^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^
صفحه 20 از 32 نخستنخست ... 1016171819202122232430 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 311
  1. #191
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    بى نيازى خداوند از روزى و طعام
    وامر اهلك بالصّلوة واصطبر عليها لانساءلك رزقا نحن نرزقك والعاقبة للتّقوى . (325)
    اى رسول معظم ! اهل بيت خود را به نمازگزاردن امر كن و خود در انجام اين وظيفه مقدّس بردبار باش . از تو درخواست رزق نمى نماييم ، ما به تو رزق مى دهيم و پايان سعادت بخش براى تقوى و پرهيزكارى است .
    وما خلقت الجنّ والانس الاّ ليعبدون . ما اريد منهم من رزق و ما اريد ان يطمعون . (326)
    من جنّ و انس را نيافريده ام مگر براى عبادت ، نه از آنان روزى مى خواهم و نه اراده دارم كه مرا اطعام نمايند.
    قل اغير اللّه اتّخذ وليّا السّموات والارض وهو يطعم ولايطعم . (327)
    پيمبر گرامى ! به مردم بگو: آيا غير خداوند را ولى و صاحب اختيار خود بگيرم با آنكه او آفريننده آسمانها و زمين است ، اوست كه به مخلوق ، طعام مى دهد و خود به طعام نياز ندارد.
    لن ينال اللّه لحومها ولا دمائها ولكن يناله التّقوى . (328)
    درباره ذبيحه عبادت ، يعنى قربانى ، فرموده : گوشت و خون حيوان به خداوند نمى رسد، آنچه مورد عنايت الهى است و به او مى رسد، تقوى و پاكى مردم است .
    كسانى كه با قرآن شريف و مكتب توحيد اسلام ماءنوس اند از اين چند آيه به شگفت مى آيند، سؤ ال مى كنند مگر كسى گفته است كه خداوند از مردم درخواست رزق و طعام دارد، مگر كسى گفته است كه گوشت و خون قربانى ها عايد خداوند مى گردد؟ در پاسخ بايد گفت كه اين عقيده را مشركين درباره خدايان ساختگى و موهوم خود داشتند و آنها را محتاج به غذا مى دانستند و موقعى كه ابراهيم خليل (ع ) وارد بتكده شد، مشاهده كرد كه غذا در مقابل بتها گذارده اند. ابراهيم (ع ) با مشاهده غذاها به طور استهزا بتهاى جماد را مخاطب ساخت :


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #192
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    عقيده خرافى بت پرستان
    فقال الا تاءكلون . ما لكم لاتنطقون . (329)
    چرا غذا نمى خوريد؟ چه شده است شما را كه سخن نمى گوييد.
    قرآن شريف از قرون گذشته و عصر حضرت ابراهيم (ع ) خبر داده كه بت پرستان معتقد بوده اند خدايانشان به طعام نياز دارند. از اين رو براى آنها در بتكده غذا مى بردند. دانشمندان غرب نيز در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اند كه بعضى از اقوام كه به خدايى اجرام كيهانى عقيده داشتند و خورشيد را پرستش مى نمودند، مى گفتند خدايان غذا مى خواهند و براى تهيه غذاى خورشيد به كارهايى وحشتزا و خشن دست مى زدند و در اينجا براى اطلاع شنوندگان محترم ، ترجمه يك قطعه از كتاب اتوكلاين برگ ، استاد دانشگاه كلمبيا عينا نقل مى شود:

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #193
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    قلب انسان غذاى خدايان
    در قبيله آستكهاى مكزيك ، رفتار جنگجويانه بيشتر از عوامل دينى ناشى مى شد. بنابر يكى از مهمترين اعتقادها خدايان ، مخصوصا خورشيد، اگر از غذا محروم بمانند، مى ميرند و قلب انسان تنها غذايى است كه در خور شاءن خدايان است . كسى را كه قربانى مى كردند، خدا مى شمردند و با كشتن و خوردن او زمينه رستاخيز خدا و تجديد نيروى او را فراهم مى آوردند. افسانه اى مكزيكى وجود داشت كه بنابر آن ، سابقا خود خدايان براى خورشيد قربانى شده بودند تا به او در كارش نيروى لازم ببخشند و اين وظيفه را به نمايندگان بشرى خود محوّل كرده بودند، يعنى به ايشان دستور داده بودند كه با هم بجنگند و براى تهيّه غذايى كه خورشيد لازم داشت ، همديگر را بكشند. اهالى يكى از مناطق ، پيوسته با همسايگان خود در جنگ بودند، تنها به اين منظور كه اسرايى به چنگ آورند كه بتوان آنها را قربانى كرد. وقتى در سال 1486 ميلادى معبد مخصوصى را به خدا اهدا نمودند، صف كسانى كه به اين مناسبت قربانى مى شدند دو ميل طول داشت ، در اين قتل عامّ وحشتناك ، دست كم قلبهاى هفتاد هزار انسان نذر شد. اين قربانيان تقريبا همگى جنگويان ملل رقيب بودند كه به اسارت افتاده بودند. (330)
    خلاصه ، نيازمندى خدايان دروغين و آلهه ساختگى بشر به غذا، بين معتقدين به آنها شايع و رايج بوده و هر گروهى با وضع و روشى كه خود گزيده بودند، به آنها غذا مى دادند. آيا كسانى در جهان بوده اند كه براى معبود واقعى و آفريدگار توانا چنين عقيده باطلى داشته و ذات غنىّ و بى نياز او را محتاج به غذا مى دانستند و خداوند آن چند آيه را در بى نيازى خود از رزق و روزى در ردّ آنها نازل فرموده است و يا خواسته به مؤ منين راستين بفهماند كه آفريدگار بزرگ از جميع نقايص من جمله نيازمندى به غذا مبرّا و منزّه است ، آن آيات را فرستاده تا موحّدين حقيقى مراقب باشند و ضمير خود را به تصوّر باطلى كه مشركين درباره خدايان خويش داشتند، آلوده ننمايند؟
    بت پرستان در عبادت مشرك بودند و غير خدا را پرستش مى نمودند، اما در خالقيّت مشرك نبودند و عقيده داشتند كه آفريدگار جهان ذات اقدس الهى است و اين مطلب در قرآن شريف مكرّر آمده است :
    ولئن ساءلتهم من خلق السّموات والارض ليقولنّ اللّه . (331)
    اگر از اينان سؤ ال كنى آفريننده آسمانها و زمين كيست ؟ در پاسخ مى گويند خداوند است .
    شرك در عبادت و توحيد در خالقيّت
    در يك آيه از قرآن شريف كه شايد تبيين كننده عقيده و عمل مشركين عصر جاهليّت درباره غذاى بتها باشد، راجع به زراعت و دامدارى آنان سخن گفته شده ، اما قبل از آنكه از بتها به عنوان شركاى زراعت و دام نام ببرد، از خداوند بزرگ نام برده و به طورى كه از آيه استفاده مى شود، مشركين بين سهم خداوند و سهم بتها تفاوتى قائل بودند و چون مطلب آيه و چگونگى عقيده مشركين بر گوينده مجهول است ، در اينجا فقط اصل آيه ذكر مى شود و از ترجمه و تفسير آن خوددارى مى گردد تا اهل تحقيق به تفاسير مختلف و ديگر منافع مراجعه كنند، شايد به واقع و از چگونگى انديشه و عمل مشركين آگاه گردند و به هدف آيه شريفه دست يابند:
    وجعلوا اللّه ممّا ذراء من الحرث والانعام نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا فما كان لشركائهم فلا يصل الى اللّه و ما كان لله فهو يصل الى شركائهم ساء ما يحكمون . (332)

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #194
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    قرآن و بى نيازى خداوند
    از آنچه مذكور افتاد، تا حدّى روشن شد كه مشركين و معتقدين به آلهه موهوم عقيده داشتند كه خدايان نياز به غذا دارند و هر گروهى به گونه اى مخصوص معبود خويش را غذا مى دادند و به شرحى كه ذكر شد، روش ‍ آفتاب پرستان بسيار خشن بود و انسانها را مى كشتند و مى گفتند غذاى نيروبخش به خورشيد، قلب انسانهاست . قرآن شريف براى آنكه آفريدگار جهان را از نياز به طعام تنزيه نمايد و در ضمن راه عاقلانه را به مردم جهان ارائه فرمايد، خداوند آن آيات را كه حاوى چند مطلب آموزنده است بر نبىّ معظّم خود(ص ) نازل فرمود تا مسلمين و مشركين از محتواى آن ايات بهره مند شوند. اول به مسلمانان فهماند خدايى را كه قرآن شريف معرفى مى كند و پيمبر اسلام (ص )، مردم را به او دعوت مى نمايد، غنى بالذات از جميع جهات است ، از آن جمله به غذا نياز ندارد.
    يطعم ولايطعم . (333)
    او به همه آفريده هاى زنده روى زمين غذا مى دهد و خود به طعام احتياج ندارد.
    دوم ، كسانى كه تازه قبول اسلام مى نمايند و خداوند را با معرفت صحيح نمى شناسند، اين آيات را با دقّت بخوانند و به غناى بارى تعالى از غذا آگاه گردند تا سخنان مشركين در ضميرشان اثر بد نگذارد و كمترين تصوّرى در نيازمندى خداوند به غذا در ضميرشان راه نيابد.
    از اعمال نادرست مشركين
    روى انّ فى الجاهليّة كانوا اذا نحروا لطّخوا البيت بالدّم فلمّا حجّ المسلمون ارادوا مثل ذلك فنزلت : لن ينال اللّه لحومها ولا دماؤ ها. (334)
    رويات شده است كه در جاهليّت وقتى مشركين نحر مى نمودند و قربانى مى كردند، از خون قربانى به حرم مى ماليدند. چون مسلمانان به اداى فريضه حجّ قيام نمودند، خواستند همانند مشركين از خون قربانى به حرم بمالند، خداوند آيه فرستاد كه گوشت و خون قربانى به خداوند نمى رسد و آنان را از اين عمل ناروا منع نمود.
    سوم ، گذاردن غذا نزد بت جماد يا كشتن انسانها در زمين براى غذاى خورشيد در آسمان عملى بود احمقانه و ضدّ عقل . نزول آن آيات در بى نيازى خداوند از غذا توانست بيش و كم در افكار مشركين اثر بگذارد، عقل خفته آنان را تا حدّى بيدار كند، و طرفداران تغذيه خدايان جماد را از جهل و خرافات رهايى بخشد.

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #195
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    عقيده غلط درباره پيامبران
    يكى ديگر از نادانى هايى كه در روزگار گذشته وجود داشته و قرآن شريف با آن به مبارزه برخاسته ، اين بود كه مردمانى پيمبران الهى را مورد استهزا و تحقير قرار مى دادند، از اين جهت كه اينان مانند ساير مردم غذا مى خوردند، با اين حال مدّعى رسالت از طرف حضرت بارى تعالى بودند. براى آنكه منشاء اين عقيده باطل روشن شود و بدانيم چرا كسانى چنين مى گفتند و به پيمبران اسائه ادب مى نمودند، توضيح مختصرى به عرض ‍ شنوندگان محترم مى رسد. بشر اگر بخواهد به كمال انسانى نايل شود و به سعادت واقعى دست يابد، بايد طبق برنامه دقيق ، قدم بردارد تا بتواند استعدادهاى انسانى خويش را تدريجا از قوّه به فعليّت بياورد و انجام اين امر نياز به هدايت تشريعى جامع و كامل دارد و انجام اين مهم فقط در خور ذات اقدس الهى است كه انسانها را آفريده و به تمام ابعاد وجود آنها واقف و آگاه است . خداوند اين راهنمايى پر ارج و سعادت آفرين را به عهده گرفته و در قرآن شريف فرموده :
    انّ علينا للهدى . (335)
    بى گمان هدايت انسانها در عهده ماست .
    هدايت سعادت آفرين
    براى آنكه هدايت تشريعى خود را به مردم ابلاغ فرمايد و راه تعالى را به آنان ارائه دهد، در هر عصر، از بين هر قوم ، افراد شايسته اى تعالى را به آنان ارائه دهد، در هر عصر، از بين هر قوم ، افراد شايسته اى را كه از هر جهت لايق مقام رفيع رسالت بودند، انتخاب مى فرمود و با اعطاى معجزات و بينّات ، آنان را بين جامعه مى فرستاد تا دستور الهى را ابلاغ نمايند و به صراط مستقيمشان رهبرى كنند، و چون بشر بودند و همانند دگران ، مردم به آسانى با آنان انس مى گرفتند، به سخنانشان توجه مى نمودند، و افراد آزاد و بى غرض از هدايتشان برخوردار مى شدند.
    اما وسوسه گران بذر مسمومى در دلها افشاندند و اين سخن غير واقعى را القا كردند كه بشر شايسته مقام نبوّت نيست و نمى تواند از طرف بارى تعالى به رسالت مبعوث گردد و پيمبران خداوند بايد يا از فرشتگان باشند يا لااقل در حمايت فرشتگان .
    ومامنع النّسا ان يؤ منوا اذ جاءهم الهدى الاّ ان قالوا اءبعث اللّه بشرا رسولا. (336)
    چيزى سدّ راه مردم نمى شد موقعى كه هدايت الهى مى رسيد، جز آنكه مى گفتند: آيا خداوند بشرى را به رسالت مبعوث فرموده است .
    قالوا لوشاء ربّنا لانزل ملائكة فانّا بما ارسلتم به كافرون . (337)
    مى گفتند: اگر پروردگار اراده مى فرمود، ملائكه را به رسالت فرو مى فرستاد و ما به رسالت شما كه مدّعى ماءموريت آن هستيد، ايمان نداريم .

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #196
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    انديشه باطل مشركين درباره پيامبر
    عن ابيمحمد الحسن العسكرى عن ابيه علىّ بن محمد عليهما السلام قال : كان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله قاعدا ذات يوم بفناء الكعبة اذا ابتدء عبداللّه بن ابى اميّة المخزومى فقال يا محمد! لقد ادّعيت دعوى عظيمة و قلت مقالا هاولا زعمت انّك رسول اللّه ربّ العالمين وما ينبغى لربّ العالمين وخالق الخلق اجمعين ان يكون مثلك رسوله ، بشرا مثلنا ولو كنت نبيا لكان معك ملك يصدّقك ونشاهده ، بل لو اراد اللّه ان يبعث الينا نبيّا لكان انّما يبعث الينا ملكا لابشرا مثلنا، ما انت يا محمد الاّ مسحورا ولست بنىّ. (338)
    امام عسكرى (ع ) از پدرش حضرت هادى (ع ) حديث نموده كه فرمود: روزى رسول اكرم (ص ) پشت ديوار كعبه نشسته بود. عبداللّه بن ابى اميّه مخزومى حضور حضرت آغاز سخن نمود و گفت : اى محمد! ادّعاى بزرگ و فوق العاده اى نموده اى ، گمان كردى كه رسول خداوندى ، و سزاوار نيست براى پروردگار عالم و آفريدگار همه مخلوقات ، مثل تو كه بشرى هستى همانند ما، رسول او باشى ، اگر هم نبى مى بودى ، بايد با تو ملكى باشد كه تو را تصديث كند و ما او را ببينيم ، بلكه اراده فرمود نبىّ بفرستد، فرشته مى فرستاد نه بشرى مثل ما، تو اى محمد انسانى هستى از حق دور افتاده ، نه آنكه پيمبر خدا باشى .
    ابنياء از افراد بشرند
    سخنان بى اساس جهال را كه مى گفتند: رسول الهى بايد فرشته باش ، قرآن شريف مردود شناخته و خداوند فرموده است :
    ولو جعلناه ملكا لجعلناه رجلا. (339)
    اگر به فرض محال ، ملكى را رسول قرار مى داديم ، او را به صورت انسان مبعوث مى نموديم تا مردم بتوانند با وى ماءنوس شوند و از تعاليمش ‍ بهره مند گردند.
    رسول اكرم (ص ) و تمام پيمبران الهى بشر بودند مانند ساير مردم . قرآن شريف به پيشواى اسلام دستور داد:
    قل انّما انا بشر مثلكم يوحى الىّ. (340)
    پيمبر گرامى ! به مردم بگو: من همانند شما بشرم و چون از طرف بارى تعالى براى تبليغ دين حق ماءموريّت دارم ، خداوند تعاليم خود را به من وحى مى فرمايد.

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #197
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    پيامبران مانند مردم به غذا نياز داشتند
    يكى از دلايل آن مردم نادان براى تكذيب نبوّت پيمبر اين بود كه مى گفتند چرا غذا مى خورد. قرآن شريف در اين باره فرمود:
    وقالوا ما لهذا الرّسول ياءكل الطّعام ويمشى فى الاسواق . (341)
    اگر اين مرد به راستى پيمبر الهى است ، پس چرا غذا مى خورد و در كوى و برزن راه مى رود.
    خداوند در ردّ سخنان جاهلانه مردم فرمود: نه تنها پيشواى اسلام غذا مى خورد، بلكه همه پيمبران كه در طول قرون و اعصار مبعوث شده بودند غذا مى خوردند.
    وما ارسلنا قلبك من المرسلين الاّ انّهم لياءكلون الطّعام ويمشون فى الاسواق (342)
    نبىّ معظم ! هيچ پيمبرى را قبل از تو مبعوث ننموديم مگر آنكه آنان نيز غذا مى خوردند و در كوچه و بازار راه مى رفتند.
    خداوند ضمن آيات متعدّد فرمود: پيمبران بشرند و مانند ساير انسانها زندگى مى كنند. براى اينكه به نادآنهابفهمانند سخنشان در مورد اعتراض به غذا خوردن پيمبران تا چه حدّ جاهلانه و بى اساس است ، فرمود:
    وجعلناهم جسدا لاياءكلون الطّعام . (343)
    ما پيمبران را جسد مرده قرار نداده ايم كه غذا نخواهند، بلكه انبيا مانند ديگر انسانهاى زنده ، داراى حيات اند و جسم حىّ غذا مى خواهد.
    غلوّ درباره پيامبران
    مردم زيادى در جهان رهبران دينى خود را با چشم غلّو مى نگرند و آنان را واجد مزاياى غير واقعى مى پندارند. علاقه مندان به سعادت بشر تا جايى كه مى توانند بايد از اين فكر باطل جلوگيرى كنند و مردم را از خطر گمراهى مصون دارند. پيمبر گرامى اسلام (ص ) از دنيا رفت . بعضى اين كلمه را بين مردم القا كردند كه پيمبر نمرده و نمى ميرد. اين سخن ، مطبوع طبع علاقه مندان آن حضرت بود.
    انّك ميّت وانّهم ميّتون . (344)
    جلو اين سخن بى اساس را گرفت و خداوند در حيات رسول اكرم (ص ) فرموده بود: تو مى ميرى و مردم نيز مى ميرند. اگر اين آيه نمى بود، شايد امروز فرقه خاصّى بين مسلمين وجود داشت كه به اين غلوّ معتقد بودند و مى گفتند: پيامبر نمرده و نمى ميرد.
    به شرحى كه توضيح داده شد، جمله دوم دعاى امام سجاد(ع ) موضوع بحث امروز و حصّن رزقى من التّلف بار الها روزى مرا از تباهى و تلف شدن مصون بدار، و همچنين احاديث بسيارى كه از اولياى اسلام راجع به غذا خوردن پيامبر(ص ) و ائمّه طاهرين عليه السلام رسيده ، از جهات متعدّدى آموزنده است ، يكى از آن جهان اين است كه هم اكنون بين مسلمين كسى نيست كه گرفتار اين غلوّ در عقيده باشد و بگوييد: پيامبر و ائمّه به غذا احتياج نداشتند..
    76: و وفّر ملكتى بالبركة فيه ، واصب بىسبيل الهداية للبرّ فيما انفق منه .
    حضرت على بن الحسين عليه السلام در اين قطعه از دعاى شريف مكارم الاخلاق ، دو درخواست از پيشگاه بارى تعالى مى نمايد: اول : بار الها! آنچه را كه مالكم با بركتى كه در آن اعطا مى نمايى ، افزون فرما. دوم : بار الها! آن را كه از مال خود انفاق مى نمايم به گونه اى صورت پذيرد كه از هدايت تو در برّ و نيكوكارى برخوردار باشم .
    به خواست خداوند توانا، اين دو جمله از كلام امام سجاد(ع ) موضوع بحث و سخنرانى امروز است .

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #198
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    معنى بركت
    البركة النّماء و الزّيادة حسّيّة كانت او معنويّة و ثبوت الخير الالهى فى شى ء و دوامه . (345)
    بركة به معناى نموّ و افزايش است ، خواه آن افزايش محسوس باشد يا آنكه معنوى و غير محسوس . گاهى نموّ و افزايش در موجودى به صورت طبيعى انجام مى شود و براى همه محسوس است اما در عمق آن بركت وجود دارد. در روايات ، اولياء گرامى اسلام ، كلمه بركة را در مورد گوسفند، مكرّر به كار برده اند.
    عن النّبىّ صلّى اللّه عليه وآله قال لعمّته : مايمنعك ان تتّخذى فى بينك البركة ؟ فقالت يا رسول اللّه ! ما البركة ؟ قال شاة تحلب . (346)
    رسول اكرم (ص ) به عمّه خود فرمود: چه چيز تو را مانع است از اينكه در خانه ات نگاهدارى نمايى ؟ عرض كرد: بركت چيست ؟ فرمود: گوسفندى كه از شيرش استفاده مى شود.
    گوسفند دارى بركت است
    عن ام راشد مولاة امّ هانى عن اميرالمؤ منين عليه السلام ، دخل على ام هانى ، فقالت ام هانى : قدّمى لابى الحسن عليه السلام طعاما. فقدّمت ما كان فى البيت . فقال مالى لا ارى عندكم البركة ؟ فقالت امّهانى : اليس هذا البركة . فقال : لست اعنى هذا، انّما اعنى الشّاة . (347)
    امّ راشد، خدمتگذار امّ هانى مى گويد: على (ع ) به منزل امّ هانى آمد.او دستور داد براى آن حضرت طعام بياورم . مى گويد: غذايى كه در منزل موجود بود آورم . امام فرمود: چرا در منزلتان بركت نمى بينم ؟ امّ هانى عرض كرد: غذايى كه حضور شما آورده ، بركت نيست ؟ فرمود: مقصودم غذا نيست ، مقصودم از بركت ، گوسفند است .
    شير و گوشت و اعضاى داخلى بدن گوسفند و همچنين پشم و پوست و روده اش براى مردم خير و بركت است ، جالب آنكه توالد و تناسل گوسفند، همانند سگ ، طبق نظام خلقت است و طبيعى ، با اين تفاوت كه اولا سگ در هر شكم چند توله مى آورد و گوسفندان اغلب يك برّه مى زايند و ثانيا هر روز تعداد زيادى از گوسفندان براى تغذيه انسانها ذبح مى شود و نسل سگ از اين آفت بزرگ مصون است ، با اين حال ، تعداد گوسفندان اينقدر چشمگير و زياد است و از نموّ و افزايشى كه بركت الهى است ، برخوردارند. بعضى از بركتها امر عادى نيست و از مجارى اسباب و علل طبيعى پديد نمى آيد، بلكه مشيّت خداوند توانا آن را به وجود مى آورد و حضرت مسيح ابن مريم عليه السلام يكى از آن پديده هاست . قرآن شريف راجع به آن حضرت موقعى كه طفل شيرخواره اى در گاهواره بود، چنين فرموده است :
    قال انّى عبداللّه آتانى الكتاب وجعلنى نبيّا. وجعلنى مباركا اين ما كنت . (348)

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #199
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    فيض بركت الهى به مسيح (ع )
    گفت : من بنده خدا هستم ، برايم كتاب فرستاده ، به نبوّتم برگزيده و مباركم قرار داده هر جا كه باشم .
    عن الصّادق عليه السلام فى قوله تعالى وجعلنى مباركا يعنى : نفّاعا. (349)
    امام صادق (ع ) فرمود: مبارك بودن مسيح (ع ) بدين معنى است كه او وجودى است بسيار نافع و از ناحيه وى خير و بركت فراوان عايد مردم مى گردد.
    اولين خيرى كه از وجود بابركت او عايد گرديد، اين بود كه مادر شريف و بزرگوار خود را تبرئه و تنزيه نمود و از شرّ زبان مردم مصونش فرمود. او در طول زندگى ، مردم را به خداى يگانه دعوت نمود، تعاليم حقّ را به آنان آموخت ، با نصايح و اندرزهاى حكيمانه خود، انسانيّت و فضيلت را درس ‍ داد و از بركات وجودش اين بود كه بيماران غير قابل درمان را با دعاهاى خويش مشمول شفاى الهى ساخت و از نعمت صحّت و سلامت برخوردارشان نمود.
    در آغاز سخن ، مذكور افتاد كه از جمله معانى بركت :
    ثبوت الخير الالهى فى شى ء و دوامه .
    بركت در پرتو ايمان و تقوى
    يكى از معانى بركت اين است كه خير الهى در چيزى پايدار و ثابت بماند.
    بركت بدين معنى صريحا در قرآن شريف آمده است :
    ولو انّ اهل القرى امنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السّماء والارض . (350)
    اگر اهل بلاد ايمان بياورند و به تقوى گرايش يابند، ما درهاى رحمت و بركت را از آسمان و زمين به روى آنان مى گشاييم .
    به موجب اين آيه مباركه ، در شهرى كه ايمان و تقوى حاكم باشد و مردم عملا از آن پيروى كنند، بركات الهى نيز در آن محيط ثابت و پايدار خواهد ماند. در روايات نيز آمده است كه عدالت و تقوى بركات را افزايش مى دهد و جرايم و گناهان ، بركت را از ميان مى برد و در اينجا به ذكر سه روايت اكتفا مى شود.
    عن على عليه السلام قال : بالعدل تنضاعف البركات . (351)
    على (ع ) فرمود: وقتى جنايات ، علنى و آشكار مى گردد، بركات الهى در جامعه از ميان مى رود.
    پاسخ يك پرسش
    در آيه اى كه مذكور افتاد، چنين آمده كه اگر مردم بلاد، ايمان بياورند و تقوى در پيش گيرند، خداوند درهاى بركات را از آسمان و زمين به روى آنان مى گشايد. ممكن است بعضى از شنوندگان محترم سؤ ال كنند: بين ايمان و تقوى با بركات سماوى و ارضى چه رابطه اى وجود دارد؟ مى توان گفت اين پرسش در موارد ديگرى از آموزشهاى اسلامى نيز قابل طرح است . از آن جمله ، در روايات آمده : صدقات و اعمال معروف ، دفع بلا مى كند، يا صله رحم موجب طول عمر مى شود. سائل مى پرسد: بين صدقه و دفع بلا، يا صله رحم و طول عمر چه رابطه اى است ؟ در پاسخ اين قبيل پرسشها مى توان گفت : آثار مترتّب بر اعمال كه در شرع مقدّس آمده ، دو قسم است ، بعضى از آثار است كه عقل ، رابطه آنها با عمل را درك مى كند، مثلا در قرآن شريف فرموده :
    اعدل .ا هو اقرب للتّقوى . (352)
    عادل باشيد كه دادگرى به تقوى نزديكتر است .
    قد افلح من زكّيها. (353)
    بى گمان به رستگارى نايل مى شود آن كس كه نفس خود را از پليدى هاى اخلاق بد، تزكيه و تطهير نمايد.
    ان الانسان ليطغى ان راه استغنى . (354)
    تمكّن و مالدارى مى تواند مايه سركشى و طغيان بشر گردد.
    روابط عقلانى و فوق عقلانى
    در اين قبيل موارد كه ترتّب اثر بر عمل از نظر طبيعى يا روانى قابل درك است ، عقل رابطه آن دو را با يكديگر تاءييد مى نمايد. اما در مواردى كه ترتّب اثر بر عمل داراى جنبه معنوى است و عقل نمى تواند رابطه آن دو با يكديگر را بفهمد، از درك آن اظهار عجز مى كند، مى گويد: اين امرى است فوق عقل ، ولى هرگز به خود اجازه نمى دهد كه آن را نفى نمايد و نزول بركات سماوى و ارضى بر اثر ايمان و تقوى ، يا دفع بلا بر اثر صدقه ، يا طول عمر بر اثر صله رحم از اين قبيل است .
    امام سجاد)ع ) در جمله اول دعاى مورد بحث امروز، از پيشگاه بارى تعالى درخواست بركت مالى نموده ، عرض مى كند:
    ووفر ملكتى بالبركة فيه .
    بار الها! آنچه را كه مالكم با بركتى كه در آن اعطا مى نمايى ، افزون فرما.

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #200
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    دعاى امام (ع ) و انواع بركت
    اين دعا به اعتبار مايملك امام (ع ) به صور مختلف قابل استجابت است . اگر امام (ع ) مزرعه اى دارد كه براى تاءمين معاش خود و خانواده خويش در آن كشت نموده و بركتش را از خداوند طلب مى كند، مى خواهد كه در هر خوشه دانه هاى بيشترى تكوين شود، اگر چند راءس دام دارد و بركت آن را درخواست مى كند، بدين معنى است كه مواليدشان بيشتر و شيرشان فزونتر باشد، اگر مالك چند درخت ميوه است و از خداوند بركت آنها را مى طلبد، بدان معنى است كه ميوه اشجار زيادتر شود. ممكن است بركت مالى در مورد درخواست حضرت زين العابدين (ع ) ناظر به كيفيّت مصرف مال باشد، به گونه اى كه نفع فزونتر عايد مردم گردد و براى توضيح چنين بركتى ، حديث آموزنده اى را از رسول (ص ) به عرض شنوندگان محترم مى رساند:
    بركت در كيفيت مصرف
    عن ابيعبد اللّه عليه السلام قال : جاء رجل الى رسول اللّه وقد بلى ثوبه . فحمل اليه اثنى عشر درهما. فقال يا على خذ هذه الدّراهم فاشترلى ثوبا البسه . قال على عليه السلام ، فجئت الى السّوق فاشتريت له قميصا باثنى عشر درهما وجئت به الى رسول اللّه . فنظر اليه فقال : يا على ! غير هذا احبّ الىّ. اترى صاحبه يقيلنا؟ فقلت : لاادرى . فقال انظر. فجئت الى صاحبه فقلت انّ رسول اللّه (ص ) قد كره هذا يريد ثوبا دونه . فاقلنا فيه فردّ علىّ الدّراهم وجئت به الى رسول اللّه . فمشى معى الى السّوق ليبتاع قميصا. فنظر الى جارية قاعدة على الطّريق تبكى . فقال رسول اللّه ما شاءنك ؟
    قالت يا رسول اللّه انّ اهل بيتى اعطونى اربعة دراهم لاشترى لهم بها حاجة فضاعت ، فلا اجسر ان ارجع اليهم . فاعطاها رسول اللّه اربعة دراهم وقال ارجعى الى اهلك ومضى رسول اللّه الى السّوق . فاشترى قميصا باريعة دراهم ولبسه وحمداللّه وخرج فزاى رجلا عريانا يقول من كسانى كساه اللّه من ثياب الجنّة . فخلع رسول اللّه قميصه الّذى اشتراه وكساه السّائل . ثمّ رجع الى السّوق فاشترى بالاربعة الّتى بقيت قميصا آخر فلبسه وحمداللّه ورجع الى منزله و اذا الجارية قاعدة على الطّريق . فقال لها رسول اللّه : مالك لا تاءتين اهلك .
    قالت يا رسول اللّه انى قد ابطاءت عليهم واخاف ان يضربونى . فقال رسول اللّه : مرّى بين يدىّ ودلّينى على اهلك . فجاء رسول اللّه حتّى وقف على باب دارهم . ثمّ قال السلام عليكم يا اهل الدّار. فلم يجيبوه ، فاعاد السلام فلم يجيبوه فاعاد السلام فقالوا: عليك السلام يا رسول اللّه و رحمة اللّه وبركاته . فقال لهم لكم تركتم اجابتى فى اول السلام والثانى . قالوا: يا رسول اللّه سمعنا سلامك فاجببنا ان تستكثر منه . فقال رسول اللّه : انّ هذه الجارية ابطاءت عليكم فلا تؤ اخذوها. فقالوا6 يا رسول اللّه : هى حرّة لممشاك . فقال رسول اللّه : الحمداللّه ، ما راءيت اثنى عشر درهما اعظم بركة من هذه ، كسى اللّه به عريانين و اعتق بها نسمة . (355)

    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 20 از 32 نخستنخست ... 1016171819202122232430 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •