گويم ، و تمجيدت مى نمايم به عدد دانه هاى تسبيحى كه مى گردانم . سپس تسبيح را به دست مى گرفت بدون اينكه تسبيح بارى تعالى را بگويد و مى فرمود: اين گرداندن تسبيح ، ذكر خدا محسوب مى شود، و من اين كار را به پيروى از جدّم رسول اكرم (ص ) انجام مى دهم . يزيد چند بار گفت : من با هيچ يك از شماها سخن نگفتم ، مگر آنكه به من پاسخى پيروزمندانه داديد.
    قواى بدن را طبق رضاى الهى و اوامر حكيمانه اش به كار بستن ، حاوى ثمرات و فوايد بسيار از نظر فردى و اجتماعى است .
    كسى كه حركات و سكناتش بر وفق رضاى بارى تعالى انجام مى شود، گناه نمى كند و دامنش به پليدى معصيت آلوده نمى گردد. چنين انسانى از عذاب الهى در امان است و از رحمت واسعه او برخوردار.
    عن على عليه السلام قال : امره قضاء و حكمة و رضاه امان و رحمة . (225)
    على (ع ) فرموده : امر پروردگار جهان ، فرمان است و حكمت و رضاى خداوند توانا، امان است و رحمت .
    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 14 از 32 نخستنخست ... 410111213141516171824 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •